[تاریخ هنر ایران] - دوران پس از اسلام > زندیه

ahoo_fr

کاربر ممتاز
تاریخ هنر پس از اسلام
زندیه
(1760-1794 )



  • دیباچه
  • کاشیکاری................................................#2
  • معماری....................................................#3
  • نقاشی.....................................................#4
  • نگارگری....................................................#5
  • خوشنویسی.............................................#6
  • نقاشی پشت شیشه.................................#7
  • تجلید ........................................................#7
  • سفالگری..................................................#7
  • قالی بافی................................................ #8
  • نساجی.....................................................#8
  • گچ بری.....................................................#8
  • فلزکاری....................................................#8








دیباچه :


ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آنكه در عالم سیاست به او اهمیت بسیار داده شده است. امّا در این دوره در عالم هنر پیشرفت چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناكاری ترقی داشته است. همچنین بعضی از قرآنهای نفیس مذهب در دست است كه به زمان نادر نسبت داده میشود، كاخ خورشید و برجهای دیده بانی شهر كلات از هنر معماری این دوره است.
اندكی پس از مرگ نادر، كریمخان زند در شیراز مستقر شد و در آن شهر عمارات بزرگی بنا نمود كه به نام او مشهور است. از جمله آنها، ارگ كریم خان، مسجد، حمام و یك بازار است. از ویژگیهای كاشیكاری این دوره، استفاده از نوعی رنگ گل سرخ است كه درزمان قبل دیده نمیشود. تزیینات كاشیكاری در بدنه بناها از آجرهای كاشی و زمینه سفید بود. صورت شخصیتهای رسمی، صحنه های هنرنمایی رستم پهلوان ملی، شكار و دورنماها در كاشیكاریها دیده میشوند.زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی است و میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از طایفه زند از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید. کریم‌خان، ایلخان طایفه زند بود. پدرش «ایناق خان» نیز ایلخان بود. کریم خان در آغاز یکی از سرلشکران سپاهنادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر با همراهانش بازگشت. او فردی مدبر بود. او را لحاظ برخورد با مردمان نیکوترین فرمانروا پس از حمله اعراب به ایران دانسته‌اند. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب شاه پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.
کریمخان زند وکیل الرعایا (۱۱۹۳۱۱۶۳ ه. ق.) توانست پس از فروپاشی حکومت نادرشاه افشار، تمام بخش‌های مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را تحت حکومت خود درآورد. همچنین برادر وی، صادق‌خان زند، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ق.بصره را از امپراتوری عثمانی جدا کرده و به ایران پیوست نماید و از این طریق، نفوذ ایران را بر سراسر اروندرود، بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.


پیروزی کریم‌خان زند

تشمال کریم (کریم خان زند) از تیرهٔ زند بگله بود. تیرهٔ زند بگله مهم‌ترین تیرهٔ طایفهٔ زند به حساب می‌آمده‌است. طایفهٔ زند گروهی بودند با معیشت شبانی که از اراضی دامنهٔ زاگرس به دهستان پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ کرده بودند.» معمولاً زندها را شاخه‌ای از طوایف لک به حساب آورده‌اند. یقیناً از نواحی شمال لرستان کوچ کرده و به وسیله شاه عباس صفوی در اطراف ملایر و بروجرد اسکان داده شده‌اند.
پس از مرگ نادر کریم‌خان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان بختیاری به نامهای ابوالفتح‌خان بختیاری و علیمردان خان بختیاری ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌دانستند، به نام ابوتراب میرزا (شاه‌اسماعیل سوم) را به شاهی برگزیدند. در این اتحاد علیمردان خان بختیاری نایب‌السلطنه بود و ابوالفتح‌خان بختیاریحاکم اصفهان و کریم‌خان زند نیز سرلشکر سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان بختیاری، ابوالفتح‌خان بختیاری را کشت و بر دیگر همراهش کریمخان زند شورید ولی سرانجام پیروزی با کریم‌خان زند بود.


کریم خان پس از شانزده سال مبارزه دایمی‌توانست بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ه. ق. بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفوذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.


زندیان پس از کریم‌خان زند

پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشینان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند. در سال ۱۲۰۹ هجری قمری لطفعلی خان آخرین پادشاه زند پس از رشادت‌های بسیار آن به دست آغا محمدخان قاجار معروف به اخته خان کشته شد. در آن زمان کرمان پایتخت زندیه بود. آغامحمدخان با به دست آوردن شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را دادوگروهی از افراد طایفه زند نیز به اطراف متواری شدند تا دست اقامحمد خان به انان نرسد .
عده‌ای از وابستگان نزدیک این خاندان را با خود به تهران آورد و در قلعه‌ای قدیمی در یافت آباد امروزی زندانی نمود که در اواخر قاجاریه توانستند اراضی اطراف را بدست آورند و همانجا اقامت کنند و دیگر وابستگان این خاندان یا کشته شدند. یا به عثمانی گریختند و یا مهاجرت کردند تا جان زن و فرزندانشان در امان باشد. امروزه در استان‌های لرستان، کرمانشاه، کردستان، همدان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، کرمان و خراسان بازماندگان طایفه زند زندگی می‌کنند.
دستگاه دیوانی زند به رهبری حاج ابراهیم کلانتر که به لطفعلی خان خیانت کرده بود یکراست به قاجارها پیوست و به جز تنی چند که به واپسین فرمانروای زند تا دم مرگ وفادار ماندند دیگران رویه ابراهیم خان را پیش گرفتند.
.
منبع:ویکی پدیا
http://cmpclinic.com/
 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
کاشیکاری

کاشیکاری

[h=1] هنر کاشیکاری در دوران زندیه [/h][h=2]بر اساس ویژگیهای کوشک کریمخان زند[/h]
بنای آرامگاه کریمخان زند در شیراز را می توان یکی از سالم ترین ساختمان های دوره زندیه در شیراز دانست . این بنا در اصل برای محل پذیرائی و برگزاری سلامها و آئین های رسمی ساخته شده و باغی بسیار زیبا با درختهای سرو و نارنجستانها آنرا در برمیگرفته است که بنام « باغ نظر » معروف بوده و بعدها در زمان قاجاریه آنرا « باغ شاهزاده » نیز نامیده اند .
بخشی از باغ نظر در جریان خیابان کشی های نیم قرن اخیر شیراز و امتداد یافتن خیابان زند از میان میرود و بصورت خیابان و فضای مقابل بانک ملی در میاید . قسمتی دیگر از باغ نظر برای ساختمان اداره کل آموزش و پرورش ، دبیرستان نمازی، کتابخانه ملی و بالاخره خیابان پهلوی (واقع در شرق باغ نظر) از بین میرود و از آن باغ بزرگ و سرسبز چیزی کمتر از نیم آن بر جای میماند . باغ نظر بر اساس طرح کلی باغسازی ایرانی بوسیله حوضهای چهارگانه ایکه در چهار سوی بنای کلاه فرنگی قرار دارند و خیابانهای اصلی به چهار بخش تقسیم میگردند . در حاشیه خیابانها درختهای سرو و در داخل هر یک از چهار بخش عمده ، نارنجستانهای سبز و خرمی نظر هر بیننده را بخود جلب میساخت .
وجود حوضهای سنگی با فواره های فراوان در چهار طرف بنا و نفوذ این پهنه های آب در میان فضای سبز باغ جلوه ای خاص به محوطه بخشیده و فضائی چشم نواز و دل انگیز را پیش چشم میگشوده است .
طول حوضهای شمالی و جنوبی زیاد ولی طول حوضهای شرقی و غربی حدود یک چهارم آنها است . از حوضهای چهارگانه درحال حاضر حوضهای شرقی، جنوبی و غربی برپا است ولی حوض شمالی همراه با قسمتی از خود باغ جزء خیابان زند گردیده است . در همان زمان سنگهای یکپارچه این حوض را به آرامگاه حافظ انتقال میدهند و با آنها حوضهای ورودی باغ آرامگاه را میسازد.

1- نمائی از کوشک کریمخان زند در شیراز
[h=2]بنای کلاه فرنگی :[/h]بنای کلاه فرنگی ( آرامگاه کریمخان) که در میان باغ نظر قرار دارد، بنائی است هشت گوش با چهار ضلع بزرگ و چهار ضلع پخ کوچک که کف آن حدود یک متر از سطح باغ بالاتر قرار دارد . ازاره دورادور بنا و اسپرهای کاشی فراز آن نشانه ایست از توانائی و آگاهی معمار هنرمند این اثر. در مقابل ضلع های پخ چهارگوشه بنا (جنوب غربی- شمال غربی- جنوب شرقی و شمال شرقی) هریک سه پلکان سنگی قراردارد که به ورودیهای چهارگانه بنا راه مییابند . در بالای ورودیهای مزبور نورگیرهائی جاسازی شده است .
در وسط هر یک از چهار ضلع اصلی بنا نیز ارسی های بزرگی وجود دارد که اصل آنها از بین رفته است .
طرح داخل بنا عبارتست از یک محوطه میانی و چهارشاه نشین در چهار سوی آن . در زاویه ها و در فاصله میان هردو شاه نشین اطاق چهارگوش کوچکی قرار دارد . در وسط تالار، حوض یکپارچه ای از سنگ مرمر دیده میشود . ازاره دیوارهای اطراف تالار را با سنگهای مرمر خوش رنگی زینت کرده اند و از آن سطح به بالا دیوارها با دیوار نگاره های رنگارنگ زینت شده اند و بالاخره سقف تالار میانی و شاهنشینها با کمک مقرنس بندی هنرمندانه ای پوشش شده است .
نقش ها و نگاره ها و رنگهای بکار رفته برای زینت سطح های برجسته و فرورفته مقرنس ها فضائی شاد و در عین حال آرامش بخش را بوجود آورده است . در قسمت بالای دیوارها طاقچه های تزئینی چندی قراردارد که درون آنها تابلوهای نقاشی از هنرمندان دوران زندیه و از جمله: « آقا صادق نقاش » قرار داشته است .

2-تصویر اسپرهای کاشی در دو سوی ارسیهای بزرگ چهارگانه.
برخی از تابلوها عبارتند از :

  1. کریمخان زند در حال کشیدن قلیان و گفتگو با شیخ علیخان وزیر و تنی چند از بزرگان و شخصیتهای مملکتی .
  2. تابلو بزرگ صحنه نبرد نادرشاه افشار با محمد شاه هندی .
  3. رعنا و زیبا
  4. دو مجلس مکتب خانه که آنها را به سعدی نسبت میدهند . در این دو مجلس سعدی به دختر و پسر اتابک درس میدهد.
درباره تزئینات دیوارنگاره داخل بنا و تابلوهای نقاشی آن ایجاب میکند تا بر اساس یک تحقیق اساسی، مقاله ای جامع نوشته شود زیرا که بنظر ما ویژگیهائی در کار نقاشی این دوران در زمینه نقش پردازی و رنگ گذاری وجود دارد که انجام چنین تحقیقی را ضروری مینماید .
- در اینجا لازم میداند باین نکته اشاره نماید که پس از درگذشت کریمخان جسد او را در همین بنا بخاک میسپارند ولی در سال 1256زمانیکه آغامحمد خان قاجار پس از پیروزی بر لطفعلیخان به شیراز وارد میشود و در این محل سلام رسمی برگذار میکند با توجه به کینه شدیدی که نسبت به شهریار دادگستر زند داشته دستور میدهد تا نبش قبر کنند وجسد او را به تهران انتقال دهند و در کاخ گلستان زیر پله ای که همه روز از آنجا میگذشته است دفن سازند تا هر روز چند بار بر آن پای بکوبد، باشد که آتش کینه اش فرو نشیند و روح بیمارش آرام گیرد .
سالها بعد در 1315 شمسی زمانیکه مشغول برخی کارهای تعمیراتی در این بنا بوده اند با برچیدن سنگ فرش کف شاه نشین شرقی، با قبری ساخته شده ولی خاص برخورد میشود. این همان قبری بود که برای مدتی کوتاه جسد مردی بزرگ و یگانه و رهبری دادگستر و مهربان را در خود جای داده بود. اینک با توجه به آنچه که در بالا آمد به بحث اصلی خود که گفتگو درباره کاشی کاری های نمای خارجی این بنا باشد میپردازیم .

3-تصویری از نقش کاشیهای هفت رنگ اسپر قوس دار
[h=2]ویژگیهای کاشیکاری کوشک کریمخان زند[/h]چنانکه در معرفی بنای کوشک بیان گردید، طرح آن عبارتست از یک هشت ضلعی مرکب از چهار ضلع بزرگ و چهار ضلع کوچک واقع در گوشه ها . کاشیکاری های نمای این بنا را در سه قسمت زیر میتوان مورد بررسی قرار داد :

  1. کاشیکاری حاشیه افقی قسمت فریز و زیر دوره شیر سربنا .
  2. کاشیکاری های مربوط به اسپرهای چهار ضلع بزرگ .
  3. کاشیکاری های لچکی های چهار ضلع کوچک پخ زاویه ها .
قابهای بزرگ و حاشیه های کم عرض کاشی که بخش عمده ای از نمای خارجی کوشک را پوشانده، به گونه ای هنرمندانه با جرزهای عمودی و نوارهای افقی آجری از یکدیگر جدا شده اند وجود این سطحه های کم عرض افقی و عمودی آجری که گاه بصورت یک دوره قاب و گاه به گونه یک حاشیه جدا کننده در نمای اطراف بنا جلوه میکنند، لطف خاصی به نمای خارجی کوشک بخشیده و زیبائی کاشی کاری های آنرا افزون تر ساخته است. باندهای افقی آجری در طول بنادر سه قسمت بکار رفته اند : یکی بر روی اسپرهای کاشی بالائی و لچکی های تزئینی چهار ضلع کوچک، دیگری برفراز حاشیه افقی کاشی واقع در زیر دوره برآمده شیر سرها و بالاخره قسمت سوم بارتفاع حدود یک متر بالای شیرسرها. در این قسمت معمار با توجه به وسعت نسبی سطحه آجری، آجرچینی ساده و مسطح را کنار گذارده و به آجرچینی تزئینی برجسته پرداخته است .
اینک با توجه به آنچه که درباره نماسازی این کوشک بیان گردید به بحث اصلی خود در زمینه ویژه گیها و سبک خاص کاشی کاری اسپرها و لچکی های این بنا میپردازیم .

4- تصویر یکی از لچکی های دو طرف قوس اسپرمربوط بتصویر شماره3.
[h=3]1-کاشیکاری افقی قسمت فریز و زیر دوره شیر سربنا:[/h]در قسمت فریز وزیر دوره پیش آمده شیرسرها با فاصله 35 سانتیمتر از آن یک حاشیه کاشی تزیینی بعرض شصت سانتیمتر دیده میشود. حاشیه مزبور از دو باند کم عرض در پائین و بالا و تعدادی ترنج بشکل دوازده ضلعی در وسط تشکیل یافته است . درون ترنج ها را با گل های زرد رنگ زینت کرده اند .
زمینه این کتیبه سراسری را طرح گیاهی شاخه و گل فرا گرفته است . رنگ زمینه مغز پسته ای روشن و رنگ متن ترنجها سرمه ای است . که در وسط آن یک طرح لوزی شکل برنگ قرمز قرار دارد .
[h=3]2-اسپرهای چهارگانه بدنه های بزرگ و اصلی بنا:[/h]در این قسمت در دو طرف پنجره های بزرگ هرسو دو طاقنما یکی در بالا و یکی در پائین وجود دارد که دو بدو قرینه هستند . بلندی طاقنماهای بالائی کمتر از پائین و بدون دور و لچکی هستند و عبارتند از قابهای مستطیل شکل طرح داخل آنها عبارتست از نقش کلی یک قاب و تجرید، شبیه به آنچه که در پشت جلد کتابها انجام میشده است .
در داخل این قاب طرح کلی از پائین به بالا عبارت است از طرح نشانه ای (سمبلیک) یک گلدان با پایه ای شبیه بال پروانه . در دو سوی گلدان دو تنه درخت برنگ آبی با شاخه ای نازک نقش یافته و بروی آن دو پرنده بزرگ شبیه شانه به سر برنگ سرمه ای و قرمز طرح شده است .
از داخل و اطراف گلدان شاخ و برگهای فراوانی برآمده و پراکنده شده که گلهای تزیینی متعددی برنگهای صورتی _ قهوه ای _ نارنجی باشکال مختلف در میان آنها دیده میشود. در قسمت بالا و خارج قاب نقش ممتد اسلیمی با گلهای صورتی بر روی زمینه زرد انجام گرفته و تمامی آنرا حاشیه ای با طرحهای اسلیمی دهان اژدری بر روی زمینه سرمه ای و برنگ زردو سفید مایل به آبی آسمانی فراگرفته است .
قاب تزیینی مزبور در مجموع القاء کننده صحنه و دورنمای یک محوطه گل کاری شده و باغچه ای پرگل و بانشاط است .
قابهای زیرین از نظر شکل کلی با قابهای زیرین دارای این اختلاف هستند که قسمت بالای آنها قوسی شکل و دو سوی آن را نیز لچکی ها فراگرفته است .
طرح داخل قاب عبارتست از دو درخت با پایه های پهن و بدنه نازک که برنگ سرمه ای طرح شده است . در پشت آنها بدنه تنومند درختی با رنگ سبز طرح شده که در طراحی آن به گونه ای خاص امر پرسپکتیو اعمال و به بیننده القاء میشود. این کار بکمک رنگ و ایجاد عمق در تابلو انجام گرفته است. تمامی سطح تابلو را شاخه های باریک و کشیده ای برنگهای: سرمه ای _ آبی و سبزفراگرفته که انواع گلها برنگ عنابی _ سرمه ای _صورتی و زرد بر روی آنها روئیده است.
شیوه کار بر روی قیمت پائین و شاخه اصلی دو درختی که برنگ سرمه ای و با دانه های سفید طرح شده اند به کارهای مینیاتور بسیار شبیه است .
پائین ترین قسمت قاب معرف یک پارک و محوطه شبه جنگل است که تمامی سطح آنرا چمن پوشانده است. دورتادور قاب را دوره ای نظیر دوره قابهای بالا با زمینه سرمه ای و طرحهای سفید و زرد فراگرفته است .
لچکی ها نیز با طرح گیاهی بر روی زمینه سفید خودنمائی میکنند .
در مجموع از نظر طراحی آنچه که در قابهای پائین عرضه شده معرف یک هنر متفاوت با کارهای دوره صفویه است و این تفاوت بخصوص در مورد تنه و ساقه اصلی درختها و کاربرد خاص رنگهای : آبی _ سبزوآبی کم رنگ قابل توجه است.
از نظر ظرافت و ترکیب رنگها کاری که در قابهای بالا انجام شده در مجموع جالبتراز قابهای پائین است .
در قابهای پائین بدنه شمالی و مقابل در ورودی بجای دو تنه درخت _ سه تنه درخت با رنگ سرمه ای کارشده است.
[h=3]3-تزئینات لچکی های چهارضلع کوچک بنا: [/h]قسمت سوم مربوط است به تزئینات کاشی لچکی های چهار ضلع کوچک که در گوشه های شمال شرقی _ شمال غربی _ جنوب غربی و جنوب شرقی بنا اجراء شده و از نظر کار و موضوع جالبترین صحنه های تزیینی این بنا و به اعتباری دیگر کارهای دوره زندیه بشمار میروند. صحنه های مزبور یک در میان شبیه هم هستند و تکرار شده اند .

5-تصویر بخشی از نقش گل و گیاه کاشیهای اسپر قوس دار(مربوط بتصویر شماره3)
[h=2]صحنه شکار:[/h]این صحنه در گوشه شمال غربی و جنوب شرقی طرح شده است . در حد فاصل لچکی ها بنای یک عمارت چهارطبقه با پوشش شیروانی شبیه بنای شمس العماره طرح شده است . سروها و کاج های اطراف بنا باغ پیرامون آنرا القاء میکنند . صحنه های طرح شده در دو سوی بنا از نظر طرح و رنگ آمیزی قرینه یکدیگرند و معرف محوطه شکارگاه میباشند . در زمینه صحنه هنرمند کوشیده است تا فضای طبیعی محل شکارگاه را با نشان دادن برجستگی های سرسبز و بوته زارها نشان دهد . در قسمتی از نقش، جائی که صحنه شکارگراز را عرضه میکند هنرمند با طرح ساقه های نی منطقه باتلاقی و نیزار را به بیننده القاء میکند . این صحنه با کار حجاری دوره ساسانی در طاق بستان شباهت بسیار دارد .

6- تصویر دیگری از نمای کوشک کریمخان زند. در این تصویر طرح آجرکاری حاشیه بالای شیر سر، حاشیه کاشی زیر شیر سر با نقش بازوبندی و همچنین اسپرهای چهارگانه هر ضلع بزرگ واقع در دو سوی ارسیها دیده میشود .
افرادی که در شکارگاه حضور دارند بدو دسته پیاده و سواره تقسیم میشوند . پیاده ها که باید از سربازان یا خدمه شکارگاه باشند برخی به شمشیر و برخی به گرز مسلح هستند . سواره ها برخی بازشکاری بدست دارندو برخی کمان یا نیزه . نحوه پراکنده ساختن سواران و پیاده ها چنان طرح شده که گوئی قصد محاصره کردن حیوانات را دارند که در داخل شکارگاه در حال فرار هستند. جانورانی که در شکارگاه نشان داده شده اند عبارتند از شیر، آهو و گراز . وجود دو درخت کهنسال به اعتباری، کوششی است برای نشان دادن یک منطقه نیمه جنگلی ولی درخت های مزبور بیش از آنچه که بدرختان جنگل شباهت داشته باشند به گونه درختهای تزیینی آرایش شده اند . در قسمت بالا و انتهای شکارگاه تصویر سه بنای چند طبقه که بر روی زمین چمن و محصور در یک پارک پر درخت ساخته شده اند صحنه را محدود میسازد . در مورد بنای اصلی واقع در وسط صحنه هنرمند برای آنکه بتواند بر عظمت بنا بیفزاید و همچنین موقعیت آنرا در یک محل مرتفع نشان دهد از یک طراحی خاص برای نمودن تپه بهره جسته است . تپه مزبور در پائین برنگ سرمه ای بالکه های آبی کمرنگ نموده شده است. رنگهائی که در صحنه بکار رفته رنگهائی است شادو روشن که از نظر ترکیب و کمپوزیسیون ورعایت تعادل نهایت هنرمندانه بر روی صحنه گذارده شده اند . رنگهای عمده عبارتند از: سبز چمنی، سبز تیره، زرد، صورتی مایل به خرمائی، سیکلمه، سرمه ای، آبی روشن، قهوه ای سیر، بنفش مایل به قهوه ای و سیاه. زمینه صحنه سفید رنگ است .

7- تصویر بزرگ یکی از گل های زنبق که برنگ آبی لاجوردی کار شده است .
هنرمند بمنظور عرضه کردن ترکیب هرچه قوی تر و موفق تر رنگ در صحنه، در برخی موارد از واقعیت طبیعت دور شده است چنانچه تصویر اسبها گاه برنگ سیکلمه و گاه برنگ سرمه ای با لکه های آبی کمرنگ نموده شده است .
در این اثر در مجموع شاهد نوعی گرایش به عرضه کردن امر «پرسپکتیو» هستیم ولی درعین حال هنرمند همچنان بشیوه نقاشی و طراحی کهن ایرانی و بخصوص نحوه منظره پردازی در مینیاتور وفادار مانده است . وفاداری به پرداخت صحنه های شبیه به منظره پردازی در کار مینیاتور بیشتردر زمینه نمودار ساختن فضای طبیعی و سوارکاران جلوه گر است . در این جا هنرمند حیوانات و انسانها را در صف جلوو انتها همه با یک اندازه نقش ساخته است .
تنها موردی که در آن مسئله فاصله بگونه ای دخالت پیدا کرده مربوط است به بناهائی که در انتهای صحنه طرح شده اند . این بناها در مقایسه با بنای اصلی و مرکزی که در پلان اول عرضه شده بسیار کوچکتر طراحی شده اند . از نظر جنبش و حرکت صحنه از تحرکی خاص و پرجوش و خروش بهره مند است . جهت های مخالف در حرکت حیوانات و سواران بگونه ایست که وجود حرکت را در صحنه بیشتر نمودار میسازد، در مجموع صحنه شکارگاه معرف یک نقش پردازی زیبا، شادو چشم گیر است . اطراف صحنه با حاشیه کم عرضی برنگ سرمه ای و با نقش اسلیمی های دهن اژدری و گلهای شاه عباسی سفید و زرد محصور شده است .

8- تصویر بزرگ بخش کوچک دیگری از اسپر .
[h=2]مجلس به تخت نشستن سلیمان:[/h]بر روی لچکی های دو ضلع شمال شرقی و جنوب غربی دو صحنه یکسان طرح شده که موضوع آن را به مجلس به تخت نشستن سلیمان نسبت میدهند . ترکیب تصویرهای این صحنه چنین است : در فاصله میان لچکی سمت چپ و سمت راست، نظیر صحنه شکارگاه، بنای چهارطبقه ای بر روی یک بلندی در وسط فضای سرسبز پارک بزرگ نقش یافته است .
صحنه هائی که بر روی لچکی های دو طرف قوس و تصویر بنای میانی طرح شده در مجموع با جزئی تفاوت شبیه و قرینه یکدیگرند . هریک از این مثلث ها به سه قسمت تقسیم شده اند که از بالا بپائین از وسعت سطح آنها کاسته میشود . قطعه بالا عبارتست از صحنه بتخت نشستن سلیمان . در اینجا سلیمان بر روی یک تخت هشت ضلعی شبیه آنچه که در اکثر مینیاتورها شاهد آن هستیم نشسته است . این تخت در انتهای خیابانی قرار دارد که از پشت تخت به مقابل قصر منتهی میشود . در دو سوی تخت که بازی شکاری بر لبه آن نشسته است، درباریان دیده میشوند . در یک سو چهار نفرو در سوی دیگر چهارده نفر در سه دسته مختلف . در قطعه دوم سلیمان بر روی فرش نشسته و در مقابل او فردی مشغول دادن گزارش است . در پشت سر او سه نفر با ماسکهائی شبیه دیوان وشلیته های چین دار و گرزی در دست دیده میشوند. در پشت سر سلیمان نیز سه تن از درباریان ایستاده اند . قطعه سوم که در واقع قسمت پائین لچکی و بخش مثلثی شکل آنرا تشکیل میدهد صحنه شکارگاه یا صحنه ذخیره حیوانات و یا پارک طبیعی و حوش نموده شده است . در این صحنه حیوانات مختلفی چون: شیر، اسب، فیل، گوزن و آهو طرح شده اند . فضای طبیعی این بخش معرف محوطه ای تپه مانند است، تپه هائی سرسبز و بوته های گل وحشی. در مجموع زمینه قطعه اول معرف فضای یک پارک مجلل و سرسبز با درختانی تزیینی و زمینی پوشیده از چمن است . در قطعه دوم صحنه معرف گوشه ای از یک محوطه باغچه بندی شده است . در این تصویر امر پرسپکتیو در جائی که قصر سلیمان و خیابان منتهی به آن نقش شده بیش از هر جای دیگر نموداراست . باین اعتبار که عرض خیابان در انتهای جائی که بمقابل قصر ختم میشود تنگ تر بنظر میرسد . همچنین در انتهای صحنه هنرمند با طرح چند بنا کوشیده است تا به صحنه عمق بیشتری بدهد . این بناها در مقایسه به بنای قصر شاهی با اینکه در یک متن طرح شده اند بسیار کوچکتر نموده، شده و بخوبی قادر هستند فاصله ای را که با قصر شاهی دارند به بیننده القاء کنند .

9- تصویر صحنه شکار واقع بر روی لچکی های یکی از چهار ضلع کوچک بنا
رنگهای انتخابی در این صحنه شبیه صحنه شکارگاه است و همگی رنگهائی شاد، زنده و از نظر ترکیب در داخل یک کمپوزیسیون متعادل و چشم گیر بکار گرفته شده اند. رنگهای عمده عبارتند از : سبزچمنی، سورمه ای، زرد، سیکلمه، قهوه ای و آبی کمرنگ. طراحی کلی صحنه شبیه اغلب صحنه های مینیاتور است. این شباهت تا جائی است که حتی در طراحی اسباب و وسائل ، لباس سلیمان، تخت شاهی و اطرافیان او نیز اثر گذارده و گوئی که از روی برخی از صحنه های مینیاتور کپی شده است . تنها عاملی که در اینجا بیش از هر چیزی دیگر تعلق صحنه را بدوره زندیه نشان میدهد نحوه طراحی و منظره بناهائی است که در صحنه طرح شده اند . نقش بناهائی چند که در این صحنه و صحنه شکارگاه نموده شده است در زمینه مطالعه معماری دوره زندیه دارای اهمیت خاص میباشد و جا دارد که برای شناسائی کامل شکلها و فرمهای رایج در آن دوران بر اساس این طرحهای سمبولیک بررسی مناسبی صورت پذیرد .
نکته جالب در مورد پارکهای پیرامون بناها یا مقابل بناها در این تصویرها آنستکه با نمونه حوضهای مستطیل و کشیده که بطور معمول در مقابل نماهای اصلی بناهای دوره زند قرار دارند برخورد نمیشود . در مجموع احتمال میتوان داد که طرح این بناها بیش از آنچه که بخواهد بواقعیت امر نزدیک باشد، جنبه فانتزی دارد و یا اینکه از روی برخی نقش های مربوط به غرب تقلید شده اند .
در مورد اصالت کاشیهای این کوشک و تعمیراتی که در آنها صورت گرفته اطلاعات زیر توسط جناب آقای سامی رئیس پیشین باستانشناسی فارس در اختیار نگارنده گذارده شده است .
در سال 1315 شمسی برای تعمیر کاشیکاریهای نمای بنا و نقاشی های داخل آن با مرحوم جهانمیری استاد طراح و نقاش زبردست شیراز قراردادی بسته میشود و مرحوم جهانمیری با دقت و مهارتی خاص طرح کلی را تهیه و کاشیهای ازبین رفته را باردیگر طراحی و در جای خود نصب میکنند . در زمینه کشیدن نقش و رنگ گذاری چنان مهارتی بخرج داده میشود که امکان تشخیص کاشی های اصلی از جدید میسر نیست. بعد از مدتی بدلایلی قرارداد مرحوم جهانمیری فسخ و ادامه کار بعهده هنرمند معروف شیرازی آقای شایسته و آقای فخفوری گذارده میشود و آنها کار را بر طبق طرح قدیمی دنبال میکنند و بانجام میرسانند . تعمیر نقاشی های داخل بنا نیز بعهده آقای توکلی گذارده میشود .
در چند سال اخیر در جریان تعمیر بنای کوشک قسمت عمده کاشی های اسپرها را نیز د رنهایت تاسف عوض کرده اند و با همان نقش و طرح کاشی های جدید بجای آن نصب کرده اند.
بررسی و نوشته: دکتر پرویز ورجاوند


اطلاعات بیشتر: http://www.ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/کاشیکاری-دوران-زندیه/#ixzz2yt1rPRMh





منبع :
http://www.ammi.ir/
 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
معماری

معماری

معماری دوره زندیه :

معماری زندیه به معماری سدهٔ دوازدهم در
ایران (دورهٔ کریم‌خان زند) گفته می‌شود. کریم‌خان علاقهٔ زیادی به ساخت بنا داشت و در این دوره بناهای گوناگونی تأسیس کرد که بازار، مسجد و حمام وکیل، باغ نظر و عمارت کلاه‌فرنگی در شیراز و ایوان تخت مرمر و خلوت کریم‌خانی در شیراز از آن جمله‌اند.

معماری، عهد زنديه و قاجاريه، علاوه بر بناهاى کم اهميت، ساخت بناهاى عام‌المنفعه مثل ساختن پل و قنات و مرمت آرامگاه‌هاى ملى نيز در این دوره ها به انجام رسيد. فتحعلى‌شاه مجذوب ايران‌باستان بود و چند نقش برجسته به‌سبک ساسانى از خود به يادگار گذاشت.

