[ گفتگوی معماری ] کپی کاری در معماری !!

masib

عضو جدید
کاربر ممتاز
من فک میکنم این نشات گرفته از عدم اعتماد بنفس و تنبلی خودمونه.... اگه هر کدوممون به این باور برسیم که میتونیم با تلاش بیشتر یه کار ماندگار طراحی کنیم دیگه نمیریم کاری رو کپی کنیمیا لااقل تا این حد کپی نمیکنیم.

منم با این حرف فاطمه جان موافق که بعضی ها به دلیل عدم اعتماد به نفس و تنبلی دست به این کار میزنن.
و اینکه اگه کمی تلاش کنن میتونن کار عالی ارایه,عدم آموزش صحیح و وقت هم به نظر من میتونه از دلایل این کار باشه.
 

ebram0412

عضو جدید
کاربر ممتاز
صدیق جان بحث به جا و قابل تاملی را بیان کردید... تعاریف در معماری از اهمیت والایی برخوردارند..
کپی برداری و الهام گرفتن دو تعریف مهم در معماری هستند. کپی برداری چیست و آیا زایده ذهن خلاقه یا زایده یک فرار در پرسه طراحی هست.. فرض کنید شما می خواهید یک خانه طراحی کنید... در پروسه طراحی گاه شما از ایده ها کپی عینی می کنید ولی ایده اولیه به کالبدی پر معنا تر و تکامل دار تر تبدیل می سازید(نمونه عینی این برخورد را در شعر در شاهکار شاعر های ایران زمین حافظ بزرگ می بینید که عرفان مولانا و هنر سعدی و بزرگی فردوسی را توامان داره و غزلیات شاهکار خود را می نویسد.. پس کپی ذهنیات و ایده ها در راستای تکامل آن ایده نوعی خلاقیت به حساب می آید. اما کپی برداری عینی کاللبد و ایده نوعی برخورد ساده با موضوعی پیچیده و سطحی نگری معمار با پروژه می باشد که نتیجه سو آن شهر های بی مکان یا به نقل از استاد بانی مسعود فرامدرن (سوپر مدرن) که به دنبال هیچ چیز جز بی مکانی نیستند که البته ما در این زمینه نیز از این جنبش زاده از آمریکا عقب تر هستیم.. ).......... اما ایده خلاق چیست.. شاید آخرین خلاقیت در معماری به سالیان پیش بر می گردد جای که لویی کان بزرگ با برخوردی جدید به تالیف سبکی پرداخت که بزرگان معاصر به ادامه آن مفاهیم پرداختند. حال این مسئله به دوگانگی بزرگ می انجامد. معمار مولف کیست چه جایگاهی دارد. معماران مولف یا بزرگان معماری همان کسانی هستند که ایده های عملی و تازه ای در قالب سبکی جدید به جهان عرضه می دارند . پس در عمل خلاقیت در معماری به معنای 100 درصد وجود ندارد و حتی در بین آثار این معماران مولف از جمله استاد لوکوربوزیه . رایت . لویی کان و بزرگ معمار ایران زمین قوام الدین شیرازی . ترکیبی از خلاقیت و کپی را می بینید. این عمل بی شک نه تنها مضر نیست بلکه به تکامل ایده ها از یک نسل به نسل دیگر می انجامد... پس خلاقیت نسبی هست ولی این خلاقیت باید منطق داشته باشد . شاید این نا محدود بودن خلاقیت ها و عدم انسجام آن با اصول پایه در معماری نوعی آشفتگی را به دنبال خواهد داشت شاید چاره این مسئله تعادل باشد و یا به نقل از استاد اعظم ریچارد میر برخورد هنری با موضوع ما را از وادی کپی و خلاقیت جدا کرده و به وادی معماری برای معماری سوق می دهد یعنی در بسته بزرگ معماری برای معماری دیگر تعارفی مثل کپی و خلاقیت جای خود را به تعریف هر چیز در جای خود معنا دارد تغییر می یابد. پس لازم نیست ذهنمان را با این تعاریف مشغول کنیم.. هر چیزی در جا و مکان خود واجد اهمیت می شود که من خود آن را در قالب فضا ها در قالب فضا ها قبول دارم یعنی هر فضای در دل دیگر فضا تعریف می شود و هیچ چیز تنها و بی ارتباطی در وادی معماری وجود ندارد که در این قالب کپی و خلاقیت معنی ندارد و تنها چیزی که مهم هست تعاریفی مثل انسجام شاخص بودن
، ارتباط بصری و کالبدی معنا پیدا می کند...
ببخشید که بسیار صحبت کردم .
 

maryam0

عضو جدید
با سلام خدمت دوستان عزیز
بحث کپی به نظرم چندین جنبه رو در بر می گیره که یکی از این جنبه ها،
در واقع برای دانشجویان معماری همانطور که روش تدریس در ایران هست حالا چه خوب یا ... برای آشنایی بیشتر ما از نحوه ی دیدن و لمس بیشتر پروژه هاست که کم کم باعث میشه یکسری خط یا خطوط فکری هم ما بیشتر به سمتش کشیده بشیم و به کار ماهم ایده دهد /کمااینکه هنوز خیلی از ما در ارشد و طرح های نهایی و یا حتی مشاورین نیز از این روش بهره میگیرند.
اما به راستی خلاقیت و فکر نو کجاست؟
در واقع خلاقیت فقط یک ایده عجیب نیست یا فقط بخواهد در دنیا تک باشد گاهی کوچکترین و ریزترین ایده و خطوط ما به بهترین حجم یا فرم ها تبدیل شده است.پس خلاقیت منحصر به هر فردی است و در راستای کمک و فرا فکر کردن می شود به آثار دیگر هم نگاهی کرد و با خلاقیت خود با اون خط و فکر بازی کرد و به گونه ای در بیاد که یک فکر نو باشد و حتی در جهت تکمیل کردن اثر قبلی...
همه چیز برای خلق فضاهای بهتر برای حال و آیندگان است ،پس با بهتر کردن و تکمیل و رفع نواقص آثار خودمان و حتی اثری دیگر، در پی این رشد باشیم..
پایدار باشید...
 

