[رادیو] -نمایش نامه نویسی رادیویی

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری


نمایش نامه نویسی :
نمایشنامه ؛ داستانی است که در صحنه نمایش به وسیله بازیگران اجرا می شود. بنابراین ؛ از جهت استخوان بندی حوادث و شروع و ختم و صحنه آرائی و کلام ؛ تفاوتی با یک رمان ندارد.از لحاظ زمانی ؛ نمایشنامه ؛ بسیار کهن تر از رمان یا داستان کوتاه است . در یونان قدیم نمایشنامه ها به دو صورت " کمدی " یا " تراژدی " وجود داشت. امروزه نیز با اینکه سینما و تلویزیون رواج بسیار یافته است ؛ هنوز از ارزش نمایش چیزی کم نشده است و هنوز هم نمایش بعنوان وسیله ای ارزشمند برای تزکیه اخلاق و پرورش معنوی بینندگان و مخصوصا کودکان و نوجوانان اهمیت دارد.نمایشنامه های امروزی معمولا سه نوع است :
1- نمایش کمدی : کارهای خنده دار یک شخصیت در آن نمایش داده می شود.
2- نمایش تراژدی : یک ماجرای غم انگیز است .
3- نمایش درام : نمایشی آمیخته از کمدی و تراژدی است .

تفاوت های مهم نمایشنامه و داستان نویسی :
این تفاوتها از این قرار است :الف ) نمایش، از لحاظ موضوع و زمان، به چند بخش تقسیم میشود که هر قسمت را یک " پرده " می نامند . هر بخش ، در یک صحنه معین اجرا میشود . بنابراین ، برای نمایش به تعداد پرده ها ، صحنه پردازی لازم است و ماجرای داستان باید طوری نوشته شود که در آن چند صحنه ، قابل اجرا و اتمام باشد.ب) در داستان ، نویسنده ، صحنه ها را به کمک توصیف در ذهن خوانندگان مشخص و ترسیم میکند ، ولی در نمایش باید قبل از هر صحنه تمام راهنماییهای لازم را برای صحنه آرایی ، لباس بازیکنان و جزئیات حرکات و حتی جهت حرکات آنان ، بنویسد تا هنگام اجرای نمایش ، مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب ، در نمایش هنرهای زیادی به کار گرفته میشود ، مانند: ادبیات ، موسیقی ، خیاطی ، معماری و سایر هنرهای تزئینی . زیرا صحنه را باید مطابق با حوادث داستان ، آنگونه که نویسنده مشخص ساخته باشد ، آرایش دهند و " دکورها " را بوجود آورند و لباسهای لازم را تهیه کنند.ج) چون در نمایشنامه، فقط گفتارها نوشته میشود ، لازم است که پیش از هر گفتار، نحوه حرکت و رفتار و حتی لحن کلام بازیگران در داخل قلاب {} مشخص شود.د) در داستان، میتوان رویاها یا افکار شخصیت ها را به کمک جملات بیان کرد، اما در نمایشنامه چنین کاری امکان ندارد. در نمایشنامه باید تا جایی که امکان داشته باشد، از گفتار بکاهیم تا بازیگران با حرکات و اعمال خویش، منظور نویسنده را نشان بدهند. بنابراین، الفاظ بیهوده نباید نوشته شوند و گفتارها نیز نباید طولانی و خسته کننده باشند.


اصول فن نمایشنامه نویسی رادیوئی:
مطالبی که از رادیو پخش می شود ممکن است:
1- گفتار.
2- گفتگو.
3- نقل داستان.
4- نمایشنامه باشد.

نمایشنامه در حقیقت تجسم حوادث و وقایع است توسط قهرمانان آن. در اینجا بجای اینکه شخصی حادثه ای را نقل کند، خود حادثه و نتایج آن تجسم می یابد. بقسمی که شنونده، عین حادثه را در خیال و تصور می بیند و صدای قهرمانان و عاملین آنرا از رادیو می شنوند. در نمایشنامه رادیویی ممکن است گوینده هم وجود داشته باشد. ولی نقش او در نمایشنامه برخلاف داستان یک نقش بسیار کوچک و فرعی است و بندرت به کار گرفته میشود، اجرای وقایع به عهده هنرپیشگان است و وحدت زمان و مکان نیز در نمایشنامه الزامی نیست، بلکه معمولا یک نمایشنامه، مجموعه حوادث و وقایعی است که در مکانها یا زمانهای مختلف انجام می یابد.


خصوصیات یک نمایشنامه رادیویی :
خصوصیات نمایشنامه رادیویی از دو جهت باید مورد توجه قرار بگیرد:اول ظاهر و شکل نمایشنامه - دوم محتوی و ماهیت آن.
بخش اول:
ظاهر و شکل نمایشنامه رادیویی
اولین صفحه یک نمایشنامه رادیوئی اختصاص دارد بنام نمایشنامه، مدت پخش، مشخصات بازیگران، صداها و موسیقی مورد نیاز، نام نویسنده ( در صورتی که ترجمه باشد نام نویسنده و مترجم هردو )
نمونه صفحه اول چنین است :
نام نمایشنامه : " تو را نمی بخشم "
مدت زمان پخش : نمایشنامه رادیویی به مدت 20 دقیقه مشخصات بازیگران :
1- نسرین دختر17 ساله - مهربان و ساده دل
2- فرهاد مرد 45 ساله - پدر نسرین - حسابدار و مهربان
3- آذر دختر 17 ساله - شیطان و پرحرف
4- داوود مرد 42 ساله - اهل مطالعه و فاضل - دغل
موسیقی :
1- گذشت زمان.
2- نگرانی زمان .
3- شادی و نشاط .
4- ضربه ( خشم )
نام بازیگران و مشخصات آنها از این جهت نوشته میشود که کارگردان با یک نگاه به صفحه اول بتواند نمایشنامه را با امکانات خود تطبیق بدهد و از همان ابتدا هنرپیشگان موردنیاز را در نظر بگیرد. البته این شرح اجمالی مشخصات بازیگران او را از مطالعه کامل نمایشنامه بی نیاز نمی کند، ولی ممکن است با توجه به همین صفحه اول، بعلت نبودن امکانات لازم جهت اجرای نمایشنامه دیگر خواندن آن ضرورت نداشته باشد. فی المثال نویسنده، جزء عده بازیگران ، کودک پنج ساله ای را منظور کرده است که نقش موثری برعهده دارد، کارگردان با توجه به اینکه چنین کودکی در اختیار ندارد میتواند از خواندن نمایشنامه خودداری کند.
فایده دیگر نوشتن مشخصات بازیگران در صفحه اول این است که هنرپیشه، قبل از آغاز تمرین نقش خود را می شناسد و حالت مناسب به صدای خود می دهد.نوشتن صداها و موسیقی موردنیاز نیز به منظور آسان کردن کار تهیه کننده مسئول انتخاب صدا و مسئول انتخاب موسیقی است. آنها با مطالعه صفحه اول صداها و موسیقی لازم را انتخاب می کنند بدیهی است این مختصر کمک کوچکی به آنها می کند، نه اینکه خواندن تمام نمایشنامه لازم نباشد.از صفحه دوم، اصل نمایشنامه آغاز میشود، در سمت راست کاغذ باید نخست نام اولین هنرپیشه ای را که آغاز بسخن میکند نوشت و بعد با قدری فاصله : سخنان او نوشته می شود، این روش به همین ترتیب ادامه پیدا می کند، هرگز نباید اسم و سخن یک هنرپیشه را در وسط حرف هنرپیشه دیگر نوشت با این شکل :" علی - من روز دوشنبه اومدم دیدنت ( حسن - دوشنبه نبود سه شنبه بود ) هر روزی بود بالاخره به دیدنت اومدم. "بلکه باید نام و سخن هر هنرپیشه را هر قدر هم که کوتاه باشد از اول سطر آغاز کرد. به این شکل :
" علی - من روز دوشنبه اومدم دیدنت ......
حسن - ( حرف علی را قطع میکند ) دوشنبه نبود سه شنبه بود
علی - هر روزی بود بالاخره بدیدنت اومدم ..... "
باید توجه داشت که آنچه نویسنده مینویسد دارای دو قسمت است :قسمتی که شنونده عین جمله او را از رادیو خواهد شنید و قسمتی به منظور راهنمائی هنرپیشه یا تهیه کننده یا کارگردان نوشته می شود و شنونده جمله ها را نخواهد شنید، مثلا در صحنه زیر:
( صدای ماشین حساب - صدای قناری که با صدای ماشین حساب توأم می شود )
" نسرین - واه که این قناری چقدر قشنگ میخونه . بابا جون این حواس شما را پرت نمی کنه ؟

فرهاد - ( ضمن کشیدن خمیازه ) نه دخترم
نسرین - منکه وقتی دارم حساب می کنم کوچکترین صدا حواسمو پرت میکند ( از وسط جمله بعدی فرهاد صدای زنگ تلفن شنیده می شود )
فرهاد - وقتی داری بافتنی می بافی چطور ؟ آیا اونوقتم حواست پرت میشه ؟
"
در اینجا گفتگوی فرهاد و نسرین را شنونده میشنود، زیرا عین جملات قرائت و اجرا می شود، اما جملاتی که داخل پرانتز نوشته شده قرائت نمی شود بلکه دستورالعمل برای مجریان و تهیه کننده و کارگردانست، جمله اول داخل پرانتز ( صدای ماشین حساب ، صدای قناری و....) برای این است که تهیه کننده بداند چه موقع باید صداها شنیده شود جمله ( ضمن کشیدن خمیازه ) برای هنرپیشه و کارگردان است و سومین پرانتز نیز مربوط به تهیه کننده است، این دستورالعملها را حتما باید داخل پرانتز نوشت تا از متن اجرایی نمایشنامه متمایز باشد.
نویسنده همچنین باید حالت اجرا و لحن هنرپیشه و فاصله او تا میکروفن را نیز در نظر بگیرد و در پرانتز بنویسد، مثلا اگر لحن هنرپیشه خشمگین و عصبانی است در پرانتز بنویسد ( با خشم ). یا اگر در نمایشنامه، منیژه - سیمین را صدا میزند و او از خارج اطاق جواب میدهد باید به این طریق نوشت :
" منیژه - ( صدا می زند ) سیمین ، سیمین .......

سیمین - ( از دور ) بله
منیژه - ( صدا می زند ) کجائی ؟ بیا اینجا کارت دارم .
سیمین - ( از دور ) اومدم ( صدای پای سیمین که نزدیک میشود، صدای باز کردن در و نزدیک شدن ).
سیمین - ( ضمن نزدیک شدن ) با من کاری داشتی ؟ " اینها مواردی بود که در ظاهر و شکل اولیه یک نمایشنامه رادیوئی باید مد نظر گرفت.

بخش دوم: محتوی و ماهیت آن مطالبی که در مورد ظاهر و شکل نمایشنامه باید مورد توجه واقع شود تحت عنوانهای زیر مورد بحث قرار می گیرد:شیوه نثر نمایشنامه - صحنه ها - هنرپیشگان - صدا یا ساندافکت - موزیک انعکاسی.
الف - شیوه نثر نمایشنامه
شیوه نثر نمایشنامه تا حد زیادی بستگی بنوع نمایشنامه و شخصیت نقش ها و کیفیت صحنه ها دارد. در نمایشنامه های کلاسیک و بعضی نمایشنامه های تاریخی و مذهبی از نثر کتاب استفاده می شود. یعنی کلمات شکسته نمی شود و صورت نثر محاوره ندارد. مثلا کلمه " می گویند " " میگن " نوشته نمی شود. در سایر نمایشنامه ها معمولا از نثر محاوره استفاده می شود، زیرا نمایشنامه تجسم زندگی واقعی است و در زندگی معمولی کمتر ممکن است به شیوه کتابت صحبت کند اصل " تجسم زندگی واقعی " بهترین راهنمای نویسنده، در انتخاب شیوه نوشتن است. بدیهی است طرز حرف زدن و لغاتی که یک وکیل دادگستری در جلسه دادگاه بکار می برد با طرز سخن گفتن یک میوه فروشی فرق دارد. نویسنده باید شخصیت ایفا کننده نقش و صحنه نمایش را در نظربگیرد و جملات و عبارات متناسب بنویسد.
نکته مهمی که همیشه باید مورد نظر نویسنده باشد این است که نوشته رادیویی با نوشته کتاب یا روزنامه فرق دارد، در اینجا نوشتن برای گفتن است نه خواندن و برای چشم نوشته نمی شود. بلکه برای گوش نوشته می شود، لذا باید دو مسئله را مورد توجه قرار داد:اول اینکه ضمن نمایشنامه رادیویی، منظره یک باغ باصفا را نمی توان شرح داد، یا راجع بخلق و خوی یکنفر نمی توان قلم فرسائی کرد. در عوض مثلا برای تجسم یک باغ باصفا می توان از صداها ( ساندافکت ) کمک گرفت.دوم اینکه جملات را بصورتی که در کتاب استعمال می شود در رادیو نباید استعمال کرد، مثلا نوشتن این جمله در کتاب صحیح است : " هنگام بامدادن که خورشید رخشان همچون قرصی زرین در پهنه آسمان نمایان گشت ... " جدر نمایشنامه رادیوئی باید این جمله را به چند جمله کوچکتر تقسیم کرد باین شکل: " صبح شده بود، خورشید مثل یک قرص زرین تو آسمون می درخشید..... "هر مطلبی که برای رادیو نوشته میشود باید ساده و روان و در قالب جملات کوتاه عرضه شود و در عین حال از وضوح و صراحت کامل نیز برخوردار باشد.
ب - صحنه ها
در نمایشنامه رادیویی حوادث در زمانها یا مکانهای مختلف و با حضور اشخاص مختلف وقوع می یابد. آنچه در یک زمان و در یک مکان اتفاق می افتد یک صحنه را تشکیل میدهد. در صحنه بعدی ممکن است زمان یا مکان عوض شود، اعم از اینکه اشخاص عوض بشوند یا نشوند. فاصله بین صحنه ها به وسیله موزیک پر می شود. مدت هر صحنه نباید بیش از سه چهار دقیقه باشد.
ج - هنرپیشگان
نویسنده نمایشنامه رادیویی نخست باید قالب داستانی که می خواهد بنویسد در نظر مجسم کند، پس از آن به این نکته توجه کند که چه نقشهائی در نمایشنامه او وجود دارد و چند هنرپیشه جمعا برای اجرای نمایشنامه لازم است.در رادیو جز صدای هنرپیشه و موزیک و ساندافکت هیچ عامل دیگری در اختیار نیست، به همین جهت موجبات ابهام موضوع و عدم درک مطلب بوسیله شنونده بیشتر است. آنچه موجب شدت این ابهام می شود در درجه اول زیاد بودن عده هنرپیشگان و در درجه دوم نزدیک بودن خصوصیات و شباهت صدای آنان به یکدیگر است. لذا حتی الامکان باید در یک صحنه صداها و نقش های نزدیک بهم وجود نداشته باشد.
نکته دیگری را که باید در نظر داشت این است که در مجموع نمایشنامه نیز نباید تعداد هنرپیشگان زیاد باشد. زیرا شنونده اسم و خصوصیات و روابط آنها را نمی تواند بخاطر بسپارد. حداکثر تعداد هنرپیشگان بطور متعارف در یک نمایشنامه نیم ساعتی 5 یا 6 نفر است. هر قدر سعی شود هنرپیشگان در همان دقایق اول وارد صحنه ها شوند بهتر است زیرا شنونده زودتر با آنها آشنا می شود و فرصت بیشتری برای درک و فهم روابط هنرپیشگان دارد.
د - صدا ( ساندافکت )

ساندافکت ها یکی از بهترین عوامل زنده کردن و با روح ساختن نمایشنامه است، بسیاری از صداها را در طبیعت فقط می شنویم و عوامل تولید کننده آنرا موقع شنیدن نمی بینیم، مثل صدای جیرجیرک، صدای باد و ...... در عین حال این صداها در ما اثر میگذارد. به همین دلیل شنیدن صدا از رادیو نیز همان اثر را دارد.
استفاده از ساندافکت علاوه بر با روح کردن نمایشنامه،برای جدا کردن صحنه ها از یکدیگر و جلوگیری از حرف زدن مداوم بازیکنان که نتیجه یکنواختی و ملال آورشدن نمایشنامه است نیز بسیار مفید است. بسیاری از صداها حالت یا خاطره خاصی را در شنونده ایجاد می کنند. مثلا صدای اذان بدون تردید به صحنه، روحانیت می بخشد و منظره مسجد و گلدسته را بخاطر شنونده می آورد.بعضی از صداها را در استودیو می توان ایجاد کرد. صداهایی از قبیل بازکردن و بستن درب، برداشتن و گذاشتن گوشی تلفن و شماره گرفتن، شکستن ظرف و صداهای دیگری از این قبیل را در استودیو ایجاد میکنند زیرا طبیعی تر و آسانتر است. باید توجه داشت که نویسنده نباید فقط بنوشتن اسم صدا اکتفا کند، بلکه باید توضیحی که برای تهیه کننده کافی و قابل درک باشد نیز به آن اضافه کند، مثلا صرف نوشتن صدای گربه کافی نیست، زیرا صدای گربه ای که گرسنه است و با التماس طلب خوراکی می کند با گربه ای که از خشم متغیر است فرق دارد. باید نوع صدا نیز مشخص گردد.صدا همانقدر که واقعا مفید است اگر بی جا و بی مورد یا برخلاف قاعده و بیش از اندازه بکار رود اثر معکوس دارد.


منبع:ferquence.blogfa.com
 
آخرین ویرایش:

Similar threads

بالا