[مقالات خوشنویسی] خطوط کوفی،خاستگاه نسخ اولیه

دانشجوي كامپيوتر

دستیار مدیر تالار هنر
مقدمه
تجزیه و تحلیل تمامی خطوط، همواره با پیشینه ی تاریخی آن ها ارتباطی تنگاتنگ و کاملاً مستقیم پیدا می کند. شاید هیچ خطی بدواً وبدون پیش زمینه های تاریخی و تأثیر پذیرفته از خطوط پیش از خود، ابداع نشده و به ظهور نرسیده باشد. به طور معمول، این کارکردها و نیازهای اجتماعی متحول شده هستند که نتایج بصری- نوشتاری خود را در قالب الگوها و قاعده های متن نویسی جدید نمایان می کنند. در واقع، از نیازهای نوشده در عرصه ی مکتوبات می توان به عنوان موضوعی اصلی و غالباً تعیین کننده در شکل گیری گرایش های نوشتاری- متناسب با آن نیازها- یاد کرد. در این میان، ظرفیت های بصری متن نوشته ها در قالب تولیدات جدید، از موضوعات و اولویت های به مراتب پایین تری برخوردار خواهند بود.

در نظام های کهن و سنتی مکتوبات به مفهوم عام (که الگوهای خوش نویسانه نیز زیرمجموعه ی آن محسوب می گردند) هم نیازهای اجتماعی و کارکردی نوین در قالب مکتوبات به تدریج شکل می پذیرند و هم تلاش برای راه حل های مخصوص به آن، زمان طولانی مدتی را سپری می کند. بر این اساس، سیر تحول و اصولاً پیدایش قریب به اتفاق الگوهای متن نویسی همواره مدیون و مرهون عواملی متعدد ویژه بوده است که رد طی آن، روندی تدریجی بر چنین جریان هایی چیرگی مطلق داشته است. کُندی روند در روش های متن نویسی که زمینه ای خودآگاه برای ابداعاتی نوین نیز به حساب می آید، شاید در میان هیچ کدام از دوره های تاریخی نیز استثناء پذیر نبوده باشد. با این حال سرعت شکل گیری چنین تحولاتی در طی دوره های مختلف، از درجات طبعاً متفاوت تری نسبت به یکدیگر برخوردار خواهند بود. توجه به این موضوع نیز ضروری به نظر می رسد که رد قریب به اتفاق های دوره های تاریخی نیازهای کارکردی- اجتماعی خطوط (که گاهی نتایج خود را در قالب دسترسی های متنوع به الگوهای الفبایی نشان می دهد) بر انگیزه های تنوع طلبانه ی خوش نویسان و هنرمندان ارجحیتی در رویارویی پیدا می کند. دستاورهای تاریخی خوش نویسان در این مورد، اغلب پاسخی هنرمندانه در رویارویی با نیازهای اجتماعی از نوع مکتوبتت تلقی می گردد.
منشأء کوفی نویسِ خط نسخ
در زمینه ی بررسی انگیزه های واقعی و هم چنین الزامات نوشتاری ویژه ای که رد پیدایش «خط نسخ اولیه ی قابل توجه بوده اند، همواره ناگزیر خواهیم بود تا به خاستگاه اصلی این خط توجهی در خور و موشکافانه داشته باشیم. به نظ رمی رسد که دست کم در مورد خط نسخ، می بایست انگیزه های اجتماعی و اصیل چنین پیدایشی را در میان خطوط پیش از آن جستجو کرد. مطالعه ی چگونگی پیدایش خط نسخ اولیه بدون پرداختن به الگوهای وام گرفته شده از شیو ههای کوفی، یک بررسی به تمام معنا ناقص و نارسا خواهد بود. از سویی دیگر، گستردگی موضوعات متعددی که رد این زمینه می توانند و می بایست مورد ارزیابی قرار گیرند، این الزام را به وجود می آورد تا در این مجال کوتاه، فقط به بخشی از مهم ترین علت ها و دلایل تأثیر گذار در این زمینه اشاره