اسب

Eng.probe

کاربر ممتاز
اصول كلي رفتار با اسب:
رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:

همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .




ارتباط:

آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:

به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :

همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد .





چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:

مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
داروهای اسب

داروهای اسب

BIODYL
محلول تزريقي جهت درمان استرس ناشي از حمل و نقل ، عوارض عضلاني و ميوزيس

EQUALAN
خمير خوراكي (paste) حاوي آيورمكتين جهت درمان انگل‌هاي داخلي و خارجي اسب

EXTENCILINE
سوسپانسيون تزريقي حاوي 12 ميليون واحد بنزيل پني سيلين جهت درمان عفونت هاي حساس به پني‌سيلين

HEMATOPAN.B12
محلول تزريقي جهت كمخوني ، رشد ، اسهال بعد از تولد ، استرس خستگي ، نقاهت ناشي از بيماري عفوني و انگلي

IMALGENE
محلول تزريقي حاوي كتامين و كلوبوتانول جهت بيهوشي عمومي

KETOFEN 10%
محلول تزريقي حاوي كتوپروفن ضد التهاب ، ضد تورم ،ضد درد و تب

MERISOLONE
محلول تزريقي پروكائين بنزيل پني‌سيلين ، پردنيزولون ونئومايسين جهت درمان عفونت‌هاي دستگاه تنفس و مجاري ادرار ، دستگاه توليد مثل و هرگونه عفونت حساس به پني‌سيلين و نئومايسين

NESDONAL
محلول تزريقي حاوي تيوپنتال سديم جهت بيهوشي عمومي

OXYTETRA . 10
محلول تزريقي جهت درمان عفونت هاي ناشي از باكتر‌ي‌هاي گرم مثبت و منفي حساس به اكس تتراسايكلين

VITAPEROS
پودر محلول در آب جهت احتياجات ويتامين در اسب ( رشد و توليد مثل )

PROCACILINE
سوسپانسيون تزريقي حاوي 30 ميليون واحد پروكائين بنزيل پني‌سيلين جهت درمان عفونت هاي حساس به پني‌سيلين

SERGOTONINE
محلول تزريقي حاوي سروتونين ، ارگوتامين جهت پيشگيري و درمان عوارض بعد از زايمان اسب
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
درساژ چیست ؟



اين‌ لغت‌ فرانسوي‌، و معني‌ آن‌ در لغت‌نامه‌، نظم‌ دادن‌ و مرتب‌ و منظم‌ كردن‌ است‌. پس‌ در حقيقت‌، نظم‌ دادن‌ به‌ حركت‌هاي‌ طبيعي‌ اسب‌ را مي‌توان‌ درساژ ناميد.
درساژ، مادر ورزشهاي‌ سواركاري‌ است‌ و اگر به‌ آن‌ بها داده‌ نشود و اسب‌ به‌ درستي‌ تربيت‌ نشود هيچگاه‌ قادر نيست‌ از تمام‌ توان‌ براي‌ اجراي‌ حركتهايش‌ بهره‌ بگيرد.
هراسبي‌، حتي‌ اسبي‌ كه‌ به‌ گاري‌ بسته‌ مي‌شود، نياز دارد تا بطور اصولي‌ وپايه‌اي‌ براي‌ آن‌ كار آموزش‌ ببيند. اسبي‌ كه‌ براي‌ سواري‌ آزاد در نظر گرفته‌ مي‌شود و صرفاً وظيفه‌اي‌ تفريحي‌ و سرگرم‌ كننده‌اي‌ را عهده‌دار است‌، هم‌ نياز دارد آموزش‌ ببيند. يعني‌ حركتهايش‌ نظم‌ و تربيت‌ داشته‌ باشد، به‌ عنوان‌ مثال‌ اگر سوارش‌ در بيابان‌ از او پياده‌ شد، به‌ آرامي‌ در كنارش‌ ايستاده‌ و اجازه‌ بدهد دوباره‌ به‌ راحتي‌ سوارش‌ شود. همين‌ خود مي‌تواند درساژ باشد. پس‌ مي‌توان‌ گفت‌ درساژ در ابتدا يعني‌، آشنا كردن‌ كره‌ به‌ گلگير و نظافت‌ و بلند كردن‌ دست‌ و پا تا آخرين‌ مراحل‌ هنر نمايشي‌ كه‌ خرامش‌ و يورتمه‌ در جا و... باشد.
يك‌ سواركار بايد خود به‌ درستي‌ آموزش‌ ديده‌ باشد مثل‌ طفلي‌ كه‌ وارد دبستان‌ مي‌شود و تا به‌ دكتري‌ رسيدن‌ زحمت‌ و مرارت‌ و دود چراغ‌ خوردن‌ لازم‌ دارد، طي‌ مراحل‌ ابتدايي‌ تا دكتراي‌ اين‌ رشته‌ هم‌ مرارت‌ دارد.



گامهاي‌ انتقالي‌: در شروع‌ آموزش‌ اسب‌ درساژ، بايد نحوة‌ صحيح‌ حركت‌ با گامهاي‌ طبيعي‌ - متعادل‌ و آهنگين‌ - همان‌ روشي‌ كه‌ در يورتمه‌ به‌ آن‌ رسيده‌، به‌ او آموخته‌ و اسب‌ ياد بگيرد به‌ نرمي‌ و زيبائي‌ هرچه‌ تمامتر از گامي‌ به‌ گامي‌ ديگر حركت‌ انتقالي‌ مستقيم‌ و يا معكوس‌ انجام‌ دهد.

نيم‌ توقف‌: نيم‌ توقف‌ از با اهميت‌ترين‌ اصول‌ سواركاري‌ است‌ و بايد خيلي‌ زود به‌ اسب‌ آموخته‌ شود. با اجراي‌ نيم‌ توقف‌ اسب‌ را به‌ تعادل‌ مجدد يا متعادل‌تر شدن‌ دعوت‌ مي‌كنيم‌. نيم‌ توقف‌ به‌ مثل‌ مبتدائي‌ براي‌ خبر، اسب‌ را براي‌ اجراي‌ حركت‌ بعدي‌ هشيار و آماده‌ مي‌كند.
پس‌، ابتدا بايد نيم‌ توقف‌ داد و سپس‌ حركت‌ بعدي‌ را با اجراي‌ اثرهاي‌ مناسب‌ آن‌ حركت‌، از اسب‌ خواست‌.
براي‌ آموزش‌ نيم‌ توقف‌ سوار بايد وضعيت‌ خود راروي‌ اسب‌ تصحيح‌ كند. با فشار ساقها، اسب‌ را به‌ جلو رانده‌، انگشتان‌ دستهايش‌ به‌ آرامي‌ جمع‌ شوند. نشست‌ خيلي‌ جزئي‌ سبك‌ شده‌ و به‌ محض‌ دريافت‌ جواب‌ مساعد از اسب‌، انگشتان‌ دستها باز مي‌شوند تا اسب‌ با استفاده‌ از پاها، خود را جمع‌ كند.
سوار بعد از اين‌ او را با گام‌ معمولي‌ يا هرگام‌ دلخواه‌ ديگري‌ به‌ حركت‌ واميدارد. پس‌ از آموزش‌ نيم‌ توقف‌ به‌ اسب‌، از مزاياي‌ بيشمار همكاري‌ او با خود بهره‌مند خواهيد شد.
براي‌ آموزش‌ نيم‌ توقف‌ به‌ اسب‌ جوان‌، قدم‌ برويد در وسط‌ خط‌ حصار، تكرار رو كرده‌ بطرف‌ مركز ميدان‌ حركت‌ كنيد، در مركز اثرهاي‌ ايست‌ را اجرا كنيد.
اين‌ تمرين‌ را حداقل‌ 20 بار تكرار كنيد تا اسب‌ خود را با اثر وفق‌ داده‌ و ايست‌ كند، پس‌ از مكثي‌ كوتاه‌ دوباره‌ حركت‌ كنيد.
به‌ گام‌ يورتمه‌ برويدو با اجراي‌ اثرهاي‌ حركت‌ انتقالي‌ معكوس‌ او را به‌ قدم‌ بياندازيد. همزمان‌ با اثرهاي‌ نشيمن‌، ساِق و دست‌ از صدا هم‌ استفاده‌ كنيد. هنگاميكه‌ اسب‌ به‌ اثرهاي‌ بازدارنده‌ و انتقالي‌ معكوس‌ جواب‌ داده‌ با استفاده‌ مجدد از اثرهاي‌ نشيمني‌ و ساِق و آزاد شدن‌ انگشتان‌ دستها، مجدداً او را در همان‌ گام‌ قبلي‌ به‌ جلو برانيد. پس‌ از اينكه‌ مطمئن‌ شديد اسب‌ روي‌ خط‌ وسط‌ به‌ اثرهاي‌ انتقالي‌ معكوس‌ و مستقيم‌ جواب‌ مي‌دهد، اثرهاي‌ نيم‌توقف‌ را در جاي‌ جاي‌ محوطه‌ تمرين‌ به‌ اجرا بگذاريد تا، اسب‌ در گام‌ يورتمه‌ و پي‌در پي‌ به‌ اثرهاي‌ نيم‌ توقف‌ به‌ درستي‌ جواب‌ بدهد. پس‌ از اينكه‌ اسب‌ در گامهاي‌ سه‌ گانه‌ قدم‌، يورتمه‌ و چهارنعل‌ متعادل‌ شد، مي‌توانيد نيم‌ توقف‌ را در اين‌ گامها هم‌ به‌ اجرا بگذاريد.
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
مسابقات سه روزه

مسابقه مهيج و محبوب سه روزه در مدارس سواره نظام ارتش فرانسه پايه گذاري شد. افراد ارتش فرانسه براي جنگيدن به اسبهائي احتياج داشتند که از سوار خود اطاعت کند. قوي و شجاع باشد و استقامت حمل سوار و تجهيزات او در ميان کوه و دشت را داشته و پس از استراحتي کوتاه دوباره مسافت ديگري را طي کند . در اين حال سوارکاران هم مي بايست بهمان نسبت شاع و قوي بوده به نحو شايسته اي از رموز تربيت اسب و سواري بهره مند باشند . مسابقه سه قسمت داشته که هر قسمت آن در يک روز برگزار مي شده تا اگر در هر يک از قسمتها اطاعت – قدرت – شجاعت و سرعت در اسب و يا سوار نقطه ضعفي مي بوده آشکار شود .
امروزه اين مسابقات بهمان صورت در سه روز برگزار مي شود .
روز اول مسابقه درساژ يعني هنر نمائي اسب و سوار براي نشان دادن درجه اطاعت و انقياد و نرمش اسب مي باشد . مدت آن ده دقيقه و در محوطه اي سرباز بطول 40 و بعرض 20 متر اجرا مي شود . حرکات بسيار ساده و عبارتند از : حرکت روي خط مستقيم - چرخيدن – دايره زدن – عقب رو – قدم – يورتمه – چهارنعل و حرکت روي دو محور . سوار مي بايست تداوم اين حرکات را از حفظ بداند و بدنبال هم باجرا بگذارد . حرکات اين مسابقه بايد در کمال دقت و صحت باجرا گذاشته شود مثلا در حرکت روي خط مستقيم اسب مي بايست کاملا مستقيم بوده و يا اگر در جائي بايد بايستد در همان نقطه ايستاده و ايست او کامل شود .
هر يک از مواد بين 6 تا 10 نمره دارد و بوسيله دو يا سه قاضي قضاوت مي شود . نمره ها ي قضات با يک محاسبه ساده به خطا تبديل شده به حساب اسب و سوار منظور مي شود که با مجموع خظاهاي او در دو مسابقه ديگر جمع مي شود .
در روز دوم مسابقه استقامت و سرعت انجام مي شود که تقريبا سرنوشت قهرمان را هم روشن مي کند . اين قسمت به چهار مرحله ا – بي – سي و دي تقسيم مي شود .



مرحله " ا " که رد يابي نام دارد معمولا حدود سه تا شش کيلومتر با سرعتي معادل 400/14 کيلومتر در ساعت است که مطابق با گام سريع يورتمه مي باشد ولي معمولا بصورت مخلوطي از گامهاي قدم – يورتمه و چهارنعل طي مي شود .
مرحله " بي " که سرعت با مانع نام دارد بين سه تا پنج کيلومتر با سرعتي معادل 400/41 در ساعت است و حدودا بين 10 تا 15 مانع از نوع موانع مسابقات کورس پرش در آن تعبيه مي شود و مي بايست با گام سريع چهارنعل طي شود زود رسيدن سوارکار يا تجاوز از زمان مجاز هم خطا به حساب مي آيد .
بلافاصله پس از اتمام اين مرحله مرحله "سي " که دوباره رديابي با مسافتي بين هشت تا دوازده کيلومتر با سرعتي معادل 400/14 کيلومتر در ساعت شروع مي شود. در پايان مرحله سي ده دقيقه استراحت در نظر گرفته شده که اسب هم از طرف هيات دامپزشکي تحت معاينه قرار مي گيرد و در صورت سلامت اجازه حرکت در مرحله بعدي را بدست مي آورد .
اگر آخرين مرحله " دي " بنام صحرائي مي باشد مسافت آن بين 6 تا 8 کيلومتر است و سرعت آن معادل 200/34 کيلومتر در ساعت مي باشد . بين 30 تا 45 مانع در اين مسير تعبيه مي شود که خود مسير هم از پستي و بلندي و فرازها و نشيب هاي گوناگوني تشکيل شده و در پس هر مانع يا پيچ مشکلي نهفته است تا قدرت و ضعف اسب و سوار آشکار شود . در تمام طول مسير مسابقه استقامت و سرعت هر بار امتناع اسب از پرش يا زمين خوردن خطا و سه بار امتناع و يا تمام نکردن مسابقه اخراج بهمراه دارد .



سومين روز پس از اينکه اسب از بازرسي دامپزشکي اجازه شرکت دريافت کرد. مسابقه پرش برگزار مي شود . اين مسابقه در رده "سي " برگزار مي شود و معمولا مسير را کمي مشکل انتخاب مي کنند تا به قدرت اسب و سوار پي ببرند .مسابقه يکروزه از نظر کلي شبيه مسابقه سه روزه است ولي هر سه قسمت در يک روز انجام مي گيرد و اول درساژ
دوم پرش و سوم قسمت استقامت و سرعت که فقط مرحله صحرائي آن و کمي هم ساده تر از سه روزه در نظر گرفته مي شود برگزار خواهد شد .
مسابقات سه روزه از سال 1912 در استکهلم در مسابقات المپيک جاي گرفت و هر ساله در سطح اروپا بصورت جهاني و هر چهار سال يکبار در المپيک با شکوه هر چه تمام تر هم بصورت انفرادي و هم بصورت تيمي برگزار مي شود .
طبق آمار منتشره از طرف کميته ملي المپيک در مسابقات المپيک مونترال مسابقات سه روزه از نظر تماشاچي در رده ششم قرار داشته است
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
پرش با اسب

بخش اول« محل جهش»
محل جهش چيست ؟ مناسب ترين محلي را كه اسب از آن ، جهش براي پريدن از روي مانعي را شروع مي كند وبه راحتي بدون اصابت دست و پايش به تيرها و يا خود مانع ، و با صرف حداقل انرژي از روي آن با زيباترين حالت عبور مي كند ، محل جهش ناميده مي شود .

محل جهش در كجا قرار گرفته ؟ محل جهش همواره در جلوي هر مانعي متناسب با ارتفاع عرض ، يا عرض و ارتفاع آن مانع قرار گرفته است . به طور كلي ارتفاع ، عرض و يا عرض و ارتفاع با هم تعيين كننده محل جهش مي باشند . به عنوان مثال ، براي مانعي به ارتفاع 105 سانتيمتر محل جهش تقريبا 120 سانتيمتر در جلوي آن مي باشد .





بطور كلي موانع بر دو نوعند :

1- موانعي كه فقط داراي ارتفاع و يا عرض هستند ، موانع ساده .
2- موانعي كه داراي عرض و ارتفاع هستند ، موانع مركب .
تمامي انواع بقيه موانع مانند نردباني ، بادبزني و …… مشتقي از اين دو نوعند .
تيرهائي كه براي ساختن موانع به كار مي روند بايد 4 متر طول و 10 سانتيمتر قطر داشته باشند و براي ساختن موانع با عرض كم نبايد طول تير از دو متر كمتر باشد .



يادآوري : اسب در صورتي ، روي دو نوع مانع ساده و مركب حالتي زيبا همراه قوس كامل بدن را به نمايش مي گذارد ، كه براي پرش از روي مانع ساده (عمودي) از محل جهش مناسب ، جهيدن را شروع كند و براي پرش از روي مانع مركب ( داري عرض و ارتفاع ) محل جهش او كمي به مانع نزديك تر مي شود .


اسب چگونه از محل جهش پرش را شروع مي كند ؟ اسبي كه به خوبي تربيت شده ، در حال حركت با گام چهار نعل منظم ، متعادل ، با تحرك كافي در حاليكه به دهنه است (گوش به فرمان) در رسيدن به مانعي ساده با ارتفاع 105 سانتيمتر حدود 180 سانتيمتري مانع در مرحله دوم چهار نعل يعني اوريب پاي داخل و دست خارج ، در محل جهش قرار خواهد گرفت .

اولين مرحله از مراحل پرش اسب: گردن خود را به جلو مي كشد و سر را پائين مي آورد و دست داخل را در حدود 60 سانتيمتري جلوتر از دست خارج روي زمين مي گذارد . بعد ، براي حفظ تعادل گردن خود را جمع مي كند ، سر را بالا مي آورد و از فاصله 120 سانتيمتري دستهاي خود را بلند ، و آنها را جمع ، با كمك پاها كه به زير بدن كشيده شده اند و مفاصل خرگوشي جمع شده خود را جهانده و به هوا پرتاب مي كند .

يادآوري : براي عبور از مانع بيش از 120 سانتيمتري اسب ديگر سر و گردن خود را پائين نمي اندازد بلكه خود را جمع مي كند .



دومين مرحله ، تعليق بر روي مانع (روي هوا): اسب گردن خود را كشيده ، به پائين مي آورد تا شانه ها را آزاد كرده ، با استفاده از ستون فقرات قوس كماني شكل كاملي از سر تا به دم تشكيل مي دهد ، در حاليكه هر چهار دست و پاي او جمع و به زير بدن كشيده مي شوند .



سومين مرحله ، فرود: اسب دستهاي خود را به جلو مي كشد ، سر را بالا مي گيرد تا مجددا متعادل شده و با چهار دست و پا روي زمين فرود مي آيد . اين محل فرود 120 سانتيمتر بعد از مانع مي باشد ، سپس سرو گردن را پائين مي كشد تا پاها بيشتر به زير كشيده شده و خود را بيشتر جمع كند . اسب ها تمايل بيشتري دارند كه روي دست چپ فرود بيايند.

يادآوري: اسب به هنگام جهش دو حركت كاملا متمايز از يكديگر انجام مي دهد
• اول ، هر دو دست با هم از زمين كنده مي شود .
• دوم ، هر دو پا ، اغلب ، روي جاي دستها از زمين كنده مي شوند . ولي ديده شده كه گاهي پا ها جلوتر قرار گرفته و نزديك تر به مانع از روي زمين جدا مي شوند .



طول و عرض محل جهش : اسبها ، براي پرش از روي هر مانعي ، از محل جهش مناسب براي همان مانع جهش را شروع مي كنند. به عنوان مثال ، براي عبور از مانعي عمودي به ارتفاع 120 سانتيمتر محل هاي جهش مي توانند بين 120 سانتيمتر تا 180 سانتيمتر باشد. پس طول محل پرش در حدود 60 سانتيمتر و عرض آن به اندازه عرض بدن اسب است . كه اين محل بايد همواره در وسط و عمود بر مانع باشد .
اسب براي جهيدن بايد بتواند هر دو دست خود را تقريبا هم زمان روي زمين قرار دهد ، يعني بايد مرحله دوم چهار نعل را كامل كرده و وارد سومين مرحله شده باشد.
پس با توجه به اين نكات اساسي ، سواركار بايد قادر باشد طول شلنگهاي اسب خود را قبل از مانع بصورتي تنظيم كرده باشد كه دستهاي اسب او به هنگام شروع پرش به درستي در محل جهش قرار گرفته باشد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
تاریخچه چوگان

آغاز و سرمنشاء پيدايش اين ورزش به عهد باستان تعلق دارد . طبق اسناد تاريخي اين ورزش از 525 سال قبل از ميلاد مسيح تا كنون داراي قدمت مي باشد
بر اساس تحقيقات و مطالعات انجام شده ، مهد و زادگاه اين ورزش ايران باستان مي باشد ونام چوگان نيز از آن دوران به يادگار مانده است .
به مرور و چرخش زمان ، اين ورزش به ساير ممالك نيز شناسانده شد ، از جمله اين كشورها ، شبه قاره هند مي باشد كه در مناطق Assam , Manipur اين ورزش رايج بوده است

در زمان سلطه انگلستان بر شبه قاره هند ، اين كشور بعنوان يكي از محلهاي نكهداري اسبهاي چوگان ومركز برگزاري اين مسابقات بود و اين روند تا شروع جنگ جهاني ادامه داشت .
در اين ميان يكي از مشكلات چوگان قد نسبتا بلند اسبهاي موجود بود كه آرژانتيني ها با پرورش دادن پوني هائي با ارتفاع مناسب اين معزل را مرتفع کرده وبه تدريج خود نيز بعنوان يكي از مدعيان اين رشته در آمدند .




مشخصه هاي زمين چوگان
ابعاد زمين چوگان به شرح زير است :
- طول : 274 متر.
- عرض : 146 متر .
( البته در كشور آمريكا و آرژانتين اين ابعاد كمي از استاندارد رايج بزرگتر مي باشد ).
- طول دروازه : 7 متر .

مدت زمان مسابقه : يك دوره بازي چوگان به 6 قسمت زماني ( چوکه ) كه هر كدام 7 دقيقه مي باشد نقسيم مي شود .البته اين استاندارد مربوط به كشور انگلستان مي باشد ولي در آرژانتين و آمريكا اين مدت زماني به هشت قسمت تقسيم شده و بين هر چوكه استراحتي معادل3 دقيقه و بين دو نيمه 5 دقيقه در نظر گرفته مي شود .

اسبهاي چوگان : در ورزش چوگان معمولا از اسبهاي كوتاه قد استفاده مي شود ، بدين منظور پوني ها از جايگاه ويژه اي برخوردارند و در يك بازي معمولا از يك اسب حداكثر در دو چوكه استفاده مي شود ، البته بايد بين آنها يك چوكه استراحت به اسب داده شود و سپس چوكه دوم خود را آغاز کند .

خلاصه اي از قوانين ورزش چوگان : پايه گذار اين قوانين در سه كشور انگلستان ، آمريكا و آرژانتين به ترتيب Harlingham club ، انجمن چوگان آمريكا و انجمن چوگان آرژانتين مي باشند كه همگي آنها در مبنا و اصول اوليه مشترك مي باشند و فرق چنداني با هم ندارند .

