انجمن شاعران فهم

salimipour

کاربر ممتاز
من که ياري ندارم
چشم انتظاري ندارم.
قاصدک بروبرو که با تو کاري ندارم
قاصدک به چشم من ، قصه يک دردي برو.
ميدونم براي من خبر نياوردي برو
توي هفت آسمون. من يه ستاره ندارم
کسي که عشق منو به ياد بياره ندارم.
ندارم دلي که يک لحظه يه يادم بزنه.
ندارم هيچکسي رو که فکر کني يار منه
قاصدک برو برو که با تو کاري ندارم
من که ياري ندارم
چشم انتظاري ندارم.
خيلي وقته اوني که براش ميمردم ديگه نيست
قاصدک ها رو به يادش ميشمردم ديگه نيست
خيلي وقته که دارم با تنهايي سر مي کنم.
همه ي قاصدک هاي شهرو پرپر مي کنم.
قاصدک برو برو که با تو کاري ندارم
من که ياري ندارم
چشم انتظاري ندارم.
 
بالا