گفتگوی خودمانی ارشدی های 94

وضعیت
موضوع بسته شده است.

aminvo

عضو جدید
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟


من با اینکه تجربه زیادی ندارم ولی به نظرم، آره زمان زیادی را از دست میدی، به غیر از این، هر چی زوتر خودت را به مسئله ای درگیر کنی راحت تر می تونی اتفاق افتاده را فراموش کنی و خود به خود تمرکزت از روی اون موضوع برداشته میشه. من نمی دنم مسئله چی هست که میتونه یک مرد حدود 23 سال را دچار مشکل بکنه و باعث باشه که تمرکزش را از روی موضوعی که از قبل عید داشته روش فکر می کرده و توی باشگاه پست میداد را از دست بده، ولی هر چی هست چون تقریبا در یک رنج سنی هستیم، می تونم بگم که این هم یک تجربه ای هست که در این مقطع سنی باهاش رو به رو میشیم. مثل خیلی از تجربه های دیگه مثل بحران کار داشتن، بحران مستقل شدن، بحران پول در آوردن، بجران دوست داشتن( عاشق شدن) و .... . هر کدوم از این بحران ها مدتی طول کشید تا باهاش کنار بیایم ولی بالاخره اومدیم و فهمیدیم که زودتر هم میشد هضمش کرد و برای ماجراجویی های جدیدتر و تجربه جدید تر پیش رفت. خوشحال میشم اگه بتونم کمکت کنم، شاید با به اشتراک گذاشتن این موضوع با یک نفر از فکر کردن بهش دست برداری و راحت بشی. در کل فکر می کنم که سریعتر باید جمعش کنی چون ممکن هست بعد از کنکور پشیمون بشی که چرا یک ماه روی این موضوع زمان از دست دادی.
 

Nazliiiiii

اخراجی موقت
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟


وحید جان رو منم حساب کن امیدوارم بتونم کمکت کنم :(
اشاالله که هر چ هست به زودی حل بشه این روزا میگذره ....
 

Reza system 94

عضو جدید
سلام دوستان عزیز
امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه :D
کم و بیش خبر دارم که یک سری از دوستان شروع کردن به درس خوندن ولی از اونجا که همیشه یکم دیر استارت میزنم :w16:انشاالله از فردا به طور جدی شروع به درس خوندن میکنم :)
منابع رو تقریبا خریدم فقط چندتاش موند که اونم پولم ته کشید:sweatdrop:
امیدوارم در کنار هم به هدفهامون برسیم:victory:
جنابوحیدایکسهم اگه کمک خواستی رو منم حساب کن انشاالله زود حل بشه :w24:


یاحق
 

f.babaei

عضو جدید
یه درد دل دوستانه اگه اهل درس خواندنی بهتر به سربازی بری بعد که یک کار خوب پیدا کردی به فکر ادامه تحصیل باش چون ممکنه که با ادامه تحصیل همین فرصت های دم دستی هم از کفت بره و یک جور احساس توقعت هم بره بالا و به هر کاری راضی نباشیبعد از این ماجراها سن ازدواجت می ره بالا وقتی پدر می شی که باید بابابزرگ باشی!.
خب من قبلا نظرمو راجع به این قضیه گفتم اما میخواستم بگم چرا شماها اینقدر روی سنتون حساس شدید!! عزیزمن آخه همه زندگی که توی ازدواج وبچه دار شدن ختم نمیشه درسته قبول دارم که ازدواج مهمه اما بنظرم بهتره سن رو ملاک قرار ندیدهرموقع که به هدفتون رسیدیدواز آیندتون مطمئن شدیدمیتونید یه آستینی بالابزنیدالبته اینم بگم روحیه افراد باهم دیگه فرق میکنه وممکنه یه نفر باازدواج پیشرفت کنه!درکل میخوام بگم هیچ وقت واسه تغییر دیرنیست اگه قبول ندارید یه نگاهی به زندگی پروفسورحسابی بندازیدببینید چقدر توی دوران جوونی تغییررشته دادندوفکرکنم توی سن30سالگی متوجه شدند که به فیزیک علاقه دارند ودنبالش رفتند.توکلتون بخدا باشه مطمئن باشید همه چی روبراه میشه;)
 