خطاهاي ورزش چوگان :
1- قطع مسير سواركاري كه در طول مسير خود در حال گوي زدن است و با اين حركت حريف را به مخاطره بياندازد
2- ضربه زدن از جهت مخالف .
3- سواركاري و يا زدن ضربه به شكلي خطرناك كه براي ساير سواركارها ايجاد خطر نمايد .

انواع جريمه هاي بازي چوگان :
1- احتساب يك گل براي تيم مقابل درصورت برخورد خطرناك و يا خطاي عمد در نزديكي دروازه .
2- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 27 متري در جهت مخالف دروازه و قرار گرفتن مدافعين در پشت خط دروازه و قابل به ذكر است كه زماني مدافعين حق دخالت دارند كه ضربه زده شود .
3- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 36 متري با همان شرايط .
4- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 54 متري با اين شرايط كه هيچ مدافعي تا فاصله 27 متري نقطه زدن توپ نبايد قرارداشته باشد.
5- زدن يك ضربه آزاد از وسط زمين بدون وجود قانوني مانند آفسايد و … مانند فوتبال .
6- زدن يك ضربه آزاد از محل وقوع خطا كه در اين شرايط هيچ مدافعي نبايد تا فاصله 27 متري از نقطه زدن ضربه قرار داشته باشد .
7- كورنر مانند فوتبال وجود ندارد ولي حركتي مشابه به شكل زير انجام مي گيرد : يك ضربه آزاد از فاصله 54 متري دروازه به اين شرط كه مدافعين در فاصله 27 متري از زدن ضربه قرارداشته باشند .

داوري در چوگان : بازي چوگان توسط دو سر داور و يك داور قضاوت مي شود كه سرداورها براي اينكه در كم و كيف بازي قرار داشته باشند سوار بر اسب مي باشند در صورت توافق بين كاپيتانهاي تيمها مي تواندقضاوت را به دو سرداور واگذار کرد ولي اگر داور سوم حضور داشته باشد حكم قطعي در صورت عدم توافق دو داور در تصميم گيري ، به عهده اوست.

چيدمان بازيكنان در چوگان : رايجترين آرايش يك تيم چوگان بدين قرار است كه 2 نفر در خط حمله ، يك نفر هافبك و يك نفر نيز در موقعيت بك قرار دارد كه با توجه به تاكتيك تيمي اين چيدمان قابل تغيير مي باشد .

شروع مسابقه چوگان : در ابتداي شروع مسابقه ، هر دو تيم در ميانه زمين و پشت خط مياني صف آرائي کرده و چيدمان مخصوص بخود را مي گيرند و سپس داور توپ را از فاصله 6/4 متري به ميان آنها پرتاب مي کند و سپس بازي با تصاحب توپ از طرف يكي از دو تيم شروع مي شود .

توقف بازي و شرايط خاص نگهداشتن بازي : توقف مسابقه چوگان در شرايط معمولي فقط در زمان پايان يك چوكه و آنهم به دستور داور جهت استراحت و تعويض اسبها صورت مي گيرد ولي اگر در ميان يك چوكه يكي از اتفاقات زير رخ دهد داور مي تواند دستور توقف بازي را صادر نمايد :
- زمين خوردن يكي از اسبها در حين مسابقه .
- مصدوم شدن يك اسب بر اثر سانحه و يا اتفاقي غير مترقبه براي يكي از اسبها .
- قابل به ذكر است كه در صورت زمين خوردن سوار كار از اسب بطوري كه اتفاق جدي براي سواركار رخ نداده باشد ، بازي همچنان ادامه خواهد داشت .

نحوه ثبت امتيازات در مسابقه چوگان : زماني يك امتياز براي تيمي ثبت مي شود كه توپ از خط دروازه آشكارا گذشته باشد و داور نيز صحت آن را تصديق نمايد ، در صورتيكه توپ به قسمت فوقاني دروازه برخورد کند ثبت امتياز مشروط به تائيديه داورخواهد بود.

وسائل ضروري اسب و سوار در حين مسابقه چوگان :
1- بانداژ و يا بوت براي حفاظت چهار ساق اسب بمنظور عدم برخورد ضربات توپ و يا عصاي (چوب) چوگان به ساقها و تامين امنيت سلامت اسب
2- انتخاب دهنه (لگام) مناسب از دسته Pelham و يا دو دست جلو جهت كنترل هرچه بهتر اسب در حين مسابقه
3- تعليمي ثابت .
وسائل ضروري سواركار :
1- كلاه ايمني مخصوص چوگان .
2- دستكش .
3- شلاق چوگان كه اندازه آن تقريبا معادل 106 سانتيمتر مي باشد و علت آن نيز سهولت استفاده از آن حين مسابقه است .
4- چكمه سواركاري بدون بند .

اندازه عصاي (چوب) چوگان و توپ چوگان : چوب چوگان داراي طولي معادل 129 سانتيمتر مي باشد كه انتهاي آن بصورت استوانه اي است و معمولا براي ساخت آن ا ز امبو يا چوبهاي سبك و مقاومي همچون چوب درخت خرمالو استفاده مي گردد .
اندازه قطر توپ حدود 25/8 سانتيمتر است و در حدود 141-127 گرم وزن دارد ، جنس توپ نيز از چوب بيد و يا بامبو مي باشد كه در شرايط بازي هاي تمريني از نوع پلاستيكي و فومي آن هم تفاده مي شود.





مديريت اصطبل چوگان
ترجمه: فرشته معروفخاني
برداشته شده از مجله اسب شماره 38 , آذر ماه 1356

اگر چه ممكن است چوگان را با « كرایه » كردن اسب شروع كرده باشيد ولي وقتي اولين اطلاعات را راجع به اسب اول خود كسب ميكنيد احساس جديد ي به شما دست ميدهد . احساس مالكيت در حقيقت روزهاي غير چوگان شما را نيز مانند روزهاي چوگان لذتبخش ميكند وقطعاً علاقه پيدا ميكنيد بدانيد بعد از توجه و مراقبت از اسب ا و تاچه اندازه تغيير خواهد كرد و شما شخصا” در اين مراقبت سهيم خواهد بود .
مطالب زير اطلاعات كافي براي اداره اصطبل بشما نميدهد ولي شما را راهنمائي ميكند با مشاهدات و تجربيات شخصي مدا ر اصلي مديريت اصطبل خود را پايه گذاري كنيد . ضمنا“ كتابهاي مفيدي در اينمورد چاپ شده كه در صورتيكه مايليد ا صطبل خود را شخصا” اداره كنيد پيشنهاد ميكنم مطالعه كنيد :
First Aid Hints for the Horse Ower. Horse by Horse A Guide to Equincare. Know Your Horse, A Guide to Selection and Care Stable Management and Exercise Veterinary Notes for Horse Owners.
The Hors mans Vade Mecum. T . V Veterinary Horse Book : Recognition and Treatement .
چگونگي
چگونگي اسب شما بستگي زيادي به مديريت اصطبل دارد كه عبارتست از تمرينات براي سلامتي , تیمار خوب , آب و غذاي بموقع و باندازه و طرز سلوك شايسته با اسب كه موجب آرامش خاطر ا و را فراهم ميآ ورد .
اگر شما هيچگونه تجربه اي راجع به مديريت اصطبل نداريد , اولين كاري كه بايد انجام دهيد اينست كه با اسب بعنوان يك آفريده معقول و هوشيار رفتار كنيد ،دراينصورت خيلي اشتباه نخواهيد كرد . يك اسب مناسب چوگان بوسيله علائم زير شناخته ميشود :
بدن
نرم باشد و اعضاي خوبي داشته باشد و بدن ا و يا گوشت وعضلات پوشيده باشد ولي شكم نداشته باشد .
پوست
پوست اسب بايد شفاف و نرم باشد و بتوانيد با دست آنرا بگيريد نه اينكه به دنده ها چسبيده باشد .
چشم
روشن باشد .
اشتها
اشتهاي اسب خوب باشد و هميشه براي خوردن غذايش آماده باشد .
تركيب
اسب خوش تركيب قلمي است ولي بايد خيلي يك لائي و لاغر نباشد .

بدن
بدنش بايد گرم باشد .
پاها و دستها
ميبايستي سرد باشد .
تمرينات
براي تدارك بازي چوگان يك اسب خوب بايد سه ساعت در روز به روش قدم و يورتمه كوتاه ا زتپه بالا وپا ئین برود تا عضلاتش رشد کا فی بکند. ( هيچوقت اجازه ندهيد هيچ اسبي با وزن يك سواركار يورتمه بلند برود زيرا مفاصلش تكانها ي غير ضروري خواهد خورد ) .
در صبح بين غذاي اول و دوم دو ساعت و در بعد از ظهر يكساعت با او تمرين كنيد . در ضمن تمرين بعد از ظهر , بمدت پنج دقيقه چهار نعل برويد و بعدها اين زمان را تا ده دقيقه افزايش دهيد , ميتوانيد گوي بزنيد ولي باز تأكيد ميكنيم يورتمه كوتاه و طولاني د رتپه و ماهورها به اسب شما كمك زيادي خواهد كرد .
البته وقتي اسب شما مناسب شد ودر هفته پنج يا شش چوگه بازي كرد يك ساعت يورتمه و قدم در روزبراي او كافيست ولي بعد از يك تورنمنت سخت ميتوانيد اين زمان را تا سه ربع يا نيمساعت در روز تقليل دهيد .
تيمار
علاوه برغذا و تمرين , اسب در اصطبل احتياج به تيمار دا رد . تيمار او بايد سريع , تمام و كمال و با حرارت انجام شود . اگر چه اسب هر روز احتياج به تيمار دارد ولي بنظر ميرسد يك وعده تيمار خوب و دقيق در هفته بهتر ا ز اينست كه هر روز او را بطور ناقص تيمار كنيد . براي تيمار اسب به نكات زير توجه نمائيد :
الف ـ پاها و دستها ي اسب را بلند كرده و با زديدكنيد ببينيد تميز هستند يا نه ؟
ب ـ ببينيد آيا قسمت قورباغه سالم است و بوي بد نميدهد ؟ زيرا بوي بد غالباً بعلت يك بيماري ( قارچ ) بوجود ميآيد ؟
ج ـ چشمها , بيني و پاردم ( قسمتي گوشتي دم اسب ) او را با اسفنج بشوئيد , و جاهائي كه چين خورده هستند مثل زير گلو , آرنج , مفصل خرگوشي , زانوها و غيره را با انگشت بر خلاف خواب مو لمس كنيد .
د ـ آخور اسب را بازديد كرده و ببينيد چقدر ا د را ر كرده است و در صورتيكه آلت و مقعد او كثيف است با آب گرم و صابون بشوئيد .
آب دادن
يك اسب روزانه بين 5 تا 15 ليتر آب نياز دارد . بايد قبل از هر غذا به او آب بدهيد . بهتر است هميشه سطل آبي در كنار او قرار دهيد ولي سه ساعت قبل از شروع بازي آب را ا ز كنار او برداريد .
اسب سالم آب بيشتري ميخورد كه بسيار خوب است ولي هرگز بعد از غذا به اسب آب ندهيد . در صورتيكه سطل آب در اصطبل باشد و بعد ا ز غذا مقدار بسيار كمي بنوشد ضرري ندارد .

غذادادن
اسب معده بسيار كوچكي دارد . پس بايد بدفعات غذ ا بخورد . به اسب خود در روز چهار بار غذا بدهيد البته پنج يا شش دفعه بهتراست . سعي كنيد در ساعات معيني باو غذا بدهيد و براي اينكه معده اش در شب خالي نباشد. يكبار آخر شب و يكبار هم صبح زود حتماً به او غذا بدهيد .
يك اسب 155 سانيمتر ي را با 12 تا 14 كيلو خود آب حتي د رمسابقه هم شركت مي دهند .
« جو » غذاي اصلي اسبها را تشكيل ميدهد و مانند گوشت د رانسان عضلات را محكم ميسازد .
« سبوس » در صورت لزوم ميتوانيم سبوس را بجا ي غله بدهيم . ( كاه را بعنوان يك غذاي حجيم ميتوانيم بدهيم ولي زياد مغذي و مقوي نيست ) .
اگر شخص دائماً با گوشت تغذيه شود جريان كار دستگاه گردش خونش مختل شده وپوستش جوش ميزند . ذرت زيادهم همان اثر را در اسب ميگزارد و سبب ميشود اسب حالش بد شود , و همانطور كه ا نسان ميتواند خود را با خوردن دارو معالجه نمايد اسب راهم ميتوان با تخليه و پاك كردن معده بوسيله سولفات دو منيزي يا كپسول مسهل معالجه كرد .
سبوس يك غذاي چاق كننده است و اگر با جو بطور مخلوط به اسب دا ده شود . در تنظيم كار دستگاه گوارش بسيار مفيد است و اگر اسب شما اسهال دارد و با فشار زيادي تخليه ميكند سبوس خشك باعث قیض شدن ميگردد , در حاليكه اگر دچار بيوست باشد سبوس خيس بصورت ملین عمل ميكند . در صورتيكه هفته اي يكبار در شب تعطيل چوگان به اسب سبوس خمير شده بدهيد و تمام روز بعد در اصطبل آزاد باشد برا ي او بسيار مفيد خواهد بود.
تهيه خمير نرم سبوس بدين شرح است :
يك و نيم كيلو سبوس خشك د ر5/1 ليتر آب جوش بريزيد و هم بزنيد تا اينكه سبوس خوب خيس شود بعد از اينكه سرد شد 6 تا 8 اونس ( هر اونس معادل 28 گرم است ) . تخم كتان ( بزرگ ) كه قبلاً 24 ساعت خيس خورده و يكساعت جوشيده است و همچنين دو تا چهار اونس سولفات دوميزي بآن اضافه كرده و با آخرين غذاي شب باو بدهيد .
خمير نرم سبوس ملین دا ده ميشود و اگر بدن سولفات دو ميزي بدهيد يك ملين ملايم است كه بد نيست بعد از يك بازي سخت به اسب بدهيد . ممكنست با هر غذا کاه خرد شده، به غله اضافه كنيد با اينكه كاه وغله را با آب نمک مخلوط كنيد تا مرطوب شود . ضمناً مقداري نمك آشپزخانه و يك قطعه سنگ نمك در آخور بگذاريد تا هميشه در دسترس اسب باشد . ميزان تقريبي غذاي يك اسب بشرح زير است :
6 صبح 1كيلو جو نيم كيلو خوراك
5/10 صبح 5/1 كيلو جو نيم كيلو خوراك
3 بعد از ظهر 1 كيلو جو نيم كيلو خوراك
5 بعد از ظهر 1 كيلو جو نيم كيلو خوراك
8 شب 5/1 كيلو جو نیم كيلو خور ا ك

بنابر اين 4 كيلو ديگر خوراك باقي ماند كه ميتوانيد 1 كيلو آنرا هنگام تيمار اسب و 3 كيلو بقيه را بعد از آخرين غذا در شب باو بدهيد , يا تمام 4 كيلو را متناوباً در شب بدهيد . در روزهاي چوگان نبايد غذاي ساعت 2 را به اسب بدهيد و اصولاً حيوان براي يك بازي سريع , از پنج ساعت قبل نمي بايستي غذا بخورد بنابر اين ميزان غذاي نوبتهاي ديگر را افزايش دهيد . اگر اسب در بازيهاي سبك و يورتمه تنها يك ساعت قبل از هر بازي غذا نخورده باشد اشكالي نخواهد داشت .
هر موقع كه امكانش هست غذاي اسب خود را متنوع كنيد تا خون او هميشه خوب باشد « بز رک » برا ي يبوست خوب است ولي خون را گرم ميكند . خوراك تازه , هم براي خون و هم براي بيوست خوب است .
جو پخته چاق كننده است و براي اسبهاي لاغر فوق العاده خوب است ولي لذت بخش است . اگر اسبي كلش خود را ميخورد به او پوزه بند بزنيد يا اينكه زير او را خاك ا ره بريزيد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
آرامش فكري
اسب از سروصداي زيا د و اينكه سر او داد بكشند و با اسب ديگري از آخور او غذا بخورد متنفر است , ولي با وجود تنفر از صدا و مهمتر بد اخلاق , به اخطارهاي آرام كسي كه باو علاقمند است و از ا و مراقبت ميكند توجه دارد و ميفهمد . اگر اسب شما بد شده است بمدت نيم ساعت در بين غذا خوردن بطوريكه مزاحم او نباشيد در اصطبل بايستيد تا شايد شانش اينرا داشته باشد كه علت آنرا در يابيد . دلائل مختلف از قبيل تيزي زياد دندانها , نجویده فورت دادن غذا و يا مزاحمت اسبهاي ديگر و ترس از مهتر ممكنست علت آن باشد .

براي راحتي اسب نهايت سعي خود را بعمل آوريد زيرا او مجبور است 20 ساعت از 24 ساعت را در اصطبل باشد و به يك نقطه نگاه كند . بنابراين اگر ميتوانيد او را در باکس بزرگتري قرار دهيد فوراً اينكار را بكنيد . وقتي اسب شما در باکس هست او را گرم نگهداريد و خصوصاً جريان هوا و وزش باد براي پاهايش بسيار بد است و البته بايد از محيطي كه هواي آلوده دارد پرهيز كنيد .

مراقبت از دهان
از شخص مطلعي بخواهيد كه طرز نگاه كردن به دندانهاي اسب را بشما نشان دهد . هر روز بعد از بازي شخصاً دهان اسب خود را بازديد كنيد . بريدگي غالباً در جلوي دهنه اسب حدود يك اينچ زير دندان آسياي زيرزمين بوجود ميآيد و اسبي كه دهانش در محل قرار گرفتن دهنه ز خم باشد هرگز نميتواند بهترين بازي را ا را ئه دهد . زيرا هر چرخش و ضربه اي بر روي زخم اثر میگذارد و هيچوقت التيام نخواهد پذيرفت . بنابر اين تا وقتي كه بريدگي جوش نخورده بهتر است ا ز دهنه متحرك استفاده كنيد تا بجاي زير دندان آسيا بروي لبهايش اثر بگذارد .

وقتي دهان اسب شما بريده، بعد از هر بازي و هر غذا دهان او را بشوئيد ولي بهترين كار كه در صورت امكان ميتوانيد انجام دهد اينست كه بمدت يك هفته اسب خود را در چراگاه رها بكنيد . اگر لب اسب از داخل پاره شده باشد احتمال دارد علت آن دهنه , دهنه دوبل و ندرتاً « GAG » باشد پس ميبايستي قدري بدون آبخوري و مثلاً با « PELHAM » بازي كنيد تا اينكه بريدگي التيام پيدا كند .

دهان بعضي اسبها براي نگهداري دهنه دوبل بسيار كوچك است وبعضي ديگر نيز از « PELHAM » نفرت دارند و ازاين قبيل بسيار است پس شما بايد به آزمايشات خود ا دامه دهيد تا مطمئن شويد اسب شما واقعاً براي بكار بردن دهنه آماده است .

سلامتي
بخاطر بسپاريد تنها راهي كه اسب بخواهد بشما بفهماند كه حالش خوب نيست غذا نخوردن , لگد زدن و در موقع قولنج شدن نگاه كردن به شكمش است . چنانچه اسب شما ازخوردن غذا امتناع كرد اولين كاري كه بايد انجام دهيد اينست كه درجه حرارت بدن او را بگيريد مگر اينكه دلايل قابل رويت ديگري مثل جراحت دهان و غيره داشته باشد . اگر متوجه شديد تمام جو در پهن اسب باقي مانده روشن است غذاي خود را نجويده فرو برده و ممكنست علت آن تيزي دندانها باشد بنابر اين بايد دندانها فوراً سوهان شوند .

هر روز به تندونها، بندها و مفاصل اسب خود دست بكشيد تا چنانچه بعضي از قسمتهاي پا گرم شده است . قبل ا ز اينكه بطور جدي توسعه پيدا كند آنرا معالجه كنيد .

بعد از بازي د ر زمين سخت ممكنست پاي اسب شما ورم كند كه با بعضي آزمايشات خواهيد فهميد و دامپزشك نيز احتمالاً قا در است دستور العمل مناسبي بشما بدهد . چنانچه اسب شما لنگ است و شما علت اين لنگش را ازدست و پاي اسب ميدانيد نعل اسب را بكشيد و از يك نعلبند بخواهيد دستها وپاهاي او را امتحان كند . اگر پاهاي اسب شما در شب متورم شده معمولاً به عدم آمادگي بدني ا و ارتباط دارد ( بنابر اين بهترين كار اينست كه به اويك خوراك مسهل بدهيد . اينكار در بيشتر مواقع مؤثر واقع ميشود .

وقتي كره اسبي مي لنگد نبايد از اصطبل خارج شود و يا غذاي ساده مثل سبوس خيس شده ونصف جو هميشگي ا ز او پذيرايي كنيد . در صورتيكه كره اسبي صدمه ببيند حتي ا گر عميق باشد و به عضله , مفصل ها و بندها آسيب رسيده باشد براي بهبود سريع و كامل او ميتوان انقباض عضلاني ايجاد كرد .

سيستم S.E.V.A عضله محل جراحت و بالا و پائين انرا با اصول فيزيولوژيكي بكار ورزش وا ميدارد . چنانچه اينكار به محض آسيب ديدن و يا درهمان روز انجام شود مؤثرتر است زيرا اگردش خون در قسمت مجروح تندتر شده و معالجه سريعتر صورت گيرد و گرنه ممكن است در اثر استراحت زياد و باندازه كردن حالت فلج پيدا كند , ضمناً استفاده صحيح از روش S.E.V.A بمحض شروع عارضه از مزمن شدن زخم ها نيز جلوگيري مي كند .

نعلبندي

دقت كنيد استوك هاي نعلهاي اسب شما سالم باشد ( نعل اسبهاي چوگان داراي نوك برگشته اي است تا توقف اسب را خصوصاً در چمن سريع و آسان كند ) بهر حال نعلها بهتر است با قوانين زمين بازي شما مطابقت داشته باشند بنابر اين وقتي كهنه شدند ميتوانيد بدون تعويض آن ها را اندازه كنيد . اسبهائي كه در جاده ها سواري ميدهند هر سه هفته يكبار احتياج به نعل جديد دارند , زيرا برگشتگي سر نعل بين هفت تا ده روز صاف ميشود .

بدون نعل سر برگشته اصطلاحاً به آن نعل روسی ميگويند از اسبتان انتظار بازي خوبي نداشته باشيد . نعل سر برگشته براي توقف به اسب کمک زیادی میکند ولی اگر قرارباشد در هر توقف یاگردش سر بخورد، اينكار را صحيح نمي تواند انجام دهد و كم كم در توقف به جای پاها به دستهاي خود اتكاء ميكند و علاوه بر اينكه سواري بدي بشما ميدهد اين عادت نيز در او باقي خواهد ماند .

در چوگان
اگر اسب شما در مسابقه اي بيش از دو چوكه قراراست بازي كند بين دو چوكه بايد ماساژ زيادي به او بدهيد , البته در روزهاي سرد با شال خشك و در روزهاي خيلي گرم در صورتيكه اسب شما عادت داشته باشد و مطمئن هستيد كه سردش نميشود ميتوانيد با آب او را بشوئيد . يك مهتر خوب ميتواند ظرف 5 دقيقه با سرعت اسب را بشوید، اگر اينكار بخوبي انجام شود براي چوكه بعدي اسب شما بسيار سرحال و تازه نفس خواهد بود .

قبل از هر چيز دهان حيوان را بااسفنجي كه با آب خنك خيس شده بشوئيد سپس پيشاني بند او را بعقب زده و ا طرا ف آنرا نيز تا پشت گوش اسفنج بكشيد . بعد زين را برداريد و با اسفنج خيس همه جاي اورا بشوئيد , و با وسيله اي پلاستيكي كه يكسر آنرا اسفنج و سر ديگرش لاستيك است و براي تميز كردن شیشه بكار برده ميشونذ آب بدن اسب را بگیرید بعد با يك تكه چرم بز کوهی يا لاستيك اصطبل پشت اسب را خشك وپاك كنيد ومحكم ماساژ دهيد و دوباره زين را پشت حيوان بگذاريد ولي تنگ آنرا محكم نبنديد و در روزهاي گرم جل تابستاني و در هواي سرد وبادي باجل زمستاني روي او را بپوشانيد .

در زمستان
د رآخر فصل چوگان براي سه يا چهار روز اسب را تيمار نكنيد و ا ز دادن ذرت باو خودداري كنيد . به او مسهل بدهيد و نعلهاي او را د ربياوريد سپس در زمستان او را دريك چراگاه رها كنيد . چنانچه غذاي چراگاه مغذی است غذاي ديگري به او ندهيد ولي ا گر كافي نبود ميتوانيد هر بعد از ظهر 5/1 كيلو جو باو بدهيد .

چنانچه هوا خيلي سرد شد 5/1 كيلو بهتراست او را در باكس بزرگي نگهداري كنيد و روزانه 5/1 كيلو جو و مقداري خوراك باو بدهيد كه در اينصورت احتياج به تيمار و تمرين پيدانخواهد كرد . وقتي سرما تمام شد دوباره به او مسهل بدهيد و سپس ا ز دوماه قبل از شروع مسابقات و بازيهاي سريع , تمرين و غداي كامل روزانه را كه قبلاً ميزان آن گفته شده است آغاز كنيد .

در صورت موفق نشدن WHITENING را با PASTE و سركه مخلوط كنيد و بروي تندونها بماليد مؤثر خواهد بود. منحصراً از مهتر بخواهيد تا هر صبح با اسب يورتمه برود و فوراً هر گونه لنگش را به اطلاع برساند .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
طراحی مسیر


فلسفه طراحان مسير: اولين سوالي كه به ذهن هر طراح مسيري مي رسد اين است كه ، هدف من از طرح اين مسير چيست
مسئله به هيچ وجه اين نيست كه صبح مسابقه بدون هيچگونه طرحي پا به ميدان مسابقه گذارده و با حداقل مواد اوليه – تير و پايه و بغل مانع و … تعدادي مانع پشت هم رديف كرده و اميدوار باشيد كه چند سوار خبره مسئول بي برنامه گي شما خواهند بود .
تاوان نبوغ تحمل سختي هاست . براي طراح مسيري حتي اگر كوچكترين رويداد باشد ، بايد قبل از شروع طراحي ، از ميدان مسابقه بازديد كرد ، فهرست مواد اوليه و وسايل موچود– انواع موانع ، پايه ها و بغل موانع – تهيه شود . پس از طراحي مسيرها روي كاغذ در فكر هر چه بهتر و زيباتر جلوه كردن مسابقه را مرور مي كنيم .
برنامه رويداد را گرفته ، فهرست شركت كنندگان را در دست داشته ، ساعت شروع مسابقه ها را دانسته ، براي هر مسابقه مسيري طراحي كرده زمان شروع و پايان و مدت زمان لازم براي تغيير موانع و مسير را پيش بيني كرده تا هر مسابقه اي در موقع اعلام شده ، شروع شود و چه بسا موارد ديگر .
طراح مسير بايد پنج هدف به ترتيب اولويت براي خود تعيين كند و دست يابي به هر يك او را به سوي هدف بعدي رهنمون مي كند . خلاصه كلام ، جواب به اين سوال كه : آيا به آنچه خواسته بودم رسيدم ؟ در پايان رويداد داده مي شود. حال به شرح اين اهداف و مشخصات آنهامي پردازيم.

هدف اول : تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران ، با برگزاري مسابقه پرش با كيفيت قابل قبول و خاتمه اي تكان دهنده.



مسير مناسب مسيري است كه اسب و سوار به راحتي از آن عبور كنند. اگر مسير طراحي شده شما را به خوبي طي نكردند ، نه اسب و نه سوار بلكه خود را سرزنش كنيد . مسيري كه براي يكي از شركت كنندگان زنگ تفريح است ، ممكن است براي ديگر شركت كنندگان با توانائي متفاوت زجرآور باشد. اين تنها شامل ابعاد موانع نمي باشد و مسيري كه توسط اسب طي مي شود را نيز در برمي گيرد
سادگي ، جوهر مسيري مناسب است و هر چه اسب ها بي تجربه تر باشند ،‌بايد خطوط مستقيم و رو به جلوي بيشتري در مسير وجود داشته باشد . درباره تعداد موانع و طول مسير در موارد ديگر بحث خواهيم كرد . ولي براي هيجان انگيز تر كردن رقابت ، آخرين بخش بايد همواره مشكل باشد. هرگز مسير مسابقه را با دو يا سه مانع ساده كه درصد خطا روي آنها را پائين مي آورد تمام نكنيد.
مسابقه شما بايد هيجان را به اوج برساند و به همين دليل است كه مسابقه هائي با پرش نهائي بر مبناي سرعت بيشتر و خطاي كمتر ، مطمئن ترين روش براي موفقيت است .
با پيروي از اين روش ، مسير طراحي شده زماني اوج هيجان را بوجود مي آورد ، كه با عبور موفقيت آميز هر سواري از آخرين مانع ، آهي رضايت بخش از دل تماشاگران برآمده و يا با خطائي روي آن ، آه حسرتشان شنيده شود.

موانع پي در پي هم مي توانند به هيجان انگيز كردن مسابقه كمك كنند . مشكل ترين قسمت اين نوع موانع بخش سوم آن مي باشد . بذيهي است كه در يك مسابقه بزرگ ، هر سه قسمت مشكل مي باشند ولي در مسابقه هاي ساده مي توان مسير را به نحوي طراحي كرد كه اولين مانع اسب را مشتاقانه دعوت به پريدن كند ، دومين مانع آزمايشي خواهد بود براي تحت كنترل بودن اسب و شجاعت او در حركت به طرف مانع و عبور از روي آن و سومين مانع بيانگر ميزان ميدان داري او . از طرفي هم موانع پي در پي بايد هيجان آور بوده و عبور صحيح از روي آنها ( قسمت سوم ) فرياد خوشحالي و عدم موفقيت در پريدن از روي آنها ، حسرت تماشاگران را به دنبال داشته باشد.

بنابراين ،‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان طراح مسير مي تواند از سه عامل استفاده كند :

1- پاياني تكان دهنده
2- فواصل موانع متوالي
3- مسير نزديك شدن به مانع


هدف دوم : احساس رضايت حاصل از اتمام مسير ، حتي اگر اسب و سوار نتوانسته باشند آن را بدون خطا طي كنند.
جوهر اسب داري و سواركاري در تمام زمينه ها آهنگ حركت است . پس يك مسير طراحي شده ، براي مسابقه پرش ، دعوتي است از شركت كنندگان براي حركتي روان و آهنگين در طول آن. اسب بايد به رواني در حاليكه تحرك او تحت كنترل است به جلو حركت كند . نه اينكه با اثرهاي دائمي برو – بايست حركتي تهوع آور و مقطع داشته باشد . آزمون واقعي مسيري با شكوه ، زماني است كه شركت كننده اي پس از انداختن چند مانع و عبور از خط پايان دستجلو ها را رها ، اسبش را نوازش كرده و مي پرسد : آيا اسبم خوب نپريد ؟
اسب و سوار مبارزه را دوست دارند و هر چه بهتر كه زمينه يك مبارزه منصفانه فراهم شود . بسته به قدرت اسب و سوار و تجربه آنها ، عبور از موانع بلند پروازي آنان را در حالي ارضاء مي كند كه به راحتي و با گام هاي مرتب به موانع نزديك شوند ، نه اينكه پس از فرود از مانعي سر اسب را به دنبال مانعي كه محل تعبيه آن غلط است ، به اين طرف و آن طرف بكشند .

هدف سوم : كم كردن اخراجي ها تا حد ممكن در حاليكه تعداد بي خطا ها را نوع رويداد تعيين مي كند .
ديدن اسب ها و سواركاراني كه پي در پي ، از روي اسب به زمين مي غلطند ، مسمئز كننده است و اگر اين اتفاق خارج از حد و اندازه معمول در يك مسابقه باشد طراح مسير بايد در نوع تفكر خود تجديد نظر كند.
زمين خوردن از اسب در طول يك مسابقه در بخشي موارد اجتناب ناپذير و در عين حال كاملا مغاير جذب تماشاگران به ميدان مسابقه است .
فلسفه حضور تماشاگران در هر ميدان مسابقه به تماشا نشستن هنر هنرمنداني است كه خود او در قالب آنها مبيند و يا شيفته آن هنر است و خود قادر به انجامش نيست .
ولي در اين حرفه ، هنر يعني بيرون آوردن نشاط از دل خطر . اين همان نكته ايست كه برگزار كنند مسابقه و معمار مسير در پي خلق آن هستند . پس بايد در نظر داشته باشيم كه ورزشكار در پي پيروزي است و مسير طراحي شده ، آزموني است براي سنجش و معيار اين پيروزي و در عين حال بايد آنچنان زمينه براي همه شركت كنندگان فرآهم باشد تا هر چه ممكن اخراجي كمتر باشد . مفسر در اين مورد مي تواند به طور مشخص به كمك بيايد ،‌زيرا مردم همواره آنچه مي شنوند باور مي كنند و مي توان آنها را واداشت ، تا هيجان ناشي از تلاش شركت كنندگان را احساس كنند . هر مسابقه اي با توجه به سطح آن تعداد خاصي بي خطا را مطلبد. در مسابقه هاي خوب سواري (هانتر) كه تعداد اندكي هم تماشاگر دارند ، زمان اختصاص داده شده مي تواند معيار باشد . در مسابقه هاي مبتدي ها بهتر است در حدود يك سوم از شركت كنندگان در دور اول بي خطا باشند ، در مسابقه هائي كه به خاطر تماشاگر برگزار مي شود و بر مبناي جدول A با يك پرش نهائي است ، بايد تعداد بي خطاهاي را پيدا كرده به دور دوم به حد كافي باشند ، تا پايان مسابقه هيجان انگيزتر شود . تعدادي در حدود پنج تا هشت بي خطا دليلي بر ساده بودن مسير نيست . اين تعداد بي خطا متضمن پرش نهائي واقعا هيجان انگيز است . با تعداد كمتر شما خطر كرده ايد و تعداد بيشتر مسابقه را ملال آور مي كند . البته هميشه بايد تعداد شركت كنندگان را درنظر داشت ، ولي اگر از بين بيست و پنج شركت كننده پنج بي خطا و از بين چهل شركت كننده هشت بي خطا داشتيد ، چندان هم بي راه نرفته ايد.

هدف چهارم : رعايت زمانبندي براي كمك به برگزار كنندگان.
طراح مسير به هنگام طراحي مسيرهاي مختلف يك رويداد ، در خانه بهتر مي تواند زمانبندي را پيش بيني كند تا ميدان مسابقه . يك ساعت قبل از شروع اولين مسابقه ، ميدان بايد از هر نظر آماده باشد . اگر ممكن باشد مي بايست همه چير روز قبل از مسابقه آماده باشد چرا كه همه چيز براي برگزار كنندگان مسابقه هر چه بهتر جلوه كند . پس از اتمام اولين مسابقه هر چه زمان بيشتري در اختيار داشته باشيد ، امكان آماده كردن مسير بعدي فرآهم تر خواهد بود .
تغير مسير براي مسابقه الزامي است ، و تغييرات نيازمند صرف وقت و داشتن برنامه دقيق است . ولي معماري مسير خبره ، در زماني كه جوائز دوره قبل داده مي شود ، مسير جديد را حاضر مي كند . همواره بايد يك قدم از رويدادها جلوتر بود ، بعنوان مثال در طول برگزاري دور اول ، گروه معماري مسير بايد در جريان تمام اموري كه مي بايست براي پرش نهائي انجام شود قرار داده شوند. در طول برگزاري پرش نهائي به نحوي كه مزاحم شركت كننده ها نشويم و جلوي ديد تماشاگران را نگيريم ، موانع دور بعدي كه در پرش نهائي استفاده نشده اند را آماده كرده و در زمان توزيع جوائز بقيه آنان را كه در پرش نهائي استفاده شده اند نيز آماده كنيم .
طول مسير بايد بر مبناي زمان داده شده طراحي شود و اگر وقت تنگ است از طراحي مسيرهاي طولاني با تعداد زيادي مانع خودداري كنيد . محل خط شروع را به نحوي انتخاب كنيد كه در حال خروج سوار قبلي ، سوار بعدي بتواند وارد شود . ولي هرگز نخواهيد كه اسب (‌به خصوص اسب هاي جوان ) به محض ورود به ميدان مسابقه ، مسابقه را شروع كند. خط پايان را خيلي دور از درب خروج تعبيه نكنيد ، تا سوار پس از پايان مسابقه براي خروج از ميدان بيش از حد وقت تلف نكند .

هدف پنجم : پس از پايان مسابقه مسير هاي طراحي شده ، مديريت و زمانبندي خود را به نقد بكشيد ، تا متوجه شويد كه چه اندازه به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده ايد .

سوال هاي زير را براي خود طرح كنيد :
- آيا هر يك از مسابقه ها به اندازه كافي هيجان انگيز بودند ؟
- آيا همگي با هيجان پيش بيني شده به پايان رسيدند ؟
- آيا پرش ها عالي بودند ؟
- آيا اسب ها بالاتر از استاندارد خود بودند ؟
- چند اسب اخراج شدند و چرا ؟
- آيا زمانهاي شروع و پايان طبق پيش بيني بودند ؟
- اگر اين چنين نشد ، آيا مقصر من بودم كه اين چنين نشد؟
اينها بخشي از سوالاتي بودند كه بايد هر معمار مسير متعهدي پس از پايان هر رويدادي از خود بپرسد. اگر جوابها مطابق ميل نبودند ، در پي علت برآمده و از اشتباهات خود براي آينده پند بگيريد .
معمار مسير همانند سواركاري است كه همواره بايد در پي آموختن باشد و آن لحظه اي كه فكر كرد ديگر نيازي به آموختن ندارد ، بايد اين كار را رها كند. معمار مسير خود بايد سرسخت ترين منتقد خود بوده و هيچ عذر و بهانه اي براي خود نتراشد. ممكن است مسيرهاي طراحي شده و زمانبندي ها و نحوه برگزاري به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده باشند و اگر اينچنين نشده باشد ، كار در جائي ايراد داشته است . گاهي طراحان مسير مورد انتقاد قرار مي گيرند ، اغلب تائيد مي شوند و گاهي مورد تائيد نيستند . بعد از مسابقه در صورت امكان به انتقادها گوش فرا دهيد. اگر قبل از شروع مسابقه از طرح خود راضي بوديد به هيچ وجه تحت تاثير هيچ فشار خارجي آن را تغيير ندهيد ، مگر با مشاوره با داوران . تجربه نشان داده كه هرگونه تغييري ( به خصوص زير فشار و يا تحت تاثير شركت كنندگان ) اشتباه محض مي باشد . و بهتر است روي عقيده خود پافشاري كرد. ولي اگر تغيير نداديد و متوجه شديد كه طرح اشتباه بوده، از آن درس بگيريد . شما براي سواران شجاع و اسب هاي با ارزش مانع مي چينيد و هيچ آدم بي مسئوليت و نادان نبايد جرات اعتراض به خود بدهد.
با شرح اين پنج هدف ، مشخصه هاي مسيري قابل قبول تبيين شد. مسير طراحي شده زماني قابل قبول است كه تماشاگران را به هيجان بياورد ، به اسبها اعتماد به نفس داده و غرور سواران را ارضاء كند.
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
مسائل عمومی سوارکاری

همه اساتيد سواركاري معتقدند كه تا سواركاري هر چقدر هم مستعد اصول و مفاهيم اوليه را به درستي درك نكرده باشد ، نمي تواند ادعا كند كه سواري را به درستي آموخته است .
هرگز هيچ بنائي روي ستونهاي لرزان پايدار نيست و اسب و سواري كه خود به درستي به آنچه انجام مي دهند واقف نيستند ، قادر نخواهند بود به كنه استعدادهاي نهفته در درون خود پي ببرند . به همين دليل اصول اوليه حاكم بر سواركاران و اسب هاي پر ش را نه روي مانع بلكه بايد روي زمين جستجو كرد .
اين اصول عبارتند از : آرام ، مستقيم ، به جلو و در نهايت حركت صحيح روي خط شكسته و قوس ها . كه ابتدا در باره اين اصول و پس از آن وابسته گان آنها – تعادل و آهنگ حركت بحث مي كنيم .(( گوستاو اشتين برشت )) بزرگ استاد ورزشهاي سواره آلمان درباره اصول ابتدائي سواركاري مي گويد ، اسب خود را مستقيم به جلو هدايت كنيد .
ژنرال ((لوت)) استاد بلند آوازه فرانسه اين اصول را قبول كرده و آرام را بر آن مقدم دانسته ولي مي گويد (( آرام ، مستقيم به جلو )) ، كه جزءجزء اين اصول ريشه اي به درازاي عمر و تجربه اين اساتيد و و ديگر بزرگان سواري دارد ، قابل بحث ، گفتگو و تفكر هستند. بعنوان مثال ، بايد از خود سوال كنيم كه ابتدا حركت اسب روي خط مستقيم مهم تر است يا تمركز روي اطاعت محض در حركت به جلو ؟
در حاليكه اين اصل ّ حركت به جلو و مستقيم بودن ّ جزء اصول جدائي نا پذيرند نمي توان از اسبي كه اندامش مستقيم نيست توقع داشت به نحو دلخواه به جلو حركت كند ، چرا كه ّكجي – نقص طبيعي ّ باعث تخريب روند حركت موزون و روان به جلو مي شود. در واقع مي توان منشاء امتناع اسب از حركت روان و دلخواه به جلو را در كجي ، خصوصيات اخلاقي و ذاتي اسب جستجو كرد و در نظر داشت كه مستقيم نگه داشتن بدن اسبي كه ميل ندارد به جلو حركت كند هم ، مشكل است . بنا بر اين بايد قبل از تصميم گيري بر تقدم و يا تاخر هر يك از اين مقوله ، مشخصات اصولي هر يك و ارتباط آنها با يكديگر را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرارداد .
مستقيم بودن : در چه حالي اسب كاملا مستقيم است ؟ به عبارت ديگر ، در چه حالتي تمامي ستون فقرات او روي خط مستقيم قرار گرفته است ؟ تشخيص اين حالت براي مشاهده كننده اي روي زمين در حال نظاره اسبي در حال ايست ساده است . يعني اسب مستقيم است يا در ظاهر اين گونه بنظر مي رسد كه ، چهار پاي او روي اضلاع مستطيلي به درستي رسم شده قرار گرفته و وزن او به تساوي روي چهار پايش تقسيم شده باشد .
اما وضعيت اندام اسب زير پاي سوار ، ايستاده يا به هنگام حركت ، متفاوت است . در حركت ستون فقرات انحرافي جانبي دارد و در گام هاي مختلف چگونگي استقرار دنده ها متفاوت هستند . به هر حال اگر در حركت هر يك از اندامهاي حركتي جانبي روي خطي مستقيم در راستاي حركت قرار داشته باشند ، مي توان گفت اسب مستقيم است . در اين حالت بايد در نظر داشت كه عرض كپل اسب از سينه او بيشتر است و چنانچه نظاره گر اسبي باشيم كه از روبرو به طرف ما مي آيد و پاهاي جلو ، پاهاي عقب را مي پوشانند در حاليكه بخش كوچكي از سم پاي عقب هم قابل روئيت است ، بايد قبول كنيم كه اسب مستقيم است .




نمائي از پشت وجلوي اسب مستقيم




نمائي از پشت وجلوي اسبي کج (غيرمستقيم)


از طرف ديگر حالت قرارگيري ما روي زين ،‌ساده ترين روش براي قضاوت درباره مستقيم بودن اسب به شرطي است كه : وزن به تساوي روي هر نشيمن تقسيم شده باشد ، نشست سوار كار در عمق زين باشد ، هر ساق به تساوي در طرفين اسب آويخته باشند ، حركت متساوي و متعادل هر دو كتف اسب قابل روئيت باشد ، سرو گردن اسب مستقيم و درست در وسط اندام سوار ، گوشها مساوي ، مژه غير قابل روئيت و دستجلوها به طور كامل به تساوي در هر دو دست قرار گرفته باشند. فقط در اين حالت است كه سوار مي تواند قاطعانه اسب را مستقيم براند.
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
رفتارشناسی اسب

رفتار شناسي اسب: بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب : امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات: اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن : اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني : اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده: اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .

ساز و كار دفاعي : بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .

كنجكاوي: اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب : به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد: اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .

حافظه قوي: حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .

فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري: زندگي اجتماعي (گله) ، چرنده ، پرسه زن ، تقليد كننده ، كنجكاوي ، حافظه برتر ، فرار كننده و جنگنده ، تابع قانون اطاعت برتر .

غرايز: اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.

ترس: در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.




در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

عصبيت : سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم: اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.




درد: ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي: اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.




ناخشنودي : اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده: گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده : سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت: گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .




بازيگوشي: ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري: گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو: ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات: صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه: براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .

شيهه ملايم : اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود .

هرهر: دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ: نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .

شيهه جيغ مانند: نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .

فرنه: به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.

Below: نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.

جيغ: صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .

آه: صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
چگونه با اسب رفتار کنیم ؟

اصول كلي رفتار با اسب:رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .




ارتباط:آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد .





چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
مقررات سوارکاری
كليات :
1- مسابقه پرش با اسب نوعي امتحان براي اسب و سواركار در شرايط مختلف در مسيري از موانع است كه در طي اين آزمون آزادي ، انرژي مهارت و اطاعت اسب و همچنين قدرت سواركار سنجيده مي شود .
2- در طي يك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهاي مختلف ، جريمه شود . بنابراين بسته به نوع مسابقه سواركاري كه كمترين خطا و يا كمترين زمان و يا بيشترين امتياز را كسب کرده برنده مسابقه است.
3- منظور نهائي ، يكنواختي و استاندارد نمودن مسابقات پرش با اسب نيست بلکه ايجاد جاذبه و تنوع يكي از مهمترين عوامل در ايجاد علاقه براي سواركار و تماشاچي است .
4- با توجه به اين مطالب يکسان بودن شرايط مسابقه براي کليه شرکت کنندگان ضروري است و راه رسيدن به اين هدف تهيه و چاپ قوانين و اجراء دقيق آن در حين مسابقه مي باشد .
5- سن اسبهاي شركت كننده در بازيهاي المپيك ، قهرماني جهان حداقل 8 سال است . اسبهاي شركت كننده در كليه مسابقات بين المللي ديگر بايستي حداقل داراي 6 سال تمام باشند.

مانژهاي پرش با اسب : ميدان مسابقه پرش با اسب بايد محصور بوده و در هنگاميكه اسب داخل ميدان است بايد كليه وروديها و خروجي ها بسته باشند.

ميادين تمرين و مانع تمرين :
1-سواركاران تنها يكبار مجاز به آمدن به داخل مانژ مسابقه جهت بازديد مسير مسابقه هستند ( اين مسئله شامل باراژ نيزمي باشد ).
جازه ورود به ميدان جهت بازديد مسير توسط هيات داوران بوسيله تابلوي ( ميدان باز است )و يا بلندگوي عمومي به سواركاران اعلام مي گردد .
همچنين در مسابقات دو راندي كه راند دوم مسابقه متفاوت از راند اول است سواركاران مي توانند قبل از شروع راند دوم نيز مسير مسابقه را بازديد كنند.
2- برگزار كنندگان مسابقات در مانژهاي سرپوشيده در شرايط خاص بدليل محدوديت مکاني ممكن است اجازه تمرين در مانژ اصلي را بدهند .
3-در مواقعي كه ابعاد ميدان تمرين اجازه تمرين را ندهد يك مانع كه جزو مسير مسابقه نيست را مي توان در مانژ اصلي براي تمرين درنظر گرفت.
4- اين مانع مي تواند يك مانع عريض به ابعاد : 40/1 متر در ارتفاع و 60/1 متر در عرض و يا يک مانع عمومي به ارتفاع حداكثر 140 ( داراي پرچم قرمز و سفيد ) ياشد. شماره براي اين مانع گذاشته نمي شود . براي پريدن از اين مانع تنها دو بار مي توان سعي كرد و در صورت سعي بيشتر سواركار ممكن است جريمه نقدي يا محروم شود 5-سواركاران حق تلاش يا پرش از موانع مسابقه را درحين رژه قبل از مسابقه ندارند. انجام اين كار ممكن است جريمه نقدي و يا محروميت به همراه داشته باشد.
6- برنده مسابقه ممكن است براي مطبوعات يك مانع بپرد كه اين مانع نبايستي جزء موانع دور بعدي باشد .

پريدن بر خلاف جهت از اين مانع ممكن است موجب محروميت سواركار شود . براي پرش از اين مانع سواركار 90ثانيه وقت دارد كه اين وقت از لحظه زدن زنگ توسط داوران شروع مي شود . امتناع يا انداختن اين موانع بعنوان يك تلاش به حساب مي آيد . اگر انداختن همراه با امتناع باشد سواركار براي تلاش بعدي بايد منتظر تصحيح مانع شود ،( زمان نگه داشته خواهد شد) . هئيت داوران زنگ شروع مسابقه را پس از تلاشهاي سوار كار براي پرش از اين مانع يا اتمام 90 ثانيه بصدا در مي آورند . پس از زده شدن زنگ سواركار تنها مي تواند يك بار براي پرش از اين مانع سعي كرده و در حدفاصل 45 ثانيه مسابقه اصلي را شروع كند .

زنگ :
1-زنگ ابزاري است جهت برقراري ارتباط با شركت كنندگان و مسئول بصدا درآوردن آن يكي از اعضاء هيئت داوران است .زنگ در موارد زير کاربرد دارد :
1-1- جهت اعلام باز بودن مانژ جهت بازديد از مسير مسابقه .
2-1-اعلام اجازه شروع مسابقه به سواركار پس از زدن زنگ که سواركار بايستي خط شروع را در جهت درست ظرف مدت 45 ثانيه قطع كند . سيستم زمانگيري اتوماتيك شمارش معكوس 45 ثانيه را روي صفحه نتايج نشان مي دهد ،‌بطوري كه براي سواركاران به وضوح قابل مشاهده باشد اگر سواركار ظرف مدت 45 ثانيه مسابقه را شروع نكند زمان مسابقه وي پس از 45 ثانيه شروع خواهد شد . زمين خوردن و كليه نافرماني ها طي فاصله زدن زنگ و شروع مسابقه خطا محسوب نمي شود و lدر فاصله زماني 45 ثانيه داوران مي توانند در موارد بروز برخي از مسائل زمان را نگه دارند .
3-1- بمنظور متوقف کردن سواركار در حين مسابقه( به هر دليلي ) و يا اجازه براي ادامه آن .
4-1- اعلام اجازه ادامه دادن مسابقه به سواركاري كه مانع آن پس از امتناع افتاده است و همچنين پس از تصحيح مانع و يا آماده بودن مسير.
5-1-اعلام دستور اخراج يك سواركار به وسيله به صدا درآوردن ممتد و يا تكراري زنگ .

2-اگر سواركار به زنگ داوران توجه نكند ممكن است بنا به نظر داوران اخراج شود .

3- اگر پس از وقفه زماني قبل از زدن زنگ سعي در پرش از مانع نموده و يا از مانع بپرد اخراج مي شود .
1-3- مسئوليت ماندن در نزديكي موانع قبل از زدن زنگ مجدد با سواركار است .
2-3- اين وظيفه داوران است كه زنگ مجدد را در لحظه اي بزند كه سواركار در موقعيت خوبي قرار دارد .
3-3- پس از نگه داشتن زمان به هر دليلي سواركار بايست تا ايجاد شرايط مناسب جهت ادامه مسير در نزديكي مانع مذكور باقي بماند و هيات داوران نيز بايد زنك را در لحظه اي به صدار درآورند كه سواركار موقعيت مناسبي نسبت به مانع داشته باشد ( يعني سواركار در نزديكي مانعي كه نسبت به آن امتناع كرده و يا آن را انداخته است قرار نداشته باشد) . هيات داوران وظيفه اي ندارد كه زمان را در شرايط مناسب به نفع سواركار باز نمايند لذا با زدن زنگ زمان نيز باز خواهد شد .

مسير مسابقه و اندازه گيري :
1 -مسير مسابقه خط سيري است كه سواركار از دروازه شروع تا دروازه پايان طي ميكند ، اين مسير بايستي با دقت تمام بخصوص در محل گردشها اندازه گيري شود ( خط سير طبيعي كه اسب طي مي کند. از مركز موانع است ).
2- در مسابقات مهم هيات داوران بايد به همراه طراح مسير و يا در صورت امكان با ناظر فني مسابقه مسير را مجددا اندازه گيري کنند و در اين صورت هيچ گونه تغييري در زمان مجاز جايز نمي باشد .
3-در صورتي كه هيات داوران تشخيص دهد كه خطائي در اندازه گيري مسير مسابقه (پس از پرش سه نفر كه مسير را بدون نافرماني و يا افتادن طي نموده اند ) رخ داده است مي توانند مسير مسابقه را مجددا اندازه گيري نموده و مجددا زمان مجاز جديدي را اعلام کنند و زمان نفرات قبلي نيز مي بايست با زمان جديد تصحيح و محاسبه شود.
4- اگر شرايط زمين و آب و هوا مناسب باشد هيات داوران مي توانند پيش از شروع مسابقه سرعت مسابقه را تغيير دهند .
5- كل طول مسير مسابقه نبايستي از 60 برابر تعداد موانع بيشتر باشد .
6- فاصله خط شروع تا مانع اول و خط پايان تا مانع آخر بين 6 تا حداكثر 15 متر است و اين دو خط بايستي با پرچم هاي قرمز و سفيد و حروف S (شروع) و F (پايان) مشخص شده باشند .

نقشه مسير:

1- يك نقشه از مسير مسابقه كه در آن كليه اطلاعات دقيق مسير نشان داده شده است مي بايستي حداقل نيم ساعت قبل از شروع مسابقه در نزديكي ميدان تمرين نصب و همچنين يك نسخه نيز به هيات داوران تسليم شود .

2- شماره موانع به ترتيب عبور از آنها مي بايست در کنار موانع نصب شوند .
3- موانع متوالي که داراي يك شماره تكراري هستند با حروف c , b , a که در كنار آن قرار دارد ( مانند ( 8a , 8b , 8c ) مشخص مي شوند.

4- موارد زير بايد در نقشه مسير مسابقه مشخص شوند :
1-4- خط شروع و پايان .
2-4-محدوده قرارگيري موانع ، نوع موانع ( عمودي – اكسر – تريپل بار) ، شماره موانع .
3-4- نقاط چرخش اجباري .
4-4- خط سير سواركار را مي توان با يكسري خطوط شكسته نشان داد . ضمنا مسيرهاي اجباري نيز بايد با خطوط توپر مشخص شوند .
5-4- جدول داوري مورد استفاده .
6-4- موانع ، طول مسير ، زمان مجاز و محدود و يا زمان ثابت برخي از مسابقات مخصوص .
7-4- نوع موانع متوالي ( باز – بسته – نيمه باز ) .
8-4- كليه تغييرات و يا تصحيحات هيئت داوران در مورد مسير .

تغييرات در مسير مسابقه :
1- اگر شرايط طوري ايجاب كند كه پس از نصب نقشه مسير تغييري در مسير بوجود آيد ، اين تغيير بايد فقط با نظر هيات داروان انجام شود و به اطلاع كليه سواركاران شركت كننده و سرپرست تيم ها در مسابقه برسد .
2- اگر به دليل شرايط بد جوي ، نور و يا غيره متوقف کردن مسابقه ضروري باشد پس از شروع مجدد بايستي مسير و موانع به همان شكل اوليه خود باشند و مسابقه نيز از همان نقطه اي كه متوقف شده است مجددا شروع شود .
3- در موارد خاص مانند خرابي زمين مانژ و يا .......... بنا به تشخيص هيات داوران ممکن است محل يكي از موانع كمي تغيير کند .
در مورد موانعي كه امكان تغيير محل آن وجود ندارد مانند مانع آب ثابت ممكن است آن مانع از مسير مسابقه حذف شود. لذا كليه خطاي انجام شده روي آن مانع براي سواركاران قبلي نيز در نظر گرفته نخواهد شد .
( خطاي اخراج و خطاي زماني به حساب سواركاران گذاشته خواهد شد) .
4- در صورتي كه ضروري باشد زمان مجاز و محدود مسابقه پس از اعمال تغيير محل يا حذف مانع مجدد محاسبه خواهد شد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
اصول نگهداری اسب

1- استانداردهاي محل نگهداري اسب :

اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد :
- آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند.
- داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند .
- حرارت ثابتي داشته باشد .

- ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند .
- آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند .
- درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند .
- حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند .




مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است.





آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است :
حصار
دو نكته اساسي دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اينكه به اسب آسيب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاري كه به درستي تعبيه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسيب هم مي زند . هر حصار نا امني ممكن است باعث شود تا اسب با پريدن از روي آن ، شكستن آن يا فشار و پائين كشيدن آن ، فرار كند .

حصارهائي كه پايه هاي عمودي و اتصال هاي افقي چوبي دارند

اين نوع حصارها گرانترين و بهترين نوع حصار محسوب مي شوند . در اين نوع حصارها دو يا سه نرده روي دو پايه نصب مي شوند . اين نوع حصارها پس از نصب بايد به درستي نگهداري شده و هر پايه يا نرده شكسته بلافاسله ترميم و يا جايگزين شود . چوب هاي اين نوع حصار بايد ايزوله شوند تا در مقابل هوا و جويدن اسب مقاومت كنند.



پايه هاي چوبي و سيم: هزينه اين نوع حصارها كمتر است. ممكن است رديف بالا را نرده چوبي استفاده كرد و يا سه يا چهار رديف
سيم از روي هر پايه عبور داد . سيم ها بايد به خوبي كشيده شده و روي هر يك از پايه ها محكم شوند . ارتفاع سيم رديف زيرين از زمين در حدود 45 سانتيمتر است تا اسب نتواند دست و پاي خود را از زير رد كرده و گير بيفتد. اگر ارتفاع سيم زيرين بيش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زير آن رد كند .




حصار هاي الكتريكي: اين نوع حصارها بيشتر براي تفكيك استفاده مي شود و زماني كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پي ببرد .
در اين نوع حصارها احتمال خطر براي انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترين روش نمايان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلي علامتي از پارچه يا پلاستيك به آن وصل مي كنند .

درختچه
اين نوع حصار بايد به اندازه كافي انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگيرد و در عين حال بايد در تعبيه درختچه هائي استفاده كرد كه سمي نبوده و تيغ و خار آنها اسب را به خطر نياندازد . از اين نوع حصارها بعنوان سرپناه هم مي توان استفاده كرد .

ديوار
عرض و ارتفاع اين ديوارها بايد طوري باشد كه هم جلوي پريدن اسب از روي آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نريزد .
حصارهاي نامناسب عبارتند از :
حصارهاي توري
اين نوع حصارها اسب را ترغيب مي كنند كه دست يا پاي خود را داخل آن فرو كرده و گير بيفتد.
ويا حصارهائي كه پايه هاي نرده مانند نوك تيز دارند و نرده هاي آن هم سيمي است ، سرهاي نوك تيز پايه هاي اين نوع حصارها اسب را زخمي ميكنند.

سيم خاردار
از اين نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده مي شود . اگر اسب خود را براي خاراندن به خارهاي اين سيم بمالد زخمي مي شود . اگر از اين نوع حصار استفاده كرديد بايد از استحكام سيم ها بطور دائم اطمينان داشته باشيد. سيم ها بايد محكم و كاملا كشيده شده باشند . اگر سيم از جاي خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پاي اسب پيچيده و آن را به شدت زخمي مي كند. اطراف خارجي حصار هم بايد بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشيدن سرش به بيرون براي چريدن آنها سمي نبوده و آسيب رسان هم نيستند. هر نوع نارسائي در حصار بايد به فوريت برطرف شود .

دروازه
دروازه بايد به اندازه كافي عريض باشد تا اسب ها و خودروها يه راحتي از آن عبور كنند و همواره در شرايط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نيفتيم . دروازه بايد طوري تعبيه شود كه انسانها به عبور از روي آن تشويق نشوند . اينگونه دروازها گاهي از لولا و يا از جا در رفته غير قابل استفاده مي شوند . چفت ها بايد بالا و پائين تعبيه شود تا در لنگر نياندازد.
موقعيت قرار گرفتن درب ورودي براي دسترسي بسيار اهميت دارد . درب ورودي كه رو به جاده اي پر رفت و آمد تعبيه شده چندان قابل توجه نيست . براي عبور و مرور اسبها ايجاد خطر كرده و دزدي اسب را هم ساده تر مي كند .
دسترسي به درب ورودي بايد راحت ، ساده و داراي امنيت كافي باشد
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
اصول تغذیه اسب

تغذيه : اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.
غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .
آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند .
معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .
غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .
پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند : اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا . براي به حداقل راساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :


- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .
- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .
- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .
- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .
- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .
- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .




- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .

نمونه ای از گياهان سمي :











- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
نکاتي پيرامون توليد مثل در اسب





توليد مثل
بهتر است كه همة اسبداران تا حدي از توليد مثل اسب آگاهي داشته باشند. بي‌ترديد امروزه بر شمار علاقمندان به پرورش اسب بويژه پوني، افزوده مي‌شود. اغلب، پس از اينكه فرزندان خانواده دوران خردسالي را پشت سر مي گذارد، اين پرسش مطرح مي‌شود كه با پوني چه بايد كرد. پوني را مي توان فروخت، ولي معمولاً تا آن موقع به صورت عضوي از خانواده درآمده و هيچكس تمايلي به فروش آن ندارد. اگر ماده باشد، نخستين كار بارور كردن اوست.

نخستين سؤال اين است كه بايد از چه سيلمي استفاده كرد؟ طبيعي است شما نرياني خوش تركيب و خوش ركاب را بر مي‌گزينيد، ولي مهمتر از هر چه ديگري خلق و خوي نرياد است. هيچگاه نبايد از يك نريان بداخلاق براي اين كار استفاده كرد؛ چرا كه تقريباً همواره اين عيب بزرگ از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود. يك پوني بدخلق و شرور نه تنها باعث دردسر است، بلكه مي‌تواند خطري جدي براي مربيان و همچنين بچه‌ها به شمار آيد.

پس از انتخاب نريان مناسب، اين سؤال پيش مي‌آيد كه جفتگيري چه زماني بايد صورت بگيرد؟ در مورد اسبهاي اصيل كه به منظور شركت در مسابقات اسب دواني پرورش داده مي‌شوند، بهتر است كره اسب تا حد امكان نزديك به آغاز سال ميلادي (دي ماه) به دنيا آمده باشد اين بدان علت است كه در اسبهاي تروبرد سن كره را از دي ماه هر سال حساب مي‌كنند. (در ايران بهار مبناي محاسبه است)، اگر اسب شما در گروه اسبهاي دو ساله در مسابقه شركت كند، همواره اين يكي دو ماه بالاتر بودن سن اسب يك مزيت مي باشد.

اما در مورد پوني‌ها و اسبهايي كه به منظور كار در مزرعه و يا شكار از آنها استفاده مي‌شود، اين موضوع مصداق نداشته بهتر است كرة آنها زماني متولد شد كه هوا خوب و چراگاه سرسبز است؛ يعني بسته به اينكه در جنوب يا شمال كشور هستيد، كره در فاصلة بين نيمة اول ارديبهشت ماه تا اوايل تيرماه به دنيا بيايد.

طول دورة آبستني، يعني مدتي كه كره در رحم مادر قرار دارد (فاصلة بين جفتگيري ماديان و تولد كره اسب)، تقريباً يازده ماه است، هر چنئ كه موارد معدودي ممكن است كره يك يا دو هفته زودتر يا تا يك ماه ديرتر متولد شود. بنابراين اگر مي‌خواهيد كره در ارديبهشت ماه به دنيا بيايد، بايد جفتگيري در خردادماه انجام شود.

ماديان هر سه هفته يك بار فحل مي‌شود و به مدت دو يا سه روز فحل مي‌ماند و تمايل به جفتگيري با نريان را از خود نشان مي‌دهد. طي اين مدت، در بدن ماديان، سلول جنسي ماده يا تخمك از تخمدان آزاد مي‌شود. آبستني مستلزم تركيب اين تخمك با اسپرم نريان است.

سلولهاي جنسي نر تقريباً بيست و چهار ساعت زنده مي مانند؛ چنانچه آنها در اين مدت با تخمك برخورد نكنند، جفتگيري بي‌حاصل خواهد بود.

بهترين زمان جفتگيري ماديان، ساعتهاي پايان دورة فحلي است. كه احتمال آزادشدن تخمك بيشتر از هر زماني ديگر است. البته بهترين و عملي‌ترين شيوه اين است كه در اين مرحله با دامپزشك خود مشورت كنيد. چه بسا او تصميم بگيرد كه ماديان را از طريق مقعد معاينه كند و فوليكولهاي رسيدة تخمدانها را پاره كند تا اطمينان حاصل شود كه تخمك پيش از جفتگيري آزاد شده است.

بهتر است كه چهل تا شصت روز پس از جفتگيري دامپزشك خود را فرا بخوانيد تا از ماديان خون گرفته و آن را از نظر تأييد آبستني آزمايش كند. نمونة ادرار را نيز مي‌توان سه تا چهار ماه پس از جفتگيري بدين منظور آزمايش كرد.

در طول مدتي كه ماديان آبستن است، بايد به خوبي نگهداري شود و از تغذية مناسب هم برخوردار باشد تا كره اسبي سالم و نيرومند داشته باشيد.



زمان زايمان در ماديان
با فرا رسيدن زمان زايمان، پستان و رگهاي آن رفته رفته متورم مي‌شود. ماده‌اي براق در نوك پستانها شكل مي گيرد و چه بسا شير از آنها جاري شود. ولي، با وجود اين نشانه هاي كلي، پيشگويي زمان دقيق زايمان در ماديان بسيار دشوار است. ماديان اصلاً دوست ندارد كه كسي او را در حين زايمان تماشا كند و لذا اغلب در طول شب كرة خود را به دنيا مي‌آورد. در واقع، من خود، افراد بسياري را سراغ دارم كه شبها و هفته‌هاي پياپي چشم بر هم نگذاشته‌اند تا شاهد زايمان ماديان باشند موفق نشده‌اند. چه بسا خواب آنها را فرا گرفته يا براي نوشيدن فنجاني قهوه محل را ترك كرده‌اند و وقتي بازگشته‌اند كره اسب را در كنار مادرش يافته‌اند.

زماني كه زايمان ماديان آغاز مي‌شود، روندي بسيار سريع دارد و اگر همه چيز به خوبي پيش رود، از ابتدا تا انتهاي آن بيش از پانزده تا سي دقيقه به دراز نمي‌كشد.

زايمان در اصطبل يا در چراگاه
در اين رابطه، قاعده مشخصي وجود ندارد و بيشتر به سليقة صاحب اسب بستگي دارد. پس از تولد كره، جفت – پرده أي بزرگ به رنگ قرمز يا شكلاتي كه كره را پيش از تولد احاطه كرده هم بايد توسط ماديان دفع شود. (تصوير پنج). چنانچه اين عمل تا دو ساعت پس از زايمان انجام نشد، آنگاه بايد بي درنگ دامپزشك خود را فرا بخوانيد. چنانچه جفت در رحم ماديان بماند، به عوارضي حاد و اغلب كشنده همچون التهاب رحم، التهاب نسج مورق سم، پنوموني و مسموميت خوني مي‌انجامد.



ترجمه: دكتر نادر افشار مازندران

دكتر فرهاد قاسمي
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
نعلبندی

اندام اسب بر روي چهار ستون كه پاهايش باشند استوار است و زير بناي اين ستونها سمها هستند .
اگر اسبداري و يا سواركاري با ساختمان سم و نكات قوت و ضعف آن آشنا نباشد هيچگاه نمي تواند از اسبش آنگونه كه بايد استفاده نمايد ، پس لازم است ابتدا با ساختمان سم آشنا شويم .



پس از آشنائي با سم بايد بياموزيم كه چگونه از آن مراقبت كنيم .
1-موهائي كه اطراف قلم و پي اسب را احاطه كرده اند تراشيده تا از آلودگي و شقاق و اگزما جلوگيري شود .
2- هيچگاه براي نظافت سم ها از هيچ گونه برس استفاده نشود. زيرا ممكن است پوشش محافظ طبيعي خارجي را از بين برده و باعث ورود حرارت به داخل سم شود .
3- همواره با تكه اي پارچه نخي و يا پنبه سم را تميز كنيد .
4- موراه از دوش سرد و يا گرم و يا قرار دادن سم ها در آب جاري غفلت نشود چرا كه سم ها از لبه فوقاني جدار و چنگال و كف سم آب جذب مي كنند .
5- روغن سم بايد هنگامي به سمها ماليده شود كه سم ها مرطوبند تا رطوبت ناشي از دوش و يا .... در داخل سم باقي بماند در غير اين صورت سم ها با جزئي حرارت رطوبت را از دست داده ، خشك و فشرده تر مي شوند .
6- از ضماد تخم كتان براي سمهاي حساس و مريض استفاده و هر 24 ساعت يكبار عوض شود .
7- قرار داشتن سمها در گل رس هميشه آنها را مرطوب نگه مي دارد .

چگونه متوجه شويم كه اسب به نعلبندي نياز دارد :
معمولا هر سم سالمي هر ماه در حدود يك سانتيمتر رشد مي كند و قابل تشخيص است و براي تشخيص دو روش وجود دارد .
1- اگر از پهلو به اسبي كه در حالت عادي بر روي چهار پاي خود ايستاده نگاه كنيم خط افقي مي شود در اين هنگام صافي در سم از بين رفته و اگر خطي از پنجه به طرف استخوان تاجي و مچ اسب بكشيم اين خط غير افقي و زاويه دار است .
2- اگر سم را بلند كرده و نگاه كنيم اسفنجهاي پاشنه به طرف پنجه متمايل شده و يك سانتيمتر رشده نيز قابل روئيت است .

غيار :
غيار يعني آرايش مطلوب سم براي حفظ سلامت اندام هاي حركتي به نحوي كه قسمت شاخي تا رسيدنبه خط سفيد پنجه برداشته شده و در قسمت پاشنه ها هم نسج شاخي تازه مشاهده شود . در اين حالت اسب بايد بتواند روي تمام سطوح سم هاي خود به صورت تراز قرار گيرد و به هنگام حركت بخلق هايش كه در حكم كمك فنرها مي باشند نه تحت فشار باشند و نه خنثي باشند .

پس از غيار بايد موارد زير مد نظر قرار گيرد :
- كف سم ها تراز شوند .
- پاشنه ها و بادخورها به اندازه مناسب باز شده باشند .
- پوشش سطح خارجي دست نخورده باقي مانده ، شاخ موها كوتاه نشوند .
- چنگال ها با زمين در تماس باشند تا پمپاژ خون به راحتي ميسر شده ، سم ها حالت ارتجاعي را از دست نداده و پاشنه ها باز تر شده و سم ها هر چه بيشتر رشد كنند .
- اندازه سم ها با يكديگر يكسان و زاويه بخلق ها با سم ها متناسب باشند .

بستن نعل :
به منظور حفظ غيار به نحوي كه هيچگونه تغييري در آرايش اوليه بوجود نياورد ، نعلها نصب مي شوند.







اصول نعلبندي

از: دكتر مصطفي حجازي

برداشته شده ا ز مجله اسب شماره 37 , آبانماه سال 1356

تاريخچه

منا بع چنداني در مورد تاريخچه نعلبندي اسب وجود ندارد و زمان تما یل بشر به فراگيري اين هنر مشخص نيست . در بين تا ريخ نويسا ن دو نفر به نامهاي « ليژرينگ » و « هارتمن » مطا لبي د رباره هنر نعلبندي بيان كرده اند، كه در سال 1898 توسط « دولار » ترجمه و بصورت كتابي ارائه شده كه ما مختصري از اين تاريخچه را بيان ميكنيم . يوناني ها و روميهاي قد يم اگر چه در بسياري از علوم , پيشرفته بودند ولي توجه زيادي به بهبود وضع د ست وپاي اسبهاي خود نداشتند . اسكندر كبير براي حل اين مسئله چند سا لي كوشيد ولي بنظر ميرسد كه كوشش او هم به نتايج جا لبي منجر نشد و حتي ظاهرا ناراحتي سم اسبها مانعي براي پيشرفت او شده بود . نقل كرده اند كه عليرغم اين كوششها اسكند ر مجبورشد در هنگام رسيدن به آسيا تعداد زيادي از اسبهاي خود را بعلت لنگش رها كند .

روميها اولين بار يك جسم فلزي محافظ را بنام (hipposandal ) اختراع كردند كه به دست و پاي اسبها ي خود مي بستند و ظاهراً از اين جسم فلزي فقط براي اسبهائي كه سم آنها معبوب بود استفاده مي شد که بستن اين جسم فلزي خود مشكلات د يگر ي را براي اسبهاي آنها بوجود ميآورد .

هنگاميكه روميها به اروپا استيلا يافتند جند طايفه از « كلت » ها « گل » ها و « ژرمن » ها كه مغلوب روميها شده بودند، از زمانهاي پيش از ميلاد مسيح از نعل فلزي كه با ميخ نصب ميشد ، استفاده ميكردند . ولي آثار تاريخي به جا مانده در قلعه هاي روميها د راروپا نشان ميدهد كه اين قوم فقط از همان جسم فلزي فوق الذ كر براي سم اسبهاي خود استفاده ميكردند .

مغولها ادعا ميكنند كه اسبهاي قوي وكوتاه خودشان را از زمانهاي خيلي گذشته نعل ميكرده اند , آنها از نعل هائي بشكل نعلهاي چنگال دار امروزي كه با سه گيره به سم متصل مي شده استفاده ميكرده اند و ظاهراً از نظر تاريخي همين امر موجب تفوق مغولها د رهنگام غارت كردن و همچنين پيشروي سريع تر آنها از اسكندر بود كه تا رسيدن به اروپاي شرقي بدون وقفه اسب تاختند و اسكندر نتوانست شپه قاره هند را طي كند.

اعراب هميشه به مواظبت زياد و پذ يرائي ا ز اسبها ظريف خود معروف بوده اند . آنها قبل از تشكيل امپراطوري روم از نعلهائي استفاده ميكردند كه شباهت زيادي به نعلهائي كه مغولها به كار ميبردند داشت و با ميخ به سم متصل مي شد .

د رقرون وسطي نعلبندي در قاره اروپا , اسكا ند ينا وي و بريتانيا متداول شد . نعلهاي بكار برده شده انواع مختلفي داشتند ولي خشن بوده و خيلي ناشيانه به سم ميخ كوبي ميشدند . اگر چه نعلها پوشش محافظي براي سم بشمار ميآمدند ولي ظاهرا قايده ديگر ي در بر نداشتند . نعلهائي كه ناشيانه توسط اسكا ند ينا ويها اختراع شده بود ظاهراً براي جلوگيري از لغزش روي يخ بكار ميرفت و احتمالاً مورد توجه هم قرا ر گرفته بود .

در قرن شانزدهم اولين بار ايتاليائي ها درمورد هنر نعلبندي مطالبي تأليف و منتشر كردند و ميتوان آنان را بنيان گذار هنر نعلبندي دانست . طي قرن هيجدهم , هنگاميكه كالبد شناسي و فيزيولوژي اسب مورد مطالعه قرار گرفت , سم اولين موضوعي بودكه از نظر علمي مورد دقت بيشتري وا قع شد . و راه را براي توسعه علمي هنر نعلبندي گشود . در قرن نوزدهم كه هنر و علم با سرعت بسياري پيشروي ميكرد رفته رفته هنر نعلبندي تكميل تر شد چندين نعلبند معروف اروپائي و امريكائي در كشف مطالب نوين درباره اين هنر تأثير زيادي گزارد ند لكن رهبري اصلي رامدارس دامپزشكي عهده دار بودند .

كاربرد نظامي اسب بخصوص در آلمان , يكي از موثرترين عوامل برا ي پيشروي هنر نعلبندي بود . سواره نظام در ارتش اهميت خاصي داشت و هر چقدر تعداد اسبهاي لنگ در ارتشي كمتر بود بالطبع قدرت تحرك آن در مقابل دشمن زيادتر مي شد . د رآلمان تعليم دادن نعلبندي ارتش در مدارس دامپزشكي انجام مي شد . و براي اولين بار گذارنيدن امتحان و اخذ گواهينامه به نعلبندي د رآلمان متداول شد .

در حدود سال هزارونهصد، هنر نعلبندي به موقعيت اصلي خود بعنوان يك هنر و علم دست يافت ولي بازدهي كامل ا ز دا نستيهاي اين هنر بعلت استفاده هاي شغلي كم بود . رفته رفته تعدا د مراكز و مغازه هاي نعلبندي افزايش پيدا كرد كه حتي تا چندين سال پيش نيز اين مراكز در تمام نقاط دنيا وجود داشت . با پيشرفت صنعت اتومبيل و تهيه آسانسور، به تدريج نعلبند ها بصورت سيار درآمدند و امروزه د راكثر نقاط دنيا بيشتر با اتومبيل و تجهيزات خود به مراكز اسبداری رفت و آمد ميكنند .

اگر چه پيشروي بشر در شناخت هنر نعلبندي به منظور محافظت سم، دوست و یار هميشگي اش اسب، به كندي صورت گرفته، لكن غرور آميز است و ا گر بهمين منوا ل بشر را بطه خود را با اسب حفظ كند، مسلما” اين هنر محتاج توسعه بيشتری است. هر اسب داری باید، اطلاعاتي در مورد كالبد شناسي و ساختمان دست و پا و بخصوص سم اسب داشته باشد . براي اصلاح سم , انتخاب نعل مناسب ونصب آن و اطلاع كافي ا ز ساختمان سم , ضرورت محض دارد و نعلبند بدون داشتن اين اطلاعات بهيچوجه براي عمل نعلبندي مناسب نيست .

اساس هنر نعلبندي شامل اطلاعاتي درباره ساختمان سم , جلوگيري از رشد زيادي ديواره سم , جلوگيري از ترك و سوراخ شدن ديواره سم , اصلاح و بهبود شيوه راه رفتن و جلوگيري از لغزش اسب , معالجه مراض و درهنگام ضرورت افزايش كارا ئی اسب ميباشد .

اصول نعلبندي :

اساس نعلبندي حفاظت سم در مقابل انحراف از خطوط شا قولي آن و برداشت نسج شا خي اضا في، اند کی بيش از مقدار رويش طبيعي آن است . اين اعما ل بايد به روشی صورت بگيرد كه در اعمال فيزيولوژي قمستهاي مختلف سم و راه رفتن اسب اختلا لي بوجود نياورد . نعلبند، با نعلبند ي صحيح، عملا ” نقش مهمي در راه رفتن صحيح اسب ايفا ميكند . حركات موزون دست وپا تقريباً به توازن هريك از سم ها بستگي دارد .

تراز كردن سم : سمي را ميتوان تراز شده دانست كه در هر موقعيت ارتباطش با، ساق دست وپا به نحوي باشد كه وزن اسب بطوري مساوي در تمام قسمتهاي آن تقسيم شود . بنابر اين تراز كردن سم يكي از اصول مهم نعلبندي بشمار مي آيد .

موزون كردن راه رفتن اسب : راه رفتني را موزون ميگويند كه حركات سم ها ، بدون اشكال و یا حركاتي اضافي صورت بگيرد . سم ها و دست و پا بايد از مسير خطوط شا قولي بدن، بدون هيچگونه لغزش جانبي , بطرف جلو وعقب حركت كنند و بين سمهاي جلو و عقب فاصله وجود داشته باشد و باندازه اي از زمين بلند شوند كه نوك آنها در هنگام حركت، به جلو با زمين تماس پيدا نكنند . بنابر اين براي ايجا د وحفظ حرکتی متعادل در اسب , ترا ز كردن سم ها اصلی اساسي است.

سم ها بايد، در هنگام خم و بلند شدن از روي زمين د رامتدا د خطوط شاقولي بدن قرار داشته باشند تا، هنگام راه رفتن با بخولق ها در يك امتداد قرا ر گيرند. براي رسيدن به اين هدف، شكل نعل و متناسب كردن آن براي سم ها اصلی مهم است . بنابراين ميتوان گفت كه موزون كردن راه رفتن اسب صرفا“ به مهارت و اطلاعات نعلبند بستگي دارد . در اين بحث , اصولي را که بايد د رنعلبندي اسبهاي سواري بكار رود، مورد مطالعه قرار ميدهيم و از نعلبندي اختصاصي براي اسبهاي چوگان و يا باري خود دا ري ميكنيم .

نعلبندي اسبهاي سواري
اول ـ معاينه ابتدائي سم :

قبل از نعلبندي بايد ا ز روش راه رفتن , شكل دست وپا , اندازه، قا لب و و ضعيت كلي سم ها معاينه دقيقي بعمل آورد تا بتوان نعل مناسبي براي اسب اماده كرد . هنگامي ميتوان براي ا سبی سواري از نعل معمولي استفاده كرد كه سم ها و راه رفتن آو كاملاً طبيعي بوده و فقط بخواهند از اسب سواري بگيرند .

الف ـ بازرسي راه رفتن اسب سواري قبل از نعلبندی : بعد ا ز زين كردن اسب سواركار هميشگي آو، باید مدت بيست دقيقه بر او سوارشود . درحين سواري چگو نگی حر کت سم ها و ارتباط آنها را با خطوط شا قولي اندام های حر کتی، بايد مشاهده شود . مشاهده كننده بايد طوري قرار گيرد كه، اسب در خطی مستقيم از جلوي ا و عبور كند. سر اسب بايد آزا د باشد و روي زمين مسطحي گام بردارد . بايد در گام قد م يورتمه كار , و بالاخره بورتمه كشيده حركات سم ودست وپاها را در نظر دا شت . در اين مدت بي نظمي حركات از گامي به گامي ديگر واضح تر مي شوند و بايدمشاهده کننده به سئوالات مهم زير پاسخ بدهد :

- آيا سم ها و دست و پاها در هنگام بلند شدن از زمين در امتدا د خطوط شاقولي بدن حركت ميكنند يا دا راي حركا ت چرخشي جانبي هستند ؟

- ميتوان عمل بازرسي را از زواياي طرف راست اسب انجام داد وارتباط موقعيت دست و پا را ،باهم ازهمان طرف در نظرگرفته و لحظه اي راكه سم جلو ا ز زمين بلند شده و سم عقب در روي زمين قرار ميگيرد مورد د قت قراردارد . دراين حالت بايد مشاهده كرد كه آيا سم جلو زماني كه از زمين بلند ميشود قبل از آنكه سم عقب بزمين برسد بحد كافي با آن فاصله ميگيرد ياخير، چون ممكنست در غير این صورت اسب تپق و يا كف بزند .

- بايد مشاهده كرد كه آيا سم ها كاملاً از زمين بلند شده و یا بر روي زمين كشيده مي شوند .

ب ـ شكل دست وپا ها : هر گونه بي نظمي در ساختمان دست وپا موجب بهم خوردن نظم راه رفتن اسب مي شود بايد با طرح و پاسخ سئوالات زير از چگونگي وضعيت شكل دست وپا مطلع شد .

- اگر مستقيماً ا ز روبروي اسب به آ و نگاه كنيم، بايد دقت كرد كه آيا دست وپا و سم شاقول هستند؟ و يا اينكه در مفصل بوله، اين خط بطرف داخل و يا خارج شكسته شده و موجب تغيير حالت پنجه سم شده و يا اينكه در مفصل خرگوشي هم اين خط بهمين نحو ا نحراف پيدا كرده است .

ج ـ معاينه سم ها از نظر جراحات و امراض احتما لی : در اين معاينه بايد فشردگي پستانك و پاشنه ها , ترا ز بودن سم و اندازه آنها , مقدار نسنج شاخي اضافي كه بايد بر داشته شود و بالاخره نعل قديمي رامورد دقت قرا ر دا د . اين روش معاينه موجب می شود تا بتوان سم را كاملا“ تنظيم و نعل مناسبي براي آ ن تهيه كرد

دو م ـ برداشتن نعل قبلي :

اگر سم ها كاملاً سالم هستند ميتوان تمام نعل ها را دريك مرحله برداشت ولي بايد در نظر داشت كه در بعضي بيماريهاي جعبه سم نمي توا ن اين كار را انجام دا د . عمل برداشتن نعل را بايد، با مواظبت و بدون هيچگونه اعمال زور صورت دا د . براي خارج كردن ميخ هاي قديمي بايد نوك آنرا كه در روي جعبه سم پرچ كرده اند با دقت جدا وسپس به كشيدن ميخ اقدام كرد. چه بسيار مشاهده شده كه عدم توجه باين امر موجب شكسته شدن جعبه شاخي وترك سم شده است .

سوم ـ آماده كردن سم براي نعلبندي :

سم را بايد بنحوي قیار كرد كه خللي در كار قسمتهاي مختلف آن بوجود نيايد . بايد تراش سم بحدي باشد كه باسم هاي ديگر و قسمتهاي مختلف بدن متناسب باشد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
مراحل آماده كردن سم :

(1) ـ ابتدا قسمتهاي شاخي كف , شيارهاي طرفين وهمچنين اطراف جسم قورباغه را بدقت برميداريم و سپس چنگال را بدقت از نظر گند يده گي معاينه ميكنيم . عمل برداشتن نسوج مرده را ا ز ناحيه پستانك يك طرف شروع كرده و بطرف پنجه پيش رفته و تاپستانك طرف مقابل پيش ميرويم . هنگاميكه نسج شاخي مرده را برداشتيم ونسج تازه ظاهر شد مقدا ر برداشت را معيار برداشت ديوا ره سم قرار مي دهيم تا، قسمتهاي حساس سم محافظت شوند . به منظور حفظ قابليت كشش نسج شاخي زنده كف سم و چنگال و محافظت اين قسمتها د رمقابل ضربه , وجود يك پوشش ازنسج مرده ضرورت كامل دارد . برداشت چنگالهاي سم موجب ضعف آن و بالاخر ه فشرده شدن پستانك و پاشنه هاي سم مي شود .

(2) ـ معاينه قسمت شاخي كف سم و زا ويه اي كه بين چنگال وديواره آن بوجود مي آيد از نظر ميخچه ضرورت دا رد . اين ناحيه معمولاً بعنوان ناحيه ميخچه معروف است .

(3) ـ بايد نسج شاخي كف را در زاويه اي كه بين چنگال وديواره بوجود ميآيد , به اندازه اي برداشت كه نعل با پاشنه تماس پيدا نكند .

(4) ـ با استفاده ا ز نوك چاقوي نعلبندي بايد به دقت قسمتهاي پوسته پوسته شده در كف سم را برداشت .

(5) ـ بايد قسمتهائي از نسج شاخي را كه در ديوا ره سم بيش از حد رشد كرده اند برداشت .

رابطه بخولق وسم
اسبهائي كه بخولق آنها شيب دا ر است معمولاً سم آنها در قسمت جلو رشد بيشتري دارد وبايد آنرا تا حد امكان تراشيد . بشرط اينكه پاشنه ها را قبلاً كوتاه نكرده باشید ابتدا بايد پنجه را كوتاه كرد وسپس اگر نتوانيم پنجه را باندازه اي كه مورد نظر است تراش بدهيم براي توازن سم بايد از نعلهاي يخ شكن دار ويا نعل پاشنه بلند استفاده كرد . عمل تراش را بايد از قسمت خميده پستانك با يك لايه ظريف شروع كرد و بطرف جلو و پنجه پيشروي كرد و بتدريج بر عمق برداشت اضافه كرد تا آنجا كه خط سفيد كاملاً واضح ديده شود و نسج شاخي زنده تا وسط پاشنه نمايان شود . بايد عمل برداشت را، ا ز پنجه بطرف پستانك مقابل ادامه بدهيم و بتدريج عمق برداشت را تارسيدن به پستانك كم كنيم . بمنظور آماده كردن سمي كه پاشنه هاي آن خيلي بلنداست بايد قبل از آنكه در قسمت پنجه عمل برداشت صورت گيرد پاشنه را كوتاه كرد .

در اسبهائي كه بخولق آنها كوتاه و كلفت است سم معمولا” در قسمت پاشنه رشد بيشتري دارد و د رهنگام آماده كردن چنين سم هائي بايد ابتدا پاشنه ها را كوتاه كرد . اگر پنجه ها قبلا ” كوتاه شده باشند و نتوانيم پاشنه ها را نيز بهمان اندازه كوتاه كنيم متوازن كردن سم از پنجه به پاشنه امكان پذير نخواهد بود و ممكنست به خم شدگي سم بطرف جلو منجر شود.

(6) ـ تراز كردن با سوهان : عمل سوهان زدن را بايد ابتدا با دقت براي تراز كردن ديواره هاي كف سم شروع كرد و سپس قسمت پشتي يا عقبي پستانك ها را سوهان زد . در صورت وجود نسج اضافي بايد، قبل از سوهان زدن آنها را برداشت و سپس سطح كف سم را براي نعلبندي سوهان زد . تجربه نشان داده كه طرز گرفتن سوهان و سوهان زدن اهميت زيادي دارد و گاه ا فرا د راست دست بعلت عدم تسلط در سوهان زدن طرف چپ , باعث مي شوند كه اين قسمت از سم هميشه ضخيم باقي ميماند .

(7) ـ معاينه مجد د براي تراز سم : بمنظور اطمينان از ترا ز بودن سم بايد اسب را روي يك سطح كاملاً مسطح نگهداشت و خطوط شاقولي دست وپا و ارتباط آنها را باهم را كه حاكي از تقسیم مساوي وزن بدن به چهار دست و پا ميباشد به روش زير در نظر گرفت .

الف ) ـ از جلو، سم ها بايد ارتباطشان با ساق دست و پا، آ نچنان باشد كه وزن بدن از طريق دست وپا بطور مساوي بروي سم ها پخش شود ( سم در امتدا د خط شاقولي دست و پا قرارداشته باشد ) .

ب ) ـ شيب دار شدن ديواره سم از تاج مو به نوك پنجه در ا ثر شيب دار شدن بخولق به و جود ميآيد . بنابر اين بايد سم را ا ز زمين بلند كرده و از پاشنه تا پنجه را در يكطرف كف سم مشاهده كرد و هر گونه بي نظمي را از نظر دور نداشت و سپس همين عمل را در طرف مقابل انجام دا د . د رمرحله بعد هردو طرف را با هم مقايسه كرده و مشاهده كرد كه آيا در يك سطح قرا ردارند يا نه . در يك سم ترا ز شده، خطي كه ا ز وسط شاخ مو به نوك پنجه سم كشيده ميشود بايستي د رطرف راست خط شاقولي ستون دست وپا قرار گيرد .

