ولایت فقیه

archi-tecture

New member
یک رساله ای پیدا کردم در رد ولایت فقیه
http://viewer.zoho.com/download?genFile=pacbqU
جالب میشه اگه دوستان تک تک دلایلی که اینجا وارد شده رو هم بحث کننقسمتی که دوست داشتم این بود:

قسمت سوم: عده ای از فقها برخی از روایات و احادیث را نیز مورد دستاویز قرار داده اند:

روایت اول: "فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه":11 در این روایت ابلاغ شده است كه عوام، از فقهائی تقلید كنند كه دارای این چهار شرط باشند:
صائنا لنفسه: مسلط بر نفس و كنترل كننده درون باشد.
حافظا لدینه: حافظ دین و زیاد كننده اعتبار آن باشد و با رفتار خود آبروی مذهب را نبرد.
مخالفا لهواه: مخالف هواى نفس و ضد منیت باشد.
مطیعا لامر مولاه: گوش به فرمان مولا باشد نه مطیع منافع جاه طلبانه خود و دیگران.
- مخاطب كلام مذكور فقط عوام هستند یعنی بخشی از جامعه كه مسائل دینی و شرعی را نمی دانند و یا دچار اشكال هستند. به عبارت دیگر در این حدیث هیچ جوازی مبنی بر اینكه عده ای زمام امور كل جامعه را بطور تحمیلی به دست گیرند، دیده نمی شود و لذا استدلال های جاهلانه ایشان، شعبده های كلامی است كه در آنها هیچ سنخیّت و رابطه منطقی بین نتیجه گیری و اصل كلام وجود ندارد.
- فقهای تنگ نظر در تبلیغات خویش همواره فقره "فللعوام ان یقلدوه" را مورد توجه قرار داده و به چهار شرط سنگین قید شده اعتنائی نكرده اند، همانطور كه در بحث ولایت تشریعی نیز بُعد خلافتی و حكومتی آنرا پر رنگ كرده و به جنبه های خطیر دیگر آن نپرداخته اند.
- ظرافت مهم دیگری كه در روایت فوق نهفته است: "من كان من الفقهاء" می باشد. این فقره مجوز عام است برای مرجعیت هر فقیهی كه شرایط فوق را دارا باشد، فلذا نباید این روایت را بهانه ای برای انحصاری كردن منصب مرجعیت قرار داد.
- اینكه یك فقیه، به تنهائی در جایگاه ولی امر مستقر شود و به جای تمام فقها و مقلدین آنها تصمیم بگیرد و خواسته ها و آراء میلیونها انسان دیگر را زیر پا بگذارد، نمود عینی دیكتاتوری مذهبی است. در حالی كه در گذشته اگر یكی از مراجع تقلید از سوی دیگران به عنوان اعلم و زعیم شناخته می شد، هرگز قیدی بر واجب الاطاعه بودن او وجود نداشت

جدا مفهوم عوام چیه؟ اگه یکی بتونه این رو هم تفسیر کنه عالی میشه یعنی عوام کیان؟
 

آقا سید

مدیر بازنشسته
امام صادق (ع) :
این روایت که در کتاب " اصول کافی،جلد1،ص67 " اومده و مشهور به مقبوله عمربن حنظله است، از امام صادق روایت می کنه که:

" هرکس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احکام ما را بشناسد، او را به عنوان داور بپذیرید. همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس هرگاه حکمی کرد و از او قبول نکردند، حکم خدا را سبک شمرده اند و ما را رد کرده اند و آنکس که ما را رد کند، خدا را رد کرده و رد کردن خدا در حد شرک به خدای متعال است."

امام زمان (عج) :
این حدیث که در اثبات ولایت فقیه بسیار محکم مورد قبول بزرگان دین است ، شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین،جلد1،ص 483 می فرماید :

" و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم "
"و اما رخدادهایی که پیش می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم"

حضرت علی (ع) نیز در خطبه های متعدد اعلام فرمودند ،
هنگامی که یک حکومت اسلامی بر پا میشه ، اون حکومت باید زمامدار داشته باشه ،
بر اساس حدیث جابر و فرموده پیامبر عظیم الشان اسلام ولایت مختص ائمه معصوم علیهم السلامه و در اون شکی نیست ،
موضوع بر سر غیبت امام عصره ،
مردم برای رجوع به امامی که بر اساس مصلحت خداوند در غیبت بسر می برند چه باید بکنند ،
زمانی که خود امام معصوم تکلیف را روشن کرده اند ، دعوا بر سر چیه !؟
بر سر مصداقه ؟!
که مثلا فلان شخص که زمامدار امور را داره صلاحیت داره یا خیر ؟
خوب بر سر همین بحث کنید ،
چرا صورت مسئله را پاک می کنید ؟
چرا تلاش بر سر رد ولایت فقیه دارید ؟!
 

المینا

New member
سلام
راستش مطالبی که گذاشته بودی خیلی زیاد بود ومفصل......من نخوندم.....
راستش من خیلی چیزا توی مقوله ولایت فقیه برام حل نشده......
با اتفاقات اخیرم که......شکام بیشتر شده........
گفتید سیاسیش نکنید......هرچند من اعتقاد ندارم حرفام سیاسیه....ولی خب الان چیزی راجع بهشون نمیگم....
امیدورام یه روز این شبهات برطرف بشه وحق معلوم بشه
شاید فقط امام زمان بتونن حق رو نشون بدن بهمون.
اللهم عجل لولیک الفرج:gol:
 

المینا

New member
امام صادق (ع) :
این روایت که در کتاب " اصول کافی،جلد1،ص67 " اومده و مشهور به مقبوله عمربن حنظله است، از امام صادق روایت می کنه که:

" هرکس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احکام ما را بشناسد، او را به عنوان داور بپذیرید. همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس هرگاه حکمی کرد و از او قبول نکردند، حکم خدا را سبک شمرده اند و ما را رد کرده اند و آنکس که ما را رد کند، خدا را رد کرده و رد کردن خدا در حد شرک به خدای متعال است."

امام زمان (عج) :
این حدیث که در اثبات ولایت فقیه بسیار محکم مورد قبول بزرگان دین است ، شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین،جلد1،ص 483 می فرماید :

" و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم "
"و اما رخدادهایی که پیش می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم"

حضرت علی (ع) نیز در خطبه های متعدد اعلام فرمودند ،
هنگامی که یک حکومت اسلامی بر پا میشه ، اون حکومت باید زمامدار داشته باشه ،
بر اساس حدیث جابر و فرموده پیامبر عظیم الشان اسلام ولایت مختص ائمه معصوم علیهم السلامه و در اون شکی نیست ،
موضوع بر سر غیبت امام عصره ،
مردم برای رجوع به امامی که بر اساس مصلحت خداوند در غیبت بسر می برند چه باید بکنند ،
زمانی که خود امام معصوم تکلیف را روشن کرده اند ، دعوا بر سر چیه !؟
بر سر مصداقه ؟!
که مثلا فلان شخص که زمامدار امور را داره صلاحیت داره یا خیر ؟
خوب بر سر همین بحث کنید ،
چرا صورت مسئله را پاک می کنید ؟
چرا تلاش بر سر رد ولایت فقیه دارید ؟!
منم با شما موافقم..........
بحث روی صلاحیت افراده!
این چیزیه که من بهش شک دارم........:que:
خداخیرتون بده اینو واسه من روشن کنید:gol:
 

المینا

New member
یک رساله ای پیدا کردم در رد ولایت فقیه
http://viewer.zoho.com/download?genFile=pacbqU
جالب میشه اگه دوستان تک تک دلایلی که اینجا وارد شده رو هم بحث کننقسمتی که دوست داشتم این بود:

قسمت سوم: عده ای از فقها برخی از روایات و احادیث را نیز مورد دستاویز قرار داده اند:

روایت اول: "فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه":11 در این روایت ابلاغ شده است كه عوام، از فقهائی تقلید كنند كه دارای این چهار شرط باشند:
صائنا لنفسه: مسلط بر نفس و كنترل كننده درون باشد.
حافظا لدینه: حافظ دین و زیاد كننده اعتبار آن باشد و با رفتار خود آبروی مذهب را نبرد.
مخالفا لهواه: مخالف هواى نفس و ضد منیت باشد.
مطیعا لامر مولاه: گوش به فرمان مولا باشد نه مطیع منافع جاه طلبانه خود و دیگران.
- مخاطب كلام مذكور فقط عوام هستند یعنی بخشی از جامعه كه مسائل دینی و شرعی را نمی دانند و یا دچار اشكال هستند. به عبارت دیگر در این حدیث هیچ جوازی مبنی بر اینكه عده ای زمام امور كل جامعه را بطور تحمیلی به دست گیرند، دیده نمی شود و لذا استدلال های جاهلانه ایشان، شعبده های كلامی است كه در آنها هیچ سنخیّت و رابطه منطقی بین نتیجه گیری و اصل كلام وجود ندارد.
- فقهای تنگ نظر در تبلیغات خویش همواره فقره "فللعوام ان یقلدوه" را مورد توجه قرار داده و به چهار شرط سنگین قید شده اعتنائی نكرده اند، همانطور كه در بحث ولایت تشریعی نیز بُعد خلافتی و حكومتی آنرا پر رنگ كرده و به جنبه های خطیر دیگر آن نپرداخته اند.
- ظرافت مهم دیگری كه در روایت فوق نهفته است: "من كان من الفقهاء" می باشد. این فقره مجوز عام است برای مرجعیت هر فقیهی كه شرایط فوق را دارا باشد، فلذا نباید این روایت را بهانه ای برای انحصاری كردن منصب مرجعیت قرار داد.
- اینكه یك فقیه، به تنهائی در جایگاه ولی امر مستقر شود و به جای تمام فقها و مقلدین آنها تصمیم بگیرد و خواسته ها و آراء میلیونها انسان دیگر را زیر پا بگذارد، نمود عینی دیكتاتوری مذهبی است. در حالی كه در گذشته اگر یكی از مراجع تقلید از سوی دیگران به عنوان اعلم و زعیم شناخته می شد، هرگز قیدی بر واجب الاطاعه بودن او وجود نداشت

جدا مفهوم عوام چیه؟ اگه یکی بتونه این رو هم تفسیر کنه عالی میشه یعنی عوام کیان؟
من از بحث ولایت فقیه چیز زیادی نمیدونم..........اما اینو میدونم که هرکی میشه ولی فقیه از نظر علم و دین برتر از دیگرانه.......پس باید ازش اطاعت کرد.........
 

آقا سید

مدیر بازنشسته
منم با شما موافقم..........
بحث روی صلاحیت افراده!
این چیزیه که من بهش شک دارم........:que:
خداخیرتون بده اینو واسه من روشن کنید:gol:
سلام دوست من ،
اگه سوالی داشته باشی من در پروفایلم در خدمت هستم ،
تاپیک نباید سیاسی بشه ،
ولی این موضوع انقدر مهم هست که اگه نیاز باشه برات وقت بذارم ،
سوالی داری شفاف و راحت تو پروفایلم مطرح کن :gol:
 

كربلايي حسام

اخراجی موقت
هم میهن تو بیش از هفت هزاز سال پیشنه تمدن داری چرا گریز یک تازی از روستایی به روستای دیگر تاریخ تو باشد تازیان میتوانند به تاریخ تازش خود و پیامبرشان و تمدن های دیگر
بنازند اما چرا تاریخ غارت و ویرانی میهن و مردم تو روز شمار روزانه ی تو باشد


آيينی که نه حديث نه ولایتی و نه روايتی در شک و جهل و بی خردی دارد و نه مقيدات و شرعياتی دست و پا گير و خدايش جزعشق و مهر و دوستی نيست و پيامبرش تو هستی و فرزندان تو و در سه کلمه نيکی در پندار و گفتار و کردار و دوازده فرمان خلاصه ميشود مهربان ياران با سرفرازی و افتخار به جهانيان بگوئيد که اوستايی وزرتشتی هستيد
از ايران رنگارنگ و عراق و اسرائيل و افغانستان و تاجيکستان تا کردستان بزرگ و سرسبز و آتورپات و سيستان و بلوچستان سوخته تا ارمنستان و ديگر ستانهای جهان تا اروپا و آفريقا و آمريکا و چين ما اوستايی وزرتشتی هستيم بس است تقيه و خويشتنداری و همرنگ جماعت خشن و نادان و خودپسند شدن
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]سالها پس از درگذشت پيامبر اسلام، تازيان که در هنگامه وجود پيامبرشان توانسته بودند بر تمامی قبايل و روستاهای شبه جزيره عربی چيره شوند، بر آن شدند تا با يورش به کشورهای همسايه، قدرت و ثروتشان را افزايش دهند. همچنين آنان به پيامبر قدرت و وحدت آفرينشان در لحظات پايانی زندگيش ارج و احترامی نگذاشتند. آنگاه که او در بستر مرگ از خويشان و يارانش خواست تا برايش برگی و قلمی بياورند تا او سفارش و وصيت خود را بنويسد، يارانش گفتند که او ديوانه شده و هذيان ميگويد. همچنين وقتيکه از جهان رفت، همه پيروانش پيکر او را رها کرده و به جنگ و دعوای خلافت او سرگرم شدند و برای دفنش کسی جز داماد و دخترش نبود. اين بی مهری تازيان گريبان شخصيتی را گرفته بود که همه داشت و نداشت تازيان از او آمده بود[/FONT]

قبلا هم در این مورد بحث کردید
و پندار نیکتان را به یادمان اوردید و گفتار نیک و رفتار نیکتان را
از کشته شدن زنهای اریایی و گاثه ها و وندیداد گفتیم

اشوزرتشت نبی را با خرافات درهم نیامیزید
و اما نبی اسلام
اگر نعئذ بالله هذیان گفته بود تا کنون اثاری از دینش باقی نبود

و امروز سرافرازترین دین اسلام است:gol:
 
امام صادق (ع) :
این روایت که در کتاب " اصول کافی،جلد1،ص67 " اومده و مشهور به مقبوله عمربن حنظله است، از امام صادق روایت می کنه که:

" هرکس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احکام ما را بشناسد، او را به عنوان داور بپذیرید. همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس هرگاه حکمی کرد و از او قبول نکردند، حکم خدا را سبک شمرده اند و ما را رد کرده اند و آنکس که ما را رد کند، خدا را رد کرده و رد کردن خدا در حد شرک به خدای متعال است."

امام زمان (عج) :
این حدیث که در اثبات ولایت فقیه بسیار محکم مورد قبول بزرگان دین است ، شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین،جلد1،ص 483 می فرماید :

" و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم "
"و اما رخدادهایی که پیش می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم"

حضرت علی (ع) نیز در خطبه های متعدد اعلام فرمودند ،
هنگامی که یک حکومت اسلامی بر پا میشه ، اون حکومت باید زمامدار داشته باشه ،
بر اساس حدیث جابر و فرموده پیامبر عظیم الشان اسلام ولایت مختص ائمه معصوم علیهم السلامه و در اون شکی نیست ،
موضوع بر سر غیبت امام عصره ،
مردم برای رجوع به امامی که بر اساس مصلحت خداوند در غیبت بسر می برند چه باید بکنند ،
زمانی که خود امام معصوم تکلیف را روشن کرده اند ، دعوا بر سر چیه !؟
بر سر مصداقه ؟!
که مثلا فلان شخص که زمامدار امور را داره صلاحیت داره یا خیر ؟
خوب بر سر همین بحث کنید ،
چرا صورت مسئله را پاک می کنید ؟
چرا تلاش بر سر رد ولایت فقیه دارید ؟!

کوتاه، روان، و بر پایه ی دانش.:smile::gol:
 

fateme_en

کاربر ممتاز
ولايت قفيه ديكتاتوري است؟

ولايت قفيه ديكتاتوري است؟

ولایت فقیه دیکتاتوری است؟


خطر استبداد در انسان اولا غير معصوم و ثانيا غير عادل، وجود دارد و لذا با حضور امام معصوم، غير معصوم صلاحيت حكومت و ولايت را ندارد وليكن در زمان غيبت امام معصوم چاره اي نيست جز آنكه نزديكترين افراد به امام معصوم وظيفه ولايت و حكومت را برعهده گيرد تا كمترين آسيبي به جامعه اسلامي وارد نشود. از طرف ديگر احتمال استبداد در فقيه جامع شرايط رهبري كه به نيابت حضرت ولي عصر ولايت و مديريت جامعه اسلامي را برعهده دارد، به دليل چند ويژگي دروني بسيار كم و ضعيف است.

1- فقاهت ۲-عدالت ٣-سياست،درايت،تدبر و مديريت

فقاهت فقيه باموجب ميشود تا فقيه بتواند بر اساس احكام الهي كشور را اداره كند نه بر اساس آراء از خود او يا ديگران باشد. عدالت فقيه سبب ميشود كه خواسته هاي نفساني مدير جامعه در اداره نظام اسلامي دخالتي نكند و مدير در پي جاه طلبي و دنيا گرايي نباشد. فقيه كارشناسي ديني است كه به هر چه از مكتب وحي مي يابد عمل خواهد كرد.حاكم اسلامي اگر يكي از اين دو شرط را نقض كند از ولايت ساقط ميشود.

سياست و مديريت حاكم اسلامي سبب خواهد شد تا او نظام اسلامي را بر محور مشورت با صاحب نظران و انديشمندان و متخصصان جامعه وبا توجه به خواست مشروع جامعه اداره كند.

وجود اين سه صفت و ويژگي در حاكم اسلامي سبب ضعيف شدن احتمال ديكتاتوري ميشود. از طرفي در قانون اساسي جمهوري اسلامي پيش بيني فرض نادر آن هم شده است.يعني اولا وظايفي براي رهبري نام برده شده ثانيا مجلسي بنام خبرگان كه متشكل از كارشناسان فقاهت، عدالت و سياست است را معين نموده تا بر او نظارت كنند و در هر عصر فقيه مناسب اين مقام را كشف كنند.
 

s.ferdows

کاربر ممتاز
ولایت فقیه دیکتاتوری است؟


خطر استبداد در انسان اولا غير معصوم و ثانيا غير عادل، وجود دارد و لذا با حضور امام معصوم، غير معصوم صلاحيت حكومت و ولايت را ندارد وليكن در زمان غيبت امام معصوم چاره اي نيست جز آنكه نزديكترين افراد به امام معصوم وظيفه ولايت و حكومت را برعهده گيرد تا كمترين آسيبي به جامعه اسلامي وارد نشود. از طرف ديگر احتمال استبداد در فقيه جامع شرايط رهبري كه به نيابت حضرت ولي عصر ولايت و مديريت جامعه اسلامي را برعهده دارد، به دليل چند ويژگي دروني بسيار كم و ضعيف است.

1- فقاهت ۲-عدالت ٣-سياست،درايت،تدبر و مديريت

فقاهت فقيه باموجب ميشود تا فقيه بتواند بر اساس احكام الهي كشور را اداره كند نه بر اساس آراء از خود او يا ديگران باشد. عدالت فقيه سبب ميشود كه خواسته هاي نفساني مدير جامعه در اداره نظام اسلامي دخالتي نكند و مدير در پي جاه طلبي و دنيا گرايي نباشد. فقيه كارشناسي ديني است كه به هر چه از مكتب وحي مي يابد عمل خواهد كرد.حاكم اسلامي اگر يكي از اين دو شرط را نقض كند از ولايت ساقط ميشود.

سياست و مديريت حاكم اسلامي سبب خواهد شد تا او نظام اسلامي را بر محور مشورت با صاحب نظران و انديشمندان و متخصصان جامعه وبا توجه به خواست مشروع جامعه اداره كند.

وجود اين سه صفت و ويژگي در حاكم اسلامي سبب ضعيف شدن احتمال ديكتاتوري ميشود. از طرفي در قانون اساسي جمهوري اسلامي پيش بيني فرض نادر آن هم شده است.يعني اولا وظايفي براي رهبري نام برده شده ثانيا مجلسي بنام خبرگان كه متشكل از كارشناسان فقاهت، عدالت و سياست است را معين نموده تا بر او نظارت كنند و در هر عصر فقيه مناسب اين مقام را كشف كنند.

در تکمیل صحبت های دوستم فقط یه جمله رو بیان میکنم

" ولایت فقیه طلایه دار مبارزه با دیکتاتوری است."
 

s.ferdows

کاربر ممتاز
ولايت فقيه پرتوى از ولايت امام زمان (عليه السلام)، و ولايت امام زمان(عليه السلام)پرتوى از ولايت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، و ولايت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) پرتوى از ولايت اللّه جلّ و علا است.
از ديدگاه مكتب توحيد، مالك همه چيز و همه كس خداست و همچنين مالكيت مطلقه او منشأ حاكميّت مطلقه اوست. از اين رو بنابر اعتقاد موحّدان، هر حكومتى بايد از حكومت اللّه سر چشمه گيرد و بر اساس اراده و اجازه او تشكيل شود.
آن زمان كه خداوند پيامبرانش را براى هدايت انسانها فرستاد، حقّ زمامدارى آنان را نيز امضا فرمود و همگان را به تبعيّت و فرمانبرى آنان در همه زمينه ها دعوت نمود.
در باره پيامبر گرامى اسلام فرمود: «فلا و ربك لايؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم، ثم لايجدوا فى انفسهم حرجاً ممّا قضيت و يسلّموا تسليماً».
«قسم به پروردگار تو! اين مردم مؤمن واقعى نخواهند بود، مگر آنكه حكومت و داورى تو را در همه موارد مورد اختلاف خويش بپذيرند، سپس نسبت به رأى و قضاوت تو ـ حتّى اگر مخالف منافع آنان باشد ـ كاملا تسليم باشند و حتّى در درون دل خويش، هيچگونه نارضايتى و ناراحتى احساس نكنند».
و نيز در همين باره فرمود: «النبى اولى بالمؤمنين من أنفسهم».
« ـ در رعايت مصالح فردى و اجتماعى ايمان آوردگان ـ ولايت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)بر جان و مال آنان بالاتر و بيشتر از ولايت خود آنان است».
بديهى است كه اين ولايت با رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پايان نمىپذيرد. و حفظ حدود اسلام و استقرار نظام مسلمين كه حكمت امضاى چنين ولايتى براى آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)، بود پس از او نيز استمرار مى يابد. و بدين طريق ائمه بزرگوارى كه وارثان تمام شئون پيامبر ـ غير از نبوّت ـ مى باشند عهده دار اين ولايت و حاكميت به حساب مى آيند.
امام رضا (عليه السلام) مى فرمايند: «إنّ الامامة خلافة اللّه و خلافة رسوله(صلى الله عليه وآله وسلم) و مقام اميرالمؤمنين (عليه السلام) و خلافة الحسن و الحسين(عليهما السلام). إن الامام زمام الدين و نظام المسلمين و صلاح الدنيا و عزّ المؤمنين، الامام أسّ الاسلام النامى و فرعه السامى. باالامام تمام الصلوة و الزكوة و الصّيام و الحج و الجهاد و توفير الفيىء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحكام و منع الثغور و الاطراف».
«براستى امامت، خلافت از خدا و خلافت رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و مقام اميرالمؤمنين (عليه السلام) و خلافت حسن و حسين (عليهما السلام) است. براستى امامت، زمام دين و نظام مسلمين وصلاح دنيا و عزّت مؤمنان است.
امام، بنياد رشد كننده اسلام و شعبه والاى آن است. به وسيله امام است كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد شكل مىگيرند و كمال مىيابند و خراج و صدقات فزونى مىپذيرند و حدود و احكام الهى اجراء مىشوند و مرزها و جوانب مملكت اسلامى محفوظ مىمانند».
در اين دوران، امام زمان حضرت مهدى (عليه السلام) كه از جانب خدا و به تبعيّت از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دارنده همه شئونات مذكور است، در پس پرده غيبت بسر مىبرد و از سوى ديگر ترديدى نيست كه باغيبت آن بزرگوار، خداوند حكيم، پيروان او و امّت بزرگ اسلام را بىسرپرست و بلاتكليف نمىپسندد.
پس يا بايد پذيرفت كه خداوند امر تعيين حاكم و ولىّ امر را مطلقاً بر عهده خود مردم وا نهاده است كه ممكن نيست. چون شرايط غيبت، حكمتهاى جعل حاكم و ولىّ امر الهى را تغيير نداده بلكه آن را ضرورىتر مىسازد، و خدايى كه در دوران حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و امام (عليه السلام) مردم را بى رهبر و سرپرست نپسنديده، وا نهادگى آنان را در زمان غيبت امضا نمى فرمايد.
و يا بايد قبول كرد، كه در دوران غيبت نيز، اشخاصى با بهرهگيرى از ولايت الهى و حق حاكميت پيامبر و امام، در چهار چوبه كلمات راهگشا و فرمايشات مسئوليت بخش خود آن بزرگواران، حق ولايت و وظيفه سرپرستى مسلمين را بر عهده دارند.
اسحاق بن يعقوب از امام زمان (عليه السلام) طى نامهاى مىپرسد كه به هنگام غيبت شما در حوادثى كه روى مىدهد به چه كسى مراجعه كنيم؟ فرمود:
«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و انا حجّة اللّه.»]
«در حوادث و رويدادهايى كه برايتان پيش مى آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدايم».
امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرمودند: «فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لأمر مولاه، فللعوام أن يقلّدوه
«هر فقيهى كه نگهدارنده نفس ـ از انحرافات و لغزشها ـ و حفظ كننده دين و مخالف با هواهاى نفسانى و مطيع امر مولاى خويش باشد، بر عامّه مردم است كه تقليد كننده ـ و تابع ـ او باشند».
و امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «ينظر اِنّ من كان منكم ممن روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فانّى قد جعلته حاكماً».
«آنان كه باهم اختلافى دارند بايد بنگرند و يك نفر از بين شما را كه راوى حديث ما و صاحب نظر در حلال و حرام، باشد و احكام ما را بشناسد شناسايى كنند و او را «حَكَم» قرار دهند زيرا من او را حاكم بر شما قرار دادم.
ساده انديشانه خواهد بود اگر كسى بگويد دائره اين «حجّت قرار گرفتن» و «لزوم تبعيت و تقليد» و «جعل حاكميت» فقط منحصر در اختلافات شخصى دو نزاع كننده يا پارهاى فروع فقهى مىباشد، و امام زمان(عليه السلام) و ساير امامان بزرگوار در اين فرمايشات به امر مهم حكومت و راهبرى اجتماع بر اساس قواعد اسلام و قرآن، نظرى نداشته و تشكيل حكومت اسلامى و كيفيت پياده شدن احكام اجتماعى اين دين مبين را، در اين احاديث ونظاير آنها، ناديده گرفته و دست فتنه پردازان دوره غيبت را در بازيچه قرار دادن نظام اسلام و مسلمين، كاملا باز قرار دادهاند!!
 

sutern

کاربر ممتاز
ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه طرفدار دیکتاتوری
امام خمینی (ره) فرمودند فقیه جلوی دیکتاتوری را میگیرد وکسانی که برخلاف آن فکر می کنند اسلام را نمی فهمند . . .
ممنون از مطالب مفید :gol:
 

sutern

کاربر ممتاز
فرق حكومت ولايت فقيه و ديكتاتوري چيست ؟
در حاکمیت دیکتاتوری رضایت اشخاص ملاک حاکمیت است اما در حاکمیت ولایت فقیه مانند حاکمیت پیامبر و ائمه رضایت خداوند ملاک عمل حکومت است.

در حاکمیت دیکتاتوری اگر رضایت یک نفر ملاک باشد، به آن دیکتاتوری فردی می گویند. اگر رضایت یک گروه مثل یک خاندان یا قبیله یا حزب و امثال آن ملاک باشد، به آن دیکتاتوری قومی، حزبی و امثال آن می گویند. و اگر رضایت اکثریت ملاک باشد به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند. نظام های دموکراسی که رضایت خداوند در آن جایی ندارد از همین قبیل است.

تفاوت دیگر حکومت دیکتاتوری با ولایت فقیه این است که در انواع نظام های دیکتاتوری حیوانیت و اشرافیگری و دنیاطلبی و رفاه نهایت آمال و آرزوی حکام است. اما در حاکمیت الهی مانند ولایت فقیه کمال انسان و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و جلب رضایت حق تعالی منتهای آرزوی حکومت و مردم است. یعنی هم برای رفاه دنیوی و پیشرفت و توسعه مادی تلاش می کنند و هم برای سعادت اخروی که البته دستاوردهای دنیوی فی نفسه هدف نیست بلکه وسیله ای برای همان سعادت اخروی و کمال انسانی است.

تفاوت دیگر بین آن ها شایسته سالاری در نظام ولایی و زد و بند بازی در نظام های دیکتاتوری است.

تفاوت دیگر حرکت به سوی عدالت محوری در نظام ولایی و رشد نظام طبقاتی در دیکتاتوری است.

تفاوت های بسیار دیگر نیز هست که همه از آنچه ذکر شد ناشی می شود و می توان با تدبر و تفکر بدون تعصب به آن ها پی برد.

 

ITDeveloper

کاربر ممتاز
تفاوته ولایت فقیه و معصوم
با دیکتاتور اینه که
اولی رو خدا قبول داره و مردم هم
دومی رو خدا قبول نداره و شاید مردم هم
به همین راحتی
ولایت فقیه و اصولا تشکیل حکومت اسلامی یک وضعیت دو طرفه و مردمی و خدایی است
اما دیکتاتوری ممکنه فقط مردمی باشه
 

R@mtin.eng

کاربر ممتاز
تاپيك مهم شد.
اما از دوستان خواهش ميكنم كه سياسيش نكنيد.
البته ميدونم يه خورده سخته اينجور تاپيكا سياسي نشه. اما بازم عاجزانه خواهش ميكنم سياسيش نكنيد.
اگه از طيف مخالف هم كسي پست سياسي داد كساني كه موافقند جوابشو ندن فقط پست رو گزارش كنن تا حذف بشه.
اگه ببينم محل جنگ و جدل سياسي شده ميفرستمش تالار اخبار(محل تاپيكاي سياسي)
باشه ما هیچی نمیگیم ! خوش باشید با ولایتتون ;) تو تلوزیون که 24 ساعت در مدح و ستایش ایشون داره برنامه پخش میشه روزنامه ها هم که فقط حرفاش رو چاپ میکنند و ... توی اینترنت هم که بگیم بالا چشمتون ابرو به آغا برمیخوره !
باشه .. فقط تعریف ستایشش کنید ببنیم ایران به کجا میرسه شاه هم اون زمان برای توجیح دیکتاتور نبودن خودش همین فلسفه ها رو به هم میبافت که جانشین کوروشم و .. حالا اینا تو دین ما هم دست بردن خودشونو چپوندن توش...
دوستان گزارشگر سریع گزارش کنند ...
 
آخرین ویرایش:

fateme_en

کاربر ممتاز
هر حکومتی قبل از حکومت امام زمان(عج) محکوم به شکست است؟

هر حکومتی قبل از حکومت امام زمان(عج) محکوم به شکست است؟

هر حکومتی قبل از حکومت امام زمان(عج) محکوم به شکست است؟

پاسخ:

آنجه از روايات استنباط ميشود آنست كه اگر كسي پيش از قيام قائم(عج) قيام كند و ادعاي امامت داشته باشد و مردم را به خود دعوت كند، محكوم به شكست است. تنها كسي كه به خود دعوت ميكند و موفق ميشود، وجود مبارك حضرت بقيه الله(عج) است.

اما اگر كسي مردم را به امام زمان دعوت كند چگونه خواهد بود؟آيا امام خميني يا مقام معظم رهبري مردم را به خود دعوت كرده يا مي كنند؟
انقلاب اسلامي مردم را به امامت ولي عصر دعوت كرد و ميكند
.امروزه حوزه هاي علميه به بركت ولي عصر(عج) زنده است. خود كشور نيز به بركت ايشان زنده است و هر تلاش و كوشش مثبتي در اين كشور انجام شود از همين وجود ايشان است و امت اسلامي بي صبرانه منتظر است كه با ظهور مبارك ايشان پرچم نظام اسلامي را به دست باكفايت ايشان بسپارد.

vf110.blogfa.com
 

* Mojtaba *

کاربر ممتاز
دروووود دوستان
امیدوارم حرفم بی جا نباشه....ولی یه چیزی تو دلمه که باید بگم!
میگن که(نقل میکنن) وقتی امام زمان ظهور کنه،انشاءالله، همه فکر میکنن که دین جدیدی آورده!
این معنیش چیه و چه دلیلی میتونه داشته باشه؟!
 

fateme_en

کاربر ممتاز
دروووود دوستان
امیدوارم حرفم بی جا نباشه....ولی یه چیزی تو دلمه که باید بگم!
میگن که(نقل میکنن) وقتی امام زمان ظهور کنه،انشاءالله، همه فکر میکنن که دین جدیدی آورده!
این معنیش چیه و چه دلیلی میتونه داشته باشه؟!

سلام...
نظر من اينه:
درسته كه اسلام دين تحريم نشده اي هست ولي انقدر بعضي از دستورات و قوانينش ناديده گرفته شدن(حالا مغرضانه يا غير مغرضانه) كه انگار ديگه اسلامي وجود نداره
امام زمان كه ظهور كنند دين اسلام رو احيا مي كنند.
مثل قيام امام حسين كه اگه قيام نكرده بود اسلام از بين مي رفت.
 

كربلايي حسام

اخراجی موقت
سلام...
نظر من اينه:
درسته كه اسلام دين تحريم نشده اي هست ولي انقدر بعضي از دستورات و قوانينش ناديده گرفته شدن(حالا مغرضانه يا غير مغرضانه) كه انگار ديگه اسلامي وجود نداره
امام زمان كه ظهور كنند دين اسلام رو احيا مي كنند.
مثل قيام امام حسين كه اگه قيام نكرده بود اسلام از بين مي رفت.

سلام عليكم
در تاييد حرف‌ها بايد گفت
خواه ناخواه از علائم اخرالزمان اين است كه اسلامي كه پديد مي‌آيد
فاصله‌ي بسياري با اسلام ناب محمدي(ص) دارد
اين را به خوبي امروز مي‌بينيم
از طرز حجاب و پوشش گرفته تا نماز و روزه و ....
قرآن‌ خواندن‌ها واقعا از حلقوم تجاوز نمي‌كند
يعني بر دل اثر نمي‌كند

بدعت وارد دين مي‌شود
حق و باطل باهم عوض ميشوند و خيلي چيزهاي ديگر

اينكه ميگويند گويي دين جديد امده هم همين است
انقدر اختلاف زياد ميشود كه وقتي به اسلام ناب محمدي(ص) رجوع ميكنيم انگار اختلاف زيادي وجود دارد.

ياعلي مددي
 

fateme_en

کاربر ممتاز
پرسش: اختلاف بزرگان در مساله ولایت فقیه چیست و آیا عدم اعتقاد به آن بی دینی محسوب می شود؟


پاسخ:


برای پاسخ باید به سه مقدمه توجه کرد:

مقدمه اول:

در جمهوری اسلامی ایران، غیرمسلمانان و دیگر کسانی که به هر علت ولایت‏فقیه را قبول ندارند، در حکومتی زندگی می‏کنند که مانند دیگر حکومت‏های مردمی متکی بر آرای مردم است.


مقدمه دوم:

مخالفان ولایت‏فقیه چند دسته‏اند:


اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی که مبنای ولایت‏فقیه را نمی‏پذیرند.

دوم) شیعیانی که ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی‏پذیرند.


سوم) کسانی که با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.


چهارم) کسانی که حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پاره‏ای از احکام حکومتی صادره از وی را نادرست می‏انگارند.


مقدمه سوم:

مخالفت در هر یک از صور بالا دو گونه متصور است:


الف) مخالفت اعتقادی (قلبی)؛

یعنی در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمی‏پذیرد و آن را صحیح نمی‏داند. چنین مخالفتی فی‏نفسه از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمی‏آید و مسلما منافاتی با مسلمانی شخص ندارد.


ب ) مخالفت عملی،

این گونه مخالفت مسلما حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد که حکم هر یک جداگانه قابل بررسی است، لیکن رعایت اختصار ما را از بررسی تفصیلی آن معذور می‏دارد.


حکم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم‏الاجراست. چه واضح است که اعطای ولایت با تجویز مخالفت عملی دیگران مستلزم هرج و مرج است در حالی که مسائل اجتماعی و حکومتی نیازمند وحدت رویه می‏باشد وهیچ قانون و نظام سیاسی اعم از اسلام و غیر اسلام آشوب، قانون‏گریزی و دلخواه‏گزینی را برنمی‏تابد.

اما در مورد اختلافی بودن مسأله ولایت فقیه باید متذکر شد:

در طول تاریخ تشیع هیچ فقیهی یافت نمی‏شود که بگوید فقیه هیچ ولایتی ندارد آنچه تا حدودی مورد اختلاف فقهاست مراتب و درجات این ولایت است. امام خمینی معتقد بودند تمام اختیاراتی که ولی‏معصوم دارااست ولی فقیه نیز همان اختیارات را دارد، مگر این که چیزی استثناء شده باشد. از چنین ولایتی در باب اختیارات ولی‏فقیه به ولایت مطلقه تعبیر می‏کنند و قید مطلقه در مقابل نقطه نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد و این فقها به ولایتمقیده معتقدند، برخلاف معتقدان به ولایت مطلقه فقیه که تمامی موارد نیاز جامعه اسلامی را چه اضطراری و چه غیر اضطراری در قلمرو تصرفات شرعی فقیه می‏دانند،
(محمد تقی مصباح یزدی، پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 59 و60).

اختلافات فقهاء در میزان دلالت ادله ولایت‏فقیه می‏باشد که طرح تفصیلی آن در این مجال ممکن نیست.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
1- ولایت و دیانت، استاد مهدی هادوی تهرانی، نشر خانه خرد
2- ولایت‏فقیه، آیت‏اللّه‏جوادی آملی، نشر اسراء

منبع:
vf110.blogfa.com

 

* Mojtaba *

کاربر ممتاز
قانع نشدم.

دلیلش هم مشخصه!

بالاخره سر رشته امور دست یه کسایی هست یا نه؟!
اونان که با منش و رفتار خودشون به جامعه مسیر میدن... و دادن!

و خیلی سادست...وقتی جامعه خسته از شعار بشه سعی در واکنش داره!...حالا به هر نحوی که میخواد باشه...

امیدوارم امام زمان زودتر بیان....خیلی ها باید تنبیه بشن!........(خدا میدونه! یکیش هم ما ! )

موفق باشید و با بصیرت...البته به معنای کلمه ، نه جناح !
 
آخرین ویرایش:
خیلی جالبه ! خدا در قرآن مسئله مهم حکومت را فراموش کرده ؟ یا شما آن را نمیبینید ؟ نمیدانم این شوری را باید کجا به کار برد ؟ فقط با زنمون مشاوره میکنیم کفایت میکند دیگر امور مهمتر مملکتی که مشورت نمیخواهد ! بلکه یکی پیدا میشه که عقلش به تنهایی بیشتر از همه مردم باشه !
 

كربلايي حسام

اخراجی موقت
خیلی جالبه ! خدا در قرآن مسئله مهم حکومت را فراموش کرده ؟ یا شما آن را نمیبینید ؟ نمیدانم این شوری را باید کجا به کار برد ؟ فقط با زنمون مشاوره میکنیم کفایت میکند دیگر امور مهمتر مملکتی که مشورت نمیخواهد ! بلکه یکی پیدا میشه که عقلش به تنهایی بیشتر از همه مردم باشه !


نه خیر
اطیعواالله و الرسول و اولی الامر منکم.
 

karkard

متخصص موشک
چرا “آقا” همچنان از فتنه می گویند؟

چرا “آقا” همچنان از فتنه می گویند؟

چرا “آقا” همچنان از فتنه می گویند؟

نوشته شده توسط حسین قدیانی آبان ۲۹

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عکس: عباس حاجی پور آرانی
کعبه؛ رکن یمانی
در شرایطی که عده ای و هر یک با بهانه ای یقه سران فتنه را رها کرده و با زبان بی زبانی، با فتنه گران هم زبانی می کنند، آخرین سفیر امام زمان و نائب خاص یوسف زهرا حضرت آیت الله العظمی خامنه ای همچنان از فتنه ۸۸ سخن می رانند. گاه از یوم الله ۹ دی می گویند و گاه از براندازی که هدف فتنه گران بود. گاه کسانی را که باید، تشبیه به میکروب سیاسی می کنند و گاه تحلیل نو از فتنه ارائه می دهند. گاه تجلیل می کنند از هوشیاری ملت و گاه به لزوم حفظ و بسط بصیرت پند می دهند. و این همه در شرایطی است که به روایت دوست و اعتراف دشمن دیگر چیزی از فتنه ۸۸ باقی نمانده است. با این حساب چرا “آقا” همچنان از فتنه می گویند؛
۱- هیچ کس اندازه شخص ولی فقیه به حکومت ولایت فقیه یعنی به جمهوری اسلامی تعصب و غیرت ندارد. جمهوری اسلامی نظامی برآمده از خون شهیدان است و رهبر فرزانه انقلاب اصلی ترین حافظ خون شهیدان اند. فتنه ای که گذشت، مهمترین هدفش براندازی نظام بود. یعنی ایران باشد اما اسلام نباشد و یا ارگان جمهوری اسلامی باشد اما ارکان انقلاب اسلامی نباشد و یا اختیارات رهبر تقلیل پیدا کند به پستی تشریفاتی؛ یک پاپ اما از نوع ایرانی-اسلامی! فتنه ۸۸ شاید تمام شده باشد اما اهداف شوم دشمن، هرگز و تحقق این اهداف مستلزم اجرای فتنه های پیچیده تری است. این فتنه های پیچیده و این فِتَن تودرتو را نمی توان زد الا به کالبد شکافی دقیق فتنه ۸۸ و این هرگز نافی این واقعیت مسلم نیست که از فتنه ۸۸ جز خاکستر هیچ چیز باقی نمانده.

۲- رهبر انقلاب با تاکید مکرر بر فتنه ۸۸ این را می خواهند بگویند که ما برای لحظه ای از آنچه در دوران ۸ ماه جنگ تحلیلی انجام دادیم، پشیمان نیستیم. همچنان که خمینی از ۸ سال جنگ تحمیلی ذره ای ابراز ندامت نکرد. خامنه ای مفتخر به این است که در جریان جنگ نرم و در مصاف با ماهواره های جاسوسی، هرگز جمهوری اسلامی عقب نشینی نکرد. به این ایستادگی باید مدام افتخار کرد و “آقا” دقیقا دارند همین کار را انجام می دهند.

۳- تبیین فتنه ۸۸ ربطی به مرده بودن و یا زنده بودن سران فتنه و نیز سرانجام خود فتنه ندارد. این فتنه را اگر ما به درستی تعریف نکنیم، بیم از تحریف آن هست. در اینجا رهبر عزیز انقلاب در حقیقت عبرت ها و درس هایی که قرار است از فتنه ۸۸ گرفته شود، مشغول تذکرند.

۴- در این فتنه جمهوری اسلامی، شاخ و برگ های زائد و مسموم خود را هرس کرد و بدن خود را در برابر میکروب های سیاسی، واکسینه کرد. این دگردیسی، نجات شجره طیبه انقلاب بود از دست کرم ها و کرم زاده هایی که بعضا از خود درخت بودند و زیاد با ریشه و برگ و ساقه عکس یادگاری داشتند! مع الاسف بعضی از این کرم ها بدتر از کنه به تنه درخت چسبیده اند و گاه برای درخت، تشخیص مصلحت می کنند. سخن گفتن رهبر از فتنه ۸۸ پیام دیگرش این است: مبادا عملکرد کنه به تنه درخت چسبیده را به پای شجره طیبه انقلاب بنویسیم. اینکه هنوز زمان برخورد با برخی کرم ها و کرم زاده ها فرا نرسیده و اینکه هنوز وقت کندن برخی کنه ها نشده و اینکه باید احترام کنه های ننه مرده را نگه داشت، این یک چیز است و اینکه برداری و درخت را وقف کرم که نه، مار زخم خورده کنی، یک چیز دیگر! بصیرت باید داشت. این بصیرت، تمنای رهبر از ما در منای فتنه است.

۵- هدف دیگر رهبر فرزانه از بازگویی فتنه ۸۸ قطعا این است که سران فتنه دیر یا زود به مجازات خواهند رسید. اینکه از نظر “آقا” هدف فتنه، براندازی نظام بود، یعنی از دیدگاه ایشان سران فتنه و فتنه گران لایه میانی محارب اند و همگان حکم محارب را می دانند. رهبر انقلاب جز به حکمت سخن نمی رانند.

۶- سران فتنه آلت دست دشمن بودند در جنگ نرم. رهبر انقلاب هر گاه از فتنه ۸۸ سخن می گویند، توجه می دهند به عامل خارجی. به دشمن. به آمریکا. به اسرائیل. به شیطان بزرگ. این یعنی استفاده درست از فتنه ۸۸ از فتنه ظاهرا داخلی برای زدن دشمن خارجی. از یاد نبرده ایم که امام همواره می گفت: هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.
***
در ایام فتنه شعار “خامنه ای، خمینی دیگر است” به بسیاری از دل ها خوش نشست و اثبات شد که الحق خامنه ای، خمینی دیگر است اما این روزها این شعار دیگر مرا راضی نمی کند. خامنه ای، خامنه ای است. من نمی خواهم احیانا بگویم که خامنه ای واجد برخی ویژگی هاست که امام نداشتند؛ نه! بلکه حرفم این است: خامنه ای، خامنه ای است و ما یقینا از پدران مان بسیجی تریم؛ ما قطعه قطعه هم شویم، اجازه نمی دهیم به این یکی امام جام زهر بدهند. ما نسبت به رهبرمان فقط معرفت و محبت نداریم؛ تعصب داریم. ما نسبت به خامنه ای تعصب حیدری داریم. غیرتی از جنس عباس. ما کنه ها را خواهیم کند از درخت انقلاب، چرا که “آقا” هنوز هم از فتنه ۸۸ می گویند. از فتنه ای که قصدش براندازی بود؛ براندازی! خوب فکر کن به این کلمه: براندازی!


منبع:
http://ghadiany.com/1389/3125
 
آخرین ویرایش:

afshin-18

New member
آیا شما ها قبول دارین که ولی فقیه باید اعلم علما باشد یا نه؟
اگر قبول دارین بگین
تا یک بحث خوبی رو شروع کنم اگر نه هم که واقعا دیگه ولایت فقیه هیچ بنیانی ندارد
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
student64 ولایت فقیه-شبهه ولایت فقیه و رهبری 16

Similar threads

بالا