داشته باشیم بدیهی است که بررسی خاستگاه و انگیزه های اجتماعی که منجر به ابداع این خط گردید. از آن جهت با اهمیت به نظر می رسد که خط نسخ نیز در دوره های بعد، سر چشمه ی الهامات آتی خوش نویسان در پیدایش قابل توجهی از خطوط متنوع به حساب می آید. دست نوشته های «کوفی اولیه» که تنها بخش محدودی از تولیدات بسیار گوناگون و پرتنوع سبک کوفی به حساب می آیند، منشأء عموما مستقیم و گاه غیر مستقیم بیش تر رخدادهای مکتوب در دوره ی اسلامی شمرده می شوند. در این میان، قابلیت های بصری و تکنیکی غالباً متفاوت گرایش های «نوشتاری» و «ترسیمی» خطوط کوفی نیز هر کدام به فراخور ظرفیت های سهمی اثر بخش و تأمل برانگیز در توسعه ی کیفی و کمی این رویداد تاریخی داشته اند.
دست نوشته ها و تحولات خط نسخ
عمده گرایش های نوشتاری خطوط کوفی، بیش تر در دست نوشته ها تمرکز پیدا می کنند، در حالی که اقلام دیگری همانند: سفالیه ها، سکه ها، کتیبه ها، سنگ نوشته ها و دیگر تولیدات گوناگون، اغلب بر به کارگیری و توسعه ی ظرفیت های ترسیمی خطوط کوفی تاکید داشتند. طبقه بندی یاد شده در گرایش خطوط کوفی، به شکل گیری واقعی ترین و اصولی ترین جریانهای الفبایی پر تنوع منطبق با طرفیت های اجرایی اقلام گوناگون منجر می گردید. از سویی، گوناگونی اقلام کوفی نویس و به ویژه دست نوشته ها، فراهم کننده ی زمینه های کاربرد اجتماعی و گسترده تر خطوط به حساب می آیند. مشخص است که حضور فراگیر اجتماعی این خطوط می توانست به توسعه و رواج کم نظیر این گونه مکتوبات منتهی گردد چه آن که چنین رخدادی نیز به وقوع پیوست. از سویی دیگر، تنوع در روش های اجرایی خطوط کوفی که در قالب اقلامی گوناگون عرضه می شد، نهایتاًً به تأثیرات اجتماعی نیرومند و جدایی ناپذیر این خطوط از متن بافت فرهنگی اقوام مختلف تبدیل گشت. بنا به دلایل متعددی، دست نوشته های کوفی به مثابه اصلی ترین- با یکی از اصلی ترین- نوع از تولیدات مکتوبی هستند که در نحوه ی تولید آن ها، غالباً ظرفیت های خوانایی از شیوه ها توانسته بود به طور کامل و به طرزی دقیق مورد توجه و تجربه ی دایمی خوش نویسان قرار گیرد فرآیند نوشتاری چنین توجهی می توانست به ایجاد تغییراتی مکرر جهت بهبود بخشیدن به وضعیت خوانایی متن نوشته ها منجر گردد. این تحول در حالی در دست نوشته ها رخ می داد که رد سایر اقلام، اغلب، الگوهای الفبایی و نقوش مجاور آن ها، با دیدگاه محوری توسعه ی ظرفیت ها و هم چنین کارکردهای تزیینی متن نوشته ها تولید می شدند. بنابراین، مقایسه میان دست نوشته ها و برخی دیگر از اقلام در دوره هایی خاص، نشان دهنده ی وجوه مختلف اهدافی اساساًًً پر تنوع در زمینه ی تولیدات کوفی نویس می باشند.
خاستگاه ابتدایی کوفی اولیه
دست نوشته های کوفی شامل تعداد بسیار معدودی از شیوه های نوشتاری می باشند، تحت شرایطی که هم اکنون هیچ گونه اطلاع آماری دقیقی- به طور مطلق- از تعداد شیوه های کوفی وجود ندارد، بر وجود تنوع و فراوانی گونه های ترسیمی این سبک، کم ترین تردیدی وجود ندارد. از طرفی دیگر و به همان نسبت، هیچ گونه تردیدی در تعداد انگشت شمار شیوه های نوشتاری این سبک نیز وجود ندارد. شیوه ی «کوفی اولیه» که نخستین تلاش خوش نویسان مسلمان در گستره ی مکتوبات محسوب می گردد؛ گاهی در تقبلی کاربردی با شیوه های اقلیمی «کوفی مشرقی» و «کوفی مغربی» قرار می رگفت. در این میان، شیوه ی کوفی اولیه به رغم ویژگی غیر بومی ای که برای مناطقی فراوان داشت، توانسته بود به اقبالی کم نظیر و حضوری بی مانند در گستره ی جغرافیایی وسیعی دست پیدا کند. به رغم آن که خاستگاه بصری شیوه های متأخر- یاد شده- مبتنی بر ذایقه ی زیبایی شناسی بومی جوامع خاص آنان بود، هم چنان این کوفی اولیه بود که تمام مرزهای جغرافیایی اقوام گوناگون را درمی نوردید در عین حال، کوفی اولیه در تمام ممالک از نفوذ معنوی بعضاً بی جایگزین نیز برخوردار شده بود و رد این میان، نه تنها دست نوشته ها، که اغلب تولیداتی چون سکه ها، سفالینه ها و سنگ نوشته ها نیز برای مدت زمان قابل توجهی تحت نفوذ این شیوه قرار داشتند. صرف نظر از نقش اقلامی غیر از دست نوشت های کوفی که در جریان پیدایش اولیه ی خط نسخ نیز مورد توجه عمیق هنرمندان واقع می شدند، این دست نوشت ها بودند که در مرکزیت بی چون و چرای وقایع این جریان تاریخی قرار داشتند. بی تردید، دست نوشته ها جزء نخستین تولیداتی بودند که به سبب ماهیت فنی ای که داشتند، به طرز چشمگیری به تمام تغییرات بصری مورد نیازی که همواره مورد توجه خوش نویسان قرار داشت پاسخ می داند. بررسی گذرای این موضوع پیرامون اقلام دیگر، بیش تر نشانگر تغییرات الفبایی- تاحدودی- ناخواسته و ناگزیری بود که به دلیل ظرفیت های بعضاًً محدود تکنیکی اقلام در اغلب تولیدات لحاظ می شد. به رغم تنگناهای اجرایی که تقریباًً در تمام اقلام استثناء ناپذیر به نظر می آید، دستیابی هرنمندان به راه حل های بعضاً اختصاصی و گاه شخصی شده، متضمن تجربه هایی متفاوت تر آن ها نسبت به تجارب موازی به وجود آمده در دست نوشت های کوفی بود.
خوانایی متون و قابلیت دست نوشته ها
همواره اهداف حایز اهمیت و ویژه ای در دست نوشته ها قرار داشت که اغلب این نوع از تولیدات را به طور اساسی نسبت به سایر اقلام دیگر متمایز می کرد. موضوع دستیابی به قواعد، معیارها و ارزش های (خوانایی»، اهداف کاملاً ویژه ای به حساب می آمدند که عمدتاً از طریق دست نوشته ها می توانست به سهولت بیش تری مورد توجه واقع گردند. ظرفیت ها و قابلیت های فنی ای که اساساًً ناشی از ماهیت ابزارهای به کار گرفته شده دراین نوع از تولیدات بود، توانسته بود نظر خوش نویسان را به تغییرات و ظرایف مخصوصی جلب کند که بیش از هر نوع تولید دیگری، ماهیتاً در این نوع از مکتوبات می توانست قرار گرفته باشد.
راز ساده ای که باعث توجه بیش تر خوش نویسان به تولید دست نوشته ها گردیده بود، در قلم چوبی ساده و تکنیک کاملاً انعطاف پذیر موجود در این ابزار قرار داشت. قلم خوش نویسی به گونه ای بود که بی واسطه و بدون وجود هر نوع الزام اجرایی محدود کننده ای (همانند تمام اقلام دیگر)، فرم نوشته ها را آن چنان که نوشته می شدند به نمایش می گذاشت.

از جنبه های گوناگون، امتیاز عمومی دست نوشته ها سبب می گردید تا خوش نویسان در مسیر تحول خطوط، از این گروه از تولیدات به عنوان مهم ترین وسیله و ابزار برای تلاش هایی تجربه گرایانه بهره مند گردند. بنابراین، در مورد دست نوشته ها، صرف نظر از وجود هر نوع انگیزه های هنری و کارکردهای اجتماعی ای که سبب استفاده از این نوع تولیدات می شد، اهمّیت محسوس و امتیاز غیر جایگزین آن ها به عنوان تولیداتی اثر بخش در روند تحول خطوط بود که باعث توجه مداوم خوش نویسان به این گروه از آثار می گردید.
کوفی اولیه و نیازهای نوشتاری
بدون شک، ظرفیت های بصری به نسبت استاندارد و متعادلی که پایه ی اصلی و مشترک تمام دست نوشته های کوفی اولیه محسوب می شد، مهم ترین انگیزه برای تغییرات آتی ایجاد شده بر این شیوه را شکل می داد. با وجود نوسانات بصری فراوانی که می توان از آن ها به عنوان عناصر مشترک آثار کوفی اولیه یاد کرد، شیوه ی کوفی اولیه در مقایسه ای ساختار شناسانه با خطوط کوفی مشرقی و مغربی، دارای ایده آل ترین ساختار الفبایی آماده ای بود که می توانست در تطبیقی شگرف با خواسته های طرح ریزی شده ی خوش نویسان قرار گیرد.

