گفتمان معماری ...

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
::::::آقای حسين امانت



ايران – معماري- مدرنيته- سنت- معمار – آسمان-ستاره


تصور من اين است: معماري مدرن ايران كه در دوره اواسط قاجار و پهلوي اول سر برآورد از دل سنت آمده بود ودر آسمان معماري مدرن ايران آن زمان ستاره هايي چون .وارطان- گابريل گوركانيان –سيحون –فرمانفرمائيان- فروغي –و امانت و... را در خود جاي داده بود در ميان تمامي اين ستاره ها و انبوه ستاره هايي كه ذهن نگارنده د رحال حاضر خالي از اين نامي هاست يكي را مي توان يافت كه در عنفوان جواني به ستاره اي درخشان در معماري مدرن ايران بدل شد . او كسي نيست جز حسين امانت با هوش . در ميان همه اين نامها فقط امانت بود كه وقتي از ايران رفت توانست در خارج از ايران در ايالات متحده از جنوب تا شمال –خاورميانه– خاور دور – اروپا از خود معمارانهايي را به جاي بگذارد .


تمامي اين موفقيتها را امانت مديون هوش بي شاعبه خود است هوشي و دركي بالا از موقعيت و منطقه و زمان در حال زندگي خود. از جمله دلايلي هستند كه مي توان براي موفقيت شركت آرك ديزاين جناب مهندس امانت بر شمرد.

مهندس حسين امانت، آرچيتكت و هنرمند مقيم ونكوور كه از سوي كميته برگزاركننده جشن بزرگ دانشنامه ايرانيكا جايزه يك عمر فعاليت و خدمت به هنر معماري معاصر ايران را از آن خود كرده است، مي گويد: طراحان شهري و برنامه ريزي معماري در ايران بايد با بهره گيري از معماري سنتي و اصيل ايراني و الهام گرفتن از تكنولوژي مدرن غرب، سياست هاي شهرسازي خود را بازبيني نمايند. حسين امانت معتقد است: معماري مانند تبلور فرهنگ يك كشور است و همه همكاران من در ايران بايد در اين راستا حركت كنند، زيرا بخشي از معماري روحي است و اين راز معماري بزرگ ايران است. آقاي امانت مي گويد: در ايران به قدر كافي ارزش هاي سنتي را در كارهاي جديدي كه خيلي متاثر از معماري غرب است ادغام نمي كنند، زيرا پيشرفت فرهنگي و تكنيكي غرب آنقدر قوي است كه ما را از ديدن زيبايي هاي فرهنگ خودمان غافل كرد.

. مهندس حسين امانت شهروند كانادايي ايراني الاصل متولد سال ۱۳۲۱ شمسى (۱۹۴۲ م) در تهران است در مدرسه عالي معماري سابق و مدرسه- دانشكده- معماري هنرهاي زيبا ي امروز معماري خوانده در سن 24 سالگي از مدرسه معماري هنرهاي زيباي تهران فارغ التحصيل مي شود و در همان سال بود كه مسابقه طراحي ياد بود آزادي شهياد-shahyad freedem monument - در تهران در مقياس ملي برگزار شد ستاره خوش اقبال اين مسابقه كسي نبود جز حسين امانت جوان . آري او براسيتي يك شبه ره چند ساله را پيمود. و سر انجام اين بناي ياد بود در سال 1350شمسي رسما در مراسمي با شكوه افتتاح شد .اما به راستي طراح اين بناي به ياد ماندني در آن سالها مي توانست متصور شود كه بعد ها كه او در ايران نيست چقدر مردم ايران از اين بناي او خاطره بر ذهن خود دارند .آن روزها را چه كسي مي تواند از ياد برد؟



. بناى مزبور در واقع از چهارستون عظيم تشكيل شده كه در بالا به هم متصل مى شوند و چهار طاق را تشكيل مى دهند. در قسمت پايه آن يك تالار وجود دارد و دو تالار ديگر هم در طبقات بالاتر هست. طاق هاى اين بنا به سبك معمارى دوره اسلامى ساخته شده اند. اما بناي ميدان آزادي نماد تهران قدرتمند است نشانه اي فضايي است كه اين شهر را تداعي ميكند ليكن از هيچ مفهوم ديگري برخوردار نيست .


آرشيتكت جوان بعد از اين بود كه طراحي پروژه هاي مهمي را به دست گرفت تا اينجا فراموش نكنيد مهندس جوان فقط در ايران توانسته بود براي خود نام و آوازه اي دست و پا كند و نام او از مرزهاي ايران بيرون نرفته بود . كه از جمله آنها مى توان به پروژه دانشگاه آريا مهر سابق- صنعتى شريف امروز- آري دانشگاه صنعتي شريف امروز را كسي جز آرشيتكت با هوش طراحي نكرد دانشگاهي با آجر نماي قرمز كه هنوز به لحاظ كاركردي و سيستم به خوبي كار ميكند ولي متاسفانه بخش هايي از نماي اصلي دانشگاه امروز ديگر وجهه سابق خود را ندارند اما هنوز در اين دانشگاه مغزهاي ايراني همانند سابق در حال پرورش يافتن هستند و هنگام درو محصول اين ستارگان جوان ايراني ديگر در ايران نيستند و ديگراني از محصولات ذهني و استعدادي آنها استفاده ميكنند . نگارنده توصيه مي كند حتما سري به دانشگاه شريف بزنيد تا مفهوم نظام - سيستم -عملكرد را در يابيد نگاهي به درهاي اصلي و فرعي دانشگاه آريا مهر سابق بيندازيد . اما بازهم جوان با ذوق ايراني هنر نمايي خود را در دل هنر معمار فرانسوي طراح دانشگاه تهران مي برد و آنجا هنر خود را در ساختمان دانشكده مديريت دانشگاه تهران اين وصله چهل تكه به رخ ميكشد . از ديگر پروژه هاي تحصيلي-educational -او مي توان به ساختمان دبيرستان البرز تهران اشاره كرد دبيرستاني كه گويي تمامي بزرگان يا اشراف زادگان اين سرزمين در آن درس خوانده اند و درس ميخوانند گويي سر نوشت پروژه هاي تحصيلي اين معمار با هوش با هم سنخواني از خود او گره خورده است . از جمله ساختمانهاي دولتي كه او مي توان ،ساختمان سازمان ميراث فرهنگى ، ساختمان موزه پاسارگاد (شيراز) .



آرشيتكت جوان به شهرت جهاني مي رسد .

نسل اول طراحي سفارتخانها ي ايران در كشورهاي ميزبان در سراسر جهان در دوره پهلوي و معدودي در اواخر قاجار شروع شد و نسل دوم آن در دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي در جمهوري اسلامي آغاز شد و سوال اين است كه نسل سوم طراحي اين سفارتخانه ها را كي و از همه مهمتر چه كساني به عهده خواهند گرفت ؟. بايد باور كرد هم در دور اول و هم در دور دوم تمامي كساني كه بعنوان طراحان اين ساختمانها مطرح شدند تمامي بدون هيچ پيش داوري ستارگان بي بديل معماري ايران هستند . عده اي معتقدند اين ساختمانها ساختمانهايي بي هويت هستند ولي نگارنده از همه اين ساختمانها دفاع مي كند و بي هويتي را قبول ندارد ما به تمامي آنها به عنوان جستار و دستاوردي براي هويتي پايدار كه نسل سوم مي بايست به آن برسد و به نمايش بگذارد نگاه مي كنيم و از همه آنها درسهاي كرانمايه و پر ارزشي را ياد مي گيريم .



امانت وجهه بين المللى خود را اول بار بابت طراحى و اجراى ساختمان سفارت ايران در بيجنيگ چين) به دست آورد كه در سال 1983 كامل شد. اين بنا در حال حاضر يكى از متفاوت ترين و در عين حال زيباترين سفارتخانه هاى كشور چين است. او در اين ساختمان توانست سنت معمارى ايرانى را به شكل قابل قبولى پياده و اجرا كند. امانت در اين پروژه خود يك حياط بيرونى براى مراجعه كنندگان و يك حياط اندرونى براى اقامت اختصاصى سفير و نيز يك حوض و يك دفترخانه طراحى كرده است .



نگاهي به پروژهاي جناب مهندس امانت در سطح بين المللي

Central Library Communication Univeristy of China Beijing, China

. اين بنا به شكل يك عمارت كلاه فرنگى شيشه اى طراحى شده كه مجاور درياچه اى قرار دارد و فرم هاى ارگانيك در آن پياده و اجرا شده اند. استفاده از سنگ سراميك و به كار بردن شيشه هاى مشجر از مشخصه هاى اين بنا است.. وقتي مي گويم اين جناب مهندس بسيار با هوش است درست مي گويم او طراحي مركز قضايى حيفا و كمى بعد با عهده دار شدن طراحى مجموعه اى از ساختمان ها در مونت كارمل اسرائيل، او با درك درست موقعيت و زمان براي پيشرفت خود از سبك معماري مدرن خود در ايران و بعد ها در ايالات متحده فاصله گرفت و به سمت سبك معماري يونان رفت كه مشخصه عمده آنها، هماهنگى و هارمونى شان با ساختمان ها و باغ هاى اطراف بود.
او خود درباره بناهايى كه به سبك معمارى كلاسيك يونان طراحى كرده گفته است: «من ديدم چطور سبك كلاسيك مى تواند با باغ هاى اطراف اين جا (منطقه حيفا) تناسب و هماهنگى داشته باشد. منطق من اين است: ما در زندگى مدرن در شتاب و تحرك به سر مى بريم و زمانى براى دقت كردن به جزئيات يك ساختمان كلاسيك نداريم. اما سبك كلاسيك براى جامعه اى كه در آسودگى و رفاه به سر مى برد، معنا مى دهد، جامعه اى كه زمان كافى براى مراقبه و نيايش دارد. ساختمان هاى مدرن بعد از انقلاب صنعتى، رشد و گسترش پيدا كردند، دوره اى كه زندگى مادى بر معنويت غلبه پيدا كرد اما من فكر مى كنم زيبايى فاكتور مهمى در طراحى است، چون زيبايى براى روح انسان خيلى سودمند و مفيد است.»
اما پول سرشار يهودي ها در پروژه هايشان و وضعت بد اقتصادي شركت مهندس با هوش را در چنين اظهار نظري را از ياد نبريد . از ديگر كارهاي او مي توان به: طراحى و ساخت عبادتگاهى در ساموآى غربى، طراحى چند كارخانه در داليان چين و ساخت چندين مجتمع آپارتمانى در سانتامونيكاى كاليفرنيا و بلوك شهرى با دو برج مسكونى در سن ديه گوى كاليفرنيا. امانت در تمام اين پروژه ها، مهارت ويژه اى در به كار بردن و تركيب درون مايه هاى فرهنگ هاى مختلف از خود نشان داده است.


اما تلاش مهندس حسين امانت در به كار گيري پيش از پيش اصول معمارى ايرانى را در بناهاى مدرن خود قابل تقدير است .


اينم كارنامه جناب مهندس حسين امانت به روايت سايت رسمي ايشون
 

Pleiades.Arch

عضو جدید
کاربر ممتاز
Abdol Aziz Farman Farmaian
Abkar
Ahmad Hessami
Ali Akbar Saremi
Alizadeh
Amanat
Bahman Pak-nia
Bahram Shidel
Behrouz Habibi
Behrouz Pezeshki
Boudaqian
Darab Diba
Esalat
Farman-farmayian
Fattaneh Naraqi
Firouz Firouz
Gabriel Guevrkian
George Darash
Hadi Tehrani
Hashem-zadeh
Hazrat Pasban
Houshang Seyhoun
Hussein Sheikh Zeineddin


Hussein Sultan-zadeh
Iman Raeisi
Iraj Etesam
Iraj Kalantari
Jahanguir Darvish
Kamran Diba
Kamran Safa-manesh
Kamran Samii
Kiarash Kiai
Khatami
Mahmood Maheronnaqsh
Mansour Falamaki
Mehdi Ali-zadeh
Mehdi Forouq-mand Arabi
Mir Fenderseki
Mir Heidar
Moayed Ahd
Mohammad Reza Jodat
Mohammad Reza Khakzad
Mohammad Reza Moqtader
Mohammad Tehrani


Mohsen Forouqi (1911-85)
Nader Ardalan
Nazanin Salimi
Nik Khesal
Parviz Kalantari
Pir Nia
Qiai
Reza Daneshmir
Reza Kasai
Sadeq
Sanei
Sayeh Barimani
Seyed Hadi Mirmiran
Shariat-zadeh
Siavosh Teimouri
Simon Ayvazian
Soleimani-pour
Tara Toolami Moghaddam
Teimouri
Yahya Fiuzi
Vartan
Zafar
...
 

nino

مدیر بازنشسته
نادر خلیلی درگذشت :(
http://radiozamaaneh.com

«تنها دویدن»*


نادر خلیلی معمار ایرانی درگذشت. (Cal-Earth)
نادر خلیلی معمار و پژوهشگر ایرانی مقیم آمریکا روز چهارشنبه پانزدهم اسفند ماه در کالیفرنیا درگذشت. خلیلی در سال 2004 میلادی به دلیل طرح های خلاقانه اش در استفاده از ساده ترین امکانات محیطی و ایجاد سازه هایی مقاوم در برابر زلزله با مطالعه در معماری خشتی مناطق کویری ایران، برنده جایزه معماری آقاخان، از معتبر ترین جوایز معماری شد. او مبدع روش هایی به نام گلتافتن و خانه های سرامیکی و همچنین ابر خشت بود. در دهه هشتاد میلادی او طرح هایی را برای ایجاد اقامتگاه در کره ماه به سازمان فضایی آمریکا، ناسا، پیشنهاد داد. او همچنین موفق به دریافت تقدیر نامه از سازمان ملل متحد و همچنین انجمن معماران آمریکا به سبب مطالعه و طراحی خانه های ارزان قیمت و مقاوم برای اسکان بی سرپناهان شده بود. پیکر نادر خلیلی روز سه شنبه بیست و یکم اسفند ماه به خاک سپرده شد.

