تصاویری از کشت علوفه در کانکس به روش هیدروپونیک

karami.m

New member
با سلام.
جهت دریافت اطلاعات دقیق از این سیستم (تولید علوفه به روش هیدروپونیک) با اینجانب تماس بگیرید.

سلام جناب ساعدی

یک سوال داشتم : چرا دیگر جواب ادعاهایی که در سایت http://www.royan.megapars.ir/index.php?action=vthread&forum=1&topic=51 کردید رو نمیدید ؟؟؟

گفتم شاید آنجا برای شما فی-ل-تر شده باشد و مطلبم رو اینجا هم گذاشتم که جواب بدید


" دوستان اینهمه بر سر ارزش غذایی مطلب نوشتن و دعوا کردن ولی حتی یک نفر این علوفه را خودش با شرایطی که آقای ساعدی ذکر کردن ( خرید 1 کیلو جو 450 تومانی ) کشت نکرد !!!! ( دوستان مخالف : جناب خاکشناس ، مهندس صادقی ، دکتر اقبالی ، ..... )

آقای ساعدی میفرمایند جو کیلویی ( مثلا ) 450 تومان در دستگاه ریخته میشود ، دوست عزیز آن جو یی که کیلویی 450 تومان است ، جو بوجاری نشده است که معمولا حدود 20% (خاک + بذر علف + جو پوک + کلش + ... ) دارد . محاسبات شما از پایه مشکل دارد ، شما از جو بذری یا جو بوجاری شده باید استفاده کنید که کیلویی حدود 700 تا 800 تومان قیمت دارد .

اگر جو معمول 450 استفاده شود :
1- بدون شک در علوفه شما کپک فراوان پدیدار میشود ، از روز سوم به بعد ( بخاطر وجود خاک ) به طوری که علوفه قابل مصرف نیست و اگر به دام خورانده شود بجای اضافه وزن کمبود وزن پیدا میکند .
2- در جو بوجاری نشده ، جو شکسته و کاه و آشغال فراوان وجود دارد که اگر 1 کیلو از این جو استفاده کنید ( صرفه نظر از تولید کپک ) حدود 4 تا 4.5 کیلو علوفه به شما میدهد نه 7 کیلو .
3- کانکس شما با ابعاد 12*3*3 متر است که با فرمایشات شما اگر سینی کشت ابعادش 30*60 سانتیمتر باشد در 3 ردیف 60 سانتیمتری و دو راهرو 60 سانتیمتری برای عبور ، 600 عدد سینی در کل دارید که در هر سینی " به ادعا خودتان هر سینی 7 کیلو " کلا 4200 کیلو علوفه میشود و روزانه 600 کیلوگرم نه 1000 کیلو گرم .

* حالا لطفا" علوفه تولیدی خود را با قیمت جو قابل مصرف در سیستم محاسبه کنید !!!



من خودم شخصا آزمایش کردم و به مطالب بالا رسیدم . اینم عکسش
http://p30upload.com/download.php?imgf=1338363678_001.jpg "

البته در حال حاضر دیگر جو 450 تومان نیست و حدود 550 تومان است .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
تولید علوفه هيدروپونيک 1تن درروز
 
ضرورت اقتصادياز ديرباز انديشه انسان را به سوي حيوانات كشانده و او را وادار به انتخاب روشهاي علمينوين در امر بهبود وضع دامپروري و كشاورزي نموده است.علوفه سبز يكياز فاكتورهايي مي باشد كه در موقع تهيه جيره غذايي دام به آن توجه خاصي مي شود و نميتوان توليدات گله را بدون علوفه سبز به حداكثر رساند . از سويي كمبود علوفه سبز درجيره تعليفي دام باعث ايجاد كمبودها و عوارض و در نتيجه سوءتغذيه مي گردد .اين درحالي استكه جذب مواد موجود در علوفه سبز براي دام راحت تر از علوفه خشك مي باشد همچنين بروزپديده خشكسالي در سالهاي اخير در كشور و تداوم چند ساله آن وضعيت دامداري را به سمتنامطلوبي سوق داد و كارشناسان را برآن داشت كه به روشهاي ديگر اقدام به توليد علوفهسبز كند كه يكي از روشهاي مهم و موفق توليد علوفه سيستم هيدروپونيك مي باشد .دراين تكنيك آبو موادغذايي به ميزان موردنياز در اختيار گياه قرار مي گيرد و از هرزروي آن جلوگيريمي شود .كشتهاي هيدروپونيكبه دلايل زير از اهميت خاصي برخوردار مي باشد :1- مصرف آب بسياركمتر نسبت به كشتهاي فضاي باز2- استحصال بيشترمحصول در واحد سطح3- بدست آوردنمحصول با كيفيت بهتر به جهت پرورش در محيط كشت كنترل شدهولي توليد مناسبدر گرو طراحي مناسب ، مديريت صحيح ، آگاهي لازم از سيستم و روش كار و نوع گياه موردكشتمي باشد .تعريف هيدروپونيك:Hydroponic از دو واژه Hydro به معناي آب و Ponics به معناي كار است . اين دو كلمه در فارسي ، آبكشت ترجمه شده است كه عبارتستاز كشت گياه در آب يا محلول غذايي .سيستم هاي هيدروپونيكمايع ، هيچ محيط يا بستره اي براي نگهداري ريشه گياه ندارند بلكه داراي بستره اي ازيك محيط كشت جامد (سيني ها) براي نگهداري گياه مي باشند .استفاده از هيدروپونيكسيستمي با تكنولوژي سطح بالا است و به سرمايه گذاري زيادي احتياج دارد . ميزان توليددر چنين سيستمي نيز بسيار بالا بوده و از نظر مصرف آب و زمين بسيار باصرفه و در برابرشرايط جوي محفوظ است . از آنجا كه تنظيم شرايط محيطي اهميت فوق العاده اي در يك چنينسيستم هاي كشاورزي دارد . پرورش گياه در فضايي انجام مي گيرد كه در اين فضا تمامي شرايطو فاكتورهاي محيطي از جمله نور ، PH ، رطوبت و . . . در نظر گرفتهشده اند .چرا هيدروپونيك؟علوفه سبز يكياز فاكتورهايي مي باشد كه در هنگام تهيه جيره غذايي دام به آن توجه خاص مي شود و نميتوان توليدات گله را بدون تعليف علوفه سبز به حداكثر رساند و از سويي كمبود علوفه سبزدر جيره تعليفي دام يك سري كمبودها و عوارض و در نتيجه سوءتغذيه را نمايان مي سازدو از همه مهمتر جذب مواد موجود در علوفه براي دام راحت تر از علوفه خشك مي باشد .ميزان توليد :از آنجا كه تعدادسيني هاي ورودي به اين سيستم روزانه 40 سيني مي باشد ، با لحاظ نمودن متوسط علوفه سبزتوليدشده در هر سيني kg 25 ، كل علوفه توليدي در اين سيستمروزانه 1 تن مي باشد .این میزان تولیدتوانایی تامین علوفه 50-55 راس گاو ، 250-300 راس گوسفند و 100 راس اسب در روز را دارد.همچنین این سیستم قابلیت افزایش تولید بر اساس تعداد دام و بدون محدودیت مساحت و مکانرا نیز دارد. به دلیل بسته بودن محیط ، شرایط جوی هیچ گونه اثر منفی در کیفیت و کمیترشد این علوفه ندارد.محاسن علوفه توليديبه روش هيدروپونيك :1- توليد علوفهسبز در تمام فصول سال2- برداشت بالاترينميزان محصول امكان پذير بوده و سيستم را از نظر اقتصادي حتي در اراضي گران قيمت و يانواحي پرتراكم مقرون به صرفه مي سازد .3- صرفه جويي درمصرف آب و كود يكي از خصوصيات تمامي اين سيستم ها است . اين مي تواند خود به معني كمترآلوده سازي محيط زيست اعم از خاك و نهرها بوده و مواد شيميايي با ارزش به هدر نمي رود.4- قابل كنترلبودن بيماريهاي خاكزاد5- حذف هزينه شخم، آماده سازي زمين ، انبارداري و ديگر عمليات سنتي .6- علوفه سبز توليديبه صورت تمام « 100% ريشه و ساقه » مورد مصرف دام قرار مي گيرد .اشتغال زايي (نفر):                                2 نفرمتراژ زمین :                                        150 مترمیزان سرمایه گذاریثابت :                     1500میلیون ریالدوره بازگشت سرمایه:                             3.3 سالتوليد علوفه بهروش هيدروپونيك در واقع تلفيقي از تكنولوژي ، تجربه ، مديريت و ميزان سرمايه گذاريمي باشد . از آنجاكه توليد علوفه به اين روش يكي از سيستم هاي كنترل شرايط محيطي وهيدروپونيك مي باشد كه خود جنبه اي از كشاورزي تحت شرايط كنترل شده Controlledenvironment agriculture (CEA) مي باشد لذا حساسيت و ظرافت محسوسي در دو كشت، آبياري ، كوددهي و بالاخره تمامي شرايط كه منجر به توليد محصول بيشتر مي شوند ، برخورداراست و ميزان موفقيت و درآمدزايي در چنين طرح هايي ناشي از همين ظرافت ها ، تجارت مديريتمي باشد . میزان کاهش هاییکه این سیستم میتواند برای شما به ارمغان آورد عبارتند از:1- کاهش سطح زیرکشت به میزان 99,98%2- کاهش مصرف آببه میزان 99,91%3- کاهش هزینهسرمایه گذاری به میزان 98,12%4- کاهش هزینههای کاشت، داشت و برداشت به میزان 72,5%5- کاهش هزینهتغذیه هر دام پر تولید به میزان 13,790,795 ریال در سال.
 
من در در زمینه راه اندازی و سیستم های مدریت هوشمند گل خانه کار می کنم
 و قتی می خوام یک چیز را برسسی کنم کامل و همه جانبه بررسی می کنم یا چیزی که نمی دونم  در موردش بحث نمی کنم 
اما برای اینکه دوستان در چریان باشند من خودم برای یکی از دوستان این سیستم را در یک پرورش گوسفند سنتی برای 50 گوسفند با 5 میلیون ساختم
 
من عملکرد سیستم را خودم دیده ام  اما نه در کانکس  من خودم هم تولید یک تون در روز را بعید می دونم اما شاید در فضایی با دو برابر تا چهار برابر این سطح امکان داشته باشد
در خصوص سیستم من برای کاهش هزینه ساخت  دستگاه پوشش پلاستیک دو جداری تحت فشار را پیشنهاد می دم  و برای جلوگیری از تنش های حرارتی استفاده از سیستم گرمایش و سرمایش از کف به همراه تثبیت کننده و سرکوله بسته را پیشنهاد می دم
البته اشتباه نشه دوستان این سیستم  بیشتر به درد واحد های می خوره که مشکل اب دارند  و گرنه جایی که مشکل اب و خاک نباشه هیدرو پونیک پیش نهاد نمی شه 
من این سیستم را در شرق اصفهان تازگی پیاده کردم که بشدت مشکل اب داره  دوست من اونجا 150 هکتار زمین داره که به علت بستن اب زاینده رود  3 سال کشت نداشته و مجبوره علوفه دامش را بصورت خشک بخره  
 

SHARANG

New member
بازده توليد علوفه هيدرو پونيك از نظر تغذيه دام
حسن فضائلي
hfazaeli@gmail.com : آدرس: كرج، مقابل دهقان ويلا، موسسه تحقيقات علوم دامي كشور، ايميل
چكيده
طي دهه هاي اخير، در بعضي از نقاط جهان در خصوص توليد علوفه با استفاده از فناوري هاي نوين و روش هيدروپونيك تجربيات
قابل توجهي به دست آمده است. در اين روش اغلب از دانه جو جهت توليد علف تازه استفاده مي شود به نحوي كه طي مدت 7 الي
10 روز از زمان كشت، رويان دانه فعال شده و ضمن ريشه دواني، ممكن است ارتفاع گياه سبز شده تا حدود 20 سانتيمتر برسد. در نگاه
اول به نظر مي رسد كه از هر كيلو گرم بذر، طي مدت كوتاه 7 تا 10 روز مي توان چندين كيلوگرم علوفه تازه توليد نمود، اما اين
واقعيت كه چه سهمي از علف تازه توليدي را آب و چه سهمي را مواد مغذي تشكيل مي دهد مورد توجه دقيق قرار نمي گيرد. آن چه
كه، در توليد علوفه حائز اهميت است ميزان خالص مواد مغذي قابل هضم و جذب درعلوفه توليدي مي باشد. طي فرايند جوانه زني و
رشد اوليه گياه، سهم قابل توجهي از مواد غذايي ذخيره شده در بذر جهت فرآيند سبز شدن به مصرف مي رسد و محصول به دست
آمده مجموعه اي از ريشه و سبزينه و دانه نيمه تخليه شده خواهد بود كه بخش اصلي آن را آب تشكيل مي دهد به نحوي كه اگر كل
اين علوفه توليد شده خشك شود وزن آن كمتر از دانه مصرف شده در ابتداي كشت خواهد بود. تا به حال در مورد راندمان توليد
علوفه و نيز ارزش غذايي علوفه هيدروپونيك مطالب متناقضي منتشر شده است اما بررسي دقيق و تحليلي مقالات علمي حاكي از آن
است كه نه تنها توازن مواد مغذي اصلي و به ويژه انرژي در اين سيستم منفي بوده و مصرف علوفه توليدي در جيره غذايي دام ها برتري
خاصي را نشان نداده است بلكه هزينه تغذيه دام هارا افزايش داده است. خطر آلودگي هاي قارچي علوفه هيدروپونيك و مسموميت
زايي براي دام ها و محصولات توليدي آن ها از ديگرمشكلات اين سيستم مي باشد. بنا بر با توجه به موارد ذكر شده در اين فرايند،
مصرف نهاده و هزينه در اين راستا قابل توجيه نخواهد بود.
واژه هاي كليدي: بازده، علوفه، هيدروپونيك، تغذيه دام
Efficiency of hydroponic green fodder as animal feed
Abstract
Since the last decades, hydroponic fodder production systems have been experienced in some
parts of the world. During the germination process, the growth of embryo results in the rupture
of the seed coat and emergence of a young plant which it reaches to about 20cm height in a
week. Apparently, the concept of putting one kilogram of seeds into a hydroponic system to
obtaine several kilograms of fresh green fooder, during 7-10 days period, is appealing. Although
it seems like growing a lot of feed, but the in fact, increase in fresh weight is due to water and
most often there is a reduction in dry matter weight and energy obtained compared with the
initial grain. This technique is less a case of growing feed and more a case of spending grain and
additional cost to change its quality and reduce its dry matter weight. During soaking and
germination, seeds lose dry matter as they use their own endosperm energy reserves for
growth, results in a carpet math of roots, green and seed residues that contains high amount of
water and low dry matter. There are a number of challenges in producing hydroponic fodder and
its nutritive value, but research reports indicated that the balance of DM yiled and recovery of
energy is negative when grains converted to green fodder in this system. Using of hydroponic
fresh forage in the diets of different animals has not shown advantages over the initial grain
hence it increases the feeding cost. Contamination of green grass by mulds and mycotoxines is
the other risk of the system that will affect the animal health and products. This paper evaluates
and discusses the mentioned aspects of forage production in hydroponic system.
Keywords: hydroponic fodder, efficiency, animal nutrition
2
مقدمه
توليد سبزه در ايام نوروز با كشت گندم، جو، عدس و غيره، يك سنت باستاني مردم ايران محسوب مي شود. امروزه
اين سنت به يك فن آوري جهت رشد گياهان، براي اهداف تحقيقاتي، توليد سبزي جات و غيره تبديل شده است.
براي اين منظور از گل خانه ها و يا اتاقك هاي كشت (تامين كننده نور، رطوبت، تهويه و ...) استفاده مي شود. اين
تلاش ها اصولا به منظور توليد جوانه و سبزي ها ي خوراكي براي انسان، به ويژه در كشور هايي كه با محدوديت
.( آفتاب مواجه مي باشند، انجام گرفته است (فضائلي و گل محمدي، 1388
در زمينه توليد علوفه با روش هيدروپونيك، در بعضي از نقاط جهان تلاش هايي انجام شده است اما تا كنون توسعه
اين فن آوري، با هدف تامين علوفه مورد نياز در واحد هاي دامپروري، قابل توجيه نبوده و فرا گير نشده است، چرا
كه از نظر تغذيه دام، توازن انرژي غذايي و پروتئين حقيقي حاصل از علف توليدي نسبت به دانه كشت شده منفي
درايران نيز طي .(Tranel, 2013 ; Dung, Goodwin and Nolan, 2010a ; مي باشد (فضائلي و همكاران، 1387
دو دهه اخير، پژوهش ها و تلاش هايي جهت توسعه اين فن آوري (در مسير توليد علوفه) توسط بخش هاي دولتي و
غير دولتي انجام گرفته است.
در اين سيستم، امكان سبز شدن بذر و توليد سبزينه (تا ارتفاع حدود 20 تا 25 سانتيمتر) وجود دارد. حدود 7 تا 10
روز پس از كشت بذر، وزن تازه (تر) توده توليد شده به 5 تا 6 برابر بذر مصرف شده مي رسد اما بخش اصلي آن را
آب تشكيل مي دهد، به نحوي كه پس از كسر آب موجود در آن، آنچه باقي مي ماند كمتر از بذر خشك مصرف
.(Dung, Goodwin and Nolan, 2010b ؛ شده اوليه خواهد بود (فضائلي و گل محمدي، 1388
اگر دانه هاي مورد مصرف در تغذيه دام را خيس نموده و فرصت سبز شدن چند روزه به آنها داد شود بديهي است
كه با جذب آب، وزن هر دانه چند برابر مي شود. اما اين افزايش وزني از طريق جذب آب را نمي توان به منزله
توليد در نظر گرفت. اشتباهي كه در برخي از نوشته ها مشاهده مي شود مربوط به همين نكته مي باشد كه لازم است
مورد بحث و ارزيابي قرار بگيرد. در اين مقاله موضوع بازده تبديل دانه غلات به حالت سبز شده درسيستم
هيدروپونيك از نظر تغذيه دام مورد بررسي قرار مي گيرد.
فرآيند جوانه زدن
فرآيند جوانه زني و سبز شدن دانه يكي از شگفتي هاي خلقت بوده كه مقدمه رشد و نمو گياه مي باشد. رشد از
طريق بزرگ شدن ابعاد گياه واقع مي شود كه با افزايش تعداد سلول ها و يا افزايش برگشت ناپذير ابعاد آن ها ميسر
Ghobadi et al., 2012; Baskin and) مي شود. اما نمو به منزله تغيير حالت از مرح ه ل اي به مرحله كامل تر است
رشد هر گياه، از بذر شروع مي شود. بذر از سه بخش اصلي (گياهك، غذاي ذخيره شده .(Baskin, 2001
وپوشش بذر) تشكيل شده است. گياهك همان گياه كوچك و اوليه است و يك محور دو قطبي دارد كه بعد از
Dagnia, ) رشد و خروج از بذر از يك طرف ساقه و از طرف ديگر ريشه گياه آينده را به وجود مي آور د
.(Petterson, Bell and Flanagan, 1992
بذر بعد از قرار گرفتن در شرايط مناسب، در اثر جذب آب متورم شده وآنزيم هاي موجود در آن فعال مي شود به
نحوي كه مواد غذايي ذخيره شده را براي گياهك به صورت قابل جذب درمي آورد. با رشد گياهك ابتدا ريشه
3
.(Simon, چه تشكيل شده و سپس ساقه چه به وجود مي آيد كه در جهت مخالف ريشه چه رشد مي كند ( 1984
ريشه چه و ساقه چه تا زمان تشكيل و فعال شدن ريشه اصلي و نيز فعال شدن برگ ها ي گياه، نياز هاي غذايي مورد
؛ نياز خود را از مواد ذخيره شده در دانه تأمين مي كنند ( كوچكي، محصل، نصيري ممقدم وصدرآبادي . 1367
.(Baskin and Baskin, 2001
رشد و نمو گياه در سيستم هيدروپونيك
درسيستم هيدروپونيك بذر پس از بوجاري به مدت 12 تا 24 ساعت در آب خيسانده مي شود به طوري كه از آب
اشباع شود. سپس آن را در ظرف هاي مخصوص كشت (سيني و غيره) پخش نموده و در محيط مناسب (رطوبت،
نور و حرارت) كشت مي كنند به نحوي كه طي 7 تا 10 روز به صورت سبزي يك پارچه با ارتفاع حدود 20 تا 25
سانتيمترتبديل مي شود. طي اين مرحله، مواد ذخيره شده موجود در دانه كشت شده مورد سوخت و ساز (متابوليسم)
.(Dagnia, Petterson, Bell and Flanagan, قرار گرفته و بخشي از آن تبديل به ريشه و برگ مي شود ( 1992
بديهي است كه عملكرد كمي و كيفي اين فرآيند تبديلي تحت تاثير پارامترهايي مانند نوع و كيفيت بذر، دما،
رطوبت، مواد غذايي در دسترس، عمق وتراكم بذر در سيني هاي كشت، آلودگي هاي قارچي و بيماري ها و مدت
.(Morgan, Hunter and O'Haire, 1992; Thomas and Reddy, زمان رشد مي باشد ( 1962
تغييرمحتويات دانه در نتيجه سبز شدن
كه به عنوان (Cuddeford, در مورد دانه جو، معمولا حدود 65 درصد وزني آن را نشاسته تشكيل مي دهد ( 1989
منبع ذخيره انرژي محسوب مي شود. در واقع همين منبع است كه نياز هاي بذر را در زمان سبز شدن تامين مي كند.
وقتي بذر در شرايط مناسب (رطوبت، دماي مناسب و تهويه) قرار مي گيرد آنزيم هاي آلفا و بتا آميلاز فعال شده و
نشاسته را به قند هاي ساده جهت سوخت و ساز و تامين انرژي براي جوانه زدن و رشد اوليه گياه تبديل مي كنند
بنابراين با تخليه نشاسته ذخيره شده، .(Chavan and Kadam, 1989 ; Møller, Jensen and Hansson, 2007)
نسبت برخي مواد مغذي مانند فيبر و پروتئين افزايش نشان مي دهند. اين در حالي است كه مقدار وزني تركيبات
مزبور ممكن است تغييري نداشته باشد كه در مورد پروتئين معمولا چنين مي باشد اما درمورد فيبر، افزايش درصدي
و افزايش ميزان واقعي نيز اتفاق مي افتد.
و همكاران ( 1992 ) طي آزمايشي دانه جو را در اتاق كشت با دماي 21 و 27 درجه سانتيگراد با استفاده از Morgan
محلول هاي غذايي كشت نموده و گزارش دادند كه به ازاي هر 1000 گرم بذر مصرف شده، ميزان ماده خشك به
دست آمده از علف سبز توليدي در دماي 21 درجه سانتيگراد (طي 8 روز دوره كشت) 746 گرم ودر دماي 27
درجه سانتيگراد 790 گرم بود. اين بدين معني است كه براي تبديل دانه به علف سبز، محتويات دانه به ترتيب به
ميزان 254 و 210 گرم مورد مصرف قرار گرفته است.
طي آزمايشي، تغييرات مواد مغذي حاصل از كشت دانه جو در (Peer and Leeson, 1985a) هم چنين پژوهشگران
سيستم هيدروپونيك را (طي 7 روز دوره كشت) اندازه گيري نموده و گزارش دادند كه با كشت 1026 گرم بذر (بر
حسب ماده خشك) در هر سيني مقدار 839 گرم محصول (برحسب ماده خشك) به دست آمد كه نشان دهنده
55 گرم به 119 گرم يعني رشد 114 / كاهش وزن حدود 18 درصد بوده است. اين در حالي است كه ميزان فيبر از 6
4
0 درصدي را نشان داد. اگرچه درصد / درصدي رسيد. پروتئين خام از 131 گرم به 130 گرم رسيد كه كاهش 7
15 درصد (درماده خشك) بود اما با توجه به كاهش 18 / 12 و در علف توليد شده 45 / پروتئين خام در دانه جو 77
درصدي در فرايند تبديل دانه به علف سبز، كل پروتئين به دست آمده افزايشي نداشته بلكه اندكي كاهش نشان داد.
از هر كيلو گرم بذر يولاف، طي يك دوره كشت 6 روزه در سيستم (Hillier and Perry, در يك آزمايش ( 1969
13 درصد ماده خشك توليد شد كه بازيافت آن (بر حسب ماده / 5 كيلو گرم علف تازه با 4 / هيدروپونيك، مقدار 5
خشك) 82 درصد و كاهش وزن حدود 18 درصدي را نشان داد.
طي تجربه به (The New Zealand Merino Company, بر اساس مطالعه شركت مرينو در نيوزلند ( 2011
0 درمنطقه مكينزي بيسن دست آمده F
??????
9 درصد بوده است. در اين / ، ميزان ماده خشك علوفه تازه هيدروپونيك 9
صورت اگر از هر كيلو گرم دانه كشت شده مقدار 8 كيلو علف سبز به دست آيد، محصول واقعي توليد شده (وزن
Dung, ) تر منهاي آب) 12 درصد كمتر از دانه مصرف شده خواهد بود. در هر صورت بر اساس مطالعه پژوهشگران
هيچ گونه گزارشي مبني بر امكان برداشت محصول (خشك) بالاتر از دانه (Goodwin and Nolan, 2010a
مصرفي وجود نداشته بلكه همگي كاهش بازيافت محصول نسبت به دانه مصرف شده را گزارش كرده اند.
بازدسيستم هيدروپونيك در توليد علوفه
در اين جا منظور از بازده توليد عبارت از مقدار علوفه به دست آمده از هر كيلو گرم بذر كشت شده (برحسب
ارزش تغذيه اي شامل: ماده خشك، انرژي و پروتئين) مي باشد. اگر چه ممكن است از هر كيلو گرم بذر مصرف
شده چندين كيلو گرم علف تازه برداشت گردد اما حدود 80 تا 90 درصد وزن اين محصول را آب تشكيل مي
دهد. بنا بر اين جهت محاسبه بازده توليد بايد نسبت انرژي و مواد مغذي اصلي توليد شده به مصرف شده (موجود
در بذر) به عنوان معيار مد نظر قرار گيرد.
جذب آب توسط بذر از زمان خيسانيدن آن شروع شده و تا زمان برداشت علف سبز ادامه دارد. طي اين مدت،
بخشي از مواد اندوخته شده در بذر براي تامين فرآيند سوخت و ساز و تامين انرژي مورد نياز جهت رشد و توليد
گياه جديد مورد مصرف قرار مي گيرد به نحوي كه در طي اين مدت بذر كشت شده مقداري از وزن خود را از
دست مي دهد. البته اگر گياه كشت شده فرصت كافي براي ادامه حيات داشته باشد، طي مراحل رشد و تكامل، وزن
از دست رفته را جبران نموده و به مرحله ذخيره زيست توده مي رسد، اما طي چرخه كوتاه چند روزه در سيستم
هيدروپونيك، چنين پديده اي ممكن نمي باشد.
بنا بر اين توازن ماده خشك، انرژي و پروتئين حقيقي به دست آمده نسبت به مقدار مصرف شده منفي خواهد بود
كه علت آن مصرف مواد اندوخته موجود در بذر، طي فرآيند سبز شدن، مي باشد چرا كه بر اساس مكانيزم طبيعي
در فرآيند تكامل، طي مدت 7 تا 10 روز امكان جبران مواد از دست رفته وجود ندارد
درمنابع مختلف اين توازن منفي براي ماده خشك از 7 تا 47 درصد گزارش شده .(Baskin and Baskin, 2001)
Dung, Goodwin ؛ Sneath and McIntosh, 2003 ؛ است (اصغري تبريزي، 1386 ؛ فضائلي و همكاران، 2012
1 MacKenzie Basin
5
وسيع بودن دامنه تغييرات در گزارش هاي مختلف را مي توان به تفاوت در روش ها و شرايط .(and Nolan, 2010
كشت و داشت و برداشت مربوط دانست.
گروه باغباني دانشگاه دوبلين (دركشور ايرلند) از سال 1986 تحقيقاتي را در زمينه توليد علوفه هيدروپونيك با
استفاده از بذرجو آغاز نمود و طي يك سلسله آزمايش هاي متوالي، اثرات مدت زمان، درجه حرارت و هوادهي در
مرحله خيسانيدن بذر، تراكم بذر، دما و نور در اتاق كشت، روش ها و دوره هاي آبياري، مواد افزودني و تغذيه گياه
بر عملكرد توليد علوفه و ارزش غذايي آن را بررسي نمود و در نهايت گزارش داد كه رسيدن به توازن مثبت يعني
Sneath and McIntosh, ) افزايش ماده خشك توليدي به ازاي هر واحد دانه مصرفي امكان پذير نخواهد بود
.(2003
نتايج بعضي از پژوهش ها ي منتشر شده مربوط به عملكرد تبديل دانه جو به علف سبز در جدول 1، آورده شده
است. همان طوري كه در جدول مشاهده مي شود، باز يافت ماده خشك، ماده آلي و انرژي با كاهش مواجه بوده و
موازنه انرژي و مواد مغذي به دست آمده نسبت به مصرف شده منفي بوده است.
در گزارش ديگر پژوهشگران بيان شده است كه با سبزنمودن دانه جو درسيستم هيدروپونيك، طي يك دوره 8
روزه، از هركيلوگرم دانه مصرفي 5 كيلوگرم محصول تازه به دست آمد اما وزن خشك آن مقدار 750 گرم بودكه با
.(Mansbridge and Gooch, 25 درصد كاهش مواجه بود( 1985
در آزمايشي كه (گزارش منتشر نشده موسسه تحقيقات علوم دامي كشور، 1392 ) مخلوط جو ( 100 كيلو گرم) و
ذرت ( 80 كيلو گرم) در سيستم هيدروپونيك طي 10 روز كشت گرديد، كل علف سبز توليدي حدود 970 كيلو
5 كيلو گرم علف تازه توليد شد. با توجه به مقدار رطوبت اندازه / گرم يعني به ازاي هر كيلو گرم بذر مصرفي 5
گيري شده در علف تازه (نزديك به 77 درصد) مقدار ماده خشك به دست آمده از هر 1000 گرم ماده خشك
مصرف شده 790 گرم بود كه با توازن منفي 21 درصدي همراه بود. تفاوت در نتايج محققين مختلف مي تواند به
دلايل مختلف از جمله اختلاف در طول مدت زمان كشت، ارتفاع سبزينه، فاصله زماني آبياري تا نمونه برداري،
فاصله زماني نمونه برداري تا توزين آن و نيز قرار دادن نمونه ها در دستگاه خشك كن باشد.
روش تعيين بازده توليد
براي تعيين بازده توليد مي بايستي مقدار بذر مورد استفاده در هر مرحله كشت با دقت توزين شده و از آن نمونه
برداري به عمل آيد. علف تازه حاصل از آن نيز بلافاصله پس از برداشت توزين شده و از آن نمونه برداري شود.
چنان چه در هر مرحله كشت 100 عدد سيني مورد استفاده قرار بگيرد، 10 درصد كل سيني ها يعني 10 سيني بايد به
طور سيستماتيك انتخاب و در هر سيني نيز از 4 نقطه مختلف نمونه برداري به عمل آيد، به طوري كه از هر سيني
حدود 200 گرم نمونه تهيه شود. سپس نمونه ها ي هر سيني در يك كيسه فريزر قرار داده شده و بلافاصله با ترازوي
دقيق توزين وپس از تخليه در ظرف مخصوص منتقل شده و درخشك كن (دماي 70 درجه به مدت 96 ساعت و يا
دماي 104 درجه سانتيگراد به مدت 48 ساعت) خشك گردد. پس از توزين مجدد نمونه هاي خشك شده، نسبت
ماده خشك محاسبه مي شود. جهت برآورد بازده انرژي و پروتئين نيز مي بايستي غلظت انرژي و نيز غلظت پروتئين
خام، پروتئين حقيقي و ديگر بخش هاي پروتئيني درنمونه بذر و نيز در نمونه علف حاصل از آن تعيين گردد. آنگاه
6
با ضرب كردن غلظت هر عامل اندازه گيري شده مربوط به بذر در مقدار بذر مصرف شده از يك طرف و ضرب
كردن غلظت هر عامل اندازه گيري شده مربوط به علوفه در مقدار علوفه حاصل شده، عملكرد و توازن انرژي و
پروتئين و ديگر مواد مغذي اندازه گيري شده، قابل محاسبه خواهد بود. به عنوان مثال اگر ازكشت 1000 گرم جو
كه حاوي 900 گرم ماده خشك، 120 گرم پروتئين (در كيلوگرم ماده خشك) و 3000 كيلو كالري انرژي قابل
متابوليسم(در كيلوگرم ماده خشك)، طي يك دوره كشت 7 روزه 5200 گرم علف تازه با رطوبت 86 درصد توليد
شود كه حاوي 140 گرم ( 14 درصد) پروتئين خام و 2900 كيلو كالري انرژي قابل متابوليسم در هر 1000 گرم ماده
خشك باشد، بازده مواد مغذي آن به شرحي كه درجدول 2 ذكر شده است، محاسبه مي گردد.
ارزش غذايي علوفه هيدروپونيك
تركيب شيميايي:
همان طوري كه قبلا ذكر شد، طي فرآيند سبز شدن دانه، تركيب محتواي آن نيز تغييرمي كند. كربوهيدرات هاي
غير فيبري، به ويژه نشاسته، كاهش مي يابد. غلظت خاكستر و پروتئين از روز چهارم كشت، هم زمان با گسترش
ريشه افزايش مي يابد. اين افزايش به دليل اجازه ورود مواد معدني و تسهيل در جذب نيترات از سوخت و ساز
.(Morgan, Hunter and O'Haire, تركيبات نيتروژني مي باشد ( 1992
ميزان پروتئين خام (Dung, Goodwin and Nolan, 2010a) طي آزمايش انجام شده در دانشگاه نيوانگلند استراليا
15 درصد (در ماده خشك) در علف جو سبز توليدي در سيستم هيدرو پونيك / 13 درصد دردانه جو به 9 / از 9
افزايش يافت.
بر اساس گزارش فضائلي و همكاران، ( 2012 ) تبديل دانه جو به علف سبز درسيستم هيدروپونيك، طي يك دوره 8
14 درصد (بر حسب ماده خشك) در علف سبزافزايش داد اما / 11 به 67 / روزه، ميزان پروتئين خام دانه را از 37
8/ 9 درصد در دانه به 24 / كيفيت پروتئين در علف تازه كاهش نشان داد به نحوي كه ميزان پروتئين حقيقي از 39
6/ 14 درصد پروتيئن در علف سبز 23 / درصد در علف هيدروپونيك كاهش يافت. اين پديده نشان داد كه از 67
درصد را پروتئين غير حقيقي (مواد نيتروژن دارغير پروتئيني) شامل مي شود. علاوه بر اين ميزان انرژي قابل
3 مگاكالري در كيلو گرم ماده خشك) / 2 در مقابل 04 / متابوليسم در علف هيدروپونيك پايين تر از دانه جو ( 71
بود. در اين خصوص مطالبي نيز در جدول 3 ارائه شده است.
قابليت هضم :
در خصوص هضم پذيري علوفه هيدروپونيك اطلاعات محدودي منتشر شده است (جدول 3). در بعضي از سايت
هاي اينترنتي نيزمطالبي در اين خصوص ذكر شده است كه بعضا مبناي علمي ندارد و حاوي اطلاعات گمراه كننده
چنين آمده است كه هضم پذيري دانه ها در بهترين (Mooney, مي باشند. به عنوان مثال در يك نوشته ( 2005
حالت 30 درصد و در حالتي كه به علوفه هيدروپونيك تبديل شوند 90 تا 95 درصد است كه قطعا چنين ادعايي
ميزان هضم پذيري دانه جو را قبل (Morgan, Hunter and O'Haire, نمي تواند درست باشد. پژوهشگران ( 1992
و بعد از تبديل شدن به علف سبز (در سيستم هيدروپونيك) در نشخواركنندگان مقايسه نموده و گزارش دادند كه
82 درصد مي باشد. اين در حالي است كه بر اساس ديگر / 83 درصد و علف سبز جو 6 / هضم پذيري دانه جو 9
7
ميزان هضم پذيري علف هيدروپونيك (Flynn and OKiely, 1986 ; Peer and Leeson, 1985b) گزارش ها
(1989) Cuddeford 8 درصد) را نشان داده است. بر اساس گزارش / نسبت به دانه اوليه كاهش قابل توجهي ( 6
هضم پذيري علف هيدروپونيك با روش آزمايشگاهي 73 درصد بوده است. هم چنين گزارش شده است كه
مصرف علف ذرت توليدي با روش هيدروپونيك در جيره غذايي دام ها، اثري بر قابليت هضم خوراك نداشت
Dung, Goodwin, and ) طي آزمايش انجام شده در دانشگاه نيوانگلند استراليا .(Thomas and Reddy, 1962)
مصرف علف جو توليدي به روش هيدروپونيك درجيره غذايي گوسفند، اثري بر هضم پذيري، (Nolan, 2010a
شكمبه نداشت بلكه غلظت نيتروژن آمونياكي را در شكمبه pH سنتز پروتئين ميكروبي، توازن نيتروژن و ميزان
افزايش داد كه اين پديده مي تواند نشان دهنده پايين بودن ارزش زيستي پروتئين علف هيدرو پونيك باشد.
علف يولاف توليد شده با روش هيدروپونيك (طي 6 روز دوره (Hillier and Perry, در پژوهش ديگري ( 1969
4 تا 9 كيلو گرم در روز) در جيره تليسه هاي هرفورد (با وزن 300 كيلو گرم به بالا) با / كشت) به مقادير مختلف ( 5
دو سطح كنسانتره ( 40 و 80 درصد) مصرف شد. قابليت هضم ماده خشك در جيره 40 درصد كنسانتره حدود 66 تا
75 درصد بود. هم چنين قابليت هضم انرژي در جيره كم / 73 تا 8 / 70 درصد و در جيره 80 درصد كنسانتره حدود 6
75 درصد بود. به هر صورت مصرف علف هيدروپونيك / 73 تا 3 / 69 و در جيره پر كنسانتره 2 / 66 تا 5 / كنسانتره 5
در جيره غذايي اثري بر قابليت هضم خوراك نداشته است. يافته هاي مشابهي در خصوص هضم پذيري علف جو
Grigorev, Fitsev and Lesnitskaya, ) كشت شده در سيستم هيدروپونيك برروي دام گزارش شده است
ارزش غذايي علوفه جو توليدي با روش (Dung, Goodwin and Nolan, 2010a) 1986 ). در آزمايشي كه
هيدروپونيك نسبت به دانه جو در تغذيه گوسفند مورد مقايسه قرار گرفت مشخص شد كه قابليت انرژي زايي علف
سبز جو پايين تر از دانه جو مي باشد.
تجزيه پذيري شكمبه اي دانه جو وعلف سبز (Dung, Goodwin and Nolan, 2010b ) درآزمايش ديگري
جوتوليد شده درسيستم هيدروپونيك درگوسفند مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان داد كه بخش محلول (قابل
تجزيه در زمان صفر) در دانه جو 10 درصد بود اما در جو سبز شده به 50 درصد افزايش يافت اما از ساعت 6 به بعد
(از زمان شكمبه گذاري نمونه ها) روند تجزيه پذيري هر دو ماده خوراكي مشابه بود. بالا بودن نسبت تجزيه پذيري
در زمان صفر مي تواند نشان دهنده كاهش قابليت استفاده از مواد مغذي علف هيدرو پونيك (دراثر محلول شدن
مواد مغذي و عبور سريع مواد از دستگاه گوارش) باشد. پژوهشگران مزبور گزارش دادند كه تبديل دانه جو به
علف هيدروپونيك از نظر تغذيه دام مزيتي نداشته بلكه سبب اتلاف مواد مغذي و انرژي دانه جو مي گردد. در
جدول 3 اطلاعاتي در مورد گوارش پذيري علوفه هيدروپونيك ارائه شده است.
اثرمصرف علف هيدروپونيك در تغذيه دام
اغلب گزارش ها حاكي از آن است كه مصرف علوفه هيدروپونيك، درجيره غذايي، به ويژه در مقايسه با دانه
با اين حال در .(Sneath and McIntosh, غلات، از نظرعملكرد توليد دام ها مزيتي در برنداشته است ( 2003
بعضي ازنوشته ها مصرف علف هيدروپونيك در تغذيه دام ها موثر و بعضا در حدي ذكر شده است كه از نظر منطق
و همكاران ( 2003 ) كه 17 راس تليسه را به مدت 48 روز با Tudor علمي نمي تواند صحيح باشد. بنا بر ادعاي
8
3 كيلو گرم علوفه خشك كم كيفيت / 1 كيلو گرم ماده خشك) و 1 / 15/4 كيلو گرم علوفه هيدروپونيك (معادل 9
تغذيه نمودند، افزايش وزن روزانه اي معادل 1010 گرم به دست آوردند. قطعا چنين نتايجي بر اساس منطق علمي
ميزان مواد مغذي و (NRC, نمي تواند صحيح باشد چرا كه بر اساس جداول استاندارد احتياجات غذايي ( 2001
انرژي حاصل از خوراك هاي مصرفي ذكر شده به هيچ وجه منتج به افزايش وزن روزانه 1010 گرم نخواهد شد. در
همين گزارش چنين آمده است كه ادامه آزمايش طي 22 روز بعدي، مقدار علوفه هيدروپونيك را به 13 كيلو گرم
7 كيلو گرم افزايش دادند اما / 1 كيلو گرم ماده خشك) كاهش و علوفه خشك كم كيفيت را به 8 / (معادل 6
افزايش وزن روزانه كاهش يافت و به 410 گرم رسيد. چنين اطلاعاتي فاقد مبناي علمي بوده و نمي تواند درست
بوده باشد بلكه گمراه كننده خواهد بود.
و همكاران، 2009 ) در آزمايشي اثر مصرف علوفه هيدروپونيك بر عملكرد توليد Marsico) محققين دانشگاه ايتاليا
شير 30 راس بز شيري را مورد بررسي قرار دادند. علوفه هيدروپونيك با استفاده از بذر چاودار طي دوره هاي 7
روزه توليد شده بود. نتايج نشان داد كه در طول سه ماه آزمايش، پارامتر هاي بيوشيميايي و هماتولوژيكي خون بزها
تحت تاثير جيره هاي غذايي قرار نگرفت ومصرف علوفه هيدرو پونيك اثري برميزان توليد شيرنداشت.
در آزمايشي كه بر روي گوسفندان پرواري نژاد سافولك انجام شد، از جو سبز شده (معادل 105 گرم ماده خشك
در روز به ازاي هر راس دام) در جيره غذايي استفاده شد. نتايج نشان داد كه اضافه وزن دام ها و ضريب تبديل
غذايي نسبت به گروه شاهد، كه از دانه جو در جيره غذايي آن ها استفاده شده بود، تفاوت معني داري را نشان نداد
درآزمايش ديگري كه علف جو توليد شده با روش آبكشت در .(Dimirov, Iranorr and Cenadior, 1989)
هلشتاين) جايگزين بخشي از علوفه و كنسانتره گرديد، از نظر عملكرد توليد × جيره غذايي گاو هاي آميخته (بومي
.(Reddy and Reddy, شير مزيتي مشاهده نشد ( 1991
(Bartlett, Cotton, Henry and Kon, بررسي هاي موسسه تحقيقات شير واقع در ريدينگ انگلستان ( 1938
حاكي از آن است كه مصرف علوفه هيدروپونيك ذرت در جيره غذايي گاو شيري نسبت به جيره شاهد اثري بر
كميت و كيفيت توليد شير نداشته و مزيت خاصي را نشان نداد.
بر اساس گزارش پژوهشگران، مصرف علوفه هيدروپونيك حاصل از كشت يولاف در جيره غذايي گاو هاي
شيرده (كه بر اساس جيره غذايي متوازن تغذيه مي شدند) از نظر عملكرد توليد شير مزيتي نداشته بلكه هزينه را
.(Thomas and Reddy, نسبت به مصرف دانه يولاف 4 برابر افزايش داده است ( 1962
كه بر روي گوساله هاي پرواري (با ميانگين وزن اوليه 185 كيلو گرم) انجام گرفت، (Myers, در آزمايشي ( 1974
مصرف علوفه هيدروپونيك در جيره غذايي نسبت به جيره شاهد از نظر عملكرد (افزايش وزن و ضريب تبديل
غذايي) تفاوت معني داري را نشان نداد به جز اين كه هزينه تغذيه را افزايش داد.
1388 ) كه تبديل دانه جو به ؛ آزمايش هاي انجام شده در كشور حاكي از آن است (فضائلي و همكاران، 1387
صورت علوفه سبز در سيستم هيدروپونيك از نظر عملكرد و بازده مواد مغذي و نيز مصرف آن در تغذيه گوساله
پرواري و گاو شيرده در مقايسه با دانه جو بلغور شده، نه تنها مزيتي نداشته است بلكه هزينه تغذيه را به مراتب افزايش
.(Fazaeli et al. 2011; داده است ( 2012
9
نكته قابل توجهي كه لازم است در اين جا بدان پرداخته شود اين است كه در بعضي از نوشته ها بهبود توليدات دامي
در نتيجه مصرف علوفه هيدروپونيك گزارش شده است. اين بدان معني نيست كه در اثر تبديل دانه به حالت سبز
شده چنين بهبودي حاصل شده باشد بلكه به اين دليل است كه دام ها قبلا با جيره غذايي متوازن و كافي تغذيه نشده
و با كمبود مواجه بوده اند. درچنين وضعيتي با جبران كمبود هاي غذايي چه از طريق علوفه هيدرو پونيك و يا هر
خوراك ديگري بهبود توليد مورد انتظار مي باشد.
بازده از نظر هزينه درآمد
با توجه به موارد ذكر شده در خصوص توازن منفي در توليد علوفه هيدرو پونيك و نيز عدم مزيت آن در جيره هاي
غذايي دام ها، به نظر مي رسد صرف هزينه جهت تبديل دانه غلات به علف تازه در اين سيستم قابل توجيه نباشد. با
اين حال جهت اطلاع دقيق تر از هزينه تمام شده محصول و هزينه مواد مغذي و انرژي غذايي حاصل از تبديل دانه
به علف تازه لازم است به تجربيات موجود اشاره شود.
درنيوزلند تعداد محدودي (The New Zealand Merino Company, بر اساس گزارش شركت مرينو( 2011
واحد توليد علوفه هيدروپونيك وجود دارد كه در اين واحد ها مقدار محصول توليدي (برحسب خشك) به ازاي
هر كيلو گرم بذر مصرف شده به مراتب كمتر از يك كيلو گرم بوده و با توازن منفي حدود 12 درصد ي همراه مي
باشند. در اين واحد ها، هزينه هر واحد انرژي قابل متابوليسم به دست آمده از علف جو نسبت به دانه جو 4 برابر و
1 برابر نسبت به دانه جوافزايش مي يابد. از دست دادن بخشي از / هزينه هر واحد پروتئين خام به دست آمده نيز 9
مواد غذايي ذخيره شده در دانه كشت شده، طي فرآيند سبزشدن از يك طرف و صرف هزينه در اين فرآيند از
طرف ديگر سبب مي شود تا قيمت تمام شده از هر واحد انرژي غذايي وپروتئين در علف سبز شده به مراتب بالاتر
از دانه اوليه باشد. در گزارش مزبور چنين آمده است كه با توجه به موارد ذكر شده و عدم مزيت مصرف اين
علوفه بر عملكرد دام ها به نظر نمي رسد اين فن آوري در نيوزلند قابل توسعه باشد.
هركيلو گرم علف ،(Tranel, بر اساس گزارش واحد ترويج و صنعت دام دانشگاه ايالتي آيووا در آمريكا ( 2013
0 دلارآمريكا برآورد شده است درحالي كه قيمت / توليدي (برحسب خشك) درسيستم هيدروپونيك 89
0 دلار مي باشد. در اين صورت قيمت هر كيلوگرم علوفه هيدروپونيك / هركيلوگرم دانه اوليه (برحسب خشك) 27
3 برابر دانه اوليه تمام مي شود. هم چنين قيمت علوفه هيدروپونيك نسبت به قيمت علوفه / (برحسب خشك) 33
3 برابر مي رسد. براين اساس چنين نتيجه گيري شده / 0 دلار بر حسب خشك) به 74 / مرغوب (هركيلو گرم 24
است كه با تبديل دانه غلات به حالت سبز شده درسيستم هيدروپونيك، هزينه تغذيه براي گاو شيري 3 تا 5 برابر
افزايش مي يابد.
قيمت تمام شده هر واحد انرژي قابل متابوليسم علوفه هيدروپونيك حاصل از كشت جو نسبت به دانه جو، در
استراليا، 4 برابر بوده و قيمت هر واحد پروتئين آن نيز نزديك به 2 برابر تمام شده است كه نشان دهنده افزايش
.(Sneath and McIntosh, هزينه تغذيه دام هاي مصرف كننده علوفه هيدروپونيك مي باشد ( 2003
10
بر اساس گزارش فضائلي و همكاران ( 2011 )، تبديل دانه جو به علف تازه در سيستم هيدروپونيك و مصرف آن
در جيره غذايي گوساله هاي پرواري (به ميزان 24 درصد كل جيره بر حسب ماده خشك) هزينه تغذيه را به ميزان
24 درصد افزايش داد در حالي كه عملكرد دام ها نيز بهبودي را نشان نداد.
آلودگي هاي قارچي و رشد كپك ها در سيستم
يكي از مشكلات توليد علوفه در سيستم هيدروپونيك، كپك زدگي محصول مي باشد. مصرف علوفه كپك زده
مي تواند سبب اختلال در بدن دام ها و سقط جنين و نيز آلودگي شير و گوشت توليدي گردد. بر اساس گزارش
1974 ) آلودگي قارچي علف هيدروپونيك سبب كاهش توليد و ايجاد اختلال در دام ها شده است. هم ) Mayers
به تلفات دام ها درنتيجه مصرف علوفه (Sneath and McIntosh, چنين در گزارش پژوهشگران استراليا ( 2003
اشاره شده است. استفاده از قارچ كش ها نيز به (Aspergillus clavatus هيدروپونيك (به دليل آلودگي با قارچ
نوبه خود سبب مشكلاتي خواهد شد چرا كه طي كوتاه مدت ( 7 تا 10 روز پس از مصرف) در توده علف سبز باقي
مي ماند وعوارض بعدي را در پي خواهد داشت.
نتيجه گيري
در مجموع چنين مي توان نتيجه گيري نمود كه صرف هزينه جهت تبديل دانه غلات به حالت سبزينه، كه از نظر
تغذيه دام با افت وكاهش ارزش غذايي مواجه مي باشد و احتمال آلودگي قارچي و ايجاد اختلال در دام ها و
آلودگي محصولات دامي را نيز به همراه دارد، يك فرآيند توليد واقعي نبوده بلكه سبب كاهش بهره وري از منابع
(دانه غلات) و بالابردن هزينه خواهد شد. نكته ديگر اين كه در اين خصوص تبليغات تجاري اينترنتي نسبتا زيادي
مبني بر سودمندي سيستم توليد علوفه هيدروپونيك وجود دارد كه غالبا مبناي علمي نداشته و اطلاعات نادرستي را
منتشر مي كنند كه گمراه كننده هستند. بنا بر اين سرمايه گذاري و صرف هزينه در اين مورد كه به اتلاف مواد مغذي
و بالا رفتن هزينه تغذيه دام ها منتهي مي گردد قابل توجيه نخواهد بود.
منابع :
اصغري تبريزي م. 1386 . تعيين ارزش غذايي قصيل جو با روش هايدروپونيك و با روش هاي آزمايشگاهي. پايان نامه كارشناسي
ارشد. دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان.
كوچكي، ع.، محصل ر.، نصيري، م. و صدر آبادي، ر. 1367 . مباني فيزيولوژيكي رشد و نمو گياهان زراعي. مشهد: انتشارات آستان
. قدس رضوي. 20
فضائلي، ح.، گل محمدي، ح.ع.، شعاعي، ع.ا. منتجبي، ن. و مشرف، ش . 1387 . بررسي عملكرد توليد علف سبز جو با روش آب
كشت در اتاق فلزي. مجموعه مقالانت سومين كنگره علوم دامي كشور. دانشگاه فردوسي مشهد.
فضائلي، ح. و گل محمدي، ح.ع. 1388 . ارزيابي عملكرد فنآوري آبكشت در توليد كمي و كيفي علوفه. فصلنامه پژوهش هاي علوم
.57- دامي. شماره 9، ص. 67
فضائلي، ح. 1388 . راهنماي مديريت خوراك و خوراك دادن در واحد هاي گاوداري، موسسه تحقيقات علوم دامي كشور.
11
Bartlett, S., Cotton, A.G., Henry, K.M. and Kon, S.K. (1938). The influence of various fodder
supplements on the production and the nutritive value of winter milk. Journal of Dairy Research.
9:273-309.
Baskin, C.C. and Baskin, J.M. (2001). Seeds: Ecology biogeography and evolution of dormancy and
germination. San Diego, Calif., USA: Academic Press.
Chavan, J. and Kadam, S.S. (1989). Nutritional improvement of cereals by sprouting. Critical Reviews in
Food Science and Nutrition. 28(5):401-437.
Dagnia, S., Petterson, D., Bell, R. and Flanagan, F. (1992). Germination alters the chemical composition
and protein quality of lupin seed. Journal of Science Food Agricalture. 60(4):419-423.
Dimirov, I., Iranorr, I. and Cenadior, P. (1989). Effect of supplements of hydroponics sprouted barley to
diets for fattening lambs. CAB Publication Abstract Data: Nutrient Abstract and Reviews, Series B.
60321, 1988, 58.
Dung, D.D., Goodwin, I.R. and Nolan, J.V. (2010a). Digestive characteristics, Ammonia nitrogen and
volatile fatty acids levels, in sheep fed oaten chaff supplemented with grimmett barley grain, freezedried
or fresh barley sprouts. Journal of Animal and Veterinary Advances. 9(19): 2493-2501.
Dung, D.D., Goodwin, I.R. and Nolan, J.V. (2010b). Nutrient Content and in sacco Digestibility of
Barley Grain and Sprouted Barley. Journal of Animal and Veterinary Advances. 9(19): 2485-2492.
Fazaeli, H., Golmohammadi, H.A., Shoayee, A.A., Montajebi, N. and Mosharraf, S.H. (2011).
Performance of Feedlot Calves Fed Hydroponics Fodder Barley. Journal of Agricultural Science
and Technology, 13:367-375.
Fazaeli, H., Golmohammadi, H.A., Tabatabayee, S.N. and Tabrizi, N.A. (2012). Productivity and
Nutritive Value of Barley Green Fodder Yield in Hydroponic System. World Applied Sciences
Journal. 16(4):531-539, 2012.
Flynn, V.C. and OKiely, P. (1986). Input/output data for the Acron germination unit.
Ghobadi, M., Shafiei-Abnavi, M., Jalali-Honarmand, S., Ghobad, M.E. and Mohammadi G.H., (2012).
Does KNO 3 and hydropriming improve wheat (Triticum aestivum L.) seeds germination and
seedlings growth. Annals of Biological Research. 3(7):3156-3160.
Grigorev, N.G., Fitsev, A.l. and Lesnitskaya, T.I. (1986). Nutritive value of hydroponic feed and its use
for feeding high-yielding cows. Selskokhozyaist vennaya Biologiya. 7:47-50.
Hillier, R.J. and Perry, T.W. (1969). Effect of hydroponically produced oat grass on ration digestibility
of cattle. Journal of Animal Science. 29:783-785.
Mansbridge, R.J. and Gooch, B.J. (1985). A nutritional assessment of hydroponically grown barley for
ruminants. Animal Production, 40: 69-570.
Marsico, G., Micera, E., Dimatteo, S., Minuti, F., Arcangelo Vicenti, A. and Zarrilli, A. (2009).
Evaluation of animal welfare and milk production of goat fed on diet containing hydroponically
germinating seeds. Italian Journal of Animal Science. 8(Suppl. 2): 625-627.
Møller, I.M., Jensen, P.E. and Hansson, A. (2007). Oxidative modifications to cellular components in
plants. Annals Review of Plant Biology. 58(1):459-481.
Mooney, J. 2005. Growing Cattle Feed Hydroponically. 2002 SCHOLARSHIP REPORT. Australian
Nuffield, Farming Scholars Associated
Morgan, J., Hunter, R.R. and O'Haire, R. (1992). Limiting factors in hydroponic barley grass production.
8th International congress on soilless culture, Hunter's Rest, South Africa.
NRC, (2001). Nutrient requirements of dairy cattle, seven revised. National Academy Press, Washington
DC.
Myers, J. (1974). Feeding Livestock from the Hydroponic Garden. M. Sc. Thesis, Arizona State
University.
Peer, D.J. and Leeson, S. (1985a). Feeding value of hydroponically sprouted barley for poultry and pigs.
Animal Feed Science and Technology. 13:183-190.
12
Peer, D.J. and Leeson, S. (1985b). Nutrient content of hydroponically sprouted barley. Animal Feed
Science and Technology. 13: 191-202.
Reddy, M.R. and Reddy, D.N. (1991). Supplementation of barley fodder to paddy straw based rations of
lactating cows. Indian Journal of Animal Nutrition. 8(4):274-279.
Simon, E.W. (1984). Early events in germination. Seed Physiology: Germination and Reserve
Mobilization. New South Wales, Australia, Academic Press Australia. 2:77-115.
Sneath, R. and McIntosh, F. (2003). Review of Hydroponic Fodder Production for Beef Cattle. North
Sydney; Australia: Meat and Livestock Australia Limited.
The New Zealand Merino Company, (2011). Hydroponic fodder production, an analysis of the practical
and commercial opportunity.
Thomas, J.W. and Reddy, B.S. (1962). Sprouted oats as a feed for dairy cows. Quarterly Bulletin of the
Michigan Agricultural Experiment Station. 44: 654-655.
Tranel, L. (2013). Hydroponic fodder systems for dairy cattle? Iowa State University, Extension and
Outreach, AS. Leaflet R2791.
Tudor, G., Darcy, T., Smith, P. and Shallcross, F. (2003). The intake and liveweight change of
droughtmaster steers fed hydroponically grown, young sprouted barley fodder (Autograss),
Department of Agriculture Western Australia
 

Similar threads

بالا