دیدگاه ها در خصوص فلسفه قرن بیستم پاسخی به تام راکمور

mohsen-gh

مدیر تالار فلسفه


نویسنده : پیتر جانکرز

مترجم: بهنام بهفروز

چکیده:
در این مقاله، ما دو موضوع مقاله تام راکمور را مورد بررسی قرار می­دهیم. اول، من تمایل به بررسی زمینه تعدادی روند جدید در فلسفه معاصر داریم و دوم به تفسیر خود راکمور از این روندها می­پردازیم.

1-دوری و برگشت به هگل:
طبق نظر راکمور، سه روند بر مبحث فلسفه قرن بیستم، به اصطلاح فلسفه قاره ­ای، فلسفه تحلیلی آمریکایی- انگلیسی و فلسفه عملی جدید آمریکایی غالب می­شود. بین فلسفه تحلیلی و قاره­ای، دو روند از همه مهمتر، به سختی هر مبحثی اتفاق می­اقتد؛ و این به علت نادیده گرفتن، عدم توجه دوطرفه بود. با این حال، این موقعیت به تدریج در حال تغییر است، به خصوص فلاسفه آمریکایی همچون تیلور، هگل، روتی و دیگران موضوعاتی را مورد بحث و بررسی قرار می­دهند که تا اخیراً تنها فلاسفه قاره­ای به آن علاقه­مند بودند.
چیزهایی در فلسفه قاره­ای اگر چه کمتر به وضوع تغییر کرده­اند. من تمایل به بررسی زمینه این تغییرات و طرح پیشنهاد و فرضی جهت تفسیر آنها دارم: در نظر من، این روندهای فلسفی واگرا می­تواند به عنوان پاسخ­هایی به فلسفه هگل در نظر گرفته شوند.

منبع:سایت فلسفه نو
 
بالا