[معماری آمریکا] معماری مایا

milad.jalalvand

New member
مایا نام مجموعه‌ای از اقوام سرخ‌پوست در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی است. مایاها از مشهورترین قبایل بوده‌اند.آنان شهرهایشان را در دل جنگلهای بارانی می‌ساختند.فرزندان آنها،هنوز هم در این منطقه‌ها زندگی می‌کنند.
قوم مایا از جمله تمدن‌های بسیار پیشرفته آمریکای مرکزی بود.دست آوردهای مایاها در هنر،معماری،نجوم و ریاضیات بسیار چشمگیر بود.
نخستین مایاها در دولت-شهرهایی زندگی می‌کردند که به احتمال زیاد پادشاهان روحانی آنها را رهبری می‌کردند.شواهدی از این دولتها در حدود ۲۵۰ میلادی در دست است؛مثل ستون‌های سنگی که به امر حکمرانان برافراشته شدند تا آنان موفقیتهایشان را بر آنها ثبت کنند.طی چند نسل،مایاها شهرهای بزرگی چون تیکال (نام قدیمی گواتمالا) ساختند که جمعیت آن به ۵۰ هزار نفر می‌رسید.مایاها در سرتاسر شبه جزیره یوکاتان تا اقیانوس آرام پخش شده بودند.

Arco%20corbelado%20en%20Copan.jpgمعماری مایاIMG_4943.jpg

P1020217.jpg
 

پیوست ها

  • New Folder.rar
    1.8 مگایابت · بازدیدها: 0
آخرین ویرایش توسط مدیر:

raha

مدیر بازنشسته


مایا (عروس باران):قرنها پیش از پیداش مسحیت در اروپا، قبایل متمدنی در دره های حاصلخیز وجنگلهای سرسبز آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند که در کشاورزی ،معماری ، علوم ، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند . ازجمله این قبایل میتوان " مایا ، اینکا ، آزتک و تولتکس " را نام برد .
بهنظر بعضی از باستانشناسان مایا تمدنی بوده پیشرفته دارای تقویمی دقیق.مردم مایا دارای خط بودند به مانند مصریان باستان که به هیروگلیف مایامعروف است و از تعدادی اشکال تشکیل شده است که از آن در نوشتن حرفهای خوداستفاده می کردند.قبیله " مایا " ، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آنرا پرستش می کردند ، به همین جهت خود را " فرزندان خورشید " می نامیدند .آنان خدایان دیگری نیز داشتند، از جمله خدای باران ، خدای جنگل و ....
درتمدن مايا اعتقادات عامل متحد کننده جامعه بود. اگر چه بازرگاني وسائليبراي ماياها فراهم آورد تا تمدن خود را پايه ريزي کنند ،اما تمام طبقاتاجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاييان همه اعتقادات مشترکيداشتند.
باورهاي پيچيده:درک ديدگاه ماياها درباره هستي، براي ذهن مغربزميني دشوار است. ماياها در اساس باور داشتند که دو بُعد يا دو دنيا وجوددارد: دنيايي ديگر که مخصوص خدايان است ، و دنياي انسانها. اين دو دنيا درسه حوزه ظاهر مي شدند: 1 _ آسمانها يا دنياي بالايي که مسکن خدايان آسمانيبود ، 2 _ زمين يا دنياي مياني که مسکن ماياها بود و 3_ دنياي زيرين که "زيبالبا " نيز خوانده مي شد و مسکن خدايان زيرزميني و روح انسانهاي مردهبود. قلمرو آسماني شامل سيزده طبقه بود ، قلمرو زيرزميني نُه طبقه داشت ،فرمانروايي هر يک از طبقات بر عهده يکي از خدايان بود ، ولي خدايان ديگرينيز ساکن آن بودند . به عبارت ديگر قلمرو خدايان نيز داراي همان نظامسلسله مراتبي و درجه بندي قلمروي انسانها است .
ماياها در مورد وضعيتزمين در جهان هستي و ارتباط خدايان با اين وضعيت نيز ديدگاه پيچيده ايداشتند ،مايکل دي کو در مورد اين مسئله توضيح مي دهد، مسئله اي کهکارشناسان مختلف با داشتن اطلاعاتي اندک درباره آن ، نظرات گوناگونی ارائهکرده اند: " با اطلاعات ناچيز و متناقضي که ما در دست داريم بسيار دشواراست که بتوان فلسفه آنان را درباره نظام هستي بازسازي و بيان کرد ، وليآنها ظاهرا کره زمين را مسطّح و نه گِرد مي دانستند با چهار گوشه که هرگوشه اي يکي از جهات اصلي را نمايان مي کرد ، ضمنا هر يک از جهات چهارگانه رنگ ويژه اي هم براي خود داشت : رنگ سرخ براي مشرق ، رنگ سفيد برايشمال ، رنگ سياه براي مغرب ، و رنگ زرد براي جنوب ، و رنگ سبز هم برايمرکز همه آنها . آسمان چند رنگ بود و از چهار سو ، توسط چهار خدا با رنگهاي متناسب و شايسته آنان حمايت مي شد . از سويی طبق باور مایاها, آسمانرا در بالا چهار درخت با رنگ و جنس مختلف نسبت به یکدیگر نگه می داشت و يکدرخت با رنگ ويژه ابريشم سبز در مرکز قرار گرفته بود.

دنیای زیرین:در مورد ماهیت دنیای زیرزمینی در نزد مایاها نیز دانشمندان امروزی اختلافنظر دارند. اسپانیایی هایی که سرزمین مایاها را تصرف کردند نوشته بودند کهاز دید مایاها زندگی پس از مرگ یک دنیای زیرزمینی است که مکان های مختلفیدارد و مردگان شادمانه و خوشحال یا دردمندانه و در رنج تا ابد در آنجاساکن می شوند . به زبان دیگر دنیای زیرین مایاها با نظرات و مفاهیم زندگیپس از مرگ در نزد مسیحیان شباهت هایی داشت ،به این ترتیب که مردمان خوب دربهشت پاداش می گیرند و بدکاران برای همیشه در دوزخ رنج و عذاب خواهند دید. به همین دلیل پاره ای از کارشناسان ظّن می برند که روایت اسپانیایی هادر این باره ، آگاهانه یا ناخودآگاهانه ، انعکاس نظر نویسندگان اروپاییاست و باورهای مسیحی را در درون باورهای مایا جای داده اند. پاره ای دیگراز کارشناسان با این نظر مخالفند و میگویند گزارش اسپانیایی ها از باورمایاها در مورد آن دنیا ، دقیقا عقاید مایاها را منعکس می کند .در موردجنبه های گوناگون مراسم مذهبی تدفین مردگان مایا نیز نزد کارشناسان اختلافنظر وجود دارد . مثلا دکتر پیتر هاریسون در جریان حفاری یکی از گورهایگورستان تیکال چیز عجیبی پیدا کرد. جالب ترین نکته در این گور مشاهده دوظرف کاشی بزرگ بود که یکی را بر روی سر جسد و دیگری را بر کمرش نهادهبودند . کاسه ای که بر روی سرش قرار داشت محتوی استخوان های خرد شده یک زنبزرگسال بود ، در حالی که کاسه قسمت پایین ، محتوی استخوانهای کودکی زیریک سال بود. این نکته که این افراد چه کسانی بودنده اند سئوالات زیادی رابر می انگیزد. آیا می شود گفت که آنها زن و بچه او بوده اند، که با فشردنو له کردن آنان در ظرف،در کنار وی گذاشته شده اند تا او را در گور همراهیکنند؟هاریسون در گورستان تیکال شاهد راز و رمزهای دیگری نیز بود. او درمورد مزار یکی از شاهان چنین می نویسد: فرمانروا پس از مرگ قطع عضو شدهبود، جمجمه و استخوانهای ران وی همراه جسد دفن نشده بودند . اکنون ما میدانیم که این قسمت های مهم بدن ، بعضی اوقات در خاکسپاری شاهان از بدن حذفمی شده اند. این موضوعی درخور تحقیق است که چرا قسمتهای مشخصی از بدنانسان پاره ای اوقات به خاک سپرده نمی شد. آیا این قسمت ها به هنگام زندهبودن شخص بنا به عللی ، مثلا در جنگ قطع شده بود؟ و یا اینکه توسط دشمنانبه عنوان غنیمت جنگی برداشته شده یا اینکه خانواده متوفی آن را به عنوانیادگار نزد خود نگه داشته بودند؟

"مایا "ها حدود سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در اروپا، شروع به ساختن شهریبزرگ با ساختمانها و معبدهای عظیم کردند و زندگی خود را با جشنها و مراسمبا شکوه رونق بخشیدند . آنها در این جشنها ، ماسک حیوانات به چهره می زدندو با خواندن سرود و زدن طبل ، به پایکوبی می پرداختند تا خدایان کوچک وبزرگ خود را ستایش کنند.
به درستی معلوم نیست چه شد و چه پیش آمد کهمایا ها دل از آن همه نعمت ، رفاه و زندگی آسوده بر کندند و دست به یکمهاجرت گروهی و ناگهانی به سوی جنگلهای شمال زدند . دلیل این مهاجرت مرموز، شاید شیوع نوعی بیماری مرگبار مثلا طاعون یا وقوع تغییرات ناگهانی آبوهوا ، و شاید هم بروز قحطی و خشکسالی بوده است . به هر روی ، دلیل واقعیاین مهاجرت مرموز و ناگهانی هنوز معلوم نیست و شاید هم هرگز روشن نشود."مایا "ها با این مهاجرت ، سالها در جنگلها و کوهها ودره ها سرگردانبودند . هر گروه به سویی و هر دسته در جهتی پیش می رفت . بر اساس مدارک وشواهد تاریخی ، بزرگترین گروه مهاجر از قوم مایا ، در محلی که امروزیوکاتان نامیده می شود ، سکونت گزیدند و شهر شگفت انگیز چی چن ایتزا را بهوجود آوردند . زیبایی و شوکت این شهر به قدری خیره کننده بود که حسادت وکینه دیگر قبایل را برانگیخت . سرانجام در سال 1200 میلادی ، این شهردرگیر جنگ خونین با اقوام وحشی شد و چون اهالی آن از عهده دفاع از خودبرنیامدند ، یک بار دیگر همچون اجداد خود خانه و زندگی خود را بر جایگذاشتند و رفتند . بدین سان ، چی چن ایتزا به غارت رفت و خانه ها ومعبدها، ستونها و مجسمه های آن شهر خالی از سکنه ، در اعماق جنگل از نظر ناپدیدشد.
از این ماجرا ، 350 سال گذشت . در سال 1541 جهانگشایان اسپانیاییبه امریکای جنوبی و مرکزی یورش بردند و شهر یو کاتان به چنگ آنها افتاد .این زمان ، دیگر هیچ نام و نشانی از شهر چی چن ایتزا نمانده بود ، مگر قصههایی بر زبان سالمندان بومی .
سربازان مهاجم اسپانیایی را کشیشی به نامدیه گو دولاندا همراهی می کرد . او به هر سرزمینی که قدم می نهاد ، بهیادداشت برداری از آداب و رسوم مذهبی مردم آن منطقه می پرداخت. او دربازگشت به اسپانیا نتیجه تحقیقات خود را به صورت کتابی تنظیم کرد و بهکتابخانه مرکزی سپرد ، به این امید که مورد توجه دانشمندان و باستانشناسانقرار گیرد. اما این کتاب جالب تا سیصد سال بعد هم خواننده ای نیافت ، زیراکمتر کسی حاضر بود مطالب عجیب آن را درباره خدایان سرخپوستان امریکایجنوبی و آداب و سنن مربوط به آنها را بپذیرد و باور کند.

باستانشناسانبزرگ جهان نیز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، بیشتر به فکر کشفآثار تمدنهایی از یونان ، روم و مصر بودند و توجهی به اعماق جنگلهایآمریکای جنوبی نداشتند.
اما سرانجام یک نفر پیدا شد که کتاب کشیش دیهگودولاندا را بخواند و اطمینان پیدا کند که مطالب آن حقایقی از گذشته هایدور است . او ، یک جوان آمریکایی به نام " ادوارد تامسون " بود که شیفتهماجراهای نوشته شده در آن کتاب شد و با خود عهد بست که روزی به کشور مکزیکو شهر یوکاتان برود و تمدن مایا را کشف کند! مهمترین قدم در این راه ،یافتن آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا در قلب جنگلهای مکزیک بود .
تامسون از خود پرسید : " چی چن ایتزا " چیست ؟
اینکلمه بسیار قدیمی در زبان سرخپوستان مایا بود . تامسون سرانجام کشف کردکه " ایتزا " لقب فرمانروایان قوم مایا بوده و چی چن به معنای " دهانهچاه " است . او نتیجه گرفت که در شهر چی چن ایتزا چاههایی بوده که درزندگی ساکنان شهر اهمیت بسیار داشته است ، آنقدر که مراقبت از آن چاهها بهفرمانروایان و حکمرانان سپرده می شده است .
دیه گو دو لاندا نیز درکتاب خود به وجود این چاهها اشاره کرده و از گودال عمیقی نام برده بود کهدر اعتقاد مردم مایا به " خدای باران " تعلق داشت و آن را " چاه قربانی"می نامیدند . به نوشته او ، مردم مایا خدای باران را " یوم چاک " میگفتند و معتقد بودند که یوم چاک در اعماق آن گودال عمیق و لابه لای آبهایسرد و زلال زندگی می کند . او اگر چه اژدهایی بود به شکل یک مار بزرگ کهبدنی پوشیده از پر داشت ، اما به قدری نازک طبع و لطیف بود که اگر غمگینمی شد ، قحطی به بار می آورد و مزرعه های ذرت را ، که غذای اصلی قوم مایابود ، از بی آبی خشک و نابود می کرد!
رضایت خاطر یوم چاک زمانی فراهممی شد که پیروانش هدایایی برای او به درون چاه می ریختند . کاهنان معبدبزرگ می گفتند که بهترین هدیه برای یوم چاک ، قربانی کردن دوشیزه ای ازمیان دختران قوم و افکندن او به عنوان عروس باران به " چاه قربانی " بود.



