یارانراد
پسندها
3,815

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • کی میدونه فردا چی میشه؟
    کی میدونه به سر ما آدما چی میاد؟
    کی میدونه زندگی چه برنامه ایی در پیش داره؟
    به یاد اذان های دم صبح
    به یاد هق هق های خلوت مسجد
    به یاد شبای بی انتها و بی پایان
    به یاد مرگ ، شیرین و رهایی بخش
    به یاد امید ، که برقرار است و میترسد
    به یاد تارای سفید ، خطای صورت
    به یاد حرفای بیهوده ،
    به یاد سکوت های طولانی
    به یاد شرف ، حیا ، عزت
    به یاد برادرانم
    و جامانده ایی در تباهی
    به یاد فروغ و نادر و چمران و علامه
    به یاد قیصر جان
    که چقدر زود دیر میشه که چقدر پرم از حرف اما سکوت
    زیباترین راه و مسیر برای تمام به یادهاست
    که سکوت یعنی خدایا با صدای قلب ها با صدای وجدان ها
    خودت سخن بگو .
    سلام، چطورید خوبید؟ یهو یادم اومدین گفتن یه سری بزنم.
    عاشورا
    تنهایک روز نیست
    عاشورا حقیقت و مکتبی است
    که از ازل اغاز و تا به ابد ادامه دارد.

    و تو گویی لحظاتِ حیاتِ
    هر انسان, عاشورایی است که
    مخیر می شود بین انتخاب حق و باطل
    بین پذیرفتن امان نامه و تن به ذلت دادن
    یا هم دم شدن با امام و رستگار شدن
    .
    می شنوید؟
    صدای هلهله ی یزیدیانِ زمانه که با خود پرستی و بدمستی جهان را به خاک و خون کشیده اند.
    خواب گرانِ دنیا ما را نبرد!
    این هلهله ما را نفریبد, نترساند!
    .

    بیایید
    ای دلسوختگان و ای پشیمانان
    کاروان حسین (ع)منتظر است
    بیایید
    تا ماوای عشق
    تا ماوای مهدی(ع)
    تا ریشه کن کردم ظلم درون و بیرون
    از جان و دل با گام تقوا حرکت کنیم .
    نمیدونم چرا....از نوشته هاتون، حس کردم پریشونید. شایدم اشتباه کرده باشم. اصن چه فرقی میکنه پریشون باشید یا نه؟ اون پریشونی که سمت خوبی باشه، تهش یه آرامش بزرگ و بی انتهاست...مهم اینه که تهش چی باشه، سمت چی باشه....
    امیدوارم دلتون سبز و روح و روانتون باطراوت باشه همیشه
    از این متن پر از معناتون هم ممنونم....
    وقتی چیزی سرجای خودش نیست
    مثلا پیراهنت داخل یخچال قرار گرفته
    و نان ها داخل کمد لباس ها
    یا جا کفشی و کفش های خاکی بالای تلویزیون باشد
    و گلدان ها دم اجاق گاز
    خب زندگی نمی شود کرد
    حالا بیا داد بزن
    چیزی جای خودش نیست
    این خانه خانه نیست نظم ندارد
    بیایید همه چیز را سر جایش بنشانیم
    اما
    می شنوی که جمعیتی می گویند نه دلمان می خواهد این هم
    یک روش زندگی است
    توی دهانت می خورد و
    سکون می کنی
    و سکوتت را بر هر تعبیر اشتباهی می گذارند
    و طلبکار هم می شوند
    و تو تنهاتر میشوی
    گاهی هم این بین احمق میشوی که مثل همین بی نظمی ها عادت کنی
    و دل بخواه بشوی و هرچه خودخواهی بگوید باشی
    دلبخواه میشوی
    و از خدا پس گردنی میخوری
    دهانت بسته می شود
    کلمات و جملاتت را کم می فهمند و
    و خودت ممکن است خودت را فراموش کنی
    اما این پایان کار نیست
    اینکه دل به امید ببندی
    و یا نه مسیر را معنا می دهد
    نفس ناطقه انسان بس که لطیف است به هرچه روی آورد به صورت آن در می آید.
    علامه حسن زاده املی
    تو پیاده روبه این فکر می کردم که ذکر فقط به زبون و لب نیست که اصلش به قلبِ و بعدش امتحان کردم و دیدم حتی میشه با پلک ها و چشم ها ذکر گفت یا با شنیدن و نفس کشیدن
    حتی و حتی گاهی خودِ سکوت ذکرِ.
    انگشتای ما و نور خورشید یا بعضی اشکها
    و لبخندها حتی رنجِ بعضی تلخی ها ذکرِ
    .
    .
    الانم به این فکر می کنم که ممکنِ تک تک سلول های بدنمون هم ذکر باشِ.
    .
    و شایدم ممکنِ دیوونه شده باشم.
    [Uرهبر_انقلاب آرمان گرایی را فراموش نکنید.
    آرمان ها چیست؟ رسیدن به جامعه ی عادل , جامعه ی آزاد , جامعه ی پیشرفته , جامعه ی مومن , جامعه ی متعبد , جامعه ی مرفه , جامعه ی متحد,جامعه ی قوی و مستحکم, جامعه ی مستقل , اینها آرمان است.
    ارزش دارد که انسان جانش را در راه این
    آرمان ها, برای خاطر خدا بدهد.
    .
    .