سبك‌ معماري‌ دوره‌ زنديه‌ بيشتر دنباله‌رو معماري‌ عصر صفويه‌ است‌ و در شيوه‌هاي‌ خاص‌ خود از معماري‌ سلجوقي‌، ساساني‌ و معماري‌هاي‌ هندي‌ و اروپايي‌ نيز بهره‌ جسته‌ است‌. بسياري‌ از كاخ‌ها و ساختمان‌هاي‌ زنديه‌ به‌ سبك‌ عمارات‌ باشكوه‌ صفوي‌ ساخته‌ شده‌ و در بخش‌هايي‌ نيز از سبك‌ معماري‌ هندي‌ پيروي‌ شده‌ است‌. برجك‌هاي‌ نبشي‌ كه‌ در بعضي‌ ايوان‌هاي‌ اين‌ عصر به‌ كار رفته‌ ملهم‌ از سبك‌ هندي‌ است‌ و نيمه‌ گلداني‌هاي‌ سنگي‌ نصب‌ شده‌ بر ازاره‌ها و در زيركاشي‌هاي‌ منقوش‌ برگرفته‌ از سبك‌ معماري‌ تزئيني‌ اروپايي‌ است‌. نقش‌ زيباي‌ (شاخ‌ وفور نعمت‌) كه‌ در تزئين‌ چند عمارت‌ مجلل‌ در شيراز استفاده‌ شده‌ نيز خاستگاه‌ اروپايي‌ خود را آشكار مي‌نمايد. به‌ كار گيري‌ سرستون‌هاي‌ ساساني‌ از ديگر مختصات‌ معماري‌ دوره‌ زنديه‌ است‌. ويژگي‌ عمده‌ معماري‌ زنديه‌ كه‌ بيشتر حالت‌ ابتكاري‌ دارد بهره‌گيري‌ از خشت‌هاي‌ كاشي‌ با نقش‌ زير لعابي‌ است‌ كه‌ با طيف‌ رنگي‌ تازه‌اي‌ متمايل‌ به‌ صورتي‌ به‌ كار رفته‌ و به‌ كاشي‌ زندي‌ معروف‌ گشته‌ است‌. استفاده‌ از نقش‌ها و تصاوير برجسته‌ و كاشي‌كاري‌هاي‌ رنگي‌ مزين‌ به‌ صحنه‌هاي‌ افسانه‌اي‌ و الهام‌ گرفته‌ از اساطير باستاني‌ ايران‌ نيز مورد علاقه‌ معماران‌ اين‌ عهد بوده‌ است‌. اينگونه‌ تصاوير در بسياري‌ از عمارات‌ باشكوه‌ اين‌ دوره‌ نظير ارك‌ كريم‌خاني‌ و عمارت‌ كلاه‌ فرنگي‌ مشاهده‌ مي‌شود.در مجموع‌ مي‌توان‌ گفت‌ معماري‌ ايراني‌ در دوره‌ حكومت‌ كريم‌خان‌ و جانشينانش‌ به‌ پيشرفت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ دست‌ يافت‌ و علاقه‌ كريم‌خان‌ زند در ايجاد اقدامات‌ اساسي‌ و بازسازي‌ ايران‌ موجب‌ رشد اين‌ هنر اصيل‌ ايراني‌ شد. معماران‌ در طول‌ دوره‌ زمامداري‌ شاه‌زند كاخ‌ها و ساختمان‌هاي‌ زيادي‌ در شيراز و ساير شهرهاي‌ ايران‌ احداث‌ كردند و تأكيد كريم‌خان‌ مبني‌ بر اينكه‌ شيراز بايد به‌ نگين‌ اين‌ پادشاهي‌ بدل‌ گردد موجب‌ اوج‌ رونق‌ اين‌ شهر شد. در طول‌ حكومت‌ خان‌ زند شهر شيراز بسرعت‌ گسترش‌ يافت‌ و مساجد وبازارها و كاروانسراهاي‌ متعددي‌ در شهر گل‌ و بلبل‌ احداث‌ گشت‌. كريم‌خان‌ خود نيز توجه‌ بسيار زيادي‌ به‌ توسعه‌ معماري‌ شيراز داشت‌ و بناهايي‌ همچون‌: برج‌ و باروي‌ شهر،ارك‌ سلطنتي‌، عمارت‌ ديوانخانه‌، عمارت‌ كلاه‌ فرنگي‌ و مسجد وكيل‌ بدستور مستقيم‌ وي‌ صورت‌ تحقق‌ يافتند. علاقه‌ خان‌ زند به‌ آباداني‌ پايتخت‌ خود به‌ اندازه‌اي‌ بود كه‌ حتي‌ در بعضي‌ موارد طرح‌ اوليه‌ اين‌ عمارت‌ را خود پيشنهاد مي‌كرد و در مراحل‌ مختلف‌ ساختماني‌ از نزديك‌ نظاره‌گر روند ساخت‌ اين‌ بناها بود. نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ كريم‌خان‌ خود دستور ساخت‌ ارگ‌ شيراز (ارگ‌ كريم‌خان‌) را صادر كرد و به‌ دستور او معماران‌ و هنرمندان‌ از سراسر كشور به‌ شيراز فراخوانده‌ شدند و مصالح‌ اصلي‌ ارگ‌ نيز از نقاط مختلف‌ كشور به‌ شيراز حمل‌ گرديد.كريم‌خان‌ زند همچنين‌ آرامگاه‌ سعدي‌ و حافظ را مرمت‌ و بازسازي‌ كرد و اطراف‌ اين‌ دو مقبره‌ باشكوه‌ را به‌ باغ‌هاي‌ بزرگ‌ و مصفا بدل‌ ساخت‌. مسجد چهل‌ ستوني‌ وكيل‌ از ديگر ابنيه‌اي‌ بود كه‌ به‌ دستور كريم‌خان‌ احداث‌ گشت‌ و در سبك‌ ساخت‌ آن‌ از شبستان‌هاي‌ چهل‌ ستوني‌ جانبي‌ مسجد امام‌ اصفهان‌ الهام‌ گرفته‌ شد. اين‌ مسجد از شاهكارهاي‌ معماري‌ ايران‌ اسلامي‌ خوانده‌ شده‌ و در بخش‌هاي‌ مختلف‌ آن‌ از سبك‌هاي‌ معماري‌ ادوار مختلف‌ ايران‌ قبل‌ از اسلام‌ و شيوه‌ هندي‌ استفاده‌ گشته‌ است‌. از معماران‌ معروف‌ اين‌ دوره‌ استاد غلامرضاي‌ تبريزي‌ است‌ كه‌ به‌ دستور شاه‌ زند حصار و خندق‌ ارگ‌ تهران‌ را احداث‌ نمود. خلوت‌ كريم‌خان‌ واقع‌ در مجموعه‌ كاخ‌ گلستان‌ از ديگر ابنيه‌ باشكوه‌ دوره‌ كريمخاني‌ است‌ كه‌ باستان‌شناسان‌ آن‌ را يكي‌ از زيباترين‌ آثار معماري‌ ايران‌ در قرن‌ دوازده‌هجري‌ قمري‌ خوانده‌اند.

ارگ کریمخان، شکوه معماری دوران زندیه

ارگ کریمخانی قصر سلطنتی و اندرونی کریم خان زند (م. ۱۱۹۳) حاکم شیراز بوده است که در سال ۱۱۸۰ ه. ق به دستور وی ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقی شیراز، در حوالی میدان شهدا واقع شده است.
کریم خان زند برای ساختن قصر خود ماهر‌ترین سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شیراز دعوت کرد و بهترین نوع مصالح را از شهر‌ها و کشورهای مختلف خریداری نمود و در اختیار کارگران قرار داد. در مدت زمان کوتاهی بنای ارگ ساخته شد.میدان کریم خانی به عنوان تأسیسات و ارسن شهری شامل سه بخش می‌شد:۱. بخش سیاسی که شامل عمارت کلاه فرنگی و دیوانخانه بود.۲. بخش اقتصادی که شامل بازار وکیل می‌شد.۳. بخش نظامی که شامل میدان مشق می‌شد.در این می‌دان، ارگ به عنوان خانه پادشاه و هسته اصلی میدان عمل می‌کرد. درساختن ارگ، معماری نظامی و معماری مسکونی هر دو با هم به کار رفته است چرا که ارگ خانه پادشاه می‌بود و باید از ضریب امنیتی بالایی برخوردار باشد. بنابراین دیواره‌های بیرونی که همانند دیوارهای یک قلعه نظامی است، بسیار مرتفع است. دیواره بنا در پایین ۳ متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا به ۲. ۸ متر می‌رسد. و در قسمت بالا دیوارکی جانپناه دارد که محل استقرار سربازان بوده، تیرکش‌هایی نیز در این دیوار تعبیه شده که برخی کوچک هستند و حالت مورب دارند که محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و دیگر سوراخ‌های بزرگتری که برای راندن دشمن بوده است. هشتی ورودی آن فضای بزرگی است که یک در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مکان فروش بلیط است و در مقابل دری دارد که به پشت بام می‌رفته. همچنین در داخل هشتی چند طاق نما برای نشستن وجود دارد. هشتی ارگ نسبت به هشتی دیگر خانه‌ها تزیینات کمتری دارد. در قسمت باره بند اتاق‌هایی مخصوص سر مهتر وجود داشته که هم اینک ویران شده است. این مکان در زمان پهلوی به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختمانی احداث شده بود که به هنگام مرمت ویران شد.۴. حیاط خلوت در پای ۴ برج وجود دارد که حالت خدماتی دارند، بجز یکی از آن‌ها که به هشتی راه می‌یابد و در واقع باره بند بوده. این اطاق که چندین اتاق و دستشویی داشته، مخصوص خدمه بوده. برج‌ها دارای سه طبقه اندکی راه آن‌ها از درون همین حیاط خلوت هاست. از داخل حیاط پلکانی به طبقه دوم می‌رود و از آنجا به وسیله یک رشته پلکان به طبقه سوم می‌روند یعنی از طبقه اول به طبقه دوم راهی وجود ندارد. در حمام داخل ارگ از طریق یکی از همین حیاط خلوت‌ها بوده که بعداً در دیگری از داخل خود حیاط ارگ به حمام گشوده می‌شود. این حمام همانند سایر حمام‌ها دارای سر بینه و گره خانه است. سر بینه آن نیز شامل یک رختکن و یک حوض چندضلعی در وسط می‌باشد که به وسیله آهکبری تزیین شده است. از آنجا نیز وارد برزخ سوم شده که یک راه به واجبی خانه و یک راه به تخت گرم خانه حمام دارد. در درون گرمخانه سر در خزینه وجود دارد. در زیر خزینه آب گرم تون حمام قرار گرفته است.ارگ کریمخانی قلعه‌ای مستطیل شکل است که در هر یک از اضلاع آن برجی از آجر به ارتفاع ۱۵ متر ساخته شده است. مابین اضلاع شمالی، جنوبی و غربی، ایوان بزرگی متشکل از یک تالار و ۲ اتاق سه دری بزرگ قرار دارد.در جلو هر سه ایوان مزبور دو ستون سنگی محکم به ارتفاع ۸ الی ۹ متر به چشم می‌خورد. همچنین طبق معماری دوران زندیه حوضی ۴ گوش در جلو هر ایوان ساخته شده است که آب آن‌ها از آب رکناباد تأمین می‌شده.ضلع شرقی ارگ دیوار بلندی است که درب ورودی در وسط آن قرار دارد. بر بالای سردر ورودی صحنه‌ای از جنگ رستم و دیو سفید به وسیله کاشی‌های هفت رنگ لعابدار تصویر شده است.حمام خصوصی پادشاه و راهرو و اتاق نگهبانان نیز در پشت همین دیوار ساخته شده‌اند. در جلو این ایوان نیز دو ستون چوبی قرار دارد و حوضی چهارگوش نیز در جلو ایوان خودنمایی می‌کند. مساحت حیاط قصر ۱۲. ۸ × ۹۳. ۶ متر است.شالوده و دیوارهای ارگ از سنگ ساخته شده‌اند و برای ساختن بقیه بنا از خشت پخته استفاده شده است. تزیینات داخلی، شامل قاب‌ها، ازاره‌هایی از سنگ مرمر یزد و تبریز و آیینه‌های بزرگی از روسیه، ترکیه عثمانی و اروپاست. نقاشی قسمت‌های بالا و سقف اتاق‌ها با آب طلا و لاجورد و رنگ‌های گیاهی و معدنی رنگ آمیزی شده‌اند. نقش‌های اطاق‌ها اغلب گل و گیاه و به شکل ترنج و اسلیمی است. ارگ از نوع بناهای سه ایوانه است که ضلع ورودی آن به بخش خدماتی اختصاص دارد.


پس از منقرض شدن حکومت زندیه و روی کار آمدن سلسله قاجاریه ارگ به دارالحکومه تبدیل شد و مکانی برای استقرار یافتن والیان و حاکمان فارس گردید و تا اوایل سلطنت پهلوی نیز وضع به همین منوال بود. در زمان استانداری شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما (متولد ۱۲۳۶، متوفی ۱۳۱۸ ه. ش) به دستور وی کاشی کاری‌های ارگ ترمیم شد.در واقع در زمان حکومت قاجاریه به دلیل خصومت قاجاریان با زندیان، نقاشی‌ها و کاشی کاری‌های زندیه کلنگی شدند و نقاشی‌ها و تزئینات قاجاریه جای آن را گرفتند. امروزه یکی از ارکان مرمت بناهای زندیه آن است که نقاشی‌ها و تزیینات آن‌ها را از زیر نقاشی‌های قاجاریه بیرون آورده و به نمایش بگذارند.در زمان سلطنت رضاخان پهلوی بین سال‌های ۱۳۲۰-۱۳۰۴ و بعد از آن ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختیار شهربانی قرار گرفت. در طول این مدت تمام آثار نقاشی و مقرنس کاری اتاق‌ها را با گچ پوشاندند و اکثر اتاق‌ها و تالار‌ها به وسیله چندین دیوار به صورت سلول‌های کوچکی در آمد.در سال ۱۳۵۰ ساختمان ارگ در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و کار مرمت و بازسازی آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازی بنا در سال ۱۳۵۶ آغاز شد. در بازسازی ارگ برای حفظ اصالت بنا دقت فراوانی شده و نقاشی‌های زیبای آن از زیر گچ کاری‌ها بیرون آمده است.ارگ کریمخانی به شماره ۹۱۸ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

از بناهاي بنام دوره زنديه مي توان به حمام وكيل شيراز، بازار وكيل شيراز، مسجد وكيل شيراز، بقعه شاه مير علي بن حمزه شيراز (دروازه قرآن)، مدرسه سپه سالار قديم تهران، مدرسه مرروي تهران، مدرسه شيخ عبدالحسين تهران، مسجد علي قلي آقا اصفهان، باغ و عمارت هفت تن شيراز، باغ كوشك كريم خان شيراز( مقبره خان زند) حمام عليقلي آقا اصفهان و عمارت كلاه فرنگي (موزه پارس )شيراز . از آثار معروف معماری دوران قاجاریه می توان به کاخ گلستان و مسجد و مدرسه سپهسالار اشاره کرد.












منابع‌:
1 ـ ورهرام‌، غلامرضا، تاريخ‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ در عصر زند، تهران‌، معين‌،
1366.2 ـ اسكارچيا، جيان‌ روبرتو: تاريخ‌ هنر ايران‌ (جلد دهم‌)، ترجمه‌ يعقوب‌ آژند، تهران‌، مولي‌،
1376.3 ـ كياني‌، يوسف‌: تاريخ‌ هنر معماري‌ ايران‌ در دوره‌ اسلامي‌، تهران‌، سمت‌،
1370.4 ـ پوپ‌، آرتور: معماري‌ ايران‌، ترجمه‌ غلامحسين‌ صدري‌ افشار، تهران‌، فرهنگان‌، 1366.

http://shiraz1400.ir/?p=772
http://cmpclinic.com/
http://tourismroham.com/
 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
نقاشــــــــی

نقاشــــــــی

نقاشی :

هنر ايراني‌ در دوره‌ حكومت‌ ‌زنديه داراي‌ ويژگي‌ منحصر به‌ فردي‌ نيست‌ و در مصنوعات‌ دستي‌ و صنايع‌ مستظرفه‌ اين‌ عهد نوآوري‌ و ابتكاري‌ به‌ چشم‌ نمي‌خورد. رشته‌هاي‌ مختلف‌ هنري‌ دوره‌ زنديه‌ اغلب‌ با الهام‌ از سبك‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ مسير خود را ادامه‌ دادند و اگرچه‌ به‌ نوعي‌ ادامه‌ تدريجي‌ تكنيك‌ها و سبك‌هاي‌ قبلي‌ بخصوص‌ دوره‌ ‌صفويه بودند ولي‌ دچار انحطاط و زوال‌ قابل‌ توجهي‌ نشدند.صنعت‌ فلزكاري‌ اين‌ دوره‌ را تقريبا مي‌توان‌ ادامه‌ شيوه‌ صفويه‌ دانست‌ با اين‌ حال‌ اشياء فلزي‌ اين‌ عصر فاقد زيبايي‌ و ظرافت‌ قبل‌ است‌. سفالگري‌ عهد زنديه‌ نيز بيشتر با الهام‌ و بهره‌گيري‌ از شيوه‌هاي‌ سفال‌ سازي‌ عثماني‌ و اروپا انجام‌ گرفته‌ است‌ و با وجود اينكه‌ ظروف‌ سفالي‌ اين‌ دوره‌ هرگز به‌ زيبايي‌ و كمال‌ توليدات‌ عهد صفويه‌ نرسيد ولي‌ ساخت‌ نمونه‌هاي‌ جديد در تزئينات‌ سفالي‌ رايج‌ گشت‌ و استعمال‌ رنگ‌ تند گل‌ سرخي‌ كه‌ در دوره‌هاي‌ قبل‌ معمول‌ نبود نقش‌هاي‌ زيبايي‌ را پديد آورد.
در عصر زنديه‌ نائين‌ مركز توليد ظروف‌ زيباي‌ سفالي‌ و بدلي‌ چيني‌ بود.هنر نقاشي‌ در اين‌ دوره‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ نائل‌ آمد. در عهد كريم‌ خان‌ نقاشان‌ بزرگي‌ ظهور كردند و سبك‌ مينياتور كه‌ در دوره‌ افشاريه‌ دچار افول‌ شده‌ بود مجددا رونق‌ يافت‌. از ويژگي‌هاي‌ نقاشي‌ اين‌ دوره‌ استفاده‌ از نقوش‌ زيبا و زنده‌، به‌ كارگيري‌ تكنيك‌هاي‌ تصويرسازي‌ و بهره‌گيري‌ از سبك‌ اروپايي‌ است‌. صلح‌ و آرامشي‌ كه‌ در اين‌ دوره‌ در شيراز و ساير شهرهاي‌ ايران‌ بوجود آمد فرصت‌ مناسبي‌ بود براي‌ نقاشان‌ كه‌ تصاوير زيبايي‌ از خود به‌ يادگار گذارند.
كريم‌ خان‌ نيز به‌ امور هنري‌ علاقه‌ داشت‌ و هنرمندان‌ بويژه‌ نقاشان‌ را مورد تشويق‌ خود قرار مي‌داد. نقوش‌ بجاي‌ مانده‌ از دوره‌ زنديه‌ علي‌ الخصوص‌ نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ ادامه‌ سبك‌ مينياتور صفويه‌ را گواهي‌ مي‌دهد با اين‌ تفاوت‌ كه‌ مينياتور عصر زند بشدت‌ متأثر از سبك‌ شيراز بوده‌ است‌. نقاش‌ معروف‌ روزگار زنديه ‌ابوالحسن‌ غفاري‌ بود كه‌ تابلوهاي‌ زيبايي‌ از كريم‌خان‌، رضاقلي‌ ميرزا و جهانشاه‌ قراقويونلو را ترسيم‌ كرده‌ است‌.نقاشي‌ روي‌ چرم‌ نيز در اين‌ دوره‌ معمول‌ بود و استاد علي‌ اشرف‌ از نقاشان‌ بزرگ‌ اين‌ عصر در اين‌ فن‌ سرآمد روزگار خود محسوب‌ مي‌شد و نقاشي‌ ديواري‌ بقعه‌ هفت‌ تنان‌ شيراز منسوب‌ به‌ اوست‌. علاوه‌ بر مينياتور; ترسيم‌ تصاوير در قالب‌ تابلوهاي‌ نقاشي‌ و نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ فراواني‌ كه‌ در ابنيه‌ معروف‌ اين‌ دوره‌ نظير ‌عمارت‌ كلاه‌ فرنگي، عمارت‌ ديوانخانه‌ و ارك‌ كريم‌خاني‌ بر جاي‌ مانده‌ اوج‌ هنر نقاشي‌ اين‌ عصر را نمايان‌ مي‌سازد. اين‌ نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ داراي‌ رنگ‌هاي‌ درخشان‌ وزنده‌اي‌ مي‌باشند و به‌ گونه‌اي‌ هنرمندانه‌ با گياهان‌ و پرندگان‌ پوشيده‌ شده‌اند.

نقاشی، عهد زنديه و قاجاريه، دوران زندیه و قاجاریه نقاشی مستقلی نداشته و در واقع حدفاصل میان نقاشی دوره صفویه و قاجار است. در دوران قاجاریه شاهد گسترش هر چه بیشتر فرهنگ و هنر غرب هستیم که نتایجی جدید حاصل می شود یعنی نوعی نقاشی پدید می آید که از دو سو مایه دارد. در نقاشی های عهد قاجاریه هم گرایش های تزیینی که خاص نقاشان ایرانی است به چشم می خورد و هم تمایل به طبیعت پردازی که برگرفته از نقاشی غربی است. دوران دوم نقاشی قاجاریه از صنیع الملک آغاز می شود. وی که نقاشی را در طی اقامت خود در ایتالیا آموخته بود منشا تأثیرات جدیدی در ایران شد. وی را می توان پایه گذار هنر گرافیک در ایران دانست. در اواخر عهد قاجاریه نقاش معروف به نام کمال الملک (محمدعلی غفاری) به جامعه هنر معرفی شد که مطالعات و تحصیلات نقاشی را در اروپا فرا گرفته بود اما با همه تبحری که در این راه به دست آورد هیچ گاه روحیه و فضای ایرانی آثارش را از دست نداد. از معروف ترین نقاشی های وی می توان به تکیه دولت، فالگیر بغدادی، اتاق آیینه و … اشاره کرد.



منبع :
http://ara781781.blogfa.com/


 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
نگارگــــــری

نگارگــــــری




نگارگری و هنرمندان آن :
با توجه به پرو‍‌ژه‌هاي معماري و شهر سازي دوره كريم خان زند،‌ سنت ديوارنگاري در ابعاد وسيع ادامه يافت و در كنار آن، در نيمه دوم سده دوازدهم هجري، سبكي مجزا از سنت نقاشي مكتب شيراز سر بر كشيد. در اين ميان نگارگري ايران كه سخت به بوته فراموشي سپرده شده بود به همت تني چند از نقاشان صاحب استعداد و ذوق، دگر بار به اعتبار مي‌رسد.
‏اين سبك نقاشي كه تحت حمايت دربار پيش مي‌رفت به وسيله نقاشاني چون محمد صادق4، ‏

فعال در (1204- 1152 هـ ) محمد باقر5، فعال در (1214-1152 هـ ) محمد زمان6، سوم فعال در (1204-1163 هـ ) و كاتب برجسته ميرزا محمد كاظم بن محمد رضا كرماني كاتب گلچين گلشن و ميرزا ابوالحسن مستوفي غفاري كاشاني به كمال رسيد. بايد به اين گروه ميرزا بابا را نيز افزود كه بيشترين فعاليت او در دوره نخست نقاشي قاجار متمركز شد.7
هنرمندان اين زمان در تكاپوي يافتن جلوه و معني ديگر گونه‌اي در زبان و بيان هنر بودند هنري كه بتواند از پس اين همه آشوب و جنجال، راهي به سوي آرامش و سكون بيابد، چنين است كه هنر اين عصر، به ويژه نگارگري، در قالبي صادقانه و بي‌ريا و بي‌ادعا متولد شده و نقش و نگارهايش سراسر حكايت گل مي‌شود، گياه و آدمهايش بي تفاخر و غرور و گاه معصوم و پرمهرند. نگارگران، رو سوي قصه‌ها و حكاياتي مي‌نهند كه قرنهاي قرن در دل و جان مردم خانه داشته است. داستانهايي كه در چرخش قلم موي نقاشان جان مي‌گيرد، قصه‌ها، سراسر پند و اندرز و مالامال از صداقت و خوبي است، با آدمهايي كه مردم آنان را مي‌شناسند.‏
‏ نقاشان اين دوره با به تصوير كشيدن يوسف و يعقوب، رستم و سهراب، شيخ صنعان، دراويش دوره گرد، نوعي اداي دين به مباني و مفاهيم اصيل فرهنگ سرزمينشان مي‌كنند و رابطه‌اي با مردم و اعتقاد و خواست مردم برقرار مي كنند، كه آغازي در آشنايي و الفت مردم با هنر نقاشان اين دوره دارند.
چنين است كه هنر عصر زنديه لاجرم بر دل مي نشيند، هنري كه با پشتوانه‌اي از معصوميت و صداقت، بعد از دوراني از رشد و شكوفايي و توسعه هنر صفوي، از پس نيم قرن آشفتگي و بي‌اعتباري هنر، رسالت سنگين تولدي پر ثمر را در هنر زمان بر دوش دارد آن هم با مدد از غيرت و همت و ذوق هنرمندان گمنام و از گوشه و كنار اين خاك.8
خصوصيات نقاشي‌هاي دوره زند (چهره نگاري دوره زند)‏
‏ (نقاشي اين دوره ازنقاشي اواخر دوره صفوي و دوره افشاريه سر بركشيد و مضامين شاعرانه و تغزلي خود را پرورش داد. بيان عاطفي و احساسي، نقاشي دوره زنديه در مقياس با دوره صفوي بيشتر بود.9
اكثر نگاره‌هاي به جا مانده از دوره زند انسان را در شرايطي از آسايش (زني در حال بادزدن، دختري در حال نواختن سه تار، جواني نشسته با نوشته‌اي در دست ) نشان مي‌دهد و اين خود بيانگر آرامش است كه پس از زمامداري نادر، در دوره سلاطين زند در ايران حكمفرما بوده است.
شيراز در اين دوره «شاهد گرايش به تلفيق و تركيب قالبهاي صفوي، سبك اساساً چهره نگاري درباري اروپايي و ذوق و سليقه عاميانه بود. نتيجه اين تلفيق، خام‌دستانه و خشن بود، چون هنرمندان عهد زنديه به خاطر اصلاح تاكيد مضاعف و مورد نظرشان برسه بعديت، درصدد برآمدند تا تركيب‌بندي اثر را با وارد كردن عناصر عارفي تزئيني نظير دسته‌اي از گلهاي دل انگيز رنگارنگ و بر روي رداي پيكره‌ها، پارچه‌ها و پرده‌ها و چارچوبها و كف اتاقها، تا حدودي روشن و دلچسب سازند.»10 از نظر سبك شناسي، در اين دوره همچنان شيوه فرنگي سازي ادامه يافت و خصوصيات نقاشي فرنگي را با نقش‌بنديهاي تزئيني و زيبايي شناسي‌هاي ايراني در هم تنيد. در اين دوره مي‌توان از نقاشي‌هاي قطعه بزرگ در روي ديوارها و بوم نقاشي گرفته، تا تصوير پردازي نسخه‌ها، نقاشيهاي آبرنگ، نقاشيهاي لاكي و مينايي سراغ گرفت.11 تلالو نور رنگ آميزي در نقاشيهاي ديواري اين دوره و كاربرد رنگهاي گرم ( قرمز و طلايي ) از خصوصياتي است كه از نقاشي مكتب شيراز در هنر اين دوره رسوخ پيدا كرد.12
يكي از ظريفترين چهره‌هايي كه از دوره زنديه (سالهاي آخر سلطنت لطفعلي خان زند) به جا مانده چهره‌اي است متعلق به يكي از شاهزادگان كه در سال (1208 هـ‌ . ق 4-1793 م ) به تصوير در آمده است. (تصوير 7 )

تصوير 7 : شاهزاده زند (1208 هـ‌ . ق 4-1793 م )
چهره و اندام مانند اكثر پرده‌هايي كه از اين دوره به جا مانده فاقد حركت فيزيكي و داراي آرامش و سكون است. طراحي چهره و لباس داراي ظرافت وي‍ژه‌اي است و خطهاي نرم و سيال آن با خطهاي عمودي زمينه و خطهاي افقي جلوي پرده مكمل است.‏
كلاه سر جوان خصوصيات دستارهاي دوره زنده را دارا است و كاملاً با عمامه‌هاي ترك دار دوره صفويه متفاوت است. رنگ گرم ردا با رنگ سبز لباس و زمينه در تجانس كامل است. اين دو رنگ غالب، بنا به مورد، در سرتاسر پرده، به صورت نقوش يا نقطه‌ها در آمده تا از شدت گستردگي و يكنواختي اين دو رنگ بكاهد. ارتباط بين سطوح در اين پرده نيز، مانند اكثر آثار دوره زند، به قوت خود باقي است و اندك سايه روشني كه در بخشي از ردا و لباس به كار رفته است از شدت تاثير‌گذاري روابط اين سطوح نمي‌كاهد.‏
آثار اين دوره با وجودي كه مجموعه شرايط و وي‍ژگيهاي نگارگري سنتي ايران، اتكا به سطوح دو بعدي (مسطح بودن) درخشش (نوراني بودن) بي توجهي به عالم مادي محسوس (ذهني گرايي ) بهره‌گيري از رنگهاي روحي (لطيف و سبك بودن) و قالبها و اندازه‌هاي كوچك (متعارف و درون گرا) و ... را دارا هستند، احساس فضاي ملكوتي، تمثيلي و بهشت گونه آثار هنرمندان گذشته، به ويژه نگارگران مكتب تيموري، شيراز و تبريز، را در بيننده ايجاد ننموده و برخوردار از مضامين و محتواي زميني و دنياي اند.‏
ادامه اين روش تلفيق عناصر تصويري (سه بعدي) و تزئيني (دو بعدي) نتايج درخشاني را در نقاشي عصر فتحعليشاه قاجار به بار مي‌آورد.13

نقش گل ومرغ و هنرمندان آن

گل و گلدان، مرغ و آسمان، اینها واژگانی است که همیشه در ذهن ایرانی دیوار نگاره‌ها و کاشیکاری‌های مساجد، مفروشات اتاق‌ها و نقاشی‌های زیبای ایرانی تداعی می‌شود. گل ارزشی معنوی در ادبیات ما دارد و خاک نیز بدین گونه است، گل نماد حیات است و گویای صفات و خاک نشان ذات است و رشد بنات و نبات آری نقاش ایرانی که با قلمش ذکر آیات می‌کند این بار سرشت و ذاتش را به معنی گلدان آورده و زندگی و صفاتش را به گلستان ساخته و از سوئی دیگر خاک عالم اسفل است و آن گل پاک موطنی اکمل که استعاره از بهشت است که رویاهای هنرمندان مشرق زمین است.

این آفریده دهن که بر دیوارها و قالی‌های مردم خاوران نقش بسته است در عصر صفویه، با ختائی‌ها و اسلیمی‌های به هم بافته و دوش به دوش یکدیگر ساخته که همه به نقطه‌ای خاص سر برآورده بود در عصر زندیه چونان موطنشان این کهن بوم و برافشان و آشفته بر نگاره کاشی‌ها نقش بستند اما این با مرغکان زیبا به زینت درختان نشسته بودند و درختان به گلستان زنبق و محمدی و ناز و نسترن آزین شده بودند (شهر شیراز با پشتوانه غنی و پر باری که در پرورش ذوق‌ها و استعدادها داراست عامل بسیار سرنوشت‌ساز و عمده‌ای در پیشبرد اهداف خیرخواهانه وکیل الرعایا به حساب می‌آید.


شیراز از یک سوی شهر و مرکز و خاستگاه شعر است و از دیگر سوی و ارث ارزش‌های پردوام و قدمت هنرهای سنتی و به ویژه نگارگری است. هنوز شهرت و آوازه هنرمندان مکتب شیراز و آثار و یادگارهاشان از خاطره‌ها نرفته است. همان مکتب اصیل و ارزشمندی که در قرن دهم هجری با ظهور و تولد نام‌آوران نگارگر شهر شیراز چشم‌انداز نوینی را به جهان نگارگری گشود.) تردیدی نیست که زبان هنر در این روزگار قرار و سکون، بعد از آن همه غارت و آشوب، می‌بایست جوابگوی و دل‌های آزمند و به دیگر کلام چونان مرهمی التیام بخش زخم‌های کهنه و اندیشه‌های طالب لطافت و ظرافت و سکون باشد.


با چنین نیاز و ضرورتی است که شیراز شهر گل شهر شعر، شهر سروهای سر به فلک کشیده و شهر باغ و بستان، انگیزه‌های دل بستن به گل و گیاه و پرنده را در روح و اندیشه هنرمندان این دوران ایجاد می‌کند، همان به ظاهر تفنن و رغبتی به جاودانگی گل و بوته و پرنده در نگارگری ایران که بعدها با همت نگارگران نام آشنای هنر ایران مقدمات ثبت مکتب نوین گل را برای همیشه در تاریخ هنر ایران و جهان آماده می‌سازد.


شکی نیست که سرای تجربه‌های پر سود و و عمر نگارگران دوران صفوی و شاید هم به زمانی کهن‌تر از آنان در تجلیل از گل و گیاه و پرنده و ستایش این خلقت بی‌همتا در نگارگری ایران حرکت تازه نگارگران ایرانی حرکت تازه‌ای از این ستایش و نگاه را سبب می‌شود. چه در این دوران خلافت گذشته که گل و گیاه پرنده با نقش و حضوری مستقل ذهن و اندیشه نگارگران را به خود مشغول می‌دارد. در این راه شاید به حق و شایسته باید بدعت تازه را مدیون تفکر و خلاقیت و ابتکار هنرمندی دانست که در اواخر عهد افشاریه (تا اوایل زندیه) نهضت مکتب گل را آغاز گر بود و راهبر، و این هنرمند خلاق کسی نیست جز علی اشرف از ایل معروف افشار ا رومی که چونان ستارهای تابناک در آسمان هنر نگارگری قرن ۱۲ هجری قمری درخشید و چه خوش درخشید از احوال و چگونگی زندگی این هنرمند، با تأسف اطلاعات چندان مفیدی در دست نیست، چه او نیز همانند سایر نگارگران مستعد و با هنر، شرح زندگیش دره هاله‌ای از ابهام مانده است.


با این هنر در نقد و نگرش بر آثار ارزنده هنرمند می‌توان دریافت که با توجه به نشانه‌های همگونی و تشابه به هنر و ذوق او با قلم محمد زمان اول به ویژه در زمینه گل و بوته او می‌بایست مدت زمانی را در خدمت و محضر محمد زمان اول نقاش چیره دست عصر صفوی گذرانده باشد. علی اشرف را باید هنرمند عاشق و شیفته گل و مرغ شناخت او گوئی باغبانی گلستان هنر ایران را پیشه کرده است و به تمامی زندگیش در این راه با تمام ذوق و خلاقیت مایه گذاشته است.


علی اشرف با چنین مایه شور و شوقی است که چه بسا برای نخستین بار با مدد رنگ‌های جانانه و شاد و سایه پردازی‌های ماهرانه هنر ایران را گل گونه و چه بحق‌تر همیشه بهار و سرسبز و پر گل می‌سازد با چنین مرغان و پرندگانی که تنها می‌شود گفت حاصل خیال و ذوق نقاش هستند و در مقایسه با سایر مرغان و پرندگان هنر ایران بی‌همتایند و نمونه. او، سوای ذوق و درایت و هنر در این شیوه نوین نقش و نگاه هزینه‌ای پر استعداد در سایر زمینه‌های هنرهای تجسمی کهن ایران نیز به شمار می‌رود و شگفت‌انگیز آن‌که به گاه، خط نویسی آنچنان نسخ را روان و شیرین نوشته است و در کار خط نستعلیق استادی نشان داده شده است، که بی‌مبالغه می‌توان گفت علی اشرف، اگر نقاشی تنها دلبستگی‌اش نمی‌بود چه بسیار که در تراز هنرمندان خوشنویس و ماندگار تاریخ خط خوشنویسی ایران قرار می‌گرفت.


آثار این هنرمندان را می‌توان در جلوه‌های گل و مرغی و بیشتر قلمدان‌های نفیسی مورد مطالعه قرار داد که اغلب طی سنوات «۱۱۳۵» تا « ۱۱۶۵» را شامل می‌شود (دو سال اول حکومت کریم‌خان را تواریخ مذکور دربرمی‌گیرد) این آثار در موزه‌های ایران و خارج از ایران و گاه مجموعه‌های شخصی نگاهداری و به یادگار مانده است. شاخص‌ترین و شاید هم لایق‌ترین شاگرد و پیرو علی اشرف در زمینه نقاشی گل و بوته، سوای، آقا باقر و «آقا نجف» و «آقا زمان» که اینان نیز از نخبگان هنر نگارگری زمانه خود هستند، نقاش هنرمندی است، به نام آقاصادق با سجع (یا صادق الوعد) پا به عرصه هنر می‌نهد. ولی یقیناً به پاس ارادتی که به علیاشرف داشته است و به دلیل تجارب ارزنده و سودمندی که در محضر پر مهر علی اشرف آموخته است، تا دم آخرین زندگی، بر این شاگردی می‌بالد و پر‌بهاترین آثارش را با سجع «صادق از لطف علی اشرف شد» مزین می‌سازد و بدین ترتیب میزان ارادت و اخلاصش را به استادش آشکار می‌سازد.


وی از نام آشناترین نگارگران عصر زندیه است و به دیگر کلام، اگر مکتب گل را علی اشرف و هنرمندان پیشین پایه می‌نهد، او با ذوق وافرش این مکتب را در عرصه هنر ایران آبرو و اعتبارای تازه می‌بخشد. تا به آنجا که در کار ساختن گل و مرغ، گاه آنچنان مهارت و استادی به خرج داده که از استادش علی اشرف نیز در سایه پردازی و نمایاندن حالت پرندگان و مرغان و طراوت و لطافت گل‌ها پیشی گرفته است. آقا صادق نیز همانند سایر استادان این شیوه بدیع هنری، بیشترین نمود هنری‌اش را می‌توان در قاب آینه‌ها و قلمدان‌ها مشاهده کرد که به سفارش این و آن با نقاشی‌های استادانه‌اش از خود به یادگار گذاشته است.


با توجه به رواج و رونق معماری اصیل و پر صلابت عصر زندیه، هنرهای سنتی ایران نیز به صورت آرایش و تزئین این بناها، حیاتی دوباره می‌یابد. هنرهائی همانند کاشی‌سازی، گچ‌ بری، منبت‌کاری، و مهم‌تر نقاشی دیواری در نقش‌های به یادگار مانده و هر از هنرهای یاد شده، همچنان نفوذ و سلطه اندیشه هنرمندان دوستار گل و مرغ آشکارا دیده می‌شود و به دیگر مفهوم این هزینه‌ها نیز همگام، با رواج گل و بوته و مرغ در نقاشی قاب آیینه‌ها و قلمدان‌ها و پشت جلد در نقش‌های کاشی و گچ و سنگ نیز متجلی می‌شدند.


زیباترین نمونه‌های این تحول را هم امروز می‌توان در کاشیکاری‌های مساجد جامع و وکیل شیراز و حجاری‌ها و گچ بری‌‌ها به یادگار مانده، از عصر وکیل الرعایا در بناهای دیدنی عصر این سلطان مشاهده کرد. که به تمامی نمایانگر تأثیر از ذوق و سلیقه هنرمندان و پیروان مکتب گل و رواتر شیفتگان گل است. هم در این رابطه است که آقا صادق، نگارگر نام آشنای عصر کریمخان زند به فرمان او پنج تابلوی نقاشی دیواری در تکیه هفت تنان (واقع در دامنه کوه چهل مقام) از خود به یادگار می‌گذارد این تابلوها که به کرات مرمت و بازسازی شده‌اند عبارتند از: تصویر شیخ صنعان، مجلس ابراهیم خلیل و قربانی اسماعیل به صورت موسی و شبان گوسفندان و در دو تصویر از دو درویش پیر و جوان که به رغم و سلیقه جمعی می‌بایست از شیخ اجل سعدی و حافظ الهام گرفته شده باشد.


مکتب گل، بعد از آقا صادق و یارانش، اگر جلوه و جلای دوباره‌ای یافته باشد و به حیات خود ادامه داده باشد بی‌تردید این جلوه و حیات را می‌بایست مدیون ذوق و استعداد هنرمندی نابغه یعنی لطفعلی‌خان شیرازی دانست که در اوایل عهد محمدشاه قاجار وارد کار هنر گردیده و با توجه به تاریخ نقاشی‌هایش می‌بایست تا اواسط عصر ناصرالدین شاه قاجار دست و دل از کشیدن نقش بر نکشیده باشد. جان ربرتو اسکار چیا این‌گونه می‌گوید شیراز در این دوره شاهد رشد گرایش به تلفیق و ترکیب قالب‌های صفوی، سبک اساساً چهره نگاری درباری اروپائی وذوق و سلیقه‌های میانه بود نتیجه تلقیه خامه ستانه و خشن بود، چون هنرمندان عهد زندیه به خاطر اصلاح تأکید مضاعف و مورد نظرشان برسد بعدیت، در صدد بر آمدند تا ترکیب‌بندی آثار را با وارد کردن عناصر عارض تزئینی دسته‌ای از گل‌های دل‌انگیز رنگارنگ بر روی ردای پیگیرها، پارچه‌ها، پرده‌‌ها، چارچوب‌ها و کف اتاق‌ها، تاحدودی روشن و دلچسب سازند. البته ادامه این روش تلفیق عناصر تصویری سه بعدی و تزئینی دو بعدی تاریخ در خشانی را در نقاشی عصر فتحعلی‌شاه قاجار به بار می‌آورد.


بارزترین مشخصه نقاشی صده دوازدهم رواج گونه‌های تازهٔ هنر تصویری است. بسیاری از نقاشان این دوره استعدادشان را عمدتاً در تزئین اشیای چون قلمدان، قاب آینه، جلد کتاب، صندوقچه جواهر، سینی و جز اینها به کار بردند این نوع نقاشی که زیر لاکی نام گرفته است از میانه صده یازدهم هجری متداول شد. (محتملاً محمد زمان نخستین کسی بود که به قلمدان نگاری پرداخت).


در ابتدا موضوع‌های رایج عبارت بودند از: گل و بلبل، تک‌چهرهٔ زنان، و یا چند پیکر با منظره‌ای در پس زمینه بعدها قطعات تذهیب و خوشنویسی نیز به ترکیب بندی‌های تصویری افزوده شدند. رواج قلمدان نگاری را می‌توان با عواملی چون رکود مصوسازی کتاب در دربار، پیدائی حامیان جدید از میان دولتمردان شهری، و اهمیت موقعیت حرفه‌ای نقاش مرتبط دانست.

‏1- ذكاء، يحيي ، نگاهي به نگارگري ايران در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم، تهران انتشارات دفتر مقصوص ، 1354، ص 39
2- آغداشلو، آيدين ، مقدمه‌اي بر نقاشي قاجار، همان ماخذ
1- آژند، يعقوب ، نقاشي دوره زنديه، درآمدي بر نقاشي دوره قاجار- خيال شرقي كتاب تخصصي هنرهاي تجسمي شماره 1 – ‏
فرهنگستان هنر- 1384
2- محمد صادق [آقا صادق ] ( نقاش و قلمدان نگار ايراني، فعال در اواخر سده هجدهم / دوازدهم هـ - اوايل سده نوزدهم / سيزدهم هجري ) نقاشي او را مي توان چون حلقه رابط ميان فرنگي سازي (سده هجدهم / دوازدهم هجري) و پيكره نگاري درباري دانست اززمان كريم خان زند تا آغاز سلطنت فتحلعيشاه فعاليت داشت محتملاً پرده‌هاي جنگ چالداران و جنگ كرنال در كاخ چهلستون اصفهان را نقاشي كرد. از ديگر آثارش رستم خان زند (اواخر سده هجدهم / دوازدهم هـ ) شاهزاده سوار بر اسب در نبرد با اژدها (اواخر سده هجدهم / دوازدهم هـ )
1- محمدباقر سميرمي ، (نقاش ايراني محتملاً 1866/ 1283 ق – محتملاً 1935 / 1354 ق ) مقيم اصفهان بود در چهره نگاري و منظره نگاري با رنگ روغني و آبرنگ دست داشت، همچنين قلمدان نگاري مي‌كرد. از جمله آثارش تك چهره آقا نجفي [آخوند اصفهاني] ‏
‏(1900/ 1318 ق )
2- محمد زمان (نقاش و تصويرگر و قلمدان نگار ايراني ، محتملا 1639 /1049 ق – محتملاً 1708 م / 1120 ق) به سبب نوآوري و وسعت تاثير بر ديگران ، يكي از شخصيت هاي برجسته در تاريخ نقاشي ايران به شمار مي‌آيد. ( براي اطلاعات بيشتر به دايره المعارف رويئن پاك باز مراجعه شود.)
3- آژند يعقوب ، همان ماخذ
1- م . هادي در سراشيبي يك انحطاط ناگذير، فصلنامه هنر – شماره 12 – پائيز 1365
2- آژند، يعقوب، نقاشي دوره زنديه درآمدي بر نقاشي دوره قاجار، همان ماخذ
1- جان ربرتو اسكار چيا، هنر صفوي، زند، قاجار- ترجمه يعقوب آژند- تهران 1367- ص 41
2- آژند، يعقوب، همان مآخذ
3- فروهر، پرستو، روند تحولي شخصيت پردازي در نقاشي ايران از آغاز سده يازدهم – تا نيمه‌هاي سده سيزدهم هجري خورشيدي- تهران اسفند 1368 ، دانشگاه هنر

نقل از: www.artshahrekord.ir
http://www.honar200.blogfa.com/

 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
خوشــنویسی

خوشــنویسی


خوشنويسي
خوشنويسي، عهد زنديه و قاجاريه، با رواج صنعت چاپ، خصوصاً در دوره قاجاریه، از اهمیت خوشنویسی تا حدی کاسته شد، اما خوشنویسان برجسته ای چون میرزا محمد کلهر در این دوران ظهور می کردند. خوشنويسي در تذهيب، عهد زنديه و قاجار و پس از آن، ارزش كتاب آرايي در اين ادوار كم كم از بين مي رود. و اين شايد به علت تأسيس چاپخانه در ايران بوده است. آراستن كتاب از خصوصيات صنعتي برخوردار مي گردد. اما خطاطان كما بيش به خوشنويسي ادامه مي دهند.






هنر خطاطي‌ و خوش‌ نويسي‌ نيز در اين‌ دوره‌ پيشرفت‌ كرد و خوشنويسان‌ مشهوري‌ در عهد زنديه‌ ظهور كردند. اين‌ خطاطان‌ كه‌ در انواع‌ خط و گاه‌ نقاشي‌ و شاعري‌ نيز مهارت‌ داشتند شاهكارهايي‌ در خطوط نسخ‌ و نستعليق‌ پديد آوردند و واسطه‌ انتقال‌ اين‌ هنر ظريف‌ به‌ خوش‌ نويسان‌ قاجاريه‌ بودند.هنر قلمدان‌ سازي‌ و ساخت‌ جلدهاي‌ لاكي‌ نيز در دوره‌ زنديه‌ رونق‌ يافت‌ و سبب‌ پيشرفت‌ فراوان‌ آن‌ در عهد قاجاريه‌ شد.در مجموع‌ مي‌توان‌ گفت‌ بر خلاف‌ دوره‌ افشاريه‌، هنرمندان‌ زنديه‌ در رشته‌هاي‌ مختلف‌ هنري‌ فعاليت‌ شايان‌ توجهي‌ از خود نشان‌ دادند و با وجود اينكه‌ در اين‌ دوره‌ كمتر ابتكار و نوآوري‌ خاصي‌ روي‌ داده‌ است‌ ولي‌ سبك‌ و تكنيك‌هاي‌ هنري‌ بر جاي‌ مانده‌ از دوره‌ صفويه‌ با مهارت‌ به‌ دوره‌ قاجاريه‌ انتقال‌ يافت‌. شاخصه‌ مهم‌ اين‌ عصر تأثير پذيري‌ هنر ايران‌ از ممالك‌ غربي‌ بود كه‌ بيشتر ناشي‌ از ارتباط و مراودات‌ فراوان‌ بين‌ ايران‌ و كشورهاي‌ مختلف‌ اروپايي‌ بوده‌ است‌.




منابع :
http://ara781781.blogfa.com/
http://tourismroham.com/


 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
نقاشــــــی پشت شیشه -تجلید- سفالگری

نقاشــــــی پشت شیشه -تجلید- سفالگری

هنر نقاشی پشت شیشه


هنر نقاشی پشت شیشه
، به عنوان رسانه ای در بازنمایی وقایع ادوار مختلف تاریخی این روزها در اصفهان به دست فراموشی سپرده شده و در حال حاضر تنها 20هنرجو در شهر اصفهان در حال یادگیری این هنر هستند.
نقاشی پشت شیشه جزو هنرهایی است که از راهی دور وارد سرزمین‌مان شد و نقاشان ایرانی،‌ این هنر و این تکنیک را در جهت به تصویر کشاندن ایده‌هایشان و عقایدشان به کار گرفتند. نقاشان پشت شیشه بر اساس روایت‌هایی که پای منبرها و در میان ذکر ها گفته می‌شد تصاویر را خلق می کردند.
با آغاز سلسله زندیه، شیوه جدیدی در اجرای نقاشی پدید آمد و نام آن هم از شیوه‌ اجرای آن گرفته شد. در حقیقت شیشه به عنوان یک رسانه عمل می‌کرد، رسانه‌ای مانند رسانه‌های دیگر که از طریق آن‌ها هنرمندان به طراحی یا بازنمایی اشکال می‌پرداختند.
یکی از شاخص‌های نقاشی پشت شیشه، عامیانه بودن آن بود و هم از این جهت که خود مردم به صورت ابتدایی و پریمیتیو طرحشان را به این شیوه اجرا می‌کردند و هم کاربردی بودن آن در تزئینات به این مساله کمک ویژه‌ای می‌کرد. نقاشان پشت شیشه، خود را درگیر اصولی که در نقاشی آن دوره متداول بود نمی‌کردند و اگر در ابتدا به طرح مورد نظرشان نمی‌رسیدند آن‌قدر بر روی شیشه رنگ می‌گذاشتند، تا طرحشان به نتیجه‌ی مطلوب برسد.
این که امروزه تعداد کمی از نمونه‌های قدیمی، باقی مانده بیشتر به دلیل نوع متریال آن که معمولا از شیشه‌های نازک بود است و طی گذر زمان یا به صورت کامل و یا بخشی از آن‌ها از بین رفته است.
قاجارها، این سبک و شیوه را به اوج خود رساندند، اما پس از آن بود که نقاشی پشت شیشه، کم‌رنگ شد و امروزه جز عده‌ای محدود دیگر هنرمندی به این شیوه، خلق اثر نمی‌کند.
باحمایت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان هم اکنون بیش از ۷۰ تن در شهرستان های کاشان، اردستان، آران و بیدگل و شهرضا برای احیای این هنر فعالیت می کنند.
در شهر اصفهان نیز هم اکنون بیش از ۲۰ هنرجو زیر نظر استاد نوری از هنرمندان برجسته اصفهانی در کارگاهی آموزشی در این رشته فعالیت می کنند.
در این هنر ابتدا تصویرگل و مرغ، اسلیمی، لچک و ترنج و شمسه روی کاغذ طراحی و سپس به شیشه انتقال داده و با گواش و رنگ های روغنی رنگ آمیزی و در نهایت با چسب چوب و گچ روی دیوار نصب می شود.
هم اکنون بخش هایی از هنر نقاشی شیشه خانه تاریخی سرتیپ سدهی خمینی شهر و امامزاده شهرضا بدست هنرمندان نقاشی پشت شیشه در دست مرمت است.


تجلید:

تجليد در عهد زنديه و قاجاريه، با رواج چاپ ماشيني‌، اعتبار و ارزش گذشته ي جلدسازي تحت الشعاع رشد صنعتي كتاب قرار مي گيرد‌ و در عهد زنديه و قاجاريه جلدهاي لاكي مورد توجه هنرمندان است. نقش هايي كه براين جلدها نقاشي مي شود اكثراً همان نقاشي هاي «گل و مرغ» است. انواع پشت جلدهاي ديگر اين عصر از چرم یا مخمل است. جلدهاي چرمي اين ادوار ارزش چنداني ندارد. ولي در جلدهاي مخملي طلاكوبي شده، تا حدي جنبه هاي هنري ديده مي شود. از اين پس كتاب و كتاب آرايي به شيوه گذشته رو به افول مي گذارد و ارزش كتاب در روند ماشيني و انتشار وسيع آن مطرح مي گردد.
سفالگری :
سفالگري، عهد زنديه و قاجاريه، سفالگري پس از عهد صفوي رو به زوال رفت و كاشي كاري بيشتر مورد توجه قرار گرفت. در كارخانه هاي توليد كننده ظروف، هنر سفالگري را كم كم از يادها مي برد. همزمان با رشد صنعت، سفال گری سنتی نیز کم کم راه زوال در پیش گرفت.

منابع :http://tourismroham.com/
تاریخ رندیه


 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
قالـــی بافی- نساجی-فلز کاری- گچ بری

قالـــی بافی- نساجی-فلز کاری- گچ بری

قالی بافی

قالي بافي، عهد زنديه و قاجاريه، پس از صفويان رواج تجارت قالي افزون تر مي گردد. از اين رو اهميت زيبايي قالي تحت تأثير جنبه هاي صادراتي آن قرار مي گيرد. قالي هايي كه از اين ادوار به جا مانده، هر چند همچنان زيبا هستند، اما كيفيت تصويري و بافت آنها به پاي قالي هاي عهد صفوي نمي رسد. چند نمونه از اين قالي ها «در موزه فرش ايران» وجود دارد كه غالباً داراي نقوش تكراري هستند. مگر در مواردي كه از طرح هايي خاص، مثل نقش انسان و نقش هاي طبيعي همراه با ابداعاتي استفاده شده است.

نساجی

نساجي در عهد زنديه و قاجاريه، در عهد زنديه و به خصوص قاجاريه به علت گسترش روابط تجاري با غرب، ورود پارچه هاي كارخانه اي، هنر نساجي را به افول می کشاند. مراكز نساجي كم كم از رونق مي افتد. و تنها در يزد و كاشان كماكان به بافتن پارچه هاي زري و مخملي ادامه مي دهند. از نقوش معروف اين ادوار، نقش «بته جقه» است كه هنوز در پارچه هاي چاپ دستي ديده مي شود. ورود كارخانه هاي بافندگي هنر زري بافي و بافتن پارچه هاي اصيل ايراني را از ياد برد. و به جاي كارگاه هاي سابق، در مازندران و كاشان مراكز صنعتي بزرگي براي توليد پارچه بوجود آمد. اما حتي طرح و نقش های اين پارچه ها اكثراً الهام گرفته از غرب است.

فلز کاری :

فلزكاري، عهد زنديه و قاجاريه: فلز كاري رفته رفته رو به زوال مي رود و به جاي ظروف زيباي دست ساز، ظرف هاي سبك و ماشيني، هنر فلزكاري را محكوم به زوال مي كند. هر چند آثاري فلزي از عهد قاجاريه بدست آمده كه نشانگر زيبايي هنر فلزكاري ايراني است. اما نقش اكثر آنها تقليد از شيوه هاي غربي است. يكي از اين نمونه قسمت هايي از درهاي مشبك فلزي نقاره خانه تهران (نزديك ميدان امام خميني – توپخانه سابق) و نيز در موزه آبگينه تهران است.

گچبری :

هنر گچ‌بری یکی از هنرهای وابسته به
معماری است که در هر منطقه و هر دوره زمانی، شکل و شیوه مخصوص به‌ خود را داشته است. همان طور که از نام این هنر پیداست، مصالح اصلی بکار رفته در این هنر گچ می‌باشد. در ایران نیز گچ‌بری در دوره‌های مختلف تاریخی همراه با تفاوت‌هایی بوده است. گچ به دلیل داشتن خاصیت شکل‌پذیری، چسبندگی، رنگ مطلوب، کاربرد آسان، فراوانی و ارزانی کاربرد زیادی در هنرهای تزئینی دارد.


هنر گچ‌بری دوره زندیه

هنر گچ‌بری در دوره زندیان هنر آفرینی‌های فراوان و ارزشمند از گچ‌بری، مقرنس بندی گچی، ترنج اندازی همراه با گل و گیاه و نقوش بدیع در آثار شهرهایی چون شیراز و بخصوص در عمارت کلاه فرنگی، مقبره اولیه خان زند (وکیل الرعایا) که امروز موزه پارس می‌باشد به وجود آمد.







منابع :
http://forum.iranhakha.com/
http://tourismroham.com/
wikipedia.org/wiki


 
بالا