R a h a a M
پسندها
1,055

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • سلام
    عیدتون مبارک.
    سال خوبی رو براتون آرزو می کنم.
    چون است حال بستان ای باد نوبهاری؟
    کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری
    گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
    تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری
    ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
    مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری
    عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
    کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری...
    اندر امیدواری ..

    سعدی

    سال نو مبارک...
    ای شوریده حالِ من،این کودکِ بی طاقت را ببخش...
    .
    .
    .
    .94/10/28.
    حقیقی ترین لحظه هامو ببین که از آرزو هم خیــالی تره...
    من خودِ عشق بودم...
    خود خواستن...
    خود نیـــاز مطلق...
    خودِ رهـــا بودن...
    من رهــا بودم...
    چون هر روز با عشق، بیدار می شدم...
    هر روز با عشق، لبخند میزدم...
    هر روز با عشق، به کسی کمک میکردم...
    هر روز با عشق او را در آغوش می کشیدم...
    هر روز با عشق،تنها می زیستم...
    هر روز با عشق،می نشستم کنار دوست با یک عالمه حرف های نگفته...
    هر روز با عشق به سادگی عبور میکردم از خیلی از آرزوها...
    من خودِ عشق بودم!
    من تنها نبودم،فقط رهــا بودم!
    من بودم که سرانجام او را کنار خود نشاندم،
    من بودم که دستش را به دست گرفتم،
    و آخر سر من بودم که با وجود خودداری او، او را بوسیدم.
    اما با این همه، اگرچه چشم‌هایش گذاشتند که ببوسمشان،
    لبانش گریختند ...
    نه تنها به بوسیدن من رغبت و حرارتی از خود نشان ندادند،
    بلکه از پاسخ دادن به لبان من نیز خودداری کردند ...
    چرا؟ چرا؟ چرا؟
    برای چه او به قدر من شوق و نیاز عاشقانه نداشت؟
    و افسوس که این سؤال، فقط یک جواب می‌تواند داشته باشد؛
    و آن چنین است:
    "برای این که او معشوق است، نه عاشق" ...


    می روید برگهای ساده ی خوشبختی ،جایی در زمان...
    جایی به رنگ آبی ، که تنها برای ما آبی خواهد بود!!
    این روزها خیلی چیزها را خیلی خوب می فهمم.
    این را فهمیدم که چه زود بزرگ شدم!
    درک این فهمیدن های اجباری گاهی خیلی برایت سنگین تمام میشود..
    آنقدر سنگین که تازه میفهمی چقدر زود زمان برات تمام می شود!
    با گذر زمان ،کم کم همه چیز را راحت تر در ذهنت هضم می کنی...
    سعی میکنی راحت تر از یک سری مسائل به سادگی بگذری...
    دیگر دلت برای آن آهنگ قدیمی یا بوی عطر خاص تو که با حس کردنش قبلت به تپش می افتد، تنگ نمی شود...
    دیگر با یه تبسم ساده از کنارش به سادگی میگذری...
    گاهی دلت هوس قدم زدن میخواهد در جایی که میدانی کلی خاطرات داری، اما باز از آنجا میگذری و بی هوا بدون حتی یاد آوری آن روزها ،میگذری...
    گاهی برای مرور خاطرات و روزهایی که دیگر برنمی گردد چه ساده خودت را گُم میکنی در قعر زمان!
    کاش زودتر می فهمیدم زمان خیلی چیزها را در خود حل میکند...
    زمان خیلی چیزها را با خود می برد...
    خیلی چیزها...
    اما اینار من در زمان گُم شده ام...
    برای مرور هزاران خاطراتی که نمی دانم کی تمامی دارد!!؟
    حل شده ام در زمان ،برای تمام لحظه هایی که تاوان بزرگ شدنم بود!
    کاش این را زودتر می فهمیدم!
    رهام |94/10/13
    وابسته که میشی زمان بی معنیه
    چه حسه خوبیه همون دلشوره ها
    همون حرفایه خوب تو چشم خیسه ما
    یه عالم قصه تو صدایه بی صدا
    انگار یه عالم حرف تو قلبم جمع شده
    خدا عشقم شده شبیه اون روزا
    مرسی از عکس و آهنگ...یه بیت از آهنگه رو بد جور نیاز داشتم...شد تلنگر...ممنونم.:gol::gol:
    سلام
    مرسی خوبم دوست عزیز.
    عصری رفتم ورزش! نشد دنبال بحث - در مورد رنگها رو - ادامه بدم!
    تلپاتی؟ تا حالا تجربه نکردم...فکر کنم حس خوبی داشته باشه...تئاتر اینا بازی کردم...حتی پانتومیم...زمان دبیرستان.
    سعی کن حوصله خودتون و داشته باشین...کسی غیر خودتون کمک حالتون نمیشه در خیلی از موارد...قدر خودتون و بدونید لطفا...حالا ما هیچی...مرسی که تحمل میکنین.