    آتش به اختیار یعنی فراهم کردن بستر جامعه ی آرمانی در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی بوسیله هسته های فکری و فرهنگی ِو عملی ِ امین و دلسوز , در شرایطی که دستگاهها و[Uمسئولین فرهنگی مجذوب یا مرعوب غرب شدند و یا دچار تعطیلی و اختلال و انحراف از مصادیق اصلی آرمان گرایی هستند.
    .
    حرکت در مسیرجامعه آرمانی با این مصادیق همان حرکت در مسیر ساخت جامعه مهدوی است که انسان را در کوران سختی ها مامور به شناخت تکلیف کرده و بوسیله عقل و عشق و عزم و جزم بسوی هدف عالی (ظهور) رهسپار می کند.
    در سینه هر انسانی عبادتگاه,حرم امن, مسجدی قرار گرفته.
    جایی برای پرستش جایی برای ذکرو فکر و خلوت وبهجت و هر عبادتگاه فرستاده ایی دارد امام حی پیشوایی مهربان
    بعضی ها هر روز عبادتگاه جانشان را اب و جارو میکنند چراغ ها را روشن می کنندو منتظر امامِ حی مسجد می مانند تا خلوت و ذکر و فکر را آغاز کنند.
    بعضی ها عبادت گاهایشان را میبندند و بجایش به چاه ها پناه میبرند
    بعضی ها عبادتگاه های جانشان فصلی است.نیمه تعطیل است.گاهی باز و گاهی بسته است.گاهی روشن گاهی خاموش است. گاهی غبار بروی طاقچه ها و کتاب هایش نشسته
    گاهی پاک و تمییز است. گاهی در حرم امن جانشان را به انتظار امام حی می گشایند گاهی غفلت میکنند و فراموش می کنند.
    .
    بیدارم کن ای روشن تر از خورشید
    ای عظیم تر و تنهاتر از کویر
    ای بی نیاز تر از دریا
    بیدارم کن و بیدارم نگهدار

    چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:
    چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج،
    چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند."
    زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای
    باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی،
    یک چیزی که امید بدهد به دلت،
    انگیزه شود،
    بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی ات،
    بعد ماشین تخت گاز می رود تا آنجایی که باید
    امید داشته باشید به تمام اتفاقات خوب و برای رسیدن به آن تلاش کنید

