[تاریخ هنر ایران] - دوران پس از اسلام > امویان

ahoo_fr

کاربر ممتاز
امویان
(۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی )




  • تاریخچه
  • سوریه و دمشق دردوران اموی
  • هنر نقاشی
  • هنر معماری
  • معماری مذهبی
  • معماری غیر مذهبی


پایتخت: دمشق
دولت: پادشاهی
زبان رسمی: زبان عربی

امویان از دودمان‌های تاریخی اسلامی بودند. این دودمان از قبیله قریش و از طایفه بنی‌امیه بودند.
امویان از سال ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی به عنوان خلفای امپراتوری تازه تاسیس اسلامی در دمشق حکومت کردند و اولین سلسله موروثی را در تاریخ اسلام پدید آورند. قلمرو تحت حکومت آنها از مشرق تا هند و از مغرب تا شبه جزیره ایبریا گسترده بود. بعد از سقوط حکومت امویان در شرق به وسیله عباسیان آنان در اندلس (اسپانیا) امارت قرطبه (کوردوبا) را بنا نهادند که از سال ۷۵۶ تا ۱۰۳۱ حکومت کرد و این حکومت از سال ۹۲۹ میلادی به نام خلافت بود.



در باب ریشه این قوم باید گفت که آنها همچون
پیامبر اسلام از مردی به نام عبدالمناف از طایفه قریش نشأت می‌گیرند. از دو پسر این شخص یکی به نام هاشم جد خاندان هاشمی و پیامبر اسلام بود و دیگر عبدالشمس پدر امیه که جد خاندان بنی امیه بود.

در ابتدای قرن هفتم میلادی اعقاب امیه یکی از خانواده‌های پرنفوذ اعراب مکه بودند. در این زمان بود که محمد بن عبدالله از خاندان هاشم اعلام پیامبری کرد. هنگامی که محمد در سال۶۲۲ میلادی به مدینه مهاجرت کرد و در پی آن نبردهایی با مکیان داشت با اعضای خانواده امویان که در سمت سپاه مکه بودند، جنگید. از این میان ابوسفیان بن حرب پدر معاویه اولین حاکم امویان رهبری سپاه مکه را بر عهده داشت. مدینه بر سر راه شام قرار داشت و تجارت با شام مهم ترین منبع درآمد خانواده بنی امیه بود. محمد با بستن این مسیر توانست سرانجام ابوسفیان را ناتوان کرده و منجر به سقوط مکه شد. ابوسفیان کمی قبل از فتح مکه توسط مسلمانان ناگزیر به دین اسلام درآمد. در نهایت با این تغییر جهت، ضمن بازگشت صلح به دو خانواده رقیب اموی و هاشمی در قریش، باعث شد که امویان بتوانند در سیاست آینده حکومت اسلامی- عربی نوپا نقش مهمی بازی کنند. معاویه پسر ابوسفیان کمی بعد به عنوان کاتب وحی درآمد. بعد از مرگ محمد، معاویه در نبردهای سپاه اسلام علیه امپراتوری روم شرقی در آسیای صغیر (سوریه یا شام)شرکت کرد و موفق به فتح دمشق شد.
در سال ۶۴۴ میلادی عثمان بن عفان که از خانواده امویان بود به عنوان خلیفه انتخاب شد. عثمان بر خلاف سایر افراد قبیله خود از همراهان اولیه محمد بود و در هجرت او از مکه به مدینه حضور داشت. هنگامی که او مناصب حکومت را تقسیم می‌کرد، معاویه را به عنوان حاکم شام منصوب کرد. با قتل عثمان در سال ۶۵۶ میلادی یا ۳۵ هجری قمریدر مدینه، علی ابن ابیطالب به خلافت برگزیده شد. درحالی که معاویه قصد داشت با بیعت با علی به عنوان خلیفه مسلمانان ولایت خود بر شام را تحکیم کند، علی ابن ابیطالب به دلیل فساد در دستگاه حاکمیت معاویه وی را عزل کرد اما معاویه از فرمان خلیفه مسلمانان سر پیچی کرد و ادعای خلافت نمود. نتیجه این درگیری های داخلی در اواسط قرن هفتم میلادی ایجاد آشوب و بی ثباتی در نواحی عراق امروزی بود. به این ترتیب معاویه نه تنها با علی بیعت نکرد بلکه خود مدعی خلافت مسلمانان شد و تا علی زنده بود با او بر سر این عنوان جنگید. معاویه پس از مرگ علی در کوفه، به نبرد با حسن بن علی پرداخت و سرانجام خلافت را به چنگ آورد و دمشق را پایتخت خود و خاندانش ساخت. معاویه برخلاف سنت شیخین و عثمان که برای خود جانشین تعیین نکردند، سیاست جانشینی پسر به جای پدر را در خلافت به راه انداخت و پس از خود پسرش یزید، خلیفه مسلمانان شد. از کارهای او نبرد با حسین بن علی و رویداد کربلاو حمله به مدینه و مکه بود. پس از وی پسرش معاویهٔ دوم سر کار آمد ولی پس از چهل روز کناره گیری کرد و اندکی پس از آن درگذشت. با کناره گیری و مرگ وی در میان خاندان اموی درگیری افتاد و شورش‌هایی که به پا شده بودند فراگیرتر شدند؛ عبدالله بن زبیر در مکه و مختار ثقفی در کوفه به پا خاستند و گروهی از امویان شام نیز فرمانبردار عبدالله بن زبیر شدند. سرانجام عبدالملک بن مروان به کمک حجاج بن یوسف ثقفی شورشیان را سرکوب کرد و حجاج را به فرمانروایی ایران و عراق گماشت. حجاج برای پایداری امویان کوشش‌های فراوان نمود و بسیاری از مخالفان را کشت یا به زندان افکند. امویان در زمان خلافتشان سرزمین‌های بسیاری را به چنگ آوردند و بارها شورش‌های ایرانیان را سرکوب نمودند؛ تا اینکه ابومسلم سردار ایرانی آنان را سرنگون ساخت و عباسیان که شاخه ای از خانواده هاشمی (فرزاندان عباس عموی علی و فرزند ابو طالب) نیرنگ خلافت را از آن خود کردند دیندارترین خلیفه اموی عمر بن عبدالعزیز بود.
واپسین خلیفه اموی مروان بن محمد بود که به دست یاران ابومسلم خراسانی کشته شد.
امویان فرمانروایانی بیش از اندازه عربگرا بودند. سختگیریهای آنان بر نژادها و اندیشه و آیینهای گوناگون مردم زیر ستم ایشان را به ستوه آورده بود که سرانجام پایه‌های لرزان فرمانرواییشان را فروریخت.
امویان در سیاست داخلی و اداره کشور همان سیستم اداری و روش ایرانیان را پسندیدند و پیش گرفتند.

سوریه و فلسطین در دوره امویان:


اتاق حلب، اتاقی‌ست مملو از نمادهای هنر اسلامی متعلق به سال ۱۶۰۰ میلادی که اکنون در موزه پرگامون نگهداری می‌شود.این اثر یکی از صدها اثر سوری است که در موزه‌های معتبر جهان قرار دارد.