* «تنها دویدن»، نام یکی از کتابهای مرحوم خلیلی است که در آن از سفرهایش به کویر ایران می‌گوید.
 

architect_esf

عضو جدید
صحبتهای بزرگان معماری

صحبتهای بزرگان معماری

[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پیتر آیزنمن :چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
پیتر آیزنمن :حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن. [/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
آلبرتو پرز گومس :حتی دیدگاه ریاضیدانی چون مندلبروت از معماری همانند دیدگاه پرنس چارلز تقلیدی کهنه است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
میس ونده رو :هیچ کس نمیتواند هر صبح دوشنبه یک سبک معماری جدید اختیار کند.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
میس ونده رو :ترجیح میدهم خوب باشم تا جالب توجه.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
هوشنگ سیحون :کلام آخر من ایران است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
لوکوربوزیه :چشمهایی که نمی بینند زیبایی نوین عصر حاضر را.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
لوکوربوزیه :من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­گفتن باقی می­گذارد.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
پاول جاناک :رفتار معماران مدرن بر محور مصالح است و می خواهند کار خود را بر اساس ساختار و مصالح قرار دهند برای اینکه نمایش ساختار و مصالح تشکیل دهنده یک یک اصول خلاصه شده است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
بهرام شیردل :معماران هم مثل اهل حرفه های دیگر در یک مقطع زمانی پی می برند که شرایط جهان دارد تغییر می کند و کار حرفه ای آنها وقتی ارزش دارد که در این شرایط جدید بتواند نقشی ایفا کند.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
ژان نوول :معمارانی که حرف بیشتری برای گفتن دارند معمارانی هستند که واقعا میسازند.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
پاتریک ناتگنز :معماری علاوه بر زیبایی با کارایی نیز سر و کار دارد یعنی علاوه بر بیان شخصی با تامین نیاز دیگران نیز درگیر است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
بن فارمر :معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا
باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
هنری لنارد/سوزان کروهست لنارد :فضاهای شهری نیازمند بیان هنری اند.خاطره های ما با مکانهای با هویتی که در آن تجربه های ارزشمند رخ میدهد گره خورده است.فضای شهری در واقع قلب شهر و منشاء زندکی روزمره است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
جرج آنزورنا :معمار واقعی معماریست برای همه و از جمله فقرا.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
باری.بی.گرین بی :از نظر تاریخی معماری عینی ترین و ماندگارترین نتیجهء آرزوی انسان برای یافتن معنا در این دنیای خاکی بوده است.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
جی اپیلتون :رابطه یک بنا با محیط پیرامونش معیار مهمیست که با توجه به آن میتوان شایستگی هنری بنا را ارزیابی کرد.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
دیتریچ کاربرچت :وقتی میگوییم شهری زیباست منظور آن زیبایی است که ما از خیابانها و میدانها _یعنی از فضای عمومی_درک میکنیم .بنابراین برای «زیبا» کردن یک شهر باید به اینگونه فضاهای عمومی پرداخت.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
استیون گروک :آثار «آلتو» دل مشغولی او را به مکان و راهها نشان میدهد.یعنی عینیت بخشیدن به تجربه ای از حرکت در مکانی از پیش ساخته.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
چارلز جنکز :معماری ارگانیک این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار می‎شود.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
فرانک لوید رایت :معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
لویی کان :پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
فرانک گری :هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.[/FONT]
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
تادائو آندو :خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.[/FONT]


[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]امتياز يادتون نره !! :)
[/FONT]
 

binahayat_m

عضو جدید

اين معمار فرانسوي برنده پريتكز 2008 شدش
لينك هاي زير مربوط به كارهاي اين معمار و خود سايت پريتز كر هستش
سال قبل هك كه ريچارد راجرز اين جايزه بردش
http://www.dezeen.com/2008/03/31/jean-nouvel-wins-the-pritzker-prize/
لينك زير شامل كارهاي اين معمار ميشه
http://www.dezeen.com/category/all/featured-architect-jean-nouvel/
و اين سايت خود معمار:
www.jeannouvel.com
و سايت پريتزكر
www.pritzkerprize.com
اميدوار مفيد واقع شه شاد باشيد
 

DDDIQ

مدیر ارشد
جایزه معماری پریتزکر The Pritzker Architecture Prize




جایزه معماری پریتزکر بوسیله موسسه هیات Hyatt در سال 1979 برای تقدیر از معماران در قید حیاتی تاسیس شد که کار ساخته شده شان نشانگر تلفیقی از ویژگیهای استعدادشان، دیدگاه و تعهد آنهاست و سهم بسزایی در زندگی نژاد بشر و محیط اطراف آنها با استفاده از هنر معماری ایفا کرده است.

این جایزه گاهی به عنوان با پرستیژ ترین جایزه معماری و یا نوبل معماری توصیف می شود.نام این جایزه از نام خانواده پریتزکر که در شیکاگو فعالیت های بین الملی تجاری داشتند آمده است. آنها از دیر باز به دلیل حمایت هایشان از فعالیت های آموزشی، رفاه اجتماعی، علمی، پزشکی و فرهنگی شناخته شده بودند. جی.ای پریتزکر که این جایزه را با همسرش سیندی بنیان نهاده بود، بیست و سوم ژانویه 1999 از دنیا رفت و پس از او بزرگ ترین پسرش توماس. جی پریتزکر رئیس موسسه هیات Hyatt شد. در سال 2004، شیکاگو افتتاح پارک هزاره را جشن گرفت. در این پارک یک غرفه موسیقی توسط فرنک گری از برندگان این جایزه طراحی شده بود که به افتخار موسس این جایزه به اسم او نامگذاری شد و مراسم پریتزکر سال 2005 در همین غرفه که به نام جی پریتزکر نام گذاری شده بود برگزار گردید.توماس پریتزکر می گوید:« به عنوان یک فرد اهل شیکاگو، اصلا عجیب نیست که خانواده ما در مورد معماری اطلاعات بسیاری داشتند، چرا که آنها در شهر تولد آسمانخراش ها زندگی می کردند ، شهری پر از بناهایی که بوسیله مفاخر معماری چون لوئی سولیوان، فرنک لوید رایت، میس وندر روهه و بسیاری دیگر طراحی شده است... مادر و پدر من معتقد بودند که یک جایزه پر معنا نه تنها آگاهی اجتماعی بیشتر در مورد بناها را نوید خواهد داد و بر خواهد انگیخت بلکه خلاقیت بیشتری در حرفه معماری به وجود خواهد آورد.»بسیاری از روش ها و جوایز جایزه پریتزکر بعد از جایزه نوبل شکل گرفتند. برندگان جایزه معماری پریتزکر مبلغ اهدایی 100 هزار دلار و یک مدرک دریافت می کنند...

از سال 1987 یک مدال برنز نیز به این جوایز اضافه شده و قبل از این سال مجسمه مخصوص هنری مور که مجسمه ای با تولید محدود بود به هر برنده اهدا می شد.نامزدهای این جایزه محدود به ملیتی خاص نیستند؛ از مسئولان حکومتی، نویسندگان، منتقدان، معماران آکادمیک، معماران تجربی، جوامع یا صنعتگران معماری، در واقع هر کسی که دغدغه ای در رشد معماری بهتر داشته باشد. این جایزه بدون توجه به ملیت، نژاد، اعتقادات یا ایدئولوژی اهدا می شود.مراسم به شکل سالانه و نزدیک به نوامبر برگزار می شود. معمولا حدود 500 نامزد از 47 کشور وجود دارند. گزینش نهایی توسط یک هیات ژوری بین المللی با تعمق کامل و انتخاب به شکل محرمانه انجام می پذیرد.
از سال 1979 تاکنون هرسال یک برنده برای جایزه معماری پریتزکر انتخاب شده است،به جز سال های 1988 ، 2001و 2010 که در هر یک از این سال ها دو برنده برای دریافت جایزه معرفی گردید.
برندگان جایزه پریتزکر یک پاداش صد هزار دلاری ،یک تقدیرنامه رسمی و از سال 1987 یک مدال برنز دریافت می کنند.تا پیش از این سال یک مجسمه هنری مور (Henry Moore) ، ساخته شده به تعداد محدود به هر برنده اهدا می شد.
نامزدهای دریافت جایزه از تمامی کشورها پذیرفته می شود که پذیرش آن ها در سال های مختلف طی یک روند پیوسته صورت می گیرد و در ژانویه هر سال پایان می یابد.تا به امروز بالغ بر 500 نفر از بیش از 47 کشور جهان نامزد دریافت این جایزه بوده اند.
مراسم اهدای جایزه ،به خاطر تجلیل از معماری سایر دوره های تاریخی و یا کارهای برندگان پیشین جایزه ،هر سال در یکی از نقاط مختلف جهان که از نظر تاریخی و یا معماری دارای اهمیت و ارزش باشند ،برگزار می گردد.
جایزه ی افتتاحییه در سال 1979 به فیلیپ جانسون (Philip johnson) برای تقدیر از 50 سال قدرت تخیل و بیان فوق العاده در هزاران موزه ، آمفی تئاتر ،کتابخانه ، خانه ، باغ و سازه های یکپارچه ، داده شد. در سال 2004 اولین زن معمار برنده ی پریتزکر به زاها حدید (Zaha Hadid) تعلق گرفت. نیشیزاوا (Ryue Nishizawa) در سال 2010 عنوان جوانترین برنده در سن 44 سالگی را به خود اختصاص داد. و جایزه ی اخیر در سال 2012 به اولین معمار چینی به نام وانگ شو(Wang Shu) داده شد.

برندگان جایزه :
1- سال 1979 Philip Johnson فلیپ جانسون از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : دومبارتن اوكس ، واشنگتن دی-سی
2- سال 1980 Luis Barragan لویس باراگان از مكزیك - مكان برگزاری مراسم : دومبارتن اوكس ، واشنگتن دی-سی
3- سال 1981 James Stirling جمیز استرلینگ از بریتانیای كبیر – مكان برگزاری مراسم : موزه ملی ساختمان ، واشنگتن دی-سی
4- سال 1982 Kevin Roche كوین روچه از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : موسسه هنر ، شیكاگو
5- سال 1983 I. M. Pei لیومینگ پی از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : گالری ملی هنر ، واشنگتن دی-سی
6- سال 1984 Richard Meier ریچارد می یر از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : موزه ملی هنر ، واشنگتن دی-سی
7- سال 1985 Hans Hollein هانس هولین از اتریش – مكان برگزاری مراسم : كتابخانه هانتیگتن ،‌ سان موریو ،‌كالیفرنیا
8- سال 1986 Gottfried Boehm گادفرید بوهم از آلمان – مكان برگزاری مراسم : تالار گلد اسمیتز ، لندن
9- سال 1987 Kenzo Tange كنزوتانگه از ژاپن – مكان برگزاری مراسم : موزه هنر كیمبل ، تگزاس
10- سال 1988 Gordon Bunshaft & Oscar Niemeyer گردن بوشافت – از ایالات متحده و اسكارنیمیر از برزیل – مكان برگزاری مراسم : موسسه هنر ، شیكاگو
11- سال 1989 Frank O. Gehry فرانك گری از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : معبد توداجی ، نارا ، ژاپن
12- سال 1990 Aldo Rossi آلدو روسی از ایتالیا – مكان برگزاری مراسم : پالازو گراسی ،‌ ونیز
13- سال 1991 Robert Venturi رابرت ونتوری از ایالات متحده – مكان برگزاری مراسم : پالاچیو دی ایترو لید ، مكزیكوسیتی
14- سال 1992 Alvaro Siza آلوار سیزا از پرتغال – مكان برگزاری مراسم : كتابخانه هارولد واشنگتن ، شیكاگو
15- سال 1993 Fumihiko Maki فومی هیكو ماكی از ژاپن – مكان برگزاری مراسم : قصر پراگ ،‌جمهوری چك
16- سال 1994 Christian de Portzamparc كریستن دو پرتزامپارك از فرانسه – مكان برگزاری مراسم : ایندیانا
17- سال 1995 Tadao Ando تادائو آندو از ژاپن – مكان برگزاری مراسم : ورسای ، فرانسه
18- سال 1996 Rafael Moneo رافائل مونه او از اسپانیا – مكان برگزاری مراسم : موزه گتی ، لوس آنجلس
19- سال 1997 Sverre Fehn سور فهن از نوروژ – مكان برگزاری مراسم : سایت ساخت و ساز موزه گوگنهایم ، اسپانیا
20- سال 1998 Renzo Piano لنزو پیانو از ایتالیا – مكان برگزاری مراسم : كاخ سفید – واشنگتن دی سی
21- سال 1999 Sir Norman Foster سر نورمن فاستر از بریتانیای كبیر – مكان برگزاری مراسم : موزه آلتوس ، برلین
22- سال 2000 Rem Koolhaas رم كولهاوس از هلند – مكان برگزاری مراسم : پارك آركولوچیكال ،‌ اورشلیم
23- سال 2001 Jacques Herzog & Pierre de Meuron جاكاوس هرزوك و پیر دیموران – مكان برگزاری مراسم : بنای یادبود توماس جفرسون ،‌ ویرجینیا
24- سال 2002 Glenn Murcuttگلن موركات از استرالیا
25- سال 2003 Jørn Utzon یورن اوتزن از دانمارك
26- سال 2004 Zaha Hadid زاها حدید از بریتانیا (متولد عراق)
27- سال 2005 Thom Mayne تام ماین از ایالت متحده
28- سال 2006 Paulo Mendes da Rochaپائولو مندس دا روچا از برزیل
29- سال 2007 ریچارد راجرز از بریتانیا
30- سال 2008 Jean Nouve جین نوول از فرانسه
31- سال 2009 پیتر زومتور از سویس
32- سال 2010 ریو نیشیزاوا و کاتسویو سجیما از ژاپن
33- سال 2011 ادواردو سوتو دی‌مورا از پرتغال
34- سال 2012 وانگ‌ شو از چین
35- سال 2013 تویو ایتو از ژاپن

36- سال 2014 ؟؟؟







 
آخرین ویرایش:

parhamm

عضو جدید
زندگی حرفه‌ای
خلیلی متولد سال ۱۹۳۶ در ایران، تحصیلات خود را پس از زادگاهش در ترکیه و سپس ایالات متحده آمریکا ادامه داد و به پایان رساند. او از سال ۱۹۷۵ به معماری خشتی علاقه‌مند شد و در برنامه توسعه کشورهای جهان سوم به عنوان مشاور در سازمان UNIDO یا سازمان توسعه صنعتی ملل متحد به فعالیت پرداخت.
در سال ۱۹۸۴ انجمن معماران آمریکا در ایالت کالیفرنیا جایزه "تبحر در فن آوری" را به خاطر ابداع خانه‌های سرامیکی به او اهدا کرد.

