[خوشنویسی] - خطوط ايرانى

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
خطهاى ايرانى تعليق، نستعليق و شکسته نستعليق مى‌باشد. با ضابطه‌مند شدن خط تعليق در دوران صفويه، مقدمات ظهور نستعليق فراهم شد. اين دو خط در ميان ايرانيان و ملل ترک وارد و زبان رشد يافت و سهم مهمى در پيشبرد خوشنويسى اسلامى داشت. خط شکسته نيز از ابداعات ايرانياناست که در پيوند با تعليق و نستعليق قرار دارد.

تعلیق- نستعلیق -شکستهٔ نستعلیق

تعليق

از قرن پنجم هجرى در نسخ تحريرى (شيوهٔ ايراني)، بتدريج دگرگونى‌هايى پديد آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ايرانى خطى بوجود آمد که مقتبس از آن و نيز خط توقيع و رقاع بود و بنام خط تعليق کمال و رواج يافت. اين خط در تحرير کتاب‌ها و ديوان‌هاى شعر يکار مى‌رفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت.


نياز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پيوستگى حروف و کلمات مجاز شود و خطى بوجود آمد که شکسته تعليق ناميده شد. اين قلم خاص کاتبان ديوان بود که گاهى ”ترسّل“ نيز ناميده شده است. امروزه خطاطان ايرانى با تعليق کمتر آشنايى دارند. پس از رواج خط تعليق، عثمانى‌ها و مصرى‌ها در آن تصرفاتى موافق با سليقه خود ايجاد کردند و شيوهٔ خود را ”ديواني“ ناميدند.
نستعليق

در بين انواع خوشنويسى که از ابتداى اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعليق زيباترين نوع خوشنويسى محسوب مى‌شود؛ بطورى که آن را ”عروس خطوط اسلامي“ لقب داده‌اند. نستعليق که آميختهٔ دو خط تعليق و نستعليق گفته شده، توسط ميرعلى تبريزى به کمال دست يافت و حرکتى نو آغاز شد.


خط نستعليق از همهٔ شرايط زيبايى برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزوني، استواري، تناسب، حسن ترکيب و هم‌آهنگى ذوق و سليقه. علاوه بر زيبايى منظر، سهولت و سرعت تحرير نستعليق و نيز آسانى قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعليق خطى است با قاعده و حروف اين خط را ملهم از زيبايى طبيعت دانسته‌اند.

در سى - چهال سال اخير تا امروز توجه به خط نستعليق روزافزون بوده است و خوشنويسانى توانا در اين زمينه ظهور کرده‌اند. از هنرمندان خوشنويسى نستعليق معاصر که در ترويج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترويج اين نوع خط شده‌اند، مى‌توان از عماد‌الکتاب، سيد حسين ميرخاني، سيد حسن ميرخاني، على‌اکبر کاوه را مى‌توان نام برد.

اصول خط نستعليق امروزه همان است که ميرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سيزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شيوۀ ميرعماد تغييراتى ايجاد کرد که در زيباتر شدن و تطبيق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسى داشت. ميرزا غلامرضا اصفهانى نيز از هنرمندان همين دوره است که نستعليق را بسيار استادانه مى‌نوشت.

بهرحال بارزترين مشخصهٔ نستعليق زيبايى آن است.
شکستهٔ نستعليق

از انواع خوشنويسى ايران، خط شکسته نستعليق است که داراى پيچش‌ها و حرکت‌هاى بسيار زيبايى است. مشخصهٔ بارز آن روان‌نويسى و تندنويسى است.

اين خط از ابداعات ايرانيان است که مستقيماً در پيوند با تعليق و نستعليق مى‌باشد. از اوايل قرن يازدهم و آخر دورهٔ صفويه، خط شکسته نستعليق بدليل کثرت کاربرد و نياز به تندنويسى بوجود آمد. مهم‌ترين خوشنويس اين خط، درويش عبدالمجيد طالقانى (نيمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته نستعليق را از نستعليق در اوايل قرن يازدهم به مرتضى قليخان شاملو و برخى نيز به محمد شفيع هروى معروف به شفيعا نسبت داده‌اند.

هنرمند ديگر اين خط سيد على اکبر گلستانه در قرن سيزدهم است که شيوهٔ درويش عبدالمجيد را ادامه داد.

شکسته نستعليق بعد از يک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنويسان واقع شده است. حروف و کلمات در اين نوع خوشنويسى از شکل‌هاى متنوع زيبايى برخوردار است. حرکت در اين خط از نستعليق آزادتر است.

از شکسته نستعليق براى نوشتن متن‌هاى ادبى و شاعرانه فارسي، پيام‌هاى شاد و کارت‌هاى تبريک بهره گرفته مى‌شود اين نوع خوشنويسى در نقاشيخط و گرافيک نيز کاربرد وسيعى دارد.


منبع:aftabir
 

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
خط تعليق

خط تعليق

برخي از محققان معتقدند که نَسخِ شيوه ايراني يا خط تحريري که تحت تأثير خط‌هاي باستاني ايراني همچون پهلوي و اوستايي نوشته مي شد در شکل گيري خط تعليق مؤثر بوده است.​
پيدايش شکل‌هاي ابتدايي خط تعليق را برخي محققان بين سده‌هاي چهارم تا ششم هجري تخمين زده‌اند و برخي قديمي‌ترين نمونه‌هاي خط تعليق را مربوط به سده نهم هجري ذکر کرده‌اند. با اين وجود کهنترين نمونه‌هاي به جا مانده از تعليق و شکسته تعليق در ايران، سندي متعلق به سده هشتم هجري و سند ديگري متعلق به سده نهم سند صادره از بقعه شيخ ابواسحاق کازروني است. شايد قديمي‌ترين سندي که به خط تعليق در دست است فرمان ايلخان گيخاتو نوه‏ هولاکو باشد که «نخستين فرمان فارسي ايلخانان» لقب گرفته است. اين سند که درباره‏ حفظ منافع موقوفه‏ يک خانقاه است در شمال غرب ايران صادر شده و تاريخ را دارد.
اسناد متعدد به‌جا مانده از سده دهم هجري و تدوين رساله‌هايي درباره قواعد نگارش تعليق در آن سده، نشان مي‌دهد که خط تعليق در سده دهم رواج بسيار داشته است. برخي از خوشنويسان ايراني که در اواخر عمر شاه طهماسب صفوي به عثماني مهاجرت کردند، خط تعليق را به‌تدريج در اين نواحي و نيز در مصر رواج دادند. عثمانيان بنا به ذوق و سليقه خود در تعليق ايراني تغييراتي به‌وجود آوردند؛ در تعليق عثماني نيم دايره‌هاي آخر حروفِ مدور، بزرگتر است . کاتبان دربار عثماني شيوه خود را «ديواني» ناميدند. منسوب به «ديوان» يا بخش اداري دربار. اين خط هنوز به دو شيوه «ديواني خفي» و «ديواني جلي» در کشورهاي عربي متداول است .
خط تعليق تا سده دهم هـ.ق در ايران رواج کامل داشت؛ اما با پيدايش و کاربرد وسيع خطنستعليق که دومين شيوه اختصاصي ايرانيان در خوشنويسي بود، همزمان با انتقال پايتخت به اصفهان در دوره صفوي، خط تعليق رفته رفته به فراموشي سپرده شد. شکل گيري خط شکسته‌نستعليق که سومين خط ويژه ايرانيان بود نيز کاربرد تعليق را بيش از پيش کاهش داد. اين روند به آرامي تا پايان سده دوازدهم هجري ادامه داشت تا آنکه پيشرفت و رواج چشم‌گير خط شکسته‌نستعليق توسط درويش عبدالمجيد طالقاني موجب فراموشي کامل خط تعليق شد. خط تعليق يکي از پايه‌هاي مهم “‌خط نستعليق و شکسته نستعليق به‌شمار مي‌رود.
خط تَعليق يا ترسل اولين شيوه از خوشنويسي اسلامي است که خاص ايرانيان پديد آمده است. به نظر مي‌رسد اين شيوه از خوشنويسي در اواسط سده هفتم از ترکيب و توسعه دو خط توقيع و رقاع و تحت تاثير خطوط ايراني پيش از اسلام و با توجه به ذوق و روحيه ايراني به‌وجود آمده باشد.
نمونه‌اي از خط تعليق بخط خواجه اختيار منشي گنابادي
خط تعليق را مي‌توان نخستين خط کاملا ايراني دانست. درواقع اين شيوه اولين نوع خوشنويسي بود که براي خط پارسي که از عربي منشعب شده بود، ابداع گشت و در آن علامت‌هاي زير و زبر و پيش به‌کار نمي‌رفت. تعليق خطي تودرتو و متصل به‌هم است و کلمات و حروف در آن يکنواخت نوشته نمي‌شوند، يعني گاهي بزرگ و گاهي ريزند. خط تعليق دواير زياد، حروف مدور و قابليت فراوان در ارائه ترکيب‌هاي متنوع را دارد. به همين سبب بيشتر در بين افرادي رواج داشت که از نظر سواد و ميزان آشنايي با خط در سطح بالايي بوده‌اند. اين خط ويژه کاتبان دربارها و ديوان‌هاي حکومتي بوده از اين رو اين خط به تدريج کاربرد خود را از دست داده است.

اين خط حدود يکهزار سال رواج کامل داشت و پس از آن رفته رفته با پيدايش نستعليق و سپس شکسته نستعليق از رواج آن کاسته شد و رونق سابق را از دست داد. عده‌اي ابداع اين خط را به خواجه تاج سلماني اصفهاني نسبت مي‌دهند. اما در واقع او اين خط را قانونمند کرد و بعدها به وسيله خواجه عبدالحي منشي استرابادي براي آن قواعد و اصول بيشتري به‌وجود آمد.

خط تعليق، زمينه‌ساز پيدايش دو خط ديگر ايراني يعني نستعليق و شکسته نستعليق بود. رواج و رونق اين دو خط از کاربرد تعليق کاست تا جايي که تقريباً به بوته فراموشي سپرده شد.
..........................................................
خط تعليق در نگاه شاعران

مولانا در دفتر ششم مثنوي آورده
مدرسه و تعليق و صورت‌هاي وي چون به دانش متصل شد گشت طي
در خمسه نظامي (خردنامه) آمده
به تعليق آن درس پنهان نويس که نقشي عجب بود و نقدي نفيس
عطار در غزلياتش گفته
درس اسرار است نقش جان تو در نه تعليق و نه تکرار کن
قاآني مي گويد
اي زلف تو پيچيده تر از خط ترسل بر دامن زلف تو مرا دست توسل
ملک الشعراي بهار در غزلياتش آورده
به گلگشت جنان گل مي‌فرستم به رضوان شاخ سنبل مي‌فرستم
به قابوس و به صابي از رعونت خط و شعر و ترسل مي‌فرستم


منبع:islamicart
 

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
خط نستعليق

خط نستعليق

نستعليق

در بين انواع خوشنويسي که از ابتداي اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعليق زيباترين نوع خوشنويسي محسوب مي‌ شود؛ بطوري که آن را'عروس خطوط اسلامي' لقب داده‌اند. نستعليق که آميخته دو خط تعليق و نستعليق گفته شده، توسط مير علي تبريزي به کمال دست يافت و حرکتي نو آغاز شد. خط نستعليق از همه شرايط زيبايي برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزوني، استواري، تناسب، حسن ترکيب و هم‌آهنگي ذوق و سليقه. علاوه بر زيبايي منظر، سهولت و سرعت تحرير نستعليق و نيز آساني قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعليق خطي است با قاعده و حروف اين خط را ملهم از زيبايي طبيعت دانسته‌اند. در سي - چهل سال اخير تا امروز توجه به خط نستعليق روزافزون بوده است و خوشنويساني توانا در اين زمينه ظهور کرده‌اند. از هنرمندان خوشنويسي نستعليق معاصر که در ترويج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترويج اين نوع خط شده‌اند، مي ‌توان از عماد ‌الکتاب، سيد حسين ميرخاني، سيد حسن ميرخاني، علي ‌اکبر کاوه را مي‌ توان نام برد. اصول خط نستعليق امروزه همان است که ميرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سيزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شيو? ميرعماد تغييراتي ايجاد کرد که در زيباتر شدن و تطبيق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسي داشت. ميرزا غلامرضا اصفهاني نيز از هنرمندان همين دوره است که نستعليق را بسيار استادانه مي ‌نوشت. بهرحال بارزترين مشخصه نستعليق زيبايي آن است.

تاريخچه

خط نستعليق دومين خط خاص ايرانيان مي‌باشد که پس از خط تعليق در در اواخر سده هشتم و اوايل سده نهم هجري يعني در عهد تيموري پا به عرصه وجود گذاشت. ابداع خط نستعليق را به مير علي تبريزي نسبت داده‌اند. در رساله‌هاي قديمي خوشنويسي داستاني نقل شده که ميرعلي شبي در خواب پرواز غازهاي وحشي را ديد و حرکات سيال نستعليق را از حرکات نرم بدن اين پرندگان هنگام پرواز الهام گرفت. ميرعلي تبريزي در اوايل قرن نهم هجري و همزمان با تيمور گورکاني مي‌زيسته‌است. هر چند پيش از او نمونه هايي ابتدايي از نستعليق موجود است اما نقش ميرعلي تبريزي در تدوين نستعليق آنچنان مهم و اساسي بود که استادان بعدي از وي به عنوان ابداع کننده نام برده‌اند.
پس از وضع خط نستعليق تقريباً بيشتر کتاب‌هاي فارسي با آن نگارش مي‌يافت . نستعليق به‌سرعت پله‌هاي ترقي را طي کرد و محبوبيتي تمام يافت. به فرمان شاهزاده بايسنقر ميرزا که خود خوشنويسي صاحبنام بود، شاهنامه بايسنقري به‌خط نستعليق جعفر تبريزي کتابت شد که هم اکنون در کتابخانه سلطنتي سابق در موزه کاخ گلستان موجود است. با اين کار نستعليق به‌عنوان خطي رسمي و در رديف خطوط ششگانه مطرح شد.
در سده‌هاي آغازين پيدايش خط نستعليق، دو سبک متفاوت از آن در نقاط مختلف ايران ظاهر شد؛ يکي شيوه جعفر تبريزي و اظهر تبريزي بود که بعدها سلطانعلي مشهدي آن را کامل‌تر کرد و در ناحيه خراسان و اطراف آن متداول شد؛ ديگري شيوه عبدالرحمن خوارزمي، خوشنويس دربار سلطان يعقوب آق قويونلو است که در بخش‌هاي غربي و جنوبي ايران رواج يافت و بعدها فرزندان وي عبدالرحيم و عبدالکريم و پيروانشان، آن را رواج دادند
خط‌شناسان بر اين باورند که از آغاز پيدايش خط نستعليق به مدت يک قرن و نيم، ستاره درخشان آسمان خوشنويسي نستعليق، ميرعلي هروي بود؛ اما هنرمندي ديگر نستعليق را به اوج تکامل و زيبايي رساند. «عماد الحسني قزويني» معروف به «مير عماد» خوشنويسي توانمند بود که آثار گذشتگان، حتي ميرعلي هروي، را تحت‌الشعاع قدرت و صلابت قلم خود قرار داد مير عماد در قرن يازدهم و در دوره صفويه زندگي مي‌کرد و با ابتکار و خلاقيت خود و مهارت بالايي که در نستعليق بدست آورد داراي سبک و مکتبي شد که هنرمندان خوشنويس ساليان بسيار پس از او از شيوه وي پيروي کردند. اين پيروي تاکنون و نزديک به سال است که همچنان کم و بيش ادامه دارد.

پس از ميرعماد نستعليق کم کم جايگاه رفيع خود را در خوشنويسي جهان باز کرد. بسياري از هنرمندان ايران و منطقه هرات را در پي تحولات سياسي رخ داده پس از پايان حکومت تيموري، در سال ديار خود را ترک کردند و به هند رفتند. همچنين پس از قتل ميرعماد به فرمان شاه عباس نيز بسياري از خوشنويسان از دربار صفوي به دربار گورکانيان هند يا عثماني رفتند و خط نستعليق را در آن سرزمين‌ها رواج دادند و از آنجا در بسياري از کشورهاي اسلامي راه پيدا کرد. به‌ويژه در شبه‌قاره هند نستعليق به خط مورد علاقه گورکانيان هند تبديل شد و آثار درخور توجهي در آن سرزمين به خط نستعليق خلق شد.
در ايران پس از رکودي نسبي، که بر اثر افول دولت صفوي روي داد، در اوايل دوره قاجار دوباره نستعليق با قدرت و زيبايي تمام اجرا شد و آثاري ماندگار در اين عرصه به‌وجود آمد و هنرمندان بزرگي ظهور کردند.
سپس در قرن سيزدهم سبک و شيوه جديدي در نستعليق بوجود آمد. اين کار به‌وسيله هنرمندي به نام «محمدرضا کلهر» صورت گرفت. در زمان کلهر صنعت چاپ به روش چاپ سنگي به ايران آورده شد. ظريف بودن حروف مانعي براي چاپ سنگي نستعليق بود و همين امر سبب گرديد که کلهر با تغييراتي در سبک و روش مير عماد شيوه تازه‌اي را براي نستعليق بوجود آورد که مناسب براي صنعت چاپ باشد.
در اواخر دوره صفوي با شکستن حروف و تندنويسي خط نستعليق شيوه‌اي معروف به شکسته در ايران رايج شد که خود خطي مستقل است و سومين خط ايراني به‌حساب مي‌آيد و خوشنويسان در اين عرصه نيز آثاري بديع پديد آورده‌اند.
امروزه هرچند با توسعه صنعت چاپ کاربرد کتابت نستعليق محدود شده اما بسياري از خوشنويسان ايراني در نهايت قدرت به خلق آثار هنري قابل توجهي در اين شيوه پرداخته‌اند. صدها و بلکه هزاران نمايشگاه خوشنويسي طي سال‌هاي گذشته در داخل ايران يا کشورهاي ديگر برگزار شده و کتاب‌ها و آلبوم‌هاي ارزشمندي در اين باب چاپ شده است. مي‌توان گفت هرگز در طول تاريخ اينچنين قطعات مختلف هنري به‌ويژه در ابعاد بزرگ و قلم جلي نگاشته نمي‌شده است. در دهه‌هاي اخير هنرمنداني خط نستعليق را با روش‌هاي نقاشي ترکيب کرده‌اند و نوعي زمينه هنري بنام نقاشيخط بوجود آورده‌اند.


منبع:islamicart
 

Similar threads

بالا