جملات ضروری در زبان عربی(با راهنمای فارسی + فایل صوتی)

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫54 [پنجاه و چهار]‬
‫54 [أربعة وخمسون]‬

‫خرید‬
‫التسوق‬


من می خواهم یک کادو بخرم.‬
‫أريد أن أشترى هدية.‬



‫اما نه چندان گران.‬
‫ولكن أن لا تكون غالية كثيراً.‬



‫شاید یک کیف دستی؟‬
‫ربما شنطة يد؟‬







‫چه رنگی دوست دارید؟‬
‫أي لون تحب؟‬



‫سیاه، قهوه ای یا سفید؟‬
‫أسود، بني، أو أبيض؟‬



‫بزرگ باشد یا کوچک؟‬
‫كبيرة أو صغيرة؟‬







‫می توانم این یکی را ببینم؟‬
‫أتسمح لي أن أري هذه؟‬



‫این از جنس چرم است؟‬
‫هل هذه من جلد طبيعي؟‬



‫یا از مواد مصنوعی است؟‬
‫أو هل هي من جلد صناعي؟‬







‫مسلماً چرمی است.‬
‫من جلد طبيعي طبعاً.‬



‫از کیفیت بسیار خوبی برخوردار است.‬
‫هذه نوعية ممتازة.‬



‫و قیمت کیف دستی واقعاً مناسب است.‬
‫والشنطة اليدوية سعرها فعلاً مناسب جداً.‬







‫از این یکی خوشم می آید.‬
‫هذه تعجبني.‬



‫این یکی را بر می دارم (می خرم).‬
‫سآخذها.‬



‫شاید بخواهم آنرا عوض کنم، امکان دارد؟‬
‫هل يمكن أن أستبدلها إذا لزم؟‬







‫بله، مسلماً.‬
‫بالتأكيد.‬



‫آنرا به صورت کادو بسته بندی می کنیم.‬
‫نغلفها كهدية.‬



‫آن روبرو صندوق پرداخت است.‬
‫هناك الصندوق [ الدفع].
 

پیوست ها

  • FAAR054.zip
    889.3 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫55 [پنجاه و پنج]‬
‫55 [خمسة وخمسون]‬


‫کار‬
‫العمل‬



شغل شما چیست؟‬
‫ما هي وظيفتك؟‬



‫شوهر من پزشک است.‬
‫وظيفة زوجي طبيب.‬



‫من نیمه وقت به عنوان پرستار کار می کنم.‬
‫أنا أشتغل كممرضة حتى منتصف النهار.‬







‫به زودی حقوق بازنشستگی ما پرداخت می شود.‬
‫قريبًا سنتقاعد.‬



‫اما مالیات ها زیاد هستند.‬
‫لكن الضرائب مرتفعة.‬



‫و بیمه درمانی بالاست (زیاد است).‬
‫والتأمين الصحي مكلف.‬







‫تو می خواهی چکاره بشوی؟‬
‫ماذا تريد أن تصبح يوماً ما؟‬



‫ من می خواهم مهندس بشوم.‬
‫أريد أن أصبح مهندسًا.‬



‫ من می خواهم در دانشگاه تحصیل کنم.‬
‫أريد أن أدرس في الجامعة.‬







‫من کارآموز هستم.‬
‫أنا طالب متدرب.‬



‫درآمدم زیاد نیست.‬
‫لا أكسب الكثير.‬



‫من در خارج از کشور کارآموزی می کنم.‬
‫أنا أتدرب خارج البلاد.‬







‫این رئیس من است.‬
‫هذا هو رئيسي في العمل.‬



‫من همکارهای مهربانی دارم.‬
‫لدي زملاء لطفاء.‬



‫ظهرها همیشه به سلف اداره می رویم.‬
‫نذهب دائماً وقت الظهر إلى الكافتيريا.‬







‫من در جستجوی کار هستم.‬
‫أبحث عن وظيفة.‬



‫من یک سال است که بیکار هستم.‬
‫صار لي عام عاطل عن العمل.‬



‫در این کشور بیکار زیاد است.‬
‫يوجد في هدا البلد كثير جداً من العاطلين عن العمل.‬
 

پیوست ها

  • FAAR055.zip
    1 مگایابت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫56 [پنجاه و شش]‬
‫56 [ستة وخمسون]‬


‫احساس ها‬
‫المشاعر ، الأحاسيس‬


تمایل به انجام کاری داشتن‬
‫وجود رغبة‬



‫ما تمایل به انجام کاری را داریم.‬
‫لدينا الرغبة.‬



‫ما تمایل به انجام کاری را نداریم.‬
‫ليس لدينا رغبة.‬







‫ترس داشتن‬
‫الإحساس بالخوف‬



‫من می ترسم.‬
‫أشعر بالخوف.‬



‫من نمی ترسم.‬
‫لا أشعر بالخوف.‬







‫وقت داشتن‬
‫توفر الوقت‬



‫او (مرد) وقت دارد.‬
‫لديه وقت.‬



‫او (مرد) وقت ندارد.‬
‫ليس لديه وقت.‬







‫بی حوصله بودن‬
‫الشعوربالملل‬



‫او (زن) حوصله ندارد (بی حوصله است).‬
‫هي تشعر بالملل.‬



‫او (زن) با حوصله است (حوصله دارد).‬
‫هي لا تشعر بالملل.‬







‫گرسنه بودن‬
‫الشعور بالجوع‬



‫شما گرسنه هستید؟‬
‫هل أنتم جوعى؟‬



‫شما گرسنه نیستید؟‬
‫هل أنتم غير جوعى؟‬







‫تشنه بودن‬
‫الشعور بالعطش‬



‫آنها تشنه هستند.‬
‫هم عطشى.‬



‫آنها تشنه نیستند.‬
‫هم غير عطشى.‬
 

پیوست ها

  • FAAR056.zip
    692.5 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫57 [پنجاه و هفت]‬
‫57 [سبعة وخمسون]‬


‫در مطب دکتر‬
‫عند الطبيب‬


من وقت دکتر دارم.‬
‫عندي موعد مع الطبيب.‬



‫وقت من ساعت ده می باشد.‬
‫الموعد عندي في الساعة العاشرة.‬



‫اسم شما چیست؟‬
‫ما اسم حضرتك؟‬







‫لطفاً در اتاق انتظار تشریف داشته باشید.‬
‫تفضل اجلس في غرفة الانتظار.‬



‫دکتر الان می آید.‬
‫الطبيب سيأتي حالاً.‬



‫بیمه کجا هستید؟‬
‫تأمينك الصحي مع أي شركة؟‬







‫چکار می توانم برای شما انجام دهم؟‬
‫بماذا أقدر أن أخدمك؟‬



‫درد دارید؟‬
‫هل تشعر بألم؟‬



‫کجای بدن شما درد می کند؟‬
‫أين الموضع الذي يؤلم؟‬







‫من همیشه کمر درد دارم.‬
‫أشعر دائمًا بآلام في الظهر.‬



‫من اغلب سردرد دارم.‬
‫. عندي صداع في أغلب لأوقات.‬



‫ من گاهی اوقات دل درد دارم.‬
‫أشعر أحيانًا بألم في البطن.‬







‫لطفآ بالاتنه خود را آزاد کنید!‬
‫من فضلك اكشف النصف العلوي من جسمك!‬



‫لطفآ روی تخت دراز بکشید!‬
‫من فضلك تمدد على السرير.‬



‫فشارخون شما خوب است.‬
‫ضغط الدم تمام.‬







‫من یک آمپول برایتان می نویسم.‬
‫أعطيك إبرة [حقنة].‬



‫ من برایتان قرص می نویسم.‬
‫أعطيك حبوب.‬



‫ من یک نسخه برای داروخانه به شما می دهم.‬
‫أعطيك وصفة طبية للصيدلية.
 

پیوست ها

  • FAAR057.zip
    967.5 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫58 [پنجاه و هشت]‬
‫58 [ثمانية وخمسون]‬


‫اعضا بدن‬
‫أجزاء الجسم‬






من یک مرد طراحی می کنم.‬
‫أرسم رجلاً.‬



‫ابتدا سر‬
‫الرأس أولاً.‬



‫این مرد یک کلاه بر سر دارد.‬
‫الرجل يرتدى قبعة.‬







‫موها را نمی توان دید.‬
‫الشعر لا يراه أحد.‬



‫گوشها را هم نمی توان دید.‬
‫الأذنان لا يراهما أحد أيضاً.‬



‫کمر را هم نمی توان دید.‬
‫الظهر لا يراه أحد أيضاً.‬







‫من چشم ها و دهان را طراحی می کنم.‬
‫أرسم العينين والفم.‬



‫آن مرد می رقصد و می خندد.‬
‫الرجل يرقص ويضحك.‬



‫آن مرد یک بینی دراز دارد.‬
‫الرجل له أنف طويل.‬







‫او یک عصا در دستهایش دارد.‬
‫هو يحمل بيديه عصاً.‬



‫او همچنین یک شال گردن به دورگردنش دارد.‬
‫هو يرتدي وشاحًا حول العنق.‬



‫زمستان است و هوا سرد است.‬
‫الفصل شتاءً والجو بارد.‬







‫بازو ها قوی هستند.‬
‫الذراعان قويتان.‬



‫پاها هم قوی هستند.‬
‫الساقان أيضاً قويتان.‬



‫این مرد از برف درست شده است.‬
‫الرجل مصنوع من الثلج.‬







‫او شلوار یا پالتو نپوشیده است.‬
‫هو لا يرتدي بنطلوناً [بنطالا] ولا معطفًا.‬



‫اما او سردش نیست (نمی لرزد).‬
‫لكن الرجل لا غير بردان.‬



‫او یک آدم برفی است.‬
‫هو رجل من ثلج.
 

پیوست ها

  • FAAR058.zip
    1,020.1 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫59 [پنجاه و نه]‬
‫59 [تسعة وخمسون]‬


‫در اداره پست‬
‫في مكتب البريد‬


پستخانه بعدی کجاست؟‬
‫أين يوجد أقرب مكتب بريد؟‬



‫تا پستخانه بعدی خیلی راه است؟‬
‫هل المسافة بعيدة عن أقرب مكتب بريد؟‬



‫صندوق پست بعدی کجاست؟‬
‫أين يوجد أقرب صندوق بريد؟‬







‫من تعدادی تمبر لازم دارم.‬
‫أحتاج لبعض طوابع البريد.‬



‫برای یک کارت پستال و یک نامه.‬
‫لأجل بطاقة ورسالة.‬



‫هزینه ارسال به آمریکا چقدراست؟‬
‫كم أجرة البريد إلى أمريكا؟‬







‫وزن بسته چقدر است؟‬
‫كم وزن الطرد؟‬



‫می توانم آنرا با پست هوایی ارسال کنم؟‬
‫هل يمكني إرساله بالبريد الجوي؟‬



‫چه مدت طول می کشد تا محموله به مقصد برسد؟‬
‫كم يحتاج وقت حتى يصل؟‬







‫کجا می توانم تلفن بزنم؟‬
‫أين يمكني أن أتصل بالتلفون‬



‫باجه تلفن بعدی کجاست؟‬
‫أين توجد أقرب كابينة تلفون؟‬



‫کارت تلفن دارید؟‬
‫هل عندكم بطاقات تلفون؟‬







‫دفترچه تلفن دارید؟‬
‫هل عندكم دليل التلفون؟‬



‫پیش شماره کشور اتریش را می دانید؟‬
‫هل تعرف كود [مفتاج] النمسا؟‬



‫یک لحظه، می روم نگاه کنم.‬
‫لحظة، سأبحث عنه.‬







‫تلفن همیشه اشغال است.‬
‫الخط مشغول باستمرار.‬



‫چه شماره ای را گرفتید؟‬
‫أي رقم الذي اتصلت به؟‬



‫ابتدا باید عدد صفر را بگیرید.‬
‫يجب أولاً أن تضغط الصفر!‬



 

پیوست ها

  • FAAR059.zip
    988.3 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫60 [شصت]‬
‫60 [ستون]‬


‫در بانک‬
‫في البنك‬


من می خواهم یک حساب باز کنم.‬
‫أريد أن أفتح حسابًا.‬



‫این پاسپورت من است.‬
‫هنا جواز سفري.‬



‫و این آدرس من است.‬
‫وهذا عنواني.‬







‫من می خواهم پول به حسابم واریز کنم.‬
‫أريد إيداع نقود في حسابي.‬



‫من می خواهم از حسابم پول برداشت کنم.‬
‫أريد سحب نقود من حسابي.‬



‫من می خواهم موجودی حسابم را بگیرم.‬
‫أريد أن أستلم كشوف حسابي.‬







‫من می خواهم یک چک مسافرتی را نقد کنم.‬
‫أريد أن أصرف شيكـًا سياحيًا.‬



‫مبلغ کارمزد چقدر است؟‬
‫كم قيمة الرسوم؟‬



‫کجا را باید امضا کنم؟‬
‫أين يجب أن أوقع؟‬







‫من منتظر یک حواله بانکی از آلمان هستم.‬
‫أنتظر حوالة من ألمانيا.‬



‫این شماره حسابم است.‬
‫هنا رقم حسابي.‬



‫پول رسیده است؟‬
‫هل وصلت النقود [الفلوس]؟‬







‫من می خواهم این پول را به ارز دیگری تبدیل نمایم.‬
‫أريد أن أصرّف هذه النقود.‬



‫من به دلار آمریکا نیاز دارم.‬
‫أحتاج لدولارات أمريكية.‬



‫لطفآ اسکناس های ریز به من بدهید.‬
‫من فضلك أعطني أوراق نقدية صغيرة.‬







‫آیا اینجا دستگاه عابر بانک وجود دارد؟‬
‫هل يوجد هنا صراف آلي؟‬



‫چه مقدار پول می توان برداشت نمود؟‬
‫كم المبلغ الذي يمكن سحبه؟‬



‫کدام کارت های اعتباری را می توان استفاده کرد؟‬
‫أي بطاقات إئتمان التي يمكن استعمالها؟
 

پیوست ها

  • FAAR060.zip
    1 مگایابت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫61 [شصت و یک]‬
‫61 [واحد وستون]‬


‫اعداد ترتیبی‬
‫الأعداد الترتيبية‬


اولین ماه ژانویه است.‬
‫الشهر الأول هو يناير.‬



‫دومین ماه فوریه است.‬
‫الشهر الثاني هو فبراير.‬



‫سومین ماه مارس است.‬
‫الشهر الثالث هو مارس.‬







‫چهارمین ماه آوریل است.‬
‫الشهر الرابع هو أبريل.‬



‫پنجمین ماه مه است.‬
‫الشهر الخامس هو مايو.‬



‫ششمین ماه ژوئن است.‬
‫الشهر السادس هو يونيو.‬







‫شش ماه، یک نیمسال محسوب می شوند.‬
‫ستة أشهر هي نصف سنة.‬



‫ژانویه، فوریه، مارس،‬
‫يناير، فبراير، مارس‬



‫آوریل، مه، ژوئن.‬
‫أبريل، مايو، ويونيو.‬







‫ماه هفتم ژوئیه است.‬
‫الشهر السابع هو يوليو.‬



‫ماه هشتم اوت (آگوست) است.‬
‫الشهر الثامن هو أغسطس.‬



‫ماه نهم سپتامبر است.‬
‫الشهر التاسع هو سبتمبر.‬







‫ماه دهم اکتبر است.‬
‫الشهر العاشر هو أكتوبر.‬



‫ماه یازدهم نوامبر است.‬
‫الشهر الحادي عشر هو نوفمبر.‬



‫ماه دوازدهم دسامبر است.‬
‫الشهر الثاني عشر هو ديسمبر.‬







‫دوازده ماه، یک سال را تشکیل می دهند.‬
‫اثنا عشر شهرًا هي سنة.‬



‫ژوئیه، آگوست، سپتامبر،‬
‫يوليو، أغسطس، سبتمبر،‬



‫اکتبر، نوامبر، دسامبر.‬
‫أكتوبر، نوفمبر، وديسمبر.
 

پیوست ها

  • FAAR061.zip
    1 مگایابت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫62 [شصت و دو]‬
‫62 [اثنان وستون]‬


‫سئوال کردن 1‬
‫طرح الأسئلة 1‬


یادگیری ‬
‫يتعلم، يدرس، يذاكر‬



‫دانش آموزان زیاد درس می خوانند؟‬
‫هل يدرس [يذاكر] التلاميذ كثيرًا؟‬



‫نه، آنها زیاد درس نمی خوانند.‬
‫لا، إنهم يدرسون [يذاكرون] قليلاً.‬







‫سئوال کردن‬
‫يسأل‬



‫شما از معلم زیاد سئوال می کنید؟‬
‫هل تسأل المعلم مراراً؟‬



‫نه، من از او (مرد) زیاد سوال نمی کنم.‬
‫لا، لا أسأله مراراً.‬







‫جواب دادن‬
‫يجيب‬



‫لطفاً جواب دهید.‬
‫أجب من فضلك!‬



‫من جواب می دهم.‬
‫أنا أجيب.‬







‫کار کردن‬
‫يشتغل‬



‫او (مرد) الان کار می کند؟‬
‫هل هو يشتغل حاليًا؟‬



‫بله، او (مرد) الان کار می کند.‬
‫نعم، هو يشتغل حاليًا.‬







‫آمدن‬
‫يأتي‬



‫شما می آیید؟‬
‫هل ستأتون؟‬



‫بله، ما الان می آییم.‬
‫نعم، سنأتي حالاً.‬







‫زندگی (اقامت) کردن‬
‫يسكن‬



‫شما در برلین زندگی میکنید.‬
‫هل تسكن في برلين؟‬



‫بله من در برلین زندگی می کنم.‬
‫نعم، أنا أسكن في برلين.
 

پیوست ها

  • FAAR062.zip
    806.1 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫63 [شصت و سه]‬
‫63 [ثلاثة وستون]‬


‫سئوال کردن 2‬
‫طرح الأسئلة 2‬


من یک سرگرمی دارم.‬
‫أنا عندي هواية.‬



‫من تنیس بازی می کنم.‬
‫أنا ألعب تنس.‬



‫ زمین تنیس کجاست؟‬
‫أين يوجد ملعب تنس؟‬







‫آیا تو یک سرگرمی داری؟‬
‫هل عندك هواية؟‬



‫من فوتبال بازی می کنم.‬
‫أنا ألعب كرة القدم.‬



‫ زمین فوتبال کجاست؟‬
‫أين يوجد ملعب كرة القدم؟‬







‫دستم درد می کند.‬
‫ذراعي تؤلمني.‬



‫دست و پایم هم درد می کنند.‬
‫قدمي ويدي تؤلماني أيضًا.‬



‫ یک دکتر کجاست؟‬
‫أين يوجد طبيب؟‬







‫من یک خودرو دارم.‬
‫عندي سيارة.‬



‫من یک موتورسیکلت هم دارم.‬
‫عندي أيضاً موتور سايكل.‬



‫ پارکینگ کجاست؟‬
‫أين يوجد موقف سيارات؟‬







‫من یک پلیور دارم.‬
‫عندي بلوفر [ سويتر].‬



‫من یک کاپشن و یک شلوار جین نیز دارم.‬
‫عندي أيضًا جاكيت وبنطلون [بنطال] جينز.‬



‫ماشین لباس شویی کجاست؟‬
‫أين الغسالة؟‬







‫من یک بشقاب دارم.‬
‫معي صحن [طبق].‬



‫من یک کارد، یک چنگال و یک قاشق دارم.‬
‫معي سكين، شوكة، وملعقة.‬



‫نمک و فلفل کجاست؟‬
‫أين الملح والفلفل؟
 

پیوست ها

  • FAAR063.zip
    825.7 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی



‫64 [شصت و چهار]‬
‫64 [أربعة وستون]‬


‫نفی 1‬
‫النفي 1‬


من کلمه را نمی فهمم.‬
‫لا أفهم الكلمة.‬



‫من جمله را نمی فهمم.‬
‫لا أفهم الجملة.‬



‫من معنی آنرا نمی فهمم.‬
‫لا أفهم المعنى.‬







‫معلم‬
‫المعلم‬



‫گفته معلم را می فهمید؟‬
‫هل أنت تفهم المعلم؟‬



‫بله، من گفته های او (مرد) را خوب می فهمم.‬
‫نعم، أفهمه جيدًا.‬







‫خانم معلم‬
‫المعلمة‬



‫گفته های خانم معلم را می فهمید؟‬
‫هل أنت تفهم المعلمة؟‬



‫بله، گفته های او (زن) را می فهمم.‬
‫نعم، أفهمها جيدًا.‬







‫مردم‬
‫الناس‬



‫حرفهای مردم را می فهمید؟‬
‫هل أنت تفهم الناس؟‬



‫نه، حرفهای آنها را آنچنان خوب نمی فهمم.‬
‫لا، لا أفهمهم بشكل جيد.‬







‫دوست دختر‬
‫الصديقة [الصاحبة]‬



‫دوست دختر دارید؟‬
‫هل لديك صديقة؟‬



‫بله، دارم.‬
‫نعم، لدي صديقة.‬







‫دختر‬
‫الابنة‬



‫شما دختر دارید؟‬
‫هل لديك ابنة؟‬



‫نه، ندارم.‬
‫لا، ليس لدي ابته.
 

پیوست ها

  • FAAR064.zip
    736.8 کیلوبایت · بازدیدها: 0

Similar threads

بالا