رويكردي تاريخي به مقوله معرفت شناسي در تاريخ فلسفه غرب و فلسفه اسلامي

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
عنوان:
رويكردي تاريخي به مقوله معرفت شناسي در تاريخ فلسفه غرب و فلسفه اسلامي


نويسنده(گان):
قاسم كاكايي، حسن رهبر،


چکيده:
با ورود سوفسطاييان به عرصه تفكر يونان، امكان معرفت ترديدآميز گشت. با وجود اين، افلاطون نخستين كسي بود كه مباحث معرفت شناسي را به طور خاص بررسي كرد و به همين جهت او را به راستي مي توان باني معرفت شناسي ناميد. از اين دوران به بعد، اكثر فيلسوفان به بررسي معرفت و هستي شناسي ادراك پرداختند و اين امر تا عصر جديد ادامه پيدا كرد، هرچند هيچ گاه معرفت شناسي به معناي خاص آن در اين دوران هستي نيافت. در بين فيلسوفان مسلمان نيز همواره علم و نحوه تشكيل آن به بحث گذاشته مي شد اما معرفت شناسي به معناي امروزي آن تا قبل از حكمت متعاليه ديده نشد. نويسندگان در اين مقاله سعي خواهند داشت تاريخچه كاملي را از روند معرفت شناسي از يونان باستان تا ابتداي عصر جديد و از شروع فلسفه اسلامي (كندي) تا قبل از حكمت متعاليه بررسي كنند.


کليدواژگان:
معرفت شناسي، علم، ادراك، يونان باستان، قرون وسطي، فلاسفه اسلامي



_________________________________________
https://www.mediafire.com/?pgdduxpg0dx7ejy
 
بالا