[تاریخ هنر ایران] - دوران پیش از اسلام > فرهنگ و هنر مادها

ahoo_fr

کاربر ممتاز
فرهنگ و هنر مادها
(آغاز قرن 8 ق.م_550 ق-م)




  • تاریخچه مادها
  • شاهان ماد
  • دین مادها
  • معماری مادها
  • گور دخمه ها
  • فرهنگ و هنر مادها
  • خط وکتابت مادها
  • نابودی پادشاهی مادها


تاريخچه ماد


(آغاز قرن 8 ق.م_550 ق-م)، بنیان گزار دیاگو (هوخشتره )
مادها قومي ايراني از تبار آريايي بودند كه قسمت اصلي سرزمين آنها شامل جنوب آذربايجان و قسمتهاي ديگري در زاگرس وپايتخت آنها هگمتانه بود.اولين اطلاعات درباره آنها به سالنامه هاي آشوري شلمسر سوم در سال 836 پ م باز مي گردد.آنها از سده هشتم پيش از ميلاد تا ظهور سلسله هخامنشي بر فلات ايران و فراسوي آن حكومت كردند.سكاها به دست كياكسار شكست خوردند. او با آشور به جنگ پرداخت و براي مقابله با آنان با بابل هم پيمان شد. پس از اينكه آنها آشور را شكست دادند بخت النصر حاكم بابلي كه با نواده كياكسار عروسي كرده بود از ترس حملات مادها به سرزمينش در مرزهاي شمالي سرزمين خود استحكامات نظامي فراواني برپا كرد.نهايتا ماد توسط هخامنشيان از بين رفت


شش قوم تشكيل دهنده اتحاد ماد عبارتند از: بوسيان،ستروخاتيان،بوديان،آريزانتيان،مغهاوپارتاكانيان
در سال 728 پ م دياكو نخستين پادشاه ماد سلسله ماد را بنياد نهاد كه نخستين شاهنشاهي آريايي تبار ايران بود
در سال 614 پ م دولت ماد در حمايت از بابل به آشور حمله كرد و حكومت آشور را منقرض كرد . پس از آن كشور ليديه را فتح كردند .


از بعد سياسي عمده ترين عامل پيدا يش اتحاديه ماد ، سپس دولت وبالاخره تشكيل پادشاهي آنها را مي توان در تجاوزگريهاي آشوريان به سرزمين آنها دانست. مادها براي احراز آزادي مبارزه را آغاز كردند و نه تنها خود را از زير يوغ حملات آشور رهانيدند بلكه دولت آشور را نيز منقرض كردند
از نظر فرهنگي دوران مادي را ميتوان حاصل تكامل فرهنگي دانست كه از هزاره سوم پيش از ميلاد در جاي جاي فلات ايران رشد كرده بود و سرانجام به صورت پيام مشترك در آمد .خانواده مادي بر اساس پدر سالاري و چند همسري اداره ميشد و آنها با طلا مفرغ و الكترون آشنا بودند. خانه هاي مردم به صورت يك طبقه با زواياي قايمه بود كه ايواني در جلوي خانه ايجاد شده بود. تا زماني كه ماد به آشور خراج ميداد مهمترين خراجش شامل اسبهاي نژاد نسا ميشد.آنها به اسب اهميت زيادي ميدادند.




نقشه سرزمین ماد


شاهان ماد



دياكو
دياكو در سال 728 پ م به شاهي رسيد و شهر هگمتانه را پايتخت خويش قرار داد او 53 سال پادشاهي كرد. از 708 پ م تا 655 پ م . نام شهر امدانه=همدان پيش از اين در كتيبه هاي تيگلات پلسر اول آمده است. دياكو اين شهر را رونق بخشيد. تنها خطري كه در اين زمان دياكو را تهديد ميكرد حملات پراكنده آشوريها به الليپي= كرمانشاه بود و بقيه نقاط مملكت او در آرامش بسر ميبرد. او خراجش را به موقع ميپرداخت و در گيري آشور و بابل و ايلام ديگر مجالي براي آشوريها براي حمله به ماد نوپا نميگذاشت.

