پژوهشنامه فلسفه دين [ Philosophy Of Religion Research ]

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
پژوهشنامه فلسفه دين


Philosophy Of Religion Research
رتبه علمي:علمي - پژوهشي (علوم انساني)
دوره انتشار:دوفصلنامه
موضوع:علوم انساني
ISSN:2228-6578
زبان:فارسي
شمارگان:500 نسخه
صاحب امتياز:دانشگاه امام صادق (ع)
مدير مسئول:رضا محمدزاده
سردبير:رضا اكبري
مدير داخلي:سيدمحمد منافيان
مدير اجرايي:امير حسين محمدپور
هيئت تحريريه:غلامحسين ابراهيمي ديناني، رضا اكبري، احمد پاكتچي، محسن جوادي، محسن جهانگيري، نجفقلي حبيبي، سيد حسن سعادت مصطفوي، بيوك عليزاده، محمد سعيدي مهر، احد فرامرز قراملكي، محمد كاظم فرقاني، رضا محمد زاده، ضياء موحد، عبدالله نصري، حسين هوشنگي
ويراستار فارسي:سيدمحمد منافيان
محل انتشار:تهران
تلفن:(داخلي 261)5-88094001 (021)
نمابر:88385820 (021)
نشاني:تهران، بزرگراه شهيد چمران، پل مديريت، دانشگاه امام صادق
صندوق پستي:تهران، 159-14655
سايت اختصاصي:www.nameh-i-hikmat.sadiqjournals.ir
نشاني الكترونيك:mag
isu.ac.ir
بخش اشتراک:آقاي بصيري
نمابر بخش اشتراک:88093484 (021)
فهرست مقالات :
پل هورويچ؛ تئوري حداقلي صدق و مسئله واقع گرايي علمي
زمينه گرايي معرفتي و سمانتيك جملات معرفتي
بررسي و نقد نظريه حداقلي صدق
برون گرايي معنايي: راهي براي رد تز قياس ناپذيري
بررسي انتقادي نظريه علي ارجاع اونز در باب نام هاي خاص
ديدگاه ميلي، گزارش هاي گرايش هاي گزاره اي، و معناشناسي ربطي
دلالت بدون مدلول در اسامي خاص
دو گانه حقيقيه – خارجيه و نقش آن در برهان
ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر
نظريه مطابقت صدق راسل؛ به موازات تحولات وي
وجود لنفسه در فلسفه سارتر
نقد نظريه «متناقض نمايي تجارب عرفاني» استيس در عرفان اسلامي؛.با تاكيد بر آراي ابن عربي
تحليل ايده «انسان معلق در فضا» بر اساس مدل منطقي سورنسن
تحليلي انتقادي بر تفسير ريچارد رورتي از رابطه ميان خود و جهان
اعتبار و حقيقت در اخلاق؛ افتراق و اشتراك اخلاق طباطبايي و اخلاق ويتگنشتاين متقدم
ويليام كريگ و تبيين ازليت خداوند
دين و حُسن و قبح افعال در انديشه ملاصدرا
تفسيرهاي گوناگون از دوگانگي حقيقت
تاثير فضائل و رذايل اخلاقي در معرفت الهي از ديدگاه ملاصدرا
مقايسه تقرير برهان جهان شناختي بر اثبات خدا نزد ابن سينا و سويين برن
بررسي و نقد كثرت گرايي ديني به روايت سيد حسين نصر
جايگاه «دل» در معرفت شناسي ديني پاسكال
معقوليت باور ديني؛ مقايسه رهيافت كركگور و غزالي
مفهوم شناسي اوصاف الهي در فلسفه ابن سينا
تفسير فلسفي كركگور و لويناس از داستان ابراهيم (ع)
مرگ، نوميدي و ايمان در انديشه كركگور
روش شناسي مواجهه صدرالمتالهين با كلام شيعي
چيستي «ايمان» و رابطه آن با «اسلام» از ديدگاه خواجه طوسي
نقد ديني- فلسفي بر مؤلفه «شادي» در معنويت هاي نوظهور
مقايسه احد در فلسفه افلوطين و واجب الوجود در فلسفه ملاصدرا
بررسي جاودانگي عذاب كفار در جهنم از منظر صفت رحمت الهي
بررسي اشكال هاي فخر رازي بر ديدگاه هاي ابن سينا در اراده و فعاليت الهي
اصل سنخيت از ديدگاه فخر رازي و خواجه طوسي
قلمرو دين در آراي غزالي و ابن سينا
مقايسه شرطيه پاسكال و اصل برائت
تبيين نسبت انديشه هاي ديني كركگور با ديدگاه هاي ديني هگل (با استناد به مفهوم رفع)
ابن رشد، فعل الهي و قاعده الواحد
نقش فطرت در اثبات مبدا در منظومه معرفتي حكيم شاه آبادي
پيگيري اثرپذيري ساحت عقيدتي از ساحت هاي غيرعقيدتي با نظر به شاخص هاي فكري غزالي
ويتگنشتاين انكار زبان خصوصي و مساله ايمان ديني
تئوديسه پرورش روح جان هيك
تحليل ايمان گرايي جان بيشاپ
بررسي نظريه دادباوري شرور طبيعي از منظر بروس رايشنباخ
نقش عوامل معنوي در معرفت با تكيه بر قوه وهم از نگاه ملاصدرا
فاعل معجزه از ديدگاه قاضي عبدالجبار معتزلي و ريچارد سويين برن
تاثير آموزه گناه نخستين بر مبحث كليات در قرون وسطا
بازسازي برهان تجربه ديني بر اساس ديدگاه پلنتينگا
مقايسه ماهيت تجربه عرفاني بر اساس نظريه علم حضوري و حصولي علامه طباطبايي و ساخت گرايي استيون كتس
مطالعه انتقادي ديدگاه نصر حامد ابوزيد در باب ماهيت وحي
معناي زندگي از ديدگاه داستايفسكي
بررسي دلايل معرفت شناختي و زبان شناختي الاهيات سلبي
تحليل ديدگاه ملاصدرا درباره سعادت در پرتو حركت جوهري
جايگاه فلسفه دين در سنت فلسفه اسلامي به روايت ابن سينا
ابتناء وجودشناسانه اخلاق به دين
مباني و لوازم ديدگاه علامه مجلسي درباره حيات پس از مرگ
آفرينش انسان درآموزه هاي اسلامي و نسبت آن با نظريه تكامل
بررسي روش هاي شناخت حقايق فراطبيعي و موانع آن از نگاه حكمت متعاليه
تحليل انتقادي ديدگاه مدرس زنوزي درباره معاد جسماني
بازشناسي و امكان سنجي علم ديني بر مبناي نظريه علم مقدس سنت گرايان
پيوند دين و فلسفه در انديشه فارابي
صفات فعل خداوند از ديدگاه علامه طباطبايي
برون رفت استاد رفيعي قزويني از مشكله رجعت در انديشه صدرايي
بررسي انتقادي ديدگاه ملاصدرا در تبيين سازگاري علم پيشين الهي و اختيار انسان
عقلانيت فضيلت محور و باورهاي ديني؛ با تاكيد بر نظريه سوسا
جايگاه «خدا» در فلسفه نيشيدا كيتارو

توجه : این مقالات به مرور زمان در همین تاپیک قرار داده می شوند.
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
پل هورويچ؛ تئوري حداقلي صدق و مسئله واقع گرايي علمي

پل هورويچ؛ تئوري حداقلي صدق و مسئله واقع گرايي علمي

عنوان:
پل هورويچ؛ تئوري حداقلي صدق و مسئله واقع گرايي علمي


نويسنده(گان):
هومن محمد قربانيان، دكتر سيد محمدعلي حجتي،
چکيده:
در سنت فلسفي، همواره مفهوم صدق در ضمن مؤلفه سمانتيكي واقع گرايي و در تعاريف متعددي كه از آن و نقطه مقابل، يعني ضد واقع گرايي، ارايه شده مورد بحث قرار گرفته است؛ هر چند اين تعاريف، تاكنون به دلايل متعددي نتوانسته اند جامع و مانع باشند و انتظارات همه فيلسوفان را برآورده سازند. بسياري از تئوري ها، از جانب ابداع كنندگان آن ها واقع گرايانه بوده اند اما با توجه به برخي از تعاريف واقع گرايي، ضد واقع گرا هستند. در اين مقاله، تعريفي بنيادين از واقع گرايي ارايه مي شود كه مبتني بر نوع رويكردي است كه يك فيلسوف دارد. از سوي ديگر، تئوري حداقلي صدق كه از سوي پل هورويچ ارايه شده است و از جمله تئوري هاي فروكاهشي محسوب مي شود، معرفي مي گردد. اين تئوري، با كمترين ابزارهاي نظري و مفهومي قادر است علت و چگونگي كاربرد محمول «صادق است» را تبيين كند.
در اين مقاله، سه ادعاي اصلي بررسي و نقد مي شوند: اول اين كه استدلال مي شود تئوري حداقلي، به راستي حداقل تئوري ممكن در باب صدق است و بايد در دل تمام تئوري هاي ديگر صدق نيز وجود داشته باشد. ادعاي دوم چنين است كه اگر در نظر فيلسوفي، نوعي ناسازگاري و تضاد ميان موجوديت مستقل فاكت ها و دست رسي معرفتي به آن ها وجود داشته باشد، تئوري او ضد واقع گرا خواهد بود؛ چه درصدد رفع اين ناسازگاري باشد و چه آن را اصيل و حل ناشدني بداند. اما در نظر فيلسوف واقع گرا، چنين تضادي وجود ندارد. ادعاي سوم اين است كه اگر تعريف فوق از واقع گرايي قبول شود، آنگاه مي توان تبيين كرد كه هيچ رابطه اي ميان صدق و بحث واقع گرايي وجود ندارد؛ و اگر چه استقلال مفهوم صدق از واقع گرايي، در مورد تئوري حداقلي صدق نيز درست است اما اين تئوري صدق، حداقل ترين تئوري اي مي باشد كه بايد توسط واقع گرايان پذيرفته شود؛ زيرا مي تواند علت حضور و كاربرد مفهوم صدق را در تمام تعاريف ديگري كه از واقع گرايي شده است تبيين كند.
کليدواژگان:
تئوري هاي صدق، تئوري حداقلي صدق، واقع گرايي علمي، ضد واقع گرايي علمي
https://www.mediafire.com/?xkhkrprad76qj58
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
زمينه گرايي معرفتي و سمانتيك جملات معرفتي

زمينه گرايي معرفتي و سمانتيك جملات معرفتي

عنوان:
زمينه گرايي معرفتي و سمانتيك جملات معرفتي


نويسنده(گان):
دكتر احمدرضا همتي مقدم،
چکيده:
زمينه گرايي معرفتي ديدگاهي جديد در معرفت شناسي است كه انگيزه ظهور آن، تلاش براي حل مسئله شك گرايي بوده است. اين ديدگاه، اگر چه در حوزه معرفت شناسي ظهور كرده و ادعاي حل يكي از قديمي ترين مسائل آن را دارد، در واقع آموزه اي سمانتيكي است. زمينه گرايي معرفتي ديدگاهي درباره شروط صدق جملات معرفتي است؛ جملاتي مانند «S مي داند كه P» و «S نمي داند كه P». اين ديدگاه، به نوعي چرخش زباني در معرفت شناسي است. زمينه گرا قصد دارد با استفاده از معنا و سمانتيك جملات معرفتي، مسائل معرفت شناسي را حل كند. در اين مقاله، يكي از مباني سمانتيكي زمينه گرايي - يعني استاندارد معرفتي به عنوان مولفه بيان نشده- را بررسي خواهيم كرد و نشان خواهيم داد كه ادعاي سمانتيكي آن ها، در بهترين حالت محل مناقشه خواهد بود.
کليدواژگان:
زمينه گرايي معرفتي، سمانتيك جملات معرفتي، مؤلفه هاي بيان نشده، دانستن، شروط صدق، سمانتيك، جملات معرفتي، معناي گوينده، اظهار، دلالت هاي كنايي
https://www.mediafire.com/?0jaou7c9mlmb224
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
بررسي و نقد نظريه حداقلي صدق

بررسي و نقد نظريه حداقلي صدق

عنوان:
بررسي و نقد نظريه حداقلي صدق


نويسنده(گان):
مصطفي مهاجري،
چکيده:
نظريه حداقلي صدق (MT) نظريه اي است كه پول هاريچ آن را مطرح كرده و به دفاع از آن پرداخته است. اين نظريه ، در گروه نظريه هاي انقباضي صدق قرار مي گيرد و مي توان آن را جديدترين گونه از اين نظريات محسوب كرد. هاريچ ادعا مي كند MT، «شرايط كفايت» نظريه هاي صدق را برآورده مي سازد؛ يعني با استفاده از آن مي توان همه امورِ واقعِ مربوط به صدق را تبيين كرد. در اين مقاله، چهارچوب كلي MT و شرايط كفايت آن به اختصار معرفي مي شوند.
بعضي منتقدان تلاش كرده اند با نشان دادن امورِ واقعي كه به نظر مي رسد به صدق مربوط هستند ولي ظاهراً MT نمي تواند آن ها را تبيين كند، كفايت MT را مورد ترديد قرار دهند. انتقادهاي آنيل گوپتا و اسكات سومز در اين چهارچوب كلي قرار مي گيرد. به طور خاص آن ها مي خواهند نشان دهندMT كفايت لازم را براي تبيين امور واقعِ كلي ندارد و اصطلاحاً با مسئله تعميم روبه رو است. در ادامه مقاله، انتقادهاي گوپتا و سومز مرور مي گردد، پاسخ هاريچ به آن انتقادها مورد بررسي و ارزيابي قرار مي گيرد، و استدلال مي شود كه پاسخ او به انتقادهاي مطرح شده رضايت بخش نيست. در پايان، پاسخ ديگري به انتقادهاي مطرح شده فراهم مي شود و نشان داده مي شود كه پاسخ پيشنهادي، هيچ يك از مشكلات پاسخ هاريچ را ندارد.
کليدواژگان:
نظريه حداقلي صدق، پول هوريچ، حداقل گرايي، نظريه انقباضي صدق، انقباض گرايي، مسئله تعميم
https://www.mediafire.com/?ki6u5l2r7419q3t
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
برون گرايي معنايي: راهي براي رد تز قياس ناپذيري

برون گرايي معنايي: راهي براي رد تز قياس ناپذيري

عنوان:
برون گرايي معنايي: راهي براي رد تز قياس ناپذيري


نويسنده(گان):
هاشم مرواريد،
چکيده:
قياس ناپذيري در فلسفه علم مي گويد كه پادايم ها/نظريه هاي علمي رقيب، هر چند از اصطلاحات واحدي استفاده مي كنند، اما راجع به موضوع واحدي سخن نمي گويند و در نتيجه، دانشمنداني كه در پارادايم هاي علمي رقيب بسر مي برند يا از نظريه هاي بنيادين علمي رقيب دفاع مي كنند، حرف يكديگر را نمي فهمند. مقاله حاضر، كوششي است براي بررسي و نقد اين تز. مؤلف ابتدا با تمركز روي دو مدافع اصلي اين تز، يعني توماس كوهن و فايرابند، آن را در بستر تاريخيِ خود توضيح مي دهد. سپس سعي مي كند مقدمات استدلال آنان بر اين تز را آشكار نمايد، و در نهايت تلاش مي كند با استفاده از نظريه برون گراييِ معنايي در فلسفه زبان، يكي از مقدمات اصلي اين استدلال را رد كند. در توضيح اين نظريه، روي دو چهره اصلي اين جريان، يعني كريپكي و پاتنم، تمركز خواهد شد. از نظر مؤلف، برون گراييِ معنايي، راهي براي رد تز قياس ناپذيري است.
کليدواژگان:
قياس ناپذيري، انقلاب علمي، پارادايم علمي، نظريه بنيادين علمي، نظريه بافتي معنا، تز تغيير معنا، نظريه برون گراييِ معنايي
https://www.mediafire.com/?lxcrf19rv9u1xuv
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
بررسي انتقادي نظريه علي ارجاع اونز در باب نام هاي خاص

بررسي انتقادي نظريه علي ارجاع اونز در باب نام هاي خاص

عنوان:
بررسي انتقادي نظريه علي ارجاع اونز در باب نام هاي خاص


نويسنده(گان):
اميد كريم زاده،
چکيده:
در اين مقاله، ابتدا خلاصه اي از نظريه هاي مربوط به دلالت نام هاي خاص در زبان را بررسي مي كنيم و سپس نظريه علي نام هاي خاص اونز را مطرح خواهيم كرد. از آنجا كه نظريه اونز، از نظريه هاي علي و نظريه هاي وصفي نام هاي خاص، به يكسان نسب برده است، آشنايي اجمالي با اين نظريه ها براي فهم نظريه اونز سودمند خواهد بود. در بخش مربوط به نظريه هاي وصفي، نظريه هاي فرگه و راسل؛ و در بخش مربوط به نظريه هاي علي، نظريه هاي ميل و كريپكي، به طور مختصر بحث خواهند شد. پس از شرح نظريه علي اونز و بيان امتياز آن بر نظريه كريپكي، انتقادات وارد بر نظر اونز را بررسي خواهيم كرد .
کليدواژگان:
نظريه نام هاي اونز، نظريه هاي علي ارجاع، نظريه هاي وصفي ارجاع، منشا اصلي، نام خاص، تغيير مرجع، دلالت گوينده، دلالت نام، دال محض.
https://www.mediafire.com/?tv1hb5rjrfja729
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
ديدگاه ميلي، گزارش هاي گرايش هاي گزاره اي، و معناشناسي ربطي

ديدگاه ميلي، گزارش هاي گرايش هاي گزاره اي، و معناشناسي ربطي

عنوان:
ديدگاه ميلي، گزارش هاي گرايش هاي گزاره اي، و معناشناسي ربطي


نويسنده(گان):
ساجد طيبي،
چکيده:
رفتار زباني نام هاي خاص در متن هاي گرايش هاي گزاره اي، يكي از ديرپاترين مشكلاتِ پيش ِروي رويكرد ميلي به معناشناسيِ نام هاي خاص است. پازل هاي فرگه و كريپكي، دو نمونه از اين مشكلات اند. طرفداران اين رويكرد، تلاش هاي بسياري براي حل اين معماها انجام داده اند. در اين مقاله، ضمن مروري بر راه حل هاي مختلفِ ارائه شده، تلاش شده است تا بر اساس رويكرد جديد كيت فاين به معناشناسيِ نام هاي خاص، كه معناشناسي ربطي خوانده مي شود، راه حلي جديد و يك پارچه به اين پازل ها ارائه شود. نشان داده مي شود كه اين راه حل جديد، هم به چارچوب نظريه ميلي متعهد است و هم نسبت به ديدگاه هاي رقيب، شهودهاي ما را درباره متون گرايش هاي گزاره اي و ماهيت پازل ها، بهتر برآورده مي سازد.
کليدواژگان:
معناشناسي نام هاي خاص، ديدگاه ميلي، معناشناسي ربطي، پازل فرگه، پازل كريپكي
https://www.mediafire.com/?9k6bdrcujjbx1wh
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
دلالت بدون مدلول در اسامي خاص

دلالت بدون مدلول در اسامي خاص

عنوان:
دلالت بدون مدلول در اسامي خاص


نويسنده(گان):
محسن زماني،
چکيده:
دو روي كرد ميلي و توصيفي در معناشناسي نام هاي خاص، هر كدام برآوردگار شهودهايي و در عين حال ناقض شهودهايي ديگرند. سينز بوري كوشيده است تا با معرفي نظريه دلالت بدون مدلول (RWR)، نظريه اي بينابين دو نظريه فوق ارائه دهد. در اين مقاله، ابتدا به انگيزهاي معرفي RWR، همچون حل برخي مشكلات در متون موجهه، به دست دادن معناشناسي اي درخور براي نام هاي تهي و وفاداري به نظريه معناي ديويدسون، پرداخته مي شود و سپس نظريه مختار او تقرير و نقد مي شود. در بخش آخر، كوشش مي شود برخي مسائلي كه براي نظريه ميلي مطرح شده است، حل شود. از آنجا كه RWR بيشتر نظريه اي ميلي است تا توصيفي، اين خود مي تواند نشان دهد كه بيش از دو نظريه پيشين، برآوردگار شهودهاي ماست.
کليدواژگان:
نام خاص، نام تهي، منطق آزاد، تعميد ناخواسته
https://www.mediafire.com/?8y83rxykl9s17pt
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
دو گانه حقيقيه – خارجيه و نقش آن در برهان

دو گانه حقيقيه – خارجيه و نقش آن در برهان

عنوان:
دو گانه حقيقيه – خارجيه و نقش آن در برهان


نويسنده(گان):
دكتر رضا محمدزاده، احمد عابدي،
چکيده:
هدف از نگارش اين مقاله، بررسي كاركرد معرفتي قضاياي حقيقيه و خارجيه در صناعت برهان، در سايه تامل در ضوابط و شرايط منطقي اين قضايا است. در باب قضاياي حقيقيه و خارجيه، ديدگاه هاي متعددي ارائه شده است كه ديدگاه مختار در پژوهش حاضر، بر مبناي تمايز اين دو گزاره از حيث نحوه اقتران عقدين استوار است. اگر اقتران عقدالوضع و عقدالحمل در قضيه مسوره به نحو لزومي باشد، قضيه حقيقيه است و اگر اين ارتباط به نحو تصادفي باشد، قضيه خارجيه است. اعتقاد نگارنده آن است كه شرايط قضاياي برهاني را مي توان به وضوح، در قالب طبقه بندي قضيه مسوره به حقيقيه و خارجيه تبيين نمود كه بر اساس آن روشن مي گردد تنها قضيه اي كه به لحاظ معرفتي در الگوي علم شناسي قدما قابل استفاده مي باشد، گزاره حقيقيه است.
کليدواژگان:
قضاياي ثلاث، حقيقيه، خارجيه، ذهنيه، برهان، عقدالوضع، خونجي، خواجه طوسي
https://www.mediafire.com/?abeapk61ldd9bsn
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر

ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر

عنوان:
ملاصدرا و شناخت هستي؛ راهي نو در پاسخ به پرسش بنيادين هايدگر


نويسنده(گان):
زهير انصاريان، دكتر رضا اكبريان،
چکيده:
فيلسوفان اسلامي، فلسفه را علم به وجود دانسته و پرسش محورين آن را پرسش از وجود معرفي مي كنند. در اين ميان، صدرالمتالهين با نگاه ويژه اي به مسئله وجود نگريست و آن را بنياد فلسفه خود قرار داد. اما اين مسئله، در مغرب زمين روي به فراموشي نهاد و از صحنه فلسفه كنار رفت يا دست خوش تفسيرهاي نادرست قرار گرفت و عملاً كارايي معرفتي خود را از دست داد. اين پرسش، بار ديگر در سده اخير توسط هايدگر، به عنوان بنيادي ترين پرسش فلسفي مطرح گرديد. با بررسي آثار اين دو فيلسوف، مي توان دريافت كه با وجود تفاوت هاي اساسي، هر دوي آنها با گذر از موجود به وجود؛ و همچنين با گذر از مفهوم وجود به حقيقت عيني وجود، راه خود را از فلسفههاي رايج جدا كرده و مسيري نو پيموده اند. تمايز اساسي اين دو ديدگاه را بايد در اين نكته جست وجو نمود كه هايدگر معتقد است برخي از احكام مفهوم وجود، زمينه را براي پيش داوري فيلسوفان گذشته در باب شناخت وجود فراهم آورده و رهزن از پاسخ صحيح به پرسش هستي شده است. او بر اين باور است كه اين مفهوم، راه به شناخت وجود نمي برد و تنها راه علم به وجود، واكاوي پديدارشناسانه وجود است. اما ملاصدرا، در عين گذر از مفهوم وجود به حقيقت وجود، براي اين مفهوم ارزش معرفتي قائل است و آن را روزني براي علم به وجود تلقي مي كند، و در عين حال، نقد هاي هايدگر به فيلسوفان گذشته، بر او وارد نيست.
https://www.mediafire.com/?ojfo2o58y69ry6a
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
نظريه مطابقت صدق راسل؛ به موازات تحولات وي

نظريه مطابقت صدق راسل؛ به موازات تحولات وي

عنوان:
نظريه مطابقت صدق راسل؛ به موازات تحولات وي


نويسنده(گان):
دكتر مرتضي قرايي، دكتر عبدالله نصري،
چکيده:
در اين مقاله تلاش كرده ايم نظريه مطابقت راسل را با توجه به تحولات فيلسوف در طول حيات فكري اش، در آثار فراوان او مورد پژوهش قرار داده، تحليل و در مواردي نقد كنيم. تغيير در نظريه صدق او، به دنبال تغييراتي است كه در نظريه باور وي رخ داده است. زماني كه او باور را گرايشي ذهني مي دانست كه معطوف به قضايا است، بر آن بود كه صدق و كذب، صفات تعريف ناپذير قضايا است. اما زماني كه به اين انديشه دست يافت كه باور نسبتي است بين ذهن و چندين شيء و متعلق، روايت ديگري از مطابقت را اختيار كرد. بعدها، زماني كه او قضايا را به محتواي باورها برگرداند، سرانجام بر آن شد كه نظريه مطابقت را به دقيق ترين معناي كلمه حفظ كند. در پي آن، نظريه ديگري اختيار كرد كه بر طبق آن، قضيه موجبه از نوع مشاهدتي، در صورتي صادق است كه با قرار دادن معناي هر يك از واژه ها به جاي آن، به يك امر واقعي بينجامد.
در اين پژوهش نشان داده ايم كه اين فيلسوف، با همه فراز و نشيب ها، در دوره هاي تطور انديشه فلسفي اش، همواره به نظريه مطابقت پاي بند و وفادار بوده است و در هر دوره، روايتي از آن نظريه را هماهنگ با منظومه فكري اش در آن دوره، به دست داده است.
کليدواژگان:
باور، قضيه، صدق، كذب، مطابقت، نسبت، ذهن
https://www.mediafire.com/?rkd0btbu2po6ce9
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
وجود لنفسه در فلسفه سارتر

وجود لنفسه در فلسفه سارتر


عنوان:
وجود لنفسه در فلسفه سارتر


نويسنده(گان):
دكتر هدايت علوي تبار،
چکيده:
سارتر با پذيرش مفهوم «روي آورندگي» در فلسفه هوسرل اظهار مي دارد كه آگاهي عبارت است از آگاهي از چيزي. آگاهي همواره داراي متعلق است و به چيزي اشاره مي كند كه شناخته شده است. او، به واقعيتي به نام نومن كه در پس فنومن ها يا پديدارها قرار دارد معتقد نيست؛ و از سوي ديگر، پديدارها را متكي به آگاهي يا فاعل شناسا نيز نمي داند. پديدارها، خود تكيه گاه خود هستند. بدين ترتيب ما با دو نوع وجود مواجه مي شويم: يكي آگاهي و ديگري متعلق هاي آگاهي يا پديدارها. سارتر نوع اول را وجود لنفسه و نوع دوم را وجود في نفسه مي نامد. در اين مقاله، پس از بررسي رهيافت پديدارشناسانه سارتر، به ويژگي هاي وجود لنفسه از جمله عدم بودن و آزاد بودن؛ و همچنين به برخي از ساختارهاي اين نوع وجود مانند غيرشخصي بودن، غيرجوهري بودن و فقدان و ميل، پرداخته مي شود.
کليدواژگان:
پديدارشناسي، روي آورندگي، وجود في نفسه، وجود لنفسه، سارتر
https://www.mediafire.com/?qenc1ek6inp4owb
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
نقد نظريه «متناقض نمايي تجارب عرفاني» استيس در عرفان اسلامي؛.با تاكيد بر آراي ابن عربي

نقد نظريه «متناقض نمايي تجارب عرفاني» استيس در عرفان اسلامي؛.با تاكيد بر آراي ابن عربي

عنوان:
نقد نظريه «متناقض نمايي تجارب عرفاني» استيس در عرفان اسلامي؛.با تاكيد بر آراي ابن عربي


نويسنده(گان):
دكتر يحيي كبير،
چکيده:
اين مقاله، نظريه متناقض نمائي تجارب عرفاني كه توسط استيس، مؤلف كتاب «عرفان و فلسفه»، ارائه شده است را با توجه به مباحث عرفان اسلامي، به نقد كشيده و نشان مي دهد اين نظريه كه متضمن غيرعقلاني بودن عرفان است، با مباني عرفان اسلامي سازگار نيست. دليل اصلي اين عدم تطابق، نگرش نادرست استيس در تفسير انديشه وحدت وجود مي باشد كه در آن، تفكيك عميق مقام احديت و واحديت را ناشي از توجيه عرفا دانسته و به هيچ مي انگارد؛ حال آن كه اين تفكيك، به ويژه در عرفان اسلامي، ناشي از تفكيك وجود و مظاهر آن است.
وجود حقيقتي يگانه و موصوف به وحدت است، و مظاهر وجود متكثر و موصوف به كثرت هستند. كثرات از حيث هستي، اضافه و عين الربط به آن هستي يگانه بوده و هستي مستقل ندارند. از اين رو، نظريه «وحدت در عين كثرت» حامل هيچ-گونه تناقضي نيست؛ هر چند كه وحدت ضدين در ساحت هستيِ احد را به عنوان يك ضرورت عقلي مي پذيرد.
کليدواژگان:
تجربه عرفاني، متناقض نمايي، وحدت وجود، تجلي، وحدت در عين كثرت، استيس
https://www.mediafire.com/?kgy93g4132ny8gy
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تحليل ايده «انسان معلق در فضا» بر اساس مدل منطقي سورنسن

تحليل ايده «انسان معلق در فضا» بر اساس مدل منطقي سورنسن

عنوان:
تحليل ايده «انسان معلق در فضا» بر اساس مدل منطقي سورنسن


نويسنده(گان):
دكتر محمد سعيدي مهر، وحيد خادم زاده،
چکيده:
ابن سينا ظاهراً با ايجاد شرايطي ذهني و تجربه نا پذير در قالب ايده انسان معلق، در پي اثبات سه مسئله برمي آيد؛ وجود نفس، تجرد نفس و حضوري بودن علم به خود. با اين حال، اين ايده و دامنه معرفت بخشي آن، همواره مورد اختلاف فيلسوفان بوده است. به نظر مي رسد يكي از بزرگ ترين عواملي كه سبب سرگرداني در تحليل اين ايده شده است، نگاه به اين ايده از دريچه منطق ارسطويي است. بهترين قالب براي تحليل اين ايده، تلقي آن به مثابه يك آزمايش فكري است. اولين بار فيلسوفان تحليلي به معرفي و تشريح آزمايش هاي فكري پرداختند. در اين مقاله، ابتدا به معرفي اجمالي آزما يش هاي فكري و بررسي جايگاه آنان نزد فيلسوفان اسلامي مي پردازيم. سپس مدل پيشنهادي سورنسن جهت صورت بندي منطقي آزمايش هاي فكري را معرفي و در ادامه، ايده انسان معلق را بر اساس اين مدل تحليل مي كنيم. بر پايه مدل سورنسن، آزمايش انسان معلق، هر چند مي تواند جنبه معرفت بخشي خود را حفظ كند، ولي ديگر نمي توان بهره حداكثري از آن برد، بلكه بايد در باب حوزه اثربخشي آن، جرح و تعديلي صورت گيرد. در اين مقاله، نشان داده خواهد شد كه ايده مذكور را تنها مي توان در جهت اثبات تجرد نفس به كار گرفت كه البته اين امر، خود منوط به پذيرش تعدادي فرضيه كمكي و مفروضات اضافي خواهد بود.
کليدواژگان:
انسان معلق در فضا، آزمايش فكري، تجرد نفس، علم به خود، علم حضوري، ابن سينا، سورنسن
https://www.mediafire.com/?367xeuozvxd295e
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تحليلي انتقادي بر تفسير ريچارد رورتي از رابطه ميان خود و جهان

تحليلي انتقادي بر تفسير ريچارد رورتي از رابطه ميان خود و جهان


عنوان:
تحليلي انتقادي بر تفسير ريچارد رورتي از رابطه ميان خود و جهان


نويسنده(گان):
دكتر محمد اصغري،
چکيده:
در اين مقاله، به تحليل انتقادي از تفسير رورتي از رابطه نفس يا خود با جهان پرداخته شده است. رورتي به سه مدل از رابطه بين نفس و جهان قائل است. در مدل اول، هم خود و هم جهان، هر يك به دو لايه تقسيم شده اند. در مدل دوم، نفس نسبت به جهان چند لايه و پيچيده شده و در مقابل، جهان چيزي بيش از اتم ها و خلا كه تابع قوانين مكانيكي است نيست. گر چه در مدل هاي اول و دوم، بين جهان و خود روابطي از جمله رابطه بازنمايي برقرار است ولي در مدل سوم، ديگر جهان واقعيتي نيست كه بايد بازنمايي شود؛ بلكه چيزي جز همان محيط پيراموني نيست كه با آن فقط رابطه علي داريم نه رابطه بازنمايي. در اين تفسير، رورتي سعي دارد از تفسير واقع گرايانه و ثنويت گرايانه مدرن از نوع دكارتي- كانتي بپرهيزد ولي گاهي از همان تفكر واقع گرايانه-اي استفاده مي كند كه درصدد رد آن است. در اين مقاله سعي شده است با تشريح رابطه خود و جهان، به اين جنبه از تفكر رورتي كه رنگ و بوي واقع گرايانه دارد اشاره شود.
کليدواژگان:
خود، جهان، بازنمايي، رابطه علي، واقع گرايي، رورتي
https://www.mediafire.com/?yc2r0w2qwxveaws
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
اعتبار و حقيقت در اخلاق؛ افتراق و اشتراك اخلاق طباطبايي و اخلاق ويتگنشتاين متقدم

اعتبار و حقيقت در اخلاق؛ افتراق و اشتراك اخلاق طباطبايي و اخلاق ويتگنشتاين متقدم


عنوان:
اعتبار و حقيقت در اخلاق؛ افتراق و اشتراك اخلاق طباطبايي و اخلاق ويتگنشتاين متقدم


نويسنده(گان):
دكتر سروش دباغ، حسين دباغ،
چکيده:
در فلسفه و كلام اسلامي واژه اعتباري كاربرد پردامنه اي دارد. ظاهراً جز شهاب الدين سهروردي (از متقدمان ) و محمدحسين طباطبايي (از متاخران )، كسي فصلي مستقل در تبيين اعتباريات و چگونگي تمايز آن ها با ديگر مفاهيم نگشوده است . در مقاله حاضر، ذيل عنوان اعتباريات، فلسفه اخلاق طباطبايي به بحث گذاشته شده و از سه منظر وجود شناختي، دلالت شناختي و معرفت شناختي بررسي شده است. در نهايت نيز براي درك بهتر موضع طباطبايي، اشتراك و افتراق فلسفه اخلاق وي با فلسفه اخلاق لوديگ ويتگنشتاين طرح شده است.
کليدواژگان:
اعتباريات، اخلاق، هستي شناسي، دلالت شناسي، معرفت شناسي، طباطبايي، ويتگنشتاين
https://www.mediafire.com/?t6ug60hyaxfauqd
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
قلمرو دين در آراي غزالي و ابن سينا

قلمرو دين در آراي غزالي و ابن سينا


عنوان:
قلمرو دين در آراي غزالي و ابن سينا


نويسنده(گان):
دكتر محمدصادق زاهدي،
چکيده:
اگر چه پرسش از قلمرو دين و انتظار بشر از آن متعلق به دوران معاصر است اما ريشه هاي آن را مي توان در آراي متفكران مسلمان متقدم واكاوي نمود. با نگاهي به آراي دو متفكر جريان ساز در جهان اسلام، يعني ابن سينا و غزالي، رويكردهايي متفاوت در تبيين وجه نياز آدمي به دين آشكار مي گردد. در حالي كه ابن سينا در تحليل فلسفي خود بيشتر بر جنبه هاي حقوقي و كاركردهاي اجتماعي دين تاكيد مي كند، تمركز غزالي بر ابعاد معنوي و اخلاقي دين بيشتر است. البته اين سخن به معناي ناديده گرفتن وجه معنوي دين از سوي ابن سينا و نيز حذف وجه اجتماعي دين نزد غزالي نيست؛ اما در يك نگاه كلان تر مي توان تحليل ابن سينا از دين را به مدل جمع گرايانه دنيانگر، و تحليل غزالي از دين را به مدل فرد گرايانه آخرت نگر نزديك تر دانست.
کليدواژگان:
انتظار بشر از دين، قلمرو دين، غزالي، ابن سينا
https://www.mediafire.com/?5310i7r213s4u63
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مقايسه شرطيه پاسكال و اصل برائت

مقايسه شرطيه پاسكال و اصل برائت


عنوان:
مقايسه شرطيه پاسكال و اصل برائت


نويسنده(گان):
دكتر نادر شكرالهي،
چکيده:
اگر در صدق اعتقادات ديني دچار شك شويم، در عمل بين دين داري و بي ديني، بايد كدام يك را انتخاب كنيم؟ پاسكال، با توجه به منافع احتمالي بي شماري كه در دين داري وجود دارد، به لزوم دين داري راي مي دهد. در نقطه مقابل، طبق مبناي قائلان به اصل برائت و تعميم متعلق شك آن كه شامل شك در اعتقادات هم بشود، دين داري الزامي نيست. به نظر مي رسد با توجه به تنوع اديان و تعارض احكام و عقايد آنان كه هر يك ديگري را بر باطل مي-داند، به هنگام شك در حقانيت يك دين از بين اديان، نه تنها عقل به برائت حكم مي كند بلكه احتياط در بي طرف ايستادن است. تنها راه درست، تاكيد بر عقل نظري و اثبات عقلي متعلقات ايمان است.
کليدواژگان:
اصل برائت، شرط بندي پاسكال، دين داري، عقل عملي، پاسكال
https://www.mediafire.com/?qqqvrarip5x89pa
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تبيين نسبت انديشه هاي ديني كركگور با ديدگاه هاي ديني هگل (با استناد به مفهوم رفع)

تبيين نسبت انديشه هاي ديني كركگور با ديدگاه هاي ديني هگل (با استناد به مفهوم رفع)


عنوان:
تبيين نسبت انديشه هاي ديني كركگور با ديدگاه هاي ديني هگل (با استناد به مفهوم رفع)


نويسنده(گان):
دكتر علي حقي، مهدي سليماني خورموجي،
چکيده:
آنچه غالباً در تبيين نسبت انديشه كركگور با آراء هگل مشاهده مي شود اين است كه بيشتر به تمايزهاي او نسبت به هگل بسنده شده و كمتر به مولفه هايي توجه شده است كه مي تواند دليلي بر تاثير پذيري او از هگل نيز باشد. نگارنده بر اين باور است كه مي توان با تحليل نحوه تحقق همين تمايزها، تاثير پذيري كركگور از هگل را نيز نمايان ساخت و از اين طريق، تبيين بهتري براي نسبت ميان اين دو ارائه داد. در تحليل تمايزها، از دو حيثيت «حفظ و حذف شدن»، مندرج در مفهوم «رفع» كه يكي از مهم ترين مفاهيم فلسفه هگل است، استفاده شده و سعي بر آن بوده است تا در بستر اين تحليل، به بررسي تطبيقي آراي ديني اين دو فيلسوف پرداخته شود.
کليدواژگان:
رفع، حفظ و حذف، تمايز، خدا، دين، انسان، هگل، كركگور
https://www.mediafire.com/?hnylflcwt723r3l
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
ابن رشد، فعل الهي و قاعده الواحد

ابن رشد، فعل الهي و قاعده الواحد

عنوان:
ابن رشد، فعل الهي و قاعده الواحد


نويسنده(گان):
مهدي فرجي پاك، محمد سعيدي مهر،
چکيده:
قاعده «الواحد»، يكي از مهم ترين قواعد فلسفي به شمار مي آيد، كه البته مي توان بنياد آن را نظريه اي نوافلاطوني دانست. ابن رشد، در كتاب هاي مختلف خود به قاعده «الواحد» و در پي آن، به تبيين نحوه فاعليت خداوند و «صدور» پرداخته است. در آثار او، به صراحت مي توان دو رويكرد كاملاً متفاوت به قاعده الواحد را مشاهده كرد؛ چنان كه مي توان گفت ديدگاه او نسبت به اين قاعده، در آثار اوليه اش مدافعانه بوده اما در آثار نهايي اش منكرانه است. او، در آثاري مانند «تلخيص مابعدالطبيعه»، همانند فلاسفه مشائي مسلمان، به سلسله ترتيبي عقول معتقد مي-باشد كه بر اساس آن، فعل خداوند به صورت آفرينش نظام طولي عقول در عالم ظهور مي يابد. با اين حال، در آثاري مانند «تهافت التهافت» و «تفسير مابعدالطبيعه»، او اين قاعده را رد كرده و به صدور نظام طولي و ترتيبي عقول مفارق از مبدا اول معتقد نيست.

کليدواژگان:
قاعده الواحد، صدور، فيض الهي، عقول مفارق، ابن رشد
https://www.mediafire.com/?deb1hcpvp2oua7y
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
نقش فطرت در اثبات مبدا در منظومه معرفتي حكيم شاه آبادي

نقش فطرت در اثبات مبدا در منظومه معرفتي حكيم شاه آبادي


عنوان:
نقش فطرت در اثبات مبدا در منظومه معرفتي حكيم شاه آبادي


نويسنده(گان):
محمد غفوري نژاد،
چکيده:
آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي، از بنيان گذاران نظريه فطرت در قرن اخير به شمار مي رود. رهيافت شاه آبادي به نظريه فطرت، درون ديني و احياناً آميخته با رويكرد ذوقي و عرفاني است. در عين حال، برخي از نظريه پردازي هاي وي از پشتوانه فلسفي و عقلاني برخوردار است. شاه آبادي، با تمسك به مقتضيات فطرت انساني، از طرق متعددي به اثبات خداوند و صفات كمالي او پرداخته است. تمسك به فطرت عشق به كمال مطلق، فطرت افتقار، فطرت امكان، فطرت انقياد، فطرت خوفيه، فطرت اميد، فطرت حب اصل و بغض نقص، از جمله طرقي است كه شاه-آبادي بدين منظور پيموده است. اساس دو برهان فطرت افتقار و فطرت امكان، به ترتيب، ميراثي صدرايي و سينوي است كه شاه آبادي با بياني جديد، آن را ارائه كرده اما ديگر موارد، از نوآوري هاي حكيم شاه آبادي محسوب مي-شود. به نظر مي رسد كه بعضي از براهين شاه آبادي، همچون برهان فطرت انقياد، فطرت خوف و فطرت حب اصل و بغض نقص، از حيث صغروي، در گفتمان عقلاني و فلسفي قابل دفاع نيست؛ اما بعضي، همچون برهان فطرت عشق و فطرت اميد، قابل اتكا بوده و مورد تمسك برخي حكماي متاخر قرار گرفته است.

کليدواژگان:
نظريه فطرت، خداشناسي فطري، برهان فطرت، عشق، اميد، انقياد، خوف، شاه آبادي
https://www.mediafire.com/?7cafks1rb1n1aq2
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
پيگيري اثرپذيري ساحت عقيدتي از ساحت هاي غيرعقيدتي با نظر به شاخص هاي فكري غزالي

پيگيري اثرپذيري ساحت عقيدتي از ساحت هاي غيرعقيدتي با نظر به شاخص هاي فكري غزالي



عنوان:
پيگيري اثرپذيري ساحت عقيدتي از ساحت هاي غيرعقيدتي با نظر به شاخص هاي فكري غزالي


نويسنده(گان):
زهرا (ميترا) پورسينا،

چکيده:
اين مقاله، با محور قرار دادن انديشه غزالي، به منزله يكي از بزرگ ترين متفكراني كه به تاثير و تاثر متقابل ميان ساحت هاي نفساني قائل است، مسئله مهم تاثير ساحت هاي غير عقيدتي بر ساحت عقيدتي را ـ كه از مباحث مطرح در حوزه معرفت شناسي معاصر است ـ با توجه به برخي از شاخص هاي فكري او پي گيري مي كند.
اين شاخص هاي فكري عبارت اند از: اعتقاد غزالي به تاثير غايات در چگونگي تعين يافتن ساحت عقيدتي، تاثير احساس ها و خواسته ها بر چگونگي كاركرد ذهن، تاثير وهم در باورآوري، ديدگاه غزالي در خصوص منشا مشهورات و ريشه هاي باورهاي تقليدي. اين شاخص ها، چگونگي تاثير احساس ها و خواسته هاي انسان بر باورهاي او را از ديدگاه غزالي نشان مي دهند.


کليدواژگان:
ساحت عقيدتي، ساحت غير عقيدتي، غايت، كاركرد ذهن، وهم، مشهورات، باورهاي تقليدي، غزالي

https://www.mediafire.com/?rbr9i31dzqqdvrn
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
ويتگنشتاين انكار زبان خصوصي و مساله ايمان ديني

ويتگنشتاين انكار زبان خصوصي و مساله ايمان ديني

عنوان:
ويتگنشتاين انكار زبان خصوصي و مساله ايمان ديني


نويسنده(گان):
محمدعلي عبدالهي،
چکيده:
كسي كه از لابه لاي تفكر او در «رساله»، پوزيتيويزم منطقي سر بر آورد، همو نيز ضربه نهايي را به پيكره پوزيتيويزم وارد ساخت. ويتگنشتاين، با نقد نظرگاه فلسفي خود در «رساله» درباره زبان، راه را براي نجات باور ديني از چنبره خشك و تنگ اصل تحقيق پوزيتيويستي فراهم ساخت. گرچه در آثار متاخر ويتگنشتاين، دين چندان نقشي ندارد؛ اما اشارات و تلويحات گاه گاه او به دين، در لابه لاي سخنراني ها و گفت وگوها، چنان تصوير موثري از دين ترسيم كرد كه عده اي سخن از اصالت ايمان ويتگنشتاين به ميان آورده اند. در اين مقاله، نشان داده شده كه انكار زبان خصوصي، به عنوان يك مبناي فلسفي، راهي در تفسير و تبيين زبان فراروي ويتگنشتاين نهاده است كه مي تواند به جاي بيان ناپذيري گزاره هاي ديني در «رساله»، تصور ديگري عرضه كند و از نقش «خدا»، «گناه» و ... سخن بگويد. بيان تاثيرگذار و نافذ ويتگنشتاين در انكار زبان خصوصي و تشبيه زبان به بازي، به عنوان فعاليتي انساني و قاعده مند، توانست انحصار زبان در صورت واقع نما و علمي را در هم شكند و براي صورت هاي ديگر زباني نيز اهميت و معنا قائل شود.
گرچه بعضي محققان، نظرگاه ويتگنشتاين در باب باور ديني را «اصالت ايمان ويتگنشتاين» ناميدند؛ ولي اين مقاله نشان مي دهد كه انتشار آثار بعدي ويتگنشتاين، نشان از آن دارد كه ديدگاه وي به درستي تعبير نشده است.

کليدواژگان:
زبان خصوصي، اصالت ايمان، بازي زباني، شكل زندگي، ويتگنشتاين
https://www.mediafire.com/?r3iuav7p788op34
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تئوديسه پرورش روح جان هيك

تئوديسه پرورش روح جان هيك



عنوان:
تئوديسه پرورش روح جان هيك


نويسنده(گان):
اميرعباس علي زماني، اكرم خليلي،

چکيده:
هيك، در تئوديسه پرورش روح هم به مسئله شرور اخلاقي پاسخ مي دهد و هم به توجيه شرور طبيعي مي پردازد و در اين مقام، به مراحل دوگانه خلقت انسان، يعني صورت خدا بودن و شباهت به خدا داشتن، اشاره مي كند. به نظر هيك، شرور اخلاقي لازمه مختار بودن انسان هستند. انسان اوليه و همه فرزندان او، در جهاني كه مُوهم حس دوري از خداست واقع شده اند. هيك، از اين حس با عنوان فاصله معرفتي از خداوند ياد مي كند. قرار گرفتن انسان در اين محيط سبب مي شود كه او با برخورداري از نعمت اختيار، مرتكب شرور اخلاقي يا گناه شود. از سوي ديگر، شرور طبيعي لازمه رشد و تعالي روح انسان هستند. اين شرور به انسان كمك مي كنند تا فضايلي از قبيل شجاعت، گذشت، صبر و هم دردي را كسب كند و به تدريج، به شباهت با خدا دست يابد. به نظر هيك، همه انسآن ها، به جز مسيح، پس از مرگ در چرخه زندگي هاي متعدد قرار گرفته و پس از طي آن ها، به خير نهايي و شباهت با خداوند دست مي يابند.


کليدواژگان:
تئوديسه، پرورش روح، شرور اخلاقي، شرور طبيعي، رنج، هيك

https://www.mediafire.com/?aoc8icnshxe55ok
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تحليل ايمان گرايي جان بيشاپ

تحليل ايمان گرايي جان بيشاپ

عنوان:
تحليل ايمان گرايي جان بيشاپ


نويسنده(گان):
شيما شهرستاني، محسن جوادي،
چکيده:
جان بيشاپ نوعي از ايمان گرايي را تعريف مي كند ـ و آن را ايمان گرايي معتدل مي نامد ـ كه بر اساس آن، گاهي به لحاظ اخلاقي اجازه داريم به باوري كه شواهد و قرائني براي آن وجود ندارد، ملتزم شويم. اين ديدگاه، ادامه ديدگاه ويليام جيمز است كه او، آن را در مقاله «اراده معطوف به باور» بيان كرده است. در اين ديدگاه، بحث از مجاز بودن اخلاقي باور ديني به ميان مي آيد. بيشاپ معتقد است كه باور ديني مي تواند متاثر از اراده باشد. البته از نظر او، اراده تنها به نحو غير مستقيم مي تواند بر باور تاثير بگذارد. بنابراين ما مي توانيم به نحوي باور خود را كنترل كنيم و بحث مسئوليت و وظايف ما براي داشتن يك باور مطرح مي شود. در اين مقاله، به ايمان گرايي جان بيشاپ و كنترل باور و اخلاق باور از ديدگاه او و ويليام جيمز پرداخته ايم.

کليدواژگان:
ايمان گرايي، كنترل باور، اخلاق باور، وظايف در قبال باور، جان بيشاپ
https://www.mediafire.com/?a18buwbayt1jkm9
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
بررسي نظريه دادباوري شرور طبيعي از منظر بروس رايشنباخ

بررسي نظريه دادباوري شرور طبيعي از منظر بروس رايشنباخ

عنوان:
بررسي نظريه دادباوري شرور طبيعي از منظر بروس رايشنباخ


نويسنده(گان):
عبدالرسول كشفي، آرزو مشايخي،
چکيده:
وجود شرور در جهان، در تعارضي ظاهري با سه صفت علم مطلق، قدرت مطلق و خيرخواهي محض خداوند است. به بيان ديگر، مجموعه مركب از چهار گزاره زير، مجموعه اي به ظاهر ناسازگار را شكل مي دهد: 1- خداوند عالم مطلق است. 2- خداوند قادر مطلق است. 3- خداوند خيرخواه محض است. 4- شر وجود دارد. اين تعارض، به «مسئله شر» معروف است كه بر مبناي آن، گروهي از خداناباوران، با تكيه بر واقعيت شرور، به انكار وجود خداوند مي پردازند. مسئله شر دو گونه تقرير دارد: «مسئله منطقي» و «مسئله قرينه اي». مسئله منطقي شر به بررسي سازگاري يا عدم سازگاري گزاره هاي چهارگانه؛ و مسئله قرينه اي شر به ارزيابي احتمال صدق گزاره «خدا هست» ـ با توجه به ميزان، شدت و تنوع شرور در عالم ـ مي پردازد. خداباوران، اين مسئله را در دو سطح پاسخ گفته اند: سطح «دفاع» كه در آن با دلايل گوناگون، وجود تعارض را در مجموعه فوق نفي مي كنند؛ و سطح «دادباوري» كه در آن، به توجيه شرور در عالم مي پردازند. شرور موجود در جهان، به دو دسته «شرور اخلاقي» و «شرور طبيعي» تقسيم مي شوند. در اين مقاله، نظريه دادباوري «قوانين طبيعي» بروس رايشنباخ در باب شرور طبيعي مورد بررسي قرار مي گيرد و نقاط قوت آن نسبت به نظريه هاي رقيب نشان داده مي شود.

کليدواژگان:
مسئله شر، شر طبيعي، قوانين طبيعي، دادباوري، بروس رايشنباخ
https://www.mediafire.com/?orcz02e9r1mcj0e
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
نقش عوامل معنوي در معرفت با تكيه بر قوه وهم از نگاه ملاصدرا

نقش عوامل معنوي در معرفت با تكيه بر قوه وهم از نگاه ملاصدرا


عنوان:
نقش عوامل معنوي در معرفت با تكيه بر قوه وهم از نگاه ملاصدرا


نويسنده(گان):
رضا محمدزاده، عباسعلي منصوري،
چکيده:
نوشتار حاضر، بر اساس تحليل آراي ملاصدرا و طرح مباحثي چون چيستي وهم و چرايي تاثير آن در ايجاد خطاي ذهن، نشان مي دهد كه از ديد صدرا، انسان انديشنده محض نيست و باورهاي انسان را نبايد مطلقاً از مقوله افعال ارادي او دانست. به عبارت ديگر، در تحقق باورهاي انسان، عوامل معنوي نيز ـ كه فراتر از امور طبيعي بوده و براي انسان ملموس نيستند، اما پيوسته در تعامل با انسان اند ـ نقش مهمي ايفاء مي كنند. ملاصدرا، اين تاثير را به هنگام بحث درباره قوه وهم، به دقت مطرح كرده است. اين در حالي است كه فيلسوفان بزرگ ديگري چون ابن سينا و سهروردي نيز، همانند ملاصدرا، منشا خطاي ذهن يا به عبارتي نفوذ شيطان در انسان را از طريق قوه واهمه تصوير كرده اند.
کليدواژگان:
وهم، عوامل معنوي، معرفت، ملاصدرا
https://www.mediafire.com/?n16gxjftw3nht3f
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
فاعل معجزه از ديدگاه قاضي عبدالجبار معتزلي و ريچارد سويين برن

فاعل معجزه از ديدگاه قاضي عبدالجبار معتزلي و ريچارد سويين برن


عنوان:
فاعل معجزه از ديدگاه قاضي عبدالجبار معتزلي و ريچارد سويين برن


نويسنده(گان):
عباس دهقاني نژاد، محمد سعيدي مهر،
چکيده:
ديدگاه هاي متفاوتي درباره فاعل معجزه ارائه شده است. برخي خداوند را فاعل معجزه مي دانند و بسياري نيز انتساب معجزه به پيامبر، صالحان و ... را پذيرفته اند. قاضي عبدالجبار معتزلي، فاعل معجزه را خدا دانسته و جواز فاعليت پيامبر را نيز پذيرفته است. سويين برن نيز نظر مشابهي دارد. هر چند آراي اين دو متفكر در اين مسئله مشابه است اما از آن جا كه عبدالجبار، ديدگاه خود را با دلايل متعددي همراه كرده است، ديدگاه او به لحاظ اثباتي بالاتر از ديدگاه سويين برن قرار مي گيرد. با توجه به اين نمونه، مي توان اين نظر را مطرح ساخت كه سنت كلامي مسلمانان، مخصوصاً در مباحث مربوط به معجزه، آرائي هم سنگ و حتي عميق تر و دقيق تر از الهيات معاصر مسيحي در بر دارد.
کليدواژگان:
اسلام، مسيحيت، نبوت، فاعل معجزه، عبدالجبار معتزلي، سويين برن
https://www.mediafire.com/?p5i9j0pmw156ufc
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
تاثير آموزه گناه نخستين بر مبحث كليات در قرون وسطا

تاثير آموزه گناه نخستين بر مبحث كليات در قرون وسطا


عنوان:
تاثير آموزه گناه نخستين بر مبحث كليات در قرون وسطا


نويسنده(گان):
مجيد ملايوسفي،
چکيده:
مهم ترين مسئله مناقشه برانگيز در ميان متفكران قرون وسطا، نحوه وجود كليات بود كه با پرسش هاي مهم فرفوريوس در «ايساغوجي» آغاز گشته بود. ترجمه اين كتاب از زبان يوناني به لاتيني و شرح آن به دست بوئتيوس و پاسخ هاي او به پرسش هاي سه گانه فرفوريوس، سبب مهمي در شكوفا شدن مسئله هستي شناسي كليات بود كه در نهايت، به پيدايي سه ديدگاه واقع گرايي، مفهوم گرايي و نام گرايي در اين باره منجر شد. با اين همه، به نظر مي رسد كه يكي از علل مهم بسط و گسترش اين مسئله در قرون وسطا، ارتباط وثيق آن با آموزه هاي مهم كلام مسيحي ـ آموزه هايي چون علم پيشين خداوند به مخلوقات، تثليث خداوند و گناه نخستين ـ بوده است. بنابراين مي توان مدعي شد كه انگيزه هاي كلامي متفكران قرون وسطا، در شكوفايي و بسط مبحث كليات تاثير بسزايي داشته است. يكي از مسائل مهم كلامي كه ارتباط تنگاتنگي با مسئله كليات داشته، آموزه گناه نخستين است كه تبيين ماهيت آن و نيز نحوه انتقال آن از آدم و حوا به نسل بشر از سوي برخي متفكران قرون وسطا، موجب پيدايي نظريه اي با عنوان واقع گرايي جمعي، در بحث هستي شناسي كليات گرديد.
کليدواژگان:
كليات، واقع گرايي، مفهوم گرايي، نام گرايي، قرون وسطا، الهيات، مسيحي، گناه نخستين
https://www.mediafire.com/?85skq6xy29u1ng0
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
بازسازي برهان تجربه ديني بر اساس ديدگاه پلنتينگا

بازسازي برهان تجربه ديني بر اساس ديدگاه پلنتينگا

عنوان:
بازسازي برهان تجربه ديني بر اساس ديدگاه پلنتينگا


نويسنده(گان):
علي شيرواني،
چکيده:
پلنتينگا، بر مبناي معرفت شناسي اصلاح شده، باور به وجود خدا را از جمله باورهاي واقعاً پايه مي داند كه در توجيه و تضمين خود، به هيچ شاهد و دليلي متكي نيست. ديويس معتقد است كه نظريه پلنتينگا در باب توجيه و تضمين باور به خدا، هر چند عموماً برهان تجربه ديني به شمار نيامده، اما واقعاً چنين است. اين مقاله، با بررسي جوانب گوناگون ديدگاه پلنتينگا، مي كوشد با به دست دادن صورت بندي پيشنهادي براي برهان تجربه ديني بر اساس ديدگاه پلنتينگا، دشواري هاي ادعاي ديويس را نشان دهد. البته از آنچه پلنتينگا درباره حس خداشناختي مطرح كرده، مي توان در بحث تجربه ديني بهره برد و از آن براي تبيين وقوع دسته اي از اين تجربه ها سود برد. از نظر او، وقوع زمينه اي مناسب، به فعاليت حس خداشناختي مي انجامد، كه وقوع تجربه باورساز را به همراه دارد و آن، باور به گزاره اي مربوط به خدا را نتيجه مي دهد.
کليدواژگان:
برهان تجربه ديني، باورهاي پايه، حس خداشناسي، تجربه باورساز، پلنتينگا، ديويس
https://www.mediafire.com/?e4ml65v4y1fx6au
 

Similar threads

بالا