پیر جماران

apn1388

New member
به مناسبت رحلت حضرت امام خمینی :

به گزارش برنا، غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است.

غزل امام خمینی(ره)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم


غزل مقام معظم رهبری

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
 

apn1388

New member
گاه شمار زندگی امام خمینی (ره)



1281/11/20 شهادت پدر

1283/2/19 قصاص قاتل پدر

1297 رحلت مادر



1299/12/3 شروع زندگی طلبگی در اراک

1300 ورود امام به قم

1341/8/15 تلگراف امام به نخست وزیر آن زمان به عنوان اعتراض به تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی

1341/11/2 تحریم رفراندوم فرمایشی شاه

1342/2/28 اطلاعیه امام در رابطه با ایام محرم خطاب به وعاظ

1342/3/13 سخنرانی تاریخی امام در مدرسه فیضیه در عصر عاشورا

1342/3/15 دستگیری شبانه امام توسط ساواک و انتقال به تهران

1343/1/18 آزادی امام از زندان و بازگشت به قم

1343/8/4 سخنرانی امام درباره طرح کاپیتولاسیون

1343/8/21 اقامت در بورسا

1344/7/16 انتقال از بورسا به عراق

1346/1/27 نامه سرگشاده امام به هویدا نخست وزیر شاه و هشدار نسبت به کارهای مستبدانه رژیم

1348/3/7 شروع تدریس ولایت فقیه در نجف

1350/2/6 سخنرانی امام در محکومیت جشن های 2500 ساله

1356/8/1 شهادت حاج آقا مصطفی خمینی

1357/7/10 هجرت از عراق به سوی کویت و مخالفت کویت با ورود امام



1357/7/13 هجرت امام به فرانسه

1357/11/12بازگشت امام بازگشت پیروزمندانه به ایران



1357/11/15 تعیین دولت موقت

1357/11/21 شکست حکومت نظامی توسط امام

1357/11/22 پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)

1357/12/10 ورود امام به قم پس از 15 سال

1359/2/28 ورود امام به جماران

1359/6/31 آغاز حمله ارتش عراق به ایران

1361/11/26 نگارش وصیت نامه سیاسی- الهی توسط امام خمینی

1367/4/29 صدور پیام تاریخی امام به مناسبت حادثه مکه مکرمه، قبول قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از 8 سال دفاع مقدس

1367/10/11 ارسال نامه گورباچف از سوی امام خمینی و دعوت او به مطالعه اسلام

1367/11/25 صدور حکم اعدام سلمان رشدی مرتد نویسنده کتاب کفرآمیز (آیات شیطانی)

1368/3/14 رحلت حضرت امام خمینی (ره) بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران

 

apn1388

New member
روایت اولین مهمان خارجی امام (ره) از دیدارش با رهبر فقید انقلاب

این نخستین دیدار من از تهران بود. در تهران روز های زیبایی را گذارندیم چرا که ،رئیس و مسئول انقلاب در میان سایر برادران بودند. به طوری که در برابر دشمنان مانند یک خانواده بودند. من در کنار خانواده بزرگ امام خمینی؛ [شهید] بهشتی ، [آیت الله]خامنه ای و [آیت الله] هاشمی رفسنجانی و روز های پرسعادتی را گذراندم» .
یکی از نکات جالب که در سیره امام(ره) نشان از سعه صدر و اندیشه متعالی ایشان در تحمل سایر عقیده ها دارد این است که نخستین مهمانی که به صورت رسمی برای دیدار با امام وارد ایران شد یک کشیش مسیحی بود.

به گزارش «تابناک»، اسقف «کاپوچی» در تاریخ 15 فروردین سال 1358 به عنوان نخستین مهمان رسمی حضرت امام (ره) وارد ایران شد و با استقبال حضرت امام مواجه گردید. خود وی در این باره می گوید که:

«در فرودگاه هزاران نفر از برادران به استقبال من آمده بودند، با همدیگر به سوی منزل امام حرکت کردیم . ایشان مرا در بغل گرفت و روبوسی کرد و دست مرا گرفت و خطاب به خبرنگاران گفت : همگی استقبال از اسقف کاپوچی را مشاهد کردید. شما از دروغ هایی که دشمنان و مغرضان انقلاب اسلامی پخش کرده اند تا چهره این انقلاب را دگرگون نشان دهند اشباع شده اید. در این دروغ ها انقلاب را انقلاب تعصب، تشنج و خونریزی توصیف کرده اند با وجود اینکه می دانند که دین اسلام که شعار ما در این کشور است دین محبت، پاکدامنی ، وسعت نظر و حیا ء است . من برای اینکه دروغ های مغرضان را از بین ببرم اسقف کاپوچی را دعوت کردم . ایشان فقط یک مسیحی نیست، بلکه یک کارگزار و یک مسئول کلیسا است» .

بر اساس این گزارش، اسقف «کاپوچی» همچنین درباره ادامه این سفر می گوید :

«این نخستین دیدار من از تهران بود. در تهران روز های زیبایی را گذارندیم، چرا که رئیس و مسئول انقلاب در میان سایر برادران بود.ند به طوری که در برابر دشمنان مانند یک خانواده بودند. من در کنار خانواده بزرگ امام خمینی؛ [شهید] بهشتی، [آیت الله]خامنه ای و [آیت الله] هاشمی رفسنجانی روز های پرسعادتی را گذراندم» .

گفتنی است، اسقف «کاپوچی» یک بار دیگر نیز در جریان تسخیر لانه جاسوسی به ایران سفر کرد و در این باره نیز گفت :

« به اعتماد ارزشمند امام خمینی به اینجانب افتخار می کنم. با اجازه امام خمینی من برنامه ای را در تلویزیون ایران به مدت دو ساعت برای صحبت به گروگان ها تهیه کردم تا آنان در این برنامه با خانواده هایشان سخن بگویند، این در حالی بود که آمریکا هیچ کاری نتوانسته بود در این زمینه انجام دهد و حتی با حمله به ایران تعداد دیگری از نظامیانش را در خاک ایران دفن کرده بود.»

گفتنی است که دیدار امام با اسقف «کاپوچی» تنها یکی از مظاهر وسعت نظر و دیدگاه متعالی حضرت امام (ره) در تحمل عقاید دیگران و همچنین تمایل به گفتگو در بین ادیان و مذاهب و نحله های گوناگون فکری و سیاسی بود. لذا چنین روز هایی با یاد کردن از ویژگی های بارز امام خمینی(ره) تنها کاری است که رسانه ها می توانند برای آشنا کردن نسل جوان با سیره عملی و نظری حضرت امام انجام دهند.
 

ranalean

کاربر ممتاز




سـری داریـم و سـودای غـم تـو
پـری داریـم و پــروای غم تـو​

غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو​


:gol:
 

apn1388

New member
امام خمینی(ره) در خرداد 58: به جای سفر به مکه و مدینه و عتبات، ایران را بسازید

امام خمینی(ره) در خرداد 58: به جای سفر به مکه و مدینه و عتبات، ایران را بسازید

روز بیست و ششم خرداد ماه سال 1358 امام خمینی در پیامی مردم ایران را به جهادی همگانی برای سازندگی ایران دعوت کردند. متن کامل این پیام در روزنامه های 27 خرداد منتشر شد. در بخشی از این پیام که در روزنامه اطلاعات بیست و هفتم خرداد ماه سال 58 منتشر شده آمده است:همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را بسازند و برادران خود را کمک نمایند، که شاید هیچ عبادتی بالاتر از این عبادت نباشد. بلکه من از اشخاصی که برای زیارت ها مثل زیارت مکه معظمه و مدینه منوره می خواهند به طور استحباب بروند، از آن ها می خواهم و تقاضا می کنم که شما برای ثواب می خواهید مکه مشرف بشوید و یا می خواهید مدینه منوره و یا به عتبات مشرف شوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید. و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجات یابند. خداوند به همه شما اجر عنایت می کند و همان ثوابی را که شما از زیارت ها می خواهید، خداوند به شما در این جهاد خواهد داد.
 

* ziba *

کاربر ممتاز
همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را بسازند و برادران خود را کمک نمایند، که شاید هیچ عبادتی بالاتر از این عبادت نباشد.

ممنون بسیار عالی بود ...
 

**آگاهدخت**

مدیر تالار اسلام و قرآن
678008-960796.jpg

سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام (ره) و قیام خونین 15 خرداد بر ملت شریف ایران و تمامی عاشقان و رهروان ولایت تسلیت و تعزیت باد.
 

**آگاهدخت**

مدیر تالار اسلام و قرآن
14سکانس از زندگی امام خمینی ره

14سکانس از زندگی امام خمینی ره

(1)


این اولین باری است که شاه، اسم «روح‌الله خمینی» را می‌شنود. هر چه فکر می‌کند او را به خاطر نمی‌آورد.


در این حال رئیس ساواک به یادش می‌آورد او همان کسی است که در مراسم ختم آیت‌الله العظمی بروجردی حاضر نشد جلو پای‌تان بلند شود.

***

(2)

به امام که سال‌ها استادش بوده است، می‌گوید: «من زیر بار منت هیچ کسی نمی‌روم، الّا شما.» آقا لبخندی می‌زند و می‌فرماید: «زیر بار من هم نرو!»

***

(3)

مؤذن قبل از پایان درس امام شروع به اذان دادن می‌کند. شاگردان ناراحت می‌شوند. امام می‌فرماید: «مشکل از ماست که درس را قدری دیرتر تمام کردیم نه از این بنده‌ی خدا که دارد سر وقت به وظیفه‌اش عمل می‌کند.»

***

(4)

سیدی سال‌مند از پلکان هواپیما می‌آید. همه‌ی دوربین‌ها آن را لحظه‌ی تاریخی ورود امام به ایران می‌پندارند؛ اما لحظه‌ای بعد می‌فهمند او برادر بزرگ‌تر امام است که به اصرار ایشان جلوتر آمده است.

***

(5)

طلبه‌ها یکی پس از دیگری از راه رسیده‌اند و امام که زودتر از همه در شبستان کوچک مسجد حضور پیدا کرده است، درس را شروع می‌کند.


پند پایان درس امروز، ضرورت وقت‌شناسی است و این که باید جوری از خانه بیرون بیایند که همه با هم برسند، نه یکی یکی.

***

(6)

آدم ساده‌اندیشی، از امام به دادگاه شکایت کرده؛ آن هم به این دلیل که خانه‌اش در جریان حمله‌ی صدام به یکی از شهرهای مرزی از دستش بیرون آمده است!


احضاریه‌ی دادگاه به دست امام می‌رسد. می‌فرماید: «یا شاکی را راضی می‌کنید یا شخصاً در دادگاه حضور پیدا می‌کنم!»

***

(7)

آیت‌الله‌العظمی محمدعلی اراکی پس از مرخص شدن از بیمارستان به جماران آمده است تا امام خمینی را ببیند و سپس به قم برود. او که چند سالی از امام بزرگ‌تر است به محض دیدن ایشان در سلام دادن پیش‌دستی می‌کند و می‌گوید: «السلام علیک یابن رسول‌الله.»

***

(8)

یکی از مقامات با پیرمردی خدمت امام رسیده‌اند. آقا از وی می‌پرسد: «ایشان کی هستند؟» می‌گوید: «پدرم هستند!» با عتاب می‌فرماید: «پس چرا جلوتر از او وارد شدی؟»

***

(9)

امام راضی نیست وضع زندگی‌اش بهتر از مردم باشد ولو در حد یک پنکه یا کولر آبی ساده. به همین خاطر وقتی می‌فهمد پسرش آقامصطفی موجبات خنکی اتاقش را فراهم آورده است، ناراحت می‌شود و می‌فرماید: «مصطفی می‌خواهد مرا جهنمی کند!»

***

(10)

نتیجه‌ی انتخابات شهر خمین برخلاف انتظار برادر امام است؛ چرا که او با دادن اطلاعیه از شخص دیگری حمایت کرده و حالا می‌بیند فرد رقیب به خانه‌ی ملت راه یافته است. به همین خاطر نامه می‌نویسد و از روند برگزاری انتخابات شکایت به جماران می‌برد.

امام در پاسخ می‌فرماید: «در شهر من انتخابات برگزار شده، برادر من هم از فلان شخص حمایت کرده و حالا رقیب رأی آورده است. انتخابات از این سالم‌تر؟»

***


(11)

یکی از فرماندهان جنگ در حال ارائه‌ی گزارش از جبهه‌های جنوب است. امام که می‌بیند «شط العرب» گفتن‌های او تمامی ندارد می‌فرماید: «بگویید اروندرود.»

***

(12)

کسانی که با هزار زحمت تدارک مصاحبه‌ی امام با خبرنگاران شبکه‌های پرمخاطب جهان را داده‌اند، فکر همه چیز را کرده‌اند اِلّا هم‌زمانی آن با وقت اذان ظهر.


این گونه است که مصاحبه به دلیل رفتن امام به اندرونی خانه برای اقامه‌ی نماز اول وقت، نیمه‌تمام می‌ماند!

***

(13)

سرنشینان کشتی که راهیِ بندر جدّه و شهر مکه هستند از بلد نبودن احکام سفر حج نگران هستند. امام که هم‌سفر آن‌هاست با فروتنی، روحانیِ کاروان می‌شود و بایدها و نبایدهای این فریضه را برای‌شان جا می‌اندازد.

***

(14)

بعضی به بهانه‌ی محوکردن آثار طاغوت در صدد آسیب رساندن به آثار تاریخی ایران باستان برآمده‌اند. خبر که به امام می‌رسد می‌فرماید: «از آثار تاریخی باید محافظت بشود.»


حوزه نت
 
بالا