در سال ۱۹۸۷، سالی که از سوی سازمان ملل به نام سال جهانی سرپناه نامگذاری شده بود، پروژه نادر خلیلی به نام "خانه برای بی‌سرپناهان" به طور مشترک مورد توجه و قدردانی سازمان ملل متحد و همچنین دپارتمان توسعه مسکن و شهرسازی آمریکا قرار گرفت.
در سال ۱۹۸۴ زمانی که سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا، ناسا، فراخوانی برای طراحی خانه و اقامتگاه در کره ماه و مریخ اعلام کرد، خلیلی فرصت مناسبی برای توسعه ایده‌های خود در مورد فرم‌های ساده و در عین حال مقاوم پیدا کرد. او در طرح‌های پیشنهادی خود به ناسا، با مطالعه بر معماری مناطق یزد و کاشان نشان داد، چگونه بدون آنکه نیاز به حمل مصالح از کره زمین به جای دیگری باشد می‌توان از همان خاک موجود در محیط اطراف، متنوع‌ترین و مقاوم‌ترین ساختارهای معماری را به وجود آورد/
 
آخرین ویرایش:

parhamm

عضو جدید
تنها دویدن
خلیلی به مدت پنج سال، تمام مناطق کویری ایران را با موتورسیکلت به منظور مطالعه بر روش‌های سنتیِ ساخت و ساز و نحوه استفاده از خشت جستجو کرد. او با مطالعه ویرانه‌های به جای مانده از زلزله بزرگ طبس به سال ۱۳۵۷ خورشیدی، به این نتیجه رسید که تنها ساختمان‌های باقی مانده، تعدادی از بناهایی هستند که با استفاده از مصالح و فن‌آوری بومی تاق و گنبد ساخته شده‌اند و برعکس، ساختمان‌های با اسکلت فلزی و تیرآهن، به طور کلی فرو ریخته‌اند.

او در بخشی دیگر از جستجوهایش در مناطق کویری ایران، به روستایی بر خورد که بر اثر زلزله تمام ساختمان‌های آن به جز یک کوره کاشی‌پزی ویران شده بود. خلیلی با الهام از این‌ کوره سالم مانده، شیوه خانه‌های سرامیکی را ابداع کرد که بر اساس اصل گداخته کردن درونی خشت و رساندن آن به حالت سرامیکی استوار شده است. حالتی که خشت در آن به حداکثر مقاومت خود می‌رسد. او معتقد بود این خانه‌ها در برابر تمام عوامل محیطی از جمله باد و باران و زلزله مقاوم هستند. این معمار ایرانی، طاق ضربی را یک راه حل ساده، ارزان، ضد‌زلزله و مناسب برای حل مشکل مسکن در مناطق محروم می‌دانست. او حاصل جستجوهای خود در مناطق مختلف ایران را در کتابی به نام "تنها دویدن" منتشر کرد.
کیسه شن و سیم خاردار
‌در روش ابر خشت او با پرکردن کیسه‌های شن از خاک‌ مرطوب محیط اطراف و کوبیدن آن و‌ سپس چیدن کیسه‌ها بر روی هم در طرحی مدور و اتصال آنها با سیم خاردار به یکدیگر برای مهار حرکت‌های جانبی، سازه‌هایی گنبدی شکل به وجود می‌آورد و سپس سطح بیرونی و داخلی خانه‌ها را به نحو دلخواه تزیین می‌کرد. این ساختارهای مدور ساده با اتصال و ادغام ‌در یکدیگر، قابلیت به وجود آوردن فضاهای بزرگ، متنوع و کارآمد در مناطق کویری را دارند. این خانه‌ها با اندک آموزشی می‌توانند توسط گروهی سه تا پنج نفره ساخته شوند و در مناطقی که به دلیل بلایای طبیعی یا جنگ، نیاز به طرح اسکان فوری است؛ مورد استفاده قرار گیرند.

خلیلی در سال ۱۹۹۱ موسسه هنر و معماری خاک کالیفرنیا (Cal- Earth) را پایه‌گذاری کرد و در آن به تحقیق، طراحی و آموزش روش‌هایش پرداخت. او تاکیدی فراوانی بر هماهنگی معماری با محیط اطراف و کم زیان بودن آن برای محیط زیست داشت.
پس از زلزله ویران کننده بم به سال ۱۳۸۲، خلیلی بار دیگر به ایران آمد و روش‌های سریع و ارزان‌قیمت خود را برای اسکان زلزله‌زدگان مطرح کرد. اما روش‌ها و طرح‌های او مورد تایید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در ایران قرار نگرفت. طرح‌های او برای یک خانواده هفت نفری، قابلیت ساخته شدن در ظرف مدت یک هفته را داشتند.
از مهم‌ترین جوایزی که نادر خلیلی در دوران فعالیت حرفه‌ای‌اش به دست آورد، می‌توان به جایزه معماری آقاخان در سال ۲۰۰۴ میلادی اشاره کرد. جایزه معماری آقاخان که از معتبرترین جوایز در نوع خود محسوب می‌شود، به دلیل ترکیب روش‌های کهن استفاده از خشت و خاک با فن آوری‌های جدید و همچنین ارزان بودن و قابلیت به کارگیری وسیع آن، به خلیلی تعلق گرفت.
خلیلی‌ خود را تحت تاثیر کلام و اندیشه‌های مولوی می‌دانست و از جمله مترجمان اشعار او به زبان انگلیسی بود. او فلسفه آثارش را در پایبندی به استفاده از عناصر چهارگانه‌ی آب، باد، خاک و آتش خلاصه می‌کرد.
نادر خلیلی روز پانزدهم اسفند در کالیفرنیا درگذشت و روز بیست و یکم اسفندماه به خاک سپرده شد.
 

algh

عضو جدید
نظر سنجی علمی؛ وضع کنونی معماری ایران با نگاهی به گذشته

نظر سنجی علمی؛ وضع کنونی معماری ایران با نگاهی به گذشته

با سلام به همه دوستایی که لطف کردن تا تو این نظرسنجی شرکت کنند...:gol::gol:
موضوع ما در ارتباط با وضع کنونی معماری ایران با نگاهی به گذشته ست!!!!!
به نظر شما اگه بخوایم از معماری سنتی و اصیل گذشتمون یه سری ویژگی ها رو به معماری و طرح های امروزمون اضافه کنیم چیا می تونه باشه؟؟؟؟؟:w10:
فقط در نظر داشته باشیم که بهتره عواملی باشن که بهمون نگن شما که شدین سنتی یا اینکه پس مگه تو زمان امروز زندگی نمیکنین؟؟؟؟
 

niusha*

عضو جدید
من معتقدم نه باید تو گذشته و سنتی بودن اون سبک ها غرق بشیم نه زیادی درگیر سبک هایی بشیم که استفاده ازش صرفا جنبه ی تقلید داره و برای اینکه وانمود کنیم از خیلی ها عقب نیستیم از اون شیوه ها استفاده کنیم بدون اینکه به کارکردها بها بدیم!
یه نگاه به دور و برمون بندازیم!کجاست اون حیاط هایی که همه ی اعضای خانواده غروبا کنار باغچش مینشستن و از طبیعت کوچیک اطرافشون استفاده میکردن؟کو اون فضاهای وسیع خونه ها؟سه دری؟پنج دری؟شاه نشین و...؟!
یه نگاه به این ساختمونای اطرافمون بندازیم نمیگم همشون ولی بالای 90 درصد فقط یه الگو تکرار شده!همه شدن یه ورودی یه نشیمن کوچولو که یه گوشه از همین نشیمن یه پیشخون میزارن میکننش آشپز خونه!!!!بعد میگن آشپز خونه ی open طراحی کردیم!!آیا به مفهوم و عملکرد این آشپز خونه ها فکر شده!؟!
اصلا منظورم این نیست که مثل گذشته بیایم هشتی و سه دری و...طراحی کنیم ولی حداقل به کارکردهامون فکر کنیم!بعد طراحی کنیم!
متاسفانه الآن تو اکثر خونه ها کسی زندگی نمیکنه همه چی شده زیستن برای زنده بودن!خونه ها شده یه خوابگاه!
حالا فقطم راجع به خونه نیست که مثلا ما یه دفتر خدمات پستی تو محلمون بود که بعد یه مدت شد سبزی فروشی!!!!!!!!الآنم یه ماه که شده پیتزا فروشی!!!
آخه این چه نوع طراحیه؟!
به نظر من مهم نرین چیزی که از گذشته و معماری گذشته باید یاد بگیریم همینه که به عملکرد هر فضا فکر کنیم و بعد طراحی کنیم!این به نظر من مهمترین و اصلی ترین ویژگی معماری گذشته بود که الآن کمرنگ شده!
 

algh

عضو جدید
شاید پلی باشد که بتوان.....

شاید پلی باشد که بتوان.....

من معتقدم نه باید تو گذشته و سنتی بودن اون سبک ها غرق بشیم نه زیادی درگیر سبک هایی بشیم که استفاده ازش صرفا جنبه ی تقلید داره و برای اینکه وانمود کنیم از خیلی ها عقب نیستیم از اون شیوه ها استفاده کنیم بدون اینکه به کارکردها بها بدیم!
یه نگاه به دور و برمون بندازیم!کجاست اون حیاط هایی که همه ی اعضای خانواده غروبا کنار باغچش مینشستن و از طبیعت کوچیک اطرافشون استفاده میکردن؟کو اون فضاهای وسیع خونه ها؟سه دری؟پنج دری؟شاه نشین و...؟!
یه نگاه به این ساختمونای اطرافمون بندازیم نمیگم همشون ولی بالای 90 درصد فقط یه الگو تکرار شده!همه شدن یه ورودی یه نشیمن کوچولو که یه گوشه از همین نشیمن یه پیشخون میزارن میکننش آشپز خونه!!!!بعد میگن آشپز خونه ی open طراحی کردیم!!آیا به مفهوم و عملکرد این آشپز خونه ها فکر شده!؟!
اصلا منظورم این نیست که مثل گذشته بیایم هشتی و سه دری و...طراحی کنیم ولی حداقل به کارکردهامون فکر کنیم!بعد طراحی کنیم!
متاسفانه الآن تو اکثر خونه ها کسی زندگی نمیکنه همه چی شده زیستن برای زنده بودن!خونه ها شده یه خوابگاه!
حالا فقطم راجع به خونه نیست که مثلا ما یه دفتر خدمات پستی تو محلمون بود که بعد یه مدت شد سبزی فروشی!!!!!!!!الآنم یه ماه که شده پیتزا فروشی!!!
آخه این چه نوع طراحیه؟!
به نظر من مهم نرین چیزی که از گذشته و معماری گذشته باید یاد بگیریم همینه که به عملکرد هر فضا فکر کنیم و بعد طراحی کنیم!این به نظر من مهمترین و اصلی ترین ویژگی معماری گذشته بود که الآن کمرنگ شده![/quote

نیوشای عزیز ممنون از نظرای مفیدت....:gol::gol:
نکات قابل توجه و مهمی رو اشاره کردی...برای آدم خیلی چیزارو یادآوری می کنه...در اینکه معماری امروز ما از نداشتن ارتباط بین عملکرد با بنا رنج می بره و نسبت به معماری گذشته که واقعا هر عنصریش رو حساب و کتاب ساخته میشد کاملا دوریم،باهات موافقم...;)
اما یه چیزی ذهن منو مشغول کرده...به نظر من یه چیزی فراتر از اون حیاط بوده که باعث نیاز شکل گیری فضایی می شده که من و تو عصرا کنار آب حوضی و روی تختی با یه بوی سبزه آب پاشی شده در کنار خانواده هامون بشینیم و از زندگی کزدن لذت ببریم....حالا اون فرهنگی که توی خون پدربزرگ-مادربزرگای ما ریشه داشته باعث میشده یا چیزه دیگه نمیدونم ؟؟؟:confused:
به وجود اومدن هر چیزی از احساس نیازی سرچشمه می گیره....ولی اینکه چه عناصری رو باید از معماری سنتی انتخاب و به امروز منتقل کرد جای همفکری تو و دوستامونو داره...
امیدوارم تو این تاپیک بتونیم یک ذره به طرح هایی که می دیم تا خانواده ای توش زندگی کنن به شکل عمیق تری نگاه کنیم....:w27:
 

سماته

عضو جدید
تو معماری سنتی ایران اولین نکته ای که توجه میکردن زندگی بوده. میخواستن تو اون خونه زندگی کنن . نه اینکه فقط استراحت. به این توجه میکردن که چطور طراحی کنن که از باهم بودن لذت ببرن. مثل الان هر کی نره تو اتاق خودش. به نظرم الان خونه یعنی اتاقی که توش میخوابیم، کتاب میخونیم و خیلی کارای دیگه . یه تنهایی بزرگ در جمع! تو خونه های قدیمی روح زندگی بود الان چی؟ هست؟
 
  • Like
واکنش ها: algh

کدخدا

مدیر بازنشسته
مهمترین چیزی که معماری پیشین(من با سنتی بودنش موافق نیستم)ما داشت ساختار بود که انگلیسی ها به structure معنیش می کنن.مطمئنا منظورم سازه نیست بلکه ارتباط سازه و معماری و عملکرد بناست شاید خیلی ها این براشون عجیب باشه و مفهوم این کلمه رو متوجه نشده باشن.
تا حالا به مقطع یه خونه(منظور محل بودنه که از مصدر باشیدنه باشیدن به معنای کلی که زندگی کردن یکی از بخش های باشیدنه) نگاه کردین البته خانه های طراحی شده یا یه کم عمیق تر مقطع مساجد خودمون مساجدی که اسمشو گذاشتیم غیر مدرن ، چه شباهت های زیبایی دارن در عین اینکه ساختارشون شبیه ولی تفاوت های زیادیم دارن.چرا شبیه چرا متفاوت؟
یه کم کلی تر موافقین؟
تا حالا به معده گاو فکر کردین؟
به نظرتون چرا معده گنجشک رو نمیشه به یه مار داد؟
شاید به حرفام بخندین شایدم فکر کنین.
حالا این باشه تا اگه دوست داشتین 2 تا مقطع یه دونه خونه یه دونه مسجد اگه شما گیر آوردین اگه پلانم بود دیگه عالی تر بذارین تا منم بتونم راحت تر توضیح بدم.
خب ببخشید سرتون رو درد آوردم.
موفق باشید
 

doomann

Moderator
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کاربر ممتاز
با سلام به همه دوستایی که لطف کردن تا تو این نظرسنجی شرکت کنند...:gol::gol:
موضوع ما در ارتباط با وضع کنونی معماری ایران با نگاهی به گذشته ست!!!!!
به نظر شما اگه بخوایم از معماری سنتی و اصیل گذشتمون یه سری ویژگی ها رو به معماری و طرح های امروزمون اضافه کنیم چیا می تونه باشه؟؟؟؟؟:w10:
فقط در نظر داشته باشیم که بهتره عواملی باشن که بهمون نگن شما که شدین سنتی یا اینکه پس مگه تو زمان امروز زندگی نمیکنین؟؟؟؟

سلام
سوالی رو پرسیدید که جوابش هزاران صفحه است .

تاریخ و جغرافی و انسان شناسی و بوم شناسی و مطالعات اجتماعی و زیست شناسی +‌ علوم سازه و مکانیک و هواشناسی و مصالح شناسی و ... همه علومی هستند که در بطن معماری گذشتگان ما نهفته اند و تنها رمز موفقیت اونها در برقرار رکردن یک تعادل بصری و محیطی و فیزیکی مابین عناصر و محیط خارج بوده .
اونچه از عناصر معماری قدیم ایران بر میاد اینه که هیچ کدام از این عناصر به خاطر زیبایی ،‌ احساس معمار و یا نشان دادن شکوه و عظمت (‌ البته در معماری مسکونی ) نبوده و صرفا به هر جنبه به صورت مطلق نگاه نشده .
هویت معماری در قرن حاضر در پویایی و سیالیت دنبال میشه و این موضوع فراتر از جنبه های معماری صرف بوده و هست . ضمن اینکه ما در معماری چیزی به عنوان استفاده از عناصر پیشین نداریم و اگر قرار به نگاه به پشت سر هست ، نگاه به مفاهیم و هویت معماریه که میتونه راهگشای ما در طراحی باشه .
یک زمانی تکنولوِژی نبود و ما مجبور به استفاده از بسیاری عناصر بودیم ولی امروز استفاده از عناصر قدیم صرف اینکه به معماری گذشته چشم داشته باشیم امری غلط و فرجامی هزاران برابر وحشتناک تر از وضع معماری امروز ما خواهد داشت .
باید قبول کنیم که معماری گذشته در خشت به خشتش هزاران مفهوم و دلیل گنجانیده شده و هیچ اجری بی دلیل رو آجر دیگر گذاشته نشده و اگر چند دلیل برای یک عنصر و یا حضور یک فضا وجود نداشته ،‌ قطع و یقین یک دلیل اصلی و مهم در ساخت وجود داشته .
معمار ایرانی ،‌ به اصولی نگاه می کرده که بسیاری ازاین اصول امروزه در لابلای محدودیتهای زمین و قیمتهای سرسام آور و بحران انفجار جمعیت به کلی رنگ باخته و معمار موفق امروز کسیه که بتونه با وضع ساختار حال ،‌ فکری به حال آسایش افراد و وضع معماری خودش بکنه .
خانه دیروز برای خودش یک طومار داره از بدو ورود تا رسیدن به اندرونی . ولی خانه امروز یه داستان کوتاه و چه بسا یک دوبیتی هم نیست !!‌ اگر چه آسایش دیروز در پرده هایی نهفته بود که امروز رنگ باخته و توقعات و نوع نگرش افراد به اون به طور کامل عوض شده .
امروز طراحی به مراتب سخت تر و معماری به مراتب دشوار تر از دیروزه و این به خاطر وجود مشکلهاییه که وضع موجود برای معماران ساخته و مثل دیروز نیست که هر معماری با یک پیمون دست و پنجه نرم کنه و یک بنای یکسان و یکنواخت بسازه و هر عنصر لازمی رو برای بناهاش بوجود بیاره .
فضای معماری امروز نیاز به معمار منطبق بر علم و تکنولوژی روز داره و در تبدیل زبان گذشتگان به زبان امروز معماری موفق تره که بتوه اصول دیروز رو بر علم امروز منطبق کرده و به عنوان انتزاعی از هنر دیروز در معماری امروزش به کار ببنده ..
 

معمارباشی

عضو جدید
سلام شرمنده این چند روز درگیر امتحاناتم وقت نمی کنم زیاد سر بزنم ...
الان هم اومدم دیدم بحث جالبه ... دلم نیومد شرکت نکنم ولی فعلا همین یه بخش رو داشته باشید تا بعد بیام دفاع :دی

اصلا منظورم این نیست که مثل گذشته بیایم هشتی و سه دری و...طراحی کنیم ولی حداقل به کارکردهامون فکر کنیم!بعد طراحی کنیم!
متاسفانه الآن تو اکثر خونه ها کسی زندگی نمیکنه همه چی شده زیستن برای زنده بودن!خونه ها شده یه خوابگاه!
حالا فقطم راجع به خونه نیست که مثلا ما یه دفتر خدمات پستی تو محلمون بود که بعد یه مدت شد سبزی فروشی!!!!!!!!الآنم یه ماه که شده پیتزا فروشی!!!


نیوشا جان ... نمی دونم کجا درس می خونی ولی من دانشگاه هایی که دیدم رو مثال می زنم که هر روز توشونیم و با هاشون سر و کار داریم ... دانشکده معمار یزد ... خانه ی رسولیهای قدیم ... دانشکده شهرسازی یزد .... خانه مرتاض ... اینا خونه بود و الان کاربرد دانشگاهی دارن ... یعنی این قابلیت در اونها بوده که از یه اتاق خانه بشه بهروری اموزشی برد ...
تا حالا دقت کردی خونه های قدیمی خیلی هم عمکردگرا نبودن ؟؟؟ این زندگی ادما بود که به فضا عملکرد میداد نه خود فضا ... کدوم خونه قدیمی رو پیدا می کنید که اتاق خواب و اتاق تلویزیون و اتاق نهار خوریش تفکیک شده باشه ؟؟ تا حالا دقت کردید همون جایی که لحاف پهن می کردن شبا ... روزا جمع می کردن و به جاش سفره می انداختم ... بعد اونو جمع می کردن کرسی رو مثلا میگذاشتن !!! .... اتاقا خیلی انعطاف پذیر بودن با نیاز ساکنان رنگ عوض می کردن ... ولی الان چی ؟ ... می شه از اتاق خوابت به عنوان اتاق نهارخوری استفاده کرد ؟؟؟ ... دقت کردید الان اولین چیزی که توی اتاقا جاش رو مشخص می کنیم و بر اساس اون مبلمان می کنیم منزلامون رو چیه ؟؟؟ قدیما محور سفره ها پدر بزرگ ها و مادر بزرگا بودن ... الان جای اونا رو تلویزیون گرفته ... سفره رو جوری میندازن که تلویزیون بهترین دید رو داشته باشه ...

این مبحث یل درازی داره ... به این سادگی ها نمی شه یه نظر قطعی داد ... چرا که اگه می شد الان خونه ها اینا نبودن ...

من فکر می کنم انسان امروزی دیگه واقعا نمی تونه توی خونه هایی به شکل قدیم زندگی کنه و خونه های امروزی هم پاسخگوی فرهنگش و شخصیتش نیست ...

برای ختم کلام یه چیزی می گم و وسلام ...
فکر نکنید الان ما وارد کننده معماری شده ایم ... نه ... قدیم هم بودیم ... مثلا همین 5 دری ها و 7 درهایی که تو خونه ها می بینیم ... اصلش از معماری ایتالیا بوده که وارد معماری ما شده ... ولی معمارای اون دوره اون قدر با احتیاط و کم کم این در ها رو وارد معماری ایران کردن و در حین وارد کردنشون با معماری سنتیمون تلفیق و ترکیبش کردن ... که رنگ و بوی ایرانی گرفته ... و الان همه ی دنیا 5 دری و 7 دری ایرانی رو جدای از اون درهای ایتالیلیی می دونن و این معماری خیلی غنی تر از اوناس ...
ولی امروزه ما معماری رو از غرب وارد می کنیم بدون توجه به گذشته و مبانی که به وجود اورندش بوده ... بدون که که در نظر بگیریم چی شد که مسیر معماریشون این راه رو طی کرده ... و بدون توجه به فرهنگ و سنتشون ... اون رو وارد می کنیم ... اونم به بدترین شکلش... با ضعیفترین و نازیباترین حالت ممکنش ... و همین جور درسته مس خواهیم از اون استفاده کنیم ...

تا حالا به اشپزخانه های اپن دقت کردید ... به نظرتون این اشپزخونه ها به درد غذاهای ایرانی با اون همه عطر و بوی بالا می خوره ؟؟؟ ... بگذریم از بحث های فرهنگی و اعتقادی و در دید بودن خانم خونه و ...

خیلی پر حرفی کردم می دونم ... (البته اینم می دونم خیلیا شاید فقط دو سه خط اول رو بخونن و بگذرن ... مثل کاری که خیلی وقتا خودم می کنم ...) ... امیدوارم سرتون درد نیاورده باشم ... موفق باشید ...
 

algh

عضو جدید
سنت گذشتگان...

سنت گذشتگان...

مهمترین چیزی که معماری پیشین(من با سنتی بودنش موافق نیستم)ما داشت ساختار بود که انگلیسی ها به structure معنیش می کنن.مطمئنا منظورم سازه نیست بلکه ارتباط سازه و معماری و عملکرد بناست شاید خیلی ها این براشون عجیب باشه و مفهوم این کلمه رو متوجه نشده باشن.
تا حالا به مقطع یه خونه(منظور محل بودنه که از مصدر باشیدنه باشیدن به معنای کلی که زندگی کردن یکی از بخش های باشیدنه) نگاه کردین البته خانه های طراحی شده یا یه کم عمیق تر مقطع مساجد خودمون مساجدی که اسمشو گذاشتیم غیر مدرن ، چه شباهت های زیبایی دارن در عین اینکه ساختارشون شبیه ولی تفاوت های زیادیم دارن.چرا شبیه چرا متفاوت؟
یه کم کلی تر موافقین؟
تا حالا به معده گاو فکر کردین؟
به نظرتون چرا معده گنجشک رو نمیشه به یه مار داد؟
شاید به حرفام بخندین شایدم فکر کنین.
حالا این باشه تا اگه دوست داشتین 2 تا مقطع یه دونه خونه یه دونه مسجد اگه شما گیر آوردین اگه پلانم بود دیگه عالی تر بذارین تا منم بتونم راحت تر توضیح بدم.
خب ببخشید سرتون رو درد آوردم.
موفق باشید

کدخدای عزیز ممنون ازت...از توجهت به معماری گذشته نه سنتی هم سپاس..نکته جالبی رو گفتی....فقط به نظرت آیا این نکته جزو خصوصیت های اصلی معماری گذشته ایرانه؟؟یا شایدم میشه جاهای دیگه ای از دنیا دیدش؟؟؟ و یه سوال دیگه هم ازت دارم به نظرت با اینکه ما تو معماری امروزمون فاقد این ویژگی هستیم،میشه بگیم این ویژگی چیزیه که می تونه به معماری امروز ما وارد شه تا به اصالتی از گذشته برسیم؟؟ و با توجه به این نکته که ما معمارایی داریم دقیقا مثل آواتارت (راجرز کدخدا) که این عمل رو به صورتی شاخص و ماهرانه انجام می دن....به نظر من که باید برگردیم به کمی عقب تر که اون ریشه کجاست؟؟و چی باعث شده در معماری ما عنصری به اسم Structure شکل بگیره؟؟ نظر دوستای دیگه رو هم ارج می نهیم///
 

algh

عضو جدید
تشکر از شرکت شما...

تشکر از شرکت شما...

سلام
سوالی رو پرسیدید که جوابش هزاران صفحه است .

تاریخ و جغرافی و انسان شناسی و بوم شناسی و مطالعات اجتماعی و زیست شناسی +‌ علوم سازه و مکانیک و هواشناسی و مصالح شناسی و ... همه علومی هستند که در بطن معماری گذشتگان ما نهفته اند و تنها رمز موفقیت اونها در برقرار رکردن یک تعادل بصری و محیطی و فیزیکی مابین عناصر و محیط خارج بوده .
اونچه از عناصر معماری قدیم ایران بر میاد اینه که هیچ کدام از این عناصر به خاطر زیبایی ،‌ احساس معمار و یا نشان دادن شکوه و عظمت (‌ البته در معماری مسکونی ) نبوده و صرفا به هر جنبه به صورت مطلق نگاه نشده .
هویت معماری در قرن حاضر در پویایی و سیالیت دنبال میشه و این موضوع فراتر از جنبه های معماری صرف بوده و هست . ضمن اینکه ما در معماری چیزی به عنوان استفاده از عناصر پیشین نداریم و اگر قرار به نگاه به پشت سر هست ، نگاه به مفاهیم و هویت معماریه که میتونه راهگشای ما در طراحی باشه .
یک زمانی تکنولوِژی نبود و ما مجبور به استفاده از بسیاری عناصر بودیم ولی امروز استفاده از عناصر قدیم صرف اینکه به معماری گذشته چشم داشته باشیم امری غلط و فرجامی هزاران برابر وحشتناک تر از وضع معماری امروز ما خواهد داشت .
باید قبول کنیم که معماری گذشته در خشت به خشتش هزاران مفهوم و دلیل گنجانیده شده و هیچ اجری بی دلیل رو آجر دیگر گذاشته نشده و اگر چند دلیل برای یک عنصر و یا حضور یک فضا وجود نداشته ،‌ قطع و یقین یک دلیل اصلی و مهم در ساخت وجود داشته .
معمار ایرانی ،‌ به اصولی نگاه می کرده که بسیاری ازاین اصول امروزه در لابلای محدودیتهای زمین و قیمتهای سرسام آور و بحران انفجار جمعیت به کلی رنگ باخته و معمار موفق امروز کسیه که بتونه با وضع ساختار حال ،‌ فکری به حال آسایش افراد و وضع معماری خودش بکنه .
خانه دیروز برای خودش یک طومار داره از بدو ورود تا رسیدن به اندرونی . ولی خانه امروز یه داستان کوتاه و چه بسا یک دوبیتی هم نیست !!‌ اگر چه آسایش دیروز در پرده هایی نهفته بود که امروز رنگ باخته و توقعات و نوع نگرش افراد به اون به طور کامل عوض شده .
امروز طراحی به مراتب سخت تر و معماری به مراتب دشوار تر از دیروزه و این به خاطر وجود مشکلهاییه که وضع موجود برای معماران ساخته و مثل دیروز نیست که هر معماری با یک پیمون دست و پنجه نرم کنه و یک بنای یکسان و یکنواخت بسازه و هر عنصر لازمی رو برای بناهاش بوجود بیاره .
فضای معماری امروز نیاز به معمار منطبق بر علم و تکنولوژی روز داره و در تبدیل زبان گذشتگان به زبان امروز معماری موفق تره که بتوه اصول دیروز رو بر علم امروز منطبق کرده و به عنوان انتزاعی از هنر دیروز در معماری امروزش به کار ببنده ..

مدیر عزیز تالار ممنون از توجه و حضورتون در این بحث....قبل هر نکته ای من هم با شما و نکاتی که در خصوص عدم کپی برداری از عناصر تاریخی معماری گذسته فرمودید کاملا موافقم و همه می دانیم که داشتن یک معماری با ثبات و عمیق چیزی فراتر از کپی صرف بدون پرداختن به ریشه هاست....اما موضوعی را هم که اشاره کردید و برای من هم مفید بود عنوانی تحت "اصولی که معمار سنتی رعایت میکرده" بود،حال آیا این اصول نیست که باید شناخته گردد تا بتوان با استفاده از ریشه های مذکور و پیوند این گیاه کهن0همانند DNA یک موجود یا سلولی بنیادی به جامعه و معماری امروز،بناهایی را به وجود آورد که با ایرانی بودن و فرهنگ عمیق و تمدن ما عجین گردد؟؟!!در خصوص تکنولوژی معماری گذشته ما باید عنوان کنم که در زمان گذشته ما هم دارای تکنولوژی بوده ایم ولی متناسب با زمان خودش...تکنولوژی ساختی که از قبل حتی اندازه درب و پنجره به صورت پیش ساخته از شهری دیگر تهیه و در محلی که از قبل پیش بینی گردیده بود نصب میگردید...در خصوص محدودیت های زمین نیز باید بگویم: این نوع تفکر و طراحی ماست که منجر به ایجاد چنین ساختمان هایی گردیده که به نظر کار ما سخت تر از معمار گذشته مینماید... اضافه میکنم که من شخصا خانه ای را کاملا سنتی در بافت قدیمی یزد مشاهده کردم که فقط خانه ای 120 متری بود،با تمام محدودیت های معماری امروز ما،ولی معمار آن به نحوی آن را طراحی و ساخته بود که منجر به تحسین ما گردید که هنوز هم پاسخگوی معماری امروز بود.فکر می کنم باید مطلب را همان طور که خود به آن اشاره داشتید از زاویه اصول تاثیر گذار در ذهن معمار دنبال کنیم.
 

سماته

عضو جدید
یه پیشنهاد بدم؟ تو حرفای دوستان خیلی نکته هست. چطوره دسته بندی کنیم و جدا جدا هر موضوعی رو بررسی کنیم. شاید به نتیجه برسیم و معماریمون خیلی بهتر بشه
 

doomann

Moderator
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کاربر ممتاز
مدیر عزیز تالار ممنون از توجه و حضورتون در این بحث....قبل هر نکته ای من هم با شما و نکاتی که در خصوص عدم کپی برداری از عناصر تاریخی معماری گذسته فرمودید کاملا موافقم و همه می دانیم که داشتن یک معماری با ثبات و عمیق چیزی فراتر از کپی صرف بدون پرداختن به ریشه هاست....اما موضوعی را هم که اشاره کردید و برای من هم مفید بود عنوانی تحت "اصولی که معمار سنتی رعایت میکرده" بود،حال آیا این اصول نیست که باید شناخته گردد تا بتوان با استفاده از ریشه های مذکور و پیوند این گیاه کهن0همانند DNA یک موجود یا سلولی بنیادی به جامعه و معماری امروز،بناهایی را به وجود آورد که با ایرانی بودن و فرهنگ عمیق و تمدن ما عجین گردد؟؟!!در خصوص تکنولوژی معماری گذشته ما باید عنوان کنم که در زمان گذشته ما هم دارای تکنولوژی بوده ایم ولی متناسب با زمان خودش...تکنولوژی ساختی که از قبل حتی اندازه درب و پنجره به صورت پیش ساخته از شهری دیگر تهیه و در محلی که از قبل پیش بینی گردیده بود نصب میگردید...در خصوص محدودیت های زمین نیز باید بگویم: این نوع تفکر و طراحی ماست که منجر به ایجاد چنین ساختمان هایی گردیده که به نظر کار ما سخت تر از معمار گذشته مینماید... اضافه میکنم که من شخصا خانه ای را کاملا سنتی در بافت قدیمی یزد مشاهده کردم که فقط خانه ای 120 متری بود،با تمام محدودیت های معماری امروز ما،ولی معمار آن به نحوی آن را طراحی و ساخته بود که منجر به تحسین ما گردید که هنوز هم پاسخگوی معماری امروز بود.فکر می کنم باید مطلب را همان طور که خود به آن اشاره داشتید از زاویه اصول تاثیر گذار در ذهن معمار دنبال کنیم.
سلام به شما دوست گرامی و همه عزیزانم
اول اینکه من بارها گفتم باز هم تکرار می کنم که مدیریت تنها وظیفه ایه که یکمی بار کار منو در تالار بیشتر می کنه وگرنه من هم شاگرد کوچکی هستم در محضر همه دوستان دانشمند و فرهیخته ام که با فروتنی و تواضع مثال زدنی حضور من رو بار بر منت می دونن که اصلا اینطور نیست .
تنها وظیفه خدمتگزاری دوستانم رو دارم و بس و ترجیح میدم در بحثهای خوب تالار مثل باقی دوستان عزیزم شرکت کنم .

(قبل از هر چیز من باید بگم من اصطلاح 7 دری تا حالا نشنیدم . فکر می کنم 3 دری داریم و 5 دری . اگه دوستان منبع خاصی بر حضور 7 دری هم دارن لطفا معرفی کنن تا من هم آشنا بشم )
اما در مورد بحث ،‌ باید بگم خواسته نا خواسته بحث رفته به سمت وضعیت خونه های مسکونی و وضعیت معیشتی و ونخستین کانون اجتماع .
چهار چوب مداری و نوع دیدگاه همه ما به موضوع ،‌ بستر خاصی رو می سازه که در نهایت مرجع قضاوت رو چندیدن وجه می کنه . ما یا با عناصر کار داریم و یا با هویت و اصول . یا می خواهیم که از تکنولوِی دفاع کنیم و یا تقابل فرهنگ و معماری و سنت .
فکر می کنم اگر کمی بین موضوعات تفکیک قائل بشیم ،‌ بهتر میشه مساله رو شکافت و بازش کرد .
دقت نظر به هر یک از عناصر معماری ایرانی ،‌ما و به سمتی می بره که نشان از دیدگاه والای معمار گذشته ما داشته و حکایت از دانش بالای او نسبت به تک به تک این عناصر دارد .
اما اونچه در معماری دیروز حرف اول رو میزد ،‌ تجربه و هنر خود جوشی بوده که به دست گذشت زمان صیقل خورده و کم کم به عنوان قانون و یا پیمون وارد معماری شده و حتی تا اوج خودش هم رسیده .
اما تمام این گذری که ما برای تعریف یک معماری هویت گرا داریم با نگاه به گذشته معنا نمی گیره و رسیدن به جوابهای منطقی در معماری با یک روش امکان پذیر نیست .
در صحبت قبلی خودم هم گفتم هر محدودیتی نا خود آگاه ضربه هایی رو به معماری میزنه که لاجرم معمار باید چشم بر هم بذاره و از اون بگذره و حال اونکه ما در گذشته هم تکنولوژی داشتیم و در این شکی نیست اما در یک مقایسه خیلی ساده و منطقی با رعایت تناسب زمان و مکان در یک خانه قدیمی و یک خانه جدید می شه به نکاتی رسید که دونستن اونها خالی از لطف نیست .
یک خانه قدیمی ،‌ تعاریفی مشخص و تکراری داره که دقت در اونها نکاتی رو آشکار می کنه .
تناسبات فضا برای رعایت محرمیت :‌
وقتی یک فضا دارای سلسله مراتب هست می شه توش راحت تر زندگی کرد و این در خانه ایرانی به وضوح مشخصه . دالان - حیاط - بیرونی و سرسرا - تابستان نشین و زمستان نشین و سوالاتی مطرح میشه ... نیاز خانه دیروز ایرانی سلسله مراتب و رعایت حریم ها و مبحث بسیار مهم محرمیت ها بوده که این فضا ها آیا جایی برای اطاق والدین !!‌ خواب کودک !!!! خواب مهمان !!!‌ هال خصوصی و نهار خوری نمی گذاشته ؟

آیا تحصیل در اون زمان اهمیت نداشته و آیا معنای درس خوندن و فضای درس خوندن ،‌فضای تنهخایی یک جوون در اون زمان معنای دیگه ای داشته ؟!

آیا در خانه های قدیمی مبحث بهداشت هم رعایت می شده ؟ آیا هزاران بیماری که الان و در جامعه تکنولوژیک امروز به وجود اومده در اون زمان وجود نداشته ؟ و یا اینکه نوع برخورد با فضا ها باعث نادیده گرفته شدن این فضا ها می شده ؟

جایی که سفره پهن میشه و جایی رختخواب پهن میشه و جایی که کرسی گذاشته میشه و همه پاهای پر عرق و خسته و کثیف و گل آلود ناشی از رفتن در کوچه بازار هایی که مطمئنا اون زمان آسفالت توش نبوده در یک جا وآیا این از نظر من و شما محلی از اعراب داره ؟!!

دستشویی و توالت ها که شاید بی اهمیت باشن از نظر مردم عادی ولی مطمئنم که دوستان خوب معما رمن به خوبیی به نقش فیزیولوژیک و تاثیر بسیار مهم این فضا ها در سلامت خانوداده آگاه هستن ؛ در اون زما به چه شیوه ایی ساخته شده و چه مواردی در اونها مد نظر قرار گرفته که امروزه از دید پزشکی به کل رد شده و با فشاری که روی زاو ها کشکک پاو روی مچ پا ها میاد ،‌هزاران بیماری و کسالت رو برای اندامهای تحتانی رقم میزنه .

میز نهار خوری و تخت خواب و تلوزیون و یخچال و کولر و بخاری و حذف کرسی و رختخواب و سفره هایی که روی زمین پهن میشن و ... داستانی دراز داره که مطمئن هستم همه به تفاوتها و نیاز های اگاهن.
داستان سازه و مقاومت در برابر خطرات احتمالی و نگرانیهای مردم یزد از آمدن هزاران نوع جونور به خونه هاشون از همون بادگیر ها و گردو خاکی که حاوی آب دهان و محتویات دماغ و ... است که دیگه نیازی به توضیح بیشتر نداره . ( من از بابت گفتن بعضی جملات از همه عزیزان عذر می خوام ولی احساس می کنم برای درک بهتر و ملموس تر از قضایا و ساختن یک وجهه دیگه از معماری گذشته که تا الان کسی ازش حرف نزده باید باشه )

دیوارهای خشت و گلی که جزیی لاینفک از اکثر خانه های قدیم بودن محلی برای تجمع انواع میکروب و هزازان نوع حشره و خزندگان ریزی بوده که گه گاه خبری زو از روستاهای دوردست ما که خونه هاشون به شیوه های قدیمی هست به ما میده که فلان حشره در چشم فلان دختر تخم ریزی کرده و ...

اینها مسائلی نیست که به زمان و مکان ربط داشته باشه و مطمئنا با دیدگاه امروزی هیچ کدام از ما حاضر به زندگی در یک چنین محیط هایی نیستیم و اگر هم باشیم مطمئنا با یک سری معضلات لاینحل روبرو خواهیم شد .

خواسته یا نا خواسته و بالاجبار باید همزمان با پیشرفت تکنولوژی که به همرا خودش کوله باری از مشکلات و آوردهای ناخوش رو داره همراه بشیم و حال اونکه تاکید بر معماری گذشته اگر چه من نقضش نمی کنم ولی ترجیح میدم تا با نگاهی واقع بینانه تر پرده از معضلات و اشکالاتش بر دارم تا با دیدی باز تر به قضاوت در مورد اصول بنشینیم و حالا بگیم آیا باید هویت رو منتقل کنیم ؟ آیا هویت اونچیزی نیست که معماری رو میسازه و آیا معماری نقش مجسم هویت هر زمانه و اجتماع و فرهنگی نیست ؟

سوالاتی دارم که با طرح این سوالات حرفام رو تمام می کنم .
آیا دیدگاههای معماران گذشته مگر نه اینکه بر اساس نیازها و توان دیروز بوده ؟
آیا با دیدن نمونه های قدیمی بجز بر انگیخته شدن حس تحسین و به وجد آمدن از هنر دیروز برای ما سخنی باقی می مونه ؟
آیا کپی کردن عناصر دیروز به عنوان نمادینه های زیبای معماری گذشته برای نگه داشتن احترامات به معماری مثل سنتوریهای رومی کافیه و یا ضروری نیست ؟
آیا بهداشت دیروز و نیازهای فردی در جامعه دیروز منطبق با ساختار اجتماعی در خانه ایرانی لحاظ شده ؟
آیا به صرف پخش شدن بوی غذای ،‌ خانم خانه باید در یک چهر دیواری بسته پنهان بشه ؟
آیا ما خانه دیروز رو برای مهمان نساخته بودن ؟
آیا خانه امروز با عوض نشدن دیدگاه های سنتی برای مهمان ساخته نمی شه ؟
آیا با بالا رفتن سطح علم و شناخته شدن مسیر هایی برای بهتر زیستن ،‌ معماری دستخوش تغییرات اساسی نگردیده که امکان استفاده از اصول دیروز رو هم برای ما از بین می بره .
آیا ما در خانه امروز با رعایت حریم خصوصی و عمومی در یک فضای 50 تا 70 متری ،‌ تمام هویتی که برای خانه قدیمی لازم بوده رو به خانه ندادیم ؟
آیا لزوم نگاه به گذشته باید در ساختار شکنی های جدیدی معنا بگیره ؟
آیا علم سازه ؛‌ عمران ،‌ تاسیسات اجازه برخورد های فضایی رو به هر معماری میده ؟
آیا بستر اجتماعی و نیازها ی امروزی باید در نگاه به گذشته به دست فراموشی سپرده بشه ؟
آیا بهتر نیست معماری گذشته فقط برای احترام گذاشتن و جلب توریست به کناری بگذاریم و برای معماری جدید و سازگار با طبیعت خودمون منطبق بر تکنولوژی فکر هایی بکنیم که در اون آسایش ،‌امنیت ،‌ جذابیت و روح فضای وجود داشته باشه ؟
آیا بهتر نیست قدیمی فکر کردن رو با احترام به سنت گذشتگان براش تفکیک قائل بشیم و به مباحث روز در معماری فکر کنیم و خلق سادگی ،‌ در فکر ساختن معماری پویایی باشیم که سالهاست هنر معماری رو به قعر جدول هنر ها فرستاده که چون درگیر زمان و مکانه ،‌محکوم به صلیب کشده شدنه ؟‌

از اینکه با حرفهای زیادم وقت گرانبهاتون رو گرفتم عذر خواهی می کنم .
موفق باشید
 

کدخدا

مدیر بازنشسته
کدخدای عزیز ممنون ازت...از توجهت به معماری گذشته نه سنتی هم سپاس..نکته جالبی رو گفتی....فقط به نظرت آیا این نکته جزو خصوصیت های اصلی معماری گذشته ایرانه؟؟یا شایدم میشه جاهای دیگه ای از دنیا دیدش؟؟؟ و یه سوال دیگه هم ازت دارم به نظرت با اینکه ما تو معماری امروزمون فاقد این ویژگی هستیم،میشه بگیم این ویژگی چیزیه که می تونه به معماری امروز ما وارد شه تا به اصالتی از گذشته برسیم؟؟ و با توجه به این نکته که ما معمارایی داریم دقیقا مثل آواتارت (راجرز کدخدا) که این عمل رو به صورتی شاخص و ماهرانه انجام می دن....به نظر من که باید برگردیم به کمی عقب تر که اون ریشه کجاست؟؟و چی باعث شده در معماری ما عنصری به اسم Structure شکل بگیره؟؟ نظر دوستای دیگه رو هم ارج می نهیم///
بحث ساختار یه بحث ریشه ای و نمی شه محدودش کرد به مکان یا زمان هر جایی که یه معماری شکل بگیره حاصل توجه به ساختار ولی همونجوری که گفتم معده کنجشک رو نمیشه یه مار وصل کرد پس ساختار هم جامعیت رو داره هم فردیت.این ویژگی ما رو به جایی می رسونه که معماری کنیم نه فقط بسازیم معماری یه امر قدسیه پس مقدسه ولی اینایی که شما و ما در گوشه گوشه شهرمون می بینیم اکثرا معماری نیست پس مقدس نیست .
با یه مثال یا نقد حرفمو تموم می کنم.
مثلا ساختمان شرکت گاز در شیراز کار ایروانیان رو شاید خیلی از شما اسمش رو شنیده باشین این کار که به اسم یه کار HIGH - TEC معروفه ولی فقط یه پوسته high - tec هستش که کشیده شده روی یه ساختمان معمولی و این مفهوم به ساختار بنا نرسیده و نتیجتا ما مقاطع و پلان high tec نمی بینیم.
امیدوارم منظورم تونسته باشم بیان کنم.
 
  • Like
واکنش ها: algh

کدخدا

مدیر بازنشسته
اما تمام این گذری که ما برای تعریف یک معماری هویت گرا داریم با نگاه به گذشته معنا نمی گیره و رسیدن به جوابهای منطقی در معماری با یک روش امکان پذیر نیست .
در صحبت قبلی خودم هم گفتم هر محدودیتی نا خود آگاه ضربه هایی رو به معماری میزنه که لاجرم معمار باید چشم بر هم بذاره و از اون بگذره و حال اونکه ما در گذشته هم تکنولوژی داشتیم و در این شکی نیست اما در یک مقایسه خیلی ساده و منطقی با رعایت تناسب زمان و مکان در یک خانه قدیمی و یک خانه جدید می شه به نکاتی رسید که دونستن اونها خالی از لطف نیست .
یک خانه قدیمی ،‌ تعاریفی مشخص و تکراری داره که دقت در اونها نکاتی رو آشکار می کنه .
تناسبات فضا برای رعایت محرمیت :‌
وقتی یک فضا دارای سلسله مراتب هست می شه توش راحت تر زندگی کرد و این در خانه ایرانی به وضوح مشخصه . دالان - حیاط - بیرونی و سرسرا - تابستان نشین و زمستان نشین و سوالاتی مطرح میشه ... نیاز خانه دیروز ایرانی سلسله مراتب و رعایت حریم ها و مبحث بسیار مهم محرمیت ها بوده که این فضا ها آیا جایی برای اطاق والدین !!‌ خواب کودک !!!! خواب مهمان !!!‌ هال خصوصی و نهار خوری نمی گذاشته ؟

آیا تحصیل در اون زمان اهمیت نداشته و آیا معنای درس خوندن و فضای درس خوندن ،‌فضای تنهخایی یک جوون در اون زمان معنای دیگه ای داشته ؟!

آیا در خانه های قدیمی مبحث بهداشت هم رعایت می شده ؟ آیا هزاران بیماری که الان و در جامعه تکنولوژیک امروز به وجود اومده در اون زمان وجود نداشته ؟ و یا اینکه نوع برخورد با فضا ها باعث نادیده گرفته شدن این فضا ها می شده ؟

جایی که سفره پهن میشه و جایی رختخواب پهن میشه و جایی که کرسی گذاشته میشه و همه پاهای پر عرق و خسته و کثیف و گل آلود ناشی از رفتن در کوچه بازار هایی که مطمئنا اون زمان آسفالت توش نبوده در یک جا وآیا این از نظر من و شما محلی از اعراب داره ؟!!

میز نهار خوری و تخت خواب و تلوزیون و یخچال و کولر و بخاری و حذف کرسی و رختخواب و سفره هایی که روی زمین پهن میشن و ... داستانی دراز داره که مطمئن هستم همه به تفاوتها و نیاز های اگاهن.
داستان سازه و مقاومت در برابر خطرات احتمالی و نگرانیهای مردم یزد از آمدن هزاران نوع جونور به خونه هاشون از همون بادگیر ها و گردو خاکی که حاوی آب دهان و محتویات دماغ و ... است که دیگه نیازی به توضیح بیشتر نداره . ( من از بابت گفتن بعضی جملات از همه عزیزان عذر می خوام ولی احساس می کنم برای درک بهتر و ملموس تر از قضایا و ساختن یک وجهه دیگه از معماری گذشته که تا الان کسی ازش حرف نزده باید باشه )

دیوارهای خشت و گلی که جزیی لاینفک از اکثر خانه های قدیم بودن محلی برای تجمع انواع میکروب و هزازان نوع حشره و خزندگان ریزی بوده که گه گاه خبری زو از روستاهای دوردست ما که خونه هاشون به شیوه های قدیمی هست به ما میده که فلان حشره در چشم فلان دختر تخم ریزی کرده و ...

اینها مسائلی نیست که به زمان و مکان ربط داشته باشه و مطمئنا با دیدگاه امروزی هیچ کدام از ما حاضر به زندگی در یک چنین محیط هایی نیستیم و اگر هم باشیم مطمئنا با یک سری معضلات لاینحل روبرو خواهیم شد .

حال اونکه تاکید بر معماری گذشته اگر چه من نقضش نمی کنم ولی ترجیح میدم تا با نگاهی واقع بینانه تر پرده از معضلات و اشکالاتش بر دارم تا با دیدی باز تر به قضاوت در مورد اصول بنشینیم و حالا بگیم آیا باید هویت رو منتقل کنیم ؟ آیا هویت اونچیزی نیست که معماری رو میسازه و آیا معماری نقش مجسم هویت هر زمانه و اجتماع و فرهنگی نیست ؟

سوالاتی دارم که با طرح این سوالات حرفام رو تمام می کنم .
آیا دیدگاههای معماران گذشته مگر نه اینکه بر اساس نیازها و توان دیروز بوده ؟
آیا با دیدن نمونه های قدیمی بجز بر انگیخته شدن حس تحسین و به وجد آمدن از هنر دیروز برای ما سخنی باقی می مونه ؟
آیا کپی کردن عناصر دیروز به عنوان نمادینه های زیبای معماری گذشته برای نگه داشتن احترامات به معماری مثل سنتوریهای رومی کافیه و یا ضروری نیست ؟
آیا بهداشت دیروز و نیازهای فردی در جامعه دیروز منطبق با ساختار اجتماعی در خانه ایرانی لحاظ شده ؟
آیا به صرف پخش شدن بوی غذای ،‌ خانم خانه باید در یک چهر دیواری بسته پنهان بشه ؟
آیا ما خانه دیروز رو برای مهمان نساخته بودن ؟
آیا خانه امروز با عوض نشدن دیدگاه های سنتی برای مهمان ساخته نمی شه ؟
آیا با بالا رفتن سطح علم و شناخته شدن مسیر هایی برای بهتر زیستن ،‌ معماری دستخوش تغییرات اساسی نگردیده که امکان استفاده از اصول دیروز رو هم برای ما از بین می بره .
آیا ما در خانه امروز با رعایت حریم خصوصی و عمومی در یک فضای 50 تا 70 متری ،‌ تمام هویتی که برای خانه قدیمی لازم بوده رو به خانه ندادیم ؟
آیا لزوم نگاه به گذشته باید در ساختار شکنی های جدیدی معنا بگیره ؟
آیا علم سازه ؛‌ عمران ،‌ تاسیسات اجازه برخورد های فضایی رو به هر معماری میده ؟
آیا بستر اجتماعی و نیازها ی امروزی باید در نگاه به گذشته به دست فراموشی سپرده بشه ؟
آیا بهتر نیست معماری گذشته فقط برای احترام گذاشتن و جلب توریست به کناری بگذاریم و برای معماری جدید و سازگار با طبیعت خودمون منطبق بر تکنولوژی فکر هایی بکنیم که در اون آسایش ،‌امنیت ،‌ جذابیت و روح فضای وجود داشته باشه ؟
آیا بهتر نیست قدیمی فکر کردن رو با احترام به سنت گذشتگان براش تفکیک قائل بشیم و به مباحث روز در معماری فکر کنیم و خلق سادگی ،‌ در فکر ساختن معماری پویایی باشیم که سالهاست هنر معماری رو به قعر جدول هنر ها فرستاده که چون درگیر زمان و مکانه ،‌محکوم به صلیب کشده شدنه ؟‌

از اینکه با حرفهای زیادم وقت گرانبهاتون رو گرفتم عذر خواهی می کنم .
موفق باشید
دقیقا مشکل کار همین جاست ما قرار نیست با نگاه به گذشته بگیم به به چه کردن و ما هم خب همین کارو بکنیم!
وقتی معماری پست مدرن در نقد معماری مدرن اومد اولین چیزایی که نقد کرد چی بود آیا گفت چرا شما همش شیشه استفاده میکنین یا آیا گفت چرا همه ساختموناتون مثل همه؟
یه کم واضح تر بگم معماری پست مدرن مفاهیم معماری مدرن رو زیر سوال برد و نقدش کرد هم مفاهیم فلسفی و هم هنری و هم معماری .
پس ما برای نقد (منظور رفع مشکلات و استفاده از محسنات) یه معماری باید مفاهیمش رو بشناسیم و بعد بگیم معماری گذشته ما خوبه یا الان اصلا قابل استفاده هست یا نه !
ما باید اول مفاهیم معماری گذشتمون رو بدونیم حالا اینکه تکنولوژیک هست یا نه رو می تونیم درک کنیم آیا تکنولوژی به معنای سرامیک کف دستشویی یا آسفالت سیاه توی کوچه های گرم و یا پارکت کف سالن پذیراییه؟
بدیهی که از مطرح کردن این سوالات به دنبال جواب نیستم.
موفق باشید.
 

algh

عضو جدید
سلاااام مجددددد

سلاااام مجددددد

با سلام مجدد به دوستای عزیزم که توی این بحث فنی برای به نتیجه رسیدن اون همکاری دارن........... ببخشید این چند وقت کمی گرفتار تحویل بودم فرصت پی گیری بحث رو نداشتم......از دوستای دیگمونم درخواست می کنم اگه مایل بودن تو گفتگوی ما شرکت کنن.....
 

algh

عضو جدید
دسته بندی موضوعی

دسته بندی موضوعی

یه پیشنهاد بدم؟ تو حرفای دوستان خیلی نکته هست. چطوره دسته بندی کنیم و جدا جدا هر موضوعی رو بررسی کنیم. شاید به نتیجه برسیم و معماریمون خیلی بهتر بشه



به نظرم بهتره همون طور که سماته جان اشاره کرد با یه دسته بنذی مشخص تر و تعریف شده تر جلو بریم ;)..... با اجازه شما بهتره این کارو سماته انجام بده... ماها هم کمکش می کنیم....از بقیه هم می خوام که کمکمون کنن که این دسته بندی به بهترین شکل صورت بگیره:w27:
 

algh

عضو جدید
برخی از ویژگی ها...شاید

برخی از ویژگی ها...شاید

سلام به شما دوست گرامی و همه عزیزانم
اول اینکه من بارها گفتم باز هم تکرار می کنم که مدیریت تنها وظیفه ایه که یکمی بار کار منو در تالار بیشتر می کنه وگرنه من هم شاگرد کوچکی هستم در محضر همه دوستان دانشمند و فرهیخته ام که با فروتنی و تواضع مثال زدنی حضور من رو بار بر منت می دونن که اصلا اینطور نیست .......
آیا بهتر نیست معماری گذشته فقط برای احترام گذاشتن و جلب توریست به کناری بگذاریم و برای معماری جدید و سازگار با طبیعت خودمون منطبق بر تکنولوژی فکر هایی بکنیم که در اون آسایش ،‌امنیت ،‌ جذابیت و روح فضای وجود داشته باشه ؟
آیا بهتر نیست قدیمی فکر کردن رو با احترام به سنت گذشتگان براش تفکیک قائل بشیم و به مباحث روز در معماری فکر کنیم و خلق سادگی ،‌ در فکر ساختن معماری پویایی باشیم که سالهاست هنر معماری رو به قعر جدول هنر ها فرستاده که چون درگیر زمان و مکانه ،‌محکوم به صلیب کشده شدنه ؟‌

از اینکه با حرفهای زیادم وقت گرانبهاتون رو گرفتم عذر خواهی می کنم .
موفق باشید


doomann عزیز و دوستای گلم..در خصوص صحبتهایی که کردی حرفهای سوال برانگیزی رو دیدم....قبل اینکه مطالبم رو عنوان کنم می خوام یه چیزی رو برای خودمون واضح کنیم...;)قرار نیست که ما عین معماری سنتی(گذشته) رو بیاریم بذاریم تو معماری امروز و بگیم شدیم سنتی مدرن شده.... ما فرزند زمان خودمونیم و باید با تکنولوژی و نیازهای روزمون زندگی کنیم..اما یه سوالی:
آیا تاحالا فکر کردیم همین تکنولوژی که به ناچار وارد زندگیمون شده که اگر از تعادل خارج شه معلوم نیست مارو به کجا میبره، چقدر ایرانیزه شده؟؟؟ می دونین آیا تا به حال فکر کردیم معماری که می سازیم ریشه در دو چیز اساسی داره:
1-فرهنگ 2-اعتقادات-باورها و اندیشه های سازندش
آیا معماری امروز ما ناشی از ذهن متشوش سازندگان خودش نیست؟:confused:
آیا معماری امروز ما ناشی از فرهنگ بیگانه ای که به ما حتی فرصت همگن شدن با خودمون رو نداده، نیست؟
می دونی درسته که ما توی خونه های قدیم شاید مسائل بهداشتی داشته ایم ولی آیا زندگی نمی کردیم؟؟ مسئله محرمیت را هنوز هم در طرح های اروپایی می توان دید..خانواده هایی که از بی بندو باری دم می زنند از کدام قشر جامعه اند؟(اگر بشود گفت که خانواده ای مانده است!!) محرمیتی که امروز در طرح هایمان می بینیم آیا ناشی از قرارگیری عملکرد فضاهاست یا فرهنگ امروز جامعه؟؟!! و واقعا آیا تمام هویت معماری دیروز در خانه 50 تا 70 متری که این امر را ناقص اعمال کرده، می تواند خلاصه گردد؟؟!!؟:w10:
بدیهی است معماری امروز ناشی از ذهن سامان نیافته و گسیخته از فرهنگ و گذشته ای است که اگر این پیوند، ناگسسته نمی گردید چه بسا معماری امروز ما در اوج معماری جدید و مدرن دنیا حرفی برای گفتن داشت---
افسوس که باورهای خود را از دست داده ایم، حتی باور اینکه می توان بر روی تفکر خود ایستاد و آن را امروزی کرد، مگر ژاپن چه کرد؟؟غیر از این بود که معماری گذشته خود را در قالب روز خود به عرصه ظهور رساند؟؟ با تمام کاستی ها و غیره اش:(
آیا معماری امروز ما حرمت انسان-فضا-عناصر و موجودات را رعایت می کند؟؟به معماری طبیعت بنگریم: با تمام پیچیدگی ها-زیبایی ها و تنوعاتش از قواعدی پیروی می کند،یکی از آنها احترام به دیگری است(یکی از آنها) آیا ما در طرحمان احترام به حق همسایه مان می گذاریم،طوری طراحی میکنیم که او هم احساس آرامش در کنار ما نماید یا....؟
این کار را ما در معماری گذشته به خوبی می بینیم که در یک محله رعایت میشد... اختلاف طبقاتی در یک محله بود ولی قدرت نمایی در ظاهر جایی نداشت!!!!
عذرخواهی می کنم شاید از بحث اصلی فاصله گرفتیم.....
دوباره یادآوری میکنم که معماری امروز ما نباید تقلیدی صرف از گذشته باشد....ولی نباید مثل امروزی باشد که اینگونه سردر گم و حیران است....
واقعا چه ویژگی هایی است که باید از معماری گذشته به معماری امروز منتقل کرد؟؟ تاکید میکنم ویژگی نه عناصر- نه کالبد....
از اینکه بحثم طولانی شد، عذر خواهی میکنم....
 

doomann

Moderator
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کاربر ممتاز
باز هم سلام
صرف دید معماری و یک جانبه نگری به اتفاقات و رویدادهای معماری امروز و دیروز و بدون کالبد شکافی فرهنگی به هیچ وجه نمی شه رنگ واقعی معماری و تاثیرش در اون زمان و این زمان رو دریافت .
همونطور که گفتید معماری آینه تمام نمای فرهنگ و اعتقادات و باورهاست و خوشبختانه یا متاسفانه ما به عنوان یک ایرانی دو هویت و باور فرهنگی رو پیش رو داریم . زمانی آیین اهورامزاد و زرتشتیت و بعد از اون اسلام . قصد ندارم مقایسه دینی بکنم ولی مهمه که به یکسری مسائل دقت کنیم .
در آیین زرتشت ،‌ برپایی مراسمهای مختلف و گردهمایی های زیاد در طول سال ، ضامن ایجاد پیوندی بود بین همه اونهایی که اعتقادی داشتن . سنتهایی که هنوز چهارشنبه سوری ،‌نوروز،‌ جشن مهرگان و شب یلدا از اون ها به جا مونه و برای ما اینها نقش سنت ،‌اعتقاد و باور رو داره .
ولی اسلام یک همچین برخورد هایی رو نداره . یا حداقل باور فرهنگی حال حاضر اون بایئ به نحوی تفسیر بشه . قوانین مندرج در مبانی دینی ما بر اساس فرهنگ اعراب نوشته شده . از ازدواج یک دختر 9 ساله تا قربانی کردن گوسپندی که در هر عید قربان و ... وجود داره .
اینها به مرور باورها رو دچار تردید می کنه . که ما از کدوم دسته هستیم . رومی هستیم یا زنگی . و قطعا آشفتگی حالای ما ناشی از دوگانگیه .
معماری تخت جمشید ،‌ بیستون ،‌ پاسارگاد ،‌ چغازنبیل و هزاران بنای قبل از از اسلام می تونه یاد آور عظمت معماری ما باشه و اونچه ما از معماری بعد از اسلام به یاد داریم همه معماری مساجد و یا به نوعی ریشه دار در معماری مساجد هستن که اگر چه دارای حرفهای بسیار زیادی در نوع خودشون هستن ،‌ ولی نمی تونن دین واقعی معماری ایرانی رو ادا کنن .
لزوم بررسی و تفحص دراین دو مقوله هم امکان پذیر نیست چون ما اسلام رو از خودمون و معماریمون جدا نمی دونیم و اینکه مبانی ای داشتیم که اونها بر اساس معماری اسلامی شکل گرفتن باید بگم اونها همه بر اساس مبانی اعتقادی بوجود اومدن و بود و یا نبود اونها تاثیر زیادی در معماری نداره .
قصد به چالش کشیدن بحث رو ندارم ولی اگر قرار از نفوذ باور و سنن در معماری صحبت کنیم اول باید ریشه های اعتقادی جامعه رو کالبد شکافی کنیم و بعد راجع به معماری صحبت کنیم .
آنالیز برخورد با جزییات فرهنگی ،‌اجتماعی ، دینی و ساختار اعتقادی هر دوره می تونه در ادامه این روند کمک شایانی بکنه .
 

homa46

عضو جدید
سلام
چیزی که من می خوام بگم شاید دقیقا جواب سئوال نباشه.من می خوام این جا در مورد دلیل این تفاوت صحبت کنم. به نظر من اگه به ریشه مسئله پی ببریم، نیمی از راه حل کردن اون رو هم پیمودیم. علت تفاوت معماری دیروز و امروز به اعتقاد من در تفاوت بین آدم های دیروز و امروزه. در هر عصری معماری آینه و بازتاب آدم های اون عصره. اگه معماری امروز ما آشفته و نا به سامان هست به علت آشفتگی و نا به سامانی آدمای جامعه و به ویژه معمارای اون جامعه است. اگه یه نظم ویژه، یه آرامش خاصی توی خانه های 100 سال پیش ماست،دلیلش آرامشیه که آدم های اون روزها داشتند. من شخصا معتقدم یه معمار تا یه انسان خوب نباشه نمی تونه معمار خوبی باشه. شاید ما توانایی اصلاح یک جامعه رو نداشته باشیم اما اگه می خوایم معماری امروز جامعه مون رو درست کنم اول از همه هر کدوممون باید روی خودش کار کنه. یه انسان خوب بابت منافع خودش حاضر به هر کاری نمیشه، نسبت به آدم های دورو برش مسئوله. اگه می خواد براشون خونه ای بسازه که ظرف زندگی اونا بشه، معماری اش چیز دیگه ای میشه.به نظر من با بالا بردن دانش و احساس مسئولیت و وجدان میشه سطح معماری کشورمون رو بالا ببریم. همه می دونیم که همون طور که مظروف، ظرف رو تحت تاثیر خودش قرار میده، ظرف هم مظروف رو از خودش متاثر می کنه. ما با ساخت ظرف مناسب برای زندگی آدم ها می تونیم باعث رشد آن ها و در نتیجه رشد جامعه مون بشیم.
 