    خوبه، روحیه دادن بد نیس و شاید قدم اول همون انتخاب رنگ مورد علاقه باشه...میشه احترام به خودتون.
    حالا حرف من و در مورد رنگ آبی جدی نگیرین...بعضا استثناهایی هم هس.
    حس خوب و باید خودتون بوجود بیارین...رشته تون هم که هنره...سخت نیس...دنبال علایق نهفته بگردین.
    توکل کنین به اون بالایی...ایشالا همیشه هواتون و داشته باشه.

    :smile::gol:
    ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
    با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
    ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
    در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
    تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
    ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
    در بستن پیمان مـا، تنها گواه مـا شد خـدا
    تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
    ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
    تمامی دینم به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد زندگانی
    به یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوزه عشقی خوشا زندگانی
    همیشه خدایا محبت دلها، به دلـها بماند بسان دل مـا
    که لیلی و مجـنون فسانه شود، حکایت ما جـاودانه شود
    تو اکنون ز عشقم گریزانی،
    غم اندازه عشقم نمی خوانی،
    از این غم چه حالم نمی دانی،
    پس از تو نمودن برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو
    چو طوفان سختی ز شاخه ی غم، گل هستی ام را بچین و برو
    که هستم من آن تک درختی، که در پای طوفان نشسته
    همه شاخه های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته
    ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
    با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
    ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
    سلام
    مرسی خوبم.
    شما خوبین؟

    خواهش، عید پس و پیش نداره...راحت باشید.
    سلام
    توکلتون به خدا باشه...منم امیدوارم.
    پر از تنهایی بودن خوب نی! شرایط و تغییر بدین سخت نیس.
    آبی تو بحث روانشناسی نشونه افسردگی هس...مثل اونی که از همه چیز بریده!
    شاید حس رنگ ها با سن نسبت مستقیم داره...بزرگ که میشی از تندی رنگها کم میشه.
    خواهش می کنم، بزرگواری از خودتونه...ممنونم.
    ایشالا ختم به خیر میشه و فکرتون آزاد میشه.
    بنفش شاید صورتی در گذر زمان باشه...آبی فرق میکنه قصه اش!
    برا من سبز کاهویی همون حس و القاء میکنه.
    مرسی.

    :smile::gol:
    آرزوهای دست نیافتنی، گاهی در همین نزدیکی زندگی می‌کنند. مثل عاشقانه‌ترین لحظه که اگر چشم به رویشان نبندی می‌آیند و دنیایت را نقاشی می‌کنند. حوصله می‌خواهد و کمی جسارت. درست مثل طعم اولین « دوستت دارم! » در لحظه‌ای که اصلا انتظارش را نداشتی. وقتی از گام‌های مردد نمی‌ترسی و اعتماد می‌کنی به همین چشم‌های ساده که رو به رویت نشسته و مات نگاهت شده. نمی‌توانی به خودت دروغ بگویی وقتی تپش‌های بی امان دلت ساعت را به وقت آمدن کسی کوک می‌کند که می‌شناسی‌اش! اما به ماندنش مطمئن نیستی. اصلا چه فرقی می‌کند؟! ماندنی‌ها همیشه بی‌اتفاق‌ترین روزهای زندگی را می‌سازند. بگذار این هراس بی‌دلیل،هر شب پا به دنیایت بگذارد، اینکه شاید این آخرین بار باشد و ادامه داشته باشد تا طعم گـَسِ « دیگر باید بروم » درست در لحظه‌ای که انتظارش را نداشتی!

    اميرعلي نبويان
    سلام
    مرسی خوبم...ایشالا همیشه خدا شما هم خوب باشین.
    چرا محو؟ درس و مشق اینقده وقتتون و میگیره؟
    خواهش می کنم، یادم میمونه...رنگِ بنفش.

  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا