banooyeariayi
پسندها
350

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • تـــــــــــولد دوست خوبمون Monazzah ... شما هم دعوتین ..
    بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست
    ديگران از ساغر و ساقی و ما از ياد دوست .
    سلام
    تولد کامیاب:w40:
    زود بیا منتظرتم:w27:

    http://iran-eng.com/showthread.php/405703-تولدت-مبارک-kamyab?p=5573536#post5573536
    کاش میدیدم چیست

    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

    آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

    میتابانی

    بال مژگان بلندت را

    میخوابانی

    آه وقتی که تو چشمانت را

    آن جام لبالب از جاندارو را

    سوی این تشنه ی جان سوخته میگردانی

    موج موسیقی عشق

    از دلم میگذرد

    روح گلرنگ شراب

    در تنم میگردد

    دست ویرانگر شوق

    پر پرم میکند این غنچه رنگین پر پر

    من در آن لحظه که چشم تو به من مینگرد

    برگ خشکیده ی ایمان را

    در پنجه باد

    رقص شیطان خواهش را

    در آتش سبز

    نور پنهانی بخشش را

    در چشمه مهر

    اهتزاز ابدیت را میبینم

    بیش از این سوی نگاهت نتوانم گریست

    اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

    کاش میگفتی چیست

    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست



    نامه اي خواهد رسيد از ناكجا آباد اما براي تو،

    فقط براي تو،

    شايد قصه اي باشد از اميد بي كران،تنها ايمان بياور به وجود پستچي مهربان آسمان!!!
    دوستت دارم تکه کلام تو بود
    افســــوس
    من بی جهت به آن تکیه کرده بودم !!!
    دوست داشتنت بوي بــــــاران مي دهد

    همــان قدر بي مقدمــه

    همـــان قدر بي دغدغـه...
    آخ که درد دارم درد
    من از تو غریبترم
    من میان این همه از توی تنها هم تنهاترم
    آخ ….کمتر لگد بزن تنهایی
    این روز ها سیگارم را نصفه میکشم ...
    .
    .
    چون تو همیشه میگفتی یک نخ روشن کن دوتایی بکشیم ...
    جلسه محاكمه عشق بود
    و قاضی ، عقل
    و عشق محكوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود ، یعنی فراموشی !

    قلب تقاضای عفو عشق را داشت
    ولی همه اعضا با او مخالف بودند
    قلب شروع كرد به طرفداری از عشق :

    ای چشم ! مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدنش را داشتی؟
    و تو ای گوش ! مگر تو نبودی كه هر دم در آرزوی شنیدن صدایش بودی؟
    و شما ای پاها ! مگر شماها نبودید که همیشه آماده رفتن به سویش بودید؟

    پس حالا چرا این چنین با او مخالف شده اید؟!

    همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند...

    تنها عقل و قلب در جلسه مادند
    عقل گفت: ای قلب ! دیدی همه از عشق بیزارند؟

    ولی من در حیرتم كه چرا با وجود اینکه عشق بیشتر از همه تو را آزرده کرده است تو هنوز از او حمایت می کنی؟!

    قلب نالید و گفت كه من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتیهستم بی خاصیت که هر ثانیه كار ثانیه قبلی را تكرار میكند و فقط با عشقمیتوانم یك قلب واقعی باشم. پس من همیشه از او حمایت خواهم كرد حتی اگرنابود شوم.
    دنیا که دنیاست خیلی کوچیکه
    چه برسه به دنیای مجازی!
    ستاره هنوز بيداري بازم امشب خواب نداري

    نكنه تو هم مثل من عاشقي

    نكنه تو هم تو شبها خسته از غبار جاده

    خواب مهتاب و ميبيني كه مياد پاي پياده

    نكنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگيره

    ستاره براي بودن ديگه فردا خيلي ديره

    حالا كه خورشيد طلسم قلعه ي سنگي خوابه

    تو نگو عشقا دروغه تو نگو دنيا سرابه

    با كدوم بهونه بايد شب و از تو كوچه دزديد

    گل سرخ عاشقي رو به غريبه ها نبخشيد

    ستاره همه غروبم پيشكش ناز تو باشه

    تو بمون تا چشماي من با سپيدي اشنا شه

    من اگه اسير خاكم تو كه جات تو اسمونه

    دل خوشم به اين كه هر شب توبياي رو بوم خونه

    همنشين ابر و ماهي توي اون همه سياهي

    نكنه اينقده دور شي كه ديگه منو نخواهي
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا