سوآپ و نفت خزر

فاطمه یاس

کاربر ممتاز
به اعتقاد بسياري از تحليل گران بهترين مسير براي انتقال نفت منطقه، ايران است. مسيري كه از ايران مي گذرد نسبت به مسيرهاي عبوري از روسيه، تركيه و چين، كوتاه تر و ارزان تر است كه اين مسير براي كشورهايي كه قصد دارند با حداكثر ظرفيت و كم ترين قيمت به توليد و صادرات نفت بپردازند، ايده آل است با آن كه هنوز آمار و اطلاعات دقيقي در مورد حجم ذخاير نفتي درياي خزر در دست نيست اما كاملاً مشخص است كه اين منطقه از پتانسيل لازم براي تبديل شدن به مركز توجه مصرف كنندگان نفت در جهان، برخوردار مي باشد. اما هر بار كه بحث ذخاير نفتي خزر مطرح مي شود، ناخودآگاه بحث مسيرهاي صادرات نفت اين منطقه به ميان مي آيد.
منطقه خزر دور از اغلب مسيرهاي تجارت بين المللي قرار دارد، به همين دليل اگر توليدكنندگان نفت در خزر، مسير مناسبي را براي صادر كردن محصولات خود نيابند، استخراج نفت فايده چنداني در برنخواهد داشت. به اعتقاد بسياري از تحليل گران بهترين مسير براي انتقال نفت منطقه، ايران است.

مسيري كه از ايران مي گذرد نسبت به مسيرهاي عبوري از روسيه، تركيه و چين، كوتاه تر و ارزان تر است كه اين مسير براي كشورهايي كه قصد دارند با حداكثر ظرفيت و كم ترين قيمت به توليد و صادرات نفت بپردازند، ايده آل است. در همين حال دولت ايران نيز با اقدامات خود توليد كنندگان نفت در خزر را تشويق به استفاده از مسير عبوري از اين كشور كرده است.
با اين حال نفت عبوري از ايران در چند سال اخير، اندك بوده است. در حال حاضر ايران تنها ۱۲۰ هزار بشكه در روز نفت قزاقستان، روسيه و تركمنستان را انتقال مي دهد در حالي كه متوسط صادرات نفت در منطقه شوروي سابق در سه ماهه اول سال جاري ميلادي، ۸۷/۵ ميليون بشكه در روز بود. اما به چه دليل ايران نمي تواند از پتانسيل هاي ويژه خود در زمينه انتقال نفت خزر بهره ببرد؟ يكي از عوامل مؤثر در اين زمينه، سياست دولت آمريكا در قبال ايران مي باشد. واشنگتن، ايران را حامي تروريسم مي داند و شركت هاي آمريكايي و خارجي را موظف كرده، بيش از ۲۰ ميليون دلار در سال در ايران سرمايه گذاري نكنند در غير اين صورت مورد تحريم قرار خواهند گرفت. البته دشمني آمريكا با ايران تنها دليل ناكامي ايران در انتقال نفت خزر نيست بلكه تأكيد تهران در استفاده از روش سوآپ(swap) نيز تأثيرگذار بوده است.

در روش سوآپ، توليدكنندگان نفت در درياي خزر، نفت صادراتي خود را با تانكر به بندر نكا در ايران تحويل مي دهند. سپس ايران اين نفت را به پالايشگاه هاي تهران و تبريز انتقال مي دهد كه نفت پالايش شده براي مصرف داخلي توزيع مي شود. در ازاي نفت دريافت شده در نكا، ايران معادل آن را در جزيره خارك واقع در خليج فارس به ساير كشورها صادر مي كند.

البته شيوه سوآپ براي صادركنندگان نفت جذاب است كه دو كشور تركمنستان و قزاقستان چندين سال است كه بر اساس اين نوع قرارداد با ايران همكاري دارند. روسيه نيز در پي ناتواني در احداث خطوط جديد انتقال نفت به اين روش گرايش پيدا كرده و با ايران همكاري مي كند. اما ظرفيت عمليات سوآپ در ايران محدود است.
در حال حاضر ظرفيت خط لوله اي كه بندر نكا را به پالايشگاه هاي تهران و تبريز متصل مي كند تنها ۱۷۰ هزار بشكه در روز است. البته اخيراً وزير نفت ايران اعلام كرده، در صورت نصب ايستگاهها و پمپاژ در مسير لوله، ظرفيت آن به ۵۰۰ هزار بشكه در روز (تا پايان سال جاري ميلادي) افزايش خواهد يافت اما بعيد است كه دولت برنامه ديگري براي افزايش بيشتر ظرفيت خط لوله داشته باشد.
با اين حال هنوز مشخص نيست كه آيا صادركنندگان نفت خزر حاضر خواهد بود صادرات نفت خود را به روش سوآپ از ۱۲۰ هزار بشكه در روز در حال حاضر به ۵۰۰ هزار بشكه افزايش بدهند يا خير. همچنين ظرفيت خطوط انتقال نفت كشورهاي حوزه خزر افزايش خواهد يافت به همين دليل اين كشورها ترجيح مي دهند به جاي استفاده از خطوط نفت ايران، از خطوط نفت كشورشان بهره ببرند.
در حال حاضر خط لوله كنسرسيوم خزر (CPC) كه تنگيز را به نووروسيسك متصل مي كند، ۵۶۰ هزار بشكه در روز نفت انتقال مي دهد كه ظرفيت آن در نهايت به ۳۴/۱ ميليون بشكه در روز افزايش خواهد يافت.

همچنين انتقال نفت از خط لوله باكو، تفليس- جيحان نيز از سال آينده آغاز مي شود كه ظرفيت آن يك ميليون بشكه در روز است. در عين حال، ايران مدعي است كه انجام پروژه هاي سوآپ از لحاظ اقتصادي براي كشورهاي حوزه خزر باصرفه تر است اما اثبات اين ادعا دشوار مي باشد. همچنين بايد اين واقعيت را پذيرفت كه شركت هاي روسي پس از اين كه متوجه ناتواني شركت «ترنس نفت» در احداث خطوط جديد انتقال نفت شدند به پروژه هاي سوآپ روي آوردند.

در صورتي كه تهران يك خط لوله از نكا تا خليج فارس احداث نمايد، آن گاه قادر خواهد بود به كشورهاي حوزه خزر تضمين بدهد كه استفاده از مسير ايران، ارزان ترين مسير براي انتقال نفت خزر مي باشد. البته شواهد حاكي از آن است كه مقامات ايراني تمايلي به احداث چنين خط لوله اي ندارند. البته تهران چندين بار به صورت تئوري از چنين پروژه اي حمايت كرد امام اقدام عملي مؤثر براي ايجاد زيرساخت هاي آن صورت نگرفته است.

در همين حال ايران تمام قدرت خود را روي افزايش حجم پروژ ه هاي سوآپ متمركز كرده و توجه چنداني به خط لوله خزر- خليج فارس ندارد. از سوي ديگر، توليدكنندگان نفت در خزر تمايلي به صادر كردن حجم زيادي نفت به شيوه سوآپ ندارند. به همين دليل مادامي كه ايران خط لوله خزر به خليج فارس را احداث نكند قادر به قانع كردن كشورهاي حوزه خزر براي صدور حجم زيادي نفت از طريق اين كشور نخواهد بود.
 

Similar threads

بالا