سنجش آبستني گاوهاي شيري

ni_rosa_ce

کاربر ممتاز
چکیده
امروزه اظهار نظرهای متفاوتی در خصوص این مسأله وجود دارد که آیا واقعاً روند کاهش اجرای موفقیت آمیز تولیدمثل در جمعیت گاوهای شیری، وجود دارد یا نه؟ در ایالات متحده ی آمریکا نرخ آبستنی حدود 0/5 درصد در سال تخمین زده شده است. در سیستم بهبود گله های شیری(DHI) گزارشات مرکز پردازش داده ها در پروو (Provo) نشان داده، که روزهای باز (days open) از 128 روز در سال 1989 به نزدیک 150 روز در سال 2003 افزایش یافته است.در طی این مدت، کل سرویس های منجر به حاملگی از میانگین 2/04 به 2/24 رسید. مرکز پردازش رکوردهای گاوهای شیری در شمال کارولینا ، گزارشات مشابهی را مبنی بر روند رو به کاهش این مسأله ارائه داده است. در بریتانیا نرخ آبستنی طی اولین سرویس از سال 1975 تا سال 2003 به طور میانگین سالانه یک درصد رشد داشته است. برخی کارشناسان معتقدند پائین آمدن نرخ آبستنی در نتیجه ضعف مدیریت در برآوردن نیازهای گاوهای با تولید بالاست و برخی دیگر بر این باورند که این مشکل ناشی از ژنتیک حیوان است.



کلمات کلیدی: آبستنی، CLA، BCS، توارث پذیری.



سنجش آبستنی
بخشی از مشکل بودن شناسایی اجزای ژنتیکی آبستنی، نبود اندازه های دقیق می باشد. جهت سنجش اجزای تولیدمثلی سه سنجش وجود دارد:
1- روزهای شیردهی طی اولین جفتگیری
2- کارآیی تشخیص فحلی
3- آبستنی یا توانایی گاو به حاملگی در اولین یا دومین تلقیح.

بیشتر سنجه های آبستنی یا دقیق نیستند و یا در برخی موارد، مانند فاصله ی گوساله زایی، به موقع نمی باشند. همچنین برای پیدا کردن تفاوت های ژنتیکی بسیاری از صفات، تعداد دختران بالا با دقت زیاد و قابل اندازه گیری مورد نیاز است. برخی کشورها نیازمند رکوردهای تلقیح نیز می باشند. برای سنجش بهداشت و صفات باروری در کشورهایی چون دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد، ارزیابی های ژنتیکی و شاخص های آبستنی گاوهای ماده مورد توجه قرار می گیرد. در فرانسه، آلمان، اسرائیل و هلند، ارزیابی های ژنتیکی نرها بر اساس آبستنی دختران انجام می گردد. در کانادا، آمریکا و بریتانیا نیازی به گزارشات تولیدمثل، انتشار بیماری و یا سایر صفات نامطلوب نمی باشد. در این کشورها تمامی داده ها از کانادا گرفته می شود و پارامترهای ژنتیکی تخمین یا محاسبه می گردند که از دقت بالایی هم برخوردار نمی باشند.

ژنتیک آبستنی
وراثت پذیری آبستنی در بیشتر گاوها، در حدود کمتر از یک تا 3 درصد اندازه گیری شده است. صفات تولیدمثلی بیشتر تحت تأثیر مدیریت، محیط و ژنتیک غیرافزایشی هستند تا واریانس ژنتیک افزایشی.

احتمال دیگر این است که ما این صفات را به طور صحیح تعیین نکنیم. واریانس ژنتیک افزایشی به ما امکان می دهد تا در انتخاب پیشرفت کنیم. به طور مثال سوئد سالهای زیادی است که روش تلقیح مصنوعی(AI) را برای مقابله با تخمدانهای کیستی گاوهای شیری خود به اجرا درآورده است. حتی اگر توارث پذیری کیست تخمدانها پائین باشد، پرورش دهندگان این کشور وقوع این وضعیت را در گاوهای شیری خود کاهش داده اند.

موانع تبارآمیزی در آبستنی
آمیزش خویشاوندی (Inbreeding) به عنوان یک عیب در آبستنی گاوها و بروز صفات نامطلوب شناخته می شود. سطح فعلی آمیزش خویشاوندی در گاوهای شیری در محدوده ی 2 تا 3 درصد می باشد. آمیزش خویشاوندی موجب آسیب رسیدن به صفات مهم اقتصادی می شود. هر چند ظاهراً هر یک درصد تغییر در آمیزش خویشاوندی، فاصله ی بین دو زایش را تنها به میزان 0/25 روز تغییر می دهد، اما کاهش بروز آبستنی از 0/5 به 1 درصد را توجیه نمی کند.

به هر حال مالکان گله ی گاوهای شیری جهت جلوگیری از وقوع مشکلات، دلیل خوبی برای آمیزش بسته افراد دارای قرابت فامیلی، دارند. استفاده ی زیاد از توده ی کمی از گاوهای نر گله می تواند به تبارآمیزی بسیار محدود جمعیت منتهی گردد. در بیشتر موارد پرورش دهندگان باید از آمیزش خویشاوندی بیشتر از 6/25 % جلوگیری نمایند (مترجم).

رابطه ی منفی آبستنی با تولید
تحقیقات انجام شده در بریتانیا و هلند، مشخص کرده است که میان آبستنی و تولید شیر رابطه ی منفی ژنتیکی وجود دارد. همبستگی میان فاصله ی گوساله زایی و شیر، چربی و پروتئین 0/56 تا 0/61 تخمین زده شده است. تولید بالاتر از میانگین، توان ژنتیکی منفی تری را نسبت به افزایش فاصله ی گوساله زایی در پی دارد.

در بریتانیا وضعیت نمره بدنی (BCS) در ماه آخر زایش ثبت می شود. وراثت پذیری BCSحدود 28% است. همبستگی ژنتیکی BCS و صفت لاغری نسبت به فاصله گوساله زایی 0/40- و 0/47 محاسبه گردیده است. به معنای دیگر لاغری و لاغری مفرط گاوها، فاصله ی گوساله زایی طولانی تری را در پی دارد. حتی پس از تطبیق نمودن میزان تولید شیر، نسبت بین BCS و فاصله ی گوساله زایی 0/22- بود. ( در واقع این اظهار نظرها ژنتیکی بوده و به دلیل تولید بالا نمی باشند).

در هلند، تحقیقات نشان داده است که میان آبستنی، تولید، مصرف خوراک و تغییر وزن زنده تناسبی وجود دارد. آنها برای سنجش آبستنی از روش جدیدی استفاده کرده اند. در این روش روزهایی از اولین فعالیت لوتیال پس از زایش (CLA) ـ اولین سیکل پس از زایش ـ توسط سطح پروژسترون شیر اندازه گیری می شود. وراثت پذیریCLA به طور معمول حدود 16% می باشد. این روش نسبت به اجرای سایر روشهای سنجش تولید مثلی، بهتر است. CLA نسبت منفی با میزان شیر، چربی و پروتئین دارد. مقادیر بالاتر مربوط به تأخیر افتادن CLA می باشد (مترجم).

بالانس انرژی، وزن زنده در طول شیردهی و افزایش وزن، همه رابطه ی مثبتی با کاهش CLA دارند. رابطه خوراک مصرفی و میزان تولید شیر تعدیل شده با CLA بالا می باشد.

جنبه سودآوری تحقیقات هلندی ها و اقدامات انجام شده در بریتانیا موجب گردیده است که دانشمندان، رابطه میان تولید و آبستنی را بیشتر مورد توجه قرار دهند. آنها همیشه فاکتورهایی را که ممکن است بر توان تولید مثلی گاو و همچنین حفظ تولید بالا، مانند بالانس انرژی، خوراک مصرفی و BCS مؤثر می باشند را مد نظر قرار می دهند و امروزه در صنعت دامپروری از این صفات در انتخاب استفاده می گردد.

شاخص های انتخاب
در شاخص انتخاب ارزش عملکرد صفات مختلف یا یکدیگر ترکیب می شوند و ارزش واحدی را برای فرد تشکیل می دهند. این روش باعث می گردد که ضعف عملکرد حیوان در یک سری صفات با ارزش گروهی دیگر صفات جبران شود. در شاخص انتخاب اطلاعاتی چون توارث پذیری هر صفت، انحراف معیار فنوتیپی هر صفت، همبستگی فنوتیپی بین صفات، همبستگی ژنتیکی بین صفات و ارزش اقتصادی نسبی بین صفات مورد نیاز است. به دلیل رابطه ی ژنتیکی منفی میان تولید (شیر، چربی و میزان پروتئین) و آبستنی، اگر انتخاب را برای تولید انجام دهیم، نرخ آبستنی کاهش خواهد یافت. وراثت پذیری پائین صفات تولید مثلی، موجب شده است که نتوانیم انتخاب را صرف صفات تولید مثلی و آبستنی نمائیم. به هر حال منظور کردن پارامتر سنجش آبستنی در شاخص انتخاب، می تواند از تلفات آبستنی (بدون کاهش یافتن جدی پیشرفت ژنتیکی میزان تولید) جلوگیری نماید. در بریتانیا شاخص استفاده از BCS و فاصله ی گوساله زایی گسترش یافته است. سایر کشورها از شاخص وزن به فاصله ی گوساله زایی یا عدم بازگشت برای سرویس مجدد استفاده می نمایند. این سنجش منوط به دقت تشخیص آبستنی است (مترجم).

پیشنهادات
موارد ذیل، جهت افزایش سطح مدیریت تولید مثل گاوداری ها پیشنهاد می شود:
1- راه حل کوتاه مدت برای بهبود تولید مثل گله ی گاوهای شیری، مدیریت وضع شیردهی گاوها با مراجعه به وضعیت بدنی و بالانس انرژی در اوایل شیردهی است.
2- میان صفات تولیدی و اتلاف وزن در اوایل شیردهی، خوراک مصرفی، BCS و تولید مثل پائین، اثر متقابل وجود دارد.
3- سطوح بالاتر پرورش خویشاوندی نسبت به آمیزش های انفرادی را، می توان با استفاده از برنامه ی آمیزش Outbreeding یا پرورش غیر خویشاوندی کاهش داد.
4- اطلاعات BCS را باید در اوایل شیردهی جمع آوری نمود.
5- استفاده از شاخص انتخاب برای صفت شیر ممکن است، از کاهش بیشتر نرخ آبستنی جلوگیری نماید.
6- با استفاده از سنجش عملی آبستنی در سیستم کانادایی، می توان ارزش ژنتیکی این صفت را در انتخاب وارد نمائیم.


منبع :http://www.skhass.org/
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
جدول استاندارد های اندازه گیری عملکرد تولید مثلی :
مورد
میانگین
مطلوب
نرخ آبستنی (%)
40-45
بالاتر از 50
تعداد تلقیح بازاء هر آبستنی
2/2-8/1
کمتر از 7/1
فاصله زایش (ماه)
15-5/13
13-12
گوساله های تولید ی(%)
80-70
بالاتر از 90
روزهای باز
130
105 یا کمتر









نسبت های معمول مواد معدنی در جیره های غذایی برای جلوگیری از ایجاد عدم تعادل:
روی به مس: 4/1
آهن به مس :1 /40
پتاسیم به منیزیوم: 1/( 5/4)
روی به منگنز : 1/1
مس به مولیبدن : 1/6
پتاسیم به سدیم : 1/3
ازت به گوگرد: 1/10
کلسیم به فسفر : (5/1)/1


جدول متوسط روزهای آبستنی 5 نژاد مهم گاو شیری
آیر شایر
279 روز
براون سویس
290 روز
گرنزی
283 روز
هلشتاین
279 روز
جرزی
279 روز



جدول راهنمای استاندارد مصرف ماده خشک روزانه در گاوهای شیری (برحسب پوند)
هفته پس از زایش
شکم اول
شکم دوم و بالاتر
1
31
35
2
35
42
3
37
46
4
40
48
5
42
53
جدول راهنمایی تعداد تلیسه های جایگزین در گله
اندازه گله
(مجموع گاوهای بالغ ٬خشک و دوشا
75100250400800
گوساله های 0تا 2 ماهه
68203264
تلیسه های
3 تا 5 ماهه
912314896
6تا 8 ماهه
1012314896
9 تا 12 ماهه
13184372144
13 تا 15 ماهه
912304896
16 تا 24 ماهه
283895152304
مجموع جایگزین شونده ها
75100250400800
مآخذ :مجله برآیند - تابستان 80- ص 5
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
عوامل موثر در از دست رفتن آبستني
در آخرين مقاله ام زمان و ميزان از دست رفتن آبستني را در گاوهاي شيري و گوشتي مورد بررسي قرارداديم . واضح است كه نرخ لقاح در تليسه هاي شيري و گوشتي و گاوهاي غير شيرده گوشتي زيادتر از گاوهاي شيرده گوشتي و گاوهاي شيرده و غير شيرده شيري است. ميزان از دست رفتن آبستني در گاوهاي شيرده شيري ممكن است از زمان لقاح تا پايان آبستني به 60 درصد برسد. عدم موفقيت در آبستني ناشي از عدم لقاح يا ازدست رفتن آبستني بعد از شكل گيري جنيني است. در اين مقاله مي خواهيم برخي از عوامل شناخته شده موثر بر از دست رفتن آبستني را در گاوها بررسي كنيم.
كيفيت فوليكول و تخمك
غلظت كم پرو‍ژسترون در طول چرخه فحلي و پس از تلقيح مصنوعي ممكن است منجر به ايجاد فوليكول هاي دايمي در گاو شود. فوليكول هاي دايمي باعث ايجاد تخمك هايي مي شوند كه باروري كمي دارند و منجر به مرگ در مراحل اوليه نطفه گي و كمي بعد از آبستني مي شوند. تخمك هايي كه از فوليكول هاي با اندازه كوچك تر ايجاد مي شوند. در پاسخ به تزريق
GnRH (در برنامه هاي تلقيح زمان بندي شده) منجر به كاهش نرخ گيرايي مي شوند. علاوه بر اين تغيير اندازه فوليكول هاي آزاد شده نيز ممكن است باعث كوتاه شدن چرخه هاي فحلي و كاهش نرخ آبستني شود.
نقش حياتي پرو‍ژسترون
ترشح پروژسترون توسط جسم زرد براي ترشحات طبيعي رحم كه باعث زنده نگه داشتن نطفه اوليه تا زمان برقراري اتصال ضعيف بعد از روزهاي 18 تا 22 مي شود. ضروري است گاوهايي كه غلظت پروژسترون خون آنها كمتر از ميزان طبيعي است. در معرض خطر از دست رفتن آبستني هستند.
زمان بندي همه چيز است
افزايش سه برابر غلظت پروژسترون پس از آزاد شدن تخمك و بعداز شروع فعاليت جسم زرد ممكن است رشد نطفه و توانايي آن در ترشح علايم آبستني (اينترفرون –
tau) را به خطر بيندازد. زمان بندي ضعيف در ايجاد اين علايم آبستني ممكن است باعث كاهش نرخ گيرايي شود. دادن پروژسترون تكميلي در طول هفته اول بعد از تلقيح مصوني اثرات مثبتي روي رشد نطفه و بهبود نرخ گيرايي داشته است.
تشخيص آبستني
هنگامي كه رشد ترافكتودرم (جفت اوليه) و نطفه به هردليلي كاهش مي يابد. معمولاً جسم زرد چروكيده شده و نطفه از دست مي رود.
- اگر نطفه نتواند هورمون هاي تحليل برنده جسم زرد را سركوب كند،جسم زرد نابالغ شروع به چروكيدن مي كند و باعث از دست رفتن آبستني مي شود.
- اگرنطفه در حال رشد نتواند علايم لازم براي نگه داري جسم زرد را ايجاد كند و يا جسم زرد نتواند به موادي كه در حالت طبيعي عملكرد آن را كنترل مي كنند پاسخ دهد،جسم زرد تحليل مي رود. كاهش ترشح پروستاگلندين توسط رحم باعث پايداري و بقاء آبستني از طريق كاهش مرگ نطفه مي شود.

نقش تنش گرمايي
افزايش دما و رطوبت محيطي بقاء و كيفيت تخمك را به خطر مي اندازد . همچنين باعث كاهش نرخ لقاح و رشد اوليه نطفه مي شود.
- نرخ آبستني گاوهايي كه قبل از تلقيح در معرض تنش گرمايي بوده اند،فقط به اندازه 33 درصد گاوهايي است كه تحت پوشش گرمايي قرار نداشته اند.
- جنين هاي گاوهايي كه در معرض تنش گرمايي نبوند،هنگامي كه به گاوهاي ماده اي كه در معرض تنش گرمايي بودند منتقل شدند،نرخ آبستني زيادتري نسبت به گاوهايي كه در معرض تنش گرمايي بودند و تلقيح مصنوعي شدند،داشتند.

تلاش هايي براي كاهش تنش گرمايي در گاوهايي كه قبل از شيردهي در جايگاه هاي بسته بودند،انجام شده است. استفاده از پنكه ،آب پاش و نيز آب سرد كافي و در دسترس در راهروهاي خروجي سالن شيردوشي و جايگاه هاي بسته ،بسيار موثر است.


تلقيح مصنوعي زمان بندي شده يا اثرات چرخه فحلي
آيا ازدست رفتن آبستني در گاوهايي كه براساس فحلي تلقيح مي شوند و گاوهايي كه تلقيح مصنوعي آنها در زمان خاصي است تفاوت دارد؟ در يك مطالعه نشان داده شد كه تلقيح مصنوعي زمان بندي شده باعث افزايش از دست رفتن آبستني مي شود.با اين وجود نتيجه شش مطالعه ديگر نشان داد كه ميزان از دست رفتن آبستني در گاوهايي كه با تشخيص فحلي تلقيح شدند. 5/1 درصد بالاتر بود. درصد از دست رفتن آبستني در 1366 گاوي كه براساس تشخيص فحلي تلقيح شده بودند،به طور متوسط 7/12 درصد و در 756 گاوي كه براساس برنامه زمان بندي شده تلقيح شده بودند 2/11 درصد بود.
استفاده از تلقيح مصنوعي زمان بندي شده در گاوهايي كه از نظر توليد مثلي قبل از تلقيح داراي علايم فحلي و يا فاقد علايم تشخيص داده شدند ،چگونه است؟ ميزان از دست رفتن آبستني در 1245 گاو شيري كه قبل از تلقيح علايم چرخه فعلي را داشتند 7/15 درصد بود. اين ميزان در 213 گاوشيري فاقد علايم 3/26 درصد گزارش شد. اين مطالعه نشان مي دهد اگرگاوهاي فاقد علايم فحلي بعد از همزمان سازي فحلي و تلقيح براساس برنامه زمان بندي شده آبستن شوند،ميزان تلف شدن در انتهاي مرحله نطفه گي ،بين تشخيص هاي اول و دوم (انتهاي مرحله نطفه گي يا ابتداي مرحله جنيني ) زيادتر از گاوهاي داراي چرخه فحلي است.
ساير عوامل ...
گاوهاي كه وزن بدن خود را در طول ماه اول شيردهي يا بين روزهاي 28 تا 56 آبستني از دست مي دهند،نرخ آبستني آنها دو تا سه برابر كاهش مي يابد. شرايط متابوليكي گاوها همانند تغييرات در شرايط بدني ، بر بقاء نطفه و جنين تاثير مي گذارد. براساس مطالعات مختلف شواهد كمي وجود دارد كه نشان مي دهد توليد شير يك عامل خطرناك براي افزايش از دست رفتن آبستني در گاوهاي شيري است. مشكلات مربوط به زايش و انتقال كه بر سلامت گاوها تاثير مي گذارد و محيط رحمي را به خطر مي اندازد براي بقاء جنيني مضر است. كنجاله تخم پنبه داراي گوسيپول است كه براي سلول هاي پستانداران سمي است. افزايش غلظت گوسيپول خون،كيفيت و رشد نطفه و نرخ آبستني را كاهش مي دهد. گاوهايي كه جيره هاي غني از گوسيپول دريافت مي كنند،ميزان تلف شدن جنيني زياد و نرخ گيرايي كمي دارند.
افزايش بقاء نطفه....
استفاده از هورمون رشد گاوي در گاوها باعث افزايش نرخ لقاح،رشد و كيفيت نطفه مي شود. افزايش نرخ گيرايي نتيجه كاهش تلف شدن نطفه بين روزهاي 31 و 45 بود. تزريق 3300 واحد بين المللي گنادوتروپين جفت انساني در روز پنجم پس از تلقيح مصنوعي باعث افزايش نرخ گيرايي در روزهاي 28،42،90 مي شود ولي بر روي ميزان تلف شدن در مرحله انتهاي نطفه گي و مرحله جنيني بي تاثير است. تزريق گنادوترپين جفت انساني باعث شكل گيري بيشتر بافت لوتئال مي شود. در يك مطالعه ميزان تلف شدن جنيني در گاوهايي كه از گنادوتروپين جفت انساني استفاده كرده بودند نسبت به گاوهايي كه فقط جسم زرد داشتند ،8 برابر كاهش يافت .
هنگامي كه گاوها در روزهاي 8 تا 12 چرخه فحلي هستند و همزمان سازي فحلي آنها شروع ميشود،استفاده از برنامه هاي تلقيح مصنوعي زمان بندي شده باعث افزايش نرخ گيرايي مي شود.
استفاده از مكمل هاي چربي به ميزان 2 تا 4 درصد جيره گاوهاي شيري شيرده و گوشتي ،َتاثير مثبت روي توان انر‍ژي و شرايط توليد مثلي گاوها دارد. در برخي از مطالعات نشان داده شده كه استفاده از منابع چربي غني شده از اسيدهاي چرب امگا – 3 ممكن است به دليل جلوگيري از ساخت پروستانوئيدها كه براي تشخيص مادري آبستني مفيد است،باعث افزايش بقاء جنين شود. استفاده از مكمل هاي چربي قبل از زايش باعث افزايش نرخ آبستني بعد از زايش مي شود. استفاده از نمك هاي كلسيمي لينولئيك اسيد و منو اسيد 18-
c ترانس در مقايسه با نمك هاي كلسيمي روغن خرما باعث افزايش نرخ گيرايي در گاوهاي شيرده مي شود. اين افزايش ناشي از افزايش نرخ لقاح و كيفيت نطفه هاست.
به نظر مي رسد گاوهاي شيري شيرده به دليل نرخ لقاح ضعيف (76 درصد) بقاء كم نطفه در اوايل آبستني (50 درصد) و تلف شدن نطفه و جنيني زياد (60 درصد) ،حساسيت زيادتري به عدم موفقيت توليد مثلي دارند. تحقيقات زيادتري لازم است تا بتوان ايجاد آبستني و بقاء آن را افزايش داد. تلقيح مصنوعي موفقي داشته باشيد.
منبع : گروه فني شركت تعاوني كشاورزان و دامپروران صنعتي وحدت اصفهان (نشريه هوردز ديري من)
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
تشخيص به موقع فحلي و آبستني
مفهوم فحلي: پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي: يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي: مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است. وسائل و روشهاي كمكي براي تشخيص فحلي:

1- استفاده از ركورد برداري و تابلوي توليد مثل:
بي گمان مهمترين كمك در تشخيص فحلي داشتن سيستم ركورد برداري مي باشد . يكي از روشهاي ركوردبرداري استفاده از تابلوي گردان توليد مثل مي باشد. يك تابلوي مديريت توليد مثل در خيلي از گاوداري ها به عنوان پرونده موقتي اطلاعات و وسيله براي كمك كردن به تصميم گيري مناسب مورد استفاده قرار مي گيرد. تابلو به 12 قسمت تقسيم شده است و هر قسمت يك ماه را نشان مي دهد كه خود به روزهاي آن ماه تقسيم مي شود. در هر روز اين تابلو به اندازه يك روز چرخانده مي شود. هر طرف شماره يا وسيله چسب دار داراي رنگ متفاوتي است. رنگ ها معمولا نكاتي مانند فحلي گاو، گاوهاي آبستن، گاوهاي آماده براي تلقيح، گاوهاي خشك را نشان مي دهند. بنابراين گاودار مي تواند هر روز با نگاه كردن به تابلو گاوهايي كه انتظار مي روند فحل شوند را شناسايي مي كند.
2 - استفاده از دوربين مدار بسته: استفاده از دوربين و تلويزيون مي تواند وسيله اي موثر براي مشخص كردن گاوهاي فحل باشد. روشن است كه هنگامي اين روش نتيجه بهينه مي دهد كه گاودار بخوبي بتواند گاوهاي خود را بشناسد و يا با پلاك شماره گذاري آنها را از يكديگر متمايز نمايد.
3-استفاده از قدم شمار(Movement detector Pedometer): در حين فحلي گاو ماده نسبت به ساير دوره ها تحرك بيشتري دارد و مدت كمتري را صرف استراحت و غذا خوردن مي كند.لذا در زمان فحلي با استفاده از پدومتري كه به پاي گاو بسته مي شود مي توان ميزان مسافتي كه گاو طي كرده اندازه گيري نمود و غير مستقيم به فحل بودن گاو ماده پي برد.

4 -استفاده از قلم علامت گذار(Crayon):
اين وسيله مانند يك قلم نشانه گذاري است كه بوسيله آن هر بامداد بالاي دم گاو ماده علامتگذاري ميشود.در صورت سواري گرفتن ساير گاوها،اين رنگ پاك شده و دامدار به فحل بودن گاو پي خواهد برد.
5-اندازه گيري مقاومت الكتريكي واژن (Vaginal resistance measurement):
در هنگام بروز فحلي، حجم مايع مخاطي واژن و همچنين محتويات يوني آن به طور محسوسي افزايش يافته و قابليت رسانايي بالائي پيدا مي كند.با استفاده از نشانگرهاي ثبت كننده مقاومت الكتريكي محتويات واژن، از فحلي گاو مذكور مي توان اطمينان حاصل كرد.از معايب اين روش اينست كه وارد كردن اين وسيله در واژن باعث التهاب بافتهاي مربوطه مي گردد و احتمال بروز عفونت را افزايش مي دهد.
6 -اندازه گيري ميزان پروژسترون شير باستفاده ازروش راديو ايمنواسي(Radioimmunoassay) با توجه به اينكه در هنگام فحلي غلظت استروژن خون افزايش و متعاقبا ميزان پروژسترون كاهش مي يابد .با استفاده از روشهاي موجود ميزان كاهش پروژسترون خون ميتواند يكي از نشانه هاي تشخيص گاو در حالت فحلي باشد.
7-استفاده از شاخص ياب ((Heat mount detector: ابن وسيله به گاودار نشان ميدهد كه آيا گاو ماده به گاوهاي ديگر سواري داده است يا نه،از لحاظ ساختار اين وسيله داراي دوكيسه تو در تو با يك سيلندر پلاستيكي است.هنگامي كه ساير گاوها سوار گاوحاوي اين وسيله شوند،كيسه داخلي پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگي به درون كيسه بزرگتر مي شود.
8- استفاده از خمير دميTail past: اين وسيله،وسيله اي بسيار ارزان و مقرون به صرفه است و در حقيقت خميري است كه ناحيه دم ماليده مي شود و پس از خشك شدن در صورت سواري گرفتن ساير گاوها تحت فشار وارده شكسته مي شود و فحل بودن احتمالي گاو را اطلاع مي دهد.

9- استفاده از تي زر(Teaser):
تي زر به حيواني گفته مي شود كه به سوي گاو فحل جذب مي شود و در نتيجه امكان شناسايي گاو فحل را به آساني امكانپذير مي سازد.
9-1)استفاده از سگ فحل ياب: در اين روش از سگهاي تعليم ديده براي تشخيص بوي ترشحات ماده گاو فحل استفاده مي كنند.

9-2)استفاده از گاو نر اخته يا آندوژنه:
در اين روش امكان آسيب ديدن گاو ماده نسبت به روشهاي ديگر بسيار زياد است لذا كمتر توصيه مي شود.
9-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه اي(Chin ball maker):
در اين روش از يك قلم نشانه گذاري كه به چانه گاو نصب شده استفاده مي كنند.اين وسيله حاوي كره اي است كه محتوي ماده رنگي است كه گاو فحل به طور غير مستقيم تشخيص داده مي شود.
10- اندازه گيري دماي بدن:
در هنگام فحلي، ابتدا دماي بدن به طور محسوسي كاهش و در نهايت در مدت كوتاهي دماي بدن افزايش مي يابد لذا مي توان با اندازه گيري دما تا حدودي از فحل بودن گاو ماده مطلع گرديد.
تشخيص آبستني: تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند. در ذيل تعدادي ار روشهاي سنتي و جديد تشخيص آبستني آورده شده است:
1- بازرسي ركتال در اين روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتويات رحم جهت تعيين تعييرات اندازه يكي از شاخهاي رحم كه به دليل وجود جنين صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسي مي شود. از هفته ششم تا هشتم آبستني اختلاف اندازه بين دو شاخ رح محسوس تر است.

2- تشخيص آبستني با اندازه گيري هورمونها:
اندازه گيري هورمونها براي تشخيص آبستني بويژه اگر در شير امكانپذير باشد به دليل راحتي نمونه گيري مزيتهاي بيشتري از روش بازرسي ركتال دارد.
2-1) پروژسترون جسم زرد در طول آبستني پروژسترون توليد مي كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكريزي حاصل مي شود. روشهاي اندازه گيري پروژسترون مانند راديو ايمنو اسي و تست اليزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخيص آبستني مي باشد.
2-2) سولفات استروژن تعيين تركيباتي كه به وسيله جنين توليد مي شود، نسبت به تركيبات توليد شده توسط مادر ارزش بيشتري براي تشخيص آبستني خواهد داشت. جنين استروژن توليد مي كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستني افزايش مي يابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگي نشانه آبستني است.
3-بالوتمان: شكم گاو ماده آبستن تقريبا از ماه هفتم آبستني بزرگتر مي شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهي مي توان برخورد جنين به دست راپس از بازگشت جنين حس كرد.
4-اولتراسوند:در اين روش از ميله درون ركتومي استفاده مي شود كه امواج فراصوتي ارسال كرده و امواج منعكس شده را دريافت مي كند. طول موج پس از برخورد با جنين زنده و يا جريان خون جنين تعيير مي يابد.
جمع بندي:يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند.

منبع سایت دانشکده دامپروری زابل​
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
[h=2]تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح[/h]
انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد .
چه موقع فحل یابی کنیم ؟
بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است .
این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل میشوند .




اهمیت اولین فحلی گاو
فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد .
منابع ساین نخبگان جوان..
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
تشخیص به موقع فحلی و آبستنی


تولید مثل عاملی كلیدی در تعیین بازده پرورش گاوهای شیرده می باشد. در بهترین شرایط هر ماده گاو، سالانه یك گوساله تولید خواهد كرد. از نظر اقتصادی، باروری معمولا با توجه به فاصله زایش پی در پی دو گوساله ارزیابی می شود. معیارهای اندازه گیری بازده تولید مثل، شامل تعداد تلقیحات به ازای آبستنی، میزان آبستنی در ازای اولین تلقیح، تعداد روزهای باز و فاصله زایش می باشد. فاصله زایش مطلوب در بیشتر گاوداریها 12-13 ماه است. در بیشتر گاوداریها درصد آبستنی با اولین تلقیح بین 50-60 % است و برای 55% آبستنی ها به حدود 8/1 تلقیح برای هر آبستنی نیاز است. یكی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود كه این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. این مقاله ترویجی، كه با همكاری كارشناسان مركز تحقیقات و معاونت امور دام و بخش ترویج استان تهیه شده است، سعی دارد كه دامداران استان را با روشهای سنتی و علمی تشخیص به موقع قحلی و آبستنی متعاقب تلقیح آشنا كند.
مفهوم فحلی:
پدیده فحلی ، فاصله زمانی است كه در طول آن حیوان ماده سر پا می ایستد تا با حیوان نر جفتگیری كند .این حالت متعاقب تغییرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ می دهد. بنابراین فحلی یك پدیده رفتاری محسوب می شود. در صورتیكه زمان بروز فحلی بموقع تشخیص داده نشود و گاو بموقع تلقیح نگردد، دست كم به اندازه یك چرخه فحلی، فاصله گوساله زائی افزایش خواهد یافت. بنابراین مدیریت و تشخیص گاو فحل از لحاظ اقتصادی بسیار حائز اهمیت می باشد و مدیران واحدهای پرورش گاوهای شیرده باید از تمام امكانات موجود برای تشخیص گاوهای فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنیك تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست كه بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشكار می شود. مشكل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر كوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد. تشخیص فحلی در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا یا در سپیده دم بیشتر اهمیت دارد و اغلب گاوها بین ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل می شوند.
جنبه های اقتصادی تشخیص فحلی:
یكی از مهمترین جنبه های مدیریتی در گله های بزرگ گاوهای شیرده ، تشخیص فحلی می باشد كه هیچ روشی نمی تواند جایگزین بازرسیهای پیاپی و سیستیماتیك برای تشخیص این حالت گردد. این حالت 6 الی 30 ساعت طول می كشد ولی به طور میانگین برای اكثر گاوهای ماده این حالت 12 الی 18 ساعت طول می كشد.درصد عمده ای از فحلیها در شب بین ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ می دهد.از عواقب تشخیص نادرست فحلی می توان به گمراهی دامدار در تشخیص فحلی آتی، متحمل شدن هزینه های تلقیح نادرست و باز گشت به فحلی مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقیح گاوی كه در حالت فحلی نیست ، باعث می گردد كه رحم گاو كه در این حالت مقاومت كمتری به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهای رحمی گردد. وجود تعداد بی شماری از گاوهای شیرده در گله های تجارتی ،نیاز به دستیابی به روشهای مناسب تشخیص فحلی و استفاده از وسائل كمكی و نوین،برای تشخیص فحلی را همواره بوجود می آورد.
علائم و نشانه های فحلی:
مطمئن ترین نشانه فحلی برای تشخیص گاودار، سر پا ایستادن گاو ماده و اجازه سواری دادن به سایر گاوهاست، در بعضی موارد كه بكرات دیده می شود اینست كه گاو فحل برای سواری گرفتن از دیگر گاوها تلاش می كند به طوری كه گاوهای غیر فحل از جهت عقب سعی بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالی كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعی بر سواری گرفتن از سایر گاوها دارد. از مهمترین علائم فحلی كه دامداران به طور سنتی با اتكا به آنها فحل یابی می كنند عبارتند از: رفتارهای غیر عادی، عصبی بودن، ناآرامی، تورم فرج و خروج ترشحات آبكی از واژن، كاهش تولید شیر و كاهش مصرف خوراك، كنارگیری از گله، انبساط مردمك چشم می باشد. گاوی كه فحل شده معمولا دارای كپل و كشاله ران آلوده می باشد و موهای ابتدای دم آشفته می باشد. حالت فلهمن(
Fleman) از دیگر نشانه های فحلی است كه در آن حیوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهای خود را به سوی بال خم می كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعییر رفتار عادی گاو فحل اشاره دارد بطوریكه گاوی كه مثلا همیشه پیش از همه وارد شیردوشی می شود در زمان فحلی آخرین گاوی است كه وارد شیر دوشی می شود. همچنین دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر می خیزد كه این بخار نتیجه افزایش دمای بدن گاو و به دنبالزیاد شدن فعالیت و یا به دلیل تعییرات فیزیولوژیكی دوره فحلی است.

وسائل و روشهای كمكی برای تشخیص فحلی:

1- استفاده از ركورد برداری و تابلوی تولید مثل:
بی گمان مهمترین كمك در تشخیص فحلی داشتن سیستم ركورد برداری می باشد . یكی از روشهای ركوردبرداری استفاده از تابلوی گردان تولید مثل می باشد. یك تابلوی مدیریت تولید مثل در خیلی از گاوداری ها به عنوان پرونده موقتی اطلاعات و وسیله برای كمك كردن به تصمیم گیری مناسب مورد استفاده قرار می گیرد. تابلو به 12 قسمت تقسیم شده است و هر قسمت یك ماه را نشان می دهد كه خود به روزهای آن ماه تقسیم می شود. در هر روز این تابلو به اندازه یك روز چرخانده می شود. هر طرف شماره یا وسیله چسب دار دارای رنگ متفاوتی است. رنگ ها معمولا نكاتی مانند فحلی گاو، گاوهای آبستن، گاوهای آماده برای تلقیح، گاوهای خشك را نشان می دهند. بنابراین گاودار می تواند هر روز با نگاه كردن به تابلو گاوهایی كه انتظار می روند فحل شوند را شناسایی می كند.
2 - استفاده از دوربین مدار بسته:
استفاده از دوربین و تلویزیون می تواند وسیله ای موثر برای مشخص كردن گاوهای فحل باشد. روشن است كه هنگامی این روش نتیجه بهینه می دهد كه گاودار بخوبی بتواند گاوهای خود را بشناسد و یا با پلاك شماره گذاری آنها را از یكدیگر متمایز نماید.
3-استفاده از قدم شمار
Movement detector (Pedometer):
در حین فحلی گاو ماده نسبت به سایر دوره ها تحرك بیشتری دارد و مدت كمتری را صرف استراحت و غذا خوردن می كند.لذا در زمان فحلی با استفاده از پدومتری كه به پای گاو بسته می شود می توان میزان مسافتی كه گاو طی كرده اندازه گیری نمود و غیر مستقیم به فحل بودن گاو ماده پی برد.

5-اندازه گیری مقاومت الكتریكی واژن
7-2)استفاده از گاو نر اخته یا آندوژنه:
در این روش امكان آسیب دیدن گاو ماده نسبت به روشهای دیگر بسیار زیاد است لذا كمتر توصیه می شود.

7-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه ای 8- اندازه گیری دمای بدن:
در هنگام فحلی، ابتدا دمای بدن به طور محسوسی كاهش و در نهایت در مدت كوتاهی دمای بدن افزایش می یابد لذا می توان با اندازه گیری دما تا حدودی از فحل بودن گاو ماده مطلع گردید.
تشخیص آبستنی:
تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نكته كه یك گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد كه با كمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح كند. در ذیل تعدادی ار روشهای سنتی و جدید تشخیص آبستنی آورده شده است:
1- بازرسی ركتال
در این روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتویات رحم جهت تعیین تعییرات اندازه یكی از شاخهای رحم كه به دلیل وجود جنین صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسی می شود. از هفته ششم تا هشتم آبستنی اختلاف اندازه

بین دو شاخ رح محسوس تر است.
2- تشخیص آبستنی با اندازه گیری هورمونها:
اندازه گیری هورمونها برای تشخیص آبستنی بویژه اگر در شیر امكانپذیر باشد به دلیل راحتی نمونه گیری مزیتهای بیشتری از روش بازرسی ركتال دارد.
2-1) پروژسترون
جسم زرد در طول آبستنی پروژسترون تولید می كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكریزی حاصل می شود. روشهای اندازه گیری پروژسترون مانند رادیو ایمنو اسی و تست الیزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخیص آبستنی می باشد.
2-2) سولفات استروژن
تعیین تركیباتی كه به وسیله جنین تولید می شود، نسبت به تركیبات تولید شده توسط مادر ارزش بیشتری برای تشخیص آبستنی خواهد داشت. جنین استروژن تولید می كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستنی افزایش می یابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگی نشانه آبستنی است.
3-بالوتمان:
شكم گاو ماده آبستن تقریبا از ماه هفتم آبستنی بزرگتر می شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهی می توان برخورد جنین به دست راپس از بازگشت جنین حس كرد.
4-اولتراسوند:
در این روش از میله درون ركتومی استفاده می شود كه امواج فراصوتی ارسال كرده و امواج منعكس شده را دریافت می كند. طول موج پس از برخورد با جنین زنده و یا جریان خون جنین تعییر می یابد.
جمع بندی:
یكی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود كه این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. با توجه به توسعه تكنیك تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست كه بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشكار می شود. مشكل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر كوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نكته كه یك گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد كه با كمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح كند.
منابع سایت پویاپژوهش...


 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود 1.9 و1.7درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید.
حدود 10 سال قبل تحقیقی انجام شده که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی که دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دستی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود .
شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است .
جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم .
پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک 3 هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان را نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی .
در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است .
مهم ترین نکات جهت یادآوری :
· جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود .
· از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود .
· گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد .
· از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست .
· از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد . بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند .
· از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید .
· آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل 32/0 NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود .
 

Similar threads

بالا