بارسلون

اخراجی موقت
گفته های بزرگان معماری

هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است. ژان نوول
“معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن می­گذارید و ۳۰ سال با آن همراه می­شوید، تا اینکه کم­کم در این رشته راه می­افتید.” تام مین
“مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از طریق بافت و رنگ آنها بدست می‎آید، زبانی حاصل می‎شود که می‎تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.” ماریو بوتا
“من زمانی که روی حل یک مسأله کار می­کنم، هرگز در مورد زیبایی راه‎حل آن فکر نمی­کنم. من تنها به این می‎اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله،اگر راه­حل بدست ‎آمده زیبا نباشد، می فهمم که این راه حل اشتباه است.” ریچارد باکمینستر فولر
“مسابقات معماری خوب نیستند،چون برای مسابقه باید سریع کار کرد. البته باید در مسابقه شرکت کنید تا بتوانید کار بگیرید، اما برای بسط و تفصیل طرح معماری، این بهترین راه نیست.” برنارد چومی
“من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه
من از تعطیلات متنفرم. اگرشمامیتوانید ساختمانهایی را بسازید، چرا بایددر کنار دریا بنشینید؟ فیلیپ جانسون
“خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.” تادائو آندو
“هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند. ” سانتیاگو کالاتراوا
“من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می­کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می­برد و آنها هم به آنچه که می­خواهند، می­رسند و از کار احساس رضایت می­کنند. این روند باعث می­شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می­شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می­آورد.” فرانک گری
“مدرنیست‎ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پست‎مدرنیست‎ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند؛ ولی به اعتقاد من، معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکس‎کننده شرایط ذهنی و زیستی جامعه امروز ما باشد.” پیترآیزنمن
“ساختمان ها صرفاً کالا نیستند. آنها مانند پرده ای پشت صحنه زندگی ما را در شهر می­سازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما مرتباً در آن به نمایش میپردازیم، چرا که به خلق محیطی میپردازد که تمامی جزئیات روزانه زندگی ما در آن اتفاق می افتد.” ریچارد راجرز
“پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.” لویی کان
“معماری ارگانیک نمیتواند نام شیوه ای خاص در معماری باشد، چرا که معماری نیز مانند زندگی ناچار است در حوزه ارگان های موجود جلوه کند و اصولاً زندگی ارگانیک به معماری ارگانیک نیازمند است.” آلوار آلتو
“معماری فعالیتی صرفاً در جهت پاسخگویی به نیازهای کارفرماها نیست، بلکه معماری فعالیتی است که تولید دانش می کند.” رم کولهاس
“فضا را فراموش کنید ، همچنین سازه و اینگونه حرفها را ، دنبال ارتباط ، تمثیل و تصویر سازی مفهومی باشید .” رابرت ونتوری
“معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه می‎کند . . . روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد نمی‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش می‎باشد.” لویی کان
“آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونه ‎ای از معماری می‎ باشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور می‎ کند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمان‎هایی را در برمی ‎گیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیبایی‎ شناسانه طراحی شده ‎اند.” سرنیکولاس پوزنر
“اینکه معماری در لحظه‎ای از خلاقیت بوجود می‎آید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته‎هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی‎تر‎ از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می‎شود و آماده می‎گردد تا توانایی‎های شاعرانه‎ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی‎انگیزانند و به ما لذت و سرور می‎ بخشند.” لوکوربوزیه
“زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است .” آدولف لوس
“معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد.” اتینلویی بوله
“معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.” ویلیام موریس
“تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترین اصول ساختمان.” جان راسکین
“وقتی ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیرها غافل می­مانیم، فرهنگ و شیوه­های قومی هر لحظه تغییر می­کند پس روش ساختارگراها نمی­تواند صحیح باشد و یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمی­کند، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر بیننده و یا هرکس که آن متن را قرائت کند، می­تواند دریافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد.” ژاک دریدا
منبع :خودم جمشون کردم!
 

algh

عضو جدید
معماری ممتد و یکپارچه...

معماری ممتد و یکپارچه...

باز هم سلام
صرف دید معماری و یک جانبه نگری به اتفاقات و رویدادهای معماری امروز و دیروز و بدون کالبد شکافی فرهنگی به هیچ وجه نمی شه رنگ واقعی معماری و تاثیرش در اون زمان و این زمان رو دریافت .
همونطور که گفتید معماری آینه تمام نمای فرهنگ و اعتقادات و باورهاست و خوشبختانه یا متاسفانه ما به عنوان یک ایرانی دو هویت و باور فرهنگی رو پیش رو داریم . زمانی آیین اهورامزاد و زرتشتیت و بعد از اون اسلام . قصد ندارم مقایسه دینی بکنم ولی مهمه که به یکسری مسائل دقت کنیم .
در آیین زرتشت ،‌ برپایی مراسمهای مختلف و گردهمایی های زیاد در طول سال ، ضامن ایجاد پیوندی بود بین همه اونهایی که اعتقادی داشتن . سنتهایی که هنوز چهارشنبه سوری ،‌نوروز،‌ جشن مهرگان و شب یلدا از اون ها به جا مونه و برای ما اینها نقش سنت ،‌اعتقاد و باور رو داره .
ولی اسلام یک همچین برخورد هایی رو نداره . یا حداقل باور فرهنگی حال حاضر اون بایئ به نحوی تفسیر بشه . قوانین مندرج در مبانی دینی ما بر اساس فرهنگ اعراب نوشته شده . از ازدواج یک دختر 9 ساله تا قربانی کردن گوسپندی که در هر عید قربان و ... وجود داره .
اینها به مرور باورها رو دچار تردید می کنه . که ما از کدوم دسته هستیم . رومی هستیم یا زنگی . و قطعا آشفتگی حالای ما ناشی از دوگانگیه .
معماری تخت جمشید ،‌ بیستون ،‌ پاسارگاد ،‌ چغازنبیل و هزاران بنای قبل از از اسلام می تونه یاد آور عظمت معماری ما باشه و اونچه ما از معماری بعد از اسلام به یاد داریم همه معماری مساجد و یا به نوعی ریشه دار در معماری مساجد هستن که اگر چه دارای حرفهای بسیار زیادی در نوع خودشون هستن ،‌ ولی نمی تونن دین واقعی معماری ایرانی رو ادا کنن .
لزوم بررسی و تفحص دراین دو مقوله هم امکان پذیر نیست چون ما اسلام رو از خودمون و معماریمون جدا نمی دونیم و اینکه مبانی ای داشتیم که اونها بر اساس معماری اسلامی شکل گرفتن باید بگم اونها همه بر اساس مبانی اعتقادی بوجود اومدن و بود و یا نبود اونها تاثیر زیادی در معماری نداره .
قصد به چالش کشیدن بحث رو ندارم ولی اگر قرار از نفوذ باور و سنن در معماری صحبت کنیم اول باید ریشه های اعتقادی جامعه رو کالبد شکافی کنیم و بعد راجع به معماری صحبت کنیم .
آنالیز برخورد با جزییات فرهنگی ،‌اجتماعی ، دینی و ساختار اعتقادی هر دوره می تونه در ادامه این روند کمک شایانی بکنه .


doomann عزیز و بقیه دوستان عزیزم:gol:...از اینکه دیر سراغ این تاپیک اومدم و ادامه بحث عذر می خوام..روی این مطالبی که گفته شد کمی مطالعه داشتم و در انتهای صحبتهام مراجع و اصل اون رو هم میذارم تا مورد استفاده قرار بگیره::w10:
یه چند تا مطلب رو از گفته های بالا رنگی می کنم که روی اون موارد بحثمو شروع می کنم:
می تونم به جرات بگم که ما جزو معدود کشورهایی بوده ایم که در روند تکامل دین و یکتاپرستی دارای ریشه ای طولانی از زرتشت تا اسلام هستیم، و ریشه ریشه ای واحد و وصل به یک معبود می باشه...(خارج از بحث آیین ها)
در خصوص اسلام عربی در ایران باید اشاره کنم که چون برای من هم جای سوال بود پس از مطالعه به این نتیجه رسیدم که اسلام وارد شده در ایران ، ایرانی شد نه عربی.. متن زیر از Wikipedia استخراج شده که خلاصش به این شرحه:

Iran was annexed into the Arab Umayyad Caliphate. But the Islamization of Iran was to yield deep transformations within the cultural, scientific, and political structure of Iran's society.Iranian contribution to this new Islamic civilization caused the islamic golden Age
محققین معتقدند با اینکه ایران بخشی از حوزه مدیریت خلافت امویه عرب گردید، اما خود تاثیرات بنیادین بر فرهنگ، دانش و سیاست جهان اسلام گذاشت و سهم مهمی در دوران طلایی تمدن اسلام برعهده داشت

Iran was indeed Islamized, but it was not Arabized. Persians remained Persians. And after an interval of silence, Iran reemerged as a separate, different and distinctive element within Islam, eventually adding a new element even to Islam itself.Culturally, politically, and most remarkable of all even religiously, the Iranian contribution to this new Islamic civilization is of immense importance.
به نظر برخی از نظریه پردازان ایران اسلام را پذیرفت ولی عربی نگردید.ایران ایران ماند و پس از سکوت موقت بار دیگر به عنوان یک عامل مستقل در جهان اسلام گردید و خود تاثیرگذارترین در تمدن اسلام شد و حتی بر فرهنگ عرب و ادبیات آن تاثیر گذاشت و در واقع ایران اسلامی اتفاق دومی است در شکل گیری اسلام و این اسلام ایرانی بوده است که به عرب و به جوامع مختلف و جدید منتقل شده است. :w11:

:(قطعا دوگانگی امروز ما ناشی از نوع نگرش و جهان بینی ما می باشد... هیچ گاه معماری که، خود را و گذشته خود را نمی شناسد نمی تواند به طرحی اصیل و یکپارچه دست یابد.اشاره می کنم به سخن چند معمار مطرح که در مصاحبه چاپ شده در مجله آبادی-شماره 19 به چاپ رسیده است:
معماری معاصر ایران در حال حاضر در بی­هویتی به­سر می­برد و آثار جدید تقریباً فاقد روح فرهنگی و معنوی گذشته هستند. (داراب دیبا)
با ورود دیانت اسلام پایه و پایگاه اصلی تفکر و فرهنگ ایران شکل اساسی خود را می­گیرد و در کلیه ابنیه و آثار شاخص، اشاراتی از فلسفه، علم ریاضی و معنویت اسلامی به چشم می­خورد.(داراب دیبا)
به نظر من هیچ تمدنی از صفر شروع نمی­شود و کمتر میراثی بدون استفاده می­ماند.(شیخ زین الدین)
برای ما آینده­ای جدا از گذشته متصور نیست؛ گذشته پایه آینده است. حتی در مفهوم فلسفی به تعبیر وایت­هد، فیلسوف معروف انگلیسی، تبدیل گذشته به حال و آینده است که آینده را قابل درک می­سازد. (شیخ زین ادین)

در خصوص معماری اسلامی باید ذکر کنم معماری ما طبق احادیث دینی ما به هیچ وجه به معماری مساجد خلاصه نمی شود و این تصور غلطی است که در ذهن ما شکل گرفته، معماری اسلامی ما جاری در تمام زندگی مسلمان بوده است نه فقط در مسجد، از طراحی فضاهای مسکونی گرفته تا بازار و مسجد و غیره. می دونین اگر غیر از این بود باید معماری ما از یکپارچگی و وحدت فاصله می گرفت و در کل یک ناهمگونی به ذهن خطور می نمود.معماری هموژن ناشی از جامعه ای هموژن می باشد. برخی احادیث رو به نوع نگرش انسان مسلمان به زندگی ضمیمه می کنم:
ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچ یک از آنها بدون دیگری درست نیست (پاینده،ابوالقاسم،نهج الفصاحه(کلمات قصار حضرت رسول)،صفحه 215 حدیث2207 )
به راستی زندگی کسی در میان مردم بهتر از زندگی دیگران است که زندگی مردم در کنار زندگی او نیکو باشد. (محلاتی،سیدهاشم رسولی،غررالحکم و دررالکلم آمدی(کلمات قصار حضرت امیرالمومنین)، جلد دوم،صفحه234-حدیث 7442 /2)
هرچیزی را ذکاتی هست و ذکات خانه اتاق مهمان خانه است. (پاینده،ابوالقاسم،نهج الفصاحه(کلمات قصار حضرت رسول)،صفحه 478 حدیث2258 )
اینکه زن در اطاق خویش نماز کند برای او بهتر است تا در ایوان خویش نماز کند و اینکه بهتر است تا در صحن خانه نماز کند و اینکه در صحن خانه نماز کند برای وی بهتر است تا در مسجد نماز کند. (پاینده،ابوالقاسم،نهج الفصاحه(کلمات قصار حضرت رسول)،صفحه 468 حدیث2207 )
عذر می خوام بحثم طولانی شد.پیشنهادم برای ادامه روند، مطالعه و پیشنهاد مواردی است که علاوه بر فرهنگ می تواند در معماری امروز با در نظرگیری تکنولوژی و معماری روز به انضمام در نظرگیری نیازهای آتی است که از معماری گذشته بتواند وارد شوند.:gol::gol::w10:
 

Similar threads

بالا