چهارم ـ انتخاب نعل :

نعل را بايد متناسب با اندازه سم , وزن اسب و كار ا و انتخاب كرد .

پنجم ـ بستن نعل :

محيط طبيعي كف سم معمولاً از محيط قسمت بالائي يا بعبارت ديگر شاخ مو بمقدار قابل ملاحظه اي بيشتر است و سم قالبي مقعر دارد . نسج شاخي د رديواره سم در همه جا يكسان نيست ود رپنجه ها ضخامت آن دو برابر قسمت پشتي پستانك ها ميباشد. اين اختلاف ضخانت در نسج شاخي ممكنست ناشي از طرز كار طبيعي قسمتهاي مختلف سم باشد . براي بستن نعل بايد نكات زير را در نظر گرفت .

(1) ـ اندازه ميخها نبايد ا ز حد بيشتر باشد . ميخها را به ا ندا زه هاي مختلف تقسيم بندي كرده اند مثلاً ميخ نمره 5 براي نگهداري نعل شماره يك كاملاً كافي است و يا ميخ شماره 6 براي نعل شماره 2و 3 مناسب است .

(2) ـ برا ي فرو كردن ميخها به ديواره سم بايذ، حتي الامكان از لطمه زدن به نسج شاخي جلوگيري كرد و اين عمل محتاج حوصله و مهارت فراوان است و سلامت سم و نعلبندي مطمئن، بستگی به چگونگي بستن ميخ ها دارد . محل و مسير ورود ميخ در هنگام نعلبندي اهميت زيادي دارد . وقتي ميتوانيم بگوئيم ميخي بطور صحيح وارد شده است كه در قسمت شاخي در حد خارجي لبه خط سفيد عبور كرده و زا ويه اي تشكيل دهد كه با زاويه ديوا ره خارجي سم با محل عبور ميخ منطبق باشد . ارتفاع ديواره سم در محلي كه ميخ فرو ميرود به موقعيت و تعداد سوراخهاي ميخهاي قبلي , ا ندازه سم و وزن نعل بستگي دا ر د . معمولاً فرو رفتن تقريباً دو سانتي متر ا ز ميخ براي نگهداشتن نعل كافي است بشرط آنكه سوراخي از ميخ قبلي در محل وجود نداشته باشد . اگر سوراخهاي ميخ قبلي وجود داشته باشد , ميخ هاي جديد بايد در حدود يك سانتيمتر در بالا و يا در عقب سوراخهاي قبلي كوبيده شود تا هم نعل محكم باشد و هم به نسج شاخي لطمه اي وا رد نشود . مسير دخول ميخ بايد با ا لياف شاخي موازي باشد بنحوي كه عبور ميخ آنها را پاره نكند و يا بهم فشار ندهد . اگر ضربات چكش در ابتداي فرو كردن ميخها ملايم باشد ميخ خود به خود در مسير الياف شاخي فرو ميرود . بنابراين بايد تا وقتي كه دو سوم ميخ خارج نشده ضربات چكش ملا يم باشد و سپس با ضربات محكم و منقطع بقيه ميخ را كوبيد . اريب بودن سر ميخ نيز براي همين منظور است و موجب مي شود كه ميخ بسرعت داخل نسج شاخي شود . بايد ميخها را تا آنجا كه امكان دارد با نظم وترتيب خاصي به نعل كوبيد . اگر بر حسب اتفاق ميخ از مسير دلخواه عبور نكر د و بشرط آنكه د رنسج سالم فرو ر فته باشد نبا يد آنرا كشيد و بهتر است آنرا بحال خود باقي گزاشت .

(3) ـ پرچ كردن ميخها :

ا نتهاي ميخها را بعد از خارج شدن ميتوان درست در نزديكي ديواره سم قطع كرد و پا پيچ داد . وقتيكه بتعداد كافي ميخ، براي محكم كردن نعل بكار برده شد بايد سر ميخ ها را براي مرحله پرچ كردن در شيار نعل جاي داد . اين عمل را با چكش و گازانبر ا نجام ميدهند . عمل را از يكطرف بدين نحو شروع ميكنند كه سر، گا ز انبر بسته شده را در نزديك نوك خا رج شده ميخ قرا ر داده وسپس با چكش ضربات محكم و منقطعي به سر ميخ وا رد ميكنند . عمل پرچ كردن را بايد باين ترتيب ا نجام دا د كه،ا ول ا ز د و ميخ نزديكتر به پنجه , عمل پرچ را شروع كرده و در مرحله دوم، سه ميخ نزديك تر به پنجه مقابل و در مرحله سوم ميخهاي پستانك و پاشنه را در طرفي كه اول عمل پرچ شروع شده و بالاخره در مرحله آخر بقيه ميخهاي پاشنه طرف مقابل را پرچ كرد . جا انداختن سر ميخها در شيار نعل بمنظور متحدا لشكل شدن پرچ ميخها با ديواره سم ضرورت كامل دا رد . اسبي كه دا راي ديواره سم ضعيف باشد اگر نعل بطور مساوي بهر دو طرف سم ثابت نشده باشد به لنگش مي افتد .

(4) ـ عدم دقت در ميخكوبي نعل موجب لطمه زيادي به سمها مي شود و بارها ديده شده است اسبهائي كه سمها يشان بدين نحو ضعيف شده بودند، مدتهاي مديدي براي نعل بندي مناسب نبودند . علل زيادي موجب اين ناراحتي در اسب مي شوند . مثلاً ممكنست فيبرهاي شاخي ديواره سم خشك و شكننده و فا قد قدرت ارتجاعي لازم باشد يا آنكه ميخ از محل ديگر غير از لبه خارجي خط سفيد گذشته و يا موازي با ا لياف فيبرهاي شاخي فرو نرفته باشد . گاه ممكنست نعل بندي هاي مكرر بدون حفظ فاصله زماني بين دونعلبندي موجب ضعيف شدن ديواره سم شده و يا آنكه اسب يا نعل كاملاً محكم نشده به كار كردن ادامه داده باشد.

ششم ـ بازرسي اسب تازه نعل شده :

الف ـ بمنظور اطمينان از نعلبندي، بايد اسب نعل شده را درحين كا ر دقيقاً بازرسي كرد . هر گاه در هر نوع حركت قدم و یا يورتمه بي نظمي مشاهده شد , بايد بنا را بر عدم قابليت اسب براي كار اصلي گذاشت و جزئيات نعلبندي را يكبار ديگر مورد دقت قرار داد .

ب ـ براي معاينه اسب نعل شده بايد روبروي اسب قرار گرفت و به سئوالات زير پاسخ داد .

(1) ـ آيا اندازه قسمتهاي مختلف سم باهم تناسب دارند ( تساوي طول پنجه ها تساوي ارتفاع پاشنه ها ) ؟

(2) ـ آيا سم با ساق دست و پا در يك حالت توازن است ؟

(3) ـ آيا سم مستقيماًدر امتداد ساق قرار دارد و محور سم در امتداد محور شاقولي استخوانهاي ساق است تا وزن بدن بطو رمساوي به قسمتهاي مختلف سم پخش شود ؟

ج ـ در پهلوي اسب قرا ر ميگيريم و به سئوالات زير پاسخ ميدهيم :

(1) ـ آيا محور سم با محور بخولق منطبق ميباشد يا نه ( شيب ديواره سم ازشاخ مو تا لبه پائيني سم بايد باشيب بخولق موازي باشد ) ؟

(2) ـ آيا ميخ ها بيش از ارتفاع لازم در ديواره سم فرو رفته اند ؟

(3) آيا اندازه ميخ ها با اندازه ، و ضعيت سم و وزن نعل متناسب است ؟

(4) آيا سر پرچ ميخها را صاف كرده اند يانه ؟

(5) آيا سر پرچ شده ميخها ضخامت لازم را پيدا كرده است يا نه ؟

ه ـ در مرحله آخر محيط و اندازه نعل را مورد دقت قرا ر ميدهيم و سئوالات زير را مطرح ميكنيم .

(1) ـ آيا پنجه نعل كاملاً مناسب دور تا دور پنجه سم ميباشد كه در هنگام خم و بلند شدن پا از زمين سم را ا ز طرفين حمايت كند ؟

(2) ـ آيا شاخه هاي نعل از خم پستانك ها تا پاشنه ها گردتر از محيط ديواره سم است كه بدين وسيله انبساط سم ورشد طبيعي آنرا در فاصله دو نعلبندي حفظ كند يا نه ؟

(3) ـ آيا پاشنه هاي نعل باندازه كافي طويل و پهن بوده كه پيازهاي پاشنه را بپوشاند ؟

(4) ـ آيا پاشنه هاي نعل نوكشان تيز نيست ؟

(5) ـآيا قسمتهاي ديگر نعل در روي قسمتهاي ديگر كف سم مثل لبه پائيني ديواره خط سفيد و پيازها را ميپوشاند ؟

(6) ـ آيا میزان بندي نعل به نحوی است كه، نعل روي قسمت شاخي كف سم قرا ر نمي گيرذ ؟

(7) ـ آيا سر ميخها كاملاً د رشيا رنعل قرا ر گرفته است ؟

(8) ـ آيا نعل كاملاً با ندا زه سم ميباشد ؟

(9) ـ آيا قسمتهاي شاخي چنگال برداشته شده است ؟

(10) ـ آيا گيره هاي پنجه نعل در ا ن قسمت از پنجه سم كه قدرت و ارتفاع كافي دارد قرار گرفته و كاملاً محكم شده اند ؟

اشتباه هاي متداول نعلبندي و تأثيرات آنها در روي ساختمان سم و دست و پا :

(1) ـ سم كج شده بداخل كه ممكنست موجب پاشنه فشردگي , ناراحتي وكشيدگي لیگامان ها شود.

(2) ـ سم كج شده به خارج كه ممكنست موجب پاشنه فشردگي , بد راه رفتن و يا كشيدگي لیگامان ها و تاندن ها بشود.

(3) ـ سم كج شده بجلو كه ممكنست به لغزش تپق زدن ياكشيدگي لیگامان هاوتاندن ها منجر شود.

(4) ـ سم كج شده به عقب موجب كف زدن در حين يورتمه , تپق و كشيدگي تاندن های خم كننده مي شود .

(5) ـ هم اندازه نبودن سم ها منجر به تپق و يا كف زدن در حين يورتمه مي شوند .

(6) ـ برداشت بيش ا زحد نسج شاخي لبه پائيني موجب لنگش شده وهنگام بستن نعل ممكنست، ميخ موجب نیش زدن به نسج زنده شود .

(7) نعل خيلي بزرگ عمل انبساط پستانك و پاشنه ها رامختل كرده و امكان خوردن ميخ به نسج حساس هم وجود د ا رد .

(8) نعل خيلي كوچك كه محل ميخهاي آن بالطبع خيلي عقب تر از يك نعل مناسب قرار ميگيرند , به درآمدن و یا افتادن نعل منجر مي شود .

(9) اگر پاشنه ها نعل خيلي طويل باشد ممكنست باعث كنده شدن نعل شود .

(10) اگر انتهاي پاشنه ها بطور ناقص بريده شده باشند مثلا ” خيلي تيز باشند , هنگام خوابيدن موجب بريدگي دست وپا مي شوند .

(11) سطحي ا ز نعل كه روي سم قرار ميگيرد ا گرهموار نباشد ، ممكنست موجب لنگش شود .

(12) هرگاه نوك پنجه نعل تیز باشد موجب تپق و بد راه رفتن و كف زدن در حين يورتمه مي شود .

(13) مدور بودن بيش از حد شاخه های نعل در پستانك ها و پاشنه موجب اختلال درحرکت و در آمدن نعل مي شود .

(14) سوراخهاي خيلي عريض ميخهاي نعل به شل شدن و در آمدن نعل منجر ميشود .

(15) سوراخهاي خيلي كوچك ميخهاي نعل موجب سايش سر ميخها و بالاخره شل شدن و افتادن نعل ميشود .

(16) ميخ كوبي نامطمئن، مثلا عدم عبور ميخ از لبه خارجي خط سفيد , موجب در آمدن نعل و ترك خوردن ديوا ره سم مي شود .

(17) ميخهائي كه به نسج زنده فرو رفته باشند موجب لنگش ميشوند .

(18) ميخهائي كه خيلي نزديك به نسج زنده عبور كرده باشند موجب فشار و تحريك اين نسج و بالاخره لنگش مي شوند .



استاد دكتر مصطفي حجازي چندين سال است در فرانسه زندگي مي كنند و جامعه اسبداري ايران را ا ز محضر خود محروم كرده اند امید

است مطالعه اين مقاله ا ز ايشان زنده كنند ه خاطرات بس شيرين اين بزگوار باشد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
سوارکاری
چگونه شروع کنیم ؟



1- ايمني در سوارکاري

2- آموزش نظافت ونگهداري زين و برگ (روش نظافت زين و برگ )



1- ايمني در سوارکاري

ايمني در دجه اول است:ورزش سواركاري يكي از ورزشهاي پر مخاطره مي باشد و هيچ ارتباطي نيز به اندازه جثه و چگونگی رفتار اسب شما ندارد .
قابل تصور است كه افتادن از يك ارتفاع زياد ، چقدر مي تواند مخاطره آميز باشد و اين اتفاقي است كه گاهي براي بعضي از سواركاران رخ مي دهد .
تا كنون سواركاران زيادي در سراسر دنيا بعلت عدم استفاده از وسائل ايمني مانند كلاه و …. در حين سواركاري دچار صدمات غير قابل جبراني شده اند .
بسياري از سازمانها و انجمنهاي برگزار كننده مسابقات رسمي و بزرگ سواركاري ، كليه شركت كنندگان را بدون در نظر گرفتن شرايط سني و يا مسائل جانبي واداشته اند تا از وسایل ایمنی استفاده کنند. در مدارس سواركاري نيز چنين قوانيني حاكم است و هيچ هدفي بجز حفظ سلامت اسب و سواركاران ندارند و مي بايست از اين قوانين متشكر بود .
اغلب سواركاراني كه در حين سواركاري از كلاه استفاده نمي كنند دليلشان اين است كه بدون كلاه راحت ترند و يا كلاه ندارند و اين نوع برخورد با موضوع فقط يك جنبه خودخواهانه بيش ندارد و تا كنون نيز بخت با آنها يار بوده است كه اتفاق جدي برايشان نيافتاده است ولي اتفاق يك بار مي افتد و بعد از آن بايد ديد كه علوم پزشكي در رشته مغز و اعصاب چقدر پيشرفت كرده است و آيا قادر هستند كه مصدوم را نجات دهند يا خير .
امروزه بسياري از كارخانجات وسائل ورزشي ، كلاه هاي ايمني مطمئن و راحتي را ساخته اند كه معمولا در دسترس مي باشند .




چند نكته در مورد استفاده از كلاه ايمني : هميشه كلاه اندازه سر خودتان بخريد بطوري كه كاملا اندازه و متناسب با سر شما باشد ، هيچ گاه كلاه ديگران را قرض نگيريد زيرا ممكن است كه اندازه سر شما نبوده و متعاقب آن كارائي كافي را نداشته باشد .
- هميشه بهترين و پيشرفته ترين كلاه ايمني را كه در دسترستان مي باشد تهيه نمائيد ، اگر چنين امكاني براي شما وجود ندارد مي توانيد از فدراسيون مربوطه جهت تهيه اين نوع وسائل كمك بگيريد .
- هيچ گاه بدون كلاه سواركاري نکنید .
- هيچگاه بدون كلاه سوار بر اسب جوان و يا اسبي كه رفتارش قابل پيش بيني نيست نشويد .
- كلاه ضرب خورده و مستعمل خود را تعويض نمائيد زيرا آن يكبار وظيفه خود را انجام داده است و اين عمل ممكن است براي بار دوم تكرار نگردد .





2- نظافت ونگهداري وسايل (روش نظافت زين و برگ )


برداشته شده ا ز مجله اسب شماره 36 شهريور 1356



در اين مقاله مصور روش پاك كردن زين و برگ را با روش آقاي ” برت كرافتس ” نشان ميدهيم . با وجود اينكه اصول اوليه اين كار ثابت است , روش استفاده ا ز قواعد متفاوت ميباشد، بطوريكه حتي تصور ميرود دو نفر متخصص هم براي پاك كردن زين ا ز يك روش و حركات بدني يكسان استفاده نكنند . در مورد مواد پاكننده , سليقه ها حتي در انتخاب نوع كله گير و روغن و صابون متفاوت است . در تصاوير متن اين مقاله روش منتخب آقاي كرافتس را كه يكي ا ز سراجهاي برجسته است و راهنمايي هاي او نمايانگر اعتبار و چيرگي اوست شرح ميدهيم

معدودي ازمردم با شناخت هدف اصلي و صحيح،مبادرت به تميز كردن زين وبرگ مي كنند . اكثر افراد ا ز قبيل صاحبان اسب , كارگران اصطبل , شاگردان سواري و ا فراد كمكي , عمل پا ك كردن زين را سرسري و توام با عجله انجام ميدهند . در صورتيكه اگر به اهميت و علت تميز كردن زين و برگ توجه داشتند علاقه و پشتكار بيشتري نشان ميدهند، زيرا تميز كردن زين وبرگ بعلت رابطه مستقيم با امنيت و آسايش جسمي و رواني سوار واسب و همچنين جنبه اقتصادي آن حائز اهميت فراوان است .

دوخت هاي خشك و شكننده و پوسيده ناگهان پاره شده و ميتوانند باعث حوداث ناگواري شوند . پس ضمن نظافت زين , زدون عرق , و نرم نگاهداشتن قسمتهاي چرمي آن، متوجه نقائص موجود در دوختها , چرمها ي پوسيده و مستعمل و عيوب قسمتهاي فلزي هم ميشويم , بدين ترتيب ميتوانيم ا ز بروز حوادث هم جلوگيري كنيم .

از نظر اقتصادي
قيمت زين و برگ گرا ن است و چنانچه مورد توجه و مراقبت قرا ر نگيرد . از قيمت آن بشدت كاسته ميشود و بر عكس ا گر د رشرايط خوبي نگاهداري شود زين وبرگ عمر طولاني خواهد كرد. چون اصولاً با دوام است . زين وبرگي كه ا ز آن خوب نگهداري كنند سرمايه مالي مفيد و با ارزشي هم خواهد بود .

از نظر راحتي اسب و سوار
حتي زين وبرگي كه درست اندازه و متناسب با اسب باشد , قسمتهاي زير و كثيف آن ميتواند باعث بروز زخم ( زين زدگي ) شود و سواري كه از وسائل كثيف و ناامن استفاده ميكند هرگز احساس ايمني و راحتي نخواهد كرد .

ازنظر رواني
اگر معتقد باشيم كه لباس و كفش كثيف تأثير نا مطلوبي در روحيه انسان دارد , بايد اعتراف كنيم كه زين و برگ كثيف هم تأثير خوبي در روحيه سوار ندارد بلكه اين بي توجهي به شخصيت سوار لطمه زده و به اسب نيز در حقيقت توهين شده است . بكار بردن زين وبرگ مرتب و تميز هم راحت تر است و هم لذت سواري را بيشتر ميكند .

چنانچه وضعيت مالي اجازه دهد توصيه ميكنيم پس از هر بار سواري وسائل را تميز كنيد واگر يك زين زياد مورد استفاده قرا ر ميگيرد و نظافت پس ا ز هر با ر سواري امكان ندا رد، در اينصورت بايد پس ا ز هر با ر استفاده قسمتهاي چرمي را خشك کرده, دهنه را هم شسته و خشك کرده و هر روز پس از پايان كا ردقيقاً آنرا تميز كرد . زين و برگ تميز , نرم راحت داراي برق و جلائي است كه نشان ميدهد بآن خوب رسيدگي شده است . اگر وسائل د رموقع ورود به زين خانه مرطوب باشد , بايد آنرا خشك كرد و قسمتهاي گلي را شست . تنگ , قسمتهاي چرمي و ركاب ها را از زين جدا كرده و در جاي خشك و گرمي ( نه داغ ) آويزان كرد . وسايل هرگز نبايد درنزدیکی منبع حرارت قرار گيرد و گرنه خشك و شكننده خواهند شد . اگر سينه بندها پلاستيكي باشند قابل شستشو است ولي اگر از جنس نوار بوده و كثيف شوند بايد تعويض شوند . سينه بند پوست آهوي سفيد با ” بلانكو ” پاك ميشود . قسمتهاي سه گانه ” مارتنگال ” هم بايستي شسته و خشك شوند .اگر مدت زيادي زين د رجاي خشك ومرطوب بدون استفاده بماند ممكنست كپك بزند , د راينصورت شستشو جايز نيست چون كپك بدرستي زايل نميشود كپكها بايد با پارچه ای خشك زدوده شوند و اگر لكه آنها روي چرم ميماند بايد سفيده تخم مرغ روي آن ماليد تاخشك شود . اين عمل اكثراً كپك ها را ريشه كن ميكند . زين وبرگي كه مدت زيادي د رانبار مانده وخشك شده است بايد ابتدا با آب گرم آنرا شست و به روغن پاچه گاو آغشته كرد .غير از اين مورد روغن پاچه گاو موارد استفاده ديگري هم دارد كه بموقع خواهيم گفت .

قبل از اينكه زين را براي مدت زيادي كنار بگذاريم بايد آنرا تميز و روغن مالي كنيم و قسمتهاي آستري ( سرژ ) را با پودر ضد بيد آغشته كنيم . كار عاقلا نه ديگر اينست كه زين را درون يك كيسه از جنس پوليتن قراردهيم و قسمت انتهاي كيسه رامحكم ببنديم و هرچند وقت يكبار آنرا وارسي كنم . در مورد اينكه يك زين نو قبل از شستشو با صابون چند با ر ميبايست روغن مالي شود ” برت كرفتس ” معتقد است كه زين نو قبل از روغن مالي بايد نرم باشد بين نرمي و صافي تفاوت است .

وقتي چرم صاف است ميتركد و دو ام آن كم ميشود نكته ديگر اينكه روغن جسم سنگيني است براي آزمايش يك حلب آنرا بدست بگيريد تا سنگيني آن را احساس كنيد . اگر بيش از حد احتياج، به زين روغن بماليد وزن آن افزايش مي يابد. هرگاه احساس كرديد زين شما زيادتر از حد معمول بروغن آغشته شده است مقداري بلانكو را با آب مخلوط كرده بصورت خمير در آورده و روي سطح زين بماليد و در آفتاب قراردهيد . گرماي خورشيد روغن را بيرون كشيده و جذب بلانكو مي كند . معمولاً كلگير و ساير وسائل چرمي فراموش ميشوند , بهمين جهت قبل ا ز رسيدگي بكار زين، يكبار آنها را روغن ميماليم و سپس به صابون زدن زين ميپردازيم . دو بار روغن مالي براي نظافت معمولي يعني غير از مواقع انبار كردن يا چرمهاي سفت شده و تركيده كافي است . زيني كه مورد استفاده قرارميگيرد و صابون مالي ميشود احتياج به روغن ندارد .

تنگ هاي چرمي كه آستر فلانل دارند بايد مرتباً روغن مالي شوند . اين عمل باعث ميشود نرمي تنگ هميشه حفظ شود . بايد اشاره كنم زيني كه بعنوان مدل در تصاوير از آن استفاده شده يك تكه اضافي در زير برگه ها دارد .دليل انتخاب اين است كه طرز پاك كردن تكه اضافي راهم نشان دهيم و گرنه روش پاك كردن يك زين تمام چرم احتياج به تصوير ندارد . پاك كردن ا ثر باقيماندگي ها ئي كه ا ز سايش چكمه به برگه ها ميماند و معمولاً سياه و ثابت و عميق ميشوند موجب دشواري كار است . طريقه پاك كردن اين چرم ها د رتصوير شماره پنج نشان داده است .

براي تعداد كمي اززين ها ( زينهاي رسمي يا زينهاي قواي پليس ) ا ز همان موا د جلا دهنده چكمه بكار ميبرند . البته اين دستور براي زينهاي معمولي توصيه نميشود . اگر چه اين ماده براي زين ضروري ندا رد و آنرا براق ميكند , باعث ليزي و لغزندگي آن مي شود . زين هائي كه بايك صابون مناسب پاك شده و چرمي كه پس ا ز خشك شدن با پارچه تميزي برق افتاده است چسبندگي كافي و مختصري به سورا ميدهد .

مكانهاي مختلفي براي پاك كردن زين توصيه شده است ولي در اين مقاله به دو دليل ميزي مورد استفاده قرارگرفته است . يكي بدليل مسطح بودن آن و ديگر اينكه نشان دهد وجود جا زيني ان چنان واجب نيست . در نظر داشته باشيد كه از چنگك هم براي ركاب هاي چرمي تنگ چرمي و دسته جلوها استفاده نشده است . كرافتس ميگويد : در مناسب بودن قلاب و چنگك براي آويختن وسائل چرمي شک نیستولی امکان دارد که وسائل ازروی ان با شدت به پایین کشیده شوند واین عمل باعث فشار سخت وزائد به چرم ها وسگکها شود .قلاب وچنگک برای اویختن وسائل چرمی پس ا ز پا ك شدن مناسب است .

تنگ هاي نايلوني را بايد با آب گرم و صابون مايع تميز كرد . در تصوير شماره یک ( قسمت دوم مقاله ) بهترين نوع آويختن تنگ برا ي خشك شدن نشان دا ده است . بمجرد اينكه لوازم پاك شد بايد آنها را آ ويخت , قسمت بالاي آنها را بصورت قوسي و زين را تميز در جاي خود قرارداد .

هرگز نبايد دسته جلوها را روي چنگال با يك ميله فلزي قراردا د , چون چرمها در محل خميدگي ( نقطه اتكا ء ) ميتركند . پاك كردن زين و برگ بخش مهمي از زندگي يك سوار است . شديداً بايد روي مفهوم واقعي مؤثر پاكيزگي تكيه كرد .

اميدواريم توضيحات آقاي سرت كرافتس اطلاعات مفيد ي د راين باره بشما داده باشد .





يك ـ وسائل تميز كردن زين و برگ آنطور كه آقاي كرافتس مورد استفاده قرار ميدهد روي يك ميز ( كه با روميزي نايلن پوشيده شده ) چيده شده است . رديف جلوي سطل , از چپ به راست ظرف روغن رقيق ( روغن چرخ ) اسفنج برا ي شستشوي اوليه , ( فشردن اسفنج از پا رچه آسانتر است ) قوطي صابون زين، ظرف روغن پاچه گاو قالب صابون گليسيرين ( اين صابون از صابون قوطي سخت تر ميباشد و براي ماليدن آن به چرم احتياج به زحمت بيشتري است ولي خيلي بهتر جلا ميدهد ) . رديف جلو , پارچه شستشو براي ماليدن صابون زين منافذ اين پارچه صابون را بهتر جذب ميكند و باعث ميشود چيز ي ا ز آن هدر نرود . فرچه نرم براي واكس زدن , يك پارچه پشمي براي ماليدن روغن پاچه گاو، يك تكه جیر براي خشك كردن زين پس از شستشو و پيش ا ز استفاده از صابون برس سيمي ( برنجي ) براي پاك كردن قسمتهاي پوستي یا جیر،برگه ها و تكه هاي اضافي زير آنها .







دو ـ مقدار كمي مايع پاك كنند ه ( ضد عفوني كننده نباشد ) را در سطلي كه تا نيمه محتوي آب گرم است بريزيد , تنگ ها , ركابها همچنين حفاظ تنگ ها راا ززين جدا كرده و ارونه روي ميز قرا ردهيد و يك پارچه روي همه آنها بياندازيد انداختن يك پوشش نايلوني اين حسن را دارد كه پاك كردن آب وصابون از روي آن و همچنين خشك كردنش آسانتر است . اگر چندين زين را يكجا تميز ميكنيد و احتمال دارد كه تنگها با هم جابجا ( عوض ) شوند ميتوانيم حفاظ آنها را از زين جدا نكنيم . پس از فشار دادن اسفنج در آب و صابون تمام برگه هاي چرمي را بشوئيد و براي زين هائي كه لبه هاي پشمي , پارچه اي يا كتاني دارند برس كشيدن كافي است تا آنجا كه ممكنست كمتر آب بكار ببريد چون درزها ميپوسند و آب وارد لايه برگه ها ميشود و اگر چوب بكار رفته باشد پوسيده ميشود و قسمتهاي فلزي زنگ ميزند .



سوم ـ تنگه جير را كمي مرطوب كنيد و تا ميتوانيد رطوبت را از سطح چرم جذب كنيد . تمام قسمتهاي زين را فوراً پس از شستشو خشك كنيد و مواظب باشيد كه قسمت داخلي قاچ خوب خشك شود تا از نفوذ آب به لايه ها جلوگيري شود .





چهار ـ زين را ا ز پهلو روي ميز بگذاريد ( مطمئن باشيدكه برگه قسمت زيرين صاف است ) برگه بيروني را با اسفنج آغشته بصابون بشويئد , برگه ديگر را هم بهمين نحو پاك كنيد . اگر زين داراي يك عرق گير متصل بخود است آنرا مرطوب نكنيد طرز نظافت آنرا توضيح خواهم داد .

پنج ـ از لبه گرد صابون زين ،ميتوان براي زدودن سياهيهائي كه بر ا ثر سائيدن چكمه به برگه ها بوجود آمده استفاده كرد . اگر از چكمه هاي پلاستيكي استفاده ميكنيد . بآن قسمت از چكمه كه با برگه ها تماس دارد، وازلين بماليد , بدين ترتيب محل ا صطكاك نرم تر ميشود و مانع نفوذ سياهي مي شود . سياهي كه از سايش چكمه هاي چرمي بجا ميماند سخت تراست . چنانچه مرتباً ا ز آنها استفاده ميكنيد يك بار در ماه فرچه واكس را به متيل آغشته كرده و سپس واكس بزنيد . باين ترتيب سياهي كه روي برگه ها بجا ميماند كاذب بوده و با ناخن يا، د رقوطي ( كه بي خطر است و چرم را پاره نمي كند ) زدوده ميشود . از در قوطي ميتوان براي پاك كردن چربي اضافه سطح داخل بندهاي چرمي استفاده كرد و بعد آنها را شست .

تصوير شماره شش ـ با استفاده از تكه جير , قسمت خارجي برگه را خشك كنيد و دقت كنيد درست تا قسمت اتصال ركاب خشك شود .



هفت ـ قسمت زير برگه ها را با اسفنج آغشته به صابون بشوئيد , تسمه هاي تنگ و تمام لبه ها را نيز پاك كنيد .

هشت ـ تمام قسمتهاي مرطوب شده را با جير خشك كنيد تنگ و ركابها را ،ميان جير بگيريد و از بالا به پائين بكشيد

نه ـ در تمام زمان شستشو مراقب علائم كهنگي باشيد , در اين تصوير سوراخي كه شروع به گشاد شدن كرده در تسمه تنگ نمايان است , همچنين نقطه اتصال ( دوخت ) تنگ به زين شروع به شكافتن كرده .

دهم ـ وقتيكه تمام زين را شستيد به خوبي خشك كرديد بايد خوب صابون مالي كنيد , دستمالي را كمي مرطوب كنيد و آ ن را چند با ر تا كرده و با قشر نازكي ا ز صابون قوطي يا قالبي آغشته كنيد . عمل تف كردن به صابون زين،دوستان را از استفاده ا زآن منصرف ميكند و اصولاً زين سازان معتقدند صابون همان مقدار رطوبت كه براي نم كردن سطح صابون لازم است د ربر دارد .

يازدهم ـ پارچه آغشته به صابون زين را محكم به درزها فشاردهيد وتمام جاهاي چرمي كه دردسترس است را، تا داخل قاچ آغشته كنيد .

دوازدهم ـ زين را وارونه كنيد و پارچه صابوني را به قسمتهاي زيرين برگه تا منتهي اليه آن بماليد .

سيزدهم ـ يكي ا ز برگه ها را روي ميز قرار دهيد و صابون را محكم به قسمتهاي خارجي آ ن بماليد . فشار لازم را در اين حالت ميتوان وارد آورد , در حالكيه اگر زين روي جازيني يا اسب باشد باين خوبي مسلط نيستيم .

چهارده ـ زين را طوري روي ميز بگذاريد كه بتوانيد محل نشستن ( خانه زين ) قاچ جلو و عقب و رويه محل اتصال ركاب را براحتي صابون بماليد ( بخصوص قسمت لبه ها را همانطو ر كه د رعكس مشاهده ميكنيد صابون بماليد .

پانزده ـ اگر دقت نكنيد , چرك وباقيمانده صابون در شكافها و خطوط دوخت ( محل اتصال ) جمع ميشود و ميتوانيد مطابق عكس با ناخن شست اين درزها را پا ك كنيد و صابون زين را با دقت بيشتري در اين محلها بكار ببريد .

شانزدهم ـ با استفاده از يك برس فلزي يا ا گر در دسترس نداريد يك تكه سنباده مستعمل به آرامي سطح جير ( پوستي ) را پاك كنيد, هرگز براي اين قسمتها چه زير و چه روي آن را روغن پاچه گاو استفاده نكنيد چون روغن باعث ميشود مواد اسفنجي داخل لايه نرم شده و در نتيجه تاب بردارد . تكه هاي جير در زين باعث چسبندگي بيشتر سواركاران ميشود و براي راه پيمائي هائي كه اسب زياد عرق كرده ويا اجباراً از آب عبور ميكند مناسب است , ولي چون در شكار زين هاي جير دار آلوده به گل ميشوند و نظافت آنهامشكل مي شود زين ساده مناسب تر است .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
مقدمات سوارکاری

آداب و قوانين سرگروهي در گشت و كار آزاد در صحرا

اگر شما در صحرا راهنما و سرگروه ، عده اي سواركار هستيد با رعايت نكات زير مي توانيد گشتي ايمن و رضايت بخشي براي افراد گروه فرآهم كنيد ، اين گشت مي تواند با گروهي بزرگ و يا كوچك باشد كه بقصد تفرج وتنوع به بيرون از شهر مي روند.

· اين وضوع را هميشه در نظر داشته باشيد كه همه اسبها و سواركاران با گامهاي انتقالي (قدم يه يورتمه و يا يورتمه به چهارنعل ) وفق ندارند و ممكن است براي آنها ايجاد اشكال كند .

· هميشه بعنوان سرگروه با گامي حركت كنيد كه همه افراد گروه بتوانند با آن گام حركت كنند . اگر از حركات انتقالي در گشت استفاده مي شود هميشه بصورت سمعي و بصري كليه اعضاء گروه را زير نظر داشته باشيد و از آرامش و ايمني آنها مطمئن شويد و در صورتي كه احساس كرديد كه تحمل وضعيت موجود براي حتي يكي از افراد گروه مشكل است به سرعت ، گام اسب را آهسته كنيد ( مثلا يورتمه به قدم ) .

· رويه اي ثابت را براي تغيير گام و حركت هاي انتقالي مستقيم و انتقالي معكوس اتخاذ كنيد . هيچگاه بصورت ناگهاني از سرعت خود نكاهيد و يا ايست نكنيد چرا كه اسبها به سرعت به هم نزديك شده و فاصله رعايت شده به هم مي خورد . اگر قصد اين كار را داريد با علامت دست و يا صدا ديگران را هوشيار كنيد و پس از اينكه از سرعت خود كاستند شما هم اسب خود را به گامي آرامتر و يا ايست فرا خوانيد .

· در حين گشت و يا كار در صحرا هيچگاه اسبها را ناگهان به تاخت و يا چهار نعل نياندازيد زيرا اين عمل باعث مي شود كه ساير اسبها به هيجان آمده و در بعضي اوقات در حين برگشت اين موضوع ، حتي براي سواركاران خبره هم بسيار مخاطره آميز است و سررشته گروه از دست راهنما و سرگروه خارج مي شود . تمامي موارد فوق حتي با شروع حركت هاي ذكر شده مي تواند توسط اسبي از اسبهاي گروه ‌، هم اتفاق بيافتد.

· همواره اطراف و عوارض زمين را در نظر داشته باشيد . در مناطق جنگلي فاصله سواركاران را از يكديگر بيشتر كنيد زيرا ممكن است شاخه هائي كه بر اثر حركت اسب و سوار جلوئي به حركت درآمده اند .به اسب و سواركار پشتي اصابت كرده و اسب را به واكنش وادارد . در مناطق ناشناخته و صعب العبور حتي الامكان از ايمن ترين گام اسب (قدم) استفاده كنيد تا از آن منطقه رد شويد .

· با چشماني تيزبين و هوشيار كليه موانع و خطرهاي در كمين را شناسائي كرده و به سايرين اطلاع دهيد . اگر پيش بيني مي كنيد كه ممكن است عامل خارجي باعث به هيجان آمدن اسبها شود به ديگران هشدار دهيد ( مثلا صداي ناگهاني ، تكان ناگهاني بوته و يا شاخه و …… ) اگر چاله و يا گودي ديديد كه ممكن است دست و پاي اسب در آن فرو رود ، مطمئن شويد كه ساير اعضاء گروه هم از وجود آن آگاه هستند . سرگروه بايد سوار بر اسبي هوشيار بوده و علاوه بر آن خود با هوشياري ، افراد گروه را از هر خطر احتمالي بر حذر دارد .

· موقعيت هر يك از افراد را در گروه مشخص كنيد و در طول مسير با تغيير آن سعي كنيد كه جاي آنها را عوض كنيد تا همگي به يك اندازه از مواهب و چشم اندازها لذت ببرند . ( در برگشت نفر انتها به ابتداي گروه منتقل شود و يا افرادي كه در وسط گروه هستند به نوبت به ابتداي گروه بيايند و در فاصله هاي زماني مشخص اين جايگاه را با ديگران عوض كنند).

· هيچگاه اجازه ندهيد اسبهائي كه به آرامي حركت مي كنند ، با گروه فاصله بگيرند چرا كه امكان دارد، اسب جا مانده از گروه به هيجان آمده و شروع به نافرماني كند و يا جفتك بزند كه عواقب خوشايندي ندارد . هيچگاه صلاح نيست اسبي كه از گروه عقب افتاده است با گامي تندتر به گروه نزديك شود زيرا ساير اسبها را به هيجان آورده و باعث بهم خوردگي نظم و كنترل گروه مي شود .

· براي جلوگيري از بوجود آمدن صحنه هائي مانند آنچه در بالا ذكر شد ، مي بايست گامي را براي گروه انتخاب كرد تا كليه اعضاء بصورت يكنواخت مسير را طي كنند .

مترجم : مهندس علیرضا قربانی



عبور از پلهاي ارتباطي در هنگام گشت و يا سواري آزاد



عبور از پلهای روي آبهاي خروشان ويا روي خيابانهای محل گذر وسائل نقليه ‏، يكي از مشكلات گریبانگیر سوارکاران است.

صدای برخاسته از حرکت اسب روی اینگونه پلها (تبل مانند) برای اسبی جوان و بیتجربه تازگی داشته و براحتی او را وحت زده می کند .

براي حل چنین مشکلی باید با حوصله و بکارگیری روشهای توصیه شده در زیر اسب را با این تازه ها اشنا کرد .

اگر اصطبل و يا قسمتي از كفپوش باشگاه شما تخته پوش است ، مي توانيد اسب را از روي آن عبور داده ، به تدريج او را با اين انعکاس صوتی آشنا کنید . که این روش خود مزیتی است براي اين آموزش. اگر این امکان را ندارید ، مي توانيد با ساختن پلی مشابه این آموزش را به اجرا بگذارید . .



اين پل شبيه سازي شده شامل يك بستر چوبي كلفت و محكم است و تکه چوبهائی که بر روی ان میخکوبی شده اند . .

اين پل را در گوشه اي از باشگاه و يا مزرعه قرار دهيد ، سپس در حضور اسب چندين بار خودتان بر روي آن رفته و سعي كنيد كه صداي حاصل از فشار چوبها را بطور قابل فهم براي اسب توليد كنيد تا توجه او به اين صدا جلب شده صدا برایش عادی شود ، پس از آن چندين بار با آرامش اسب را از روي آن عبور دهيد ، اين حركت خود مقدمه اي است براي عبور از پلهاي واقعي .

بعد از تجربه موفقیت آمیز این آموزش ، سعي كنيد پل كوچك تعبیه شده بر روی جوی ابی را انتخاب کرده و پس از اطمینان از محکم بودن و پوسیده نبودن چوبها اسب را از روی آن عبور دهید ، پوسیدگی و یا محکم نبودن باعث فرو رفتن دست و پای اسب در آن می شود که تجربه حاصل از آن بس تلخ است .

در نزدیک شدن به پل به اسب فرصت بدهید تا محیط اطراف را شناسائی کند ، آن را ببوید و صدای نهر آب را بشنود . بهمراه داشتن اسبی با تجربه در این بخش از آموزش چه بسا که مفید است چرا که عبور این اسب از روی پل باعث بارورتر شدن خودباوری اسب جوان است . یا اگر اسب جوان از جلو روی خودداری می کند فردی از پشت سر با هی کردن او را برای عبور ترغیب می کند ، اگر این روشها موفق نبود فرد کمک کننده می تواند از شلاق بلند ( تسمه گردان ) برای تحریک اسب به جلو روی استفاده کند . در این هنگام سعی کنید همواره در کنار اسب قرار بگیرید .

اين آموزش خود مقدمه است براي زياد شدن تجربه اسب جوان تا در آينده با درك تازه ها به راحتي از پس آنها برآيد .

البته ذكر اين نكته لازم است كه شما نمي توانيد تمامي رخدادهاي احتمالي را حدس بزنيد و همه موارد را از قبل آموزش بدهيد اما در هنگام برخورد با اين قبيل مشكلات باید صبور باشید و سعی کنید تا راه حلي مناسب و معقول بیابید تا همواره به تجربه اسب خود بیافزایید .

مترجم : مهندس علیرضا قربانی



شناسائي اسب



در سالهاي اخير ، ابداع سيستمهاي کارآمد و موفق در زمينه شناسائي اسب ، گسترش چشمگيري داشته است که دليل آن مي تواند محدود شدن دزدي اسب وکنترل جابجائي ها باشد .



سيستمهاي رايج شناسائي را مي توان به گروههاي زير نقسيم کرد :

1- داغ گرم .

2- داغ سرد .

3- خالکوبي .

4- الگوبرداري از بلوطي هاي دست و پا .



- خالکوبي اسبها در ايالات متحده آمريکا توسط انجمني بنام Paint Horse انجام ميشود . اين خالکوبي ها معمولا بر روي لب بالاي اسب نقش مي بندد ولي با افزايش سن اسب اين نشانه ها ، بخصوص در اسبهاي تروبرود کورس بتدريج ناپديد مي شود که خود يکي از نواقص اين روش است.

- يکي از نشانه هاي ماندگار ، داغ گرم است که در بسياري از مزارع کوچک و بزرگ پرورش اسب و ساير دامها رايج و مشخصه هاي خاص خود را دارد .

اين داغ معمولا در قسمت خلفي اسب و يا بر روي شانه و در مواردي بر روي عضله فک حک مي شود .

داغ گرم از زمانهاي قديم بعنوان يکي از اهرمهاي کارآمد جهت جلوگيري از دزدي دام و يا شناسائي مجدد آن کاربرد داشته است .



داغ سرد :

داغ سرد در سال 1972 توسط انجمن A.H.R ( اداره ثبت اسب عرب آمريکا ) طبق شکل قراردادي زير ابداع شد.

نحوه حک علائم بشرح زير است :



آهني که علائم فوق بر روي آنها نقش بسته است ، تا دماي منهاي 109 درجه فارنهايت سر دشده، سپس اين قطعه بر روي سطح صافي از محل داغ در حدود 20 ثانيه در اسبهاي تيره رنگ و کمي بيشتر در اسبهاي نيله قرار مي گيرد . سرماي بيش از حد باعث از کارافتادن سلولهاي عصبي شده و رنگينه پوست را در محل داغ از بين مي برد که نتيجه آن در اسبهاي تيره ، رويش موهاي سفيد و در اسبهاي نيله ،عدم رويش مو درقسمت داغ گذاري است .

در هنگام داغ زدن مهارکردن اسب باعث تسريع درکار مي شود .



الگو برداري از بلوطي هاي دست و پاي اسب همانند انگشت نگاري در انسان است با اين تفاوت که از بلوطي ها عکس تهيه شده و توضيحات لازم را در آن ذکر مي کنند.



اگر اسب شما مفقود شد ، اقدامات زير را انجام دهيد :

1- در اولين فرصت نيروهاي امنيتي را مطلع سازيد.

2- همسايگان و دوستان خود را از اين واقعه آگاه کنيد .

3- اطلاعات و نشانه هاي دقيق اسب خود را به مراکز فروش و حراج اسب ، دامپزشکان ، کشتارگاهها بدهيد تا در صورت مشاهده آن سريعا شما را مطلع کنند .

4- پوسترهائي از اسب خود تهيه کرده و در اماکن عمومي از قبيل رستورانها ، مغازه ها ، اصطبل هاي عمومي و ....... نصب کنيد .

5- در يکي از جرايد پر طرفدار و يا مجلات اسب اين حادثه آگهي شود .

6- با اداره ثبت اسبها که مشخصات اسب شما در آن اداره موجود است تماس گرفته و موضوع را به آنها منتقل کنيد تا از تغيير مالکيت احتمالي جلوگيري شود.

7- در صورتي که اسب شما بيمه است ، موضوع را به اداره بيمه گزارش کنيد .

8- اين موضوع را با کليه مراکزي که به نحوي با اسب در ارتباط هستند در ميان گذاشته تا احتمال پيدا شدن اسب شما زياد شود .