    سلام داداش. حالتون خوبه؟ :)
    من خواب دیده ام که کسی می اید من خواب یک ستاره قرمز دیده ام وپلک چشمم هی می پرد و کفش هایم هی جفت می شوند و کور شوم اگر دروغ بگویم .
    فروغ فرخزاد
    کمی دلگیرم
    کمی خسته و پشیمان
    کمی ارام و عاقل
    و
    بسیااااااااااااااااااااااار پریشان
    دوستانم از سکوت و تنهایی ام می رنجند
    و نمی دانند که
    من از گلوله ایی که به قلب کودکان می خورد میمیرم
    نمی دانند من مرده ام
    مرده ایی که با همین کلمات نفس می کشد
    و گاهی چه بی رحمانه برای مرده ایی دارو تجویز می کنند
    موهایم سفید شده اما هنوز وسعت سینه ام کوچک است
    هنوز درد های بیشتری باید سراغم بیایید
    تا بزرگتر شوم
    هنوز لکه هایی عمیق و سیاه بر تاریخ سینه ام مانده
    هنوز تا طلوع دانه انار فاصله دارم
    هنوز میان کلماتم حقایق کودکانه تاب می خورند
    حتی وقتی از سیاست می نویسم
    از مردانی که دروغ را به زیبایی می بافند
    و تن مردم ساده می کنند
    شادی و سرمستی کودکانه قلمم را می بینم
    کمی پیرتر شده ام
    شاید هزار سال
    شاید هم تا نزدیکای مرگ رفته باشم
    نمی دانم میان این هزار راه نرفته و رفته
    ......
    سلام و عرض ادب خدمت دوست قدیمی. انشالا در پناه خدا همیشه موفق و سلامت باشید. بعد از مدت زیادی به باشگاه سر زدم و گفتم عرض ادبی داشته باشم خدمتتون. مانا باشید..
    پروردگارا
    .
    مرا به فقر خود آگاه و
    به جودِ بیکران خود معترف ساز
    آیا رواست از غیر تو طلب کنم؟
    آیا رواست از تو,غیر تو را طلب کنم؟
    آیا در دار وجود غیر تویی هست؟
    که هرچه زیبایست از قدرت و رحمت توست
    و هرچه خطاست از جهل و تکبر من است.

    پروردگارا
    .
    ای خواهشی که خواستنی تر زپاسخی
    هزاران سال برایم ناز کن و بگذارهزاران سال
    در فراق و وصالت بسوزم آب شوم.
    چه شیرین است خواندن دم به دم تو.
    و چه شیرین تر گدا گدا کردن تو و خدا خدا
    کردن من.
    .

    پروردگارا

    چه تنها و وحشت زده هستم وقتی
    در ازدحام آدم ها از تو دورم
    وچه سلطان بی رقیبی می شوم وقتی
    با تو همراهم.
    به هرچه می پسندی
    نیازمندم کن
    و از هرچه نمی پسندی
    دورِ دورِ دورم کن.
    .
    پروردگارا
    .
    تو از فقر و نداری همیشگی ام
    در پیشگاهت آگاهی.
    پس چه بخواهم که ندانی
    و چه بگویم که نشنیده باشی
    .

    مرا
    به خودت درگیرکن
    ودرگیر دنیا نکن .
    .
    .
    #آیه
    .

    وباز
    به ساعتم نگاه می کنم.
    به شرم دستان خالی ام.
    به بی تابی قطرات باران.
    و باز
    صدای خمپاره
    بوی پول,رنگ خون
    تصویر قهقه از پشت میز
    وباز
    کودکانی خاکی,درسینه ام اشک
    می ریزند.
    مادری میان خرابه های جانم
    مویه می کند.
    پدری در بام ذهنم دق می کند,
    سقوط می کند....
    و باز
    بغضم را می خورم و تکه ایی دیگر از
    دلم می شکند.
    آرام از خودم می پرسم
    بس نیست این همه نبودن؟
    دیر نیست این همه نیامدن؟
    و باز
    به ساعتم نگاه می کنم
    وباز
    از خودم ازآدم ها می پرسم...
    .
    .
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا