[کارگاه های هنری] - گارگاه خوشنویسی و خطاطی

ali.mehrkish

عضو جدید
با عرض سلام به دوستان خوبم
:gol:

شما در این تاپیک
میتوانید آثار و توضیحات آموزشی
از خوشنویسی و خطاطی و فایل فونت های
مربوط به این موضوعرا ارائه دهید.


با تشکر فراوان
موفق و سربلند باشید

Data_art.:gol:



خط نگاري حماسه اي است با شش هزار سال تاريخ ازدره هاي دجله وفرات آغاز شده به كرانه هاي دريا ي روم رسيده از خط تصوير نگاري (هيروگليف وميخي)وفينيقي برگذشته وبه همين الفباي رسيده است كه امروز مي شناسيم .نسخه هاي خطي گوناگون در سده هاي ميانه به اختراع چاپ واكتشافات جهاني سرشار از حروف امروزين انجاميد ودر شكل هاي گوناگون جلوه كرد .بدين سان مي توان گفت كه خط نگاري درتمدن ما ريشه داشته واز خاطرات نوع بشر سرشار شده است .زبان فارسي دنباله ي فارسي ميانه وآن دنبالهي فارسي باستان است .فارسي باستان يكي از شاخه هاي ايراني باستان است .ايراني باستان باهندي باستان شاخه اي اززبانهاي هندي اروپايي را تشكيل مي دهد .از هندي واروپايي اثري دردست نيست ازروي شاخه هاي كه از آن منشعب شده مانند هندي باستان با آثاري از نيمه دوم هزاره ي دوم پيش از ميلاد مسيح وايراني باستان را با آثاري ازاوائل هزاره ي پيش از ميلاد مسيح به وجود آن پي برده وآنرا بازسازي كرده اند جايگاه اصلي مردمي كه زبان آنها هندي واروپايي بوده به درستي معلوم نيست برخي از دانشمندان آنرا در دشت هاي جنوب روسيه فرض نموده كه بعدها ازآنجا ها سكونت گزيده اند.​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ali.mehrkish

عضو جدید


نوشتن همه نوع مجموعه هاي قوانين رساله هاي وآثارادبي ممكن شد:
كلداني ها اجداد سامي نژاد اعراب عبرانی بتدریج بر بن اندرون مسلط شدند و نفوذشان به حدي رسيدكه اندكي پس از سال 2000ق.م زبان كلداني وسيله اصلي گفتگوها در بين النهرين شد .پس از انكه خط ميخي تكميل گرديد چنان انعطاف پذير شد كه علاوه بر زبان هاي كلداني و سومري نوشتن ساير زبان ها با ان خط نيز امكان پذير گشت .زبان محاوره اي سومريان پس از منسوخ شدن به صورت متون ديني محفوظ ماند همان گونه كه زبان لاتين را در كليساي كاتوليك حفظ كرد اين خط در قلمرو دولت بابل كه در سده هجدهم ق م به قدرت رسيده بود و همچنين در قلمرو دولت مقتدر آشور نيز متداول گرديد.

بدين ترتيب خط از سراغاز هاي ساده خود كه به عنوان وسيله اي براي محاسبه ابداع شد بتدریج تكامل يافت و در ميان مردم بين النهرين نخست به منظور ياداشت مطالب وسپس براي ثبت گفته ها ومحاوره ها مورد استفاده قرار مي گرفت و رفته وسيله اي شد براي ايجاد ارتباطات جديد بيان انديشه ها وتوصيف احساسات . بدين ترتيب سومريها .كلداني ها بابلي ها و آشوريهاي باستاني عملا"مكاتبه خدمات پستي و حتي پاكت هاي گل رسي را نيز ابداع كردند .

در ميان ساير دستا ورد هاي مهم اختراع خط ميخي ضبط وحفظ سرودها متون مذهبي و آ نچه
را ما امروزه ادبيات مي ناميم امكان پذير ساخت مثلا" سومري هاي باستان حماسه ي گليگمش
را در باره ي نوعي غول خورشيدي كه دو سومش خدا و يك سومش انسان بود به نظم درآوردند


تكامل علامت سلطنت(مرد+تاج )بن 2500و600ق م



اوايل سلسه ي سوم دوران حدود 2500


دوران كلداني حدود 2250



دوران اور سوم حدود2150



دوران بابل قديم حدود 1760ق م



دوران آشوري جديد حدود 720ق م



ياد بود آشوري از حدود سده هفتم ق م



 

ali.mehrkish

عضو جدید
سرآغاز ها



دههاهزار سال طرح گونه ها علامت ها وتصاوير به عنوان وسيله ي ارسال پيام هاي ساده به كار مي رفت با وجود اين تا هنگامي كه مجموعه اي از علامت ها ونمادهاي مورد قبول وجود نداشته باشد تا افكار و احساسات نويسنده را بروشني باز نماي كنند نميتوان از خط و نوشتار به معني واقعي كلمه سخن گفت 0
چنين چيزي يكشبه پديدنمي آيد و تا ريچه ي خط نيز فرايندي دراز مدت وكند و پيچيده است كه ماجراي كه از تاريخ خود ادمي جدانشدني است وهنوز بسياري از وقايع مهم ان ناشناخته باقي مانده است.
تاجاي كه اطلاع داريم خط و نوشتار در بين النهرين سرزمين بين دو رودخانه دجله فرات اغاز شد اين منطقه ز خاورميانه كه از خليج فارس به سمت شمال تا بغداد (پايتخت عراق امروزي) امتداد ميابد در حدود سه هزار سال ق م به دو ناحيه سومر در جنوب و كلده در شمال تقسيم مي شد.
سوابق مطمئن ومحاسبه هاي گوناگون را نمي توان در سينه حفظ كرد بنابرين خط زاييده ضرورت هاي عملي است:

سومري ها و كلداني ها در ناحيه جغرافياي واحدي به طور هماهنگ زندگي زبان ها يشان ماننددو زبان چيني وانگليسي باهم تفاوت داشت .اين دو جامعه بسيار متمدن در مجتمع هاي كوچك پيرامون شهرهاي بزرگ مانند بابل زير سلطه و حمايت فرمانروايان وخدايان خود زندگي مي كردند.جمعيت ميكردند اما بين النهرين را گذشته از دربريان و روحانيان وبازرگانان چوپانان وكشاورزان هم تشكيل ميدادند اين سلسله مراتب در نخستين لوحه هاي رستي سومري كه از مجتمع معبد بزرگ در اوروك به دست آمده است مندرج است لوحه هاي اوروك كه به منزله ي نخستين اسناد مكتوب معبد بزرگ است .فهرستي از تعداد كيسه هاي غلات وچهار پايان را در بردارند.
نخستين علامت هاي نوشتاري براي ضبط محاسبه هاي مربوط به كشاورزي به كار ميرفت لوحه هاي ديگري نيز حاوي اطلاعات مربوط به ساختار اجتماعي سو مري هاست-مثل"در مييابيم كه جامعه ديني وابسته به معبد لاگاش داراي 18نانو 31آبجو ساز 7برده ويك اهنگر بوده است مدارك ديگر نشان ميدهد كه بين سومري ها نه تنها استاندارد نقره رايج بود بلكه پول نيز به اجاره داده ميشد و سرانجام از طريق لوحه هاي يافت شده در مدارس سومري كه در يك سوي انها درس معلم و در سوي ديگر مشق شاگرد حك مي شد.مي توان پيبرد كه خواندن و نوشتن به خط ميخي را چگونه يا د گرفته اند.
نخستين كتيبه هاي اي خط كه به نظر كارشناسان نوعي كمك حافظه محسوب مي شود شامل طرح گونه هاي ساده شده به منظور نشان دادن شكل اشيا است.

مثلا"كله گاو نمايشگر گاو بود. تصوير مثلثي شكل شرمگاه زنانه به معني زن بود وغيره.اينها در واقع نوعي خط تصويري هستند و هر علامت مربوط به چيز ياموجوديت ويژه اي است.با تركيب چند نوع تصوير ميشد انديشه يا موضوعي را بيان كرد وبدين ترتيب چيزي به وجود مي ايد كه ان را ((خط انديشه نگاري )) ميگويند مثلا" اضافه كردن علامت كوهها به مثلث شرمگاه به معني زن بيگانه بود زني كه از ان سوي كوه هاامده است –يعني كنيز.پژوهشگران تاكنون بيش از يك هزار وپانصد نمونه از اين نوع خط تصويري را شناساي كرده اند.
باگذشت زمان خط تصويري ديگر وسيله اي براي نماياندن اشياي ترسيم شده نيست بلكه بر حسب مفهوم متن معاني گسترده تري پيدا مي كنند:
نوعي تكامل جالب در حدود 2900سال ق م حاصل شد انحناي علامت هاي تصويري اوليه از بين رفت اين تحول يك دليل اساسي داشت در مناطق باتلاقي وكرانه ي رودخانه هاي بين النهرين گل رس وني فراوان بود ولي رسم خطوط منحني در گل رس خشك شده از لحاظ فني دشوار بود لذا كا تبان از لوحه هاي رسي استفاده كردند واشيا يا شكل هاي را كه مي خواستند وصف كنند با قلم هاي از ني كه يك سر ان را مي تراشيدند رسم مي كردند0
سومري هااين قلم ها را-كه اجداداوليه خودنويسهاي كنوني محسوب ميشود-به شكل مثلث
مي تراشيدند 0
بنابراين انچ روي گل نقش مي بست شكل ميخ داشت وباتركيب اين علامت ميخ مانندشكلهايي برمبناي طرح گونه هاي اوليه رسم كردند0
ازشكل ظاهري اين علامتها نوعي خط نوشتاري به نام خط ميخي به وجودآمد0
طي قرنها دگرگونيهاي بسياري درخط حاصل آمد تاحدي كه منشاءخط تصويري به كلي
ناشناخته ماند0
نبايدتصوركردكه شكل علامتها به اختياركاتبان گذاشته شده بود0
مجموعه هايي از((فهرست علامتها)) پيداشده كه مسلما" براي كاتبان به منزله فرهنگ لغات
ودرضمن كمكي براي آموزش خط ونوشتاربوده است0
هرعلامتي برحسب قرائن ميتوانست چند معني داشته باشد0
علامت پاي انسان ممكن بود به معناي (راه رفتن)(سرپاايستادن)(حركت)وغيره باشد
كه هركدام درخواندن آواي مخصوص به خود را داشتند0
ازآنجاكه علامتها معاني متعددي پيداكردند شمار علامات درمجموعه ها كاهش يافت0
طولي نكشيد علامتهاي مورد استفاده به ششصد عدد محدودشد گرچه به خاطر سپردن
انها كه قادربه خواندن بودند مستلزم كوشش فراوان بود0

معماي تصويري:يك بازي كودكانه كه سنگ زير بناي خط واقعي شد .

هنوز تكامل شگفت انگيز تري در راه بود كاتبان روي لوحه هاي گلين علامت هاي حك مي كردند وسپس در افتاب مي گذاشتند تا خشك شوند يا در موارد نادري مي پختند اين علامت- ها نشانگر اشيا يا موجوديت هاي معيني بود هنگامي كه علامت ها به صورت نمودي از آواهاي گفتار شفاهي درامد گام مهمي در پيشرفت خط برداشته شده .باز نماي اواهاي گفتاري ريشه خط نوشتاري واقعي است .
موفقيت ودستاورد قابل ملاحظهء سومري ها ومصري ها دراين بودكه ازروشي ساده درحدبازي كودكانه استفاده كردند : معماي تصويري!
انان به اين فكرافتادند كه بهتراست خط تصويري به جاي انكه تصويرخود شيء موردنظررا
مجسم سازد آواهايي رابيان كند كه اسم ان شيء رامي سازند مثل اينكه براي نوشتن ((كوهسار))
طرح گونه اي مركب از((كوه))و((سار)){پرنده}رسم شود .بدين ترتيب در خط تصويري سومري شكل خاص كلمه ي ((پيكان))تي براي نوشتن كلمه ي زندگي هم بكار مي رفت چون اين كلمه هم تي تلفظ ميشد اين البته از جمله مثالهاي بسيار ساده است .اوا نگاري باگذشت زمان كامل تر وگسترده شد گا هي كاتبان علامت هاي را بكار مي بردند كه ما انها را تعين كننده مي -ناميم و منظورشان اين بود كه نشان دهنده علامت مورد بايد اواي خوانده شود يا به صورت خط تصويري.

يك پرنده و يك تخم مرغ كنار هم به معناي(باروري)است.



خطوطي كه از آسمان نازل مي شوند به معناي (شب)است.



دو خط موازي مفهوم (دوستي)را مي رسانند


دو خط متقاطع يعني (دشمن)

 

ali.mehrkish

عضو جدید
مصر

مصر


اگر ژان –فرانسوا شامپوليون ومصرشناسان به رموز خط هيروگليف كه در بناهاوآثار كهن دلتاي نيل فراوان است پي نميبردند بي ترديد بخش مهمي از تاريخ مصر ناشناخته مي ماند
اين خط برخلاف خط هندسي و مبهم ميخي كه تا اندازه اي عاري از ظرافت است شاعرانه وزيباوتقريبا" زنده به نظر ميرسيد زيراازترسيم عناصر خوش نما تشكيل شده است .سومري ها ومصريان باستان در مناطق مشابهي از جهان ساكن بودند و تمدنهاي آنها وجوه مشترك زيادي داشت.تا امروز هم دانشمندان در باره ي رابطه احتمالي بين خط تصويري بين النهرين و هيروگليف مصري بحث ميكنندلكن اين مباحثات براساس فرضيات است وپژوهشها هنوز كامل به نظر نمي رسد.

به عقيده ي مصريان باستاني توت (يكي از خدايان)خط را آفريد وبه عنوان موهبتي به نوع بشر اعطا كرد:

واژه هيروگليف كه به حروف به كا رفته در خط مصريان باستان اطلاق مي شود به معني (خط خدايان)است (از كلمه يونانيhieros به معني مقدس وgluphein به معني حك كردن).قديمي ترين خط هيروگليف شناخته شده مربوط به هزاره ي سوم ق م است اما اصل منشا ان را بايد خيلي جلو تر از تاريخ مذبور جستجو كرد .خط هيروگليف تا سال 390ق م كه مصر زير سلطه رومي ها قرار داشت تغييرات زيادي نيافت گرچه طي قرن ها علامت ها از تقريبا"هفتصد شكل به پنچ هزار شكل افزايش يافته بود.
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
خوشنویسی

خوشنویسی

سیر تکامل خوشنویی در ایران


زبان و خط دو پديده اساسي در زندگي بشر است كه براي برقراري ارتباط و تبادل افكار در ميان انسانها به كار مي رود. به طور خلاصه ميتوان گفت كه زبان وخط مجموعهاي از علامتهاي قراردادي به شمار مي روند و تفاوت آنها در اين است كه علامتها در زبان‚ صوتي و گفتاري هستند؛ اما در خط به صورت تصويري و نوشتني بكار مي روند.

از آنجا كه خط در گذشته تنها وسيله ثبت گفتار و فكر و انتقال آن به نسلهاي بعدي بوده است ‚ مي توان به اهميت اين اختراع و نقش آن در پيشبرد جوامع بشري پي برد. از طرفي خداوند بزرگ و خالق عالم طبع و سرشت انسان را زيبا پسند آفريده است؛ از اين رو ‚ هر پديده و عملي كه با زيبايي در آميزد‚ مورد قبول طبع آدميان قرار مي گيرد. به همين جهت است كه انسان تلاش ميكند تا اصول زيبايي و هنر را در همه وسايل و پديده هائي كه در زندگي روزانه با آنها سر و كار دارد به كار بندد. اين امر سبب شده كه از همان ابتدا‚ در زبان اصول زيبا سخن گفتن و در خط قواعد زيبا نوشتن مورد توجه بشر قرار گيرد. حاصل اين امر به وجود آمدن شهر و ادبيات و هنر خوشنويسي است

خوشنويسي‚ از هنرهاي سنتي و اصيل در كشورما به شمار مي آيد. اين هنر بخصوص پس از پذيرفتن اسلام به وسيله ايرانيان‚ رو به تكامل نهاد و پساز گذشت چندين قرن‚ امروزه همچنان مورد استفاده قرار مي گيرد. قبل از اسلام‚ در ايران انواع خط از جمله ميخي اوستايي و پهلوي رايج بود. از آثار به جاي ماندهُ آن روزگار بر روي سنگ نوشته ها، چنين بر مي آيد كه ايرانيان در نوشتن آنها به هماهنگيها و ضوابط خاص توجه داشته اند



خط كوفي

با پذيرفتن و اسلام كتاب آسماني قرآن، خط و زبان قرآني در ايران رواج يافت و خطوط ديگر، كم كم به فراموشي سپرده شد. اولين قرآنهاي اسلام با نوعي خوشنويسي همراه بود كه به نام ”كوفي” شهرت داشت. در رساله هاي قديمي خوشنويسي چنين برآمده است: “استخراج كننده خط كوفي جماعتي از دانايان و دانشمندان كوفه بودند. آن را بدان جهت كوفي گفته اند كه در شهر كوفه پيدا شد و كسي كه از همه نيكوتر نوشت حضرت علي بن ابي طالب (ع) است


خط ثلث

عده اي گفته اند: كه در حدود قرن سوم هجري شخصي ايراني به نام “ ابن مقله بيضاي شيرازي“ به اتفاق برادرش توانست با تغييراتي كه در خط كوفي انجام داد‚ شش نوع خوشنويسي ديگر را به خطوط ششگانه معروف شده اند به وجود آورد. اين شش نوع خوشنويسي ديگر را به خطوط ششگانه معروف شده اند به وجود آورد. اين شش نوع خوشنويسي عبارت بودند از: ثلث‚ نسخ‚ محقق ‚ ريحان ‚ توقيع ‚ رقاع. قابل ذكر است كه انواع خوشنويسي مذكور تا حدود قرن هفتم هجري مهمترين انواع خوشنويسي رايج در ايران بوده است. و هر كدام از آنها مورد استفاده خاصي داشتند.با خوشنويسي نسخ قران را مي نوشتند از ثلث براي قطعات درست و تزيين سر در مساجد و مكانهاي زيارتي به صورت كتيبه استفاده مي كردند. محقق و ريحان براي نوشتن قطعات و كتابهاي مختلف وگاه نوشتن قرآن استفاده مي گرديد. از توقيع و رقاع براي نوشتن كارهاي سر دستي روزانه و نامه نگاري بهره گرفته مي شد.


خط تعليق

از خصوصيات بارز انواع خوشنويسي مذكور اين بود كه چون براي نوشتن قرآن و متنهاي قرآني استفاده مي شد زير و زبر و پيش داشتند. اين علامتها كه براي مشخص كردن صداي حروف استفاده مي شد‚ از اجزا اصلي خط قرآني به شمار مي آمد اما خط پارسي فاقد علامتهاي زير و زبر و پيش است و از اين رو در حدود قرن هفتم هجري ايرانيان موفق شدند نوعي خوشنويسي براي خط فارسي به وجود آورند كه نام آن را تعليق گذاشتند. در اين نوع خوشنويسي علامتهاي زير وزبر وپيش به كار برده نمي شد و اولين نوع خوشنويسي بود كه پس از چند قرن‚ براي خط پارسي بوجود آمد



خط نستعليق



شكسته نستعليق

در حدود اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم هجري ‚ از در هم آميختن نسخ و تعليق‚ خوشنويسي جديدي براي خط پارسي در ايران به وجود آمد كه “نسخ تعليق“ ناميده شد و بعدها به نام “نستعليق“ شهرت يافت. اين خوشنويسي نيز فاقد علائم زير وزبر و پيش بود و با توجه به ظرافتها وگردشهاي لطيفي كه در حركتها و شكل حروف در نستعليق وجود داشت‚ كم كم جايگاه خود را به زيباترين نوع خوشنويسي جهان باز كرد و در بين كشورهاي اسلامي به “عروس خطوط اسلامي“ مشهور شد. “نستعليق“ به دليل زيبايي زياد و در عين حال سادگي و رواني در نوشتن و خواندن‚ خيلي زود جايگزين تعليق شد و از آن پس متنهاي پارسي را با نستعليق مي نوشتند و “نسخ“ و “ثلث“ همچنين جايگاه خود را براي نوشتن قرآن و متنهاي قرآني حفظ كردند.

پس از مدتي در كنار نستعليق‚ خوشنويسي ديگري براي خط پارسي از آن استخراج شد كه به نام “شكسته نستعليق“شهرت يافت. اين نوع خوشنويسي‚ براي نوشتن كارهاي سريع روزانه و به عنوان نوعي خوشنويسي تحريري به كار رفت

از آن زمان تا به حال “نستعليق“ و “شكسته نستعليق“ سير تكامل خود را به وسيله هنرمندان بزرگ خوشنويسي اين سرزمين ادامه دادند و در زمان حاضر نيز به عنوان مهمترين انواع خوشنويسي براي خط پارسي به شمار مي روند.

__________________
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
زندگی نامه میر عماد

زندگی نامه میر عماد

ميرعماد الحسني سيفي قزويني از مشهور ترين خوشنويسان تاريخ هنر ايران است كه توانست پايه خط نستعليق را چنان مستحكم نمايد كه تمام صاحب نظران خطوط اسلامي آن را عروس خطوط ناميدند . قلم او بيشترين تاثير خود را در عرصه خط نستعليق گذاشته است . زندگي او در تذكره ها و رسالات و متون مختلف آمده اما گوشه هاي پنهان زندگي او همواره ناشناخته مانده است .


در لغت نامه دهخدا آمده است :

عماد قزويني خطاط مشهور ( 961-1024 ) نام او عمادالملك قزويني حسني بود و در خط نستعليق دستي توانا داشت . خط مير براي حسن خط مثل بوده است و برخي خط او را برخط ميرعلي هروي ترجيح ميدادند .در سال 1024 ه.ق شاه عباس صفوي وي را متهم به پيروي از مذهب تسنن نمود و امر به قتل او شد وي در آخرين شب ماه رجب همان سال در راه حمام بقتل رسيد . گويند ميرزا ابوتراب خطاط اصفهاني شاگردش جنازه او را در دروازه طوقچي دفن نمود و چون ميخواستند براي او مقبره ايي بسازد مانع شدند . فرزندان و ياران او را هم طرد كردند و همگي به هندو روم پناه بردند خاندان او همگي در خط سر آمد بودند .
بنا به گفته خانم آن ماري شيمل در كتاب خوشنويسي و فرهنگ اسلامي ميرعماد در سن 8 سالگي شروع به آموزش خط نمود .
دكتر مهدي بياني استاد دانشگاه در مورد تاريخ تولد و سالهاي زندگي او ميگويد :
از ترجمه مورخين و تذكره نويسان ميآيد كه مير در سال 1027 در اصفهان بقتل رسيد و بيشتر تذكره نويسان همين تاريخ را نقل كرده اند . اما مستقيم زاده تاريخ مرگ مير را بسال 1024 ميداند. اين قول بيشتر از جانب صاحب عالم آراي عباسي است كه معاصر با ميرعماد ميباشد و بيشتر صحيح است . سن مير 63 بود كه به تاريخ 961 هم ميرسد .
ميرعماد در قزوين متولد شد و دوران كودكي و نوجواني خود را در قزوين گذراند و براي تكميل هنر خود به تبريز سفر كرد . در مورد ساليان اوليه زندگي او و آغاز يادگيري اش در قزوين سخنان زيادي به ميان است اما هيچ كدام قطعي نيست .
در تذكره خط و خطاطان آمده است :
در ابتدادر شهر قزوين شاگرد عيسي رنگ كار بود و بعد در سلك شاگردان مالك ديلمي در آمد . بعدها شهرت ملا محمد حسين تبريزي را شنيد و به تبريز سفر كرد و شب و روز به مشق خط پرداخت .
در كتاب مرقع گلشن نوشته مهدي بياني آمده است : ميرعماد نزد دو تن از استادان خط تعليم گرفت و پس از اندك زماني دو استاد تعليم ميررا نزد خود لازم ندانستند .
دو استاد اصلي مير مالك ديلمي و محمد حسين تبريزي است و عيسي رنگ كار و حتي بابا شاه اصفهاني هم نمي توانند جزو استادان او باشند . زيرا عيسي خوشنويس از ركابداران شاه طهماسب اول صفوي بود و بعيد است كه پس از 54 سال سلطنت شاه وي حيات داشته باشد خصوصا كه صاحب گلستان هنر نقل ميكند كه او در آخر عمر متولي امامزاده ايي در گناباد شد و در سال 984 در گذشت . همچنين بابا شاه بسال 996 در اصفهان فوت كرد و مير 12 سال بعد از او به اصفهان رسيد .
بيشتر تذكره نويسان عقيده دارند كه مير از روي خط باباشاه و ميرعلي مشق ميكرد كه اين مورد صحيح است .
دكتر بياني در كتاب سير احوال و آثار خوشنويسان ميگويد :
مالك ديلمي بسال 966 در گذشت و مير در آن زمان كودكي 5 ساله بود . اما در استادي محمد حسين تبريزي شكي نيست . گويند ميرعماد براي تعليم خط نزد او رفت تا روزي پس از ممارست و مشق خط هاي بيشمار قطعه ايي نوشت و به نزد استاد برد . محمد حسين چون آن را ديد به مير گفت اگر چنين تواني بنويس و گرنه قلم فرو گذار و چون مير به استاد گفت خود نوشتن او خط و مير را بوسيد و گفت كه تو از امروز از استاداني . اين سخن به منزله جواز و تصديق حسن خط مير عماد است .
ميرعماد پس از طي مقدمات خط در قزوين براي تكميل آن عازم بلاد ديگر شد تا عاقبت به در بار صفوي راه يافت .
به قول صاحب گلستان هنر مير ابتدا براي زيارت خانه خدا به مكه سفر كرد و صاحب تذكره خط گويد محمد هلال بن نجم الدين از بزرگان شام به نيت فراگيري مقدمات نستعليق در اين سفر همراه او بود . در مراجعه به ايران در سلك هنرمندان كتابخانه فرهاد خان قرامانلو كه از بدو سلطنت شاه عباس اول مصدر مشاغل لشكري و كشوري بودند قرار گرفت و چند سال در تمام مدت حكومت فرهاد خان در سمنان و دامغان و طبرستان و بسطام و خراسان همراه و ملازم او بود تا بسال 1007 ه.ق فرهاد خان بدست الله وردي خان از سرداران شاه عباس بقتل رسيد و همان زمان مير از خراسان به قزوين بازگشت و بقول كلمان به گيلان رفت و دوباره به قزوين بازگشت و مقيم شد اين دوران مصادف با سلطنت شاه عباس است كه اصفهان بصورت يكي از زيباترين شهرهاي ايران در آمده بود . مركزيت هنري اين شهر باعث شد تا ميرعماد در سال 1008 ه.ق براي خدمت به شاه عباس راهي اصفهان شود . به محض رسيدن او به شهر عريضه ايي نوشت كه در مرقع گلشن به بيان كامل متن نامه پرداخته شده است .
شاه پس از استحضار از مضمون نامه و اطلاع از هنر مير او را به دربار فرا خواند و مورد لطف و عنايت خود قرار داد ميرعماد به شكرانه اين مرحمت شاهانه قطعات خط با اشعاري در مدح شاه نوشت و تقديم نمود .
ميرعماد پس از اقامت در دربار شاه به لطف و عنايتي كه در حق او ميشد مفتخر گرديد و با اخلاق كريمه خود مورد ستايش شاه ونور چشم او گرديد . اين مورد باعث حسادت و فتنه و عداوت شد تا جايي كه مير بخاطر نامردي ها با سرودن اشعاري گله مندي هاي خود را ابراز داشت . اين فتنه ها باعث كم رنگ شدن محبت شاه نسبت به مير گرديد و در عوض عليرضا عباسي مورد تفقد شاهانه قرار گرفت محبوبيت عليرضا عباسي نزد شاه به حدي شد تا جايي كه شاه شمعدان بدست بالاي سر او ايستاده تا وي مشق خط نمايد . اين عمل شاه باعث دلگير ي ميرگرديد پس خطاب به شاه شعري بخط خود نوشت و فرستاد . اين كدورت به حدي بالا گرفت كه زبان مير نسبت به شاه نيش دار تر و كينه توزانه تر شد . كينه حسودان بجايي رسيد كه اشعار ميرعماد را كه در نكوهش شاه سروده و نوشته بود را به سمع و نظر شاه عباس برسانند . شاه از كرده مير ناراحت شد و براي صحت ادعاي ديگران 70 تومان فرستاد و در خواست كتابت شاهنامه را بنمود . پس از يك سال شاه پيكي فرستاد و در خواست كتاب را نمود ميرعماد 70 بيت را كه نوشته بود ارسال نمود و و در جواب پيغام شاه ميگويد :
بگوييد وجه سر كارزياده براين كفايت نكرد و مقدار پول به اندازه ابيات نگارش شده است . شاه از اين عمل برآشفت و ابيات را پس فرستاد . مير كليه ابات را با قيچي بريد و هربيت را به مبلغ يك تومان به شاگردان خود فروخت و پول شاه را پس فرستاد . اين عمل ميرعماد باعث نفرت شاه از ميرعماد گرديد . از ديگر دلايل نفرت شاه از مير مذهب تسنن او ست .
در كتاب احوال و آثار خوشنويسان آمده است :
چون ميرعماد به تسنن مشهور بود و شاه نسبت به تشيع تعصب داشت اين مورد باعث مزيد علت شد كه در نهايت منجر به قتل ميرعماد گرديد . گويند شاه فرياد كشي و گفت : ( كسي نيست مرا از دست اين مرد خلاص كند ) يا ( كسي نيت مرا از دست اين سني نجات دهد ) يا ( كسي نيست اين مغرور را بكشد ) يا ( ما يك تن قزويني نديديم كه يك ذرع دم داشته باشد ) . مقصود بيك مسگر قزويني رئيس قبيله شاهسون قزوين بقول صاحب آراي عباسي در آخرين شب ماه رجب 1024 كه ميرعماد از راه حمام بنا به دعوت مقصود بيك بخانه او مي آمد جمعي از اوباش و ارازل را وا داشت كه در تاريك شب او را به قتل برسانند .
در تذكره خط و خطاطان ميرزا حبيب اصفهاني آمه است كه مقصود بيك از دوستان مير بود كه به تحريك شاه اين كار را انجام داده است . برخي هم بر اين عقيده بودند كه خشم شاه در اداي اين جملات مرگ مير نبوده است زيرا وقتي شاه از قتل مير خبر دار شد بسيار ناراحت شد و دستور قصاص قاتل را صادر كرد . اما علي قلي خان واله عقيده دارد كه قتل مير به اشاره و فرمان شاه بود . جسد مثله شده مير به مدت چند روز روي زمين بو و كسي جرات خاكسپاري را نداشت تا اينكه مري او ميرزا ابوتراب وي را در مسج مقصود بيك واقع در دروازه طوقچي اصفهان بخاك سپردند در اين زمان به دستور شاه بر جسد او احترام گذاشته و گروهي از شاگردان و امرا و شاهزادگان در آن مراسم شركت داشتند .
مدتي بعد خبر قتل مير به سراسر ايران و بلاد اطراف رسيد و بويژه در هند و عثماني كه شيفته خط مير بودند مراسم سوگواري بپاشد . جهانگير شاه هند از روي تاسف اعلام نمود اگر مير را به من داده بودند هم وزن او طلا ميدادم . ابوتراب در وصف استاد خود شعري سرود و سنگ قبري با خط خود براي مزار مير تهيه كرد اما موفق به نصب آن نشد تا عاقبت آن را بر قبر خود قرار دادند . پس از مرگ مير خاندان و شاگردان ميرعماد از ترس شاه مخفي و يا به عثماني و هند هجرت كردند و در آنجا مورد لطف شاهان قرار گرفتند و در اشاعه خط نستعليق ايراني در خارج مرزهاي ايران سهم بسزايي داشتند .
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
2- نام و لقب ميرعماد :ميرعماد از سادات سيفي حسني وبا كنيه قزويني است و چون پيرو مسلك عمادالملك بود اين لقب را به خود گرفت . دكتر بياني به اين نظريه با ديده ترديد مينگرد و ميگويد :
عموم تذكره نويسان او را بنام ميرعماد ميخوانند و واضح است كه در زمان حيات هم به اين نام معروف بود .
مستقيم زاده در تذكره تحفه الخطاطين اسم او را محمد و پدر ش را حسين مينامد .
عبدالمحمد خان و كلمان هوار و مستقيم زاده بيان ميكنند :
ميرعماد به دليل لقب حامي خود عمادالملك از بزرگان صفوي لقب عماد را برخود نهاد . دكتر بياني ميافزايد كه لقب عماد الملك مربوط به شخص ميرعماد است . زيرا 9 فقره از آثارش با نام عمادالملك رقم خورده است .
در يك نسخه از تكلمه النفخات عبدالغفور لاري مير عماد در حواشي آن نسب خود را چنين بيان كرده است : ( عماد بن ابراهيم الحسني )
نسبت سيادت مير را همه تذكره نويسان حسني دانسته كه از خاندان سيفي قزوين بوده است و در دستگاه دولتي صفوي مصدر كتابداري ومستفي و داراي پايه بلند بوده اند . نام ميرعماد جلالالدين محمد خوش نويس و پدر ش مير شريف از بني اعمام قاضي جهان سيفي قزويني وزير شاه طهماسب صفوي و حسن علي سيفي جد مير را نام برده اند .
در مورد سيادت حسني ا حسيني ميرعماد شك هست . غلام محمد هفت قلمي و كلمان هوار و عبدالمحمد خان او را حسيني ميدانند . اما به احتمال زياد حسني است . و گاهي حسيني يا حسني رقم ميزده است . اما در يك قطعه بنا به گفته دكتر بياني نوشته شده ( مشقه عماد ثاني حسيني ) و شك بر طرف گرديد يعني قريب نيم قرن بعد از ميرعماد شخصي بنام ميرعماد الحسني يا حسيني ميزيسته است اين مطلب از كتاب سرمايه ايمان تصنيف عبدالرزاق لا هيجي آمده كه عبارت ( تمت الرساله سرمايه ايمان بعون الملك المثال بتاريخ روز دوشنبه 19 شره جمادي الاول سنه احدي و سبعين و الف . كتبه العبد عمادالحسيني ) است .
القاب ميرعماد الحسني : عماد – ميرعماد – مير عماد حسني – ميرعماد الحسني – ميرعماد حسني قزويني – عمادالملك قزويني – عمادالملك حسني – عمادالملك حسني قزويني – عمادالحسني قزويني .
3- مذهب ميرعماد:يكي از دلايل قتل ميرعماد شايعه سني بودن اوست . بنا به قول اكثر تذكره نويسان و تاريخ نگاران مذهب او سني است اما هيچ گونه مدرك يا سندي برا ياين ادعا و جود ندارد و بعكس هرجا نام آل نبي آمده است از آن ها به نيكي يا كرده است و در هيچ جا شعر يا متني در وصف خلفا ديده نشده و در ارتباط با امام علي ( ع ) مناجات نامه و يا دعاي نادعلي بارها نگارش شده است . در يك قطعه خود نوشته : علي الله في كل الامور توكلي و بالحسني اصحاب العبا توسلي .
4- ويژگي اخلاقي ميرعماد : او مردي آزاده و بزرگ منش بود و هنر را برا يهنر دوست ميداشت و براي رسيدن به حد والاي هنر خود و ديگران را فراموش ميكرد تا جايي كه گويند مدت 3 سال سر خود را اصلاح نكرد . ارتباط او با شاگردانش در حد مريد و مرادي بود و باي او قائل به كرامات بودند . نصر آبادي از قول ابوتراب شاگرد ميعماد گفته است :
روزي در قهوه خانه نشسته بودم ميرعماد با رشيدا خواهر زاده اش گذر كرد بخاطرم رسيد اگر مير صفاي باطن داشته باشد به قهوه خانه مي آيد . با اينكه چند قدم بيشتر نرفته بود برگشت قهوه خورد و گفت از اين چيزها در خانه ما هم يافت ميشود . ابوتراب تنبيه شد روز ديگر به خانه مير رفت و در بالاخانه او منزل يافت . بنا به اشعار مير براي شاه نشان ميدهد كه او تا حدود زيادي مغرور و طبع حساسي داشته است .
5- فرزندان و نزديكان ميرعماد : ميرعماد پسري بنام ابراهيم و دختري بنام گوهر شاد داشت كه از بيم شاه به عثماني و يا هند هجرت كردند . پس از قتل مير جهانگير شاه برخي از بستگان مير را مانند عبدالرشيد ديلمي را پناه داد.
6- ويژگي خط ميرعماد : بنا به راي كارشناسان خط ايراني در عالم نستعليق از ابتدا تا كنون كمتر خطاطي يافت شده كه خطش به استواري و قدرت و شيوايي قلم مير باشد . مير عماد زيبايي خط نستعليق را به اعجاز رسانيده است .
بنا به گفته دكتر بياني مير در لطف قلم و قدرت كتابت يد بيضا نمود و خط او بدون اصلاح استوار و خوش اندام است خفي را نمكين و جلي را استوار و شيرين مينوشت . زيبايي خط او عالم گير شد و شعرا در وصف او شعر ميسرودند از جمله مير عبدالغني تفرشي از شعراي معاصر ميرعماد در يك رباعي گفته است :
تا كلك تو در نوشتن اعجاز نماست بر معني اگر لفظ كند ناز رواست .
آوازه شهرت مير در زمان حيات و ممات عالم گير شد و در بلاد هند و عثماني آثار او را به بهاي زر خريد و فروش ميكردند و شاهان به داشتن آثار او مباهات داشتند .
از لحاظ اسلوب خط مير تابع شيوه ميرعلي هروي بود كه بعد از عزيمت به اصفهان به شيوه بابا شاه مشق نمود . عمده قطعات او در قالب چليپا است كه نحوه تركيب بندي خطوط مير سرمشق تمام چليپا نويسان است . او اين فرن نوشتاري را به اوج رساند و شيوه سياه مشق هاي او بعدها الگويي برا ي استادان قرون بعدي مانند ميرزا غلامرضا در قرن 13 ه.ق گرديد .
7- استادان ميرعماد : در شناسايي اولين استاد مير هيچ اطلاعي در دست نيست . اما از آنجا كه او از خانواده صاحب ديوان بوه است در ميان افراد خانواده اش به او خط را آموزش دده اند . از استاداني كه به منسوب كرده اند يكي عيسي بيك رنگ كار است . كه اين انتساب رد شد زيرا او در سال 981 ه.ق فوت كرده است . دومين استاد امير مالك ديلمي است كه در انتساب او هم شك نيست . ملا محمد حسين تبريزي دومين استاد مير عماد است .
8- شاگردان ميرعماد : ميرعماد پس از ورود به اصفهان معروف شد و شهرت او باعث شد تا شاگردان بسياري به او رو آورند . اين افراد از طبقات مختلفي بودند و در ميان آنان شاهزادگان و درباريان بچشم ميخوردند . او مدت 16 سال اقامت در اصفهان شاگردان بسياري را تربيت كرد از جمله : نورالدين محمد لاهيجي – ميرمحمد مقيم تبريزي – عبدالرشيد ديلمي – مير ابراهيم عماد – ابوتراب اصفهاني – عبدالجبار اصفهاني – محمد صالح خاتون آبادي – درويش عبدي بخارايي – ميرزا تقي مستوفي الممالك – گوهر شاد دختر ميرعماد – حاجي جمال بن ملك محمد شيرازي ( جمالا ) – شمسا شيرازي – عبدالرزاق قزويني – فيض امير فيضا ( فخرالزمان ) – محراب بيگ – مير محمد علي شوهر گوهر شاد – مير ساوجي – نوراي اصفهاني – مير يحيي اصفهاني .
9- تابعين شيوه ميرعماد : جعفر حسيني سبزواري – حافظ خورشيد – شكرالله نامه نگار – مير عبدالرحمن آخوند زاده – عبدالوهاب شيرازي – ملا علي بقا – علي قوسي – هدايت الله لاهوري .
10- آثار ميرعماد درموزه هاي ايران و جهان : مناجات نامه حضرت علي ( ع ) تكلمه النفحات تحفه الاحرار گلشن راز شبستري ديوان حافظ گلستان سعدي و.
تحفه الاحرار جامي- قلم كتابت عالي رقم ميرعماد سنه 1016 كتابخانه كاخ گلستان
گلشن راز شبستري- كتابت خفي عالي رقم ميرعماد- كاخ گلستان .
ديوان حافظ كتابت عالي رقم ميرعماد كاخ گلستان .
گلستان سعدي كتابت ممتاز رقم ميرعماد كاخ گلستان .
تكلمهالنفحات عبدالغفور لاري كتابت خفي و عالي رقم ميرعماد سنه 992 ه.ق كاخ گلستان .
بوستان سعدي كتابت خفي و ممتاز رقم ميرعماد كتابخانه مجلس
بوستان سعدي سنه 1012 در مجموعه دولتي افغانستان
مثنوي گوي و چوگان رقم ميرعماد در همان مجموعه
تحفه الملوك رقم ميرعماد سنه 1019 در كتابخانه سركاري رامپور هند
الاسما الحسني رقم ميرعماد در همان كتابخانه
سبحه الابرار جامي رقم ميرعماد سنه 972 در همان كتابخانه
رساله نصايح رقم ميرعماد سنه 1005 ه.ق
مناجات خواجه عبدالله انصاري رقم ميرعماد در همان كتابخانه
زينه الملوك رقم ميرعماد در همان كتابخانه
پند نامه جامي بفرزند خود رقم ميرعماد در كتابخانه ملك
مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري رقم ميرعماد مجموعه دكتر عبدالله فروهر
هفت بند حسن كاشاني رقم ميرعماد مجموعه جعفري اديب اصفهاني
رباعيات خيام رقم ميرعماد مجموعه عالي تورك گلدي سفير تركيه
مناجات حضرت علي ( ع ) در كتابخانه دانشگاه استانبول
مرقع ميرعماد سنه 1018 و 1012 در كاخ گلستان
مرقع ميرعماد در كتابخانه ملي پاريس
مرقع ميرعماد سنه 1013 كتابخانه دانشگاه استانبول
مرقع ميرعماد سنه 1003 و 1024 در همان كتابخانه
در كتابخانه كاخ گلستان كتابخانه ملي كتابخانه ملك كتابخانه مجلس كتابخانه آستان قدس موزه كابل موزه دهلي دانشگاه استانبول كتابخانه لنين گراد كتابخانه پاريس .
كتيبه ايي با رقم ميرعماد در تكيه مير فندرسكي در اصفهان كه در اتاقي مجاور آرامگاه او موجود است . بقلم 2 دانگ و غزل معروف حافظ است :
روضه خلد برين خلوت درويشان است مايه محتشمي خدمت درويشان است .
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
ویژگیها

ویژگیها




-معرفي قلمدان قاجاريه در موزه ميرعماد

يكي از هنرهاي ماندگار دوره قاجار قلمدان سازي يا هنر لاكي است كه با نقوش تذهيبي طراحي و نقش اندازي ميشد .
اين هنر كاربردي و مصرفي نه تنها بر آثار حجمي بزرگ مانند درب هاي لاكي بكار ميرفت بلكه بيشترين تاثير بصري خود را بر اشياي كوچك و قابل حمل مانند رحل جعبه آرايش قلمدان هاي لاكي بر جا گذاشته است . در حقيقت نقاشي و تذهيب بر اشياي قاجاري مراحل اوليه پيشرفت خودرا از دوره صفوي آغاز نمود و تا اواخر قاجار به قوت خود باقي ماند و استادان بزرگي با ارائه آثار دل انگيزي از حيث صحنه آرايي و اجراي قواعد فن در خود پرورش داد و قطعات بازمانده آنان پايه نقاشي دوره هاي بعد گرديد . نقاشي لاكي در زمان قاجار با سه مكتب متفاوت ايراني سازي فرنگي سازي ميانه اوج گرفت و آثار فراوان در خور ستايش بوجود آورد . همچنين رشته هاي تذهيب قلمدان سازي با منظره نگاري و ساخت و ساز از مناظر طبيعي باغ ها بناها- شخصيتهاي مشهور آن رونق يافت و با تشويق شاهان پيشرفت نمود . ×××
از آغاز اين دوره تا پايان استاداني مانند آقا زمان آقا صادق آقا نجف صنيع الملك لطفعلي شيرازي آقا بزرگ شيرازي و . در افق هنر ايران درخشيدند .
از آ ثار پرفروغ نقاشي قاجار نقاشي هاي رنگ و روغن روي بوم است كه مورد حمايت در بار بود و شيوه فرنگي سازي با نقاشي رنگ وروغن كار ميشد و تك صورت سازي آن اغلب صورت شاهان شاهزادگان رقاصان بانوان بود كه مجالس آن مذهبي رزمي بزمي عاشقانه طبيعت بيجان و شكار بوده است . استفاده از اين تصاوير بيشتر در دوره سلطنت فتحعليشاه قاجار نمود يافت و شبيه سازي از چهره افراد به صورت شيوه ايي مرسوم شد كه پايه و اصول قديمي داشت . در شبيه سازي و تك چهره سازي عموما خيلي ساده اما غرق در تزيين كار ميشد و در صورت سازي اين دوره شبيه سازي دقيقا مثل خود شخص نبود زيرا موضوع كارها و نحوه اجرا كمتر جدي و دقيق بودند .
از بين تصوير سازان دوره قاجار لطفعلي صورتگر و آقا بزرگ شيرازي در اين فن سر آمد بودند .
آقا بزرگ شيرازي از شبيه سازان معروف آثار لاكي خصوصا قلمدان سازي است كه شناسايي وي بيشتر از طريق آثار باقي مانده او صورت پذيرفته است يكي از اشياي باارزش بجا مانده از او قلمدان نفيس لاكي مدل تابوتي محفوظ در كاخ صاحبقرانيه تهران و يك عدد قلمدان لاكي بزرگ است كه هردو رقم آقا بزرگ دارد . بر روي قلمدان لاكي مدل تابوتي روي بوم نخودي با طرح گل وبته به شيوه طبيعت گرايانه نقاشي شده و بر قلمدان ديگر طرح شكارگاه ( فتحعليشاه و شكار آهو ) با ظرافت تمام نقاشي شده است كه نمودار مهارت اين استاد در زمينه نقاشي گل و بته سازي منظره نگاري و تصوير سازي و شبيه سازي از رجال بويژه صورت فتحعليشاه با مشخصه ريش دراز اوست .
از انجا كه بيشتر هنرمندان قلمدان ساز دوره قاجار ناشناخته اند و نام تعداد اندكي از آنان به لحاظ ترقيمه روي آثار آنان قابل بازبيني و شناسايي است در هيچ منبعي شرح احوال منظمي از آقا بزرگ ديده نشد اما احتمالا از دوران سلطنت فتحعليشاه تا زمان ناصرالدين شاه در قيد حيات بوده است يعني در فواصل زماني سالهاي 1212 ه.ق تا سال 1269 ه.ق كه مربوط به شي معرف ماست .
آقا بزرگ شيرازي نقاشباشي از نقاشان درجه يك دوره محمد شاه و ناصرالدين شاه بود كه در مجمع الصنايع خود شاگردان بسياري را تربيت كرد از لقب او كه نقاش باشي است معلوم ميشود كه مورد توجه شاه بوده است وي در رنگ وروغن و آبرنگ و سياه قلم و روغني خصوصا قلمدان سازي چيره دست بود و در شبيه سازي و چهره پردازي و اجراي قوانين مناظر ومرايا دست پر توان داشت . در شبيه سازي وسواس و با پردازهايي حالت و سكنات چهره افرادرا بخوبي آشكار ميكرد .از سال 1212 كه فتحعليشاه به دليل حمايت و علاقمندي از سه عنصر نقاشي خط شعر اين سه هنر را ترقي داد هنرمندان مورد حمايت قرار گرفتند و آثار فوق العاده ايي بجا گذاشتند كه نمونه آن آثار اين استاد است . 1
شي معرف ما يكي از آثار با ارزش و ديدني آقا بزرگ شيرازي يعني يك قلمدان لاكي است كه در موزه خط وكتابت مير عماد نگهداري ميشود .
شناسايي و معرفي اين اثر شامل توضيحاتي مشتمل بر طرح نقش ابعاد فن و جنس است .
جنس قلمدان از نوع مقواي فشرده ( پاپيه ماشه ) است كه با فن لاكي تهيه شده و طرح آن منظره نما و چهره نمايي و نقوش آن انساني است . قلمدان فوق با ابعاد 4در 5 در 26 سانتي متر و جزو قلمدان هايي در نوع عادي و متعارف است كه با توجه به ابعادش از متوسط بزرگتر است .
اين قلمدان با شماره اموال فرهنگي 1793 324 و رقم آقا بزرگ شيرازي در موزه ثبت شده است .
بنا به توضيحات مرقومه بر بدنه داخلي قلمدان اين اثر در ماه مبارك رمضان سال 1269 ه.ق توسط آقا بزرگ طراحي و بنا به دستور نصر ه الدوله فيروز ميرزا حاكم فارس تصوير 24 تن از علما و سياستمداران شيرازي دوره قاجار بر آن شبيه سازي شده است .
بنا به گفته صريح آقا بزرگ همزمان با ورود حاكم فارس به دار الخلافه اثر ناتما م مانده و توسط شاگردش مشير الملك به اتمام رسيده است . تصاوير اين قلمدان همراه با اسم و رقم شخصيت هاميباشد كه بسيار ريز نوشته شده و در نهايت ظرافت و دقت نقاشي گرديده است . شناسايي كليه رجال فوق براين قلمدان مارا در شناسايي شخصيت هاي سياسي و علمي دوره قاجار در شهر شيراز ياري ميدهد .
همانطور كه قبلا گفته شد طرح موجود بر اين قلمدان از نوع چهره نمايي است كه بنام تمام چهر معروف است . قلمدان تمام چهر نوعي طراحي و نقش اندازي است كه به اقتضاي سفارش به استاد چهره پرداز داده ميشد كه در ان صورت درشت چند تن از رجال عصر را با نام انان به خط ريز به سطح بدنه و دو پهلوي قلمدان نقش ميكردتد و اين شبيه سازي به نحو چشمگير آرايش ها و نقوش ديگر را مانند دور نما سازي را تحت الشعاع قرار ميداد .
همانطور كه بر بدنه قلمدان توضيح داده شد اين اثر بنا به دستور حكمران فارس در سال 1269 ه.ق ساخته شد كه دقيقا يك سال پس از مرگ امير كبير و زمان صدارت ناصرالدين شاه قاجار بوده است .
نصره الدوله فيروز ميرزا حاكم فارس از مشوقين هنرمندان و طالب علم صنعت و پيشرفت در دوره خود بود كه در سال 1268 ه.ق 15 باب چاپار خانه در خط تهران و فارس بنا كرد و به توسعه علاقمند بوداو پسر شانزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه از سال 1266 تا 1269 ه.ق والي فارس بود و در سال 1293 ملقب به فرمانفرما شد وي در سال 1250 ه.ق بنا به صوابديد قائم مقام فراهاني وزير محمد شاه مامور دفع و دستگيري رضا قلي ميرزا پسر بزرگ حسينعلي ميرزا فرمانفرما گرديد وپس از شكست آن فاتح به شيراز آمد ودر سن 18 سالگي به سمت حكومت فارس منصوب گرديد او تا به سال 1301 زنده بود فيروز ميرزا به همراه ديگر رجال قاجاري مانند ميرزا يوسف مستوفي الممالك كامران ميرزا نايب السلطنه و.تا به سال 1283 به امر ناصرالدين شاه زمامدار تشكيلات حكومتي بود . 2 ×
منظره دورنما سازي اين قلمدان شبيه مناظر غربي با رعايت سايه روشن است كه البته در مركز صورت اشخاص رعايت شده است . تمام تصاوير در كادر قاب بندي و زر نشان قرار دارد يعني قاب ها بيضي شكل و مجزاست كه با خطوط طلايي ترسيم شده و درون هر قاب نقشي قرار دارد . اندازه قابها در سطح بدنه رويين و درميان دو طرف بدنه بزرگتر و در كناره كوچكتر و در حواشي قاب ها زرنشان شده است .
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
بوم قلمدان از نوع ته طلايي سبز و قرمز است كه از تركيب سريشم كتيرا شيره انگور صمغ ساخته شده است بر بدنه قلمدان تصاوير 8 نفر از سياستمداران قاجاري بنام هاي :
حاجي اسدالله خان حاجي ميرزا علي اكبر قوام الملك ميرزا ابولحسن خان مشير الملك جهانگير خان محمد قليخان حمايل خاني لطفعلي خان امير ديوان محمد هاشم خان مهر علي خان شجاع الملك در قاب هاي بيضي شكل مدور طراحي شده و مشخصه رجال سياسي كلاه هاي بلند و گوشه دار قاجاري است . در پشت سر تمام تصاوير تركيب بندي با منا ظر اروپا با مجلس بندي متقارن و يك نواخت ديده پرداخت و سايه روشن و حجم ميشود كه اين نوع انتخاب روش ساده گرايي در سازي و با حذف عمق در نور و قامت اشخاص يك سنت جديد در نقاشي بوجود آورده است . در طراحي افراد و استقرار شخصيت ها يك نوع تقارن مركزي ديده ميشود كه نشان از تركيب بندي سنتي دارد اين سنت از سنت صف ورديف هاي نقاشي هاي مانوي تورفان و همان حتي حجاري هاي تخت جمشيد پيروي كرده است .
در دو طرف بدنه قلمدان تصوير 14 نفر از دانشمندان و علماي مذهبي دوره قاجار در شهر شيراز نقاشي شده كه مشخصه آن عمامه آنان است . دور نماسازي اين تصاوير خانه هاي با بادگير ميباشد تصاوير علماي آن شامل :
شيخ ابوتراب حاجي آقا مير مومن شيخ ابوالقاسم آقا اسداله آقا ميرزا علي صدر آقا ميرزا احمد ولد مرحوم وصال آقا بزرگ شيرازي حاجي ميرزا بابا حاجي محمد خليل آقا طبيب محمد باقر ميرزا حاجي علي اكبر طلعت حاجي ميرزا كوچك نايب الصدر آقا ميرزا بابا ميرزا ابوالحسن خان فسايي .
آنچه در اين تصاوير قابل مشاهده و ارزشمند است يكي شناخت و شناسايي رجال و علماي شيراز است و ديگري شناخت آرايش موها ريش و محاسن تزيينات البسه طرح و نقوش رايج اين عصر است . در اين تصاوير دقيقا نشان داده ميشود كه نسبت به قرون قبلي نحوه صورت سازي تغيير كرده است يعني ابروها بسيار پهن تر و چشم ها درشت تر و طبيعي تر است اما ساخت دست ها مانند قديم ترسيم شده است . شكل لبها به حالت واقعي نزديك تر و صورت زنده تر و انساني تر و بدون حالات عاطفي است . اين حس و حالتي كه ديده ميشود شايد اسباب سو تعبيير شود زيرا كه به نوعي نمودار رخوت و تنبلي است كه از بي خيالي و نرم خويي و نفس پرستي اين افراد حكايت ميكند و اين نوع با حال و هواي عميق و صوفي منشانه تصاوير دوره صفوي تضاد دارد . رنگهاي موجود در اين تصاوير به ظاهر محدود تر شده و قدري يكنواخت است . يعني به جاي انتخاب سطحي متنوع از رنگهاي يكسان و عميق يكنواخت ومحدود انتخاب شده و رنگها در تصاوير فوق به صورت پرداز ريز جايگزين سطوح صاف و صيقلي شده است . تركيب بندي ها تمام خشك و نقوش تزييني آن نازل ميباشد . رنگهاي تصاوير به علت استفاده از رنگهاي قرمز و سفيد و آبي از رنگهاي نيلي طلايي فيروزه ايي قديم فاصله نگرفته است . تك چهره ها با سادگي غرق در تزيين صورت سازي است ولي سايه روشن حداقل است و جز كناره خط گونه ها و كناره بيني در برخي جاها مانند پارچه عمامه ها همچنان تخت است .
در بخش زبانه قلمدان تصاويري از آقا بزرگ با قلمدان و قلم مويي در دست قرار دارد و در بخش ديگر زبانه تصوير شخصي است كه بدون رقم ميباشد . در كناره قلمدان تصاويري از يك بناي قديمي با ستون ها و پنجره هاي ارسي و دورنما سازي از باغ ديده ميشود همچنين نمايي از پل قديمي بر رودخانه و تصوير خيل سربازان در دشت و خيمه و توپخانه و سواركاران نقاشي شده است .
احتمالا بناي پل ميتواند بخشي از بند امير از آثا ر عضدالدله ديلمي يا پل بهمن است كه در 56 كيلومتري شيراز ساخته و مربوط به دوره ساساني است كه روي رودخانه قرا قاج بنا شدو درازاي 26 متر و ضخامت 4 متر دارد . همچنين پل آبگينه و پل خان از ديگر بندهاي اين استان است كه در منطقه مرو دشت و كازرون قرار دارد . 3
متاسفانه در بررسي تاريخ قاجار نتوانستم علت قشون كشي سربازان را در تاريخ 1269 ه.ق در اين منطقه و ارتباط آن را با يكي از پلهاي مذكور بيابم زيرا در سالهاي 1269 بنا به پيشنهاد سفير روسيه در ايران نا صرالدين شاه وارد جنگ با عثماني گرديد و بيشتر منازعات در مناطق شمال غربي و شمال ايران بوده است . اما احتمال دارد اين تصوير ياد آوري قشون كشي نصرالدوله فيروز ميرزا در سال 1250 و سركوبي استقلال طلبي حسينعلي ميرزا است كه پس از مرگ فتحعليشاه داعيه سلطنت داشت كه توسط نصرالدوله فيروز ميرزا شكست خورد . 4
طرح بناي منقوش بر قلمدان فوق احتمال قريب به يقين مدرسه خان شيراز است كه در دوره سلطنت شاه عباس اول به دستور اله ورديخان والي فارس بناشد اين بنا در سال 1024 ه.ق توسط استاد حسين شماعي طراحي گرديد بنا با سر در بلند و پهن و دهليز ورودي با كاشي كاري معرق ريز و حجرات دو طبقه در چهار سمت و صحن و ايوان بلند است البته از جميع مدارس آن دوره كه ميتوان به اين تصاوير نسبت داد ميتوان به مدارس زير اشاره كرد :
مدرسه آقا بابا خان مدرسه بابله مدرسه حاجي ميرزا قاسم خان مدرسه حكيم . 5
. از خصوصيا ت نقاشي قرن 13 تزيين و رنگ است كه در طراحي لباس و عمامه اين تصاوير دقيقا اين دو عنصر رشد نموده است نقوش تزييني ريز با طرح بته جغه با رنگ قرمز ديده ميشود رنگ قرمز رداي يكي از رجال در پوشش رنگهاي طلايي نارنجي نخودي قرار دارد . در بخش زيرين قلمدان زمينه قرمز رنگ از رنگ شنجرف ديده ميشود كه با نقش تشعيري تك رنگ طلايي كار شده است .
در انتها شرح احوال مختصرچند تن از صاحبان تصاوير اين قلمدان آورده ميشود :
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
1- آقا ميرزا محمود ملا باشي از استادان لغت وشعر و معلم مظفرالدين شاه و ناصرالدين شاه بود . 6
2- آقا ميرزا احمد ولد وصال شيرازي معروف به وقار كه در سال 1232 در شيراز متولد و مانند پدرش دانشمند بود وي در سفر به هند كتاب مثنوي مولوي را در بمبئي چاپ كرد . 7
3- حاج اسداله خان پسر دوم حاج ابراهيم خان اعتمادالدوله شيرازي صدر اعظم فتحعليشاه بود كه پس از عزل پدر از دربار شاه در سال 1215 در سن 18 سالگي به فرمان شاه از هردو چشم نابينا گرديد . ( نابينايي او در اين تصوير مشهود است ) 8
4- حاجي ميرزا علي اكبر قوام الملك پسر چهارم حاج ابراهيم خان شيرازي اعتمادالدوله بود كه در زمان فتحعليشاه سياستمدار بود و توسط كلانتر شيراز به لقب قوام الملك مفتخر گرديد . 9
5- شيخ ابوتراب امام جمعه و از علماي شيراز و پسر شيخ مفيد بود و در زمان حيات خود به غايت صاحب نفوذ بوده است . 10
6- حاجي ميرزا بابا پسر يكي از افسران شاهزاده عباس ميرزا نايب السلطنه و اولين محصلي بود كه براي تحصيل طب و نقاشي به اروپا سفر كرد او اولين پزشك ايراني فارغ التحصيل اروپا بود كه در مزاج محمد شاه تسلط كافي داشت . او در سال 1244 ه.ق با همين سمت حكيم باشي همراه هياتي براي عذر خواهي از قتل گريبايدوف راهي سن پترز بورگ شد . 11
7- حاجي محمد خليل فرزند حاجي محمد قزويني از تجار بزرگ بوشهر و ايران بود ه در سال 1214 مشاور انگليسي ها در ايران بوده و بيشتر اعمال انگليسي ها با صوابديد او در ايران انجام ميگرفت .12
8- حاج ميرزا ابوالحسن خان مشير الملك در سال 1226 در شيراز متولد و در سال 1262 وزير فارس بود و تمام ولايات فارس در دست او وقدرت او بود بناي مسجد مشير شيراز از آثار خيريه اوست . 13
9- جهان گير خان قشقايي فارغ التحصيل مدرسه الماسيه بود كه از بهترين فقها و مدرسين شيراز بود ه است . 14
10- محمد قليخان پسر حاجي نايب تركمان از نايب هاي اصطبل شاهي ناصرالدين شاه بود كه با توطئه فرهاد ميرزا حاكم فارس باعث نابودي حسينقلي خان هفت لنگ گرديد . 15
11- آقا محمد باقر بواناتي متولد شيراز كه در مدارس قديمه تحصيل ميكرد او زبان انگليسي را آموخت و بعد تغيير لباس داد واز كسوت روحاني در آمد و بعد به دليل ترس از شماتت مردم شيراز به بوشهر گريخت و در كنسول خانه انگليس مترجم شد سپس به لندن رفت ادوارد براون شرق شناس شاگرد او در زبان فارسي بود او مرد جهان ديده ايي بود كه نصف جهان را سياحت نمود با اينكه شيعه بود مدتي درويش شد سپس مسيحي گرديد و بعد خدا را انكار كرد مدتي يهودي شد و سپس مذهبي تركيبي به نام اسلام مسيحي اختراع كرد . 16
12- حاجي ميرزا علي اكبر پسر بزرگ ميرزا حسين قوام كه وارد دستگاه ميرزا علي اصغر خان امين السلطان شد در دوره اول مشروطه فعاليتهاي ضد مشروطه داشت در سال 1231 پيش كار دارايي بروجرد گرديد و مدتي هم رياست دارايي سيستان را به عهده داشت . 17
13- مهر علي خان شجاع الملك برادر زاده ميرزا آقا خان نوري بود كه در سال 1232 د ر شيراز متولد و از همان جواني تا مرگ مناسب ديواني و سياسي داشت مدتي والي كهگيلويه و بهبهان و سپس سردار فارس شد . وي جزو رجالي بود كه توسط دايي اش به صدارت رسيد و ريئس قشون گرديد كه در جنگ بين ايران وانگليس بواسطه تعداد بسياري سپاه ايران تعمدا شكست خورد و بجاي تنبيه به درجه امير توماني ارتقا يافت . 18
14- ميرزا ابوالحسن خان پسر ميرزا محمد علي و خواهر زاده حاج ابراهيم خان اعتمادالدوله شيرازي و صدر اعظم آقا محمد خان و فتحعليشاه بود .مدتي حاكم شوشتر بود پس از چندي به هند رفت در بازگشت به شيراز منصب يساولي حسينعلي ميرزا فرمانفرما را داشت . در سال 1224 بنا به دستور فتحعليشاه به عنوان سفير به انگلستان رفت و مدت 16 ماه در اقيانوس گم شد و در اين مدت با انگليسي ها سازش نمود و موظف به نوكري آنان شد . از سال 1224 تا 1262 وزير امور خارجه بود و مبالغ هنگفتي با عناوين مختلف از بانكهاي هند شرقي به حسابش واريز ميشد . 19
15- شيخ ابوالقاسم مجتهد فرزند ميرزا كاظم موسوي از علماي روحاني بود كه در عراق تحصيل ميكرد و صاحب رياست با نفوذ و اقتداري بس در بين مردم بوده است .

 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
2-معرفي خطوط فرزندان فتحعليشاه قاجار و شاه اسماعيل صفوي در موزه ميرعماد. معرفي خط فرزند عليرضا عباسي
1- قطعه خط نستعليق جلي نويسي نگارش موربي رقم حسينعلي سنه 1271 ه.ق ابعاد 5/37 * 25 تزئين متن زمينه الوان دور سطور ابري تزئين حواشي مجدول الوان و بندكشي تشعيري ش.ر ( گ/م : 319 ) ش.ا ( 3489 1843 ) .
2- قطعه خط نستعليق جلي نويسي نگارش كتيبه ايي تزئين متن زمينه گل و بته ريز و گلهاي ريز ريسه ايي دور سطور دندان موشي محرر رقم فرمانفرما قرن 13 ه.ق ابعاد 23* 16 ش.ر ( گ/م : 447 ) ش.ا ( 3679 2034 ) .
شرح احوال كاتب : حسينعلي ميرزا قاجار فرزند با كمال فتحعليشاه قاجار بود در روز 13 ذيقعده سال 1203 ه.ق متولد شد سالها فرمانرواي فارس بود و خط نستعليق را خوش مينوشت.
3 قطعه خط دورو بخشي از يك مرقع بخط نستعليق قلم خوش 3 دانگ به شيوه ميرعلي هروي نگارش موربي و چليپايي و رنگين نويسي تزئين متن رنگين نويسي با نقوش تشعيري حواشي مجدول الوان و حاشيه تشعير مكتب تزئين صفوي رقم ابراهيم , محمد حسين قرن 10 ه.ق ابعاد 5/37 * 5/24 ش.ر ( گ/م : 390 ) ش.ا ( 3608 1963 ) .
شرح احوال كاتب : فقير ابراهيم بن بهرام يا ابوالفتح سلطان ابراهيم ميرزا متخلص به جاهي فرزند بهرام ميرزا بن شاه اسماعيل صفوي است . در جواني داماد شاه طهماسب بود و همسر او گوهر سلطان خانم بود . در ميان شاهزادگان ممتاز و به صحبت شعرا و ادبا ميل فراوان داشت و هيچ شاهزاده ايي مانند او به جامعيت علوم و هنر و فنون ديده نشد . مجموعه أثارش مشهور است و شامل خطوط خوشنويسان مصوران جواهرات و ظروف چيني بود . در كتابخانه او هنرمندان گرد ميأمدند وي پيوسته مقيم و ملازم أنان بود . در نستعليق نزد مالك ديلمي شاگردي كرد و به شيوه ميرعلي هروي تمايل داشت خط جلي را بسيار خوش مينوشت و كتابت هم خفي ميكرد . اواخر ذي الحجه سال 946 بدنيا أمد و از كودكي مورد توجه شاه طهماسب بود بعد از دامادي شاه ايالت خراسان به او تفويض شد و 12 سال فرمانرواي خراسان را به عهده داشت . پس از مرگ شاه طهماسب اول توسط شاه اسماعيل دوم به قتل رسيد . رقم او : فقير ابراهيم فقير ابراهيم بن بهرام .
3- قطعه خط نستعليق قلم خوش 3و نيم دانگ نگارش چليپايي تزئين متن دور سطور ابري و زمينه مطلايي با نقوش تذهيبي حواشي ابرو باد و بندكشي تشعيري رقم بديع الزمان قرن 11 ه.ق ابعاد 34* 24 ش.ر ( گ/م : 368 ) ش.ا ( 3567 1922 ) .
شرح احوال كاتب : بديع الزمان تبريزي فرزند عليرضا عباسي تبريزي خوشنويس شهير دوره شاه عباس صفوي است . از حكمت و فلسفه بهره مند بود و به ادب فارسي و عربي و تركي أشنايي كافي داشت . تخلص او بديعا بود و لقبش نيك نگار . در گورستان تخت فولاد اصفهان بخاك سپرده شده است .

3-معرفي خط بزرگ بايسنقر ميرزا در موزه ميرعماد

يكي از آثار با ارزش موزه ميرعماد قطعه خط منحصر بفرد قرآني است كه بخط جلي محقق نوشته و يكي از بخش هاي باقي مانده از خط و قرآن بزرگ بايسنقر ميرزا نوه تيمور لنگ مربوط به قرن9 ه.ق ميباشد .اين اثر متعلق به دوره تيموري و زمان اوج هنر كتابت آرايي در ايران است .
دوره تيموري يكي از مشهورترين دوره هاي هنر تذهيب و كتاب آرايي است زيرا پس از حمله به ايران و بغداد كه در تسلط جلايريان بود توسط تيمور , احمد جلاير از بغداد به شام فرار كرد و دوره جديد هنر در سنه 782 ه.ق آغاز شد . تيمور بر خلاف طبع جنگاوري مشوق هنر بود و پس از تسخير ايران دانشمندان و هنر مندان تمام شهرهاي مسخر را به پايتخت خود سمرقند آورد و در نتيجه مكتب نقاشي بغداد و تبريز به سمرقند رفت .
پس از تيمور فرزندان او شاهرخ و نوه اش بايسنقر ميرزا و الغ بيك مشوق هنر بودند از اين رو دو مكتب هرات و شيراز در اين دو شهر پا گرفت و ترقي نمود شهر هرات در دوره حكومت شاهرخ ميرزا ( 800 – 852 ) و سلطان حسين بايقرا ( 901- 912 ) دوره با ارزش هنري داشت . در طي حكومت بايسنقر كانون هنري بنام دار الصنايع كتاب سازي ايجاد شد كه برياست جعفر بايسنقري خوشنويس معروف در بار اداره ميشد . 1
1- برزين . پروين , نگاهي به تاريخچه تذهيب قرآن , مجله هنر ومردم , ش 49 , آبان سال 55 .
بايسنقر ميرزا فرزند شاهرخ پسر تيمور ( 8.2 837 ) از خوشنويسان و هنرمنداني بود كه هموار اهل هنر را تشويق ميكرد و در كتابخانه معروف او همواره 40 تن از خوشنويسان مذهبان و مصوران مشغول كتابت و تذهيب و تصوير سازي بودند و در حال حاضر نفيس ترين مرقعات و كتب دوره تيموري از اين كارگاه هنري بزرگ خارج شده و زينت بخش موزه هاي ايران و جهان است .
بايسنقر ميرزا در خطوط شش گانه شاگرد شمس الدين محمد بن حسام هروي معروف به شمس بايسنقر بود و خود در خط محقق و ثلث از استادان برجسته به شمار ميرفت . از آثار بجامانده او كتيبه پيش طاق مسجد گوهر شاد مشهد است كه در سن 20 سالگي به خط ثلث نوشته كه از قدرت قلم و قوت او حكايت ميكند . او بسيار خوشگذران بود و با تجمل زندگي ميكرد و به سبب افراط در خوشگذراني در سن 35 يا 38 سالگي در هرات در گذشت .
او باني بزرگترين و زيباترين مكتب كتاب آرايي در ايران زمان تيموريان است .
مولف كتاب حبيب السير در باره او مينويسد :
(,, به مجالست ارباب علم و كمال بغايت مايل بود و در تعظيم و تعجيل اصحاب فضل و هنر در هيچ وقتي از اوقات اهمال و اغفال نمي نمود و خردمندان كامل از اطراف و اكناف ايران و توران به هرات آمده در آستان مكرمت آشيانش مجتمع مينمودند و بلغاي وافر كياست و فصحاي صاحب فراست از اقصار و اعصار عراق و فارس و آذر بايجان بدرگاه عالم پناهش شتافته صبح و شام ملازمت مينمودند و آن شاهزاده عاليشان در تربيت و رعايت تمامي آن طايفه گرامي كوشيده و همه را بوفور انعام و احسان مسرور و شادمان مي ساخت و هركس از خوشنويسان و مصوران و نقاشان و مجلدان در كار خويش ترقي ميكرد .,,).
اثر قابل معرفي محفوظ در موزه ميرعماد بخشي از آثار بجامانده از اين قرآن ميباشد و كتابت بزرگترين قرآن موجود بخط محقق نيز اثر ارزنده اوست كه موزه ميرعماد مفتخر به نگهداري يك آيه از اين قرآن و دست نوشته منحصر بفرد بايسنقر است .
كتاب فوق كه هم اكنون برخي صفحات آن در موزه آستان رضوي و كتابخانه كاخ گلستان و موزه ملي و كتابخانه ملك و مجموعه هاي خصوصي است در واقع بخش هايي از قرآن نفيسي است كه بايسنقر ميرزا آن را نوشته و بر سر مزار جد خود تيمور در سمرقند قرار داده بود در باره سابقه اين كتاب در كتاب حدايق الحقايق نوشته :
( ,, از زلزله جز همان امام زاده سلطان ابراهيم بن علي بن موسي الرضا در قوچان چيزي باقي نمانده و برخي اوراق قرآن بخط بايسنقر نوه تيمور در آنجاست . گويند در زمان نادر شاه اين قرآن را از سمرقند به قوچان آوردند و طول صفحه 2 ذرع و نيم عرض 1 ذرع و 10 گره طول سطر 1 ذرع عرض سطر 5 گره بين السطور 1 چارك اندازه قلم صد يك ذرع ,,) . 2
2-حدايق الحقايق جلد 3 ص 313 .

 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
مشخصات اين اثر شامل :
قطعه خط محقق جلي ش.ر ( گ/م : 173 ) ش.ا ( 3248 1206 ) قلم كتيبه ايي شيوه نگارشي دفتري كاغذ بغدادي آهاري متن ساده با حواشي تسمه اندازي سده 9 ه.ق منسوب به بايسنقر ميرزا ابعاد 120 × 40 سانتي متر متن : سوره حجرات آيه 9 ( پس هميشه بين برادران ايماني خود چون نزاعي شود صلح دهيد و خدا ترس و پرهيز كار باشيد . ) .

4-معرفي دو خط موزه ميرعماد با رقم قائم مقام فراهاني و حسنعلي گروسي

( متصرفين خط شكسته در قرن 13 ه.ق )
همزمان با اوج گيري تطور ششم خوشنويسي در جهان اسلام 3 خط جديد در طول 3 قرن در ايران ابداع شد كه شامل خطوط تعليق نستعليق شكسته نستعليق بود اين خطوط از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد .
خط نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد و اوج آن با ظهور خوشنويساني مانند شاملو شفيعا درويش گلستانه بود تا اينكه در قرن 13 ه.ق مصادف با دوره قاجار خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي دراين خط تصرف و ساده شد .
دو نمونه خط موجود با مشخصات زير شامل :
1- خط شكسته نستعليق خفي نگاري غبارنويسي نگارش موربي منسوب به قائم مقام فراهاني قرن 13 ه.ق ابعاد 5/27 × 15 سانتي متر بدون تزئين روي كاغذ ش.ر ( 281 ) ش.ا ( 3416 1742 ) .
2- خط شكسته نستعليق خفي نگاري غبارنويسي نگارش موربي منسوب به حسنعلي گروسي قرن 13 ه.ق ابعاد 5/19 × 5/30 سانتي متر بدون تزئين متن تزئين حواشي مجدول الوان و كمند اندازي سنه 1291 ش.ر ( 298 ) ش.ا ( 3445 1771 ) .
متن : روحي فداك اي محتشم لبيك لبيك اي صنم اي روي تو شمس اضحي وي روي تو بدر الظلم همانا در مملكت قيامت كبري است كه المرئ من اخيه و صاحبه و بنيه شاهدش عبدالله از من خواست كه اورا يار شاطر بنده قرار داده آسمان بار امانت نتوان كشيد قرعه فال به نام من ديوانه زدند محملها الانسان اندكان از حضرت حكيم است و از شاخسار حكمت روئيده است باران كه در لطافت طبعش خلاف است در باغ لاله رويد و در شوره زار خس جناب آقا ميرزا شمس الدين سلمه اله عليه گل بوستان حكمت است و اكبر آقا ميرزا و عبدالله خار است گو باش كه گل بي خار ميسر نشود در بستان گل بي خار جهان مردم صاحب نظر ند . و آن شخص شريف خود حكيم لقدمه الله بركاته است باري در جواب كاغذي از عليرضا خان شرحي نوشته ام شمارا بخدا بخوانيد دريابند و كه من از اين جوان بچه رنج اندرم . خدمت جناب سلطان آقا ميرزا علي محمد سلمه الله . سلام مخصوص برسانم . 9 جمادي الاول 1291
 

هزاردستان

عضو جدید
خيلي سپاسگزارم از اينكه براي خوشنويسي هم جايگاهي را قائل شده و تاپيكي را براي آن ايجاد كرده ايد. دستتان درد نكند اما نمي دانم چرا براي نمايش هنر خوشنويسي تصاويري كامپيوتري را آورده ايد. تمامي تصاوير پست هاي قبلي كامپيوتري است و كسي كه كاملا مشخص است كه خوشنويسي را چندان نمي داند، حروف كامپيوتري را كنار هم گذاشته و به اصطلاح كار هنري كرده است.
هنر خوشنويسي زماني را مي نماياند كه هنرمندي به دست خود آن را خلق كرده و احساس او را بتوان از خطش دريافت كرد. بخش اصلي لذت خوشنويسي حسي است كه در اثر است كه متاسفانه تصاويري كه آورده شده اند فاقد اين حس هستند چون موجودي كه آنها خلق كرده حسي نداشته است. شايد بگوييد اين تصاوير كامپيوتري هم بالاخره توسط يك خوشنويس نوشته شده. درست است ولي او حرف به حرف نوشته و او هيچ گاه نمي توانسته هنر خود را در تركيب حروف به نمايش بگذارد تا همه از آن لذت ببرند.
باز هم از اينكه به هنر خوشنويسي توجهي نموديد بسيار سپاسگزارم.
 

سرمد حیدری

مدیر تالارهای مهندسی شیمی و نفت
مدیر تالار
با سلام خدمت شما دوست عزیز
حرف شما کاملا درسته. ولی من اینا رو فقط برای آشنایی با شکل خط نستعلیق گذاشتم. بزودی نوشته های واقعی رو هم قرار میدوم.
متشکرم.
 

گلابتون

مدیر بازنشسته
سرمدجان
ممنون و سپاسگذارم كه اين تاپيك زيبا رو بالاخره ايجاد كرديد...دست مريزاد عزيز


از تمامي دوستان خوشنويس و علاقه مند به خطاطي دعوت ميكنم تا دراين جستار شركت كنند و اگر از خطوط زيبايي كه به دست خودشون قلم زده شده بتوانند عكسي تهيه كنند و در اين جستار قرار بدهند بينهايت سپاسگذار و منت دارشون خواهيم شد.
اميدوارم عزيزان هنرمندمون ما رو هم در لذت خطاطي خود سهيم گردانند.
 

گلابتون

مدیر بازنشسته
هزاردستان عزيز واقعا ممنونم...مستفيضمون كرديد قربان...فقط اي كاش عكسها بزرگ ميشد تا بهتر نظاره گر هنرتون ميبوديم.
روي عكسها كليك كردم ..اما بزرگ نشدن...
ميشه بررسي بفرماييد.

سپاسگذارم :w30:
 

هزاردستان

عضو جدید
درود و سپاس

مشكل اينجاست كه اينجا اسكنر ندارم و عكسها رو با گوشيم گرفتم. سعي مي كنم براي دفعات بعد عكسهاي با كيفيت تري رو ارسال كنم. از اين بابت به كرم خودتون ببخشيد.
ضمنا از تشويقهاتون هم سپاسگزارم. در مورد عكسها هم بايد بگم كه :


حقيقت آنكه نه در خورد توست يار عزيز

وليـك درخور امكــان و اقتـــدار من است
 

amator-2

عضو جدید
سلام به دوستان هنرمندو از سرمد هم تشكر ميكنم بخاطر اين اطلاعات خوبشون.
من يه پيشنهاد دارم، اينكه دوستان خوشنويس خطشونو اسكن كنن و بذارن تو تاپيك تا بقيه فيض برن.اگر هم استقبال مي كنيد يه تاپيك جديد بزنيم واسه اين كار.
به هر حال من خوشحال مي شم كه خطتونو بينم.خودم هم بلاخره يه روز (قول نميدم به زودي )خطمو ميذارم.
 

amator_2

عضو جدید
آقا محمود خطتون قشنگه.من كه خيلي خط شكسته دوست دارم .ازش لذت ميبرم.
 

گلابتون

مدیر بازنشسته
محمود جان ممنون از همكاريتون...خطتون واقعا زيباست...احسنت .
موفق باشي عزيز
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
دانشجوي كامپيوتر [خوشنویسی] - مؤلفه های تصویر هنری در قرآن خوشنویسی 0

Similar threads

بالا