[ ورزش های رزمی ] کیک بوکسینگ

کیک بوکسینگ



كیك بوكسینگ تركیبی است از ضربات دست و پا. ضربات پای مختلف و متفاوت از رشته های رزمی به همراه تكنیكهای دست از بوكس قابل استفاده است. كیك بوكسینك ورزشی است تكامل یافته و جذاب و پر هیجان كه در اواخر دهه 70 میلادی یك انجمن جهانی در آمریكا به وجود آمد كه مشهورترین قهرمانان جهان را در خود پرورش داد. افرادی مانند بیل والاس، جك نوریس، جو لوئیس و بنی یوكیدز كه بسیاری از آنها قهرمانان و ستارگان فیلمهای رزمی دنیا به شمار می آیند در دنیا مسابقات كیك بوكسینگ به دو روش آماتور و حرفه ای برگزار می گردد.



در دنیا كیك بوكسینگ یكی است، ولی سازمانهای متعددی دارد. اما در هر كشوری یك كیك بوكسینگ رسمی و فدراسیونی وجود دارد كه مابقی نمایندگی انجمنهای متعدد زیر مجموعه سبك فدراسیونی فعالیت می كنند.



كیك بوكسینگ در ایران بطور رسمی و در سطح ملی زیر نظر فدراسیون ورزشهای رزمی است كه بطور رسمي سبكهاي زير تحت نظر فدراسيون ورزشهاي رزمي ميباشند.




ردیف


نام سبك


مسوول سبك



1


كیك بوكسینگ wka


علی غفاری



2


فول كیك بوكسینگ


محمد طهماسبی



3


اسپورت كیك بوكسینگ


ستار علیپور



4


سوپر كیك بوكسینگ و فول كنتاكت بین المللی


علیرضا نوری



5


واكو كیك بوكسینگ


ناصر نصیری



6


كیك بوكسینگ بین المللی


رضا ازرده



7


تاپ كیك بوكسینگ


مهین ترابي


8

ارينتال

منوچهر قاسمي




كیك بوكسینگ دارای روشهای مسابقه مختلفی است كه عبارتند از :

سمی كنتاكت

لایت كنتاكت

فول كنتاكت

لوكیك

كه هر كدام قوانین خاص خود را دارا می باشد و عمدتا در مسابقات سبكهاي مختلف تفاوتهاي جزئي با هم دارند
 

Major Geologist

کاربر فعال تالار موبایل ,
قهرمانی‌ که‌ زیر سینک‌ دستشویی‌ می‌خوابد +تصاویر

قهرمانی‌ که‌ زیر سینک‌ دستشویی‌ می‌خوابد +تصاویر

سرویس ورزشی تعامل- این روزها حال شهر ما خوش نیست.از در و دیوار شهر غم می بارد و بوق های ممتد ، هوای آلوده و اعصاب های ضعیف همه و همه حکایت از دردی پنهان دارددردی که می توان در چشمان ملتمس کودک فال فروش که دستانش از سرما قاچ قاچ شده است ، دید.دردی که پشت خمیده پیرمرد دست فروش آن را فریاد می زنددردی که مادر سرپرست خانوار که توانایی خرید یک نان برای فرزندش را ندارد با پوست و خونش احساس می کند،دردی که گل وجود کودک سرطانی را گلبرگ به گلبرگ پرپر می کند اما پدر توانایی خرید دارو را ندارد،حکایت دردهای شهر ما مثنوی هفتاد من است اما گاهی بعضی دردها ،خیلی درد است،وقتی قهرمان ملی باشی و جای خواب نداشته باشی، درد دارد، وقتی برای قهرمانی در مسابقات بین المللی حتی از یک تشکر خشک و خالی هم خبری نباشد درد دارد، در ادامه بخشی از زندگی فرشاد درکه را به گزارش شفاف می خوانید،




وقتی با نان خالی تمرین کنی و بعد از تمرین از شدت فشار بیهوش شوی ، فقط برای اینکه برای کشورت افتخار کسب کنی، اما پاداشت 50 هزار تومان آن هم از سوی هیات استان محل تولدت باشد، احساس می کنی که تمام غرورت لگد مال شده است.





وقتی قهرمان باشی و یکه تاز میدان نبرد تن به تن اما مجبور شوی از درد نداریت بگویی و برای کار و جای خواب به مسئولین التماس کنی و کتاب زندگیت را برای همه بخوانی ، میتوانی درد را احساس کنی.

این ها اما همه حکایت فرشاد درکه است.همان قهرمان کیک بوکس که با روایت داستان زندگی اش برای ایسنا و حکایت هایش از آب انار فروشی بیشتر معروف شد تا به خاطر مدال های رنگارنگش.




همان قهرمانی که همین آبان ماه در سومین دوره فستیوال جهانی هنرهای رزمی بهترین بهترین ها شد اما جای خوابش زیر سینک دستشویی یک مغازه فست فود فروشی است.





همان قهرمانی که به رئیس جمهور نیز نامه نوشت و مستقیم به دست محافظش داد ، اما جوابی دریافت نکرد و به گفته خودش با نامه نگاری نه تنها مشکلاتش حل نشد بلکه یک دلجویی ساده نیز از اونشد.حتی وزیر ورزش نیز به داد فرشاد درکه نرسید.





فرشاد درکه می گوید : "دو ماه قبل که از شهر محل زندگیم خارج شدم تا به رویایم درباره ورزش جامع عمل بپوشانم می دانستم مشکلاتی سر راهم خواهد بود اما دیگر تصور این همه سختی را هم نمی کردم."

دارنده کاپ آزاد آسیا و 10 مدال کشوری از فدراسیون ورزش های رزمی گله دارد چرا که به جای باز کردن گره مشکلاتش، تهدیدش کرده اند.





او خنده تلخی می کند و ادامه می دهد: "چون مصاحبه کردم و از مشکلاتم گفتم، از طرف ارازل و اوباش بارها تهدید شدم در صورتی که من حتی آزارم به یک مورچه هم نرسیده و تنها چیزی که می خواهم این است که بتوانم یک زندگی طبیعی و یک جای خواب داشته باشم تا به توانم ورزش کنم و برای ایران افتخار کسب کنم.سر انجام هم مسولین به من گفتند زندگی تو هیچ ربطی به فدراسیون و ما ندارد."

با این حال اما چشم هایش وقتی از سومین دوره فستیوال جهانی هنرهای رزمی می گوید، برق عجیبی دارد.شاید هم رگه هایی ازته مانده غرورش را می توان در این چشم ها دید اما مشکل او اینجاست که حتی بعد از قهرمانی در این مسابقات نیز نه خبری از تبریک است و نه پاداش تا شاید وضعیت زندگی اش کمی سامان گیرد.





می گوید: "قرار بود جایزه ای به دلیل اینکه من در مسابقه جهانی اول شدم به من تعلق بگیرد اما وقتی برای دریافت جایزه مراجعه کردم گفتند جایزه برای خارجی هاست نه ایرانی ها!"

او همچنان با ته مانده های درآمدش در آب انار فروشی روزگار می گذراند که به گفته خودش تنها 100 هزار تومان از آن باقی مانده است.100 هزارتومانی که صرف خرید نان و آبی می شود که این ورزکار از گرسنگی نمیرد و جانی برای عقب نماندن از ورزش برایش باقی بماند.

این ورزشکار ملی در شرایط سخت تمرین می کند، مربی ندارد و تنها با سابقه دارهای کیک بوکسینگ در باشگاهی که به قهرمانی اش احترام گذاشته و هزینه ای از او نمی گیرد تمرین می کند.





او می گوید از فدراسیون چیزی نخواسته جز جای خواب و کمی احترام: "همه جای دنیا شرایط برای ورزشکاران سطح قهرمانی مهیاست اما من از فدراسیون ورزش های رزمی هیچ چیز نخواستم جز اینکه به عنوان عضو تیم ملی در خواست یک جای خواب کردم که بتوانم تمرین کنم آن هم نه برای همیشه فقط برای مسابقات در پیش.

نتیجه هم یک برگه بود که برای 20 روز به من اجازه می داد از خانه ورزشکاران در هفت تیر استفاده کنم اما وقتی مراجعه کردم تعطیل بود و وجود خارجی نداشت.وقتی دوباره به فدراسیون مراجعه کردم جز وعده های پوشالی چیزی دریافت نکردم .




مدال قهرمانی جهان فرشاد درکه

در آخر هم جوابم این بود: فدراسیون هیچ تعهدی ندارد که به ورزشکارانش جای خواب بدهد، فدراسیون پول ندارد ، بودجه ندارد و از این حرفات."


همه این ها اما دست به دست هم می دهد تا وی از اینکه 12 سال از عمر و جوانی اش را برای این ورزش گذاشته پشیمان باشد.




حکم قهرمانی جهان


درکه که برای عشق به این ورزش از خانه و زندگی اش هم گذشته این روزها می گوید:"پشیمانم و فقط به مسئولین فدراسیون می گویم، اگر این ورزش برای شما ارج و قربی ندارد و بنا بر گفته شما غربی است ، آن را ممنوع اعلام کنید تا افرادی مثل من به آن علاقه مند نشوند و راه زندگی خود را بر این اساس بنیان گذاری نکنند.هر کار دیگری که می کردم امروز وضعیتم بهتر بود و الان در کنار خانواده ام بودم اما الان برای بازگشت دیر است و ورزش تنها هدف زندگی من است."


حکم قهرمانی در مسابقات انتخابی


فرشاد اما آتش نشانی می خواند .هرچند که درس وی به دلیل مشکلات مالی نیمه تمام مانده اما می گوید :"این رشته را برای این انتخاب کرده که بتواند زندگی ها را نجات دهد هر چند که در جامعه ای که زندگی می کندجایی ندارد و حتی مسئولین دانشگاهش هم به عنوان یک قهرمان از او حمایت نکرده اند."

او می گوید:" رویم سیاه که اینها را می گویم امادیگر دنیا برایم به آخر رسیده و آب از سرم گذشته است.اینها را می گویم که لااقل شاید شرایط برای افرادی مثل من که در رشته های رزمی کم نیستند و به خاطر ترس از کنار گذاشته شدند حرف نمی زنند بهتر شود.هستند کسانی که 5 دوره قهرمان جهان هستند و نه کاری دارند و نه زندگیی.انگار نه انگار که قهرمان ملی هستند."




این قهرمان در حد المپیک از همه دلگیر است.دلگیر است از همه انهایی که تلاش هایش را دیدند و نادیده گرفتند.این جوان 24 ساله که در اوج جوانی پیر شده است ، همچنان بیکار است و در سرمای زمستان باید تا 12 شب در خیابان بماند تا رستوران فست فودی که لطف کرده و به وی در آشپزخانه جای خواب داده تعطیل شود تا بتواند بخوابد.

او می گوید: یک فوتبالیست روی نیمکت ذخیره ها سالی 100 میلیون می گیرد اما من با نان خشک تمرین می کنم و قهرمان می شوم از انگلستان ،هلند و اسپانیا پیشنهاد دارم اما ایران وطن من است، من مال این سرزمین هستم و می خواهم پرچم کشورم را بالا ببرم و احساس غرور کنم.

غروری که این روزها با تمام بی توجهی ها و نادیده گرفتن ها می رود تا از ریشه خشک شود.

در پایان هم قهرمان ملی کشور با لبخندی تلخ تاکید می کند : بنویسید فدراسیونی را که نمی تواند به ورزش کاران ملی اش حتی یک تخت برای خواب بدهد ، باید تعطیل کرد!ما هم می نویسیم شاید اثر کند...
 

eti68

کاربر ممتاز
آدم زیر سینک دستشویی بخوابه بهتره تا سرشو جلوی هر کس و ناکسی خم کنه...;)
 

