همین الان داری به چی فکر میکنی؟

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تصمیم گرفته بودم شماره هامو خاموش کنم ولی بعد بیخیال این موضوع شدم .. ؟
 

eterno

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه چرا انقدر من فراموشکارم
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خوشبینم ... اگه خدا بخواد . امیدوارم مشکلات حل بشه .
...
یه نگاه به تالار تفریح انداختم .
چقدر پست گذاشتم خخخ .
نغمه جون حمید نیست خودت زحمتت یه دستی به سر و روش بکش لطفا ؟
 
آخرین ویرایش:

*M.A*

کاربر بیش فعال
نمی دونم فردام چی میشه..
زل میزنم بهش نگاه میکنم که ببینم حتی شده کوچک ترین چیزی از آینده دستگیرم میشه ولی حیف، هیچی عایدم نمیشه...
چند روز سختی بود، اونقدر ذهنم درگیر موضوعات مختلف که غذاهامو خراب کردم..
بیمارستان دکتر ولی شکر بخیر گذشت، وقتی دکتر گفت کاش میومدی تو بیمارستان ما کار می کردی آه از نهادم بلند شد، یه حسرت بزرگ.. که تونستم فقط سر تکون بدم و به زور یه لبخند نیم بند هم تحویل..
از کجام از کدام قبیله که شب ها از روشن ترین لحظات روز هم برایم نورانی تر است..
اینی که بهش تبدیل شدم خیلی خیلی بهتره..
یک زن که تمام بال و پر سوخته اش رو از خاکستر سرخ آتش بیرون میکشه و تبدیل به یک ققنوس نورانی میشه..
چی بگم.. خوابم میاد
از تعریفایی که واسه نقشه جدید شنیدم خیلی خوشم اومد
شاه چراغ، نیمه شب، جلای دل، جیگرکی، لبوی داغ دلم خواست.
بیشتر وقتا به خودم فکر میکنم به کرده ها و آنچه باید بکنم.
و در آخر، ما کارهای نکرده ی زیادی داریم.
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
خوشبینم ... اگه خدا بخواد . امیدوارم مشکلات حل بشه .
...
یه نگاه به تالار تفریح انداختم .
چقدر پست گذاشتم خخخ .
نغمه جون حمید نیست خودت زحمتت یه دستی به سر و روش بکش لطفا ؟
به اینکه چه جوری یه دستی به پست های یاسی بکشم؟
به اینکه کلی پست های حذف شدهُ خودشو هر روز انتقال دادم
 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه چه جوری یه دستی به پست های یاسی بکشم؟
به اینکه کلی پست های حذف شدهُ خودشو هر روز انتقال دادم

 

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه انسان باید همواره بهترین خودش باشه و قبل از اینکه در صدد درست کردن کسی بر آید اول خودشو درست کنه
 
آخرین ویرایش:

eterno

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به مسیری که امروز شروع شد و تاثیر زیادی توی آینده ی خانواده داره، اون وسطهاش به سردرد الانم و دلیل سردردم هم فکر میکنم.
 

*M.A*

کاربر بیش فعال
به دلم که واسه مامان بابام تنگ شده
سردرگمم با یه حال نا معلوم
گیجم منم نه هستم نه نیست
نمی‌دونم چند چندم با زندگیم
نمی‌دونم باید بمونم یا برم
درست فکر میکنم یا غلط
کاش خدا گاهی یه تقلبی بهمون میرسوند
گاهی واقعا عاجزمیشیم درمی مونیم
در موندم خدا خودت راه و جلوم بذار
به حرف هیچ کسی اعتماد ندارم خدا، تو فقط میتونی کمکم کنی.
 

eterno

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به حرفهای پسرم که توی یه اتاق دیگه صدای صحبتش با مامان بزرگش رو میشنوم، مثل یه لوح سفید، روحش سفیده سفیده، هیچ بدی ای توی ذات این بچه نیست، نگرانم از جامعه ای که قراره کم کم این بچه واردش بشه، نگران ضربه های احتمالی هستم، فقط از خدا میخوام که خودش حفظش کنه و نگهدارش باشه🤲
 

Similar threads

بالا