Nazliiiiii

اخراجی موقت
تفاوت سنی زیاد پدر با فرزندان چه اثری دارد؟
فاصله سنی بد مطلق نیست


برخی معتقدند فاصله سنی پدر و کودک باعث می شود پدر حوصله اینکه با بچه بازی کند، نداشته باشد زیرا بازی والدین با بچه ها، از مهم ترین ارکان تربیتی است و باعث رشد فکری، عقلی، عاطفی و ایجاد رابطه صمیمانه والد و کودک می شود.
یکی از اشکال هایی که فاصله خیلی زیاد سنی پدر و فرزند ممکن است در پی داشته باشد، این است که وقتی بچه به سن نوجوانی می رسد، پدر سنین میانسالی را طی می کند. در این حالت هر دو دچار بحران هستند، یکی در بحران نوجوانی به سر می برد و دیگری بحران میانسالی را پشت سر می گذارد و این ممکن است باعث شود تعاملشان منجر به برخورد شود.
از طرفی درست است که فاصله سنی زیاد پدر و فرزند ایرادهایی دارد ولی به طور مطلق بد نیست و این موضوع به رفتار خانواده و رفتار پدر با فرزند بستگی دارد.





زمان

طولاني مي شود براي كساني كه غصه دارند ،
كوتاه مي شود براي كساني كه شاد هستند ،
دير مي گذرد براي كساني كه منتظر هستند ،
زود مي گذرد براي كساني كه عجله دارند ،
اما ابدي مي شود براي كساني كه عاشق هستند
 

M@HY@R93

عضو جدید
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟



خیلی ناراحت شدم نمیدونم چی بگم فقطمیتونم برات دعاا کنم زودتر مشکلت حل بشه .
 

old eng

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟
منم پارسال که برای کنکور خاستم بخونم شرایط مشابه شمارو داشتم و خوب کار خیلی خوبی که کردین دارین از بقیه کمک میگیرین ولی من خودم تنهایی به پهنای همه ی کوهپایه ها لبخند زدم وقتی تمام غصه های عالم روی شانه های دخترانه ام سنگینی میکرد!!! شعر شد ک!!! ولی خوب ب نظرم آره اگه با دیگران در ارتباط باشینو از تجربیاتشون استفاده کنین و مشکلتون رو در میون بذارین وضعتون روز به روز بهتر میشه!!! به نظرم اصلا نگران زمان نباشین نمیدونم چرا دوستان میگن دیره و این حرفا!!! البته سطح علمی افراد متفاوته و نمیشه نسخه پیچید. فک نمیکنم زمان کمی باشه از الان تا کنکور!!من که خودم آبان به بعد تازه ی تکونی خوردم و بعد باز دوباره رفتم تو کمای افکارم ولی باز تو همون مدتم خیلی کارا کردم و به نظرم خیلی زمان زیادیه از الان تا کنکور!!! نگران نباشینو سعی کنین با توکل ب خدا و دوستای خوبی که دارین و بزرگترها و کلا تجربه ها با مشکلتون هرچی که هست کنار بیاینو قول بدین ی پایان شیرینو رقم بزنین!!! اینجا رو هم ترک نکنین من واقعا ناراحتم که چرا پارسال اینجا نیومدم!!! در هرصورت تو چ میدانی شاید آنچه من دوست میدارم اصلا دوست داشتنی نباشد و بالعکس.
 

giga12

عضو جدید
خب من قبلا نظرمو راجع به این قضیه گفتم اما میخواستم بگم چرا شماها اینقدر روی سنتون حساس شدید!! عزیزمن آخه همه زندگی که توی ازدواج وبچه دار شدن ختم نمیشه درسته قبول دارم که ازدواج مهمه اما بنظرم بهتره سن رو ملاک قرار ندیدهرموقع که به هدفتون رسیدیدواز آیندتون مطمئن شدیدمیتونید یه آستینی بالابزنیدالبته اینم بگم روحیه افراد باهم دیگه فرق میکنه وممکنه یه نفر باازدواج پیشرفت کنه!درکل میخوام بگم هیچ وقت واسه تغییر دیرنیست اگه قبول ندارید یه نگاهی به زندگی پروفسورحسابی بندازیدببینید چقدر توی دوران جوونی تغییررشته دادندوفکرکنم توی سن30سالگی متوجه شدند که به فیزیک علاقه دارند ودنبالش رفتند.توکلتون بخدا باشه مطمئن باشید همه چی روبراه میشه;)
دوست عزیز من هم با شما موافقم
 

sanup2006

عضو جدید
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟

وحید جان سلام
من خیلی خوب درکت میکنم. میدونم زندگی چجوری آدم رو بازی میده ؛خوب میدونم و خودم روزای سختی گذروندم و دارم میگذرونم. ولی بدون مطمئن باش مطمئن باش با غصه خوردن چیزی حل نمیشه.خدای نکرده سلامتیتم از دست میدی.
من خودم یک زمانی خیلی خودوری کردم الان سردردی دارم که همیشه همرامه و بعضی وقتا اشکمو درمیاره.
پس به خوبی ها فک کن و نذار یک لحظه فکرای منفی بیاد سمتت.
اگر حس کردی کمکی از دستم برمیاد بگو.
خیلی چاکرم.
موفق باشی.
 