نگاهی به مراسم عروس باران:ماههاستکه قطره ای باران از آسمان فرو نریخته و مزارع ذرت در حال نابودی است ،زمین تشنه و خشک است . دعاهای مردم به نتیجه نمی رسد . کاهنان معبد بزرگمی گویند که خدای باران - یوم چاک - از آنها راضی نیست . باید هدیه ایتقدیم او کنند تا شادمان شود و ابرها را فرمان دهد از هر سو بیایند وببارند !
به دعوت کاهن بزرگ ، گروه گروه مردم، شبانه از هر سو به چی چنایتزا می آیند و با هدایایی خود پیرامون معبد بزرگ حلقه می زنند . با برآمدن آفتاب ، مراسم آغاز می شود . کاهنان در یک صف ، در حال خواندن ورد ودعا از پله های معبد بزرگ پائین می آیند . طبلها در دو سوی جاده سنگفرشیکه به چاه قربانی ختم می شود ، به ترتیبی خاص می نوازند و مردم آوازی برلب دارند . پشت سر صف کاهنان ، دوشیزه ای آراسته با پارچه هایی زیبا وجواهرات گرانبها روی تخت روانی که بر دوش مردان قوی هیکل قبیله قرار دارد، دراز کشیده است و با چهره ای رنگ پریده و چشمانی لبریز از اشک ، بهعاقبت شوم و هولناک خود می اندیشد . او ،عروس باران و هدیه مردم به یومچاک است که به زودی باید در چاه قربانی سرنگون شود!
پشت سر عروس باران، جادو گران در حالی که ماسک حیوانات مختلف را به چهره زده و پوست بدن خودرا رنگ آمیزی کرده اند ، در حال پایکوبی و دست افشانی جلو می آیند.

درصف بعد بزرگان قوم با لباسهای با شکوه و گردنبند های درخشان قدم بر میدارند و در پی آنها ، غلامان با ظرف های پر از هدیه حرکت می کنند . اینهدیه ها ، جهیزیه عروس باران است که همراه او به درون چاه قربانی ریختهخواهد شد .
دیری نمی گذرد که این کاروان بزرگ و پر سر و صدا به نزدیکیچاه می رسد . به اشاره کاهن بزرگ ، طبلها از نواختن باز می مانند . مردمیکه سرود می خواندند و دعا می کردند ، ساکت می شوند . غلامان ، با ظرفهایهدیه پیش می آیند و آنها را به درون چاه می افکنند . اکنون، نوبت عروسباران است . تخت روان به آهستگی پیش می آید و از روی دوش مردان بر رویزمین قرار می گیرد . عروس باران از وحشت نیم خیز می شود . دو مرد قوی هیکل، بازوان او را از دو طرف می گیرند و بلند می کنند . از شدت وحشت در پاهایدوشیزه نگون بخت نیرویی برای راه رفتن نیست . او را کشان کشان به لبه چاهمی آورند و دریک آن ، همچون پر کاه به درون چاه پرتاب می کنند . عروسباران جیغ جگر خراشی از دل بر می آورد و لحظه ای بعد به میان آبهای سرد میافتد و پس ازآن که چند غوطه می خورد ، از نظرها ناپدید می شود . در اینحال ، فریاد خوشحالی و رضایت از مردم بلند می شود و مراسم به پایان می رسد. "
این داستان هولناک را که دیه گو در کتاب خود از مراسم مایاها نوشتهبود کسی به آن صورت باور نکرد ، اما تامسون پذیرفت که این داستان بر اساسواقعیت نوشته شده و براستی قوم مایا روزگاری چنین آداب ورسومی داشته است .
تامسونبر آن شد که هر طور شده ، آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا و چاه قربانی رادر جنگلهای مکزیک بیابد . اگر او در این کار بزرگ موفق می شد ، می توانستپرده از روی تمدن شگفت انگیز و فراموش شده مایا بر دارد و آن را بهجهانیان معرفی کند . بخت خوش زمانی به سراغ تامسون آمد که او 25 سال بیشترنداشت و چون کارمند سفارت آمریکا در مکزیک بود ، به عنوان نماینده سفارتبه شهر یوکاتان فرستاده شد . به این ترتیب تامسون قدم به جایی نهاد کهسالها به آن اندیشیده و درباره اش مطالعات فراوان کرده بود .

تلاشتامسون برای یافتن چی چن ایتزا آغاز شد . او خیلی زود مقدمات کار را فراهمآورد و یک روز صبح با دلی امیدوار ، پیشاپیش گروه باربرها و راهنماها کهوسایل و ابزار اکتشاف را با خود حمل می کردند ، قدم به میان انبوه درختانجنگلی نهاد و در جهتی به راه افتاد که دیه گو دو لاندا در کتاب خود به آناشاره کرده بود .
این مسافرت خطرناک و این جستجوی خسته کننده در اعماقجنگلهای بکر ، روزها ادامه یافت . پیشروی در لابه لای ریشه ها و شاخه هایدرختان به سختی ممکن بود و حتی کارگران بومی نیز که دلیل این کار را نمیدانستند ، دست از کار کشیدند و اغلب بازگشتند . ولی،تامسون نا امید نشد وهمچنان پیش می رفت .

یکروز غروب در پرتو آخرین شعاههای خورشید ، از دور بنایی عظیم که ریشهدرختان جنگلی و گیاهان خودرو از هر سو آن را در برگرفته بود ، در برابرچشمان حیرت زده تامسون و چند همراه باقی مانده اش نمایان شد . این بنا بهشکل هرم و پله پله بود و به آنچه که دولاندو درباره معبدهای چی چن ایتزاشرح داده بود ، شباهت کاملی داشت . پیشروی با شتاب و هیجان بسیار ادامهیافت . پرده سیاه شب بر جنگل سایه انداخته بود که تامسون به پای دیوارهاینیمه مخروبه آن بنای عظیم رسید . هیجان او بیش از آن بود که تا صبح صبرکند . مشعلی فروزان به دست گرفت و شروع به بالا رفتن از پله های هرم کرد.به بالا ترین پله که رسید به هر سو چشم انداخت . سایه های غول آسای چندینهرم دیگر را از فاصله های دور و نزدیک دید و یقین کرد که سرانجام توانستهاست پایتخت گمشده مایا را کشف کند. تامسون اکنون جایی ایستاده بود کهقرنها پیش، پای هیچ انسان دیگری به آن نرسیده بود . او آن شب را در هماننقطه و در حالی به سر برد که از شدت هیجان تا صبح خواب به چشمانش راهنیافت . با طلوع خورشید ، در برابر دیده گان حیرت زده خود منطقه وسیعی ازجنگل را دید که دهها بنای رفیع در این سو و آنسو خودنمایی می کرد . در یکطرف و درست در مقابل بلندترین بنا ، جاده ای مارپیچ سنگفرش دیده می شد کهفقط تا نقطه ای معین از جنگل ادامه می یافت . تامسون از خود پرسید " اینجاده به چه دلیل نا تمام مانده و قطع شده است ".

باریرسیدن به این پاسخ ، قدم بر آن جاده نهاد و چندان پیش رفت تا به انتهارسید . درست در انتهای جاده ، چاه عمیق و بزرگ به قطر تقریبی 30 متر وجودداشت که ریشه و شاخه درختان جنگلی از هر سو بر دیوار آن روئیده و عمق چاهرا کاملا تاریک کرده بودند. آیا این همان چاه قربانی نبود که مایاها،"عروس باران" را طی مراسمی در آن می افکندند؟
تامسون باید از این رازسر در می آورد . اما چگونه؟ نه او و نه هیچ یک از همراهانش جرات نداشتندکه وارد چاه شوند . تنها یک راه در پیش بود و آن اینکه یک سطل فلزی بزرگرا با طناب به درون گودال بیندازند و در کف چاه به حرکت در آورند تاببینند که چه چیزهای بالا می آید.
این کار خسته کننده شروع شد و روزهاو روزها ادامه یافت . اما هر بار که سطل سنگین را بالا می کشیدند ، چیزیبه جزء سنگ و شن و گل و لای در آن نمی یافتند . گویی که آن چاه مرموز حاضرنبود بزودی راز مدفون در سینه خود را بر آنها آشکار کند و مدرکی که قرنهادر دل داشت به دست دهد.

دریکی از این دفعات ، تامسون با هیجان بسیار دو دانه سنگ قیمتی درشت از میانگل و لای سطل یافت و فهمید که باید چه نقطه ای را کاوش کند . پس از آن کههر بار سطل را از گودال بالا می کشیدند ، چیزهایی در آن می یافتند . ازجمله ، لوازم زینتی ، سنگهای قیمتی ، پاره های پارچه ، عروسکهای چوبی کهدست وپا وسر آنها به حرکت در می آمد ، مجسمه های کوچک به شکل مار و دیگرحیوانات و ... از همه مهمتر ، قسمتهایی از اسکلت و استخوان ظریف انسان!
همراه این استخوانها ، قطعه هایی از پارچه ، کفش صندل ، گردنبند و زینت آلاتی به شکل مچ بند و پابند نیز بود.

بهاین ترتیب بر تامسون مسلم شد که چاه قربانی را یافته و مراسمی را که کشیشدو لاندا از قربانی کردن دوشیزگان نوشته است ، حقیقت دارد .
انتشاراخبار مربوط به این کشف بزرگ،هیجان بسیاری در دنیا به راه انداخت و و درمیان باستانشناسها و شیفتگان تاریخ تمدن غوغایی به پا کرد. دیری نگذشت کهگروهی بزرگ و مجهز به لوازم و ابزار باستانشناسی و خاک برداری در کنارخرابه های چی چن ایتزا اردو زدند تا به کمک روشهای علمی و صبر و حوصلهتمام ، ان شهر را از زیر خاک و سنگ و علفهای هرز و ریشه درختان جنگلینمایان سازند.
به دعوت ادوارد تامسون ، نماینده هایی از دانشگاهها ومراکز بزرگ باستانشناسی جهان به بازدید خرابه های به جا مانده از تمدنمایا آمدند و به چشم خود دیدند که تمدن شگفت انگیز مردمی که خورشید راپرستش می کردند و خود را " مردان خورشید " می نامیدند ، کمتر از جاذبهتمدنهای یونان و مصر وروم نیست .
بنیاد کارنگی در امریکا با قبول کلیههزینه های مربوط به عملیات اکتشاف و بازسازی چی چن ایتزا ، انگیزه ایقدرتمند شد که تلاش گروههای باستانشناسی گسترش بیشتری یابد وخیلی سریع بهنتیجه برسد .

براثر آن تلاشها، رفته رفته چهره تمدن قبایل سرخپوست مایا آشکار شد.دیوارهای نقاشی شده، مجسمه ها ، خانه های بزرگ ، و ... حیرت انگیزتر ازهمه ، ساختمانهای بلند به شکل هرم که قرنها در منطقه وسیع و حاصلخیزآمریکای جنوبی مدفون بود، سر از خاک به در آورد و درباره مایاها چهحکایتهای باور نکردنی و حیرت انگیز که افشا نکرد ، از جمله اینکه:
*مایاها 500 سال قبل از میلاد مسیح به صورت قبیله های نزدیک به هم در دره هایسرسبز و جنگلهای آمریکای جنوبی زندگی می کردند. آنها در سالهای نخستینپیدایش مسیحیت در فن معماری چنان پیشرفتی پیدا کردند که توانستندساختمانهای بسیار بلندی که تا آن روز کمتر به دست بشر بنا شده بود ، در چیچن ایتزا بسازند.
* مایاها ، خورشید را می پرستیدند و خود را مردانخورشید می دانستند . آنها خدایان دیگری نیز داشتند که بر ترین آنها " خدایباران" بود .
* مایاها در جشنها و مراسم خود ماسک حیوانات به چهره میگذاشتند و خود را مانند جانوران مختلف می آراستند و با خواندن سرودهایی بهپایکوبی می پرداختند.
* مایاها در علوم یاضیات و ستاره شناسی نیز چیرهبودند و در رصد خانه عظیم آنها که 104 پله از سطح زمین بالاتر بود ، اسبابو لوازم ستاره شناسی وجود داشت.

*مایاها نوعی خط تصویری همانند خط هیروگلیف (مصریان باستان) داشتند که پیامو افکار خود را با همان نقش و نگارهای خاص روی ستونهای بلند و بزرگ نقش میزدند.
* بازی مورد علاقه مایاها نوعی بازی به شکل بسکتبال امروز بود کهدر مقابل معبد بزرگ با خشونت بسیار به اجرا در می آمد . این بازی "تلاچیتلی " نام داشت و بازیکنان باید یک توپ کوچک را بدون استفاده از دستو فقط با ضربه های آرنج و پا از یک حلقه که بصورت عمودی قرار داده بودند،عبور دهند .
* وسرانجام آنکه امپراطوری مایاها در سال 850 میلادی، طییک جنگ خونین با قبایل وحشی از بین رفت و پروتهای ان توسط اقوام فاتحتاراج شد.

منبع
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

milad.jalalvand

New member
هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک)





چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.
محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار می‌رفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از
* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.

* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازه ها
*معابد و سازه‌های دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.





 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
[معماری آمریکا] معماری مایا

کلیفورد براون، کلی داناهیو-والاس و پاتریشیا ندرلی/ برگردان رضا اسکندری




تصویر شناخته شده از آمریکای لاتین دوران باستان، معبدی است بر بلندای یک هرم. معابد هرمی، زمین‌های بازی و المان‌های معمارانه‌ی مشخص دیگر، تبیین‌کننده‌ی هویت فرهنگی آمریکای مرکزی هستند. هرچند سبک و الگوهای مهندسی در آمریکای مرکزی متنوع است، اما معماری این منطقه ویژگی‌های بنیادین مشترکی دارد که آنها را در مقام یک بیان فرهنگی هم‌سان می‌سازد. قاعده‌ی کلی سبکی در این منطقه، ساختمان‌هایی از قبیل معابد، قصرها، اهرام و زیگورات‌های پلکانی و میادین بازی را شامل می‌شود. مولفه‌های مشترک معماری این منطقه نیز در بر گیرنده‌ی زیرسازه‌ها و پلاتفرم‌های پشتیبان، اشکال مختلفی از قالب‌زنی، ساخت تاج هرم، مجسمه‌های موزاییکی، و نیز موتیف‌های زینتی خاصی را در بر می‌گیرد که در گستره‌ی منطقه‌ی جغرافیایی بزرگی یافت شده‌اند. بنابراین، معماری آمریکای مرکزی از منظر سبکی، نشان‌گر انسجام در الگوهای فرهنگی این منطقه است.
قدیمی‌ترین معماری‌های قابل توجه در آمریکای مرکزی با نخستین تجلیات پیچیدگی‌های اجتماعی در منطقه هم‌زمان بوده است. در ساخت‌گاه «پاسو دِ لا آمادا» (Paso de la Amada)، در ناحیه‌ی ساحلی «چیاپاس» (Chiapas)، ساکنان منطقه ساختمان‌های با اهمیتی را در نخستین دوره‌ی شکل‌گیری [یا پیش از کلاسیک] (1900 تا 1000 سال پیش از میلاد) ساختند. «تپه‌ی 6» سکونت‌گاهی بزرگ در این ناحیه و بسیار بزرگ‌تر دیگر خانه‌های این ساخت‌گاه است. ظاهرا این تپه سکونت‌گاه فرماندار بوده است. باستان‌شناسان در نزدیکی این تپه، یک میدان بازی را نیز کشف کرده‌اند که ساخت آن به سال 1600 پیش از میلاد باز می‌گردد. این میدان نزدیک به 79 متر طول و 30 متر عرض دارد که آن را به بزرگ‌ترین سازه‌ی شناخته شده‌ی آمریکای مرکزی در این دوران مبدل می‌سازد؛ هم‌چنین این سازه نشان‌دهنده‌ی نقش مرکزی توپ بازی در فرهنگ آمریکای مرکزی است. تنها چند قرن پس از آن، مجسمه‌هایی از نخستین شاهان آمریکای مرکزی، که در گستره‌ی باریکه‌ی تیهوان‌تِپِک (Tihuantepec) در محدوده‌ی تمدن اولمک (Olemec) زندگی می‌کردند، به صورت سرهایی غول‌آسا با کلاهخودهای مخصوص این بازی حجاری شده‌اند. هم‌چنین بر اساس متن «پوپول ووه» (Popol Vuh) (روایت کهنی از زندگی شاهان باستانی گوآتمالا) در می‌یابیم که مذهب و اساطیر مایا، نقشی مرکزی را در بسط روابط اجتماعی به این بازی اختصاص داده‌اند. از این دوران، میدان‌های بازی دیگری نیز در ساخت‌گاه‌های دیگر مایا و آمریکای مرکزی یافت شده‌اند.
دیگر ساختمان‌های عمومی قدیمی از دوران شکل‌گیری آمریکای مرکزی در ساخت‌گاه‌هایی چون سان‌لورنسو (San Lorenzo)، تنوچ‌تیتلان (Tenochtitlan)، براکروس (Veracruz)، چالکاتسینگو (Chalcatzingo)، و مورِلوس (Morelos) یافت شده‌اند. قدیمی‌ترین این ساختمان‌ها در سان‌لورنسو، تنوچ‌تیتلان و پاسو دِ لا آمادا، عمدتا از رس، خاک یا خشت، و روسازه‌هایی تخریب‌پذیر از چوب، و مسقف با ترکه و اندود ساخته شده‌اند. سازه‌های بزرگ خشتی در ساخت‌گاه‌های اولمک در سان‌لورنسو و تنوچ‌تیتلان در دوره‌ی اولیه و میانی شکل‌گیری ظاهر شدند. نخستین پلاتفرم‌های ساخته شده در چالکاتسینگو، یک ساخت‌گاه اولمک دیگر، با سنگ‌های نتراشیده محلی نماسازی شده‌اند و تاریخ ساخت آنها به مرحله‌ی اول شکل‌گیری «آماته» (Amate) (در حدود 1500 تا 1100 سال پیش از میلاد مسیح) باز می‌گردد.
از دوره‌ی میانی شکل‌گیری به بعد، سنت‌های منطقه‌ای معماری در آمریکای مرکزی رو به گسترش نهادند. دو سنت منطقه‌ای اصلی در این ناحیه، فرهنگ مایا در شرق و جنوب آمریکای مرکزی و فرهنگ دشت‌های مرتفع مکزیک مرکزی بودند. سنت‌های دیگری نیز هم‌چون سنت‌های موجود اوآکس‌کا (Oaxaca)، وراکروس، و مکزیک غربی وجود داشتند.
معماری مایا
قدیمی‌ترین آثار معماری در سرزمین‌های پست مایا که تاریخ ساخت آن به روشنی معلوم شده است، در ساخت‌گاه «کوئیو» (Cuello) در شمال «بلیز» یافت شده است. سازه‌ها، که تاریخ ساخت‌شان تقریبا به هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردد، از پلاتفرم‌هایی کوتاه (کمی بیش از 25 سانتی‌متر) از خاک و سنگ تشکیل شده‌اند که با کف‌سازی‌های گچی پوشانده شده و با سازه‌های چوبی کم‌دوامی که ظاهرا به شکل محراب ساخته می‌شده‌اند تقویت می‌شده‌اند. نقشه‌ی خانه‌های محرابه‌ای، که هنوز در یوکاتان (Yucatan) مکزیک ساخته می‌شوند، از دو دیوار بلند موازی تشکیل می‌شود که در انتها به وسیله‌ی دیواره‌ای نیم‌دایره‌ای به یکدیگر متصل می‌شوند. سازه‌های مشابهی از دوره‌های شکل‌گیری و کلاسیک از تمدن مایا در دیگر نقاط نیز یافت شده‌اند.
قدیمی‌ترین ساخت‌گاه‌های بزرگ و پیچیده در جلگه‌های مایا در حوزه‌ی آبریز میرادور (Mirador) کشف شده است که امروز، بخش شمالی و مرکزی شهر پِتِن (Peten) در گوآتمالا را تشکیل می‌دهد. این ساخت‌گاه‌ها در طول دوران‌های نخست و میانی شکل‌گیری (1000 تا 250 پیش از میلاد) و به عنوان بناهای عظیم نمادین و آیینی ساخته و تکمیل شده‌اند. این ساخت‌گاه‌ها، علاوه بر اِل‌میرادور (El Mirador)، که بزرگ‌ترین ساخت‌گاه منطقه است، ناکبه (Nakbe)، تین‌تال (Tintal)، و واک‌نا (Wakna) را نیز شامل می‌شود. معماری بافت مسکونی در ساخت‌گاه‌های ال‌میرادور و ناکبه کشف شده است. در ناکبه، متعلق به اوایل دوره‌ی میانی شکل‌گیری (در حدود 800 تا 600 پیش از میلاد)، معماری نواحی مسکونی از پلاتفرم‌هایی با نمای سنگ و با ارتفاع تا 2 متر، با دیوار‌های عمودی ساخته‌شده از سنگ آهک زمخت و با کف‌پوشی از خاکه‌ی سنگ آهک یا ملاط آهکی تشکیل شده است. در پایان دوره‌ی میانی شکل‌گیری در ناکبه (600-400 پیش از میلاد)، سکوهای بزرگی با ارتفاع 3 تا 8 متر و با مجموع مساحت نزدیک به چهل هزار متر مربع ساخته شدند. در یک مورد، سازه‌ای به ارتفاع بیش از 18 متر ساخته شد.
بعضی از سازه‌های آیینی مایا، سازه‌هایی عظیم محسوب می‌شوند. بزرگ‌ترین ساختمان‌های ال‌میرادور، مجموعه‌های دانتا (Danta) و اِل‌تیگره (El Tigre)، از بزرگ‌ترین سازه‌هایی محسوب می‌شوند که در سرتاسر تاریخ مایای باستان ساخته شده‌اند. دیگر سازه‌های تاثیرگذار معماری دوران شکل‌گیری را می‌توان در ساخت‌گاه‌های پراکنده در زمین‌های پست مایا، و از جمله در لامانای (Lamanai)، بلیز؛ یاکسونا (Yaxuna)، یوکاتان؛ و تیکال (Tikal) در گوآتمالا یافت. این سبک معماری به روشنی بر سبک‌ها و صور دوره‌ی کلاسیک معماری مایا سایه انداخته است، اما در عین حال، خاص‌بودگی‌های جالب توجهی نیز دارد.
مجموعه‌ای از سازه‌ها که به نام «گروه E» شناخته می‌شود، در اواخر دوره‌ی میانی شکل‌گیری در ناکبه، و نیز در مبادی تاریخ معماری در ساخت‌گاه‌های دیگری در پتن، هم‌چون اوآکساک‌تون (Uaxactun) و تیکال، ساخته شده‌اند. یک «گروه E» از یک سازه‌ی هرمی –عموما یک هرم شعاعی با چهار ردیف پلکان- تشکیل می‌شود که در سمت شرق آن یک ساختمان بلند ساخته شده است. ساختمان‌های به گونه‌ای درکنار هم قرار گرفته‌اند که اگر فردی روی پلاتفرم سازه‌ها بایستد، در اعتدالین طلوع خورشید را از میانه‌ی ساختمان بلند، و در انقلابین طلوع خورشید را از گوشه‌های شمالی و جنوبی آن خواهد دید. در بعضی از نمونه‌ها، به جای یک ساختمان بلند، سه ساختمان کوتاه‌تر با چیدمانی مشابه ساخته شده‌اند. این مجموعه‌ها مشخصا گونه‌ای منحصر به فرد از تنظیمات معماری را می‌سازند که حایز معانی مناسکی است.
هرم‌های شعاعی که پیشتر اشاره شد، در این دوره هم ظاهر شدند. این هرم‌ها، از اشکال پرکاربرد و مانای معماری منطقه محسوب می‌شوند. آنها اهرام پلکانی با قاعده‌ی مربع هستند که تقریبا تقارنی چهارضلعی دارند و عموما دارای چهار ردیف پلکان هستند که هر کدام از آنها از یکی از وجوه سازه بالا می‌رود. این هرم‌ها ممکن است سازه‌هایی الحاقی در گوشه‌های خود یا معابد سنگی در بالای خود داشته باشند. چنین سازه‌هایی در «مجموعه اهرام دوقلو» در تیکال و یاکسها (Yaxha) قابل مشاهده است. بعضی از هرم‌های مایا در دوره‌های بعدی، مانند معابد کوکول‌کان (Kukulkan) در چچن‌ایتزا (Chichen Itza) و مایاپان (Mayapan)، مربوط به دوره‌ی کلاسیک متاخر و پساکلاسیک نیز متشابها شکلی شعاعی دارند. هرچند سازه‌های مدور در معماری کلاسیک مایا به ندرت دیده می‌شوند، اما در اواخر مرحله‌ی میان دوره‌ی شکل‌گیری در زمین‌های پست مایا دیده می‌شوند. این سازه‌ها هم در دوره‌ی پساکلاسیک مجددا حضور دارند. به نظر می‌رسد راه‌های مایا که ساکبِس (Sacbes) (واژه‌ی مایایی به معنای «راه سفید») نامیده می‌شوند نیز متعلق به مرحله‌ی میانی دوران شکل‌گیری باشند. این راه‌ها، برای سده‌ها و تا زمان ورود اسپانیایی‌ها، تشکیل‌دهنده‌ی مولفه‌ای اساسی در معماری مایا و چشم‌اندازهای شهری آن بودند. این گذرگاه‌ها بازنمایی‌کننده‌ی دست‌آوردهای چشم‌گیر مایاها در معماری بودند. راه‌ها عموما عریض، طولانی، مسطح و برای مسافت‌های طولانی کاملا مستقیم بودند، و اجزاء مختلف شهر –و در مواردی شهرهای دوردست- را به یکدیگر متصل می‌ساختند.
در واپسین سال‌های مرحله‌ی میانی و متعاقب آن، مرحله‌ی متاخر دوره‌ی شکل‌گیری، استفاده از سنگ‌های مکعب و به دقت بریده‌شده در معماری دشت‌های پست مایا آغاز شد. ظاهرا پیشرفت در معدن‌کاوی و ساختمان‌سازی زمینه را برای بسط موتیف‌های معماری با پرداخت بیشتر، هم‌چون قالب‌زنی سازه‌های پیشانی و گوشه‌های گرد برای هرم‌ها و پلاتفرم‌ها مهیا ساخت؛ که این هر دو به مولفه‌هایی مانا در مبانی معماری مایا در دوره‌ی کلاسیک تبدیل شدند.
ویژگی متمایز دیگر دوره‌ی شکل‌گیری در معماری مایا، ساختن معابد هرم‌شکل سه‌گانه و بسیار بزرگ است. این اهرام از یک زیرسازه‌ی عظیم پلکانی تشکیل می‌شود که معمولا دارای سازه‌های زینتی در گوشه‌هاست، و در فضای مسطح روی تاج آن سه معبد هرمی‌شکل کوچک‌تر قرار می‌گیرند. بزرگ‌ترین معبد از این سه، در عقب زیرسازه قرار می‌گیرد، در حالی‌که دو سازه‌ی کوچک‌تر در جلوی آن، روبه‌روی یکدیگر و مسلط به زمین بازی ساخته می‌شوند. اندودکاری زینتی در نمای خارجی ساختمان‌های مایا از مرحله‌ی متاخر دوره‌ی شکل‌گیری آغاز شد. لایه‌های ضخیمی از اندود گچ با طرح‌های پیچیده و سرشار از جزییات، از جمله چهره‌ی خدایان، در این نماسازی به کار گرفته می‌شد. سنت اندودکاری‌های معمارانه در تمام دوران پیشا‌کلمبی در این منطقه استمرار یافت.
دوره‌ی کلاسیک (250 تا 900 میلادی) نشان‌گر کمال و اوج هنر والای مایا، و از جمله معماری است. در خلال دوره‌ی کلاسیک، طاقی‌های دارای سازه‌های پشتیبان به صورت گسترده‌ای در ساخت سقف ساختمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. حجاری‌ها، مجسمه‌های ساده و اندودهای طرح‌دار، ساختمان‌های این دوره را زینت می‌دادند. علاوه بر این، بعضی از ساختمان‌ها به صورت استادانه‌ای نقاشی شده بودند.
گونه‌های محلی معماری نیز در اوایل دوره‌ی کلاسیک بسط یافتند. برای مثال، در سرزمین‌های پست یوکاتان در شمال، سازه‌هایی سنگی در ساخت‌گاه‌هایی هم‌چون ایسامال (Izamal)، آکه (Ake)، ایکیل (Ikil)، و تِپیچ (Tepich) یافت شده‌اند. در بعضی از ساخت‌گاه‌های مهم این دوره، مانند تیکال، کوپان (Copan)، و دسی‌بیل‌چالتون (Dzibilchaltun)، تاثیراتی از الگوهای معماری تئوتیهوالکان (Teotihualcan) دیده می‌شود. این تاثیر عموما به شکل استفاده از الواح شیب‌دار در نمای تراس‌ها رخ می‌نمایند (این الگو را در جستار بعدهای و در توصیف «معماری مکزیک مرکزی» توضیح خواهیم داد). سبک‌های متمایز محلی در مرحله‌ی متاخر دوره‌ی کلاسیک بیش از پیش شکوفا شد. پژوهشگران مختلف مرزبندی‌های متفاوتی را برای تمییز میان سبک‌های مختلف محلی پیشنهاد کرده‌اند، اما اکثر آنها در بازشناسی منطقه‌بندی سبک‌شناختی زیر توافق دارند.
سبک جنوبی، دست‌کم در بر گیرنده‌ی ساخت‌گاه‌های کوپان در هندوراس، و کیریگوآ (Quirigua) در گوآتمالاست. این سبک به واسطه‌ی مجسمه‌های بسیار شکوهمند و کارشده‌ی استفاده شده در نمای ساختمان‌ها، و نیز به واسطه‌ی تمایل به استفاده از تندیس‌ها در پیرامون سازه تمییز داده می‌شود که در الگوی اصیل معماری کلاسیک مایا غیرمعمول است.
سبک مرکزی یا سبک پتن، در بیشتر ساخت‌گاه‌های مستقر در مرکز اراضی پست مایا، در پتن در گوآتمالا، اراضی مجاور آن در غرب بلیز، در جنوب کینتانارو (Quintana Roo) و جنوب کامپچی (Campeche) در مکزیک دیده می‌شود. ساخت‌گاه‌هایی که این سبک را به خوبی نشان می‌دهند عبارت‌اند از تیکال، اوآکساکتون، کالاک‌مول (Calakmul)، اکسوان‌تونیک (Xuantunich)، و بسیاری ساخت‌گاه‌های دیگر. ساختمان‌های این سبک از بلوک‌های سنگی پرداخت شده و بریده شده به صورت مکعب‌های دقیق ساخته شده‌اند. ویژگی ممیز این سبک، ساختن معابد هرمی‌شکل بسیار مرتفع است. این معابد قاعده‌ای مربع یا مستطیل دارند، با شیب تندی بالا می‌روند و در نقطه‌ی اوج خود معبدی دارند که در عقب تاج سازه‌ی مرتفع استقرار یافته است. عموما روی سقف این معبد، سازه‌های تزیینی بزرگی به عنوان تاج معبد قرار می‌گیرد که ارتفاع کلی سازه را افزایش می‌دهد. عموما، یک راه پله با شیب تند از وجهه‌ی اصلی هرم بالا می‌رود. برخی از این اهرام، مقاصد تدفینی داشته‌اند و قبرهایی را در بر می‌گیرند، در حالی که دیگران هدایا و موقوفاتی برای خدایان محسوب می‌شده‌اند.
سبک غربی تشکیل‌دهنده‌ی ساخت‌گاه‌های مکزیک است که پالنکه (Palenque) در چیاپاس و کومال‌کالکو (Comalcalco) در تاباسکو (Tabasco)، و نیز ساخت‌گاه‌های عمده‌ی مستقر در دره‌ی رودخانه‌ی اوسوماسینتا (Usumacinta)، مانند پیِدراس نگراس (Piedras Negras) و یاکس‌چیلان (Yaxchilan) را شامل می‌شود. سبک غربی، به سهولت و به واسطه‌ی استفاده‌شان از سقف‌های شیروانی‌دار قابل شناسایی است؛ سقف‌های که در بردارنده‌ی نوعی سبکی و وقار هستند که معمولا در معماری جای دیگری از دوران مایا قابل دست‌یابی نیست. کومال‌کالکو غربی‌ترین ساخت‌گاه عمده‌ی مایاست. ساختمان‌های این ناحیه، به دلیل استقرار در اراضی رسوبی تاباسکو و در دسترس نبودن سنگ، از آجرهای پخته ساخته شده‌اند.
سبک رودخانه‌ی بِک (Rio Bec) از مرزهای شمالی منطقه‌ی پتن (در ناچ‌تون Naachtun) به سمت شمال‌غربی کشیده شده است و ساخت‌گاه‌های رودخانه‌ی بک، و نیز ساخت‌گاه‌های اکس‌پوهیل (Xpuhil) و بِکان (Becan) را در بر می‌گیرد. سبک رودخانه‌ی بک به واسطه‌ی حضور برج‌های کاذبی شناخته می‌شود که به نظر تقلیدی است از مقبره‌های هرمی غول‌آسای پتن. در شمال این سبک، سبک چِنِس (Chenes) قرار دارد که از لحاظ جغرافیایی، بعضا هم‌پوشانی‌هایی نیز با آن دارد. سبک چنس پیوندهایی با سبک رودخانه‌ی بک دارد اما فاقد برج‌های کاذب است. معماری چنس به واسطه‌ی مجسمه‌های موزاییکی و هندسی کار گذاشته شده در نمای ساختمان‌ها، از جمله «دروازه‌های دهان هیولا» شناخته می‌شوند؛ دروازه‌هایی که در آن‌ها، پیکرنگاری مجسمه‌های نمای ساختمان، دروازه‌ی اصلی آن را به دهان نمادین خدایان مبدل می‌سازد.
نقطه‌ی اوج معماری شمالی، سبک پوئوک (Puuc) است که مرکز آن در تپه‌های پوئوک در جنوب یوکاتان قرار دارد. این سبک هم از نظر جغرافیایی و هم از منظر سبک‌شناختی، هم‌پوشانی‌هایی با معماری چنس دارد. سبک پوئوک نیز دارای مجسمه‌های موزاییکی پیچیده‌ای در نمای ساختمان‌هاست، اما عموما این مجسمه‌ها به فضای بالایی قاب‌بندی مرکزی نما محدود می‌شوند. الگوی ساخت در این سبک مثال‌زدنی است: دیوارها هسته‌های مقاومی از خرده‌سنگ دارند که با ملات آهک اندود شده‌اند. این هسته‌ها پس از ساخت با روکشی نازک و زیبا از سنگ‌های برش‌خورده و دارای حجاری‌های ظریف و کم‌عمق پوشانده می‌شد. این روکش نه برای تحمل بار، بلکه برای زیبایی نمای بیرونی تعبیه می‌شده است. مهندسی این سازه‌ها فوق‌العاده است و بسیاری از آنها هنوز پابرجا مانده‌اند. معروف‌ترین ساخت‌گاه‌های این سبک در تپه‌های پوئوک قرار دارند و عبارت‌اند از اوکس‌مال (Uxmal)، لابنا (Labna)، ساییل (Sayil)، نوه‌پات (Nohpat)، اوکس‌کینتوک (Oxkintok)، چاک‌مولتون (Chacmultun)، اکس‌کیچموک (Xkichmook)، کیوئیک (Kiuik)، و بسیاری ساخت‌گاه‌های دیگر؛ اما به هر روی، این سبک در تمامی دشت‌های شمالی و اراضی واقع در شرق مرزهای کینتانارو گسترده شده است.
در مراحل متاخر و پایانی دوره‌ی کلاسیک (حدودا 800 تا 1100 میلادی) در یوکاتان، نمودی منحصر به فرد از معماری مایا در ساخت‌گاه معروف چیچن‌ایتزا ظهور کرد. این سبک، مولفه‌های سبکی پوئوک را با موتیف‌های نواحی مرکزی مکزیک، از جمله ستون‌های مار شکل، ستون‌های جنگجویان، تزوم‌پانتلی (Tzompantli) (طاقچه‌هایی برای «جمجمه‌ی قربانیان»)، زمین‌های بازی شبیه به حرف I، و ردیف‌هایی طولانی از ستون‌ها، ترکیب می‌کند. مولفه‌های مربوط به مکزیک مرکزی، زمانی به عنوان نشانه‌ای آشکار از اشغال منطقه توسط تولتِک‌ها (Toltec) در نظر گرفته می‌شد؛ اما محققان امروزه بر منابع انتخابی چنین تاثیراتی تاکید می‌کنند.
آخرین نمود شکوفایی معماری مایا، در دوره‌ی پسا-کلاسیک و در منطقه‌ی مایاپان در مرکز یوکاتان، و نیز در ساخت‌گاه‌ها کوچک‌تر متعددی در طول ساحل این شبه‌جزیره در کناره‌ی دریای کاراییب ظهور یافت. این شکل معماری از مهندسی خوبی برخوردار نبود؛ سنگ‌ها بعضا دقیق برش نخورده، و پرداخت‌ها و اتصالات سنگ‌ها در بهترین حالت سرسری به انجام رسیده بودند. از منظر زیباشناختی، این سبک مولفه‌های پیشین معماری مایا، از جمله اهرام شعاعی، طاقی‌های دارای سازه‌ی پشتیبان، و الواح سنگی را تکرار می‌کرد، اما در عین حال، حاوی مولفه‌های «مکزیکی» هم‌چون معابد مار، معابد مدور و ردیف‌های ستون نیز بود. سبک مشابهی نیز در اراظی مرتفع گوآتمالا دیده می‌شود؛ جایی که معابد دوقلوی سبک آزتک به تناوب دیده می‌شود و در عین حال، تعداد زمین‌های بازی نیز رو به تزاید است.
چشم‌انداز شهری و الگوهای سکونت
ساختمان‌های مایا، چه مسکونی و چه عمومی، در الگوهایی پیچیده در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. سازه‌های مهم عمومی و آیینی عموما در تناظر با پدیده‌های تنجیمی، و نیز با آن دسته از خصیصه‌های جغرافیای طبیعی مانند غارها و تپه‌های که دارای معانی دینی بودند جانمایی می‌شدند. این مولفه‌ها در ترکیب با ویژگی‌های سبکی-تاریخی معماران، به خلق اشکال مختلف پیچیده و جذابی برای هم‌نشینی ساختمان‌ها منتهی می‌شد.
ساختمان‌های خانگی، از جمله سکونت‌گاه‌ها، آشپزخانه‌ها، انبارها، و دیگر سازه‌های فرعی، در گروه‌هایی حول محور یک طارمی یا میدان‌گاه کوچک (پلاسوئلا Plazuela) با اندازه‌های متفاوت سامان می‌یافتند که در آنها، ساختمان‌های مختلف به یک یا چند حیاط مشترک مشرف می‌شدند. این گروه‌ها به نوبه‌ی خود خوشه‌هایی را شکل می‌دادند که می‌توانستند شاکله‌ی بخش‌ها یا محلات باشند. باور عمومی بر این است که الگوپردازی پیچیده‌ی سکونت‌گاه‌ها برآمده از ساختار پیچیده‌ی نظام خویشاوندی است. هرچند تراکم سکونت‌گاه‌های مایا چندان بالا نبوده است، اما مسلما به اندازه‌ای هست که بتوان آن را شکلی از شهرنشینی دانست. مطالعات گسترده پیرامون سکونت‌گاه‌های مایا نشان می‌دهد که جمعیت ساخت‌گاه‌ها عموما در حد چند ده هزار نفر بوده است.
برگرفته شده از: سایت انسان شناسی و فرهنگ
 

Similar threads

بالا