مشاعرۀ سنّتی

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
نشان روی تو جستم به هرکجا که رسیدم
ز مهر در تو نشانی ندیدم و نشنیدم


هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم
هزار تیر بلا از تو خوردم و نرمیدم

خواجوی کرمانی
 

sara23

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مو که یارُم سر یاری نداره
مو که دردُم سبکباری نداره
هنو واجن که یارت خواب نازه
چنو خوابه که بیداری نداره
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
در عشقِ تو ای خلاصهٔ زیبایی
با خاک یکی شدم، چه می‌فرمایی؟

#عطار
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا که بودیم نبودیم کسی،


کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند،

خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آئینه بدانیم چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست

در حیرتم از مرام این مردم پست

این طایفه ی زنده کش مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا

تا رفت به عزت ببرندش سر دست

آه میترسم شبی رسوا شوم،

بدتر از رسواییم تنها شوم

آه ازآن تیر و از آن روی و کمند،

پیش رویم خنده پشتم پوزخند
 

Aghrab Khatoon

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا که بودیم نبودیم کسی،


کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند،

خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آئینه بدانیم چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست

در حیرتم از مرام این مردم پست

این طایفه ی زنده کش مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا

تا رفت به عزت ببرندش سر دست

آه میترسم شبی رسوا شوم،

بدتر از رسواییم تنها شوم

آه ازآن تیر و از آن روی و کمند،

پیش رویم خنده پشتم پوزخند

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با من راه نشین باده مستانه زدند
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد
ز هر در می دهم پندش، ولیکن در نمی گیرد

چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی گیرد.....
 

Aghrab Khatoon

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
درون سینه ام صد آرزو مرد
گل صد آرزو نشکفته پژمرد
دلم بی روی او دریای درد است
همین دریا مرا در خود فرو برد
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و سواری نفرستاد
 

Aghrab Khatoon

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
ما ز بالاييم و بالا میرويم
ما ز درياييم ودريا ميرويم
ما از آن جا و از اين جا نيستيم

ما ز بيجاييم و بی جا ميرويم
 

sara23

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من و توییم که در اشتیاق می سوزیم
من و توییم که در انتظار فرداییم
اگر سپیده ی فردا دمد دگر آن روز
من و تو نیست میان من و تو! این ماییم...
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
وقتی که تو رفتی خورشید نمرده
دریا و بیابان خدا دست نخورده
وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته
اشکم نشده سیل و مرا سیل نبرده
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است
خاقانی
 

sar sia

کاربر بیش فعال
در دایری مبهم و محدود لغات
من مات شده در آن هجوم کلمات
فریاد زدم: من از الف می گویم...
منظور من از الف همانا الف است
انگار که گوشهایتان منحرف است!
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت

حافظه جان😊
 

gelayor14

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
تا که ما از نظر و خوبی تو با خبریم
از بد و نیک جهان همچو جهان بی خبریم
نظری کرد سوی خوبی تو دیده ما
از پیروی تو تا حشر غلام نظریم
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
می‌ای دارم چو جان صافی ،صوفی می‌کند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 109
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 10

Similar threads

بالا