bahar-control

عضو جدید
سلام بچه ها. من تازه امروز عضو شدم خيلي حرفاتون خوب بود كليشو خوندم;)يه چند تا سوال داشتم ازتون. من ترم دوم كارشناسي ناپيوسته كنترل ابزار دقيق دانشگاه غيرانتفاعي هستم.ميخوام واسه ارشد شروع كنم به خوندن گرچه با پايه ضعيفي كه دارم (به جز زبان)اميدي به قبولي تو دولتي ندارم. اگه كسايي رو ميشناسين كه مثل من بودن و دولتي قبول شدن لطف كنين بهم معرفي كنين تا يكم انگيزه پيدا كنم مرسي
 

flick

عضو جدید
سلام دوستان.. امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.. با اجازه از مدیر محترم نمیدونم جاش اینجاس که مشکلمو در میون بزارم یا نه اما راستش مساله شخصی فکرمو مشغول کرده از لحاظ روحی روانی اصلا حالم خوب نیست و نمیدونم این مساله تا کی برام ادامه داره.. خواستم بگم اگه بر فرض مثال حدود 1ماه فکر من مشغول این قضیه باشه و نتونم برم سراغ درس وقت زیادی رو از دست دادم؟؟؟ چون واقعا حالم داغونه و ضربه شدیدی بهم خورده اما دارم سعی میکنم کم کم به خودم مسلط شم اما میدونم حداقل تا یه مدت نمیتونم مساله رو برا خودم هضم کنم و تمرکز کنم برا شروع درس.. خدا کنه هیچکدومتون تو این شرایط حساس مث من دچار درگیری فکری نشین و اینجور تمرکز و انگیزتون رو به هم نریزه.. نیاز به دلگرمی و کمک دارم کسی هست؟؟

سلام وحید جان.منم یک مشکل یا بهتر بگم یک بحران از اسفند گریبانمو گرفته و ول کن نیست،کلی از لحاظ روحی روانی منو بهم ریخت....ولی خودمو با درس مشغول کردم که بتونم فراموشش کنم...خوشحال میشم کمکت کنم...
 

Joe_Bel

کاربر فعال تالار مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
اعلام نتایج اولیه آزمون ارشد؛ نیمه دوم اردیبهشت


رییس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: نتایج اولیه آزمون کـــــارشناسی ارشد نیمه دوم اردیبهشت اعلام می شود.


دکتر ابراهیم خدایی با بیان این که آزمون کارشناسی ارشد بهمن گذشته برگزار شده بود؛ افزود: داوطلبان آزمون کــارشناسی ارشد پس از اعلام نتایج اولیه (نیمه دوم اردیبهشت) تعیین رشته خواهند کرد.


وی اضافه کرد: برخی رشته های آزمون کارشناسی ارشد، آزمون عملی یا تشریحی دارند که خرداد و تیر برگزار خواهد شد.


رییس سازمان سنجش آموزش کشور با بیان این که پس از برگزاری این آزمون ها و جمع آوری اطلاعات، نتایج نهایی اعلام می شود؛ گفت: نتایج نهایی آزمون کارشناسی ارشد هفته اول شهریور اعلام خواهد شد.


دکتر خدایی با اشاره به این که951هزار نفر داوطلب آزمون کارشناسی ارشد بودند؛ افزود: بیش از350هزار نفر (سه برابر ظرفیت) مجاز به انتخاب رشته خواهند بود.


وی با بیان این که ظرفیت پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد همچون سال گذشته است؛ اضافه کرد: حدود 115هزار نفر در این مقطع پذیرفته خواهند شد.



1393/01/18
16:17

منبع خبر: واحد مرکزی خبر
 

pause1991

عضو جدید
سلام بچه ها. من تازه امروز عضو شدم خيلي حرفاتون خوب بود كليشو خوندم;)يه چند تا سوال داشتم ازتون. من ترم دوم كارشناسي ناپيوسته كنترل ابزار دقيق دانشگاه غيرانتفاعي هستم.ميخوام واسه ارشد شروع كنم به خوندن گرچه با پايه ضعيفي كه دارم (به جز زبان)اميدي به قبولي تو دولتي ندارم. اگه كسايي رو ميشناسين كه مثل من بودن و دولتي قبول شدن لطف كنين بهم معرفي كنين تا يكم انگيزه پيدا كنم مرسي

سلام . برین کارنامه های سال های قبل رو نگاه کنین ببینین چند نفر مث شما بودن که تونستن رتبه های خوب بیارن و به اونجایی که دوست داشتن راه پیدا کنن.

