پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش(من از خلوت و تنهایی میترسم)

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
از همه دوستای عزیز خواهش میکنم که برای برگشتن عزیزم دعا کنن
از همه خواهش میکنم تا با حضورشون توی این تایپیک با حضورشون برگشتن نگین جون منو امضاء کنن
از مدیران باشگاه هم خواهش میکنم که این تایپیک منو پاک یا قفل نکنن
خواهش میکنم بذارین ادامه پیدا کنه
بهش احتیاج دارم
زندگیم شاید به این تایپیک بستگی داشته باشه
از همه خواهش میکنم برای برگشتن نگین جون من دعا کنن
منو ببخش عزیزم
التماس دعا
آمین
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
تقدیم به نگین عزیزم

تقدیم به نگین عزیزم

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
خط بکش رو باور من
زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگیم باش
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جئا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم
نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من


 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
هر روز و هر شب عاشقانه منتظرتم تا برگردی پیشم عزیزم
قلبمو با یه دنیا عشق به تو تقدیم میکنم
تو که عزیزترینمی
:heart::heart:
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
من از پروانه بودن ها
من از ديوانه وار بودن ها
من از بازي يك شعله سوزنده (عشق) كه آتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم
من از هيچ بودن ها
از عشق نداشتن ها از بي كسي و خلوت انسانها مي ترسم
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
عزيزم
خواهش ميكنم برگرد پيشم
حتي توي سازمان هم دارم گريه ميكنم
عزيزم
تو زندگي مني
زندگيمو بهم برگردون
ازت خواهش مي كنم
هرچقدر هم كه بد باشم
بازم ازت خواهش مي كنم
منو ببخش نگين جونم
تو رو به عشق...
برگرد پيشم
 

بابك طراوت

کاربر ممتاز
بابا بي خيال تابلو نكن قضيه رو .... دخترها از اينجور كارها خوششون نمياد من گفتما .... بهترين كار اينه كه باهاش صحبت كني و مواردي كه باعث رنجشش شده را حل و فصل كني...

اگه واقعا دلش باهات باشه برميگرده ... البته اينكار زمان مي بره و بايد صبر كني .... اگر نه اگر واقعا دوسش داري بايد آزاد بگذاريش تا هر طور كه مي خواد تصميم بگيره ... اجبارش نكن ... شايد هم قسمتت چيز ديگه اي باشه ... هميشه يادت باشه كه فقط قدر دست ماست و قضا در دست ما نيست.
 

hopeful

New member
بابا بي خيال تابلو نكن قضيه رو .... دخترها از اينجور كارها خوششون نمياد من گفتما .... بهترين كار اينه كه باهاش صحبت كني و مواردي كه باعث رنجشش شده را حل و فصل كني...

اگه واقعا دلش باهات باشه برميگرده ... البته اينكار زمان مي بره و بايد صبر كني .... اگر نه اگر واقعا دوسش داري بايد آزاد بگذاريش تا هر طور كه مي خواد تصميم بگيره ... اجبارش نكن ... شايد هم قسمتت چيز ديگه اي باشه ... هميشه يادت باشه كه فقط قدر دست ماست و قضا در دست ما نيست.


به نظر من و از دید یه دختر این دوست عزیز راست میگه کلا قانون جهان بر اینه که هر چیز که دست نیافتنی هست ارزشمند میشه. امیدوارم هرچه به نفع شما دو نفر هست پیش آید اینم به این خاطر میگم که خودم قبلا این مورد برام پیش اومده همه چیز نهاییش با خداست اما تنها تفاوت دخترا با پسرا اینه که پسرا میتونن به راحتی فراموش کنن اما دخترا نه،حتی دخترا نمی تونن تا فرد مقابل ابراز علاقه نکرده بروز دهند در غیر این صورت...پس نگران نباش امیدوارم خدا خوب بخواهد و شما به خاطر پسر بودن چند گام جلو هستید!!!
 

simafrj

کاربر ممتاز
من هم تجربه اش رو داشتم دلم به درد اومد ولی خدا بهم برش گردوند
من فقط خدامو داشتم فقط از خدا خواستم که برش گردونه
به خدا گفتم خدایا هرچی که تو صلاح بدونی همون بشه
اول خدا رو دریاب و بعد بنده اش رو
اگه به مصلحتتون باشه حتما برمیگرده
ناامیدی کفره
به رحمت خدا ایمان داشته باشین
از ته دل براتون دعا میکنم
ولی هیچکس ارزش اشک ریختن نداره
 

mob

New member
ولی هیچکس ارزش اشک ریختن نداره[/quote]

چرا ؟؟ :cry:

واقعا چرا اینو میگی؟ مگر احساس نداری؟ مگر عاشق نشدی که اینو میگی ؟

من که بعید می دونم / ولی دلیلتو نمیدونم ! :question:
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
بابا بي خيال تابلو نكن قضيه رو .... دخترها از اينجور كارها خوششون نمياد من گفتما .... بهترين كار اينه كه باهاش صحبت كني و مواردي كه باعث رنجشش شده را حل و فصل كني...

اگه واقعا دلش باهات باشه برميگرده ... البته اينكار زمان مي بره و بايد صبر كني .... اگر نه اگر واقعا دوسش داري بايد آزاد بگذاريش تا هر طور كه مي خواد تصميم بگيره ... اجبارش نكن ... شايد هم قسمتت چيز ديگه اي باشه ... هميشه يادت باشه كه فقط قدر دست ماست و قضا در دست ما نيست.
کاش فرصت صحبت رو داشتم
کاش اینجا بود تا بهش بگم چقدر متاسفم
کاش فرصتشو داشتم که بهش بگم: منو ببخش عزیزم
همدیگه رو خیلی دوست داریم
اما دردناک ترین کار زندگی اینه که کسی رو که با تمام وجودت دوسش داری
اگه تو رو نخواد و تو اونقدر دوسش داری که اینو قبول میکنی
با کلامت میگی باشه
اما توی دلت داری خون گریه می کنی
آرزو میکنی کاش همون لحظه زندگیت به اتمام می رسید
مگه میشه عشقت رو فراموش بکنی
من نمیتونم:cry::crying2:
اما بعدش تو میمونی و تا آخر عمر تنهایی
خدایا
خدایا
خدایا
خدایا
خدایا نگینم رو بهم برگردون:crying2:
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
به نظر من و از دید یه دختر این دوست عزیز راست میگه کلا قانون جهان بر اینه که هر چیز که دست نیافتنی هست ارزشمند میشه. امیدوارم هرچه به نفع شما دو نفر هست پیش آید اینم به این خاطر میگم که خودم قبلا این مورد برام پیش اومده همه چیز نهاییش با خداست اما تنها تفاوت دخترا با پسرا اینه که پسرا میتونن به راحتی فراموش کنن اما دخترا نه،حتی دخترا نمی تونن تا فرد مقابل ابراز علاقه نکرده بروز دهند در غیر این صورت...پس نگران نباش امیدوارم خدا خوب بخواهد و شما به خاطر پسر بودن چند گام جلو هستید!!!
اون از اول هم برای من ارزشمندترین بوده و هست
اینجوری قضاوت نکنین
همه پسرا اینجوری نیستن
من نمیتونم عشق زندگیمو فراموش کنم
حتی اگه قیمتش این باشه که تا آخر عمر تنها بمونم
کجایی عزیزم...:cry::crying2:
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
من هم تجربه اش رو داشتم دلم به درد اومد ولی خدا بهم برش گردوند
من فقط خدامو داشتم فقط از خدا خواستم که برش گردونه
به خدا گفتم خدایا هرچی که تو صلاح بدونی همون بشه
اول خدا رو دریاب و بعد بنده اش رو
اگه به مصلحتتون باشه حتما برمیگرده
ناامیدی کفره
به رحمت خدا ایمان داشته باشین
از ته دل براتون دعا میکنم
ولی هیچکس ارزش اشک ریختن نداره
خیلی خوشبخت بودی که خدا بهت برش گردوند
منم فقط خدا رو دارم
خدایا کمکم کن و عزیزمو بهم برش گردون
شب و روز دارم از خدا التماس و خواهش میکنم که عزیزترینمو بهم برگردونه
خدایا.....
نگین من باارزش ترین بود
کسی که اگه تمام اشکام رو هم بهش بدم بازم کمه
برام دعا کنید
خیلی به دعای همگیتون احتیاج دارم:crying2:
 

حمید...HaMiD

کاربر ممتاز
ولی هیچکس ارزش اشک ریختن نداره

چرا ؟؟ :cry:

واقعا چرا اینو میگی؟ مگر احساس نداری؟ مگر عاشق نشدی که اینو میگی ؟

من که بعید می دونم / ولی دلیلتو نمیدونم ! :question:[/quote]
نگین من اونقدر برام ارزشمند بود که جون و قلبمو بهش بدم
خدایا بهم برش گردون عزیزترینم رو
برام دعا کنید
 

m0nire

کاربر ممتاز
آقا حمید اگه نظرات منو نگین جون به هم یه کوچولو نزدیک باشه از این کار شما خیلی هم خوشمون نیومده.شما دوتا با هم مشکل دارین درست نیست که اینا رو تو بوق و کرنا کنید.
شاید یه سال دیگه یا حتی دو سال دیگه از اینکه رفته قلبا خوشحال باشین.شاید برای نگین و حتی خود شما موقعیتهایی به مراب بهتر به وجود بیاد.درست نیست مشکلاتتون رو با هم جار بزنین.در خفا دعوا کردین در خفا حلش کنین.نمیشه مقدور نیست بگذارید گذر زمان اون چیزی که صلاحه واستون پیش بیاره
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
MEMOL... رفتن... ادبیات 629

Similar threads

بالا