فرورتيش

فرورتيش پسر دياكو، در سال 675 پ م به سلطنت رسيد. او قباييل زيادي را كه درحدود ري ، اصفهان ، آذربايجان كرمانشاه ، كردستان و همدان بودند، به اطاعت در آورد .پس از 22 سال سلطنت ، در جنگ با آشور كشته شد.درزمان پادشاهي او مادها بر سرزمين پارس مسلط شدند. دليل شكست فرورتيش از آشوريها اين بود كه سپاه ماد را روستاييان نا آزموده تشكيل ميدادند ولي سپاهيان آشور در جنگ با بابليها يه خوبي تجربه نظامي داشتند و از جنگ افزارهاي بزرگ استفاده ميكردند . فرورتيش از فتح موفق سرزمين پارس به نيروي نظامي خود مغرور شده بود و همين باعث حمله به آشور شد ولي آشوربانيپال با موفقيت جلوي هجوم آنان را گرفت.

خشتر يته

خشتريته از سال 653 پ م رهبري ماد را در دست گرفت و با ماناييها و سكاها بر ضدآشوريها متحد شد. او در سال 625 پ م درگذشت

هووخشتره-كياكسار

هوخشتره پسر خشتريته بود و در سال 625 پ م به حكومت رسيد . او به ارتش ماد قدرت بخشيد و با شاه بابل متحد شد.دخترش را به همسري پسر نبوپلسر پادشاه بابل در آورد.امتيس ،دختر هووخشتره كه از پاي كوه الوند به جلگه هاي كم ارتفاع بين النهرين رفته بود ، دچار افسردگي شد.پادشاه بابل دستور ساخت باغهاي معلق بابل را داد كه به صورت كوهي مصنوعي بود تا براي امتيس حكم كوهساران را داشته باشد.هووخشتره و نبوپلسر پس از دو سال جنگ در سال 612 پ م موفق به فتح شهرهاي آشور و نينوا شدند ودولت آشور به نابودي كشيده شد.بر اساس لوحهاي بازمانده از بنوپلسر حاكم بابل كل شهر نينوا با خاك يكسان شد و همه شهرهايي كه به آشوريها كمك كرده بودند نيز به اين سرنوشت دچار شدند. ساراكس حاكم آشور خود و خانواده اش را در خرمني از آتش سوزاند تا به دست دشمنان نيافتند. البته هوخشتره پيش از اين به نينوا حمله كرده بود و شهر را محاصره كرده بود ولي چون سكاها به آذربايجان و كردستان حمله كرده بودند مجبور شده بود نينوا را ترك كند. او در شمال درياچه اروميه از سكاها شكست خورد و آنها 28 سال بر آذربايجان مسلط شدند تا آنكه هوخشتره به نيرنگي سران سكاها را در مهماني در حالت مستي به قتل رساند و از شر آنها راحت شد. پس از آن مادها و بابليها با كمك هم توانستند بر نينوا پيروز شوند. هوخشتره پس از فتح آشور به كشور گشايي ادامه داد تا به مرز ليدي رسيد و متوقف شد. شش ماه دو دولت ماد و ليدي جنگيدند تا آنكه در سال 585 پ م كسوفي باعث وقفه در جنگ و سرانجام عقد قرارداد صلح شد. رود هاليس مرز دو كشور قرار داده شد .يك سال بعد شاه ماد درگذشت

ايشتوويگ - آستياگ

ايشتوويگو در سال 585 پ م به پادشاهي رسيد و در سال 550 پ م از كورش بزرگ شكست خورد و دولت ماد تبديل به دولت هخامنشي شد. وي پسر هووخشتره بود. او با آرينيس خواهر قارون، شاه ليديه ازدواج كرد . كورش هخامنشي دختر زاد
ايشتوويگو يعني نوه او بود .ظاهرا شاه ماد ميخواست از قدرت نا محدود اشراف بكاهد و اين عمل او باعث شد تا گارپاگا فرمانده ارتشش مخفيانه با كورش دوم (همان كورش بزرگ هخامنشي) هم پيمان شود و در حمله پارسها به ماد سپاهيان ماد به سمت پارسها پيوستند و ايشتويگو شكست خورد و تسليم كورش شد.



دین مادها

تاريخ ماد از نظر دين به دو دوره قبل و بعد قرن هفتم پيش از ميلاد تقسيم ميشود.

در متون آشوري چند بار از دين مادها و فرهنگهاي همسايه آنها مانند ماناييها نام برده ميشود. مثلا به ربودن خداي ماناييها اشاره شده است( بت). شكل اين بتها را از مفرغهاي لرستان و گنجينه زيويه ميتوان بازسازي كرد. اين شمايلها هيچ ارتباطي با دين زرتشت ندارند و بيشتر همخانواده دين مردم بين النهرين آشوريها و هوريان است .يكي از ايالات مادي نيز بيت ايشتار نام داشت. بسياري از فرماندهان مادي كه در منابع آشوري نام آنها آمده است نامهاي اكدي داشتند
در شرق ايران دين اهورايي معتبر بوده است. نامهاي مادي عمدتا كلمات اهوره - مزدا - بگ را همراه داشته اندو نيز تركيباتي از آتش مانند آذر-آتور - آتر .
دوره دوم دين مادها دوره مشهور به مغان است كه تعليمات زرتشت فراگير شده است. بحث در مورد مغان وريشه يابي آنان بسيار است. آنها قومي از اقوام مادي بودند كه ظاهرا به دين زرتشت گرويده اند و به گسترش آن پرداخته اند. هرچند نميتوان ظهور زرتشت را دقيقا در اين دوره دانست.


ویژگی اجتماعی مادها

در سرزمین ماد خصوصیات خانوادگی پدرشاهی وجود داشته است. جامعه ماد در آغاز از عشیره های پدرشاهی یاویس تشكیل می شد. كه در دهكده ها ساكن بودند. ریاست عشیره معمولا سالمندترین عضو خاندان بوده است. رؤسای خاندانها رفته رفته بصورت اشراف و طبقه حاكم درآمدند. اقوام مادی برای حفاظت از خود به دژها پناه می بردند و هنگام بروز خطر برای تصمیم گیری، شورایی از بزرگان بنام هنجمن تشكیل می گردید.

 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
معماري ماد
مادها با شيوه معماري شهرسازي عظيم آشنا بودند.در اين دوره ستون نقش مهمي در معماري داشت . ازآنجا كه بناي مادي سالمي شناسايي نشده براي بررسي هنر معماري مادي به بررسي گور دخمه هاي آنان ميپردازيم كه بسيار فراوان است. اين گور دخمه ها ايوان دار هستند و با ستون تزيين شده اند. تراشهايي كه بر روي ستونها و داخل دخمه ها داده شده، روش تزيين بر روي ديوار و ستونهاي چوبي را به ما بازگو ميكند. هرودوت تاريخ نگار يوناني در مورد معماري شهر مادي هگمتانه نوشته است :در هگمتانه پايتخت ماد اصول شهر سازي رعايت شده است.در اين شهر كاخ شاهي به وضعي عجيب و مستحكم به صورت هفت قلعه ساخته شده است كه هرقلعه درون قلعه ديگر قرار گرفته است و كنگره هاي هفت گانه از بيرون به درون به رنگهاي سفيد ، سياه ،ارغواني ،آبي ،سرخ ،نارنجي ،سيمين ، زرين و.......ميباشد.كاخي بلند و مستحكم براي شاه و خزانه در مركز قرار دارد
از جمله آثار معماري مادها مي توان به تپه هگمتانه - تپه ،نوشيجان، - گودين تپه كنگاور، - گور دخمه هاي مادي مانند فخريكا در مهاباد ،فرهاد و شيرين در كرمانشاه ،داوود دختر در فهليان فارس وشهر مادي اندركش اشاره كرد .



يك دژ مادي بر اساس لوحها و كتيبه ها

يك دژ مادي بر اساس لوحهاوكتيبه ها


يك دژ مادي بر اساس لوحهاوكتيبه ها


يك دژ مادي بر اساس لوحهاوكتيبه ها

از خانه هاي مردم عادي نمونه اي به دست باستان شناسان نرسيده است. احتمالا مادها بناهايشان را از خشت و چوب ميساختند و آثار آن بر اثر فرسايش از بين رفته است. اطلاعاتي كه داريم بر اين اساس است كه خانه هايشان داراي يك ايوان ورودي با پايه هاي چوبي بود. با يك در كوچك به يك اتاق قايم الزاويه ميرسيدند كه شامل دو بخش در طرفين يكي برار انبار و ديگري براي آشپزي بود. درون خانه ها سكوي گلي ميساختند. نمونه اين خانه ها در منطقه آذربايجان و ساوه ديده ميشود. شهرهاي مادي داراي دو بخش بودند. الاني دننوني نام منطقه مركزي شهر بود كه دژ مستحكمي داشت و اطراف آن منطقه مسكوني مردم عادي بود كه الاني سهروتي نام داشت. دژ مركزي معمولا داراي چند ديوار بود و در فواصل معين برجهاي ديده باني با كنگره هايي براي تير اندازي داشتند. حصار بيروني از سنگ و حصارهاي دروني دايره مانند از خشت ساخته ميشدند.

گور دخمه ها :
گوردخمه‌های یافت شده از دوران مادها نوع تکامل یافته هنر اورارتویی هستند. زیرا برخلاف گوردخمه‌های دوره اورارتو، اغلب دارای نقش‌برجسته و تزئینات معماری مانند ستون و نیم‌ستون بوده و بر اساس اهمیت فرد دفن شده و همچنین تاریخ ساخت، دارای نمای ورودی متفاوت هستند. برخلاف گوردخمه‌های هخامنشیانکه صاحبانشان مشخص و معلوم هستند، گوردخمه‌های دوران ماد را نمی‌توان به شخص خاصی منسوب نمود. از طرفی به لحاظ مورد دستبرد قرارگرفتن در طول تاریخ، نمی‌توان در رابطه با چگونگی تدفین و یا ماهیت اشیاء همراه مرده در گوردخمه‌های این دوره، اظهارنظر نمود. این گوردخمه‌ها بر اساس نمای ورودی به طور کلی به سه دسته مختلف تقسیم می‌شوند.

  1. گوردخمه‌هایی که در نمای ورودی دارای ستون آزاد هستند. گوردخمه فخرگاه یا دخمه سنگی با شماره ثبت ملی ۲۸۸ (پانزده کیلومتری شمال شرقیمهابادگوردخمه صحنه (۶۰ کیلومتری راه کرمانشاه به همدان در محل سراب صحنه) و گوردخمه دکان داود (نزدیکی سرپل ذهاب) از این جمله‌اند.گوردخمه صحنه که در تاریخ ۱۳۱۵/۱۰/۱۰ و با شماره ثبت ملی ۱۴۸ به ثبت رسیده است از جمله نادرترین گور دخمه های دوطبقه دوره مادها می باشد.[SUP][[/SUP]
  2. گوردخمه‌هایی که بجای ستون آزاد، در دوطرف نمای ورودی آن‌ها دو نیم ستون تزئینی در کوه کنده شده‌است. از این نوع گوردخمه‌ها می‌توان به گوردخمه دودختر یا دادور با شماره ثبت ملی ۲۹۹ (نزدیکی ممسنیاستان فارس) و گوردخمه آخور رستم (هشت کیلومتری جنوب تخت جمشید اشاره کرد.
  3. گوردخمه‌های ساده که فاقد ستون یا نیم‌ستون بوده و عمدتا در منطقه کردستان یافت شده‌اند. گوردخمه سکاوند (پانزده کیلومتری هرسین کرمانشاه)،گوردخمه دیره (قریه دیره سرپل ذهاب) و گوردخمه سرخ‌ده (۱۹ کیلومتری گوردخمه سکاوند)از این جمله‌اند.
گوردخمه كورخ كيچ
اين گور دخمه در 25 كيلومتري گور دخمه قيز قاپان در همسايگي روستاي شورناخ قرار دارد. ايواني در جلوي آن با يك ستون كنده شده كه پايه ستون آن مربع است. درون مقبره يك اتاق دارد كه توسط گوري واني شكل به دو قسمت تقسيم شده است. كردها در مورد اين گور دخمه افسانه اي دارندو ميگويند شاهزاده اي از اين مكان به ديدار شاهزاده خانمي در قيز قاپان ميرفته. شاهزاده خانم براي سهولت شاهزاده كورخ كيچ دستور ميدهد در مسير او پلهايي بسازند ولي چون آنها به هم نميرسند دستور ميدهد پلها را خراب كنند. به اين صورت كردها اين دو گور دخمه و پلهاي تاريخي تخريب شده منطقه را مرتبط ميدانند.

گوردخمه دكان داود
اين گور دخمه درسه كيلومتري جنوب شرقي سر پل ذهاب قرار دارد و به دوران مادها يا هخامنشيان تعلق دارد. دخمه در دل صخره ستبري كنده شده است و از زمين ارتفاع دارد و دسترسي به داخل آن امكان ندارد. در زير اين صخره يك قبرستان معاصر قرار دارد ،يعني از بيش از دو هزار سال پيش در اين مكان اجساد مردگان با روشهاي مختلف دفن مي شدند.درون مقبره پنج تاقچه جهت گذاشتن نذورات و يك گور بيضي شكل قراردارد.سقف دخمه تاق مانند است
در 8متري زير دخمه مردي تمام قد و نيمرخ بر سنگ حجاري شده است. احتمالا حجاري اين پيكره همزمان با ساخت گور دخمه نبوده است. او لباس بلندي بر تن دارد و كلاهي دارد كه قسمتهايي از صورت او را پوشانده است. او در يك دست برسم دارد و دست ديگر را به نشانه نيايش بالا برده است .ورودي دخمه رو به جنوب است.




گوردخمه اسحاق وند
گوردخمه هخامنشي اسحاق وند از مجموعه سه گور دخمه در كنار هم تشكيل شده است كه بر روي قله سنگي تپه اي مشرف به دشت واقع است. اين گور دخمه در شمال شرقي روستاي نوده در كنار جاده آسفالته پل چهر قرار دارد.نام اين گوردخمه ها برگرفته از نام روستايي است كه در شمال آنها قرار دارد.گور دخمه سمت راست بالاتر از بقيه است.اطراف هر يك از اين گور دخمه ها تاق بندي شده است.بالاي گور دخمه وسط تصوير مردي به حالت تمام قد و نيم رخ حجاري شده است.او دستهاي خود را جلوي صورت گرفته است.يك مشعل و يك آتشدان در جلوي او قرار دارد.پشت آتشدان فرد ديگري حجاري شده است كه دستان خود را به آسمان بلند كرده است. اين گور دخمه ها احتمالا مادي ميباشند ولي نمي توان نظر قطعي در اين مورد داد. هرتسفلد معتقد است گور دخمه وسطي متعلق به گئومات مغ است


گوردخمه برناج
گور دخمه برناج در 14 كيلومتري شمال غربي شهر بيستون در روستايي به همين نام قرار دارد. اطراف اين گور دخمه قابي تراشيده شده است.پلان آن مربع شكل است كه ارتفاع و اضلاع پلان اين دخمه همگي 95 سانتيمتر است


گوردخمه ديره
گور دخمه اي در بين راه سر پل ذهاب به ديره قرار دارد و به نام گور دخمه ديره معروف است. اين گور به دوره مادها تعلق دارد


گوردخمه قيزقاپان
گوردخمه قيز قاپان دردهكده سورداشي شهرسليمانيه عراق قرار دارد . در كنار ورودي دخمه دو فرد مادي روبروي هم ايستاده اندو در ميان آندو يك آتشدان قرار گرفته است.حالت ايستادن اين دو فرد كاملا محترمانه است به شكلي كه يك دست خود را جلوي دهان گرفته اند و با دست ديگر كمان خود را نگاه داشته اند ، بطوريكه انتهاي كمان بر روي پاي چپ يكي از آندو قرار دارد
در ايران باستان ، هنگام عبادت يا حضور در مقابل شخصي بلند پايه يك دست را در جلوي دهان قرار مي دادند ، مانند حجاري بار عام داريوش در تخت جمشيد.حالت نگاه داشتن كمان بدون تير در جلو بطوريكه انتهاي آن بر روي پاي چپ قرار گيرد را در آثار متعددي ازايران باستان مي توان يافت ، كه نشان دهنده قدرت شخص است .از آن جمله مي توان به حكاكيهاي جام حسنلو وتصوير داريوش در ديوار بيستون اشاره كرد . نماي ورودي گور دخمه با دو نيم ستون به سه قسمت تقسيم شده است.احتمال ميرود اين گور دخمه به كياكسار تعلق داشته باشد



گوردخمه داود دختر

در شمال غربي ممسني دخمه بزرگي در ارتفاع 300 متري كوهي قرار دارد كه داراي دو اتاق است.ورودي آن با دو نيم ستون تزيين شده است.بالاي ستونها 7 آتشدان با معماري هخامنشي بر روي سنگ حجاري شده اند . از اين رو ، اين گور دخمه را به هخامنشيان و يا مادها نسبت مي دهند.


گوردخمه دربند صحنه- شيرين و فرهاد
اين گور دخمه در شمال شهر صحنه قرار دارد و ابعاد آن 14.5 در 11 متر است. درجلوي آن ايواني به عرض دو مترقرار گرفته كه ستونهايي از سنگ دارد و از آن فقط پايه ستونها باقي مانده است. در بالاي گور دخمه تصوير خورشيد بالدار وجود دارد.درون دخمه سكوهايي است كه در آنها قبر تعبيه شده ونيز محلهايي براي گذاشتن نذورات به چشم ميخورد. با توجه به شكل تراش سنگها اين گور دخمه به دوره مادها يا هخامنشيان تعلق دارد.گور دخمه ديگري در فاصله صد متري اين دخمه با سقف هلالي قرار دارد .درون دخمه اصلي بعد از ايوان ستون دار يك دهليز است كه اطراف آن دو طاقچه دارد. پس از آن اتاق اصلي مقبره قرار دارد كه يك طبقه پايين تر از سطح ورودي حفر شده و در وسط اين اتاق يك گودي قرار دارد كه محل جسد صاحب مقبره بوده و در اطراف آن دو تابوت مخصوص نزديكان متوفي درون سنگ تعبيه شده است. سقف اتاق اصلي اين گور دخمه شيب دار همانند شيرواني كنده شده است .ورودي مقبره رو به جنوب است



گوردخمه فخريكا

گوردخمه مادي فخريكا در نزديكي شهر مهاباد قرار دارد و در دل صخره اي كنده شده است. ورودي آن با دو ستون گرد تزيين شده است و درون مقبره سكوهايي براي گذاشتن نذورات و تعدادي قبر موجود است.بناي آنرا به فرآتيس پدر دياكو شاه ماد نسبت ميدهند .اضلاع داخل دخمه كاملا سنگي هستند و با دقت بالايي زواياي قائمه دارند. ساكنان اين محل دخمه مزبور را محل زندگي فرهاد كوه كن ميدانند . يك سالن به اندازه ايوان اين دخمه درون مقبره قرار دارد كه با دو پله از ايوان جدا شده است. درون اتاق اصلي گور دخمه سه قبر قرار دارد . قبر وسط موازي ايوان و دو قبر كناري عمود بر ايوان كنده شده است. هر يك از اين سه قبر پنجاه سانتيمتر از سطح مقبره پايين تر هستند.


تپه نوشيجان -استقرار ماد هخامنشي و اشكاني
ارگ نوشيجان از آثار منسوب به اوايل دوره مادي است و در ده كيلومتري شمال ملاير قرار دارد. بررسيهاي باستان شناسي ، زندگي در سه دوره مادي، هخامنشي و اشكاني را در اين منطقه نشان ميدهد بطوريكه زندگي در دوره مادي ، ازبقيه دوران شاخص تر بوده است. رونق اين محل در نيمه دوم قرن هشت پ م تا نيمه اول قرن شش پ م بوده است. آثار معماري مادي در اين منطقه عبارتند از بناي موسوم به اولين آتشكده ، تالار ستوندار آپادانا ، معبد مركزي ،اتاقها و انبارها ،تونل و حصار.
تاقهاي هلالي و پوشش سقف به صورت گهواره اي ، استفاده از مقرنس در تزيين بنا و وجود تالار ستوندار جزو اولين نمونه هاي مشابه در فلات ايران است.همچنين وجود تكه هاي متفاوت نقره نشان از ظهور كاربرد سكه دارد.گنجينه سيمين نوشيجان را در زير يك آجر كار گذاشته بود و اين روش مخفي كردن گنجينه نشان از يك حمله غير منتظره به تپه دارد.اين گنجينه شامل 200 قطعه نقره اي بود كه اشيايي مانند مهره حلقه و گوشواره با آنها ساخته بودند. مهره هاي نقره اي شبيه اشياي مكشوفه در زيويه و مارليك هستند و يك سري مهره هاي خاص مارپيچي نوشيجان نيز شبيه اشياي هزاره دوم و شوم تپه حصار است.
اولين آتشكده محصور در فضاي بسته كه تاكنون كشف شده در اين تپه مشاهده شده است كه در جبهه جنوبي محراب و آتشدان داشته است. بعدها تالار ستوندار را بر روي آن ساخته اند و آتشكده ديگري را به جاي آن ساخته اند. مشخص نيست چرا پس از متروك شدن آتشكده دوم آنرا با سنگ لاشه پر كرده اند! سنگها از تونلي بيرون آمده كه از زير تالار آپادانا و آتشكده اولي ميگذرد. درون معبد اصلي پنجره هاي كور ديده ميشود. مادها اين نوع پنجره نماها را از اورارتوييان گرفته اند و در بناي مشهور كعبه زرتشت هخامنشي نيز اين پنجره ها ديده ميشوند . در برخي اتاقهاي انبار سقف را با خشت به صورت هلالي و ضربي ساخته اند. چنين سقفهايي در اين دوره تاريخي بسيار جالب است




شهر مادي اندركش
شهر باستاني اندركش حوالي روستايي به همين نام در 10 كيلومتري حومه مهاباد قرار دارد و به دوران مادها تعلق دارد. در كنار شهر دخمه اي به نام راكا قرار دارد و از نظر سبك معماري به گور دخمه هاي نقش رستم هخامنشيان شبيه است.بطلميوس از اين شهر باستاني،به نام داروشاه نام برده است و راولينسون آنرا دارياسي مي نامد.













 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
محوطه باستاني هگمتانه

مادها از اعقاب آريايي ها بودند و پس از اهتمام به زندگي يکجانشيني و اتحاد قبايل خويش در سده هشتم پيش از ميلاد، همدان را که پيش از آمدن ايشان اکسايا نام داشت، جهت اسکان دائمي خويش انتخاب کردند و آن را هگمتانه ناميدند. جايگاه اين پايتخت باستاني در شمال شهر همدان و انتهاي خيابان اکباتان کشف شده است و حدود 40 هکتار وسعت دارد . " هگمتانه" به معناي محل تجمع است و از دو واژه پارسي باستان "هگمتا" به معناي گردآمدن و پسوند اسم مکان "نا" تشکيل شده است . نام قوم ماد در متون باستاني ازجمله کتيبه هاي آشوري "ماداي" و "آماداي" و در منابع کهن ايراني "مدي" است و از سرزمين ايشان در زبان عيلامي به عنوان "هال ماتانا" و "ماتاپه"، در زبان يوناني "اکباتانا"، در پارسي باستان "هنگ متنا" و "هگمتان"، در منابع کليمي "احمتا" و در منابع اسلامي به شکل "همذان" و "همدان" ياد شده است . مورخان بسياري در باب هگمتانه نگاشته اند. مهمترين ماخذ تاريخي در اين مورد، روايات هردوت، تاريخ نگار يوناني سده پنجم بيش از ميلاد است که براساس آن ديوکس(728 ق.م)، نخستين پادشاه ماد، فرمان داد تا کاخي عظيم براي وي بسازند و برگرد آن هفت حصار برپا کنند. حصارهاي هفتگانه به طبقه هاي ممتاز اجتماعي تعلق داشت و هر يک به رنگ يکي از اجرام فلکي، به ترتيب سفيد، سياه، ارغواني، نيلگون و نارنجي بود. کنگره هاي دو باروي داخلي آن نيز با ورقه هاي سيمين و زرين پوشانده شده بود. اين باروها براي مراقبت از کاخ و گنجينه فرمانروا به کار مي رفت و مردم عادي بايد خانه هاي خود را بيرون از ديوارها مي ساختند. پس از انقراض دولت ماد در سده 550 ق.م و تاسيس دولت هخامنشي، هگمتانه جهت تختگاه ييلاقي مورد توجه ويژه اين دولت قرار گرفت. هگمتانه در دوره هاي سلوکي، پارت، ساساني و دوره هاي اسلامي نيز از شهرهاي مهم به شمار مي رفت . جستجو براي يافتن شهر مادها از سال ها پيش آغاز شده است. ژ.دمرگان و ژ. کيتر از جمله کساني هستند که بيشتر از ديگران به هکمتانه توجه داشته اند. شارل فوسي نيز در سال 1913 ميلادي در گودال معروف به شتر خواب يا گودال فرانسوي ها که مقابل موزه هگمتانه قرار دارد، دست به کاوش هايي زد که متاسفانه هيچ گونه گزارشي از نتايج آن در دست نيست. پس از يک وقفه نسبتا طولاني، سرانجام مرکز باستان شناسي ايران به منظور تسهيل کار عمليات باستان شناسي، در سال هاي 1347 و 1348 اقدام به خريد منازل مسکوني موجود بر روي تپه هگمتانه کرد و در سال 1352 هياتي به سرپرستي مهندس مهريار با عنوان "هيات آماده سازي تپه هکمتانه تا حدودي کار حصارکشي ديوار خشتي و تخريب بازمانده هاي منازل مسکوني را به انجام رساند. پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي کاوش هاي باستان شناسي در سال 1362 از سوي يک هيات ايراني به سرپرستي دکتر محمدرحيم صراف آغاز شد. اين پژوهش ها تا سال 1367 ادامه يافت و پس از يک وقفه پنج ساله، بار ديگر از سال 1373 دنبال شد و تا سال 1379 استمرار داشت . در تحقيقات علمي مذکور تراشه هاي متعددي به منظور شناسايي وضعيت تاريخي هکمتانه در اطراف و مرکز تپه، ايجاد شد. در طول اين عمليات، گروه کاوش موفق شد شهر بزرگي را که با بهره گيري از سيستم عظيم معماري ساخته شده بود، شناسايي و بخش هايي از ان را که در مرکز، شرق و جنوب رديابي شده بود، به تدريج از خاک آزاد کند. دستاورد فعاليت هاي گروه باستان شناسي، شناسايي مجموعه ساختمان هاي مربع شکل در عمق 2 تا 5 متري از سطح تپه بود که در ابعاد x5/5 17/17 متر ساخته شده بود. ورودي هر واحد معماري به يک پيشخوان و تالار مرکزي در وسط و سه اتاق جانبي در دو سو ختم مي شود. اين بناها در دو رديف موازي و پشت به يکديگر به صورت قرينه پياده شده و بين هر دو رديف بناهاي ساخته شده معبري به عرض 3/5 متر در جهت شمال شرقي- جنوب غربي ايجاد شده است. مصالح به کار رفته براي ساخت شهر، خشت و آجر در ابعاد متفاوت است . همچنين ادامه عمليات حفاري باعث شد که بخش هايي از حصار عظيم شهر به قطر تقريبي 9 متر و ارتفاع باقي مانده 8 تا 12 متر کشف شود. حصار مذکور که در فواصل معين داراي برج هاي عظيم بود، شهر کهن هگمتانه را در بر مي گرفت . در ادامه روند کاوش، بخش هايي از سيستم آبرساني شهر در قالب جوي هاي متعدد نمايان شد. بخش هايي از اين جوي ها به فاصله نيم متر از حصار کشف شده در شرق هگمتانه و معابر کارگاه جنوبي به دست آمده است . کاوش هاي باستان شناسي هگمتانه در سال هاي 1380 و 81 متوقف و بار ديگر در سال 1382 از سوي پژوهشکده باستان شناسي با رويکرد توسعه کيفي (علمي) آغاز شد. در اين پروسه که توسط پروفسور کريستف بنش استاد دانشگاه سوربن و با انجام روش هاي الکتريکي و الکترو مغناطيسي در چندين نقطه تپه باستاني هگمتانه انجام شد، بررسي ژئوفيزيک به عنوان عاملي براي شناخت سطح الارضي و عمقي غير تخريبي آثار مدنظر قرار گرفت . اما پاسخ بررسي ژئوفيزيک به دليل وجود لايه هاي مضطرب شده سطحي منفي بود. در سال 1383 با هدف دستيابي به لايه هاي باستاني و کرونولوژي تپه برنامه پژوهش لايه نگاري توسط هيات مشترک پژوهشکده باستان شناسي و موسسه پژوهشي درياي اژه و خاور نزديک، در مرکز محوطه باستاني انجام شد و تا سال 1384 ادامه يافت . در اين پژوهش، هيات جز دستيابي به آثار و بقاياي معماري از نوع شطرنجي که قبلا توسط هيات باستان شناسي ايران کشف و رديابي شده بود، در زير لايه مذکور اثري از لايه هاي باستاني مشاهده نکرد.





 

ahoo_fr

کاربر ممتاز
هنر مادها :
در مورد ادبيات و علوم دوره ماد چيزي نميدانيم . هنر مادي را ميتوان فقط از آثار كشف شده در گيان- گورستان ب سيلك و زيويه بررسي كرد. آثار ابتدايي تر از نظر زماني مانند آثار سيلك شامل تصاوير حيوانات خميده و اسطوره اي در آميخته با اشكال هندسي است و آثار دوره متاخرتر مانند زيويه برگرفته از هنر آشوري و اورارتويي است. سبك اول را سبك ددي مينامند كه منشا آن سرزمين مادها بوده است.






خط كتابت مادها

آگاهی ما در زمینه خط و كتابت مادی از اطلاعات درباره فرهنگ آنان نیز كمتر است. ولی با توجه به آثار محدود بدست آمده برخی بر این عقیده اند كه مادها دارای خط و كتابت بوده اند. كه به ظن قوی از خط اورارتویی گرفته شده بود. و تصور می شود یكی از انواع خط میخی بوده باشد. و نمونه هایی نیز از خط هیروگلیف از آن دوره به دست آمده است. مسلما آنان در قرن هفتم پیش از میلاد دارای خط و كتابت بوده اند و گمان می رود كه این خط همان است كه امروزه خط باستان پارسی یا خط هخامنشی ردیف اول خوانده می شود. ولی در واقع از لحاظ اصل و منشا مادی است.

نابودی پادشاهی ماد

با شکستی (۵۵۰ پ م) که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو (دوره حکومت: ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ. م) واپسین پادشاه ماد وارد ساخت شاهنشاهی ماد منحل شد. شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانی (۷۲۸-۵۵۰ پ. م.) برپایید و جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرد، که چیزی جز تداوم دولت و تمدن ماد با همان اقوام نبود.





منابع :
http://ahouraei.mihanblog.com/
http://www.parskoroosh.blogfa.com/
wikipedia.org
www.iranatlas.
 
بالا