Body Guard

کاربر ممتاز
رزمی کار ها همیشه مظلوم بودند.
روزگاری بود که بچه های باشگاه ما رو می نداختن بیرون و به جای باشگاهمون قهوه خونه درست می کردند .
باشگاهی که 40-50 نفر از جوانان مملکتمون توش ورزش می کردن تا سالم بمونن و جوانمر همگی پراکنده شدن.
خیلی تلخ بود وقتی که از جلوی باشگاهمون رد می شدیم و می دیدی به جای آدم های با تن سالم و ورزشکار که همیشه جلوی در باشگاه با هم خوش و بش می کردند ، آدم های پر مداعایی رو ببینیم که جلوی یه چک ما رو هم نمی تونستن بگیرن.
بچه های باشگاهمون هر کدوم یلی بوند برای خودشون ، کلی افتخار برای ایران ، کلی اسم و رسم .
جلوی غول های روسی مثل شیر مبارزه می کردند که مبادا پرچم کشورمون پایین تر از اونا باشه .
اما حالا چی ؟!
هیچی . اسپانسر نداشتند که یه مسابقه برن!!!
تغذیه!!!!
جا برای ورزش!!!!
در عوضش تا دلتون بخواد غم و غصه داشتند و مشکل مالی!
حالا هم اگه بخوایم پیداشون کنیم یا باید بریم تو خرابه ها یا بریم تو سینه فبرستون یا کشور های خارجی ...
روزگار تلخیه .
روم نمیشه بگم ، خدا این قهرمان رو برامون حفظ ...
حفظش کنه که شاهد این همه بدبختی باشه؟!
بهتره بگم خدا من رو بکشه که نبینم این قهرمان رو ...
 

alisaw

کاربر ممتاز
کرمانشاهیه ها؟
تا به حال بیشتر از 20 مورد ورزشکار از کرمانشاه دیدم که اینطوری زندگی میکنند.


به جرات میگم توی این شهر خراب شده یکی از 10 شغل پر درآمد " قهوه خانه " است. منظورم سفره خانه ی سنتی نیست.
یک خراب شده ای که چند نفر اوباش توش میشینند و فقط قلیون میکشند.
لعنت به بی عدالتی.

دمت گرم قهرمان
یک فوتبالیست روی نیمکت ذخیره ها سالی 100 میلیون می گیرد اما من با نان خشک تمرین می کنم و قهرمان می شوم از انگلستان ،هلند و اسپانیا پیشنهاد دارم اما ایران وطن من است، من مال این سرزمین هستم و می خواهم پرچم کشورم را بالا ببرم و احساس غرور کنم.
 

eti68

کاربر ممتاز
نمی تونم آروم بگیرم.
بچه های خیلی سخته به خدا .
اما حرف خانم eti 68 رو شاید تنها تسکین دونست.

چی سخته؟!!
شما رزمی کارین؟
کلا هم رشته ای های بنده مظلوم واقع شدن....اشکال نداره این نیز بگذرد!
:cool:
 

رابین

New member
هرچی پول هست دارن خرج فوتبال می کنن باید 1قهرمان اینجوری زیر سینک بخوابه.واقعا که درد ناکه دوستان:cry::cry:
 
سرویس ورزشی تعامل- این روزها حال شهر ما خوش نیست.از در و دیوار شهر غم می بارد و بوق های ممتد ، هوای آلوده و اعصاب های ضعیف همه و همه حکایت از دردی پنهان دارددردی که می توان در چشمان ملتمس کودک فال فروش که دستانش از سرما قاچ قاچ شده است ، دید.دردی که پشت خمیده پیرمرد دست فروش آن را فریاد می زنددردی که مادر سرپرست خانوار که توانایی خرید یک نان برای فرزندش را ندارد با پوست و خونش احساس می کند،دردی که گل وجود کودک سرطانی را گلبرگ به گلبرگ پرپر می کند اما پدر توانایی خرید دارو را ندارد،حکایت دردهای شهر ما مثنوی هفتاد من است اما گاهی بعضی دردها ،خیلی درد است،وقتی قهرمان ملی باشی و جای خواب نداشته باشی، درد دارد، وقتی برای قهرمانی در مسابقات بین المللی حتی از یک تشکر خشک و خالی هم خبری نباشد درد دارد، در ادامه بخشی از زندگی فرشاد درکه را به گزارش شفاف می خوانید،




وقتی با نان خالی تمرین کنی و بعد از تمرین از شدت فشار بیهوش شوی ، فقط برای اینکه برای کشورت افتخار کسب کنی، اما پاداشت 50 هزار تومان آن هم از سوی هیات استان محل تولدت باشد، احساس می کنی که تمام غرورت لگد مال شده است.





وقتی قهرمان باشی و یکه تاز میدان نبرد تن به تن اما مجبور شوی از درد نداریت بگویی و برای کار و جای خواب به مسئولین التماس کنی و کتاب زندگیت را برای همه بخوانی ، میتوانی درد را احساس کنی.

این ها اما همه حکایت فرشاد درکه است.همان قهرمان کیک بوکس که با روایت داستان زندگی اش برای ایسنا و حکایت هایش از آب انار فروشی بیشتر معروف شد تا به خاطر مدال های رنگارنگش.




همان قهرمانی که همین آبان ماه در سومین دوره فستیوال جهانی هنرهای رزمی بهترین بهترین ها شد اما جای خوابش زیر سینک دستشویی یک مغازه فست فود فروشی است.





همان قهرمانی که به رئیس جمهور نیز نامه نوشت و مستقیم به دست محافظش داد ، اما جوابی دریافت نکرد و به گفته خودش با نامه نگاری نه تنها مشکلاتش حل نشد بلکه یک دلجویی ساده نیز از اونشد.حتی وزیر ورزش نیز به داد فرشاد درکه نرسید.





فرشاد درکه می گوید : "دو ماه قبل که از شهر محل زندگیم خارج شدم تا به رویایم درباره ورزش جامع عمل بپوشانم می دانستم مشکلاتی سر راهم خواهد بود اما دیگر تصور این همه سختی را هم نمی کردم."

دارنده کاپ آزاد آسیا و 10 مدال کشوری از فدراسیون ورزش های رزمی گله دارد چرا که به جای باز کردن گره مشکلاتش، تهدیدش کرده اند.





او خنده تلخی می کند و ادامه می دهد: "چون مصاحبه کردم و از مشکلاتم گفتم، از طرف ارازل و اوباش بارها تهدید شدم در صورتی که من حتی آزارم به یک مورچه هم نرسیده و تنها چیزی که می خواهم این است که بتوانم یک زندگی طبیعی و یک جای خواب داشته باشم تا به توانم ورزش کنم و برای ایران افتخار کسب کنم.سر انجام هم مسولین به من گفتند زندگی تو هیچ ربطی به فدراسیون و ما ندارد."

با این حال اما چشم هایش وقتی از سومین دوره فستیوال جهانی هنرهای رزمی می گوید، برق عجیبی دارد.شاید هم رگه هایی ازته مانده غرورش را می توان در این چشم ها دید اما مشکل او اینجاست که حتی بعد از قهرمانی در این مسابقات نیز نه خبری از تبریک است و نه پاداش تا شاید وضعیت زندگی اش کمی سامان گیرد.





می گوید: "قرار بود جایزه ای به دلیل اینکه من در مسابقه جهانی اول شدم به من تعلق بگیرد اما وقتی برای دریافت جایزه مراجعه کردم گفتند جایزه برای خارجی هاست نه ایرانی ها!"

او همچنان با ته مانده های درآمدش در آب انار فروشی روزگار می گذراند که به گفته خودش تنها 100 هزار تومان از آن باقی مانده است.100 هزارتومانی که صرف خرید نان و آبی می شود که این ورزکار از گرسنگی نمیرد و جانی برای عقب نماندن از ورزش برایش باقی بماند.

این ورزشکار ملی در شرایط سخت تمرین می کند، مربی ندارد و تنها با سابقه دارهای کیک بوکسینگ در باشگاهی که به قهرمانی اش احترام گذاشته و هزینه ای از او نمی گیرد تمرین می کند.





او می گوید از فدراسیون چیزی نخواسته جز جای خواب و کمی احترام: "همه جای دنیا شرایط برای ورزشکاران سطح قهرمانی مهیاست اما من از فدراسیون ورزش های رزمی هیچ چیز نخواستم جز اینکه به عنوان عضو تیم ملی در خواست یک جای خواب کردم که بتوانم تمرین کنم آن هم نه برای همیشه فقط برای مسابقات در پیش.

نتیجه هم یک برگه بود که برای 20 روز به من اجازه می داد از خانه ورزشکاران در هفت تیر استفاده کنم اما وقتی مراجعه کردم تعطیل بود و وجود خارجی نداشت.وقتی دوباره به فدراسیون مراجعه کردم جز وعده های پوشالی چیزی دریافت نکردم .




مدال قهرمانی جهان فرشاد درکه

در آخر هم جوابم این بود: فدراسیون هیچ تعهدی ندارد که به ورزشکارانش جای خواب بدهد، فدراسیون پول ندارد ، بودجه ندارد و از این حرفات."


همه این ها اما دست به دست هم می دهد تا وی از اینکه 12 سال از عمر و جوانی اش را برای این ورزش گذاشته پشیمان باشد.




حکم قهرمانی جهان


درکه که برای عشق به این ورزش از خانه و زندگی اش هم گذشته این روزها می گوید:"پشیمانم و فقط به مسئولین فدراسیون می گویم، اگر این ورزش برای شما ارج و قربی ندارد و بنا بر گفته شما غربی است ، آن را ممنوع اعلام کنید تا افرادی مثل من به آن علاقه مند نشوند و راه زندگی خود را بر این اساس بنیان گذاری نکنند.هر کار دیگری که می کردم امروز وضعیتم بهتر بود و الان در کنار خانواده ام بودم اما الان برای بازگشت دیر است و ورزش تنها هدف زندگی من است."


حکم قهرمانی در مسابقات انتخابی


فرشاد اما آتش نشانی می خواند .هرچند که درس وی به دلیل مشکلات مالی نیمه تمام مانده اما می گوید :"این رشته را برای این انتخاب کرده که بتواند زندگی ها را نجات دهد هر چند که در جامعه ای که زندگی می کندجایی ندارد و حتی مسئولین دانشگاهش هم به عنوان یک قهرمان از او حمایت نکرده اند."

او می گوید:" رویم سیاه که اینها را می گویم امادیگر دنیا برایم به آخر رسیده و آب از سرم گذشته است.اینها را می گویم که لااقل شاید شرایط برای افرادی مثل من که در رشته های رزمی کم نیستند و به خاطر ترس از کنار گذاشته شدند حرف نمی زنند بهتر شود.هستند کسانی که 5 دوره قهرمان جهان هستند و نه کاری دارند و نه زندگیی.انگار نه انگار که قهرمان ملی هستند."




این قهرمان در حد المپیک از همه دلگیر است.دلگیر است از همه انهایی که تلاش هایش را دیدند و نادیده گرفتند.این جوان 24 ساله که در اوج جوانی پیر شده است ، همچنان بیکار است و در سرمای زمستان باید تا 12 شب در خیابان بماند تا رستوران فست فودی که لطف کرده و به وی در آشپزخانه جای خواب داده تعطیل شود تا بتواند بخوابد.

او می گوید: یک فوتبالیست روی نیمکت ذخیره ها سالی 100 میلیون می گیرد اما من با نان خشک تمرین می کنم و قهرمان می شوم از انگلستان ،هلند و اسپانیا پیشنهاد دارم اما ایران وطن من است، من مال این سرزمین هستم و می خواهم پرچم کشورم را بالا ببرم و احساس غرور کنم.

غروری که این روزها با تمام بی توجهی ها و نادیده گرفتن ها می رود تا از ریشه خشک شود.

در پایان هم قهرمان ملی کشور با لبخندی تلخ تاکید می کند : بنویسید فدراسیونی را که نمی تواند به ورزش کاران ملی اش حتی یک تخت برای خواب بدهد ، باید تعطیل کرد!ما هم می نویسیم شاید اثر کند...

تلخ بود و پر از درد کلماتی که از حقایق می گفت ای کاش ذره ای از این شرافت را فوتبالیست های این مملکت داشتند
 
سلام واقن خیلی سخته که یکی اینجوری عذاب ببینه واقن سخته ولی من درکت میکنم چون منم همین رشته کار میکنم میدونم چی میگی نبود اسپانسر نبود پول و نبودنهای چیزهای دیگه ولی با این حال ادم باید همیشه مغرور باشه و جلوی کسی برای بار دوم درخاست نکنه نمیدونم منظورم گرفتی یا نه!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ به هر حال خوشحال شدم با یکی هم رشته خودم اشنا شدم فعلا;)
 

abyss ocean

مدیر بازنشسته
[ ورزش های رزمی ] کیک بوکسینگ

کیک‌بوکسینگ

(به ژاپنی:
キックボクシング) ترکیبی از رشته‌های رزمی موای تای، کاراته و بوکس است. کیک بوکسینگ ورزشی رزمی می‌باشد که تنها سی سال از تولد آن می‌گذرد. در کیک بوکسینگ ضربات دست، پا، زانو، آرنج و گرفتن همدیگر آزاد می‌باشد. ولی زدن حریفی که بر روی زمین افتاده ممنوع است. به طورکلی هدف از تمرینات کیک بوکسینگ دفاع ازخود، به دست آوردن آمادگی جسمانی و هم چنین به عنوان ورزش رزمی می‌باشد.

تاریخچه


ریشهٔ اصلی کیک بوکسینگ به ۲۰۰۰ سال پیش در آسیا بر می‌گردد. کیک بوکسینگ ژاپنی در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی ایجاد و رقابتهای آن از همان دهه شروع شد. بنیان گذاران آن اوسامو ناگوچی و تاتسو یامادا می‌باشند. کیک بوکسینگ آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ میلادی به وجود آمد. کیک بوکسینگ را می‌توان ورزش رزمی چند رگه دانست که درآن از روش‌های رشته‌های مختلف رزمی استفاده شده‌است.

نام گذاری



اصطلاح کیک بوکسینگ به وسیله اوسامو ناگوچی ژاپنی برای نام گذاری رشته‌ای رزمی که از موای تای و کاراته الهام گرفته شده بود استفاده شد. او این رشته را در سال ۱۹۵۸ معرفی کرد. کیک بوکسینگ در واقع از دو قسمت (کیک = ضربه پا) و (بوکسینگ = مشت زدن) تشکیل شده که تکنیک‌های اصلی آن هم در مشت و ضربه پا می‌باشند.

روش مبارزه

مسابقات در یک زمین مربع شکل ۱۶ تا ۲۰ فوتی که با طناب محصور شده برگزار می‌گردد. زمان بازی معمولاً سه راند سه دقیقه ای می‌باشد. که ورزشکاران بین هر راند یک دقیقه استراحت می‌کنند. هر مسابقه توسط یک داور و یک پزشک کنترل می‌شود. و در هر راند سه قاضی به مبارزان امتیاز می‌دهند.
بنیان گذار کیک‌بوکسینگ در غرب جو لوئیس می‌باشد که پدر کیک بوکسینگ آمریکا نامیده می‌شود.
کیک بوکسینگ مانند تمام رشته‌های رزمی دارای کمربند و دان می‌باشد. این ورزش داخل رینگ برگزار می‌شود و گرفتن حریف در مسابقه خطا است و اگر در طول مسابقه بیش از سه خطا داشته باشی بازنده اعلام می‌شوی. در مسابقه یک داور وسط وجود دارد و سه داور کنار و یک قاضی وجود دارد. در بعضی از مسابقات که سطح آن پایین است زمان مسابقه ۲راند ۲ دقیقه‌ای است. به افرادی که در مبارزات کیک بوکسینگ شرکت می‌کنند فایتر می‌گویند.[SUP][۱][/SUP]
ضربات مشت به سر حریف دارای ۱ امتیاز و ضربات پا به سر دارای ۲ امتیاز میباشد.همچنین ضربات پایی که به صورت چرخشی اجرا شوند و به سر حریف اصابت کنند دارای 3 امتیاز شیرین هستند.اجرای ضربات چرخشی معمولاً توانایی زیادی می خواهد و در واقع یک نوع حرکت ریسکی است، به همین دلیل این گونه ضربه ها کمتر توسط حرفه ای ها اجرا میشود.
 

RAMTIN64

New member
ای لعنت ب این فداسیون عوضی .لعنتیها این همه پول خرج ی مشت فوتبالیست عوضی میکنید لااقل دست این قهرمانان بگیرید ...واقعا متاسفم دیگه حرفم نمیاد
 

Similar threads

بالا