[خوشنویسی] - جایگاه فارس در هنر خوش نویسی

دانشجوي كامپيوتر

دستیار مدیر تالار هنر

نویسنده: محمود طاووسی
چکیده

کاتبان و خوش نویسان فارس همواره در عرصه ی هنرخوش نویسی و کتابت و تذهیب و کتاب آرایی اهمیت فراوانی داشتند، هرچند این پارسیان بودند که اصولاً برای نخستین بار در دو هزار و پانصد سال پیش به خط دست یافتند و آثار ماندگاری در تاریخ ایران از خود به جای گذاشتند و سپس همین پارسیان ساسانی بودند که ادامه دهندگان راه نیاکان خود هخامنشیان بودند. پس از اسلام نیز هنرمندان خوش نویس پارس به ویژه از قرن های هفتم و هشتم پا به پای شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی در میدان هنر خوش نویسی و کتابت در گسترش زبان و ادب پارسی گام های مهمی برداشتند و در دوره قاجاریه یکی از سه مکتب بزرگ خوش نویسی را در کشور ایجاد کردند. بزرگ هنرمندانی چون نی ریزی وصال شیرازی و فرزندش و خاندان ارسنجانی تأثیرگذاری فراوانی در شکل دهی خوش نویسی ایران داشتند و آثاری از خود به یادگار نهاده و شاگردانی پرورش داده اند که تداوم بخش مکتب هنری آنان بود وآثاری به جای مانده از آنان همواره مورد توجه هنرشناسان بوده و خواهد بود.

سخن گفتن از هنر خوش نویسی و خوش نویسان فارس که پهنه ای به درازی تاریخ ایران دارد کار کوچکی نیست که بتوان در فرصتی اندک بدان پرداخت. فارسی ها یا پارسیان نخستین قومی بودند که در حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح، یعنی دو هزار و پانصد سال پیش از امروز نخستین کتیبه های خود را بر دل کوه ها و الواح سنگی نوشتند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند و اولین خط را به ایرانیان اهدا کردند.
زیبایی نگارش خط فارسی باستان با الفبای میخی چنان است که حتی امروز با وسایل پیشرفته نیز نمی توانند چنان زیبا و یک دست و چشم نواز نوشت. این نحوه ی نگارش تا بر افتادن تمدن و فرهنگ بلند مرتبه ی هخامنشیان پارسی یعنی تا 330 سال پیش از میلاد رواج داشت و با تسلطی که یونانیان به این سرزمین اهورایی یافتند و تداوم حضور سرداران اشغال گر آن ها به مدت حدود یک سده، خط میخی و نگارش آن خط به فراموشی سپرده شد. اما هرگز ایرانیان سعی در آموختن شیوه ی نگارش به یونانی و نوشتن با الفبای یونانی نکردند و الفبایی دیگر از همسایگان غربی خود، آرامی ها به رعایت گرفتند و این نوشتن با الفبای تازه را که برابر ذوق خود آن را سر و سامان دادند به مدت حدود ده سده در این سرزمین رواج داشت که به خط و الفبای پهلوی معروف شد، زیرا این الفبا را نخستین بار پرتوها یا پارت ها به کار بردند و خط پهلوی منسوب به آنان است و کتیبه ها و نوشته های بسیاری به این خط برای ما در زمینه های گوناگون باقی مانده است. از الفبای نه چندان رسای پهلوی در زمان پارسیان ساسانی، الفبایی جدید برای نگارش کتاب مقدس آنان، اوستا، فراهم آورد که اوستا را با آن نگاشتند و این الفبا و خط به اوستایی معروف گردید که تا امروز نیز این خط هم چنان کتابتی دینی زردتشتیان در سراسر جهان است.
لکن با طلوع دین مقدس اسلام و اسلام آوردن ایرانیان، خط و الفبای پهلوی در سده های اول و دوم هجری به مرور متروک گردید. در برخی از نسخ بازمانده به خط پهلوی و اوستایی هنرخوش نویسی به آن خط نمایان است.
اما با ظهور اسلام ایرانیان مسلمان از الفبای عربی- کوفی برای نگارش زبان خود با سامان دادن آن الفبا- به طوری که بتوانند مفاهیم زبان فارسی را با آن بنویسند، خط تازه ی خود را ایجاد کردند. این خط که مأخوذ از الفبای کوفی بود چندان آسان نبود، لذا زیاد مورد توجه ایرانیان قرار نگرفت، هرچند دیگر مسلمانان سرزمین های دیگر اسلامی نیز در هر منطقه به مرور ایام تغییراتی در آن دادند و خط اشکال گوناگونی پیدا کرد و این شکل های تازه کوفی، به نام همان سرزمین هایی که در آن دخل و تصرف نموده بودند، خوانده شد و هر قوم سعی کردند که آن خط را برای نوشتن قرآن، کتاب مقدس خود، به شیوه ای رساتر تبدیل سازند و بر زیبایی ظاهری آن نیز بیافزایند و از این رو کاتبان و نویسندگان قرآن هر یک بنا بر توانایی خود در اعتلای شکل الفبای کوفی کوشیدند و ابتکاراتی در آن کردند، چنان که تفنن های ثورت گرفته در آن الفبا، در قرن سوم هجری به حدود سی شکل گوناگون رسید.
برخی از صاحب نظران نیز رساله هایی در چگونگی خط و کتابت تنظیم نمودند و این تلاش ها تا اواخر قرن سوم هجری هم چنان ادامه داشت و خط کوفی بدین گونه راه اعتلا و تکامل خود را می پیمود تا این که ابن مقله ابوعلی محمد (272-318 ه. ق) از خط کوفی خط جدیدی ابداع کرد که به خط نسخ معروف شد و در دهه های اول قرن چهارم هجری این خط که نگارش آن ساده تر بود جانشین خط های متنوع کوفی شد. هرچند در نوشتن قرآن ها از این تاریخ از خط نسخ استفاده گردید لکن خوش نویسان از خط کوفی و اشکال گوناگون آن برای تزیین قرآن و آثار مکتوب خود و نیز تزیین محراب ها و سطوح جانبی مسجدها و غیره استفاده می کردند.
در این راستا و زمان که خط نسخ درمرکز خلافت اسلامی بغداد رواج و شیوع پیدا کرده بود، حسن بن حسین بن علی فارسی کاتب، از خط نسخ و شاخه های آن یعنی، ثلث و رقاع، توانست خط تعلیق را ایجاد کند. وی در روزگار عماد الدوله و عضدالدوله دیلمی (320-372ه. ق) می زیست. او بیش تر مراسلات را به خط ابداعی خود یعنی تعلیق می نگاشت و در حقیقت می توان گفت که خط تعلیق خطی ایرانی بود که مدت ها در تزیین نوشته ها و نیز تهیه احکام و فرمان های حکومتی به کار می رفت.
از همین روزگار است که هر یک از خوش نویسان ایرانی در نگارش خود ابتکاراتی به کار می بردند و در نتیجه خط نسخ شیوه ایرانی که تفاوت هایی با خط نسخ عربی داشت و خواندن آن آسان تر بود پدید آمد که خط نگارشی ایرانیان شد. با توجه به آثار بازمانده از روزگاران گذشته، از سده های چهارم و پنجم قمری به بعد است که دیگر خط فارسی کم کم مشابهت خود را با اصل خود- خط کوفی- کمتر می کند.
بررسی آثار بازمانده ازسده های پنجم تا هشتم و نهم هجری نشان می دهد که این فاصله گیری از اصل عربی زیادتر می شود تا این که خط نستعلیق که ترکیبی از خط نسخ و تعلیق ایرانی است در سده هشتم شکل می یابد (1) و سپس خط شکسته ی نستعلیق را باز ایرانیان ابداع می کنند که در زیبایی سرآمد دیگر خط های ایرانی است.
البته پرداختن به این اشکال و تنوع ها، خود فرصتی و زمانی بیش تر را می طلبد تا بتوان به طور کامل بدان پرداخت، لکن منظور از نوشتن مطالب بالا، مقدمه ای است تا بدانیم که ایرانیان در تکامل بخشی خط اولیه کوفی و رسانیدن آن به درجه ای که امروز دارد و زیبایی های هنری موجود در خط امروز فارسی، نتیجه ی تلاش و هنرآفرینی هنرمندان خوش نویس ایرانی بوده است. معرفی آثار مکتوب بازمانده به خط فارسی و گونه های متنوع آن خود بحثی دیگر را می طلبد که از حوصله ی این مقاله بیرون آمده است. در این میان آن چه گفتنی است این است که هنرمندان سرزمین پارس در طی ده یازده سده ی اخیر در هنر خوش نویسی تأثیرگذاری بسیاری داشته اند وآثاری را پدید آورده اند که در تاریخ هنر ایران، کسی نمی تواند منکر آن گردد.
با بررسی هایی که این جانب انجام داده اند، بدان جا رسیده ایم که در عرصه خوش نویسی، حدود یک صد تن هنرمند پارسی داریم که به امر خوش نویسی پرداخته اند و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته اند که از نظر هنر و زیبایی شناسی، بسیار در خور توجه و بررسی می باشند. یاد کردن حتی تنها نام این تعداد هنرمند خوش نویس شاید از حوصله این نوشته خارج باشد و چنان چه زندگانی مجالی دهد باید به تدوین فرهنگ خوش نویسان پارس به طور مستقل پرداخته شود تا حق مطلب ادا گردد.
در این راستا این نگارنده در جلد شانزدهم دایره المعارف خوش نویسان ایران، تنها به خاندان هنرمند وصال شیرازی پرداخته است و شایسته و لازم است که به طور مفصل، فرهنگ خوش نویسان فارس از سده های گذشته تا پایان قرن سیزدهم هجری نیز با ارایه ی نمونه هایی از آثار هر یک و شرح احوال یکایک آنان پرداخته شود.
چند نمونه مختصری که به دنبال می آید نمونه هایی کوچکی از آن کار بزرگ می تواند تلقی گردد، هرچند هیچ یک کامل نیست و اگر آن ها به طور کامل آورده می شد از حد یک مقاله بیرون می شد یادآوری این مطلب ضروری است که در دوره قاجاریه سه مکتب خوش نویسی تهران، اصفهان و فارس از تأثیرگذارترین مکتب های خوش نویسی در ایران بودند که مکتب فارس از اهمیت بسزایی برخوردار بود و هنرمندانی چون، نی ریزی، خاندان وصال شیرازی و خوش نویسان خاندان ارسنجانی مهمترین اثرگذاری را در خوش نویسی ایران داشتند .(2)

احمد نی ریزی
میزا احمد نی ریزی بزرگ ترین خوش نویس خط نسخ و معروف ترین خوش نویسان ایران در این شیوه، فرزند شمس الدین محمد نی ریزی است. از سال تولدش آگاهی نداریم، لکن می دانیم که سنین طفولیت را در زادگاهش به اکتساب مقدمات علوم پرداخته و در جوانی به قم و سپس اصفهان رفته و در آن جا اقامت گزیده است و به خاطر هنر ارزنده اش مورد توجه آخرین شاهان صفوی واقع شده طرف عنایت فراوانی قرار گرفته است.
نی ریزی خط نسخ را به کمال رسانیده و شیوه ای خاص برای کتابت نسخ برگزیده که بعدها بسیاری پیروی از او نموده اند. وی به جز نسخ، خطوط ثلث و رقاع را نیز نیکو می نوشته است.
آثار بسیار ارزنده و زیبایی از وی باقی مانده که زینت بخش کتابخانه های معتبر و موزه های معروف ایران و جهان است آثار باقی مانده از وی تاریخ هایی از 1096 تا 1152 را دارا می باشند که نشانگر مدت شصت سال هنرنمایی این خوش نویس بی مانند است. کتاب های ارزنده ی بسیاری با قلم شیوه ای او به کتابت درآمده است که تعدادی از آن ها را مرحوم دکتر بیانی در کتاب خویش معرفی نموده است (3) و افزون بر آن ها تعداد بسیاری قطعه از وی بازمانده که در است اشخاص و مجموعه داران می باشد.
قرآن بسیار نفیس و زیبای نوشته او در سال (1344 ه.ش) در تهران با طرز بسیار خوبی به همان شیوه و اندازه اصلی، چاپ گردیده است.
وی از شاگردان آقا محمد صادق ارجستانی و آقا محمد ابراهیم قمی استادان بزرگ خوش نویسی بوده است و تا پایان حیات قمی در حضور استاد بوده و از روی بهره مند شده است.
درگذشت وی را حدود سال های (1152 تا1155 ه. ق ) نوشته اند.
میرزا اسدالله شیرازی
میرزا اسدالله از خوش نویسان دوره فتحعلی شاه و محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار و او تربیت یافتگان محمد شاه ... بود و از محمد شاه لقب کاتب السلطانی گرفته بود. وی در کتابت نستعلیق استاد و افزون بر هنر در بین هنرمندان به خوبی و خوش اخلاقی و مهربان شهره گردیده بود، وی مدت ها در اصفهان ساکن بود و برخی از آثار بازمانده ی او کتابت شده در اصفهان است. او در خوش نویسی از شیوه ی میرعماد پیروی می کرد. استواری و استحکام قلم وی به ویژه در نستعلیق شش دانگ کاملاًً از آثار موجود وی مشخص است. نوشته های او مورد تقلید و نقل بسیاری از خوش نویسان هم روزگار و پس از وی بوده است. قطعاً فراوانی از کارهای او در کتابخانه سلطنتی سابق و موزه ها موجود است.
دکتربیانی نوشته است:«... با این که خط را با ملاحت می نوشت و شیوه میرعماد را نیز خوب تقلید می کرد، استواری و قوام خطوط استادان درجه اول... مانند میرزا عباس نوری و میرزا فتحعلی حجاب و میرزا محمد حسین شیرازی را نداشت. آن چه به جلوه ی خط وی افزوده و آثار او را چشمگیر کرده است به گمان من تفننی است که در کتابت رعایت می کرد و به اصطلاح رنگه نویس بوده و بسیاری از قطعات وی به قلم زر و سفیداب و مرکب الوان نوشته شده است.» (4)
آثار موجود از میرزا اسدالله سنواتی تا سال یک هزار وسیصد و هفت هجری قمری را نشان می دهد. لکن دقیقاً تاریخ درگذشت وی مشخص نیست این هنرمند قرآنی به قطع رحلی و به قلم نستعلیق نیم دودانگ خوش و ظاهر (حسب الاشاره اعلی حضرت ناصرالدین شاه...در تاریخ 1368» نوشته که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است. از او حدود نه تا ده مرقع در قلم های متفاوت و همه به خط نستعلیق باقی مانده که در نزد اشخاص و یا موزه ها و کتابخانه های مهم تهران و شهرستان ها دیده شده است. و تعداد رقعه های موجود در این مرقع ها از یک صد رقعه افزون تر می باشد.
میرزا علی محمد شیرازی
این خوش نویس که در قرن سیزدهم هجری می زیسته در خط نستعلیق و شکسته هنرمندی توانا بوده که هم در کتابت جلی خوش و هم شکسته کتابت خوش با قدرت هنرمندی نموده است. اغلب رقم خود را به صورت «عبدالحقیر» و «مشقه العبد علی محمد» و «مشقه العبد الحقیر» و غیره تحریر می نموده است. مرقعی از وی به شماره دفتر 3618 در کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی موجود است که حاوی 24 قطعه و هم به خط نستعلیق شکسته است و به طوری که دکتر بیانی اظهار داشته، یک مجموعه اشعار به قلم کتابت جلی خوش و تاریخ 1226 موجود در کتابخانه ی سلطنتی سابق و نسخه ای مثنوی پیر و جوان محمد نصیر اصفهانی و تاریخ 1226 در همان کتابخانه و یک نسخه انوار سهیلی و یک نسخه کلیات سعدی به قلم کتابت خفی خوش به تاریخ 1245 و نیز نسخه ای دیگر از کلیات سعدی و تاریخ 1255 که در مجموعه دولتی افغانستان کابل است و یک نسخه نفیس قرآن به خط نستعلیق خوش با جلد گوهر نشان و تاریخ 1248 که در کتابخانه ی دانشگاه استانبول می باشد و قطعاتی گوناگون از وی باقی است.
ضمناً، دکتر بیانی در ارایه شرح احوال محمد علی لواسانی و آثار وی در پایان می نویسد: چون در هیچ یک از قطعات [مرقعی که دارای 58 قطعه به قلم دودانگ خوش و رقم مشقه العبد الاقل علی محمد و تاریخ 1255 در دارالعلم شیراز و موجود در کتابخانه سلطنتی بود] چون نسبت «لواسانی» و یا تخلص «صفا ندارد ممکن است که این مرقع به تمامی به خط میرزا محمدشیرازی، صاحب ترجمه بالا باشد (5)»
سپهر تاریخ درگذشت وی را 1255 دانسته است.

پی نوشت ها :1. نگاه کنید به: عبدالحی حبیبی، 1388، هنر دوره تیموریان و متفرعات آن، تهران، بنیاد فرهنگ ایران و نیز محمود طاووسی، 1366، گنجینه هنر، خط و تذهیب، شیراز، انتشارات نوید و نیز همو، 13، آقافتحعلی حجاب شیرازی، شیراز، انتشارات نوید.
2. نگاه کنید به: محمود طاووسی 1387 خاندان ارسنجانی در عرصه خوش نویسی، تهران، نامه پژوهش گاه میراث فرهنگی، ویژه نامه هنرهای سنتی پاییز و زمستان 1387 شماره 24 و 25.
3. احوال و آثار خوش نویسان، ج3-4 ص1041-1029.
4. احوال و آثار خوش نویسان ایران، مهدی بیانی ج2-1- ص60.
5. احوال و آثار، ج1-2، ص484.
منبع: شمس، محمدجواد؛ (1390)، مجموعه مقالات کنگره استاد میرزا احمد نی ریزی، شیراز: بنیاد فارس شناسی
راسخون
 
آخرین ویرایش:

Similar threads

بالا