HOTT

عضو جدید
کاربر ممتاز
به نظر من بین تقلید صرف و توجه به هسته موضوع تفاوت زیادی هست
متاسفانه ما نه تنها در معماری بلکه در خیلی از زمینه ها فقط به پوسته نگاه می کنیم
نمونه اش ترمینال همدان که تماما از شیشه است و تقلیدی از یه نمونه خارجی
بدون اینکه بدونه حتی تمام شیشه برای اقلیم همدان مناسب نیست
 

joyaye nam

کاربر فعال
به نظر من یک دانشجوی معماری باید مشق معماری انجام بده و مشق کردن به این معنی ( تکرار کردن عملی را برای نیکو آموختن)
این مشق کردن مراتب داره در مرحله ی اول تکرار کردن کار بزرگان معماریه که هم از نظر من هم از نظر بسیاری از اساتید هیچ موردی نداره
پس نمیشه بدون در نظر گرفتن موقعیت این کار رو سرکوب کرد
درست مثل زمانی که یک فرد آماتور شروع به یادگیری سازی مثلا گیتار میکنه...
اما مراحل بعدی کم کم میبایست از تقلید صرف خارج بشه و جای خودشو به استفاده ی از راه کارها بده .
خب نمونه ی این عمل در کار بسیاری از معمارها وجود داره مثلا موزه ماکسی کار خانم زاها حدید

http://uploadtak.com/images/c2927_1a.jpg
http://uploadtak.com/images/r9925_2a.jpg

البته نکته ی دیگه ای که وجود داره اینه که دیدن آثار به صورت ناخودآگاه در اسکیمای هر فردی تاثیر میذاره و این امکان وجود داره که یک اثر معماری تا حدودی شبیه به دیگر آثار بشه که این هم به کرات در کار معمارهای بزرگ دنیا دیده میشه.
 

arashitect

عضو جدید

درود فراوان.
نقل قول بنده ناظر بر دید اجرایی بود نه طراحی:
زمانی که معمار یک کپی از طرح خوب دیگران رو اجرا کند هم به شخص خودش کمک کرده در زمینه فهم اثر.تکنیکهای اجرا.و... و هم به مصرف کننده نهایی خدمت کرده با اجرای یک طرح خوب.
و اینکه من شخصا معتقدم (البته با رعایت اخلاق حرفه ای و کسب اجازه از صاحبان اثار)اجرای کپی از معماری های چشمگیر بسیار بسیار برای ما (به عنوان معمار)و مردم(به عنوان مصرف کننده)ارزشمند تر از ساختن مشتی خزعبلات به عنوان معماریه.
با اجرای کپی هم سطح زایقه مردم بالاتر میره.هم چشمشون به دیدن کار خوب عادت میکنه.هم پولشون دور ریخته نشده. هم شهرامون زیباترند و....صد البته برای اموزش ماها به عنوان معمار هم خیلی مثمر ثمر هستش.
 
آخرین ویرایش:

REZA RS

عضو جدید
سلام بچه ها منم با کپی کردن مخالفم چرا باید کپی کرد به نظر منم هرچقدر ضعیف باشه کار باشه ولی کپی نباشه اما متاسفانه الان خیلی ها عشق کپی شدن و استادا تو دانشگاه و کارفرما ها هم تو بازار کار این کار رو دوس دارن.ما رتبه اول کپی رو تو دنیا داریم .
 

et-rt

عضو جدید
کاربر ممتاز

درود فراوان.
نقل قول بنده ناظر بر دید اجرایی بود نه طراحی:
زمانی که معمار یک کپی از طرح خوب دیگران رو اجرا کند هم به شخص خودش کمک کرده در زمینه فهم اثر.تکنیکهای اجرا.و... و هم به مصرف کننده نهایی خدمت کرده با اجرای یک طرح خوب.
و اینکه من شخصا معتقدم (البته با رعایت اخلاق حرفه ای و کسب اجازه از صاحبان اثار)اجرای کپی از معماری های چشمگیر بسیار بسیار برای ما (به عنوان معمار)و مردم(به عنوان مصرف کننده)ارزشمند تر از ساختن مشتی خزعبلات به عنوان معماریه.
با اجرای کپی هم سطح زایقه مردم بالاتر میره.هم چشمشون به دیدن کار خوب عادت میکنه.هم پولشون دور ریخته نشده. هم شهرامون زیباترند و....صد البته برای اموزش ماها به عنوان معمار هم خیلی مثمر ثمر هستش.
ببخشید ولی به نظر من موضوع خیلی پیچیده تر از اینهاس
به نظر شما چرا اصلا کپی کردن رو اشتباه میدونن
چون مانع خلاقیته؟
چون کار درست و اخلاقی نیست؟
نه
چون هر مکان و محلی نیاز به طراحی برای بافت و مردم خودش داره
اگه واقعا احترام به مصرف کننده ی نهایی مهمه. پس باید برای خودش طراحی کنیم.
شاید یه طرحی عالی باشه ولی جای دیگه جواب نده. این حساسیتا به مرور خودشونو نشون میدن
مثله شهرک اکباتان تهران.
طرحش از لندن اومده. در لندن اجرا شده و عالی جواب داده. ولی تو تهران چی؟
به فرهنگ تهران جواب داده؟
واحدای همسایگیش برا تهرانیا مناسبه؟
پس کپی تو اجرا به مراتب بدتر از محیط اکادمیکه. البته به نظر من
:gol:
 

پروانه شیرازی

عضو جدید
کاربر ممتاز
من با شما موافقم،قبول هم دارم که بلاخره هرکسی باید از یه جا شروع کنه و مطمئنا اونجا کارش ضعیفه،اما تو بازار ما اگر یه پلان ضعیف بکشی،دیگه کسی بهت کار نمیده.
باید قبول کنیم که شرایط امروز بازار ما اینجوریه و ملت(به خصوص نما)کچی رو بیشتر میپسندن

خوب چرا ما بجای اینکه بیام از کپی استفاده کنیم خودمونو قوی نکنیم؟مگه ما چه کمتراز معمارای دیگه داریم میدونید چیه ما خودمونو باور نداریم ایراد کار ما اینجاست اگه ما بتونیم یه کار خوب ارائه بدیم وازش دفاع کنیم قدم اولو برداشتیم همیشه که نمیشه منتظر بشینیم ببینیم معمارای بزرگمون چی طراحی میکنن تا ما هم ازون یه تقلیدایی کنیم ما باید به این باور برسیم که این من خیلی کارا میتونه انجام بده...
 