خوندن برای ارشد یه شروع دوبارس. همه ی ما کم کاری هایی توی دوره کارشناسی داشتیم که تافرصت طولانی مونده به ارشد میتونیم جبران کنیم.

اگه از الان به خودتون بگین که من قبول نمیشم چون انگیزه ای وجود نداره بنابراین تلاشی نخواهید کرد ؛اگه این روال باشه یقین داشته باشین که قبول نمیشین.

عزمتون رو جزم کنین و با توکل به خدا بسم الله بگین با پشتکار زیاد میتونین ضعف های گذشته رو جبران کنین
 
آخرین ویرایش:

enstien

عضو جدید
سلام بچه ها. من تازه امروز عضو شدم خيلي حرفاتون خوب بود كليشو خوندم;)يه چند تا سوال داشتم ازتون. من ترم دوم كارشناسي ناپيوسته كنترل ابزار دقيق دانشگاه غيرانتفاعي هستم.ميخوام واسه ارشد شروع كنم به خوندن گرچه با پايه ضعيفي كه دارم (به جز زبان)اميدي به قبولي تو دولتي ندارم. اگه كسايي رو ميشناسين كه مثل من بودن و دولتي قبول شدن لطف كنين بهم معرفي كنين تا يكم انگيزه پيدا كنم مرسي

سلام به نظرم ما بايد واسه چيزي كه واقعا ميخوايم خوب تلاش كنيم نهايتا ٢ حالت داره يا به همه ي هدفمون ميرسيم كه خدارو شكر يا به درصد كمتري از اون ميرسيم كه باز هم خدارو شكر در هر حالت باختي تو كار نيست .
نااميدي جلوي تلاش كردن رو ميگيره . تازه از الان تا كنكور يه سال وقت هست اگر متعادل حركت كنيد مطمعنا موفق ميشيد .
راستي اگر توي يه مسير قدم برداريم و به تهش نرسيم بهتر از اينه كه بگيم چون ميدونم به تهش نميرسم نميرم ;)
خودم توي كنكور كارشناسي همينجوري بودم ٢ ساعت درس ميخوندم ٥ ساعت به نحوه ي درس خوندن فكر ميكردم آخرش رتبه م رو همون ٢ ساعتا تعيين كردن !!!
 

freddy-elec

کاربر فعال مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
سلام بچه ها. من تازه امروز عضو شدم خيلي حرفاتون خوب بود كليشو خوندم;)يه چند تا سوال داشتم ازتون. من ترم دوم كارشناسي ناپيوسته كنترل ابزار دقيق دانشگاه غيرانتفاعي هستم.ميخوام واسه ارشد شروع كنم به خوندن گرچه با پايه ضعيفي كه دارم (به جز زبان)اميدي به قبولي تو دولتي ندارم. اگه كسايي رو ميشناسين كه مثل من بودن و دولتي قبول شدن لطف كنين بهم معرفي كنين تا يكم انگيزه پيدا كنم مرسي
یکی رو می شناختم که واسه کنکور کارشناسی یه سال پشت کنکور موند.سال دوم دانشگاه آزاد قبول شد و همه ی درسارو ناپلئونی پاس کرد و الان معدلش حدود 13 هستش،از کل درسای برق فقط kvl kcl بلد بود،حتی زبان رو هم بلد نبود پس وضعیت شما بهتره.
از تابستون شروع به خوندن کرد و بدون اینکه هیچ کلاسی بره تا روز قبل کنکور ادامه داد.امسال هم احتمال خیلی زیاد رتبه ی زیر 200 بیاره.
 

Nazliiiiii

اخراجی موقت
سلام وحید جان.منم یک مشکل یا بهتر بگم یک بحران از اسفند گریبانمو گرفته و ول کن نیست،کلی از لحاظ روحی روانی منو بهم ریخت....ولی خودمو با درس مشغول کردم که بتونم فراموشش کنم...خوشحال میشم کمکت کنم...


[h=1]چگونه با افکار منفی خود مبارزه کنم؟[/h]

من بارها شده که با یک اتفاق کوچک آنقدر به آن فکر کردم که به قول معروف از کاه کوه ساختنم، بگذارید مثالی بزنم: یک ماشین به صورت نابجا برای ما بوق می زند. برای لحظه ای عصبانی می شویم و با خود می گوییم عجب آدم مزخرفی است. تحت تاثیر عصابانیتمان واکنشی نشان می دهیم و در جواب واکنش ما او عکس العملی نشان می دهد. او رد می شود و می رود ولی ما هنوز به افکار منفی خود غوطه وریم. در ذهن خود با او گلاویز می شویم، با مشت به سر او می زنیم، به زمین می افتد و بیهوش می شود. فکر اینکه نکند او را به قتل رسانیده باشیم تنمان را می لرزاند و یک مرتبه به خود می آییم و می بینیم اینها فقط افکار منفی ما بودند و البته فرد مزاحم الان رفته است. به عبارتی دیگر یک عمل کلید ماشه یک سلسه از افکار اتوماتیک منفی را می کشد

۱- خودآگاهی: دستتان به فنجان می خود. چای روی زمین می ریزد و شما احساس شرمندگی و خشم می کنید. واقعا آن لحظه در ذهن شما چه گذشت؟ شاید همین که چای ریخت پیش خودتان گفتید: اه، باز این چای رو نباید اینجا می گذاشت و بعد هم سلسله افکارتان ادامه پیدا می کند: آخه من بهش چی بگم؟ از دستش خسته شدم. همش بی دقتی، این هم شد شانس؟ واقعا که بدبختم. و حالا به شدت از دست او که شاید هم اصلا خطایی نکرده است عصبانی می شوید. خب حالا اگر خودآگاهی داشته باشید و بدانید که این فرآیند سلسله وار است که بهمن وار هرچه ادامه می یابد سنگین تر و حتی غیر منتطقی تر می شود باعث می شود طبیعتا جلو اثرات زیاد آن گرفته شده و فقط شما در حد همان ریختن و کثیف شدن فرش از این اتفاق ناراحت می شوید که البته آنقدر زیاد نخواهد بود. پس همین که بدانیم در ذهن ما چه می گذرد خود به خود حتی اگر کار زیادی هم برای توقف آن نکنیم به کاهش اثرات آن منجر می شود پیش همین دانستن خودش قدم بزرگی است.۲- زنجیره افکار اتوماتیک را در اولین فرصت پاره کنید: کمک بزرگی است که در اولین لحظه حضور ذهنمان در این فرآیند سلسله وار گفتمان درونی آن را قطع کنیم. دوست صمیمی مان سرزنش می کند که چرا به او سر جلسه امتحان تقلب نرسانده ایم و ما هم تحت تاثیر انتقاد او ناراحت شده و پیش خود می گوییم عجب آدم بی ملاحظه ای! می خواهد آبروی مرا ببره. همش توقعات زیادی دارد. آخه خودش مگر واسه من چی کار کرد؟ واقعا که! ما هم عجب دوستانی داریم و… بسته به اینکه این سلسه افکار را با چه شدتی و تا کجا ادامه دهید ممکن است آنقدر عصبانی و آزرده خاطر شوید که تصمیم بگیرید برای همیشه (البته در آن لحظه) با او قطع ارتباط کنید. در حالی که در همان لحظه اول یعنی بعد از انتقاد او این مکالمه درونی را قطع می کردید یا اصلا عصبانی نمی شدید و یا شدت آن بسیار کم بود.
۳- افکار اتوماتیک منفی خود که در طول روز تولید شده است را یادداشت کنید: شاید بگویید چرا یادداشت کنم؟ همین که می فهمم در مغزم چه می گذرد کافی است. ولی باید بدانید که طی تحقیقاتی که انجام گرفته است نوشتن اثرات بسیار عمیقی در سیستم عصبی ما دارد. نوشتن افکار اتوماتیک باعث می شود تا جزئی ترین افکار پنهان یا برق آسایی که از ذهن ما می گذرد را شکار کنید. واقعیت آن است که افکار اتوماتیک آنقدر برق آسا هستند که کشف آن ها تقریبا در لحظه واقعه بسیار مشکل است و باید در فرصت مناسب مثلا هر شب در آرامش چشمان خود را ببندید و آن واقعه را مثلا بی محلی دوستتان به شما و یا ترس تان از امتحان و یا جر و بحثتان با همسایه را در ذهن تان مرور کنید و ببینید در آن لحظه به خودتان چه گفتید؟ چه چیزی را تصور کردید و چه فکری از ذهنتان گذشت؟ و آن را لحظه به لحظه بنویسید. شاید این زنجیره حتی به بیست و بیشتر از افکار اتوماتیک منفی منجر شود. من خودم شخصا بعضی مواقع توانسته ام این زنجیره را به دو صفحه پشت سر هم تصور کرده و یادداشت کنم. پیشنهاد می کنم اگر این کار را می کنید سعی نمایید جلو هر فکر جای خالی بگذارید تا بعدا فکر مثبت جایگزین را هم جلو آن بنویسید.

۴- مثل یک وکیل مدافع باشید: حالا جلو هر فکر یک فکر مثبت یادداشت کنید. فکر کنید که یک وکیل مدافع هستید که باید از کسی (که اینجا خودتان هستید) دفاع کنید. برای مثلا جلو فکر منفی که می گوید: “عجب آدم بی ملاحظه ای” بگویید: “به نظر می رسد کمی عصبانی است، احتمالا این موضوع ناراحتش کرده. در هر حال اتفاقا من دیده ام که چقدر هم مواظب رفتارش هست،” و یا بگویید “شاید رفتارش کمی بی ملاحظه باشد و واقعا اینقدر زیاد نیست”
خب آنچه که برای کنترل افکار خدمتتان گفتم در حقیقت یک روشی است به نام شناخت درمانی که چند کتاب بسیار جالب در مورد آن منتشر شده است که لیستی از سه مورد که خودم مطالعه کردم برایتان در پایان نوشته برایتان آورده ام. امیدوارم نگاهتان نسبت به کنترل افکارتان عمیق تر شده باشد.۱- روانشناسی افسردگی (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)۲- از حال بد به حال خوب (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)۳- عشق هرگز کافی نیست ( دکتر برنز – مترجم:قره چه داغی)موفق باشید.
 

flick

عضو جدید
یه دنیا ممنون nazliiii
دوستان من سری فوریه و تبدیل فوریه از کتاب ریاضی مهندسی مومن زاده رو تموم کردم و مدار هم از کتاب جبه دار نصیر تا سر مدارهای مرتبه 2 خوندم.

تصمیم دارم الکترونیک اسلام پناه هم به موازات اینا پیش برم....

به امید موفقیت همه ی دوستان
 

وحیدایکس

کاربر بیش فعال
سلام دوستای بامعرفت.. تشکر از تک تکتون که جواب دادین حرفاتون رو خوندم واقعا روحیه بخشه که ادم ببینه بودن کسایی که شرایط مشابه خودشو داشتن ولی ناامید نشدن و ادامه دادن .. نمیخوام دیگه بیش از این موضوع تایپیک رو سوق بدم به سمت افکار منفی و ناامیدانه ..الان 10 روزه فکرو ذهنم درگیر بوده و شبا اصن خواب نداشتم چند روزیم هست سردردای وحشتناکی میاد سراغم که امانمو بریده .. بهرحال به حرفای یکی دوتا از دوستان عزیز فکر کردم و دیدم با غصه خوردن چیزی عوض نمیشه و باید سریعتر جموجور کنم خودمو.. ضمن اینکه با توکل بر خدا فعلا دارم بابت اون موضوع ب نتایج مثبتی میرسم که انشالله خیره :smile: بنابراین لازم دونستم بیام و هم یه تشکری بابت دلگرمیاتون ازتون بکنم و هم بگم که مشکلم داره حل میشه ب امید خدا و طی چند روز اینده میرم برا خرید منابع و شروعی قدرتمند.یه تشکرم از مدیر محترم که همچین فضایی رو برای مشتاقان علم فراهم کردن که فارغ از بحث درس ادم میتونه درددل و مشکلاتشم در میون بزاره و امیدو انگیزه بگیره.. ب امید موفقیت هممون;)
 

Nazliiiiii

اخراجی موقت
خیلی خیلی خوشحالم که شرایطتت بهتر شده این نشوندهنده درک و منطق بالای خودته که تونستی خیلی زود خودتو دوباره بسازی و از هدفت دور نشی خلاصه که خیلی خوشحالم کردی .
موفق باشی
 

M@HY@R93

عضو جدید
سلام دوستای بامعرفت.. تشکر از تک تکتون که جواب دادین حرفاتون رو خوندم واقعا روحیه بخشه که ادم ببینه بودن کسایی که شرایط مشابه خودشو داشتن ولی ناامید نشدن و ادامه دادن .. نمیخوام دیگه بیش از این موضوع تایپیک رو سوق بدم به سمت افکار منفی و ناامیدانه ..الان 10 روزه فکرو ذهنم درگیر بوده و شبا اصن خواب نداشتم چند روزیم هست سردردای وحشتناکی میاد سراغم که امانمو بریده .. بهرحال به حرفای یکی دوتا از دوستان عزیز فکر کردم و دیدم با غصه خوردن چیزی عوض نمیشه و باید سریعتر جموجور کنم خودمو.. ضمن اینکه با توکل بر خدا فعلا دارم بابت اون موضوع ب نتایج مثبتی میرسم که انشالله خیره :smile: بنابراین لازم دونستم بیام و هم یه تشکری بابت دلگرمیاتون ازتون بکنم و هم بگم که مشکلم داره حل میشه ب امید خدا و طی چند روز اینده میرم برا خرید منابع و شروعی قدرتمند.یه تشکرم از مدیر محترم که همچین فضایی رو برای مشتاقان علم فراهم کردن که فارغ از بحث درس ادم میتونه درددل و مشکلاتشم در میون بزاره و امیدو انگیزه بگیره.. ب امید موفقیت هممون;)



به به آقا به سلامتی شیرینیش کو
پس؟؟؟؟؟؟؟؟
 

amir3620

عضو جدید
یه دنیا ممنون nazliiii دوستان من سری فوریه و تبدیل فوریه از کتاب ریاضی مهندسی مومن زاده رو تموم کردم و مدار هم از کتاب جبه دار نصیر تا سر مدارهای مرتبه 2 خوندم. تصمیم دارم الکترونیک اسلام پناه هم به موازات اینا پیش برم.... به امید موفقیت همه ی دوستان
امیدوارم موفق باشی وباید بگم پس از تمام کردن هر مبحث بهتره تست هم بزنی وتمامی تستهای هرفصل را بصورت یکجا حل نکنی وبصورت زیر عمل کنی. تستهای موجود در کتاب رو به سه قسمت تقسیم کنی. تستهای سری اول که تستهای اموزشی است که درحین یادگیری میزنیم تستهای سری دوم تستهای سنجشی است که شامل دودسته میشوند: )یک سری رو یک هفته بعد باید بزنیم تا بفهمیم که در زمان خواندن چه میزان مفاهیم رایادگرفته ایم وپس از گذشت این زمان ان را بخاطر می اوریم وبعبارتی هم مروری قبل از شروع مبحث جدید می شود وهم بارفع نواقص واشکالات به جمع بندی از مبحث خوانده شده برسیم و باعث میشه که این مطالعات را فراموش نکنیم در این مرحله زمان ان چنان اهمیت ندارد وقبل از رجوع به پاسخ تشریحی باید پاسخ تستی ان را نگاه کرده ودر صورت غلط بودن پاسخ خودمان با رجوع به مباحث مربوطه تلاش کنیم جواب تشریحی سوال راپیدا کنیم ودر نهایت پاسخ تشریحی ان را مشاهده کنیم . تستهای سری سوم هم باید بصورت زمان دار حل شود تا برای کنکور زمان کم نیاوریم ودر واقع مهارت کنکور دادن راکسب کنیم.
 

amir3620

عضو جدید
سلام بچه ها. من تازه امروز عضو شدم خيلي حرفاتون خوب بود كليشو خوندم;)يه چند تا سوال داشتم ازتون. من ترم دوم كارشناسي ناپيوسته كنترل ابزار دقيق دانشگاه غيرانتفاعي هستم.ميخوام واسه ارشد شروع كنم به خوندن گرچه با پايه ضعيفي كه دارم (به جز زبان)اميدي به قبولي تو دولتي ندارم. اگه كسايي رو ميشناسين كه مثل من بودن و دولتي قبول شدن لطف كنين بهم معرفي كنين تا يكم انگيزه پيدا كنم مرسي
دوست عزیز شماهنوز فرصت زیادی پیش رو دارید بهتره نقاط ضعف خودت را پیدا کنی وبا خواندن کتب با سطح ساده تر به مرور سطح علمی خودرا بالاتربرده من خودم توکاردانی خیلی درسها رو متوجه نشدم وبامطالعه کتب مختلف العان همین درسها به نقطه قوت تبدیل شدن.
 

fighter7

عضو جدید
سلام بچه ها . من به شک افتادم . امروز یکی از استادام میگفت تو نیازی به کلاس نداری پایه خوبی داری میتونی خودت بخونی . اما خودم این فکرو نمیکنم . به نظر شما کلاس چقدر تو رتبه برتر شدن موثر ؟ نمیخوام ریسک کنم . برم کلاس یا نه ؟؟؟؟ :|
 

amir3620

عضو جدید
سلام بچه ها . من به شک افتادم . امروز یکی از استادام میگفت تو نیازی به کلاس نداری پایه خوبی داری میتونی خودت بخونی . اما خودم این فکرو نمیکنم . به نظر شما کلاس چقدر تو رتبه برتر شدن موثر ؟ نمیخوام ریسک کنم . برم کلاس یا نه ؟؟؟؟ :|

بستگي داره مي خواهي چه رتبه اي بياري؟ اصلا سطح علمي دانشگاهي كه خوندي چطوري؟ تاحالا سعي كردي تست بزني وخودت روبسنجي تا تستهاي كنكوري روحل نكني نمي فهمي سطحت چجوريه؟بهتره كتابهاي كنكوري رو تا تابستان بخوني دستت مياد كدوم درسها رو ضعيفي وبه كلاس نياز داري؟
 

fighter7

عضو جدید
بستگي داره مي خواهي چه رتبه اي بياري؟ اصلا سطح علمي دانشگاهي كه خوندي چطوري؟ تاحالا سعي كردي تست بزني وخودت روبسنجي تا تستهاي كنكوري روحل نكني نمي فهمي سطحت چجوريه؟بهتره كتابهاي كنكوري رو تا تابستان بخوني دستت مياد كدوم درسها رو ضعيفي وبه كلاس نياز داري؟

رتبه زیر 1000 میخوام . تست زدم اما چندان تو تست زدن خوب نیستم ولی تو دانشگاه درسم خوبه . ببینم چی میشه . یکم سبک سنگین کنم . ولی احتمالا برم کلاس . حس میکنم نیاز دارم . چون میخوام تسلط بالایی رو مطالب داشته باشم
 

iman.63

عضو جدید
من تو تاپیک منابع این پست رو چند وقت پیش گذاشتم اما بازم به خاطر قوانین من دراوردی پاک شد.میگن باید بالای 50 تا پست بذاری تا بتونی اینجا پست بذاری.حالا منی که فقط میام و از نظرات استفاده میکنم و سعی میکنم کمتر نظر بدن حالا با این قانون عجیب چی کار کنم؟ من پارسال میخواستم امتحان بدم اما نشد.کار به امسال کشید.منابع من اینایی هست که میگم من یه سال زود تر منابع رو خریداری کرده بودم یعنی 2 سال قبل برای همین تعدادی از اونها قدیمی شده.حتی مدار 1 تقوی رو سال 88 خریده بودم که فکر کنم دیگه الان هیچ کاربردی نداشته باشه.میخوام بدونم کدوم این منابع رو باید جدیدش رو بخرم.اینم بگم که تصمیمم رو در مورد منابع گرفتم و دیگه نمیخوام از این منبع به اون منبع بپرم اما میدونم که تعدادی از اونها چاپ جدیدشون بهتر و کامل تر شده اگه میشه لطفا راهنماییم کنید که کدوم ها رو باید دوباره خریداری کنم:
1-ریاضی مهندسی مومن زاده راهیان ارشد چاپ دوم مربوط به سال 90 هست.(البته ریاضی مهندسی کریمی رو هم دارم که بعضی جا ها باید ازش کمک گرفت)
2-معادلات محمود کریمی از نصیر مال سال 90
3-الکترونیک اسلام پناه چاپ اول بهار 91 از راهیان ارشد (شنیدم اسلام پناه از یه موسسه دیگه هم یه کتاب داده اون چجوریه؟)
4-مدار کاروزرگر , مدار 1 چاپ نهم تابستان 90 و مدار 2 چاپ هشتم تابستان 90 ------- مدار تقوی مال سال 88 و 89 (شنیدم مدار تقوی خیلی تغییر کرده لطفا اونایی که خریدن جدیدش رو بگن که میشه روش به عنوان منبع خوب حساب باز کرد یا هنوز همون کاروزرگر بهتره؟)
5-تجزیه مومن زاده رو داشتم که پارسال این درس رو تا نصف خوندم اما اصلا برام راضی کننده نبود تعریف کتاب تقدسی و کتاب کهن رو شنیدم اما هیچ کدوم رو ندیدیم.اگه امکانش هست اونهایی که هر دوی این کتاب ها رو دیدن بگن کدومش بهتره هم از نظر محتوا هم از نظر ظاهر یعنی اینکه طبقه بندی ها رو درست و بهتر انجام داده باشه و فونتش ریز نباشه و مطالب در هم نباشه و ...)
6-کنترل رضایی بهار 91 و تقوی تابستان 90

یه بار دیگه تاکید میکنم که این پست به عنوان معرفی منابع نیست فقط میخوام اونایی که میدونن من رو در جریان بذارن که کدوم از این کتاب ها قدیمی شده و جدیدش بهتر شده که اونها رو تهیه کنم.ممنون.
 

bahram1992

عضو جدید
آقا من اینجا یه پیشنهادی دارم اونم اینه که یه بار جمع شیم با هم و درباره این کنکور کنارهم حرف بزنیم. بهتره و جواب بهتری میگیریم
درباره کلاسا هم میگم بیاید هرکدوم یه کلاسی رو بریم و جزوه و صدای اون کلاس رو در اختیار بقیمون بزاریم. تو هزینه و وقت صرفه جویی میشه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا