دست خطی زد دل برای مولایمان علی..........(دلنوشته ها)

صدای سکوت

عضو جدید
کاربر ممتاز
.
.
سلام
این تاپیک واسه دلنوشته ها دردو دلا و........ من شماست به مولامون علی

راستش این روزا با شنیدن نوای مناجات امیرالمونین خیلی از دلا میگیره

خیلیا دلشون میخواد نجف کنار قبر مولا باشن ودردودل کنن

این تاپیکوزدیم تا هر چی و هر جا و
نه تنها ماه رمضون هر وقت خواستی به مولا بگی

هرچه میخواهد دل تنگت بگو
......
انشا الله که صداتومولا میشنوه

یا علی گفتیم تا با علی باشیم

 
آخرین ویرایش:

صدای سکوت

عضو جدید
کاربر ممتاز
از تو زیاد شنیده ام ولی...
هیچ کجا ردی از یادت نمانده است
همه به لفظ علی گویند همه از عدل و انصافت میزنند همه..........اما هیچ جا دیگر تونیستی

بچه که بودم اولین قدم را با نام توبرداشتم،
زمین که خوردم مامان گفت بگو یا علی و پاشو
بابا گفت نترس یا علی بگو و قدم بعدیو بردار
هر وقت کاری خواستم انجام بدم بهم گفتن یه یا علی بگو همه چی حله
کاریو بدونامت انجام ندادم باورم این شد که اسمت بهم قدرت میده آخه تو شیرحقی حیدر کرار فاتح خیبر....
و چه حیف کسی نگفت از یا علی گفتن تا با علی بودن فاصله بسیار است

همیشه اسمت همه جا بود ،همیشه اسمت هست و شکر که بزرگیت در نامت نهفته است
از داستانهات از دلاوری هات از عدالتت از مردانگی هات زیاد شنیده ام اما حیف راه و رسمت هم مثل نهج البلاغه ی خانه خاک میخورد
دیگر کسی را نمیشناسم که با آیینت همراه باشد تو قدیمی شدی یا ما از اصالتمان دوریم؟؟؟؟
.............................
 

مرتضی ساعی

کاربر فعال دفاع مقدس
کاربر ممتاز
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
..........
واقعا که آبروی منی ؛ خودت کمک کن تا ...
 

امالیا

عضو جدید
کاربر ممتاز
امام علی علیه السلام در مورد قلب می فرمایند: به رگی از رگهای این انسان پاره گوشتی آویخته شده که آن شگفترین چیزی است که در اوست و آن قلب است که برای آن اوصاف پسندیده و صفات ناپسندیده ای است بر خلاف آنها: اگر امید و آرزو به آن رو کند طمع و آز خوارش می گرداند و اگر طمع در آن بجوش آید حرص تباهش سازد و اگر نومیدی به آن دست یابد حسرت و اندوه میکشدش و اگر غضب و تندخویی برای آن پیش آید خشم به آن سخت گیرد و اگر رضا و خشنودی آنرا همراه شود خودداری (از ناپسندیده ها) را فراموش نماید و اگر ترس ناگهان آنرا فرا گیرد دوری جستن (از کار) مشغولش سازد و اگر ایمنی و آسودگی آن فزونی گیرد غفلت آنرا می رباید و اگر به آن مصیبت و اندوه رخ دهد بیتابی رسوایش نماید و اگر مالی بیابد توانگری یاغیش گرداند و اگر بی چیزی آن را بیازارد بلا و سختی گرفتارش کند و اگر گرسنگی بر آن سخت گیرد ناتوانی از پا درآوردش و اگر سیری به آن بسیار گشته از حد بگذرد شکمپری به رنج اندازدش . پس هر کوتاهی از حد آن را زیان رساند و هر بیشی در حد آن را تباه گرداند.(بنابراین قلبی که اعتدال و میانه روی را از دست نداده بحکمت رفتار کند دارنده آن سود دنیا و آخرت را دریابد)
التماس دعا
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
ازتو زیاد شنیدهام ولی فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:

دلــــــــــــــم.....!!!
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
حضرت علی (ع) در واپسین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود: شما را به پرهیزکاری سفارش می‌کنم و به اینکه کارهای خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید. یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید. قرآن را برنامه عملی خود قراردهید. نماز را بسیار گرامی بدارید که ستون دین شماست.
 

آقای سعید حیدری

عضو جدید
کاربر ممتاز
یا علی سایه پدر و مادرمو کم نکن از سرم ، من مثه حسین و حسن تو نیستم که بتونم درد یتیمی تحمل کنم ، یا علی مریضا رو شفا بده ، من زینب و حسن و حسین نیستم ببینم زهر شمشیر تنم پدرم اونو از پا در میاره نمی تونم تحمل کنم ضرب سینه مادرم زهرا را از پا در میاره ، یا علی خودت کمک کن
 

sabahat

عضو جدید
کاربر ممتاز
بچه ها حرم آقا اینقدر صمیمیه.... انگار تو خونه باباتون هستین......

یه دست مهربون رو سرتونه.......

اینه که میگن حضرت علی ع پدر امت هستند.....

ای کعبه به خود مناز.....
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
بچه ها حرم آقا اینقدر صمیمیه.... انگار تو خونه باباتون هستین......

یه دست مهربون رو سرتونه.......

اینه که میگن حضرت علی ع پدر امت هستند.....

ای کعبه به خود مناز.....
خلوت گری عشق علی(ع)
امیرالمؤمنین(ع) با همه ی عظمت و بزرگی، به درگاه خدا رو می آورد و با او خلوت و زمزمه می کرد. و چنین با خدا می گفت: «خدایا، گناهی را از من بیامرز که تو از من بدان داناتری. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدایا، گناهی را از من بیامرز که از درونم وعده کردم و بدان وفا کردنی در نزد من برایش نیافته ای. خدایا، گناهی را از من بیامرز که به زبانم خواسته ام به سوی تو تقرّب بجویم، سپس قلبم با آن مخالفت کرده است. خدایا به گوشه ی چشم اشاره کردن ها و سخنان بیهوده گفتن ها و خواسته های ناروای دل و لغزش های زبان را از من بیامرز.»
 

eng shimi

عضو جدید
کاربر ممتاز
بچه ها حرم آقا اینقدر صمیمیه.... انگار تو خونه باباتون هستین......

یه دست مهربون رو سرتونه.......

اینه که میگن حضرت علی ع پدر امت هستند.....

ای کعبه به خود مناز.....

خوش به سعادتت

اونقدر دلم می خواد برم اونجا
دعا کنید قسمتم بشه
:cry:
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
امام علی (ع) علاوه بر نسبت خویشاوندی و دوستی با پیامبر اسلام (ص) و یاور و همراه بودن در تمام مراحل زندگی و تمام صحنه های مختلف دفاع از اسلام و تبلیغ رسالت آن حضرت بود، و علاوه بر این که در دامان پیامبر (ص) پرورش یافته و داماد آن حضرت بود، خود شخصاً دارای امتیازات، شخصیت و ویژگی­های برجسته و ممتازی بود که به جز پیامبر اسلام (ص) هیچ انسانی به آن درجه از کمالات روحی و معنوی دست نیافته است.عمق معرفت و ایمان حضرت علی(ع) به مبدأ و معاد، وحی و نبوت و به طور کلی غیب عالم هستی، علم و عمل و اخلاص وصف ناپذیر وی در صحنه­ های مختلف زندگی، شجاعت مثال زدنی، زهد و تقوا، ایثار و گذشت، حلم و بردباری، قناعت و سخا، کمال وجودی و جامعیت آن حضرت نسبت به همۀ ارزش های انسانی و خصلت­ها و کمالاتی که دست یابی به آنها برای یک انسان والا امکان پذیر است و بالاخره دارا بودن تمام صفات لازمۀ اولیاء الله، از صفات و ویژگی­های امیر مؤمنان علی(ع) است. مقام علمی و معصوم بودن از هر خطا و گناه و رسیدن به مقام امامت، از دیگر صفات آن حضرت است.این همه امتیاز و صفات و خصائص اخلاقی، معلول لیاقت، همت و تلاش خود آن حضرت است، بدون در نظر گرفتن هر گونه نسبت خویشاوندی به پیامبر (ص)؛چرا که پیامبر (ص) خویشاوندان زیادی داشت، ولی هیچ یک از آنان نتوانستند به مقام حضرت علی (ع) برسند. البته کسی که در مکتب پیامبر (ص) پرورش یافته، طبیعی است که این ویژگی­های اخلاقی و کمالات را مرهون پیامبر (ص) و مکتب او است.
 

mary69

عضو جدید
کاربر ممتاز
شيعه همه جا رهبر و مولاش علي است
دنياش علي بوده و عقباش علي است
بي‌مهر علي زهد ابوذر همه هيچ
سلمان كه محمدي است آقایش علي است

 

mary69

عضو جدید
کاربر ممتاز
بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست
این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است
حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است


 

mary69

عضو جدید
کاربر ممتاز


آقا خیلی دوست دارم اگر قبولم داشته باشی تا آخر عمر نوکر خودتو فرزندانتم هستم . اقای بزرگوارم میشه شفاعتمو بکنی. دلم گرفته به کمکت نیاز دارم بیشتر از همیشه تو رو خدا مددی برسان.
 

mary69

عضو جدید
کاربر ممتاز
چشمه هايى از دانش على(ع)



چشمه اول

يكى از علماى يهود نزد والى آمد و گفت: آيا تو جانشين پيامبر اين امت هستى؟ او گفت: آرى. يهود گفت كه ما در تورات ديده ايم كه جانشينان پيامبران در ميان امت آنان، دانشمندترين آنان است. پس مرا آگاه كن كه خداى تعالى كجاست، آيا در زمين است يا در آسمان؟
او گفت: او در آسمان و برعرش است. يهودى گفت در اين صورت زمين از وجود خدا خاليست و بنا به قول تو در جايى هست و در جايى نيست.
والى برآشفت و گفت: از نزد من دور شو وگرنه تو را مى كشم! يهودى در حال تعجب از اين سخن از نزد وى دور شد. در همين حال على(ع) از مقابل او عبور كرد و فرمود: اى يهودى، آنچه پرسيدى و آن چه در پاسخ شنيدى من مى دانستم. ما مى گوييم خداى عزوجل جا و مكان را آفريد و براى او جا و مكانى نيست و بالاتر از اين است كه مكانى او را در برگيرد بلكه او هر آن چه را كه در مكان است فراگرفته است و چيزى وجود ندارد كه از حيطه تدبير او بيرون باشد و براى تأييد صحت آن چه گفتم از كتاب خود شما خبر مى دهم و اگر دانستى كه درست است آيا ايمان مى آورى؟
يهودى گفت: آرى
فرمود: آيا در بعضى كتاب هاى خود نديده ايد كه روزى موسى بن عمران نشسته بود، ناگاه فرشته اى از جانب شرق نزد او آمد و موسى از او پرسيد از كجا آمدى؟ گفت: از جانب خداى عزوجل و فرشته اى از سوى مغرب سوى او آمد. موسى بدو گفت از كجا آمدى؟ گفت از نزد خداى عزوجل. آنگاه فرشته ديگرى نزد او آمد و گفت از آسمان هفتم و از نزد خداى عزوجل آمده ام و سپس فرشته اى ديگر آمد و گفت از زمين هفتم و از جانب خداى عزوجل آمده ام. موسى(ع) گفت: منزه است آن خدايى كه جايى از او خالى نيست و به همه جا نزديك است. يهودى گفت: گواهى مى دهم كه اين سخن حق است و باز گواهى مى دهم كه تو سزاوارترى به جانشينى پيامبرت.

چشمه دوم

پس از رحلت پيامبر(ص) جماعتى از يهوديان به مدينه آمده و گفتند در مورد «اصحاب كهف» قرآن شما مى گويد كه اصحاب كهف سيصد و نه سال در غار خوابيدند در صورتى كه در تورات باقى ماندن آن ها در غار سيصد سال قيد شده و اين دو با هم مغايرت دارند.
در برابر اين اشكال و ايراد نه تنها خليفه بلكه همه صحابه از پاسخگويى عاجز ماندند. بالاخره دست توسل به دامان حلال مشكلات على(ع) زدند. حضرت فرمود: خلاف و تضادى در بين نيست زيرا از نظر تاريخ آن چه نزد يهود معتبر است، سال شمسى است و در نزد عرب سال قمرى است وتورات به لسان يهود نازل شده و قرآن به لسان عرب و سيصد سال شمسى، سيصد و نه سال قمرى است.
چشمه سوم
مردى شخصى را كشته بود. خانواده مقتول شكايت نزد حاكم بردند. او دستور داد قاتل را در اختيار پدر مقتول گذارند تا به حكم قصاص او را به قتل رساند، پدر مقتول دو ضربت سخت بر آن مرد زد و يقين به مرگ او نمود ولى چون رمقى از حيات داشت، كسان وى از او پرستارى كردند و مدارا نمودند تا پس از شش ماه بهبودى كامل يافت. پدر مقتول روى او را در بازار ديد تعجب كرد و چون نيك شناخت، گريبانش را گرفت و نزد حاكم آورد. او براى بار دوم دستور داد كه سر از تن او برگيرند. قاتل از على(ع) استغاثه نمود آن حضرت فرمود: اين چه حكمى است كه بر اين مرد مى كنى؟
حاكم گفت: يااباالحسن اين شخص قاتل پسر اوست و به حكم «النفس بالنفس» بايد كشته شود. حضرت فرمود آيا مى شود كسى را دو بار كشت؟ او متحير ماند و سكوت كرد.
آنگاه على(ع) به پدر مقتول گفت: مگر قاتل پسرت را با دو ضربه نكشتى؟ عرض كرد كشتم ولى او زنده شد و اگر مجدداً او را نكشم خون پسرم هدر مى شود!
على (ع) فرمود: در اين صورت بايد آماده شوى اول به قصاص دو ضربتى كه به او زدى او هم دو ضربت به تو بزند، آنگاه اگر تو زنده ماندى او را بكش!
پدر مقتول گفت: يا اباالحسن آيا قصاص از مرگ سخت تر است و من از اين موضوع درگذشتم. آنگاه با هم مصالحه نموده و آشتى كردند.

 

sabahat

عضو جدید
کاربر ممتاز
خدای گفته به قرآن گناه ممنوع است
که در
مسیر علی ع اشتباه ممنوع است

نوشته بر در دوزخ به خط لم یزلی
ورود
شیعه بدین جایگاه ممنوع است

--- محمدحسن فرحبخشیان--
 

sabahat

عضو جدید
کاربر ممتاز




به نام خداروزی دو نفر نشسته بودند و نان میخورند، یکی 5 قرص نان داشت و دیگری 3 قرص.
کسی نزد آنان آمد و سلام کرد، گفتند بنشین و غذابخور.
مرد نشست و همراه آندو غذا خورد، موقع رفتن 8 درهم به آنها داد در مقابل غذایی که خورده بود.
در تقسیم 8 درهم دو نفر به توافق نرسیدند، آنکه 5 قرص نان داشت میگفت 5 درهم برای من و سه درهم برای تو، و دیگر میگفت باید 4 درهم برای من و 4 درهم برای تو باشد...
برای قضاوت نزد آقا امیرالمومنین ع رفتند. آقا فرمودند، به آنکه سه قرص نان داشت ،سه درهم را بگیر چون دوستت آنچه حق تو بوده به تو داده است....حق خالص تو
یک درهم است. ولی مرد نپذیرفت و گفت باید برایم دلیل بیاورید تا راضی شوم.


امام فرمودند ( به آنکه سه قرص نان داشته ): اگر هر یک از 8 قرص نان سه
قسمت شود، 24 قسمت می شود، حال اگر یکی از شما بیشتر یا کمتر خورده باشد، معلوم نیست. پس درخوردن مساوی هستید.
پس تو هشت قسمت خوردی در حالی که 9 قسمت داشتی( پس یک قسمت برای تو مانده) و دوستت 8 قسمت خورده در حالی که 15 قسمت داشته ( پس 7 قسمت برای دوستت مانده).............. پس یک درهم نصیب تو میشود......


مرد گفت راضی شدم.
...........................
دانشنامه امیرالمومنین بر پایه قرآن( البته خلاصش کردم)


 

Similar threads

بالا