ehsan arch

عضو جدید
به نظر من استفاده مناسب و به جا از کارهای اجرا شده اشکال نداره ولی بعضی ها به قدری ناشیانه و غیر اصولی کپی برداری میکنند که که سابقشون زیر سوال میره...
جایزه معمار بود (شماره 76) کافی شاپ 7 که رتبه سوم گرفته بود .... تو شماره بعدی معلوم شد که ورودی اون کپی بوده ..... به این میگن کپی برداری نه استفاده از نمونه کار.....
 

arashitect

عضو جدید
ببخشید ولی به نظر من موضوع خیلی پیچیده تر از اینهاس
به نظر شما چرا اصلا کپی کردن رو اشتباه میدونن
چون مانع خلاقیته؟
چون کار درست و اخلاقی نیست؟
نه
چون هر مکان و محلی نیاز به طراحی برای بافت و مردم خودش داره
اگه واقعا احترام به مصرف کننده ی نهایی مهمه. پس باید برای خودش طراحی کنیم.
شاید یه طرحی عالی باشه ولی جای دیگه جواب نده. این حساسیتا به مرور خودشونو نشون میدن
مثله شهرک اکباتان تهران.
طرحش از لندن اومده. در لندن اجرا شده و عالی جواب داده. ولی تو تهران چی؟
به فرهنگ تهران جواب داده؟
واحدای همسایگیش برا تهرانیا مناسبه؟
پس کپی تو اجرا به مراتب بدتر از محیط اکادمیکه. البته به نظر من
:gol:
ممنونم از حسن نظر شما دوست عزیز.
امروز در اینکه هر طرحی وابسته به (مکان-زمان- فرهنگ) هستش هیچ شکی نیست.هرچند در معماری مدرن به زمان و فرهنگ توجهی نمیشده و شهرک اکباتان هم در زمره معماری مدرن قرار میگیره و باید درهمون چهارچوب بررسی بشه.
هر کپی ای هم قابل قبول نیست صد البته.انتخاب درست یک پروژه برای کپی نمودن نیازمند سواد و تجربه بالاییست.
بحث من بیشتر این بود که اگر نمیتوانیم طرح مناسبی برای اجرا تهیه کنیم.از ایده های دیگران استفاده بشه(با رعایت اخلاق حرفه ای) بهتر از دور ریختن سرمایه مشتری و آبروی خودمونه.اگر تواناییش هست که دیگه چه بهتر.
 

abolfaZZzl

عضو جدید
کاربر ممتاز
ممنون از دعوتتون.
کپی کردن هم حدی داره خیلی ضایعه که بخوای دقیقا یا چیزی شبیه دقیقا کپ بزنی.
آخه این مغز نامحدود، آدم چقد باید تنبل باشه که ازش استفاده نکنه یککم خلاقیت بزاد!
تا اونجایی که یادم میاد اساتید ما از کپی کردن منع میکردن.
البته بستگی به مسائل مختلفی داره ولی در کل کپی حال نمیده.
 

agin

عضو جدید
کاربر ممتاز
کپي يا سرقت؟
آيا اين ها اصلا با هم فرقي دارن؟

من فکر مي کنم جامعه ي ما تو کف هرم نياز ها مونده،درجا زدن تو نياز هاي اوليه باعث ميشه تا رسيدن به خود شکوفايي مسير طولاني اي در پيش باشه

مني که طراحم،وقتي بهم ميگن تو 10 روز پلان 3 تا ويلا بهم بده، مي دونم که کار معمارانه اي از آب در نمياد،اما وقتي شرايط اقتصادي خودمو مي بينم و مي دونم اگر بگم نه،کس ديگه اي کار رو ميگيره،ترجيح ميدم 10 روزه کارو ببندم و تمامش کنم و پولمو در بيارم،در عين اينکه مي دونم خلاف ايده آل ها و چيزاييه که دوست دارم باشم

براي شکوفايي و بروز خلاقيت،بايد آزاد بود،من چندان با بحث محدوديت خلاقيت مياره موافق نيستم

شرط خلاق شدن جامعه،آزاد بودن فکر و ذهن از نياز هاي اوليه اس،دانشجويي که دغدغه اش نمره و پاس شدن و 8 ترمه تمام کردنه،فکر اين نيست که کار خلاقانه و بديعي ازش سر بزنه

معذرت میخوام اما با نظرتون موافق نیستم
برآوردن نیازها، خیلی مسایل میتونه به همراه داشته باشه و بالطبع خیلی پیش آمدهای بدتر از اون.
به نظر من هر کسی بستگی به خودش و طرز فکرش ،متفاوت میشه با بقیه.ما هممون استادهایی داشتیم که این جور کارها و پیروی از اونا رو بهمون هشدار دادن و حتی گفتن که به هیچ وجه حاضر به این روش زندگی و درآمدزایی نشین ، اما کدوممون راه رو درست رفتیم و به حرفشون گوش میدیم؟
توی همون دانشگاه هم ، خیلی وقتا خود من نمرم پایین تر از همه شد اما حاضر نشدم کارم رو کپی بکنم یا حتی بدم یکی دیگه برام هیچ کدوم از کاراش رو بکنم
حتی الان این مسئله رو توی محیط کارم هم دارم اما باهاش مقابله میکنم
همه اینا بستگی به خود شخص و دید فکریش داره

گذشته ما،سرشار از معماریهای فوق العاده با معمارهای خلاقه. از ایده هاشون و فکرشون استفاده کردن ، اما حالا معماری ما داره به قهقرا میره به خاطر همین کارایی که ما معمارهای جدید میکنیم و اسمش رو نیاز یا هرچیز دیگه ای میذاریم.
 
آخرین ویرایش:

et-rt

عضو جدید
کاربر ممتاز
صدیق جان بحث به جا و قابل تاملی را بیان کردید... تعاریف در معماری از اهمیت والایی برخوردارند..
کپی برداری و الهام گرفتن دو تعریف مهم در معماری هستند. کپی برداری چیست و آیا زایده ذهن خلاقه یا زایده یک فرار در پرسه طراحی هست.. فرض کنید شما می خواهید یک خانه طراحی کنید... در پروسه طراحی گاه شما از ایده ها کپی عینی می کنید ولی ایده اولیه به کالبدی پر معنا تر و تکامل دار تر تبدیل می سازید(نمونه عینی این برخورد را در شعر در شاهکار شاعر های ایران زمین حافظ بزرگ می بینید که عرفان مولانا و هنر سعدی و بزرگی فردوسی را توامان داره و غزلیات شاهکار خود را می نویسد.. پس کپی ذهنیات و ایده ها در راستای تکامل آن ایده نوعی خلاقیت به حساب می آید. اما کپی برداری عینی کاللبد و ایده نوعی برخورد ساده با موضوعی پیچیده و سطحی نگری معمار با پروژه می باشد که نتیجه سو آن شهر های بی مکان یا به نقل از استاد بانی مسعود فرامدرن (سوپر مدرن) که به دنبال هیچ چیز جز بی مکانی نیستند که البته ما در این زمینه نیز از این جنبش زاده از آمریکا عقب تر هستیم.. ).......... اما ایده خلاق چیست.. شاید آخرین خلاقیت در معماری به سالیان پیش بر می گردد جای که لویی کان بزرگ با برخوردی جدید به تالیف سبکی پرداخت که بزرگان معاصر به ادامه آن مفاهیم پرداختند. حال این مسئله به دوگانگی بزرگ می انجامد. معمار مولف کیست چه جایگاهی دارد. معماران مولف یا بزرگان معماری همان کسانی هستند که ایده های عملی و تازه ای در قالب سبکی جدید به جهان عرضه می دارند . پس در عمل خلاقیت در معماری به معنای 100 درصد وجود ندارد و حتی در بین آثار این معماران مولف از جمله استاد لوکوربوزیه . رایت . لویی کان و بزرگ معمار ایران زمین قوام الدین شیرازی . ترکیبی از خلاقیت و کپی را می بینید. این عمل بی شک نه تنها مضر نیست بلکه به تکامل ایده ها از یک نسل به نسل دیگر می انجامد... پس خلاقیت نسبی هست ولی این خلاقیت باید منطق داشته باشد . شاید این نا محدود بودن خلاقیت ها و عدم انسجام آن با اصول پایه در معماری نوعی آشفتگی را به دنبال خواهد داشت شاید چاره این مسئله تعادل باشد و یا به نقل از استاد اعظم ریچارد میر برخورد هنری با موضوع ما را از وادی کپی و خلاقیت جدا کرده و به وادی معماری برای معماری سوق می دهد یعنی در بسته بزرگ معماری برای معماری دیگر تعارفی مثل کپی و خلاقیت جای خود را به تعریف هر چیز در جای خود معنا دارد تغییر می یابد. پس لازم نیست ذهنمان را با این تعاریف مشغول کنیم.. هر چیزی در جا و مکان خود واجد اهمیت می شود که من خود آن را در قالب فضا ها در قالب فضا ها قبول دارم یعنی هر فضای در دل دیگر فضا تعریف می شود و هیچ چیز تنها و بی ارتباطی در وادی معماری وجود ندارد که در این قالب کپی و خلاقیت معنی ندارد و تنها چیزی که مهم هست تعاریفی مثل انسجام شاخص بودن
، ارتباط بصری و کالبدی معنا پیدا می کند...
ببخشید که بسیار صحبت کردم .

خیلی جالب بود
پس مهم نیست عناصر و ایده ها و ... از کجا میان و ایده ی چه کسی بوده
مهم اینه وقتی ازش استفاده میکنیم به معنای واقعی عضوی از مجموعه باشه. یا همون تعادلی که شما بهش اشاره کردین.
ولی این تعریف یه جورایی منو یاده عملکردگرایی ایده های مدرنیسم میندازه.
منظورم اینه بعضی وقتا معماری باید پاسخگوی نیاز ها و هیجانات آنی مردم باشه. بعضی وقتا یه تجربه ی جدید لازه که برای ایجاد این تجربه باید بعضی عناصر سر جای خودشون نباشن. یا بعضی اوقات اصا عناصر جدیدی وارد معماری میشن.
اونجا خلاقیت از اون معنی که شما میگین خارج میشه و البته اونجاست که بحث کپی و تقلید به دنبال خلاقیت هم از اون معنی خارج میشه.
تو همچین حالتی که نیاز به یه کار جدیده تقلید هیچ جایی نداره.
 

art-s

عضو جدید
کاربر ممتاز
تو نکاتی که دوستان اشاره کردن همه با کپی مخالف بودن. و برای شیوع ش دلایلی رو هم ذکر کردند از آموزش تو دانشگاه تا بحث نمره و....
چیزی که به نظر من می رسه اینه که : برای طراحی نیاز به مبانی نظری هست والا چه فرقی بین یه معمار و باقی افراد تو خط کشیدن هست؟ چه فرقی بین یه دانشجو معماری و سایر دانشجوها تو طراحی هست؟اگر قرار به این باشه که با دیدن نمونه کار و وصله پینه کردن اونا بهم طرح ماندگار خلق بشه که نیاز نیست حداقل 4 سال معماری خوندن تو رشته های دیگه هم که باشیم میتونیم با مقایسه به نتیجه برسیم خوب!!! اشکال از جایی ایجاد میشه که تو آموزش تاکید رو مبانی نظری نیست. وقتی دانشجو مبانی لازم رو نداره و ازش طرح میخوان به سمت کپی سوق داده میشه. وقتی تو یه دانشگاهی دانشجو ترم آخره و طرح5 و پایان نامه و تازه مبانی نظری رو بر میداره باهم.و ترم قبل تازه معاصر و انسان طبیعت پاس کرده چه انتظاری داریم؟؟ این روند از همون پایه شروع میشه. و جای مطالعات و بررسی به دانشجو کپی رو یاد میدم.
کم نیستند معماران هم نسل من که بعد از فارغ التحصیلی هم هنوز از پس تحلیل و نقد یه بنا برنمیان.وقتی تحلیل درست رو یادنگرفتیم چه طور از "کپی خوب"!!! اسم می بریم؟
اصلا ترکیب کپی + خوب ترکیب معنا داری هست ؟؟ :))))
 

hossein00104

عضو جدید
کاربر ممتاز
"به گفته ادیسون تمام موفقیت ها ایشون زاییده پشتکارش بوده نه استعدادش ... " توی وجود هر فرد استعداهایی نهفته اس که میتونه با پشتکارش اونو پر بار کنه پس جای بحث و گلایه ای نیس که من بی استعدادم و تلاشم بی نتیجه اس این بهونه جوییه واز زیز کار در رفتنه ، نتیجه قضیه چی میشه ... آیا میتونیم بگیم پیش اومدن این جور مسائل غیر اخلاقی یه بخشاییش بر میگرده به همین قضیه... چرا هر بار تقی به توقی میخوره من باید تقصیرارو بندازم گردن سیستم آموزشی و دنبال مقصر بگردم ، اگه انگشت اشاره رو بگیرم طرف کسی سه انگشت پایین تر طرف خودمه پس مقصر اصلی خوده منم من معتقدم استاد و کادر آموزشی هر چی که باشه تونسته یه علمی رو تو مخ من تزریق کنه من باید وظیفه خودمو بدونم و اون علمه رو ادامه بدم و گام های بعدی بامنه این درست که کیفیت موسسات آموزش عالی کشور نسبت به هم دیگه بالانس نداره و شاید خود دانشگاه طی سالای متوالی ولی دلیل بر مقصر بودن اینا نمیشه مشکل از منه که از خوابم نزدم ، از تفریح و گردش با دوستانم نزدم دنبال سواد آنچنانی نبودم به دنبال مدرک بودم ، وقت نذاشتم الان مدرک دارم میخوام تدریس کنم تو مسابقه شرکت کنم به خودم افتخار کنم غافل از اینکه اسمم معماره و خوراکی تو این قضیه ندارم از منه معمار انتظار میره از طرف اطرافیا که من تو مسابقه شرکت کنم وای دستم خالیه چاره چیه ، آیا این میشه راه و چاه ، خامی کردن از منه جوونه ، اشباه کردن از منه جوون ، بی تجربگی صفت منه جوونه ، ولی از اون طرف پر انرژی ترین دوره جوونه ، خلاق ترین و آزادترین فکر ازآن منه جوونه ، پس چرا ازش بهره نگیرم .
عصری که ما الان توش زندگی میکنیم عصر تکنولوژیه و به شدت داره رو زندگی ماها تاثیر میذاره ، این وظیفه ما آرشیتکتاس که بتونیم این تغییرات رو حس کنیم و برای ادامه زندگی و ثبات آرامش بیش از پیش و انسانی بودن فضا و مکان و زمان تلاش کنیم که کپی کردن توش جواب نمیده ، موفقیت ، خلاقیت هوشمندانه میطلبه چه بسا که ادامه خلاقیت و ابتکار عمل کسایی باشه که قبل از ما بودن ، به عنوان مثال ایده حیاط مرکزی و گودال باغچه ها تو اقیلم گرم و خشک ما میتونیم در ادامه همین ایده خط بکشیم ولی نه اینکه خط معماری رو کپی کنیم ، همه میدونیم که کشور ما در حال توسعه اس و نیازه که ماها مسئولیت پذیر باشیم همت به خرج بدیم که هم استعداش رو داریم هم جنمش رو ، که نخواد به قول دوستومون طرح مجتمع مسکونی اکباتان رو از یه جای دیگه کپی کنیم بیاریم و اینجا جواب نده ، شاید به زنده بودن جواب بده ولی به زندگی کردن نه ، مسکن همر ما قرار بود مشکل مسکن جوونارو حل کنه ، قیمت مسکن رو بیاره پایین ، اقتصاد کشور بره به سمت مسکن تا فلج نشه و بحثای سیاسی دیگه ، که قرار بود از سازه پیش ساخته استفاده کنن ولی چرا نشد ، از تکنولوژی دنیا عقبیم ، که هنوز تو این موندیم که چطوری سازه ای پیش ساخته طراحی کنیم که دوتا ستون بذاریم یه تیر بذاریم روش ، بعد اینو تکثیر کنیم و مسکن مهر ما پیش ساخته شکل بگیره ، که نشد گفتن وقت اجاره نمیده ، که نه قیمت مسکن اومد پایین و برعکس رفت بالا و نه مشکل مسکن جوونای کشور حل شد فقط گردش خون اقتصاد کشور قط نشد ... حالا منه جوون وظیفه م سنگین تره و روز به روزه داره سنگین تره میشه ... حالا در کنار این مسائل ببینم که داره چه به سر معماری نسل آینده میاد ما نباید باید این جور مسائل رو ببینیم ، تکون خودن از این پله به پله های بالاتره یه نمه همت میخواد ، اونو هممون بذاریم حل میشه ...
 
آخرین ویرایش:

abolfaZZzl

عضو جدید
کاربر ممتاز
اونهایی که مبانی نظری ندارن یا از طراحی فرارین که خب بحثشون جداست اونا همون بهتره که از روی کارای دیگه کپی کنن تا مبانی نظریه همون کارو یاد بگیرن ، که شاید اهداف بسیاری از اساتید توی استفاده ازین روش برای آموزش شاگرداشون همینه که با کپی بطور عینی مبانی رو یاد بدَن. اما بدیش همینه که شاگردا آکمغز بار میان و مبانی نظریه زیادی عاید شاگردا نمیشه.یا همون نمونه ها تو ذهن بچها میمونه.
اما در کل اونچیزی که من در حداقل پایاننامه های مختلف توی چنتا دانشگاه دیدم روندی بود که به کپی کردن منجر نمیشد(مگه اینکه طرف خیلی داغون بوده) ،همگی تو بخشی از کار نمونه های طرح شده ی مختلفو معرفی وبررسی میکردن اما کپی نکرده بودن یا حداقل کپی عین به عین نکرده بودن.
اما خلاصه بگم، فرد باید خیلی چیزا بدونه تا بتونه خلاقیت بخرج بده یعنی هم باید مبانی نظری بدونه و هم نمونه های زیادی رو دیده باشه تا بتونه طراحیه خلاقی داشته باشه.مبانیه نظری هم کسب شدنیه یعنی طراح( حداقل )درحین مراحل اولیه ی طراحیش هم میتونه کسبش کنه و توی طرحش بکار ببره،اما اینکه کپی عین به عین صورت بگیره اونم تو این اقیانوس طرح و ایدهو ... خداییش خیلی ظلمه.(جالبه که این توی یک مسابقه معماری اتفاق افتاده و جالبتر از اون ... )
 

et-rt

عضو جدید
کاربر ممتاز
بازم میگم
کپی به این خاطر بده که وقتی این اتفاق میوفته احتمال اینکه یه ناسازگاری بزرگ ایجاد بشه زیاده.
ممکنه این ناسازگاری فرهنگی باشه. ممکنه اقلیمی باشه. ممکنه بافتی باشه. ممکنه شرایطی باشه.
من اصلا کاری با اخلاقیاتش ندارم.
و این مشکل از دانشگاهه. مسالما از دانشگاهه.
وقتی استاد میاد سره کلاس طرح.
جلسه ی اول فقط سیاست میده
جلسه دوم میاد میگه موضوع مجتمع نمیدونم چیچیه. بدونه اینکه بدونه این موضوع چی هست و چی میخواد. بعد میگه سایتتون یه مستطیل چهار بر اتوبان با ابعاد آسمون در زمین. اقلیم هم مهم نیست..
حالا دلیلش چیه که این طرحو داد
جواب: مخوام یکم ذهنتون باز بشه.!!
تو کرکسیون ها هم هرقدر فضای اضافی باشه یا سرویسش میکنه یا کافی شاپ
این رفتارا شروع بی قیدیه یه معماره. دانشجو تو این شرایط میتونه بانکو رنگ کنه جای موزه تحویل بده
در عوض یه استاد هست میگه سایتتون وسط فلان بافته با فلان قابلیتا. با فلان ابعاد که سره فلان گوشه یه پخ خورده و ... قیمت زمین تو این ساید در این حدوده پس حواستون باشه.
من از طرحتون به عنوان کارفرما این مواردو میخوام. میخوام تو همه ی طرحا یه همچین چیزی باشه.
این شرایطی که میزاره هر قدر که سختر باشن بیشتر فکر طرفو از کپی و کار بیرون خالی میکنه.
اگه دانشجو با این معیار ها بار بیاد. ترم بعد که اون استاد هوا فضا هم اومد سر طرحش یه ارزشها و معیارایی داره و به سمت همچین چیزی نمیره.
فقط نگین که ما خودمون باید تلاش کنیم.
من وقتی اومدم دانشگاه همونقد از معماری میدونستم که یه اجر میدونه.
چطور میتونستم تشخیص و اخلاق معماری رو درک کنم. باید بهم یاد داده میشد.
end of the story
 

doomann

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام . از خوندن اطلاعات عزیزان خیلی لذت بردم . نظر خودم رو خلاصه می گم

کپی بدون تحلیل و نقد و درک اصول ، صرفا نشخوار خط و خطوط هست. هویت کپی کار ، نقشه کش و جا نماست نه طراح و معمار. مثل همه واژه هایی که تعاریف عام از اونها غلطه مثل رژیم ، مثل ترافیک و ... کپی هم در معماری به غلط جا افتاده که متاسفانه به جای تعالی بخشی به معماری ، بر توهمات قشر تحصیل کرده معمار امروزی اضافه می کنه و عملا میشه خوابیدن در سایه شیر و احساس بزرگی کردن .
واژه هویت معماری هم فقط در حد عنوان شدن مطرح میشه و یا به کل فراموش میشه . انالیز ها فقط برای پر شدن شیت ها و خوشگل شدن دفترچه های مطالعاتیه . فرآیند و پروسه طراحی هم مثل همه کارها بدون هیچ مطالعه و زحمتی فقط با آرشیو نقشه های توی کامپیوتر مرتفع می شن .
 

doomann

عضو جدید
کاربر ممتاز
از اونجا که همه عادت داریم فقط نقد کنیم و مشکل ها رو بگیم و درد دل کنیم دلم می خواد چند تا معضل اساسی رو بگم و چند تا راه حل هم ارائه بدم .

1- نقش استادان : استادی که در محضر استاد بالاتری معماری رو سینه به سینه تحویل نگرفته باشه نمی تونه معلم خوبی باشه و امانت رو به دست صاحبش که همون دانشجو هست برسونه . پس کسی که چیزی رو یاد نگرفته نمی تونه چیزی رو یاد بده .

2- نقش دانشجوها : دانشجویی که برای هیچ چیز حوصله نداره جز مدرک گرفتن ، امیدی نداره و همه چیز رو صرفا تفریح میدونه و بدون درک هنری صرفا به خاطر هزینه هایی که می کنه توقع معمار شدن داره نمی تونه عامل مثبتی باشه برای ایده پردازی و تفکر خلاقانه . نمی شه توی زمین گندم کاشت و خیار برداشت کرد !!!

3- موسسات آموزش عالی : باید تاکید کرد که معماری فقط چند تا میز نقشه کشی و چند تا دانشجوی هنوز فارغ التحصیل شده به عنوان استاد هنر مند معماری نیست . معماری قلک ذخیره پول برای دانشگاه نیست . معماری دام و تله برای باقی موندن دانشگاهها نیست .

پیشنهادات : به جای اینکه از زمین و زمان ایراد بگیریم از خودمون شروع کنیم . تفکر و عمل و تبدیل شدن به یک نمونه نیازی به تشویق و تنبیه نداره . عاشق معماری بهش میرسه چه با کپی چه بی کپی . همه جوامع در همه زمینه ها مسائل منفی دارن پس تاکید روی مسائل منفی نمی تونه ارزش کپی در مفاهیم و استفاده از اون با درک هویت و منطق طراحی در پروسه طراحی رو از بین ببره .

به عنوان یک دانشجوی معماری سعی کنیم خودمون رو مسئول بدونیم. به عنوان یه استاد و معلم قبل از اینکه دانشجو ها رو هدایت کنیم اول خودمون هدایت بشیم . چند سال بیشتر درس خوندن و مدارک و مراتب بالاتر صرفا لازمه معلمی نیست .
 

aa-amini

عضو جدید
کپی کردن هم شهامت میخواد به نظر من کپی کردن بد نیست اما کپی رو باید به شرایط محیط رسوند ازش ایده گرفت
رم کولهاس هم میگه من فلان جای کارم رو از کار فاستر برداشتم تو مصاحبه میگه خیلی هم صریح یا بقیه معماران اما این دلیل نمیشه که پشت کاری که کولهاس کرده تفکر نیست

منم با این حرف موافقم
 

vertex

اخراجی موقت
اگر قبول کنیم که معماری هنره مثل هر هنر دیگه ای مثلا موسیقی شما اول باید با نواختن آهنگ های معروف موسیقی رو یاد بگیرید روز اول که نمیشه به طرف گفت مثل کلایدرمن پیانو بزن ناچاراً باید تقلید بکنه چون موقع تقلید به خیلی از زوایای کار آشنا میشه . معماری هم همینطوره پله اول طراحی نیست. برای اینکه فیلمساز خوبی باشی باید بتونی منتقد خوبی هم باشی . و برای اینکه معمار خوبی باشی باید کارهای دیگران رو ببینی و نقد کنی از ایده هاشون ایده بگیری و جای پات رو جای پای اونا بزاری تا راه رفتن رو یاد بگیری . ولیییییییییی زمانی که بلد شدی چطور موسیقی بنوازی.. حالا که میفهمی چه فیلمی میبینی حالا که واسه خودت ایده داری دیگه رسیدی به هنر . شدی هنرمند یعنی صاحب هنر . صاحب هنر معماری ، موسیقی، سینما و .... تا وقتی دانشجویی فرصت داری که هر کاری دلت خواست انجام بدی که چیزی یاد بگیری . خوب اگر خودت نخواستی چیزی یاد بگیری این یه چیز دیگست . ولی مسابقه طراحی معماری !!!! خوب این مثلا میخواد خلاقیت رو محک بزنه فکر نمیکنم عینا کپی کردن موضوع توجیح داشته باشه. پس اولاً بنظر من بحث آموزش یه چیز دیگست و بحث مسابقه طراحی یه چیز دیگه . ثانیا هنر با کپی کردن دو چیز متناقض هستن . در ذات هنر بدعت هستش که منافی کپی کردن هست . پس کپی کردن در مقابل هنر بی ارزش هست . ولی ما گاهی برای پی بردن به ارزش هنر این کار بی ارزش رو انجام میدیم نه اینکه پایان نامه دانشجویی مون رو کپی کنیم یا توی مسابقه طرح یکی دیگه رو برداریم . همین
 

65640

عضو جدید
به قول استاد ما فرآیند طراحی از کپی شروع میشه ،یعنی اینکه یه سری نمونه های خوب رو میبینی بعد از هر کدوم یه چیزایی رو برمیداری بعد با خلاقیت خودت اینارو کنار هم قرار میدی و مونتاژ میکنی و طرح خودت به دست میادکه کار خیلی سختیه و خیلی هم فکر میخوادکه اگه این روند رو خوب طی کنی یه طرح خیلی خوب خلق میکنی،یه جایی خوندم که تقلید کردن از کار یک معمار کپی است ولی تقلید از کار چند معمار خلاقیت است،نظر شما چیه؟
 

ms.shahzad

عضو جدید
خوبه که!!!
حداقل یکم شهرمون از این یکنواختی و بی رنگی در میاد!
من رای موافق رو به هر مهندس بی ذوقی که بلد نیست خودش طرح جالبی بده و میخواد طرح دزدی بکنه رو میدم!
فقط جان هر کی دوست داره آخرش سرش رو بالا نگیره بگه طرح از اولش مال خودم بود؛ مرد و مردونه (حتی اگه معمار خانوم باشه) بگه من از طرح فلان معمار الهام گرفتم یا مثلا....
حداقل این شهرهای بی روح ما یکم جون بگیره!
کی حرف منو قبول داره!
دستش بالا;)
 

tara_baran

عضو جدید
متاسفانه روند آموزشی که داریم ما رو وادار به کپی کردن میکنه...
چیزی که من بهش رسیدم اینه که جبر اساتید اجازه هر گونه نوآوری و خلاقیت رو از دانشجو میگیره...
طرح ها و ایده های جدید با مخالفت و مقاومت شدید اساتید رو به رو میشن...بی اینکه دلیل و منطقی پشتش باشه...
تنها دلیلی که برات میارن اینه که چون من میگم!! من تشخیص میدم!! من استادم!! من . . و دانشجو در قبال این منم منم ها چاره ای جز تسلیم نداره!!
چون در نهایت استاده که تعیین میکنه دانشجو میتونه درس رو پاس کنه یا باید ترم بعد هم مهمانش باشه...اینه که دانشجو از موضعش کوتاه میاد...
چون تو درسهای عملی که ما داریم مرکز همه چیز استاده و ملاک درستی برای ارزیابی وجود نداره پس معمولا آدم ریسک نمیکنه و طرحی رو باب میل استاد ارائه میده ولو کپی!!
متاسفانه انگشت شمارند استادایی که دانشجو رو ترغیب کنن خودش یک اثر رو خلق کنه چون در این صورت خودشون هم وارد اون چالش میشن که از حوصله شون خارجه!
و باز هم متاسفانه بازه زمانی کوتاه مدتی هست که یک پروژه باید جمع شه و این وسط خیلی چیزا فدا میشه و شاید به خیلی از ایراد ها و کم و کاست های پروژه به دیده اغماض نگاه بشه.
هستند اساتیدی که صراحتا اعلام میکنن پروژه کپی هم برای من بیارید مساله ای نیست (دیدم که میگم!)
ما ایرانی ها هم که راحت طلب . . زحمت به خودمون نمیدیم ...تا وقتی میشه کپی کرد تلاش چرا؟!
آخرش هم که کار کپی
از نظر ارزش فرقی با کار جدید نداره پس چرا بیخود خودمو خسته کنم؟!
پ.ن:من همیشه از اینکه کارامو خودم انجام میدم پشیمون میشم!! احساس تلف شدگی بهم دس میده!!
بالاخره آدم یه جا کم میاره و هم رنگ جماعت میشه...و این چرخه ادامه داره...
اینا مسائلی هست که تو اکثر دانشگاه های معماری باهاش رو به رو هستیم و راهکارش هم . .
نمیدونم . . یه تغییر بزرگ در افکاره!! هم اساتید هم دانشجوها که به سادگی ممکن نیست!

کاملا با حرفاتون موافقم تو دانشگاه ما هم همین طوریه ادم یه جایی منفجر می شه من که همیشه با این نظره استادا در جنگم به هر قیمتی ولی بچه ها چه راحت کپی می کنن و حتی فکرم نمی کنن و دقیقا به یه تغییر بزرگ در افکار نیازه ...!!!

نمي دونم بخندم يا گريه كنم ... همه چيز تو كشورمون برعكسه !
يادمه دانشگاه هميشه كارهام رو خودم انجام مي دادم ... يعني شايد چند هفته اول دانشگاه ها سر كلاس طرح هيچ چيز قابل قبولي براي ارائه نداشتم ... اينجوري بگم فرايند طراحي رو عادت داشتم تو ذهنم انجام بدم ... بعد اساتيد هم فكر مي كردن من تنبلم !!!! كار نمي كنم ... بعد 3 - 4 هفته اولين اتود هام رو ميبردم برا كركسيون ... كه دائما با اين الفاظ كه چقدر كندي ... چرا كار نمي كني ... ببين بچه ها به حجم رسيدن و ... هي رو اعصابم ميرفتن ... غافل از اين كه من تو ذهنم و انديشم همش مشغول كلنجار رفتن با طرحم بودم ... همزمان به حجم و پلان و نما و روابط و ... فكر مي كردم ... همين باعث مي شد تو وهله اول كُند به نظر بيام ... اواخر سال هم كه مي شد ايده هام رو دسته بندي مي كردم و همه رو يه جا مي بردم برا اساتيد ... البته من كار دستم خيلي تعريفي نداشت و فقط در حد رسوندن منظورم براش وقت مي گذاشتم ... بعد آخر ترم براي ارائه طرح هام ديگه خواب و خوراك نداشتم چون همه كارهاي خودم رو اعم از كدي كردن ... سه بعدي ... شيت بندي و ... با خودم بود ... حتي خيلي از بچه ها اخر ترم ياد من مي افتادن كه اهههه تو رو خدا برا ما هم شيت بندي كن و ... جالبيش اين جاست كه وقتي كه كار رو برا اساتيد مي بردم هميشه با يه جمله هميشگي مواجه بودم : كارت رو كي بزات انجام داده ؟ كي برات بسته ... چند گرفتن برا كارت و ... كاش فقط در حد حرف بود ... نتايج كه ميومد هميشه كمترين نمره برا من بود و بالاترين ها براي كسايي كه هر بخش از كارشون رو داده بودن يكي انجام داده بود ... ميانگين نمرات طرحم بايد 13 باشه !!!!

من كپي نكردم هميشه انگ كپي كاري روم بود !!! بعد يكي از دوستاااااااااااان پر ادعا داشتيم حجم مي ساختيم بعد كارش رو استاد برداشت كلي تعريف و تمجيد و ... كه افرين عجب حجمي و اين جوري بايد كار كنيد و ... منم ديگه اعصاب مصاب نمونده بود برام آروم گفتم (پيش خودم غر غر كردم اروم بودم ولي نمي دونم چي شد همه شنيدن !!!) دست خانم زاها حديد درد نكنه ... كه همه زدن زير خنده ... به قول خودشون همه مي دونستن يه جا اين حجم رو ديدن ولي يادشون نمي اومده و بقول معروف زدم تو خال ... استاد رو مي گي .... كاردش مي زدي خونش در نمي اومد ... بعدش منو تو دفترش خواست ... مي دوني بهم چي گفت ؟؟؟ گفت كپي كردن هم عرضه مي خواهد !!! كه تو نداري ...

با اون استاد متشخص كه چيزي نگفتم ولي بين دوستام در جواب حرفش گفتم ... كپي داريم تا كپي ... اين آقا يه خط هم كم و زياد نكرده ...اصلا فكر نكرده از استفاده از اون حجم فقط تلپي برداشته گذاشته تو كارش !!! تازه بدتر از همه اين كه ادعاي طرح زدن و ايده و روند طراحيش هم بالا ميده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چي بگم ديگه ؟؟؟

کاملا همدردی می کنم این معذل جدی دانشگاه هاست
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

soroush89

متخصص Photoshop
کاربر ممتاز
خدا رحمت کند استاد مهدوی فقید را... پندهای خوبی میداد... میگفت: یک معمار میبایست توانائی انجام دو کار آن هم به نحوه احسن داشته باشد. اول خوب دیدن، دوم خوب تحلیل کردن، حاصل این دو کار را زمانی که میخواهید طراحی کنید میتوانید درک کنید. وقتی خوب ببینید و خوب تحلیل کنید، خلاقیت در شما شکفته میشود. اگر آگاهی از آنچه طرح میزنید نداشته باشید و موضوع را خوب درک نکرده باشید چاره ای جز کپی کردن ندارید.
مسئله بزرگ بعضی از دانشجویان (معماران فردا) این است که درک درستی از آنچه به آن تحقیق میگوید ندارند. تنبلی میکند به دنبالش برود 4 کلام در موردش مطلب بخواند. به همین خاطر است که بعضی به اصتلاح اساتید به دانشجو میگویند برو برایم اسکیس بیاور یا همینجا بشین و جلوی چشمم طرح بزن, یا در موردی دهشتناک به دانشجوی ارشد گفته بود علاوه بر اسکیس ها و طرح فاز یک برو و فاز دوی کار را به صورت طرح دست برایم بیاور. برای آینده سیستم آموزشی باید به جد نگران بود.
 

DDDIQ

مدیر ارشد
بدون شرح...

بدون شرح...




تلفیقی از معماری سنتی و مدرن ...!؟
 

پیوست ها

  • 10173757_10203571255861259_8598477524991455464_n.jpg
    10173757_10203571255861259_8598477524991455464_n.jpg
    57.3 کیلوبایت · بازدیدها: 0
بالا