از بابت ساختارهای بصری و بعضاً ترکیبات نوشتاری، شیوه های کوفی مشرقی و مغربی از شرایط به مراتب پیچیده تر و خاص تری در مقایسه با کوفی اولیه برخوردار بودند. وضعیت عمومی فضاهای بصری به کار رفته در هر کدام از خطوط مشرقی و مغربی به رغم جذابیت های بی منتهایی که داشتند و اقبالی اجتماعی که در هر کدام از جوامع مربوطه بدان خطوط داشتند، از محدودیت هایی- به ویژه- در به کارگیری متن نوشته هایی طولانی برخوردار بودند. اشاره به این نکته ضروری است که موضوع یاد شده به هیچ عنوان به مفهوم نفی نارسایی های خاص خط کوفی اولیه در زمینه هایی گاه مشترک با شیوه های کوفی شرقی ویا غربی نمی باشد؛ بلکه این همت خوش نویسان و تقدیر تاریخی این خط بود که به نوعی به رفع چنین محدودیت هایی در شیوه ی کوفی اولیه قرار گرفته بود.

شیوه ی کوفی مشرقی بنا به دلایل قابل استناد، از جنبه های ساختارشکنانه ی مشخص تری نسبت به کوفی اولیه برخوردار شده بود. عمده ساختار بصری ایجاد شده در این شیوه، برخلاف آن نیازها و خواسته های اصیلی قرار داشت که خوش نویسانی از دهه های پیشین برای حل آن موانع تلاش هایی را صورت داده بودند. ابداع کوفی مشرقی نه تنها بازگشتی دوباره بر ارزش های سنتی خطوط کوفی- در دست نوشته ها- به حساب می آمد، که بنا به دلایلی تطبیقی، نظام الفبایی به واقع دست و پاگیرتری از این دسته از خطوط را نیز به نمایش می گذاشت. از این بابت، در مقایسه ای گذرا میان کوفی مشرقی و مغربی می توان به این نتیجه رسید که کوفی مغربی علی رغم تأخیری که در پیدایش خود نسبت به همتای شرقی خویش داشت، از نظام فرمی به مراتب مترقی تری تشکیل شده بود. با وجود قابلیت های برجسته ای که خط کوفی مغربی داشت، تلاش همه جانبه ی خوش نویسان به لحاظ تقدّم زمانی، بر شیوه ی کوفی اولیه انطباق پیدا می کرد.
بدین ترتیب، تلاش خوش نویسان برای دستیابی به نظام نوین نوشتاری، به طور جدی بر پایه ی شیوه ی نوشتاری خط کوفی اولیه متمرکز شد. البته به موازات تلاشی که عمدتاً بر روی این شیوه صورت می پذیرفت، خوش نویسان، هنرمندان و نهایتاً صنعتگران، از سایر تولیدات مکتوب دیگر نیز هیچ گاه غافل نماندند. با این حال، توجه خوش نویسان چنان به ایجاد تغییرات ساختاری کوفی اولیه معطوف شده بود که حتی شیوه ی کوفی مشرقی نیز نتوانست چندان در جریان روند تعیین کننده ی این گونه تحولات قرار گیرد. همزمان با رخدادهای نوشتاری ای که در زمینه ی کوفی اولیه در دست نوشته ها به وقوع می پیوست، اقلام دیگری که با این شیوه به نگارش درمی آمدند، از تغییرات غالباً خودآگاه صورت گرفته برتولیدات گوناگون و به ویژه دست نوشته ها بهره مند می شدند.
کوفی اولیه، مبنای تجربه های نوین
فکر و انگیزه ی ایجاد تغییرات زیربنایی که در انطباقی درست با خواسته های نوین پدید آمده نیز قرار گرفته باشند، موضوعی بود که اصولاً در دل نوشته های کوفی قرار داشت. خاستگاه کوفی نویس تغییرات آتی ای که در نهایت به پیدایش خط نسخ ابتدایی منجر می گردید، از روندی تدریجی و کاملاً آزموده شده ای برخوردار گردید. هر آن چه که در کوفی اولیه سبب ایجاد «دشواری های خوانایی» و یا «محدودیت هایی فنی» به ویژه در دست نوشته ها می شد، به خودی خود، انگیزه ای برای تجربه هایی نوین و آزمون هایی مکرر در جهت رفع آن تلقی می گردید. موضوعات یاد شده، به طور هم زمان در بخش قابل توجهی از دست نوشته ها دستخوش چنان تغییرات محاسبه شده ای گردیدند که در نتیجه ی آن، ساختار الفبایی به نسبت متفاوت تری در این گونه تولیدات به ظهور رسید. ساختارهای بصری نو ظهوری که باعث نوسانات فرمی قابل ملاحظه ای در بیش تر تولیدات کوفی نویس شد، دارای نشانه های اولیه ای از بابت یافته هایی جدید بود. این قبیل آثار را پیش از آن که بتوانیم به تولیداتی بی قاعده از جنبه ی عناصر خوش نویسانه ی خام تعبیر کنیم، می بایست به عنوان اهدافی قابل تشخیص و ارزشمند در راستای نیل به تجربه هایی نوین به حساب آورد.

با توجه به طولانی شدن- نسبی- زمانی که بر این جریان سیطره پیدا می کند، بی تردید، کم تر شرایط و موضوعات نوشتاری تجربه نشده ای وجود دارند که ممکن است به نوعی در خط کوفی اولیه دستخوش تغییر قرار نگرفته باشند. هم اینک انبوهی از دست نوشته های کوفی اولیه وجود دارند که شاید هر کدام از آن ها به گونه ای خاص، به تجربه هایی متفاوت و البته کاملاً هدفمند از خطوط تعلق داشته باشند. به هر حال، صرفاً آثار تولید شده ای را می توان به خط نسخ اولیه تعبیر کرد که در بخش عمده ای از ساختار بصری شان نسبت به خطوط کوفی تغییرات قابل توجهی لحاظ شده باشد. با این وجود، این دسته از تولیدات نیز، هیچ گاه به طورکامل عاری از نشانه های پراکنده ای از خطوط کوفی- به انحاء مختلف- نخواهند بود. نشانه های مشخص برگرفته شده از خطوط کوفی، به شکل تدریجی، به سمت خطوط نسخ تکامل یافته تعدیل می شوند.

نسخ ابتدایی و عناصر الفبایی
خطوط نسخ متکامل و متأخری که از تمام جهات قابل تصور با نمونه آثار ابتدایی تر این خط تفاوت هایی اساسی را نشان می دهند، ازانگیزه ها و خاستگاه های بنیادی به مراتب قابل درک تری نسبت به خطوط کوفی برخوردار بوده اند. به نظر می رسد که سبک نسخ اولیه، چکیده ای تمام عیار از خواسته های تجربه شده ی خوش نویسان از مقاطع پیش از آن دوره بوده باشد.

یکایک عناصر الفبایی و همچنین علایم آوایی به کار رفته در متن نوشته های نسخ اولیه، تحت تأثیر تغییراتی ویژه در مقایسه با گروه بزرگی از خطوط کوفی قرار گرفته بودند. بر این اساس بدیهی است، که فضاهای بصری نوین خط نسخ اولیه، الزامات همیشگی و کم و بیش ثابت خطوط کوفی را در آثار خود- تا حدودی- نادیده بگیرند. خطوط نوشتاری کوفی اولیه که اغلب شامل متن نوشته هایی کوتاه و عمدتاً با فاصله های زیاد میان حروف و کلمات می شدند، در دست نوشته های نسخ اولیه به آثاری مملو از متن نوشته هایی به هم پیوسته و عمدتاً متراکم تبدیل می شدند. حذف مکث های کاملاً خودآگاه که در متون کوفی اولیه به وفور به کار گرفته می شد، جای خود را به ساختارهایی به مراتب یکپارچه تر ازخطوط نسخ ابتدایی می سپرد. بدین ترتیب، عمومی ترین نمایش بصری خط نسخ اولیه - بدون در نظر گرفتن تغییرات جزیی تر- دارای بیش ترین وجه تمایز نسبت به آثار تولید شده در زمینه ی خطوط کوفی اولیه می شد.

حروف و کلمات خط نسخ که از میزان تراکم بصری به مراتب کم تری نسبت به اغلب خطوط کوفی برخوردار بودند، این امکان را به سادگی فراهم می کردند تا خوش نویسان به جبران آن، اجزاء متن نوشته ها را در فاصله هایی متعادل تر و البته نزدیک به یکدیگر بنویسند. از دیگر موضوعات قابل طرح در این سلسله تحولات، سرعت نوشتاری کاملاً محسوسی بود که هم اکنون می توان از آن به عنوان ویژگی جدایی ناپذیر خط نسخ اولیه یاد کرد. بدیهی است که این خاصیت، از الزامات نوشتاری منحصر به فردی نیز تبعیت می کرد که نتایج ساختار شکنانه ی آن را می توان در تمام اجزاء الفبایی این سبک مورد مطالعه و ارزیابی کامل تری قرار دارد. همزمان با شکل گیری رسمی خط نسخ اولیه در تعداد قابل توجهی از مکتوبات، روش استفاده از سرعت در نوشتار که در خطوط نسخ مورد توجه فراوان خوش نویسان واقع شده بود، گاهی تطبیقی خیره کننده با تعداد محدودی از دست نوشته های متأخر کوفی اولیه نیز پیدا می کرد. بر این اساس، در میان دست نوشته های کوفی اولیه و آثار خط نسخ ابتدایی نیز به ندرت خواهیم توانست موضوعات مشترکی را مورد بررسی قرار دهیم .
اهداف اولیه و تکامل یافته ی خط نسخ
به هر میزان که خطوط نسخ ابتدایی تحت تأثیر جریان نوشتاری آزاد و رها شده ای قرار داشتند، غالب الگوهای نوشتاری خطوط متأخر در این سبک، شامل قواعدی دشوار و البته کاملاً نظام مند می شد. چنان چه با اغماض تمام بتوان به این ارزیابی رسید که ساختارهای ترکیب بندی آثار نسخ ابتدایی از نظام های نوشتاری به هم ریخته و بعضاً نامنضبط تشکیل یافته اند، این وضعیت در مورد خطوط متأخر، نشانگر شرایطی خاص تر و به طور کامل متفاوت خواهد بود. تفاوت های مشاهده شده در خطوط نسخ اولیه، در مقایسه با دوره ی تکامل این سبک به قدری تأمل برانگیز و تغییر شکل یافته است که به نوعی تداعی کننده ی دوره ای است که در ابتدا خط نسخ اولیه دارای وجوهی متمایز، قابل تشخیص و البته وام گرفته از خطوط کوفی اولیه شده بود.

آن چه که تاکنون در موضوع خط نسخ مورد بررسی قرار دادیم، بیش تر به تحلیل ساختارهای نوشتاری خط نسخ اولیه مرتبط می گشت. تغییرات نهایی ای که به طرزی تدریجی درخطوط نسخ به وجود آمدند، دارای نشانه ها، انگیزه ها و- بعضاً- اهداف متفاوت تراز آن چیزی بود که در ابتدا نسخ نویسان برای دستیابی بدان نتایج تجربه هایی را صورت می دادند. آثار متأخر خط نسخ، تدریجاً از چنان قاعده های مرتب و اصلاح شده ای برخوردار شدند که از دیدگاهی تخصصی، تا حدودی کم شباهت به آغازین تجربه های صورت گرفته بر این سبک به نظر می رسند.

بی تردید یکی از مشخص ترین علت هایی که سبب بروز بیش ترین وجه تمایز آثار میان خطوط نسخ اولیه و متأخر می شد، به ایجاد چارچوب های خوش نویسانه ی نسخ متأخر بازگردد. به بیانی دیگر، در حالی که خط نسخ متأخر از قواعد و الگوهای خوش نویسانه ای برخوردار می گردید، به نظر می رسد که نظام نوشتاری و ساختار عمومی خط نسخ اولیه، به گونه ای خاص، بر کارکردهای اجتماعی تر و قابل دسترس پایه ریزی شده بود. بر این اساس، لبه ی تماس این دو گونه، علی رغم یکی بودنشان در اصالت فرم و مشترکات ساختاری، از دو نوع انگیزه و خاستگاه کارکردی متفاوت نسبت به یکدیگر برخوردار بودند.

باوجود تمام رخدادهایی که در جریان سیر تحول نسخ ابتدایی تا نسخ متکامل رخ داده، روند تکامل عمومی این خط را نیز می بایست به جریانی ناگزیر و تا حدودی اجتناب ناپذیر از یک دگرگونی تاریخی به شدت هوشمندانه و کاملاً هدفمند تعبیر کرد. چه آن که تمام خطوط قبل و بعد از آن نیز از چنین فرایند قابل مطالعه ای بی نصیب نبوده اند.

منبع: شمس، محمدجواد؛ (1390)، مجموعه مقالات کنگره استاد میرزا احمد نی ریزی، شیراز: بنیاد فارس شناسی
نویسنده: سید محمد وحید موسوی جزایری، پژوهشگر- لیسانس گرافیک / سایت راسخون
 
بالا