فولادها

hesam02

عضو جدید
افعٚز وطٚ ثٝ آٞ ذبمِ ؿٌتطٜ پبیساضی فبظ بٌ بٔ ضا حٔسٚز وطزٜ ٚ زض زضنسٞبی 13 % پبیساضی فبظ
فطیت ز تِب ضا تب ز بٔی اتبق افعایف یٔ زٞس.
جواب سوال 1 ) :
K رو نمی دونم دقیقاً .
نه ، فولادهای مقاوم به خوردگی حتماً نباید تحت فورجینگ باشند منظور این هست که این نوع فولاد هم مقاوم به خوردگی هست و هم برای عملیات فورجینگ ساخته شده است . ممکن است یک فولاد مقاوم به خوردگی به هیچ عنوان برای فورجینگ هم مناسب نباشد ( این به حضور عناصر آلیاژی بستگی داره مثلاً فسفر , گوگرد مس و حتی نیتروژن موجود در فولاد ) .

جواب سوال 2 ) : منظور هر دو یکی هست .

جواب سوال 3 ) : تا جایی که بنده اطلاع دارم . همینطور هست . ( البته دیده م جاهایی که درصد تلرانس داده شده است و ممکن است بیشتر یا کمتر از 0.05 است . اما زمانی که قید نشد شما همین 0.05 رو بگیرید ) .

جواب سوال 4 ) : دانلود کتاب الکترونیک تاثیر عناصری آلیاژی در فولاد ها :



1) "منظور این هست که این نوع فولاد هم مقاوم به خوردگی هست و هم برای عملیات فورجینگ ساخته شده است . ممکن است یک فولاد مقاوم به خوردگی به هیچ عنوان برای فورجینگ هم مناسب نباشد" : خب با این حساب پس چرا علامت F رو در نام گذاری اضافه میکنن؟ من متاسفانه متوجه نشدم!

2) در مورد فایلی هم که گذاشتید ممنونم ازتون اما من یه مقدارشو که مطالعه کردم بازم مثل مقاله هاییه که قبلا خوندم. به عنوان مثال به جمله روبرو دقت کنین(عین جمله در فایل ) : "افزودن کروم به آهن خالص گستره پایداری فاز گاما را محدود کرده و در درصدهای 13% پایداری فاز فریت دلتا را تا دمای اتاق افزایش می دهد " سوال من اینه که چرا؟؟؟ چرا افزودن کروم به آهن خالص گستره پایداری فاز گاما را محدود می کند؟ و چراهای شبیه به این ....
 

khodaparasti

عضو جدید
1) مهندس اگه امکانش هست ، میشه نام گذاری به روش ASTM رو ابتدا دسته بندی کنید؟ من به شخصه یه مقدار گیج شدم... به طور مثال بگید چند نوع سیستم نام گذاری و بر چه اساسی داریم و بعد هر کدوم رو توضیح بدید. مرسی

2) در مورد CF8M من معنای "F" رو متوجه نشدم... شما فرمودید نشاندهنده میزان کرم و نیکل آلیاژ هستش اما به چه نحو؟ یا مثلا حرف "K" در HK40

3) میزان کربن اسمی و فرق اون با میزان کربن واقعی رو میشه توضیح بدید؟

4) مهندس یه مشکلی که اکثر دانشجویان مهندسی مواد در مورد آلیاژها و تاثیر عناصر آلیاژی بر روی فولاد و ... دارن این هستش که علت تغییر خواص به واسطه افزودن یک عنصر رو درک نمیکنن و اینکه چه اتفاقی میوفته که به خاطر اضافه شدن یک عنصر خاص فلان خاصیت یک آلیاژ تغییر میکنه... اگر خودتون جزوه خاصی دارید که در این رابطه هستش که بهتر در غیر این صورت اگر خودتون هم مایل باشید یک تاپیک جداگانه بزنیم و در این باره بحث کنیم چون درک این روابط برای مهندسین مواد بسیار مهم و کاربردی هستش... البته تاپیکی با همین نام زده شده اما خیلی به درک این مفاهیم کمک نمیکنه و صرفا به تغییر خواص پرداخته

با درود
از همراهی همه دوستان (چه با طرح پرسش چه با پاسخ به آنها و چه با تشکر از پستها) سپاسگزارم.
ASTM برای فولادهای کربنی و آلیاژی روش نامگذاری منحصر به خودش را دارد که توضیح داده شد (مثلا ASTM A 516 Grade 70) در موردS.S. از روش نامگذاری برای آلیاژهای ریختگی و کار شده استفاده می کند که آنها را از 2 موسسه دیگر (ACI و AISI)گرفته است که یکی از آنها در پست قبلی گفته شد و دومی در ادامه خواهد آمد.
برای فولادهای ابزار نیز روشی ویژه خودش ندارد بلکه از روش AISI استفاده می کند که گفته خواهد شد.
در مورد CF باید گفت نشان دهنده cast austenitic stainless steel است. بد نیست این مثالها را ببینیم:
CF3 is 304L stainless steel
CF8 is 304 stainless steel
CF3M is 316L stainless steel (M stands for Mo and 3 means 0.03% maximum carbon)
CF8M is 316 stainless steel

با F شروع کردم چون آستنیتی ها در صنعت کاربرد بیشتری نسبت به بقیه دارند و تا جایی که می دانم برای مارتنزیتی ها به جای F از A استفاده می شود مثلا یکی از گریدهای زنگ نزن مارتنزیتی که در ساخت پره توربین نیروگاه آبی کاربرد دارد به صورت CA6NM معرفی می شود.
البته شاید بهتر بود از آلیاژهای کار شده شروع می کردم چون کاربردشان بیشتر از ریختگی هاست.

در مورد تفاوت اسمی (nominal) و واقعی Ho$$ein گرامی توضیح دادند و بهترین عبارت همان تلرانس(رواداری) است یعنی تفاوت تئوری و عمل.

در مورد اینکه گفته اید" اینکه چه اتفاقی میوفته که به خاطر اضافه شدن یک عنصر خاص فلان خاصیت یک آلیاژ تغییر میکنه... " و پیشنهاد برای بحث در این مورد باید بگویم در صنعت معمولا چرایی و چگونگی مهم نیست بلکه نتیجه مهم است. اینها چیزهایی است که باید در دانشگاه ها به آن پرداخته شود. یادم هست استادی داشتیم که فقط و فقط به جواب آخر نمره می داد حتی اگر رسیدن به آن جواب 2 صفحه راه حل داشت!! وقتی گله مند می شدیم می گفت: برای مثلا ساخت یک پل روی یک دره، آنچه مهم است پارامتر ایکس است حالا اگر شما به اندازه یک کتاب هم محاسبه انجام دهید و آن پارامتر اشتباه باشد پل فرو می ریزد و اصولا جواب آخر مهم است.
حتی این استاد گرامی در برخی امتحانات پا را از این هم فراتر می گذاشت و طوری سوال را طرح می کرد که مثلا در نهایت دمای یک اتاق که چند نفر در آن بودند 175 درجه سانتیگراد به دست می آمد. اینجا هم اگر شما جواب را نوشته بودید با اینکه درست بود هیچ نمره ای نمی گرفتید!!! استاد می گفت: مهندس باید "شم مهندسی" داشته باشد چیزی که به آن engineering sense می گویند و هر پاسخ نادرستی را نپذیرد و دوباره در فرضیات شک کند. یادم هست یکبار یکی از هم کلاسیها در برگه امتحان، دمای کلوین را منفی بدست آورده بود و با افتخار دور آن یک کادر هم کشیده بود. استاد او را صدا کرد و گفت: ترم بعد هم باید دوباره این درس را بگیری البته با 6 نمره منفی یعنی به جای 20، نمره ات را از 14 حساب می کنم.
البته من با روش این استاد گرانقدر موافق نیستم اما این، تغییری در درستی موضوع ایجاد نمی کند. به زبان خیلی ساده باید در دانشگاه راه رفتن را به خوبی بیاموزیم تا در صنعت بتوانیم با گامهایی استوار بدویم.

... و اما ادامه بحث ...
نامگذاري فولادهاي زنگ نزن كارشده
سيستم نامگذاري فولادهاي زنگ نزن كارشده (wrought s.s )، كه نخستين بار توسط AISI پيشنهاد شده و توسعه يافته است، از 3 عدد كه در برخي موارد حروفي به دنبال آنها مي آيد، تشكيل شده است.
نخستين رقم، كلاس آلياژ را مشخص مي كند. بدين صورت كه 2XX و 3XX سري فولادهاي زنگ نزن آستنيتي هستند و مارتنزيتي ها و فريتي ها با 4XX مشخص مي شوند. متاسفانه در اين سيستم نامگذاري ، رقمهاي دوم و سوم تركيب شيميايي آلياژ را به ما نمي دهند. همچنين در مورد سري 4XX تمايز بين فولاد زنگ نزن فريتي با مارتنزيتي پيش بيني نشده است. مثلا" 430 و 446 فريتي هستند در حاليكه 431 و 440 مارتنزيتي مي باشند. برخي انواع فولاد زنگ نزن در سيستم نامگذاري AISI وجود ندارند. اين فولادهاي زنگ نزن غير استاندارد شامل فولادهاي زنگ نزن رسوب سخت شده، بيشتر فولادهاي زنگ نزن DUPLEX و فولادهاي زنگ نزن آلياژي هستند.
برخی پسوندها نیز گاهی اضافه می شوند ( مثلا 304L) که به صورت زیر بیان می گردند:
xxxLLow carbon (<0.03% as compared to the normal <0.08%) for improved resistance to intergranular corrosion as discussed below
xxxNAdded nitrogen for increased strength
xxxLNLow carbon (<0.03%) plus added nitrogen
xxxFhigher sulfur and phosphorus for improved machinability
xxxSeAdded selenium for better machined surfaces
xxxBAdded silicon to increase scaling resistance
xxxHWider allowable range of carbon content
xxxCuAdded copper
 

Ho$$ein

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
افعٚز وطٚ ثٝ آٞ ذبمِ ؿٌتطٜ پبیساضی فبظ بٌ بٔ ضا حٔسٚز وطزٜ ٚ زض زضنسٞبی 13 % پبیساضی فبظ
فطیت ز تِب ضا تب ز بٔی اتبق افعایف یٔ زٞس.

1) "منظور این هست که این نوع فولاد هم مقاوم به خوردگی هست و هم برای عملیات فورجینگ ساخته شده است . ممکن است یک فولاد مقاوم به خوردگی به هیچ عنوان برای فورجینگ هم مناسب نباشد" : خب با این حساب پس چرا علامت F رو در نام گذاری اضافه میکنن؟ من متاسفانه متوجه نشدم!

2) در مورد فایلی هم که گذاشتید ممنونم ازتون اما من یه مقدارشو که مطالعه کردم بازم مثل مقاله هاییه که قبلا خوندم. به عنوان مثال به جمله روبرو دقت کنین(عین جمله در فایل ) : "افزودن کروم به آهن خالص گستره پایداری فاز گاما را محدود کرده و در درصدهای 13% پایداری فاز فریت دلتا را تا دمای اتاق افزایش می دهد " سوال من اینه که چرا؟؟؟ چرا افزودن کروم به آهن خالص گستره پایداری فاز گاما را محدود می کند؟ و چراهای شبیه به این ....

جواب 1 ) : ببین حسام جان در همه فولادهای مقاوم به خوردگی که F رو نشون نمیدن ! فقط در گرید های خاصی هست که این حرف رو میارن . یا به عبارتی اگه فولاد ضد زنگی علامت F رو داشت در فوجینگ استفاده میشه اگه هم نداشت که میتونه در صنایع دیگه استفاده بشه .
ممکن هست حرف P باشه که معناش این هست : این فولاد برای ساخت لوله استفاده می شود .
ممکن هست حرف T باشه که معناش این هست : این فولاد برای ساخت تیوپ استفاده می شود .
ممکن هست حرف TP باشه که در این مورد مننظور : این فولاد میتواند هم برای تیوب و هم برای لوله بکار رود .
مثال :
ASTM A 213M-01a Grade T22
ASTM A 312\ A 312M-01a Grade TP304

جواب 2 )

جواب سوالتون کاملاً مشخصه ! ببینید به عنوان یک قانون کلی عناصری که دارای شبکه کریستالی Bcc هستند فریت را پایدار میکنند و عناصری که دارای شبکه کریستالی Fcc هستند آستنیت را پایدار میکنند . به عنوان مثال عناصری چون نیکل , آلومینیم , مس سبب پایداری آستنیت و عناصری چون کرم , وانادیم نیوبیوم و ... فریت را پایدار میکنند .
پس هر عنصری که آلفاژن باشد(فریت را پایدار کند) گستره آستنیت را محدود می کند .
 

hesam02

عضو جدید
با درود
از همراهی همه دوستان (چه با طرح پرسش چه با پاسخ به آنها و چه با تشکر از پستها) سپاسگزارم.
ASTM برای فولادهای کربنی و آلیاژی روش نامگذاری منحصر به خودش را دارد که توضیح داده شد (مثلا ASTM A 516 Grade 70) در موردS.S. از روش نامگذاری برای آلیاژهای ریختگی و کار شده استفاده می کند که آنها را از 2 موسسه دیگر (ACI و AISI)گرفته است که یکی از آنها در پست قبلی گفته شد و دومی در ادامه خواهد آمد.
برای فولادهای ابزار نیز روشی ویژه خودش ندارد بلکه از روش AISI استفاده می کند که گفته خواهد شد.
در مورد CF باید گفت نشان دهنده cast austenitic stainless steel است. بد نیست این مثالها را ببینیم:
CF3 is 304L stainless steel
CF8 is 304 stainless steel
CF3M is 316L stainless steel (M stands for Mo and 3 means 0.03% maximum carbon)
CF8M is 316 stainless steel

با F شروع کردم چون آستنیتی ها در صنعت کاربرد بیشتری نسبت به بقیه دارند و تا جایی که می دانم برای مارتنزیتی ها به جای F از A استفاده می شود مثلا یکی از گریدهای زنگ نزن مارتنزیتی که در ساخت پره توربین نیروگاه آبی کاربرد دارد به صورت CA6NM معرفی می شود.
البته شاید بهتر بود از آلیاژهای کار شده شروع می کردم چون کاربردشان بیشتر از ریختگی هاست.

در مورد تفاوت اسمی (nominal) و واقعی Ho$$ein گرامی توضیح دادند و بهترین عبارت همان تلرانس(رواداری) است یعنی تفاوت تئوری و عمل.

در مورد اینکه گفته اید" اینکه چه اتفاقی میوفته که به خاطر اضافه شدن یک عنصر خاص فلان خاصیت یک آلیاژ تغییر میکنه... " و پیشنهاد برای بحث در این مورد باید بگویم در صنعت معمولا چرایی و چگونگی مهم نیست بلکه نتیجه مهم است. اینها چیزهایی است که باید در دانشگاه ها به آن پرداخته شود. یادم هست استادی داشتیم که فقط و فقط به جواب آخر نمره می داد حتی اگر رسیدن به آن جواب 2 صفحه راه حل داشت!! وقتی گله مند می شدیم می گفت: برای مثلا ساخت یک پل روی یک دره، آنچه مهم است پارامتر ایکس است حالا اگر شما به اندازه یک کتاب هم محاسبه انجام دهید و آن پارامتر اشتباه باشد پل فرو می ریزد و اصولا جواب آخر مهم است.
حتی این استاد گرامی در برخی امتحانات پا را از این هم فراتر می گذاشت و طوری سوال را طرح می کرد که مثلا در نهایت دمای یک اتاق که چند نفر در آن بودند 175 درجه سانتیگراد به دست می آمد. اینجا هم اگر شما جواب را نوشته بودید با اینکه درست بود هیچ نمره ای نمی گرفتید!!! استاد می گفت: مهندس باید "شم مهندسی" داشته باشد چیزی که به آن engineering sense می گویند و هر پاسخ نادرستی را نپذیرد و دوباره در فرضیات شک کند. یادم هست یکبار یکی از هم کلاسیها در برگه امتحان، دمای کلوین را منفی بدست آورده بود و با افتخار دور آن یک کادر هم کشیده بود. استاد او را صدا کرد و گفت: ترم بعد هم باید دوباره این درس را بگیری البته با 6 نمره منفی یعنی به جای 20، نمره ات را از 14 حساب می کنم.
البته من با روش این استاد گرانقدر موافق نیستم اما این، تغییری در درستی موضوع ایجاد نمی کند. به زبان خیلی ساده باید در دانشگاه راه رفتن را به خوبی بیاموزیم تا در صنعت بتوانیم با گامهایی استوار بدویم.

... و اما ادامه بحث ...
نامگذاري فولادهاي زنگ نزن كارشده
سيستم نامگذاري فولادهاي زنگ نزن كارشده (wrought s.s )، كه نخستين بار توسط AISI پيشنهاد شده و توسعه يافته است، از 3 عدد كه در برخي موارد حروفي به دنبال آنها مي آيد، تشكيل شده است.
نخستين رقم، كلاس آلياژ را مشخص مي كند. بدين صورت كه 2XX و 3XX سري فولادهاي زنگ نزن آستنيتي هستند و مارتنزيتي ها و فريتي ها با 4XX مشخص مي شوند. متاسفانه در اين سيستم نامگذاري ، رقمهاي دوم و سوم تركيب شيميايي آلياژ را به ما نمي دهند. همچنين در مورد سري 4XX تمايز بين فولاد زنگ نزن فريتي با مارتنزيتي پيش بيني نشده است. مثلا" 430 و 446 فريتي هستند در حاليكه 431 و 440 مارتنزيتي مي باشند. برخي انواع فولاد زنگ نزن در سيستم نامگذاري AISI وجود ندارند. اين فولادهاي زنگ نزن غير استاندارد شامل فولادهاي زنگ نزن رسوب سخت شده، بيشتر فولادهاي زنگ نزن DUPLEX و فولادهاي زنگ نزن آلياژي هستند.
برخی پسوندها نیز گاهی اضافه می شوند ( مثلا 304L) که به صورت زیر بیان می گردند:
xxxLLow carbon (<0.03% as compared to the normal <0.08%) for improved resistance to intergranular corrosion as discussed below
xxxNAdded nitrogen for increased strength
xxxLNLow carbon (<0.03%) plus added nitrogen
xxxFhigher sulfur and phosphorus for improved machinability
xxxSeAdded selenium for better machined surfaces
xxxBAdded silicon to increase scaling resistance
xxxHWider allowable range of carbon content
xxxCuAdded copper

1) در مورد اینکه "در صنعت معمولا چرایی و چگونگی مهم نیست بلکه نتیجه مهم است" من به هیچ وجه بحثم روی صنعت یا دانشگاه نیست. من نمیگم که باید توی صنعت چطور باشه یا توی دانشگاه چطور نباشه. بحث من روی اینه که یک مهندس صرفا نباید به دنبال نتیجه باشه. نحوه رسیدن به نتیجه هم خیلی مهمه کمااینکه اگر شرایط تغییر کرد بتونه تشخیص بده که چطور میتونه با استفاده از مبانی اون شرایط جدید رو کنترل کنه. من میگم ما به عنوان مهندسین این مملکت ، نباید صرفا به حفظیات روی بیاریم ( اگرچه متاسفانه این اتفاق افتاده ) و فقط حفظ کنیم که وجود یک عنصر در یک آلیاژ منطقه آستنیتی رو گسترش میده. باید چرای این قضیه رو هم بدونیم. چرا؟ چرا افزودن فلان عنصر باعث افزایش خواص مکانیکی و افزودن اون یکی عنصر باعث کاهش خواص مکانیکی میشه؟ این مباحث دیگه صنعت یا دانشگاه نمیشناسه.
به قول فرنگیا Anyway....

2) در مورد فولادهای زنگ نزن کار شده ، دقیقا منظور از اعداد دوم و سوم رو نفهمیدم! میشه توضیح بدید؟ مرسی
 

khodaparasti

عضو جدید
همانطور که گفته شد اعداد دوم و سوم معنای خاصی ندارند. امیدوارم چند مثال زیر موضوع را روشنتر کند:

Ferritic Stainless Steels: 409-400-430- 439

Martensitic Stainless Steels: 410-420

Austenitic Stainless Steels: 301-304-316-321

سيستم نامگذاري استاندارد ASME

از تطبیق استاندارد ASTM با كد ASME استفاده شده است و حرف "S " جلو شماره استاندارد ASTM مربوطه اضافه مي شود تا نشان دهد كه اين مربوط به كد ASME است.

ASME SA 516/SA-516M-01 Grade 70 - Pressure Vessel Plates, Carbon Steel, for Moderate - and Lower – Temperature Service
اين استاندارد همانند ASTM A 516/516-01 Grade 70 است با اين تفاوت كه "SA " نشان مي دهد اين استانداردبا كد ASME منطبق شده است.

مشابه همین برای نامگذاری فیلر متالها در جوشکاری نیز وجود دارد یعنی به جای AWS A5.1 خواهیم داشت ASME SFA5.1
 

khodaparasti

عضو جدید
نامگذاري در AISI/SAE
سيستم نامگذاري AISI/SAE بیشتر آکادمیک است و کمتر در صنعت کاربرد یافته است. این روش از چهار رقم براي مشخص كردن فولادهاي كربني و آلياژي بر اساس تركيب شيميايي بهره مي برد. بر اساس اين سيستم، دو رقم آخر نشان دهنده ميزان كربن برحسب صدم درصد است. رقم اول از سمت چپ مشخص كننده طبقه اي است كه فولاد به آن تعلق دارد و مطابق است با :
عدد 1 برای فولادهاي كربني ( مثلا فولاد 1045 یعنی فولاد کربنی ساده با 45 صدم درصد کربن)
عدد 2 برای فولادهاي نيكل دار
عدد 3 برای فولادهاي نيكل – كرم
عدد 4 برای فولادهاي موليبدن دار
عدد 5 برای فولادهاي كرم دار
عدد 6 برای فولادهاي كرم – واناديم
عدد 7 برای فولادهاي تنگستن دار
عدد 8 برای فولادهاي سيليسيم – منگنز
رقم دوم عموما" مشخصه درصد متوسط عنصر مسلط است.
در اين سيستم اضافه شدن عنصر B (بر) به آلياژ جهت افزايش سختي پذيري با حرف "B" و اضافه شدنPb (سرب) جهت بهبود قابليت ماشينكاري با حرف "L " نمايش داده مي شود.
 

khodaparasti

عضو جدید
با درود به همه
به این نتیجه رسیده ام که این روش آموزش چندان کارا نیست.
در این تاپیک قصد داشتم با همراهی دوستان و با کمک گرفتن از پرسش و پاسخ،گام به گام جلو برویم که میسر نشد.
تاکیدم به این خاطر روی تعامل و گفتمان بود تا به جزئیات بیشتری بپردازیم و ابهامات برطرف گردند.
با وجود اینکه جزوه آموزشی این مبحث روی وب وجود دارد( از جمله در http://ketabnak.com/comment.php?dlid=27414) هدفم از این تاپیک بیشتر برانگیختن حس مشارکت جمعی و پرداختن به مباحثی فراتر از آن جزوه بود که در این مسیر چندان موفق نبودم.

به هر حال از تمامی عزیزان سپاسگزارم و خواهشمندم اگر پرسشی در زمینه " شناسایی و نامگذاری آلیاژهای صنعتی" داشتند از طریق ایمیل مطرح نمایند تا در حد توان پاسخگو باشم.
 

hesam02

عضو جدید
با درود به همه
به این نتیجه رسیده ام که این روش آموزش چندان کارا نیست.
در این تاپیک قصد داشتم با همراهی دوستان و با کمک گرفتن از پرسش و پاسخ،گام به گام جلو برویم که میسر نشد.
تاکیدم به این خاطر روی تعامل و گفتمان بود تا به جزئیات بیشتری بپردازیم و ابهامات برطرف گردند.
با وجود اینکه جزوه آموزشی این مبحث روی وب وجود دارد( از جمله در http://ketabnak.com/comment.php?dlid=27414) هدفم از این تاپیک بیشتر برانگیختن حس مشارکت جمعی و پرداختن به مباحثی فراتر از آن جزوه بود که در این مسیر چندان موفق نبودم.

به هر حال از تمامی عزیزان سپاسگزارم و خواهشمندم اگر پرسشی در زمینه " شناسایی و نامگذاری آلیاژهای صنعتی" داشتند از طریق ایمیل مطرح نمایند تا در حد توان پاسخگو باشم.

مهندس عزیز مگه چه اتفاقی افتاده؟ ما که در بحث ها شرکت داشتیم و سوالاتمون رو پرسیدیم!؟
 

alisooshiant

عضو جدید
با درود به همه
به این نتیجه رسیده ام که این روش آموزش چندان کارا نیست.
در این تاپیک قصد داشتم با همراهی دوستان و با کمک گرفتن از پرسش و پاسخ،گام به گام جلو برویم که میسر نشد.
تاکیدم به این خاطر روی تعامل و گفتمان بود تا به جزئیات بیشتری بپردازیم و ابهامات برطرف گردند.
با وجود اینکه جزوه آموزشی این مبحث روی وب وجود دارد( از جمله در http://ketabnak.com/comment.php?dlid=27414) هدفم از این تاپیک بیشتر برانگیختن حس مشارکت جمعی و پرداختن به مباحثی فراتر از آن جزوه بود که در این مسیر چندان موفق نبودم.

به هر حال از تمامی عزیزان سپاسگزارم و خواهشمندم اگر پرسشی در زمینه " شناسایی و نامگذاری آلیاژهای صنعتی" داشتند از طریق ایمیل مطرح نمایند تا در حد توان پاسخگو باشم.

با سلام
مطالب مفیدی توسط اقای خداپرستی ارائه شد و البته تا اینجا واضح و روشن و مفید هم ارائه شد که شاید به همین دلیل رسا بودن مطالب ، کمتر سوالی مطرح شد و دوستان به تشکر بسنده کردند . اگر ادامه مبحث مجددا شروع بشه مطمئنا همه خوشحال میشن . با تشکر از زحمات اقای خدا پرستی
 

kian ahmadi

عضو جدید
سيستم نامگذاري استاندارد ASME

از تطبیق استاندارد ASTM با كد ASME استفاده شده است و حرف "S " جلو شماره استاندارد ASTM مربوطه اضافه مي شود تا نشان دهد كه اين مربوط به كد ASME است.

ASME SA 516/SA-516M-01 Grade 70 - Pressure Vessel Plates, Carbon Steel, for Moderate - and Lower – Temperature Service
اين استاندارد همانند ASTM A 516/516-01 Grade 70 است با اين تفاوت كه "SA " نشان مي دهد اين استانداردبا كد ASME منطبق شده است.

مشابه همین برای نامگذاری فیلر متالها در جوشکاری نیز وجود دارد یعنی به جای AWS A5.1 خواهیم داشت ASME SFA5.1[/QUOTE]

با سلام
خيلي ممنون بخاطر مطالب مفيدتون.فقط يك سوالي داشتم كه مرتبط با اصل موضوع نيست و از اين بابت عذر مي خوام.معني دقيق و كاربرد كلماتي كه قرمز كردم چيه؟
 

sonya.b

عضو جدید
سيستم نامگذاري استاندارد ASME

از تطبیق استاندارد ASTM با كد ASME استفاده شده است و حرف "S " جلو شماره استاندارد ASTM مربوطه اضافه مي شود تا نشان دهد كه اين مربوط به كد ASME است.

ASME SA 516/SA-516M-01 Grade 70 - Pressure Vessel Plates, Carbon Steel, for Moderate - and Lower – Temperature Service
اين استاندارد همانند ASTM A 516/516-01 Grade 70 است با اين تفاوت كه "SA " نشان مي دهد اين استانداردبا كد ASME منطبق شده است.

مشابه همین برای نامگذاری فیلر متالها در جوشکاری نیز وجود دارد یعنی به جای AWS A5.1 خواهیم داشت ASME SFA5.1

[/QUOTE]با سلام
خيلي ممنون بخاطر مطالب مفيدتون.فقط يك سوالي داشتم كه مرتبط با اصل موضوع نيست و از اين بابت عذر مي خوام.معني دقيق و كاربرد كلماتي كه قرمز كردم چيه؟[/QUOTE]

با اجازه آقاي مهندس خداپرستي!
يعني ورقهاي مخازن تحت فشار - دماهاي متوسط
كلا منظور اينه كه ورقهاي از جنس SA516 Gr.70 براي ساخت مخازن تحت فشاري استفاده ميشه كه دماي كاريشون چندان بالا نيست (معمولا در اين حالت طراحي رو با دماي 85 درجه سانتيگراد انجام ميدن).
 

khodaparasti

عضو جدید
با درود به همه

در پاسخ به kian ahmadi باید بگویم که منظور از Pressure Vessel Plates ورقهای ساخت مخازن تحت فشار است. این که چه مخزنی "تحت فشار" خوانده می شود را می توان در ASME Sec.VIII div.1 یافت اما به طور خلاصه اگر فشار داخلی مخزن بیش از 1 bar باشد به آن تحت فشار می گوییم. تقسیم بندی دقیقتر را در زیر ببینید.

P is internal pressure.

Low pressure vessel:
0.1≤P < 1.6 MPa
Medium pressure vessel:
1.6 ≤P < 10 MPa
High pressure vessel:
10 ≤ P < 100 MPa
Ultra-high pressure vessel:
P ≥100 MPa
در مورد پرسش دوم پیرامون معنی Moderate باید گفت دماهای کاری مخازن به صورت زیر تقسیم بندی می گردد:
دماها بر حسب سانتیگراد است.
Normal temperature vessel -20< T ≤200
Medium temperature vessel
—— between normal T & high T vessels

Low temperature vessel
T is lower than -20

High temperature vessel

—— where the wall temperature is above the creep temperature.


High temperature vessel

Carbon steel & Low-alloy steel T> 420
Alloy steel (Cr-Mo steel) T> 450
Austenite stainless steel (Cr-Ni) T> 550

گفتنی است معیار دمای بالا همان آغاز خزش است که اگر دمای سرویس بیش از 0.4×Tm که در آن Tm نقطه ذوب متریال بر حسب کلوین است باشد، می گویند آغاز خزش است. برای فولادهای کربنی این عدد حدود 420 درجه سانتیگراد بدست می آید.

در عمل ASME SA 516 در بازه دمایی منفی 50 درجه سانتیگراد تا مثبت 412 درجه سانتیگراد برای طراحی مخازن تحت فشار استفاده می شود.

راستی بد نیست یک فرصت طلبی بکنم و از پرسش این دوست خوب یک پرسش دیگر بیرون بکشم:
به نظرتان چه ویژگی متالورژیکی باعث شده تا این فولاد در دماهای پایین و بالا مناسب باشد و خواصش را حفظ کند؟( راهنمایی: به این فکر کنید که دمای پایین ممکن است چه مشکلاتی برای فولاد ایجاد کند)
نگویید" ای بابا این را که بلدم" پاسختان را حتما اینجا بنویسید چون به قول معروف" چیزی که روی کاغذ نوشته نشده است اصلا وجود ندارد"

منتظر پاسخهایتان هستم. بدرود
 
آخرین ویرایش:

kian ahmadi

عضو جدید
ممنون بخاطر پاسخ شما و سونيا خانم

در مورد سوالتون فكر كنم دماي تبديل نرمي به تردي اين فولاد بايد پايين باشد كه نذاره ترد و شكننده بشه ولي نميدونم چه ويژگي داره كه در دماي بالا هم كاري هست.نظر دوستان ميتونه مفيدتر باشه
 

khodaparasti

عضو جدید
این موضوع "دمای تبدیل رفتار نرم به ترد" یا همان DBTT موضوعی بسیار مهم و کاربردی است که متاسفانه در دانشگاه اهمیت چندانی به آن داده نمی شود (یا حداقل در دانشگاه ما چنین بوده چون در طول 7 سال لیسانس و فوق لیسانس، بیش از نیم ساعت!! در موردش چیزی نگفتند)

اگر اجازه دهید با یک پرسش شروع کنیم تا شاید به نتایج جالبی برسیم.
1- در چه موادی رخ می دهد و چه عواملی بر آن تاثیر گذارند؟( لطفا عوامل تاثیر گذار را تا حد امکان با ذکر جزئیات بیان کنید مثلا افزایش سختی فولاد باعث کاهش 10 درجه ای DBTT می گردد)

طبق معمول منتظر پاسخهایتان هستم.
 

sonya.b

عضو جدید
این موضوع "دمای تبدیل رفتار نرم به ترد" یا همان DBTT موضوعی بسیار مهم و کاربردی است که متاسفانه در دانشگاه اهمیت چندانی به آن داده نمی شود (یا حداقل در دانشگاه ما چنین بوده چون در طول 7 سال لیسانس و فوق لیسانس، بیش از نیم ساعت!! در موردش چیزی نگفتند)

اگر اجازه دهید با یک پرسش شروع کنیم تا شاید به نتایج جالبی برسیم.
1- در چه موادی رخ می دهد و چه عواملی بر آن تاثیر گذارند؟( لطفا عوامل تاثیر گذار را تا حد امکان با ذکر جزئیات بیان کنید مثلا افزایش سختی فولاد باعث کاهش 10 درجه ای DBTT می گردد)

طبق معمول منتظر پاسخهایتان هستم.

موضوع جالبی هست مهندس. متاسفانه اطلاعات من هم در این زمینه بسیار محدود هست.
در مورد بقیه مواد نمیدونم اما در فولادها با تغییر ریزساختار فولاد نرم دمای انتقالی تا بیش از 55 درجه تغییر میکند. بیشترین تغییرات از تغییر مقدار کربن و منگنز نتیجه میشود. به ازای هر 0.1 درصد افزایش کربن، دمای انتقالی 14 درجه زیاد می شود و به ازای هر 0.1 درصد افزایش منگنز حدود 5.5 درجه کم می شود. به ازای هر 0.01 درصد فسفر به اندازه 7 درجه زیاد می شود. سیلسیم ببه مقدار بیش از 0.25 درصد دمای انتقالی را زیاد می کند.
افزایش اندازه دانه فریت به اندازه یک عدد ASTM می تواند به کاهش دمای انتقالی به مقدار 17 درجه در فولاد کشته منجر شود. سرد شدن در هوا و اکسیِژن زدایی با آلومینیوم منجر به کاهش دمای انتقالی می شود.
کار سرد هم دمای انتقالی را زیاد می کند.
انشالا که بقیه دوستان بیان و نظرات بهتر و کامل تری رو ارائه بدن.
 

r.taghizadeh

عضو جدید
آخرین ورژن استاندارد کشور ترکیه ویا یک کشور مطرح مثل چین در مورد نبشی های ساختمانی رو میخوام ؛آلمان -ایران- رو دارم دنبال اینم که ببنیم تو اون استاندارد کشور ها سایز نبش ها ذکر شده؟مثلا 3*40*40
 

رضاااا

اخراجی موقت
با تشکر بینهایت از مطالب مفید و هضم شده ی جناب مهندس

با تشکر بینهایت از مطالب مفید و هضم شده ی جناب مهندس

آفای مهندس اگه کسی باز نیومد تو سایتی که تو امضاتون معرفی کردین عضو نشد و یا کسی نیومد کتابتونو نخرید ، شما به خاطر خدا هم که شده زکات علمتون که نشر آن است در اختیار این مهندسین قرار بدین.


ممنون(چرا فولاد ها؟؟؟؟)


بازرس جوش و فولاد
http://plant-inspector.blogfa.com/

http://iran-eng.com/showthread.php/...مهندسی-بین-المللی-جوش_دانلود-جزوات-بازرسی-جوش
 
آخرین ویرایش:

رضاااا

اخراجی موقت
این موضوع "دمای تبدیل رفتار نرم به ترد" یا همان DBTT موضوعی بسیار مهم و کاربردی است که متاسفانه در دانشگاه اهمیت چندانی به آن داده نمی شود (یا حداقل در دانشگاه ما چنین بوده چون در طول 7 سال لیسانس و فوق لیسانس، بیش از نیم ساعت!! در موردش چیزی نگفتند)

اگر اجازه دهید با یک پرسش شروع کنیم تا شاید به نتایج جالبی برسیم.
1- در چه موادی رخ می دهد و چه عواملی بر آن تاثیر گذارند؟( لطفا عوامل تاثیر گذار را تا حد امکان با ذکر جزئیات بیان کنید مثلا افزایش سختی فولاد باعث کاهش 10 درجه ای DBTT می گردد)

طبق معمول منتظر پاسخهایتان هستم.


آیا یک پدیده ی متالورژیکی باعث غرق تایتانیک شد؟؟؟!!!!

تاریخچه تایتانیک
جهان تغييرات شگرفي را مي گذراند. راديو در سال 1901 ابداع شده بود. برادران رايت اولين پرواز موفقيت آميز خود را در سال 1903 انجام داده بودند. تجارت كشتي هاي اقيانوس پيماي عظيم، پيشرفت هاي عمده اي را در زمينه طراحي كشتي، اندازه و سرعت شاهد بود.
شركت كشتيراني ستاره سفيد[SUP]1[/SUP]، كه يكي از پيشروان اين امر بود، در سال 1907 ساخت سه كشتي بخار عظيم را در دستور كار قرار داد كه قرار بود استاندارد جديدي در زمينه آسايش ، تجمل و ايمني تعريف كنند. دو كشتي اول المپيك و تايتانيك[SUP]2[/SUP] نام گرفتند. نام تايتانيك براي اين انتخاب شده بود كه حس برتري اندازه و قدرت را القا كند. طراحي دو كشتي يك سال بطول انجاميد. ساخت المپيك در دسامبر 1908 و به دنبال آن ساخت تايتانيك در مارس 1909 آغاز گرديد. براي تطابق با اين پروژه هاي عظيم، محوطه كشتي سازي در بلفاست بايد از نو ساخته مي شد، ‌در حاليكه اسكله كشتيراني ستاره سفيد در نيويورك نيز بايستي بحد كافي طويل مي شد تا كشتي ها بتوانند در آن پهلو بگيرند.
در طي دو سالی كه صرف كامل كردن بدنه تايتانيك شد، ‌مطبوعات درباره عظمت كشتي به تبليغات فراوان پرداختند بطوريكه تايتانيك حتي قبل از به آب انداختن آن به يك افسانه تبديل شده بود. به آب انداختن بدنه كامل شده تايتانيك در ماه مي 1911 ، يك نمايش عمومي خيره كننده بود. بليط ها به نفع يك بيمارستان محلي اطفال فروخته شدند.
تايتانيك داراي 270 متر طول و 28 متر پهنا بوده و بیش از 46000 تن وزن داشت . ارتفاع آن 32 متر بود كه تقريباً 11 متر آن زير آب قرار مي گرفت. داراي سه دودكش واقعي و يك دودكش مجازي بود كه براي افزودن بر حس عظمت و قدرت كشتي اضافه شده بود و نيز بخارات و دود آشپزخانه هاي متعدد آنرا به بيرون مي راند.
موتورهاي بزرگ و پر قدرت آن هيچكدام از ارتعاشهاي آزاردهنده متداول در اقيانوس پيماهاي ديگر را ايجاد نمي كردند. حتي زماني كه با حداكثر سرعت 22 گره دريايي معادل با 41 كيلومتر در ساعت، كه در زمره سريعترين كشتي هاي آن زمان بود حركت مي‌كرد، مسافرين داخل آن مي توانستند از حد اكثر آسايش برخوردار شوند.

تايتانيك بزرگترين شي متحركي بود كه توسط انسان ساخته شده بود. افزون بر اين تايتانيك ساخته شده بود تا شگفتي تكنولوژي ايمني مدرن باشد. به پشتوانه اين تدابير ايمني بود كه مطبوعات كشتي تايتانيك را غرق نشدني ناميدند.
لوازم داخل كشتي در نوع خود از مدرنترين و لوكس ترينها بودند و شامل لامپ هاي برقي و بخاري برقي در تمام اتاقها ، آسانسورهاي برقي، ‌يك استخر شنا، يك سالن اسكوآش (كه بسيار مدرن ساخته شده بود )، يك سالن ژيمناستيك همراه با اسب مكانيكي بود تا سواركاران حرفه اي بتوانند با آن تمرين كرده و خود را سر وزن و آماده نگه دارند.
هم چنين اتاقهاي نشيمن و تجهيزات بخش درجه یک آن با بهترين هتل هاي قاره اروپا برابري مي كرد. مسافرين درجه يك آن بايد از طريق يك راه پله بزرگ شش پاگرده داراي سقف شيشه اي به آرامي پايين مي آمدند تا از غذاهاي عالي سالن نهارخوري كه تمامي عرض كشتي را در عرشه D پوشانده بود ‌لذت ببرند. براي آنهايي كه خواستار يك فضاي خصوصي تر بودند، ‌تايتانيك چند رستوران سفارشي تدارك ديده بود. دو گروه موسيقي از بهترين نوازندگان قاره قطعات موسيقي را در تايتانيك اجرا مي كردند. دو كتابخانه نيز وجود داشت. سفر دريايي تايتانيك در ساوت همپتون به تاريخ دهم آوريل 1912 آغاز شد.
غرق شدن
كشتي هاي آن زمان مجهز به رادار نبودند ولي تايتانيك به سيستم تلگراف بي سيم ماركوني مجهز شده و دو اپراتور سيستم بطور شبانه روزي در اتاق مخابرات آن كار مي كردند. در روز يكشنبه 14 آوريل، پنجمين روز مسافرت، تايتانيك پنج اخطار مختلف درباره مشاهده كوههاي يخ دريافت كرد، اما كاپيتان كشتي چندان توجهي به اين اخطارها ننمود. كشتي با سرعت 22 گره در حال حركت رو به جلو بود و مدير اجرايي شركت اعلام كرد كه يك روز زودتر از برنامه به نيويورك خواهند رسيد.
در شب چهاردهم آوريل، اپراتور بي سيم شديدا سرگرم مخابره پيامهاي كوتاه مسافرين به خويشاوندان و دوستانشان در ساحل نيوفوندلند (محل پهلو گرفتن كشتي) بود. او ششمين اخطار ديده شدن كوه يخ را نيز دريافت كرد، اما هيچ توجهي به اينكه تايتانيك چقدر نزديك مكان ارسال اخطارهاست نكرد و پيام را زير يك وزنه كاغذ در كنار آرنج خود گذاشت. اين پيام هرگز به كاپيتان اسميت يا ناخدا يكم كشتي نرسيد.
در ساعت 11:40، يكي از ديده بانان كشتي كه در آشيانه خدمه حاضر بود، كوه يخ عظيمي را كه بطرز خطرناكي در جلو و نزديك كشتي بود مشاهده كرد. او به ناخدا يكم مورداك اعلام خطر كرد و مورداك سراسيمه دستور داد كه كشتي تماما به سمت چپ بگردد. او به موتورخانه دستور داد كه گردش پروانه ها را معكوس كنند. كشتي به آرامي به چپ گرديد، اما تايتانيك بسيار بزرگ بود و بسيار سريع حركت مي كرد، و كوه يخ نيز بسيار نزديك بود. سي و هفت ثانيه بعد پهلوي سمت چپ كشتي به قسمت زير آب كوه يخ كشيده شده و شكافي در بدنه كشتي ايجاد شد. آب به سرعت وارد قسمتهاي كشتي شد و از آنجايي كه شكاف بسيار طويل بود، بيشتر قسمتهاي كشتي همزمان شروع به پر شدن از آب كردند.
بدين ترتيب در طول شبي پر از حادثه و وحشت، 706 نفر از مسافرين نجات يافته و 1517 نفر باقيمانده يا در داخل آبهاي منجمد اقيانوس اطلس جانسپردند، ويا همراه بدنه عظيم كشتي كه در حين فرو رفتن در آب به دو تكه شد، به قعر اقيانوس رفتند.

اکتشاف....
بدنه تايتانيك در سال 1985 توسط رابرت بالارد[SUP]3[/SUP]، به كمك سونار[SUP]4[/SUP] در عمق 3700 متری اقيانوس اطلس در حالیکه در کف آن قرار داشت، كشف شد. در اين اكتشاف از يك زيردريايي كوچك كه قادر به نفوذ در عمق درياها بود استفاده شد. کشتی به دو بخش بزرگ شکسته شده بود که از هم 600 متر فاصله داشتند. اين اولين باري بود كه تايتانيك پس از سال 1912 دوباره ديده مي شد.

عواملي كه در غرق كشتي موثر بودند
اشتباه كاپيتان كشتي
اين سفر دريايي، سفر بازنشستگي كاپيتان اسميت بود. او مي خواست به هر ترتيبي كه شده در اين مسافرت ركوردي از خود بجاي بگذارد. او سالها قبل از اين حادثه گفته بود: من نمي توانم تصور كنم كه يك كشتي بخار جديد غرق شود. كشتي هاي جديد اين خطرات را پشت سر گذاشته اند.كاپيتان اسميت پنج اخطار مشاهده كوه يخ از خدمه خود و ديگر كشتي ها را ناديده گرفت. اگر او فرمان به آهسته تر شدن حركت كشتي مي داد، شايد اين حادثه رخ نمي داد.
اشتباه بروس آيسمي[SUP]5[/SUP] مدير اجرايي شركت كشتيراني
بروس آيسمي در كشتي حاضر بود. رقابت بين كشتي هاي اقيانوس پيما شديد بود و شركت ستاره سفيد مي خواست نشان دهد كه آنها قادر به عبور شش روزه از پهنه اقيانوس هستند. براي برآورده ساختن اين مقصود، بروس آيسمي به كاپيتان اسميت فشار وارد آورد كه تايتانيك را با حداكثر سرعت به حركت وادارد.
اشتباه آقاي توماس اندروز سرپرست طراحان تايتانيك
اين باور كه تايتانيك غرق نشدني است، تا حدودي مرهون اين حقيقت بود كه تايتانيك از شانزده قسمت ضد آب تشكيل شده بود. ليكن ارتفاع ديواره اين بخشها بحد كافي در نظر گرفته نشده بود. شركت ستاره سفيد نمي خواست ارتفاع ديواره ها زياد باشد زيرا اين امر فضاي اختصاص يافته به قسمت درجه يك را كاهش مي داد. اگر ارتفاع اين ديواره ها بحد كافي بود، فضاي بيشتري در اين قسمتها بوجود مي آمد و هواي موجود در آنها مانع غرق كشتي مي شد.
اشتباه ناخدا يكم مورداك
ناخدا يكم مورداك به محض مشاهده كوه يخ دستور داد براي كاستن از سرعت كشتي موتورها معكوس شوند و جهت فرار از برخورد، كشتي به سمت چپ بچرخد. در نتيجه سمت راست بدنه با كوه يخ برخورد كرد و شكافي عظيم در بدنه كشتي ايجاد شد. اگر مورداك دستور مي داد ضمن كاستن از سرعت، كشتي بطور مستقيم به راه خود ادامه دهد و با دماغه، كه بسيار محكمتر از بدنه است، به كوه يخ برخورد كنند، احتمالا فقط 2 يا 3 قسمت جلويي در هم فرو مي رفت و كشتي غرق نمي شد.
بالاخره اشتباه تمامي دانشمندان و مهندسان
یکی از دلایل اصلی رخ دادن این فاجعه، پدیده "تبدیل رفتار نرم به ترد فولاد" [SUP]6[/SUP] است که در زمان ساخت تايتانيك و تا چند دهه پس از آن براي مهندسان ناشناخته بود.
دمای تبدیل رفتار نرم به ترد فولاد چیست؟
تغییر دما بر رفتار ماده تاثیر می گذارد. در فلزات هرگونه افزایش دما باعث فعالتر شدن نابجائیها و در نتیجه کاهش استحکام تسلیم می گردد. آن دسته از فلزات و آلياژهاي آنها که داراي ساختار مکعبی با وجوه پر[SUP]7[/SUP] هستند، مانند آلومينيوم، در هر دمایی، شکست نرم خواهند داشت. شکست نرم به آرامي و پس از تغيير شکل پلاستيکي زياد به ازاي تنشي بالاتر از استحکام کششي ظاهر مي شود. شکست ترد[SUP]8[/SUP] معمولا در فلزاتي با ساختار مکعبی مرکز پر[SUP]9[/SUP] (همانند فولاد) و منشوری فشرده[SUP]10[/SUP] و آلياژهاي آنها در دماهای پايين ( معمولا پايينتر از دماي معمولي محيط ) و بطور ناگهاني رخ می دهد یعنی این گروه با کاهش دما تغییر رفتار از نرم به ترد می دهند. در شکست ترد عموما تغيير شکل پلاستيکي قابل توجهي در منطقه شکست مشاهده نمي شود. فولادهای کم کربن در آهنگهای کم کرنش در تمام دماهای بالای حدود 170 درجه سانتیگراد نرم هستند، ولی هنگامی که در معرض بارهای ضربه ای قرار می گیرند، در گستره باریکی از دما در نزدیکی صفر درجه سانتیگراد، نحوه شکست از حالت رشته ای چقرمه به حالت ترد تبدیل می شود.
روشن است دمایی که قطعه در آن کار می کند یکی از مهمترین عواملی است که بر ماهیت شکست تاثیر می گذارد به عبارت دیگر تغییر دما بر رفتار ماده تاثیر دارد. شکست ترد معمولا در در دمای پایین اتفاق می افتد و در برخی فولادها، شرایط ممکن است به گونه ای باشد که تفاوت چند درجه در گستره دمای محیط، تفاوت بین رفتار نرم و ترد را تعیین کند. فولادهای کم کربن در آهنگهای کم کرنش در تمام دماهای بالای حدود 170 درجه سانتیگراد نرم هستند، ولی هنگامی که در معرض نیروهای ضربه ای قرار می گیرند، در گستره باریکی از دما در نزدیکی صفر درجه سانتیگراد، نحوه شکست از حالت نرم به حالت ترد تبدیل می شود.
از کارافتادگی سازه های ساخته شده از فولادهای کم کربن در اثر شکست ترد از آغاز مصرف این فولادها بروز کرده است؛ اما تنها در سالهای دهه 1940 بود که این مساله به وضوح مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت. این امر مقارن با ساخت اولین کشتیهای با بدنه تمام جوشکاری شده بود. پیش از آن اگر در یکی از ورقهای کشتی شکست ترد رخ می داد، ترک در انتهای صفحه یا در یک ردیف پرچ متوقف می شد. در یک کشتی تمام جوشکاری شده، بدنه کشتی عملا یک ورق پیوسته است و اگر شکست ترد شروع شود، ممکن است به طور ناگهانی ادامه یابد.
دمای تبدیل چگونه اندازه گیری می شود؟
یکی از آزمونهای مورد استفاده برای تعین دمای تبدیل رفتار نرم به ترد (DBTT) آزمون ضربه (شارپی)[SUP] 11[/SUP]است که بر اساس استاندارد ASTM E 23 انجام می شود. نمونه ی شارپی، مقطعی مربع شکل به ابعاد mm 10×10 و شیار V با زاویه ی 45 درجه به عمق mm 2 و شعاع راس mm 0.25 دارد . نمونه به صورت تیری در حالت افقی روی تکیه گاه قرار می گیرد و بار توسط ضربه ی یک آونگ در حال نوسان به پشت شیار وارد می شود ( سرعت برخورد حدود 5 متر بر ثانیه است ) نمونه با آهنگ کرنش زیادی می شکند.کمیت اصلی که در آزمون ضربه اندازه گیری می شود، انرژی جذب شده در شکست نمونه است. چنانچه مقدار انرژي شکست كم باشد مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه ماده ترد بوده و داراي حساسيت بالايي در مقابل نيروهاي ضربه اي است و اگر اين انرژي زیاد باشد ماده نرم وانعطاف پذير است و يا به عبارتي داراي تافنس يا چقرمگي بالايي است. حالت های مختلف شکست به سادگی و حتی بدون بزرگنمایی قابل تشخیص اند. سطح صاف شکست ترد بازتابندگی زیاد و ظاهر براقی دارد ، در صورتی که سطح گود شده شکست نرم، جاذب نور و دارای ظاهری کدر است .
توجه به منحنی انرژی جذب شده بر حسب دما نشان می دهد که انرژی جذب شده با کم شدن دما کم می شود ولی در بیشتر موارد کاهش جذب انرژی در دمای خیلی مشخصی رخ نمی دهد در نتیجه تعین دقیق دمای تبدیل دشوار می شود . دمایی که در آن رفتار ماده از نرم به ترد تبدیل می شود، DBTT نام داشته و می توان آن را دمایی فرض کرد که ظاهر شکست 50% ترد است. در آزمون شارپی، دمای تبدیل را می توان بر سطح 27 ژول منطبق کرد. آزمون ضربه با نمونه ی شیاردار هنگامی معنی پیدا می کند که در گستره ای از دما انجام شود، تا دمایی که در آن تبدیل نرمی به تردی رخ می دهد تعیین شود. برای فولاد، انرژی جذب شده در فرآیند شکستن نمونه آزمون شارپی ممکن است از حدود 1600 کیلو ژول بر متر مربع در 15+ درجه سانتیگراد به حدود 150 کیلو ژول بر متر مربع در 5- درجه سانتیگراد برسد.
مزیت اصلی آزمون ضربه شارپی این است که آزمون نسبتا" ساده ای است که در آن از یک نمونه ی آزمون کوچک و نسبتا" ارزان استفاده می شود . آزمون ها به سادگی در گستره ای از دماهای پایینتر از دمای محیط قابل اجرا هستند، این آزمون برای مقایسه اثر نوع آلیاژ و عملیات حرارتی بر چقرمگی به کار می رود و غالبا" از آن برای کنترل کیفیت و به منظور انتخاب مواد استفاده می کنند . مشکل عمده این است که استفاده از نتایج آزمون شارپی در طراحی دشوار است چون هیچ کمیتی بر حسب میزان تنش وجود ندارد. همچنین هیچ رابطه ای بین داده های شارپی با اندازه ترک ریز ( مو ) وجود ندارد. علاوه بر این، وجود پراکندگی زیاد نتایج که در این آزمون ذاتی است می تواند ترسیم منحنی های دمای تبدیل را مشکل سازد.
آزمونهای دیگری نظیر آزمون جابجایی شکاف نوک ترک[SUP]12[/SUP] بر اساس استاندارد ASTM E 1290 و یا آزمون پلینی [SUP]13[/SUP]بر اساس استاندارد ASTM E 208 نیز به این منظور به کار می روند.
عوامل موثر بر دمای تبدیل
میزان تغییر از رفتار نرم به ترد تابع ترکیب شیمیایی، ریز ساختار، عملیات حرارتی واکسیژن زدایی است. بعضی از عناصر آلیاژی موجود در فولادها می توانند بر دمای تبدیل از رفتار نرم به ترد اثر بگذارند. منگنز و نیکل دمای تبدیل را پایین می آورند ولی کربن، نیتروژن و فسفر آن را افزایش می دهند. همچنین نسبت Mn:C حداقل باید 3:1 باشد تا چقرمگی مطلوب حاصل شود. در ضمن تا جای ممکن باید نسبت Mn:S در بالاترین حد ممکن نگاه داشته شود.
تاثیر میزان اکسیژن فولاد بر دمای تبدیل
فولاد مذابي كه از كوره فولادسازي بدست مي آيد حاوي مقادير زيادي اكسيژن حل شده است كه بايد پيش از ريخته گري فولاد، چه بصورت پيوسته (مداوم) و چه به صورت شمش، حذف گردد. اكسيژن زداهايي كه معمولا براي اين منظور مورد استفاده قرار مي گيرند آلومينيوم و سیليسيم ( به شكل فروسيليكون ) هستند. حذف اكسيژن از فولاد را آرام سازی[SUP]14[/SUP] مي خوانند و عبارتهاي آرام شده با سيليسيم يا آلومينيوم از اينجا آمده اند.
فولاد كاملاآرام[SUP]15[/SUP] که بعضی مواقع به آن فولاد آرام[SUP]16[/SUP] نیز گفته می شود، فولادي است كه کاملا اکسیژن زدایی شده و تركيب شيميايي و خواص نسبتا همگني دارد. به فولاد نيمه آرام[SUP]17[/SUP] اكسيژن زداي كمتري نسبت به فولاد كاملا آرام اضافه مي شود و از اين فرآيند براي فولاد هاي كم كربن و كربن متوسط براي مصارف سازه اي استفاده مي گردد. فرآيند اكسيژن زدايي در مورد برخي فولادها انجام نمي گردد و اكسيژن باقي مانده در فولاد با كربن واكنش داده و ايجاد تخلخل (حفره هاي گازي) كه در حقيقت گاز اكسيد كربن است، مي كند. اين فولادهاي نا آرام[SUP]18[/SUP] که به آن فولادهای جوشان نیز گفته می شود، داراي تغييرات زيادي در تركيب شيميايي هستند به گونه اي كه پوسته خارجي آنها شامل آهن خالص، كربن اندك و فسفر و گوگرد است. اين عناصر با مقاديري بيش از مقدار متوسط، در مركز شمش به ويژه نزديك به سطح بالايي يافت مي شوند.
دمای تبدیل فولاد جوشان بالاتر از دمای محیط است و بدیهی است که اگر دمای سرویس زیر صفر درجه سانتیگراد باشد امکان بروز پدیده تبدیل رفتار نرم به ترد وجود خواهد داشت. آزمایش نشان داده است که دمای تبدیل برای فولاد كاملاآرام به 60- درجه سانتیگراد می رسد.
با توجه به نقش اکسیژن در فولاد، کدها و دستورالعملهای طراحی، توجه ویژه ای به این مورد داشته اند و در بسیاری از موارد استفاده از فولاد جوشان را ممنوع نموده اند. به همین صورت توصیه آنها استفاده از فولاد کاملا آرام برای دماهای پایین است.
سایر پارامترهای موثر بر دمای تبدیل
هرچه فولاد دانه ریزتر باشد دمای تبدیل پایینتری دارد. اندازه گیری دانه بندی فولاد بر اساس استاندارد ASTM E 112 قابل انجام است. ضخامت قطعه نیز عامل تعیین کننده دیگری است بطوریکه در ضخامتهای کمتر از 13 میلیمتر پدیده تبدیل رفتار نرم به ترد مشاهده نمی شود و هر چه ضخامت افزایش می یابد باید تمهیدات لازم جهت کاهش هر چه بیشتر دمای تبدیل پیش بینی گردد. عملیات حرارتی نیز می تواند باعث کاهش یا افزایش دمای تبدیل گردد.

آیا تبدیل رفتار نرم به ترد فولاد باعث غرق تایتانیک شد؟
پس از کشف بقایای تایتانیک در سال 1985، آزمایشهای مختلف کشش، متالوگرافی، ضربه و آنالیز شیمیایی روی بدنه کشتی انجام شد
با عنایت به تحقیقات انجام شده، می توان انگشت اتهام را در غرق تایتانیک به سمت پدیده تبدیل رفتار نرم به ترد (DBTT) نشانه رفت. بنا بر گزارشها و مدارک موجود، دمای آب به هنگام برخورد تایتانیک با کوه یخ، 2- درجه سانتیگراد بوده است که اگر این عامل را در کنار تافنس کم فولاد بدنه تایتانیک به دلایلی از جمله: میزان کم منگنز، پایین بودن نسبتMn:S ، درشت دانه بودن فریتها و نیز وجود کلنی های درشت پرلیت قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که با وجود استفاده از مرغوبترین فولادی که سازندگان تایتانیک در دسترس داشتند اما رخ دادن پدیده تبدیل رفتار نرم به ترد فولاد در کنار عامل نیروی اعمالی هنگام برخورد به کوه یخ سبب ایجاد آن فاجعه گردید.
قصه پرغصه غرق شدن نسخه اصلي رباعيات خيام
شايد خيلي از ايرانيان ندانند که نسخه اصلي و دستنويس کتاب رباعيات خيام با کشتي تايتانيک به عمق اقيانوس رفت و متاسفانه نابود شد و در کنار بسياري ديگر از شناسنامه هاي ازبين رفته فرهنگ و تمدن ايران قرار گرفت. اين کتاب بسيار پرارزش که «عمر اعظم» نام داشت سرگذشت بسيار غم انگيزي دارد و سه روايت درباره آن نقل شده است.براساس يک روايت اين کتاب را يکي از شاهزادگان قاجار براي فروش به امريکا مي برده است و چون او يکي از سرنشينان کشتي تايتانيک بود، اين کتاب را با خود به قعر اقيانوس برد و به اين ترتيب برگي ديگر بر ماجراي قاچاق ثروت هاي ملي ايران افزوده و يک اثر نفيس نابود شد. روايت دوم نيز دست کمي از روايت نخست ندارد. «بنيامين عمربوساژ» که باخبر مي شود نسخه دستنويس رباعيات خيام (عمر اعظم) در دست يکي از شاهزادگان ايراني است، به ايران سفر مي کند، ديگ طمع اين شاهزاده ضدملي را به جوش مي آورد، کتاب را از او مي خرد و هنگام بازگشت به امريکا، چون با کشتي تايتانيک سفر مي کرده است، اين کتاب به قعر اقيانوس مي رود و يک اثر ناياب از فرهنگ ايران زمين متاسفانه نابود مي شود.و اما براساس روايت سوم، صحافي به نام «فرانسيس ستکلايف تلاش» آن را خريداري کرده، از نظر صحافي روي آن کار مي کند و قصد فروش آن را داشته که به علت بحران اقتصادي انگليس (سال 1912) تصميم مي گيرد آن را براي فروش به امريکا ببرد، به يک مسافر امريکايي مي فروشد و چون خريدار مسافر کشتي تايتانيک بوده کتاب با غرق کشتي به اعماق دريا مي رود و نابود مي شود.مي گويند برادرزاده صحاف انگليسي «استانلي» از باقيمانده کتاب و تصاويري که از آن داشته است، نسخه دومي- نه به ارزش نسخه اول که به روايتي خط و نوشته خود خيام بوده است- تهيه مي کند که اين نسخه نيز در بمباران لندن، طي جنگ جهاني دوم نابود مي شود.وي دست از کار نمي کشد و نسخه سومي از طرح ها، عکس ها و تصاوير نسخه هاي اول و دوم تهيه مي کند که اين نسخه در اختيار همسر و بازماندگان «استانلي بري» بوده است که چند سال پيش به موزه بريتانيا تعلق گرفت. در اين کتاب که هم اکنون در موزه بريتانيا موجود است يک هزار قطعه جواهر، هزاران سنگ قيمتي رنگارنگ و چند مترمربع ورقه طلا به کار رفته است. قصه پرغصه کتاب دستنويس رباعيات خيام را بسياري از نويسندگان جهان که شيفته اين دانشمند بزرگ ايراني بوده اند، با درد و اندوه نگاشته اند.
یادگارهای تایتانیک
نامه ای که "ادولف سافلد" 5 روز پیش از غرق شدن تایتانیک، به همسرش نوشته بود در حراجی لندن در سال 2009 به قیمت 85 هزار دلار به فروش رفت.یک موزه انگلیسی که نام آن ذکر نشده است این مبلغ رکورد شکن را پرداخت نموده است. در این نامه چگونگی زندگی در تایتانیک از دید مسافران بخش درجه یک توصیف شده و در پایین برگه اندازه کابین و تزئینات آن نوشته شده است. همچنین در این حراجی کلیدی متعلق به یکی از کارکنان کشتی که در دقیقه آخر از تایتانیک خارج شده است به قیمت 54 هزار دلار و مجموعه ای از عکسهای این کشتی مجلل و مسافرانش 100 هزار دلار فروخته شد.

 

Ho$$ein

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
خب مثه اینکه ازین تاپیک خوب استقبال میشه، واسه همین پیشنهاد میکنم که دوباره فعالش کنیم و راه مهندس خدا پرستی رو ادامه بدیم .

هدف تاپیک :

بحث در رابطه با انواع فولادها ، نامگذاری و کاربرد آنها در صنعت


این تایپیک حالت میزگرد خواهد داشت ، یه ساعت در روز مشخص میکنیم که اکثر کاربران در این تاپیک آنلاین باشند و سوالات و مشکلات خودشون رو بپرسند .

پس لطفاً کسانیکه میخوان تو این بحث شرکت کنند ( چه کاربران تازه وارد و چه عضوهای فعال ) ساعتی از شبانه روز که میتونن آنلاین باشند به من پیغام خصوصی کنند :
بدین صورت ؛ به عنوان مثال اینطوری بفرستید : از ساعت 20 تا 20:45 دقیقه
(قایل توجه کاربرای تازه وارد ) پیام رو از طریق این لینک بفرستید : ارسال پیغام خصوصی

ضمناً طول مدت بحث هم بسته به نظر خود شما مشخص میشه ( از 15 دقیقه تا 1 ساعت )
انشا ا.. تا پایان هفته ، نتیجه رو اعلام خواهیم کرد .
از مهندس خداپرستی هم دعوت میکنیم به تاپیک تشریف بیارن و زحمت پاسخ به دانشجویان رو تقبل کنند .

بسم اله ... :gol:
 

DON AMIR

عضو جدید
WIS1 - ( بازرسي جوش فولاد ( 3.1 TWI - HITAN

WIS1 - ( بازرسي جوش فولاد ( 3.1 TWI - HITAN

آفای مهندس اگه کسی باز نیومد تو سایتی که تو امضاتون معرفی کردین عضو نشد و یا کسی نیومد کتابتونو نخرید ، شما به خاطر خدا هم که شده زکات علمتون که نشر آن است در اختیار این مهندسین قرار بدین.


ممنون(چرا فولاد ها؟؟؟؟)


بازرس جوش و فولاد
http://plant-inspector.blogfa.com/

http://iran-eng.com/showthread.php/...مهندسی-بین-المللی-جوش_دانلود-جزوات-بازرسی-جوش


این چزوات هم خیلی خوب هست جزوات ASNT level I II III هم خیلی به در د میخوره مخصوصا فراصوتش

من شنیدم جنوب پایه حقوق سطح 3 4میلیون تومنه.

چراااااااااا فولاد هااااااااا؟؟؟؟:biggrin::);)



بازرسي جوش ( 5
بخش عنوان
1) واژه ها و تعاريف
2) وظايف و مسئوليتها
3) عيوب جوش
4) آزمايش مكانيكي
5) روشهاي جوشكاري و تاًييد جوشكار
6) بازرسي مواد
و استاندارد ( Code ) 7) دستورالعمل
8) علائم جوش در نقشه
9) مقدمه اي بر فرايندهاي جوش
( MMAW ) 10 ) جوشكاري قوس فلزي دستي
( TIG / GTAW ) 11 ) جوشكاري قوسي تنگستني با حفاظت گاز خنثي
( MIGW, MAGW ) 12 ) جوشكاري قوسي فلزي با حفاظت گاز خنثي يا فعال
( SAW ) 13 ) جوشكاري قوسي زير پودري
14 ) مواد مصرفي جوشكاري
15 ) آزمايش غير مخرب
( Weld Repairs ) 16 ) تعمير جوش
( Distortion ) و اعوجاج ( Residual Stress ) 17 ) تنش پسماند
18 ) عمليات تنش زدايي فولاد
( Oxy-Fuel Gas) 19 ) جوشكاري و برشكاري اكسي گاز سوز
20 ) فرايندهاي برشكاري قوسي
21 ) ايمني جوش
22 ) جوش پذيري فولاد
23 ) بخش بازرسي چشمي
 
آخرین ویرایش:

DON AMIR

عضو جدید
ترجمه : مجيد عباسي

ترجمه : مجيد عباسي

بخش اول: واژه ها و تعاريف
: ( Single Butt Weld ) آماده سازي اتصال جوش لب به لب يك طرفه
آماده سازي اتصال يك طرفه معمولا" بر روي مواد نازكتر ، يعني هنگامي كه دسترسي از هر دو طرف فلز محدود
بوده ، صورت مي گيرد.
و يا قابليت وضعيتي مواد مصرفي ( joint) چنين انتخابي ممكن است با قابليت فرايند جوش و موقعيت اتصال
جوش و ميزان مهارت موجود نيز تحت تاًثير قرار گيرد.
معمولا" بر روي مواد ضخيم تر ، يعني هنگامي كه هيچ ( double sided ) آماده سازي اتصال دو طرفه
محدوديتي براي دسترسي به هر دو طرف فلز وجود نداشته ، صورت مي گيرد.
باشد و يا از لحاظ ( distortion ) به علاوه ، استفاده از آنها نيز ممكن است به منظور كنترل اثر اعوجاج
اقتصادي ، در هنگام جوشكاري قسمتهاي ضخيم تر بكار مي رود.
 
آخرین ویرایش:

DON AMIR

عضو جدید
آماده سازي اتصال جوش :

آماده سازي اتصال جوش :

آماده سازي اتصال جوش :
هردو فلز ذوب شود. در بيشتر اوقات بايد محل اتصال ( face) هنگام جوشكاري بايد همه عرض يا پهناي رويه
را آماده كرد و به منظور دسترسي كامل فرايند جوش و همچنين ذوب كامل هر دو رويه ، اقدام به ( joint)
برداشتن فلز از محل اتصال نمود. لذا براي انجام چنين كاري ، مي توان از عمل سنگ زني ، برشكاري قوسي يا
استفاده نمود، اما لازم به ذكر است كه عمل سنگ زني تقريبا" 1 يا ( machining) شعله اي و يا از تراشكاري
2 ميلي متر فلز ممكن است بعد از عمل برشكاري شعله اي مورد نياز باشد.
هدف از آماده سازي جوش ، امكان دسترسي فرايند جوش ، نفوذ و ذوب كامل محل اتصال و رويه آن مي باشد.
انتقال ، ( root face ) امكان نفوذ فلز جوش است و وظيفه رويه ريشه ، ( root gap) وظيفه فاصله ريشه
عمل مي كند. ( heat sink) حرارت بيش از حد بوده و به عنوان يك حوضچه حرارتي
( SAW ) به طور كلي ، هرچه ميزان انرژي قوس فرايند بالاتر باشد ، پهنا يا عرض رويه ريشه مانند فرايند جوش
بيشتر است.
منظوراز اين قانون ساده عبارتست از: هرچيزي كه به مقدار زياد از آن برداشته شود ، پس بايد بيشتر نسبت به
جايگزيني آن اقدام گردد.
فاصله ، ( root face ) همچنين اين قانون تاًثير بسزايي هم بر اقتصاد و هم اعوجاج دارد. نوع رويه ريشه
وانتخاب آماده سازي اتصال يك يا دو طرفه نيز صرفا" با ( bevel ) زاويه شيب يا پخ ، ( root gap ) ريشه
انتخاب فرايند جوش ، پارامتر هاي فرايند جوش ، موقعيت و قابليت دسترسي به اتصال جوش مشخص مي گردد.
http://plant-inspector.blogfa.com/
 
آخرین ویرایش:

DON AMIR

عضو جدید
شكل جوش گوشه اي : T اتصال سپري يا

شكل جوش گوشه اي : T اتصال سپري يا

شكل جوش گوشه اي : T اتصال سپري يا
براي اندازه گيري اتصالات جوش گوشه اي ( leg length ) « طول ساق » در بازرسي چشمي معمولا" از
استفاده مي شود. همچنين ضخامت گلويي طرح جوش ، با اندازه طول ساق ضربدر عدد 0.7 ، به آساني بدست
مي آيد.
با اندازه گيري ميزان گلويي جوش و سپس كسر اندازه ضخامت گلويي طرح آن كه در شكل فوق محاسبه شده ،
نيز مي توان فلز جوش اضافي را سنجيد.
مثال:
اگر اندازه طول ساق جوش گوشه اي محدب 10 ميلي متر باشد، در نتيجه ضخامت گلويي طرح مساوي است با
10 ، كه همان 7 ميلي متر مي باشد. * 0.7
اگر ضخامت واقعي گلويي جوش 8.5 ميلي متر باشد ، در نتيجه ميزان فلز جوش اضافي را مي توان به شرح زير
محاسبه كرد:
8.5- 7mm = 1.5 mm فلزجوش اضافي
 

DON AMIR

عضو جدید
ساعت 12شب تا 12.30 شب فکر کنم خوب باشه.البته انلاین گفتو گو کردن زیاد فرق نمیکنه.مثلا تو اون ساعت خاص بیام چک کنیم تاپیکو و نظراتمونو بگیم
 

DON AMIR

عضو جدید
: ( Effective ) « عملي » و ( Nominal ) « ظاهري » ضخامت گلويي طرح جوش

: ( Effective ) « عملي » و ( Nominal ) « ظاهري » ضخامت گلويي طرح جوش

هنگامي كه از فرايندهاي نفوذ كننده عميق با غلظت جريان بالا استفاده مي كنيد ، امكان ايجاد ابعاد گلويي
عميق تر نيز وجود دارد.
چنين چيزي ممكن است در محاسبات طرح به منظور رفع تنش ها بكار رود و كاهش وزن كلي جوش در يك سازه
بزرگ جوش شده به عنوان مزيت قابل توجهي به شمار مي رود.
انجام جوش گلويي عميق زماني امكان پذير است كه از فرايندهاي نفوذ بالا ( غلظت جريان بالا) شامل فرايند
استفاده كنيد. ( SAW) و (FCAW)
براي علائم جوش در نقشه هاي سراسر ، ( BSEn در استاندارد ( 22553 « s» يا « a» همچنين علامت گلويي
اروپا بكار مي رود.
 

DON AMIR

عضو جدید
: ( Fillet Weld Profiles) نمايه هاي جوش گوشه اي

: ( Fillet Weld Profiles) نمايه هاي جوش گوشه اي

اتصالاتي كه از لحاظ ديناميكي ، تحت فشار يا بار تنش هاي دوره اي قرار دارد، استفاده از جوش گوشه اي مقعر( concave fillet weld)براي كاهش هر گونه تمركز تنشي و يا به حداقل رساندن محلهاي شروع تركهاي(fatigue crack) خستگي ترجيح داده مي شود.در كاربردهاي حساس نيز احتمالا" يكي از شرايط و روشهاي جوشكاري اين است كه پنجه هاي جوش (toes) به آرامي سنگ زده شود و يا حتي با بكارگيري جريان فرايند TIG ) به منظور رفع هر گونه فرورفتگي و شكاف موجود ، به صورت صاف ومسطح در آيد.
 

Ho$$ein

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
دوست عزیز این تاپیک مربوط به فولاد هاست ، تاپیک جوش نیست که !!! :mad:



عزیزان لطفاً تا زمانیکه تکلیف تاپیک مشخص نشده ، لطف کنید و اینجا پست نزنید ( تمامی پست هاتون پاک میشه )
 

DON AMIR

عضو جدید
دوره آموزشي
آشنايي با استانداردها، شناخت فولادها و چدنهاي متداول در صنعت
و چگونگي استفاده ازكتاب كليد فولاد

Introduction to Standard, Designation Systems of Steels and Cast
Irons and How to Use “Key to Steel”


گردآوري و تنظیم:
کامران خداپرستي
 

DON AMIR

عضو جدید
دوست عزیز این تاپیک مربوط به فولاد هاست ، تاپیک جوش نیست که !!! :mad:



عزیزان لطفاً تا زمانیکه تکلیف تاپیک مشخص نشده ، لطف کنید و اینجا پست نزنید ( تمامی پست هاتون پاک میشه )


در این دوره و زمونه تمامیه ی رشته ها و تخصص ها ارتباط نزدیکی با هم پیدا کرده است.چه خوب است مهندسین ما عادت کنند در چند بعد که نزدیکیه زیادی هم با هم دارد اطلاعات داشته باشند:heart::gol:
 
بالا