در دورهٔ به قدرت رسیدن بنی‌امیه بین سال‌های ۴۱ تا ۱۳۲ هجری قمری در دمشق وضع معماری و هنر دگرگونی شد. در زمان امویان هنر و معماری در دنیای اسلام ریشه دواند و آثار بسیار زیبایی در این دوره خلق شد که الگویی شد برای دوره‌های بعد.
در بناهای این دوره چه در شیوه معماری و چه در تزیینات الگوهای پیش از اسلام به ویژه یونانی و بیزانسی دیده می‌شود. به طور کلی تمدن‌های یونانی، بیزانس، ساسانی و مصری در هنر و معماری این دوره تاثیر بسزایی داشته‌اند.
مهمترین آثار معماری این دوره مسجد جامع دمشق در سوریه است که بر روی کلیسای سن ژان (حضرت جان) در سال ۶۳۵ میلادی ساخته شد. مسلمانان به آن محرابی افزودند که در واقع اولین محراب در دنیای اسلام است. همچنین از بناهای مهم این دوره قبه الصخره یا گنبد سنگی در فلسطین است که در سال ۶۹ هجری آغاز و ۷۳ هجری پایان یافت و توسط عبدالملک اموی ساخته شد. این بنا کهن‌ترین اثر اسلامی است که در نهایت کمال باقی مانده؛ سبک معماری مسیحی در آن کاملاً آشکار است و دارای ۴ دروازه در چهار جهت اصلی است. تحول چشمگیر بناها و مساجد ساده صدر اسلام با این بناها قابل توجه است. مسجد الاقصی هم از بناهای مهم اموی است. این بنا نیز توسط عبدالملک اموی ساخته شد این اثر بر روی یک کلیسای نیمه خراب به نام حضرت مریم بنا شد. بر اثر زلزله از بین رفت و صلاح الدین ایوبی آن را تعمیر کرد. یکی از زیباترین منبرها که منبت کاری شده‌است در این مسجد وجود دارد. دو محراب معروف بنام محراب عمرو و زکریا نیز دارد. در ایران مسجد تاریخانه دامغان،مسجد جامع ابرقو و فهرج بناهایی هستند که به این دوره منسوب شده‌اند. افزون بر مساجد امویان به‌سبب تجمل‌گرایی به ساختن کاخ‌های عظیم و باشکوه روی آوردند. ازجمله کاخ‌های الخضرا، قصر الحیر شرقی و قصر خرانه که یکی از کوچکترین قصرها در دنیای اسلام است.
هنرهای دیگر نیز در این دوره در سرزمین‌های اسلامی توسعه یافتند. به عنوان نمونه می‌توان به هنر نقاشی در دوره امویان اشاره کرد. گر چه به دلیل مخالفت قرآن با بت‌ها و کمبود تصاویر در عربستان در آغاز اسلام نسبت به نقاشی و چهره‌نگاری به دیده تردید نگاه می‌کردند، اما مدتی بعد هنر دینی این احتیاط را تحت تاثیر قرار داد؛ به عنوان مثال در کاخ حیره غربی متعلق به سال ۱۰۹ هجری قمری بقایای تصاویری پیدا شده که شامل: صحنه‌های شخصیت پردازی و هویت بخشی زمین در محیط‌های گیاهی، گروه نوازندگان، سوارکاران و صحنه‌هایی از شکار با زمینه ساسانی است. نمونه دیگر هنر نقاشی در این دوره را می‌توان در موزاییک‌های کاخ خربه المفخر که فضایی در حدود ۳۵ در ۳۰ متر را اشغال کرده‌اند دید؛ به طوری که در کف یکی از اتاق‌ها، موزاییکی یافت شده‌است که بر روی آن تصویر شیری در زیر یک درخت در حال حمله به آهو دیده می‌شود. نمونه دیگر، دیوارهای کاخ عمره یکی از مشهورترین کاخ‌های اموی است که با نقوش و آرایه‌های هنری پوشیده شده و تابلوی زیبایی «معروف به تابلوی دشمنان شکست خورده اسلام» در دیوار رختکن حمام آن نقاشی شده‌است که مانند آن در کوه خواجه سیستان از دوره اشکانی وجود دارد. در تزیین لباس‌ها نیز تاثیر هنر پیش از اسلام خصوصا دوره ساسانی نمایان است. در عین حال همزمان با ظهور هنر دینی، هنر غیر دینی نیز توسعه یافت و از همان آغاز در شمایل نگاری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت؛ چنان که در نقاشی‌های به دست آمده از قصرهایی که ذکر شد تصویر شاه و شاهزادگان در حالی که زنان و رقاصان اطرافشان حلقه زده‌اند، همچنین صحنه‌هایی از شکار و نیز صورت‌هایی از افرادی که هدایایی به همراه دارند- که در واقع تقلیدی از تشریفات رسمی مناطق شرقی و شیوه نگارگری دوران پیش از اسلام که به عنوان هنر غیر دینی مطرح بود- قابل ملاحظه‌است.
 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
هنر نقاشی امویان

هنر نقاشی امویان

هنر نقاشی :

هنر
نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمین‌های اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است. به‌نظر می‌رسد که اسلام در دوران‌های اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت می‌نگریسته است. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت. نقّاشی و مجسمه‌سازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت.

با ظهوراسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونه‌های نادری از نقاشی مشاهده می‌شود حتی در دوران سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دست‌آمده شامل مصورسازی کتاب‌ها می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.


نقاشی اسلامی، به‌ ویژه در سده‌های اولیه، وسیله‌ای بیان مستقلی نبود بلکه به‌نوعی مکمل ادبیات به‌حساب می‌آمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند.
اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره ایلخانی هنرهای کتاب‌سازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تاثیر هنر چینی و نقاشی‌های آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دوره‌های خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانی‌ها در ترکیه و گورکانیان درهند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.

کاخ الحیر ، کاخ المشتی، عمرا و سایر کاخ های معروف بنی امیه مزین به نقاشی با صحنه های شکار ، اشکال آسمانی ، نقوش نوازندگان ، رقاصان و غیره گردید. نخستین منابع از هنر تصویرگری دوران اسلام تابلوهای موزاییکی قبه الصخره در شهر بیت المقدس ، مسجد اموی دمشق و نقاشی های دیواری کاخ ها اموری سوریه و اردن امروزی است، در حالیکه از نقاشی بر روی کاغذ در عصر اموی هیچ نمونه ای به دست نیامده است.



نقاشی های ابنیه مذهبی


تزیینات مساجد اموی مناظر طبیعی و نقوش هندسی بوده و از نقوش جانداران استفاده نشده است. بنای قبه الصخره که در زمان عبدالملک مروان در سال 72هـ.ق به صورت هشت ضلعی ساخته شده است، دارای قدیمی ترین تزیینات تصویری است. این بنا درداخل دارای تزیینات موزاییکی با موضوع گیاهی مانند گل و بوته به شیوه ی قبل از اسلام است. تزیینات موزاییک کاری مسجد اموی دمشق نیز دارای تزیینات گیاهی مانند برگهای آکانتوس و نیز تصاویر ساختمان ها است.
نقاشی های قصرها

اتاق ها و حمام کاخ عمرا در کشور اردن کنونی مزین به نقاشی های دیواری هستند و نقاشی های هر اتاق نیز دارای خصوصیات تزیینی خاص خود می باشد. در یکی از اتاق های این قصر مجلسی نشان داده شده است که در آن شش نفر با لباس های زرنگار و در نهایت شکوه در مقابل یک امیر نمایانده شده اند. این گروه احتمالا شاهان شکست خورده از اعراب هستند. در بالای تصویر این افراد، نام آن ها به زبان یونانی و عربی نوشته شده است. این گروه تصاویر شامل امپراتور بیزانس، شاه ساسانی، رودریک (شاه گوت ها)، نگوسی (پادشاه حبشه) و دو تصویر کوچک ناشناخته می باشد. افراد در این مجلس به صورت تمام رخ، نیم رخ و سه رخ نشان داده شده اند. [SUP](1)[/SUP] به عقیده ی هرتسفلد این مجلس تقلیدی از یک نمونه کهن تر دوره ی ساسانی است که در آن چهره ی پادشاهان جهان که به درگاه خسروپرویز آمده اند نگاشته شده بود.[SUP](2)[/SUP]در سایر نقاشی های دیواری این کاخ به تصاویری از برجهای دوازده گانه، جانوری شبیه خرس در حال نواختن ساز و نقوش انسانی ، تصاویر حیوانات ، صحنه های شکار ، و پیکره های زنان و مردان بر می خوریم. منشا بسیاری از این نقش مایه ها را می توان در هنر بیزانس یافت.
قصر الحیر غربی میان شهر دمشق و تدمر قرار دارد و تاریخ ساخت آن به 112هـ.ق و زمان هشام بن عبدالملک بر می گردد. این قصر دارای تزیینات نقاشی دیواری با نقوش انسانی ، حیوانی ، گیاهی ، شکارچیان و زنان نوازنده است.موضوعات نقوش بکار رفته دراین قصر شبیه موضوعات نقوش ظروف فلزی دوره ی ساسانی هستند. از مهم ترین نقاشی های این قصر نقش اسب سواری در حال تاختن و تیر اندازی است. (شکل1) در قصر الحیر شرقی که در حدود 106 هـ.ق ساخته شده دو قطعه نقاشی دیواری بدست آمده است که یکی از آن ها بانوی زمین را در میان قاب گوهر آذین نشان می دهد. صحنه ی دیگر صحنه ی شکار است که شباهت انکارناپذیری با صحنه های شکار جام های زرین و سیمین ساسانی دارد.قصر خربه المفجر که در حال حاضر ویرانه ای بیش نیست در نزدیک شهر اریحا قرار داد. این قصر و حمام دارای تزیینات موزاییکی سالم با اشکال هندسی و غیر هندسی است. موزاییک یکی از شاه نشین های آن از یک درخت مرکزی تشکیل یافته است، یک طرف این درخت دو آهو به چشم می خورد و در طرف دیگر شیری به شکار آهو رفته است.
1- تالبوت، ص22
2- همان، ص27


سکه های طلای یافت شده از دوران اموی در ایران که برگرفته از دوران ساسانی است .





 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
هنر معماری امویان

هنر معماری امویان

با گسترش فتوحات مسلمانان در سوریه،مصر،فلسطین و ایران‌ آنان با تجربیات و ظرفیت‌های هنری آن مناطق که پیشتر تحت‌ حاکمیت بیزانس و ایران بودند،آشنا شدند.انتخاب شهر دمشق از طرف امویان به عنوان پایتخت خلافت اسلامی،عامل اصلی تکوین‌ هنر اسلامی و پیدایش سبک اموی گردید که جزء نخستین مکتب‌های‌ هنر اسلامی بود و در همان‌جا بود که برای اولین‌بار هنر اسلامی با تأثیرپذیری از هنر بیگانه شکل گرفت.این دوره تأثیر عمیقی در تاریخ اسلام داشت و میان فرهنگ مسیحی موجود در سوریه و عراق‌ پیوند برقرار نمود؛زیرا هنگام فتح اعراب،این نواحی تحت حکومت‌ دولت روم شرقی و متأثر از هنرهای آن بود به طوری که در آثارشان‌ بسیاری از عناصر هنرهای یونانی و رومی باستان حفظ شده بود.از آن‌ جایی که این مناطق در دوره‌ی حکومت روم با ایران رابطه داشتند، برخی از سبک‌های هنر ساسانی نیز در آنها یافت می‌شد.میزان این‌ تاثیرات و هم‌چنین،نحوه و چگونگی تاثیرگذاری در حوزه‌های مختلف‌ هنری متفاوت بوده به طوری که بیشترین تأثیرات در حوزه‌ی معماری‌ و ساختارهای مربوط به آن مشهود است.با این وجود،نسبت آن در بناهای مذهبی و غیر مذهبی روندی متفاوت داشته است.این مقاله‌ بر آن‌مگراینکه است به بررسی تاثیر هنر بیزانس و ایران بر تکوین هنر معماری‌ دوره اموی بپردازد.

بناهای مذهبی دوره امویان :


قبةالصخره[URL="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D8%A9%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87"]
ساخته شده در زمان
[/URL]عبدالملک مروان



مسجد اموی، ساخته شده در زمان ولید بن عبدالملک


مسجد قرطبه[URL="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%B7%D8%A8%D9%87"]
در
[/URL]اسپانیا
 
آخرین ویرایش:

ahoo_fr

کاربر ممتاز
معماری های غیر مذهبی امویان

معماری های غیر مذهبی امویان


حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي




قصرالحير شرقي


اين قصر كه در يكصد كيلومتري شمال شرق پالميرا، در تقاطع جاده هاي اصلي حلب به عراق و از فرات عليا به دمشق، واقع شده مركب است از: يك محوّطه عظيم محصور (7 در 4 كيلومتر) شايد براي نگهداري حيوانات و كشاورزي؛ يك كاروان سرا كه از كهن ترين كاروان سراهاي اسلامي موجود است؛ يك حمام بزرگ؛ يك مدينه شامل شش خانه بزرگ اشرافي؛ يك مسجد و يك كارخانه روغن كشي زيتون؛ چند خانه بدوي نيز در پيرامون آن پراكنده شده است. كار اين مجتمع، كه به احتمال زياد همان زيتونه هشام است، ظاهراً در دهه هاي نخستين سدة دوّم هجري./ هشتم ميلادي. شروع شده و هزينه قابل ملاحظه اي از خزانه دربار را كه در كتيبة سال 107 هجري./ 728 ميلادي. ذكر گشته به خود اختصاص داده است، و به احتمال زياد با توجّه به مقياس طرّاحي شده اش به پايان نرسيده و تا سده سوّم هجري./ نهم ميلادي. هم چون يك شهر كوچك به موجوديّت خود ادامه داده است. قصرالحير در نظر باستان شناسان و به لحاظ فنون تاريخي (به خصوص آب رساني و ساخت آن) و نيز از حيث جامعه شناسي تاريخي سندي ارزشمند و مهم است. در نظر مورّخ هنر، به ويژه، دو نكته شايسته توجّه است. نخست اين كه اشكال و فنون به كار رفته در آن (بناهاي بزرگ مربع شكل، با برج هاي آكنده از لاشه سنگ ها، دروازه هاي بلند با نيم برج ها و تزيين گچ بري و يا آجر، سازمان بندي فضا در اطراف صحن مربعي رواق دار، فضاهاي بزرگ هم چون كلّ يك شهر يا فضاهاي كوچك همانند يك خانه، رخنه و نفوذ آجر به درون سنگ برجسته، سطوح صيقل خورده ناصاف ديوار و تاق قوسي هاي ناصاف و كج) واژگان معماري خود را از اواخر دوران باستان و بيشتر از اطراف مديترانه گرفته است. در اينجا از اختراع و ابداع فن آوري خبري نيست، ولي در بيشتر موارد، هم چون مسجد دمشق، از اين اشكال استفادة متفاوت شده است. مثلاً سه دروازه از چهار دروازه "شهر" بلافاصله پس از ساخت ديواركشي شده، چون نوع موجود مربع با چهار دروازه محوري براي اهداف شهري اتّخاذ نشده است. از اين ها گذشته، از آنجا كه هزينه بناها و مجاري آب و آرايش اصلي همة آن ها بر عهده قدرت مركزي، و احتمالاً خلافت بود، اتمام اين آثار اتّفاقي و گاهي در تقابل با طرح اصلي بود.
بخشي از نكته دوّم نيز از معماري رومي مايه مي گرفت: به دستگاه خدمات همگاني هم چون آب رساني و مهمانخانه ها شكوه و عظمت چشم گيري داده شده است.
در باره شرايط تاريخي و انساني سازندة قصرالحير فقط مي توان به فرضيه توسّل جست، امّا بي ترديد شكوه ظاهري بناهاي آن بيان كننده ثروت و قدرت امپراتوري جديد بوده است.

قصر خرّانه

يك نمونه ديگر از معماري امويان قصر خرّانه است كه به گونه اي كاملاً غريب در بالاي تپه اي بي آب در بيابان اردن باقي مانده است. اندازه و مقياس اين قصر كوچك است (35 در 35 متر) و يك ورودي واحد، يك حياط، و دو طبقه شامل تعدادي تالار يا اتاق دارد كه در قالب خانه هايي كوچك تنظيم و با گچ بري تزيين شده اند. ظاهر مستحكم آن گول زننده است- شكاف هاي تيراندازي آن كاملاً حالت تزييني پيدا كرده است. فن ساخت اين قصر (لاشه سنگ با ساروج) در بخش غربي هلال خصيب غريب است و آرايه آن آشكارا از منابع عراقي- ايراني منشأ گرفته است.
تاريخ و هدف اين قصر بسيار مورد بحث است. يك كتيبه مخطّط نشان مي دهد كه اين بنا در سال 89 هجري./ 710 ميلادي برپا شده و نظر عموم بر آن است كه اين تاريخ با تاريخ بناي آن هم خواني دارد. كاركرد اين بنا در بوته ابهام است؛ جايگاه و آرايش هاي دروني آن سرنخي عرضه نمي كند، و يافته هاي جديد مي رساند كه در اينجا نشانه هايي از زندگي منظّم وجود نداشته است.

قصر مشاطه (المشتّي يا كاخ زمستاني)

اين قصر از جهت حجاري هاي نيم برجسته يا مجسمه كاري كه بر سطح ديوارهايش انجام شده شايد مهم ترين نمونه بناي غيرمذهبي در دوره اموي ها باشد. در حالي كه سطح ديوارهاي خارجي ساير بناهاي اين زمان ساده مي باشد و مثل اين كه نقشه اصلي اين بوده كه اين سطوح بايد بدون تزيين اضافي ديده شود، ديوار بناي قصر مشاطه را مجسمه ها و برجسته كاري ها زينت داده اند كه به نحو احسن و با تكنيك استادانه اي ساخته شده اند. اين قصر در اوايل قرن بيستم ميلادي كشف شده و گروهي از باستان شناسان در تعيين تاريخ بناي آن عقايد گوناگوني ابراز كرده اند كه از آن ميان عقيده آن عدّه كه بنا را به زمان خلافت الوليد دوّم اموي (125 هجري قمري) نسبت مي دهند از همه صحيح تر به نظر مي رسد.
پلان اين بنا مربع و كاملاً وسيع است و در حدود 157 متر طول و عرض آن مي باشد. استحكامات ديوار خارجي قصر را برج هاي نيم دايره اي تأمين مي كردند؛ به همان ترتيب كه در قصر انجار به كار رفته بود ولي در اينجا فقط يك دروازه ورودي وجود دارد. محوّطه داخلي قصر به سه قسمت تقسيم شده و در وسط آن يك حياط مستطيل شكل وجود دارد كه اين قسمت ها را از يكديگر جدا مي سازد. قسمت وسيعي كه اختصاص به اصطبل قصر داده شده، اين فرضيه را كه اين قصر در مواقع شكار به كار مي رفته تقويت مي كند؛ به خصوص كه در حاشيه بيابان و دور از مركز شهر واقع شده و مي توانسته شكارگاه مناسبي بوده باشد.
يكي از تالارهاي قصر كه تزيينات ديوارهايش با ديگر تالارها فرق مي كند، احياناً اختصاص به محلّ عبادت داشته و شايد مسجد قصر المشتّي بوده است.
تزيينات نماي خارجي بنا در قسمت در ورودي در روي سنگ به صورت نيم برجسته كنده كاري شده كه تمام سطح ديوار را پوشانده و به اين ترتيب با ديوار ساير اضلاع كه ساده باقي گذاشته شده تضادّي به وجود مي آورد كه اين خود بيننده را به سوي دروازه قصر هدايت مي كند. اين تزيينات كنده كاري شده بر روي سنگ و مجسمه ها همگي سبكي كاملاً متفاوت با يكديگر داشته و اثر دست هنرمندان مختلفي را نشان مي دهند. برخي طرح ها و نقوش كاملاً يوناني- رومي (بيزانسي) هستند و بقيّه شباهت كامل به تزيينات رايج و متداول ايراني زمان ساساني را دارند. لذا اين معماري نيز يكي ديگر از نمونه هاي برجسته از چگونگي تلفيق هنرهاي رايج آن زمان در دورة اسلامي است. ايرانيان هنرمند حجّار مهارت خود را در به كار بردن حجاري هاي ديوارهاي قصر به ثبوت رسانيده اند و انواع طرح هاي سنّتي مانند: برگ تاك، ساقة كنگر و گل رز را در داخل قاب هاي مثلثي شكل به طور نيم برجسته نقش كرده اند. قسمتي از ديوار نماي خارجي اين كاخ به وسيله سلطان عثماني به قيصر آلمان ويلهلم دوّم هديه شده است كه اكنون در موزه باستان شناسي دمشق نگهداري مي شود.

قصر خربه المفجر (محلّ ظهور چشمه)

اگر اهميّت قصر مشاطه به خاطر سنگ تراشي و مجسمه و نقش برجسته هاي ديواري آن است، اين قصر اهميّتش در موزاييك كاري و گچ كاري هاي داخلي مي باشد؛ ولي آن چه بيش از همه جالب مي نمايد و از نقطه نظر باستان شناسي مهمّ است باز همان تلفيق دو هنر رايج و متداول آن زمان يعني هنر بيزانس و ايران ساساني است كه در واقع ريشه، پايه و سازنده هنر نوپاي اسلامي به شمار مي آيد.
مهم ترين نمونه را در موزاييك كاري يكي از تالارهاي قصر مي توان به وضوح مشاهده نمود كه در يك قسمت از ديوار دو صحنه موزاييك كاري انجام شده كه در صحنه اوّل كه در قسمت بالا قرار دارد نقش يك تك درخت است كه به سبك ناتورياليست و طبيعت گرا و به سبك كاملاً بيزانسي است و آن را مي توان با نمونه هاي بيزانسي مسجد جامع دمشق، قبه الصخره و اياصوفيه در استانبول مقايسه نمود و در صحنه دوّم كه در قسمت زيرين قرار دارد، يك نقش كاملاً سنّتي ايران باستان ديده مي شود كه عبارت است از يك "درخت زندگي" كه در دو طرفش غزال قرار دارد كه شيري از عقب به يكي از آن ها حمله كرده است و امكان آن وجود دارد كه احياناً اين موزاييك كاري ها كار دست هنرمندان ايراني و بيزانسي باشد يا هنرمندي كه از نزديك با اين دو هنر آشنا بوده است.
اين قصر به صورت يك دژ يا قلعة استحفاظي در حاشيه كوير ساخته شده كه سبك اين نوع معماري در ادوار بعدي نيز ادامه يافته و تكامل پيدا كرده است و يكي از ميراث هاي معماري شرقي است كه صليبي ها در جنگ هاي صليبي با آن آشنا شده و با خود به غرب برده اند. پلان بنا به اين صورت بوده كه ديوارهاي خارجي داراي برج و باروهايي است و در بالاي دروازه قصر دالاني قرار دارد كه از آن ناودان هايي به سوي خارج كشيده شده كه در مواقع هجوم دشمن و حمله آنان به دروازة كاخ از آن ناودان ها آب جوش يا روغن داغ بر سر مهاجمان فرو مي ريختند. اين شكل معماري بعدها به عنوان يكي از استراتژي هاي دفاعي اروپا در قرون وسطي به كار رفته است (بازسازي شده اين قسمت از بنا اكنون در موزه باستان شناسي دمشق قرار دارد).
اين قصر از سه بخش مجزّا تشكيل شده- قلعه، مسجد و حمام- كه به وسيله يك حياط دراز رواق دار و يك فوّاره تماشايي به هم مربوط مي شوند. اين عناصر را، البته با تنوع هايي، مي توان در بيشتر قصر مشاهد كرد. قلعه همواره يك ورودي است كه بسيار حساب شده بنا گرديده و برج هاي كامل به موازات ديوارها در بيوت سه يا پنج اتاقي آرايش يافته اند. معمولاً طبقه دوّمي نيز با بيوت تشريفاتي و اتاق هاي سرير و ... در قصر تعبيه شده است. علاوه بر اين ها، خربه المفجر در سمت جنوب يك مسجد خصوصي و در سمت غرب يك حمام زيرزميني كوچك داشت. حمام خربه المفجر تالار بزرگي بوده (تقريباً بيش از 30 متر مربع) كه در يك طرف آن حوضي قرار داشته و يك ورودي با تزيين عالي و يك اتاق خصوصي باشكوه گنبددار نيز در يكي از زوايا قرار گرفته بود.
گذشته از اهميّت معماري اين قصر، دو نقّاشي ديواري (فرسك) هم جزو تزيينات اين بناست كه از لحاظ تاريخ هنر اسلامي به عنوان يك سند مهم تلقّي مي شود و آن به كار بردن هنر سنّتي ايران باستان و هنر بيزانسي در كنار يكديگر است.
در اينجا نيز نقّاشي ديواري در دو صحنه انجام شده: در قسمت بالا رب النوع زمين را به فرم و شكل يوناني- رومي (بيزانسي) نشان مي دهد كه در كادر و حاشيه اي كاملاً ساساني قرار داده شده است. در صحنه دوّم كه در زير قرار دارد، يك شاهزاده سواركار را در حال شكار (نقش كاملاً سنّتي ايران باستان) نشان مي دهد. علاوه بر خود صحنه شكار و تلفيق نقوش، فرم و تزيينات سر و لباس و نحوه ترسيم حيوانات همگي شباهت تام با نقش هاي بسياري از نمونه هاي ساساني دارد كه به كرّات در روي ظروف نقره اي آن زمان نقر شده و مي توان نمونه هاي آن را در موزه هاي ملّي ايران و ارميتاژ لنين گراد ملاحظه كرد.




منبع :
http://habibshahbazi.blogfa.com/
 
بالا