مترجم : شادي قرباني

منبع :BASIC HORSE CARE , BY : Eleanor F.Prince Gaydell M.Collier
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
چگونه اسب انتخاب کنیم ؟

اسب‌هايي‌ كه‌ اشكال‌ اندام‌ و يا اخلاقي‌ دارند: درچندين سال‌ گذشته‌ توليد اسب‌ پيشرفت‌ شاياني‌ كرده‌ است‌. اسب‌هاي‌ ورزشي‌ امروزه‌ از كميت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند. عليرغم‌ اين‌ نكات‌ بايد بدانيم‌ كه‌ هيچ‌ اسبي‌ كامل‌ نيست‌. همه‌ آرزوي‌ داشتن‌ اسبي‌ كامل‌ داريم‌، ولي‌ پيدا كردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نيست‌. هنر تربيت‌ اسب‌ پي‌ بردن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممكن‌ است‌ .بايد بدانيم‌ كه‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌اي‌ مي‌توانيم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقي‌ و اندامي‌ اسب‌ پي‌ ببريم‌. اين‌ آگاهي‌ نياز به‌ تجربه‌اي‌ گران‌ و كار كردن‌ سال‌هاي‌ متمادي‌ با اسب‌هاي‌ مختلف‌ دارد.
بايد بدانيم‌ كه‌ تربيت‌ هر اسب‌ با اسب‌ ديگر متفاوت‌ و داراي‌ راز و رمز خاصي‌ است‌. ولي‌ چهارچوب‌ كلي‌ آن‌ همين‌ اصول‌ اوليه‌ تربيت‌ اسب‌ است‌ كه‌ درباره‌اش‌ بحث‌ كرديم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هايي‌ وجود دارند كه‌ درباره‌ نحوه‌ كار با اسب‌هايي‌ كه‌ خوش‌ اخلاِق نيستند و نقصي‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ مي‌كنند. معني‌ اين‌ بحث‌ اين‌ نيست‌ كه‌ مباني‌ اصول‌ اوليه‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شوند بلكه‌ عليرغم‌ مشكلات‌، فقط‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.


بداخلاقي: اسب‌ با خصوصيات‌ اخلاقي‌ و اندام‌ خاصي‌ خود به‌ دنيا مي‌آيد. با استفاده‌ از اصول‌ صحيح‌ آموزش‌ و محيط‌ سالم‌ مي‌تواند اسب‌ را براي‌ سواري‌ دادن‌ به‌ كار كشيد. از طرف‌ ديگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداري‌ غلط‌ در پيش‌ گرفته‌ شود، نتيجه‌ عكس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشكلات‌ طبيعي‌ اسب‌ مشكل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ عليرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقيتي‌ مناسب‌ به‌وجود آيد مشكل‌ نهفته‌ خودنمايي‌ خواهد كرد.

اسب‌ عصبي: ‌اين‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعيت‌هاي‌ غيرمعمول‌ از قبيل‌ صداي‌ غريب‌، و حركت‌هاي‌ سريع‌ و يا پرچم‌ رم‌ مي‌كنند: اين‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر كار دقيق‌ و نگهداري‌ صحيح‌ و حوصله‌ آرام‌ مي‌شوند. اگر اسب‌ در حركت‌ عصبي‌ است‌ و يا از اشياء روي‌ زمين‌ رم‌ مي‌كند، كار بسيار مشكل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز كاملاً آرامش‌ پيدا نمي‌كنند. مربي‌ فقط‌ بايد محدوديت‌ها را در نظر بگيرد و برعكس‌ حساسيت‌هاي‌ زيادي‌ و يا عصبيت‌هاي‌ خاصي‌ مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگيرد. خود من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ با اسبي‌ سرحال‌، اگر چه‌ كمي‌ عصبي‌ و نگران‌ كار كنم‌ تا اسبي‌ تنبل‌. اسب‌ عصبي‌ براي‌ سواركاري‌ با حوصله‌ بدون‌ حركت‌ اضافه‌ و آرام‌ روي‌ اسب‌، هديه‌اي‌ آسماني‌ است‌. چنين‌ اسبي‌ كمترين‌ اثرها را نياز دارد و سوار هم‌ كه‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ مي‌كند و زماني‌ مي‌رسد كه‌ اسب‌ اثر ساِق را پذيرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ مي‌شود. در اين‌ بازي‌ برنده‌ سواركار با حوصله‌ است‌ ولي‌ سوار كار بي‌حوصله‌ هيچ‌گاه‌ نبايد اسب‌ عصبي‌ سوار شود.


اسب‌ تنبل‌: اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ مي‌كشد. در ابتدا مي‌بايست‌ پي‌برد كه‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ يا اين‌ كه‌ دلائلي‌ باعث‌ اين‌ تنبلي‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممكن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگي‌ مطلوب‌ نرسيده‌ باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده‌ و يا اثرهاي‌ سوار را نمي‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبي‌ چالاك‌ به‌ صحرا ببريم‌. اگر او همچنان‌ ميل‌ به‌ حركت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوي‌تر كند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شديد شلاِق را به‌ كار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پريد بايد او را نوازش‌ كرد. اين‌ تمرين‌ بايد تا آن‌ جا كه‌ تكرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دريافته‌ به‌ سادگي‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سوار اسب‌ را به‌ حركت‌ به‌ جلو وادار كند. او مي‌بايست‌ اين‌ فشارها را به‌ مرور كاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بي‌تفاوت‌ نشود.

اسب‌ كله‌ شق‌: اين‌ گونه‌ اسبي‌ قادر به‌ تحرك‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مايل‌ نيست‌ آنها را در خدمت‌ سوار كار بي‌تفاوت‌ بگذارد. و نكته‌ اين‌ جاست‌ كه‌ اسب‌ پي‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نيست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ پي‌ برده‌ و سردست‌ مي‌زند و مشكل‌ بتوان‌ اين‌ حركت‌ را از سرش‌ انداخت‌. براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ سواري‌ مورد نياز است‌ كه‌ به‌ زين‌ چسبيده‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ اسب‌ اجازه‌ نافرماني‌ بدهد او را به‌ جلو هدايت‌ كند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار بايد او را نوازش‌ كرده‌ و اطمينان‌ اسب‌ را جلب‌ كند. به‌ محض‌ اين‌ كه‌ سوار احساس‌ كند اسب‌ مي‌خواهد رم‌ كند و يا سردست‌ بزند، بايد يكي‌ از دستجلوها را كشيده‌ و مانع‌ حركت‌ او شود و دقت‌ كند كه‌ حركت‌ طولاني‌ نباشد، چه‌ ممكن‌ است‌ اسب‌ روي‌ سواركار به‌ غلطد.

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:‌ امروزه‌ اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ مشكلاتي‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ براي‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشي‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر اين‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پيگيري‌ و حفاظت‌ مي‌توان‌ اين‌ نقاط‌ ضعيف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ ساير اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ اين‌ مطلب‌ بسيار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسيار مشكل‌ است‌.

نامتناسب‌ بودن‌ گردن: امروزه‌ اين‌ اسب‌ها كمتر براي‌ فروش‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فك‌ پايين‌ هم‌ سنگين‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ كردن‌ چنين‌ اسبي‌ خيلي‌ ضعيف‌ است‌. بزرگي‌ و سنگيني‌ فك‌ پايين‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمي‌دهد به‌ آبخوري‌ شود. چرا كه‌ استخوان‌ بزرگ‌ فك‌ پايين‌ روي‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعاليت‌ را از آن‌ مي‌گيرد. من‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ با چنين‌ اسبي‌ كار نشود.




شكل‌ غلط‌ گردن‌. (چپ‌) گردن‌ قوئي‌ (راست‌) عضلات‌ قوي‌ زير گردن‌ و گردن‌ گوزني‌


بعضي‌ از اشكالات‌ گردن‌ مثل‌ شكستگي‌ از مهره‌ سوم‌ ناشي‌ از دست‌هاي‌ خشن‌ سواركار است‌، به‌ هنگام‌ تربيت‌ اسب‌ جوان‌ يا اسبي‌ كه‌ در اثر بدسواري‌ خراب‌ شده‌ است‌، بايد پيرو همان‌ اصولي‌ بود كه‌ اسب‌ از عقب‌ به‌ جلو درست‌ مي‌شود، نه‌ اين‌ كه‌ روي‌ سر و گردن‌ او فشار آورده‌ و آنها را از كار بياندازيم‌.
اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ گردن‌ قوي‌ مانندي‌ هستند معمولاً برقرار تماس‌ با دهان‌ آنها مشكل‌ است‌. براي‌ تربيت‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها بايد تلاشي‌ مضاعف‌ داشت‌ و برنامه‌ آموزشي‌ طولاني‌ مدت‌ و سخت‌ از جهت‌ سواركار - براي‌ آنها در نظر گرفت‌. و اگر قصد داشته‌ باشيم‌ آنها را زود به‌ بهره‌برداري‌ برسانيم‌ موجب‌ شكستن‌ گردن‌ از مهره‌ سوم‌ مي‌شويم‌. وقتي‌ كه‌ اسب‌ سرو گردن‌ خود را جلو و پايين‌ كشيده‌ به‌ دنبال‌ آبخوري‌ مي‌رود مي‌توان‌ آموزش‌ او را ادامه‌ داد. اگر از اسبي‌ با اين‌ خصوصيات‌ خيلي‌ زود بخواهيم‌ سرو گردن‌ را افراشته‌ كند، عضلات‌ ناحيه‌ جدوگاه‌ او لق‌تر شده‌ و ديگر اصلاح‌ نمي‌شود.
اين‌ نوع‌ گردن‌ انعطاف‌پذير است‌ مي‌تواند آن‌ را جمع‌ كرد و يا به‌ طرفين‌ انحناء داد كه‌ باعث‌ جابجائي‌ گردن‌ شده‌ و شانه‌ خارج‌ را به‌ طرف‌ خارج‌ متمايل‌ مي‌كند. راندن‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ جلو بسيار مهم‌ است‌. اگر اسب‌ آبخوري‌ را قبول‌ نمي‌كند، آبخوري‌ كلفت‌تري‌ استفاده‌ كنيد. در حركت‌ روي‌ قوس‌ها اثرهاي‌ دست‌ و وزن‌ و پاي‌ خارج‌ قوي‌تر باشند. براي‌ ريشه‌كني‌ اين‌ نقيصه‌ بايد عضلات‌ زيرين‌ گردن‌ را قوي‌ كرد و با راندن‌ اسب‌ به‌ جلو و واداشتن‌ او براي‌ كشيدن‌ سرو و گردن‌ به‌ جلو و پايين‌ اين‌ امر ميسر است‌.

گردن‌ گوزني‌: عضلات‌ زيرين‌ اين‌ گونه‌ گردن‌ بسيار بزرگ‌ هستند. براي‌ اسبي‌ اين‌ چنين‌ كشيدن‌ گردن‌ بسيار مشكل‌ است‌. بايد عضلات‌ زيرين‌ گردن‌ را آب‌ كرده‌ و عضلات‌ بالائي‌ را پرورش‌ دهيم‌ و مي‌توان‌ اسب‌ را با بغل‌ بندهايي‌ كه‌ پايين‌تر بسته‌ شده‌اند و يا تعليمي‌ ثابت‌ كه‌ سر او را پايين‌ نگه‌ مي‌دارد سوار شد. اين‌ گونه‌ اسب‌ها كمر منقبض‌ دارند. كار روي‌ كاوالتي‌ و پرشهاي‌ ژيمناستيكي‌ براي‌ نرم‌ كردن‌ كمر آنها بسيار مفيداند.

شكل‌ غلط‌ كمر: اسب‌هايي‌ كه‌ طول‌ كمر آن‌ها - كوتاه‌ يا بلند - غلط‌ است‌ همواره‌ از آن‌ دسته‌اي‌ نيستند كه‌ براي‌ كار مشكل‌ داشته‌ باشند. اسب‌هايي‌ كه‌ كمر آنها بلند است‌ معمولاً خوش‌ سواري‌ هستند. اگر عضلات‌ كمر آنها بين‌ جدوگاه‌ و تهي‌گاه‌ به‌ خوبي‌ پرورانده‌ شده‌ باشند، مشكلي‌ براي‌ كار نخواهند داشت‌ و برعكس‌ كمربلند و نرم‌ مزيتي‌ است‌ براي‌ تربيت‌ او. به‌ هرحال‌ اگر كمر آنقدر بلند باشد كه‌ پاها نتوانند خود را به‌ مركز ثقل‌ برسانند، طول‌ گام‌ها كوتاه‌ شده‌ و اين‌ گونه‌ اسبها براي‌ درساژ مناسب‌ نيستند، ولي‌ براي‌ پرش‌ و سه‌ روزه‌ مناسب‌ترند، چرا كه‌ در صورت‌ ارتكاب‌ اشتباهي‌، از كمر خود به‌ عنوان‌ ستوني‌ متعال‌ كننده‌ كمك‌ مي‌گيرند. بايد به‌ هنگام‌ شروع‌ آموزش‌ چنين‌ اسبي‌ در نظر داشت‌ كه‌، كمربلند را نمي‌توان‌ با آموزش‌ كوتاه‌ كرد، فقط‌ مي‌توان‌ با نيم‌ توقف‌ و حركت‌هاي‌ انتقالي‌ متوالي‌ در تمرين‌ها شلنگ‌هاي‌ او را كشيده‌تر كرد.




اسبي‌ كه‌ كمر و ساق پاي‌ - فاصله‌ بين‌ زانو و مفصل‌ خرگوشي‌ - بلند دارد


كمر كوتاه‌: بديهي‌ است‌ كه‌ پاي‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ راحتي‌ به‌ زيرآمده‌ و تجمع‌ آنها ساده‌تر است‌. از طرف‌ ديگر آنها همواره‌ با مشكل‌ كمر مواجه‌اند. كمر كوتاه‌ نيازمند گردن‌ بلند است‌ تا به‌ نرمش‌ آن‌ كمك‌ كند. اگر طول‌ گردن‌ اسب‌ بلند نباشد در عمل‌ مشكل‌ بتوان‌ پاهاي‌ اسب‌ را به‌ زير كشيد. اين‌ گونه‌ اسب‌ها خوش‌ سواري‌ نيستند. اسب‌هاي‌ كمر كوتاه‌ فقط‌ زماني‌ به‌ حداكثر توان‌ ورزشي‌ مي‌رسند كه‌ سوار توجه‌ خاصي‌ به‌ تمرين‌هاي‌ به‌ جلو و پايين‌ كشنده‌ مبذول‌ كرده‌ و دست‌هاي‌ بسيار نرمي‌ داشته‌ باشد.

اسب‌ كمر كوتاه‌


اسبي كه‌عقبش‌ بلندترازجلوست‌:از آن‌ جا كه‌ اسب‌هاي‌ جوان‌ هنوز به‌ كاملترين‌ مرحله‌ رشد نرسيده‌اند، معمولاً عقبشان‌ بلندتر از جلويشان‌ است‌ و در نتيجه‌ وزن‌ روي‌ دستهايشان‌ مي‌افتد. اگر پس‌ از رشد كامل‌ اين‌ نقيصه‌ برطرف‌ نشود اين‌ چنين‌ اسبي‌ براي‌ درساژ مناسب‌ نيست‌. براي‌ پرش‌ نمي‌توان‌ آن‌ را نقص‌ به‌ حساب‌ آورد، چرا كه‌ اسب‌هاي‌ «هالاوآلا» برنده‌ مدال‌هاي‌ المپيك‌ شده‌اند.
در تمرين‌ها نبايد از اين‌ اسبها خواسته‌ شود كه‌ در زمان‌ طولاني‌ با سر پايين‌ و كشيده‌ حركت‌ كننده‌، حتي‌ در زمان‌ استراحت‌ هم‌ بايد براي‌ حفظ‌ تعادل‌ سرو گردن‌ را كمي‌ بالاتر بگيرند.




اسبي‌ كه‌ عقبش‌ بلندتر از جلوست‌


كپل‌هاي‌ افتاده‌ يا بُز كپل: زاويه‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها حاده‌ است‌ و نمي‌توان‌ آنها را آنقدر پرورش‌ داد كه‌ قوي‌ شده‌ و نهايت‌ فعاليت‌ را داشته‌ باشند. آنها مناسب‌ پرش‌ نيستند و براي‌ درساژ هم‌ بايد با احتياط‌ به‌ طرف‌ آنها رفت‌. اين‌ چنين‌ اسب‌هايي‌، پاهاي‌ خود را به‌ راحتي‌ به‌ زير مي‌كشند ولي‌ فشار مضاعفي‌ روي‌ كمر خود وارد مي‌كنند كه‌ مشكل‌ زاست‌. آنها را همواره‌ بايد با قدرت‌ و حداقل‌ تجمع‌ به‌ جلو حركت‌ داد.




اسب كپل‌‌ افتاده‌ - يا بُز كپل


نقص‌ در پاها: آموزش‌ اين‌ اسب‌ها محتاطانه‌ است‌. سوار كار بايد چگونگي‌ كار با اين‌ اسب‌ها را دقيقاً برنامه‌ريزي‌ كرده‌ باشد. هر دو نقيصه‌ به‌ يكسان‌ فشار بيش‌ از اندازه‌ برروي‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ وارد مي‌كنند.
هر دو گونه‌ بايد تمرين‌هاي‌ تجمعي‌ محدود داشته‌ باشند. تجربه‌ به‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ با اسب‌ مفصل‌ گاوي‌ مي‌توان‌ بيشتر كار كرد، چرا كه‌ فرسايش‌ اين‌ نوع‌ مفاصل‌ كمتر از بقيه‌ انواع‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ هستند.
با تمرين‌هاي‌ روي‌ دو محور و شانه‌ به‌ داخل‌ مي‌توان‌ تعادل‌ برقرار كرد، اما مشكل‌ بتوان‌ به‌ درجاتي‌ از موفقيت‌ اطمينان‌ داشت‌. در جائي‌ كه‌ مي‌توان‌ با اسب‌ سالم‌ كار كرد، بهتر است‌ از كار كردن‌ يا خريدن‌ اسب‌هايي‌ كه‌ مشكل‌ اندامي‌ و اخلاقي‌ دارند بپرهيزيم‌.
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
یورتمه

آموزش‌ با گام‌ يورتمه‌ كه‌ داراي‌ طبيعي‌ترين‌ تحرك‌ است‌ شروع‌ مي‌شود. البته‌ نبايد فراموش‌ كرد كه‌ قبل‌ از شروع‌ كار حداقل‌ بايد 5 دقيقه‌اي‌ اسب‌ را با دستجلوي‌ آزاد قدم‌ آزاد برد، تا عضلاتش‌ نرم‌ شده‌ و آرامش‌ پيدا كند.
يورتمه‌ حركت‌ دو مرحله‌ايست‌ كه‌ دست‌ و پاي‌ اريب‌ با همديگر حركت‌ كرده‌ و بين‌ هر مرحله‌ لحظه‌اي‌ تعليق‌ مراحل‌ حركتي‌ را از هم‌ جدا مي‌كند. بعضي‌ از اسبها بطور طبيعي‌ گام‌ يورتمه‌اي‌ آهنگين‌ دارند و هرشلنگ‌ را قوي‌ و قدرتمندانه‌ برمي‌دارند. متأسفانه‌ برخي‌ ديگر از اين‌ آهنگ‌ طبيعي‌ محرومند و به‌ هنگام‌ منقبض‌ بودن‌ عضلات‌ و تند كردن‌ گام‌، مرحله‌ تعليق‌ تقريباً از بين‌ مي‌رود. اولين‌ بار هم‌ كه‌ سواكار برپشت‌ اسب‌ قرار مي‌گيرد و وزن‌ او تعادل‌ اسب‌ را برهم‌ مي‌زند اين‌ اتفاِ مي‌افتد. يا اينكه‌ ممكن‌ است‌ به‌ هنگام‌ تسمه‌ گردان‌ در اجراي‌ برنامه‌ تعجيل‌ شده‌ و مربي‌ نتوانسته‌ گام‌ برداري‌ اسب‌ را به‌ اندازه‌ كافي‌ مستحكم‌ كند، كه‌ عاقبت‌ اسب‌ تحرك‌ و توان‌ طبيعي‌ خود را از دست‌ مي‌دهد. در تمام‌ اين‌ حالت‌ بايد از اسب‌ خواسته‌ شود به‌ آرامي‌ يورتمه‌ برود. آنقدر آرام‌ كه‌ گوئي‌ قدم‌ است‌، و زماني‌ كه‌ اسب‌ به‌ اين‌ مرحله‌ رسيد و ديگر برسرعت‌ گام‌ نيفزود سوار به‌ آرامي‌ با استفاده‌ از فشار ساقها و اثرنشيمن‌ به‌ گام‌ او نظم‌ صحيحي‌ بدهد. هرگاه‌ احساس‌ مي‌كنيد گام‌برداري‌ او عجولانه‌ شده‌ و برروي‌ دستها افتاده‌، او را آنقدر آرام‌ كنيد تا احساس‌ كنيد دوباره‌ در موقعيت‌ حركت‌ به‌ جلو است‌. راست‌ بنشينيد متعادلش‌ كنيد و او را به‌ جلو برانيد.
مي‌توانيد يورتمه‌ آزاد يا نشسته‌ برويد ولي‌ با اسب‌ جوان‌ بايد يورتمه‌ آزاد رفت‌، چرا كه‌ خسته‌ كننده‌ نيست‌ و بايد دقت‌ كرد كه‌ با هرتغيير جهت‌، اريب‌ نشست‌ را تغيير داد.
اسبي‌ كه‌ يورتمه‌اش‌ متعادل‌ نيست‌ نيازمند حوصله‌ و صرف‌ وقت‌ بيشتر است‌. او بايد دوره‌هاي‌ بيست‌ متري‌ بزند. و در صورتيكه‌ قادر به‌ حفظ‌ تعادل‌ باشد مي‌توان‌ با او در طول‌ و عرض‌ ميدان‌ حركت‌ و بعد به‌ تدريج‌ او را با اشكال‌ مختلف‌ تمرين‌ آشنا كرد.
اسبي‌ كه‌ بطور طبيعي‌ حركت‌ منظم‌ و متعادل‌ دارد، بهتر جلو مي‌رود. ولي‌ فراموش‌ نكنيم‌ كه‌ انعطاف‌پذيري‌ و تحرك‌ او نبايد به‌ ضررمان‌ تمام‌ شود. بايد دقت‌ كنيم‌ از تحرك‌ او به‌ درستي‌ استفاده‌ شود.
تحرك‌ ايجاد شده‌ به‌ وسيله‌ پاهاي‌ اسب‌ همانقدر كه‌ وزن‌ او را تحمل‌ مي‌كنند او را به‌ جلو مي‌رانند. سوار بايد بياموزد كه‌ اين‌ حالت‌ را احساس‌ كرده‌ و در صورت‌ لزوم‌ او را متعادل‌ كند. بايد اسب‌ را به‌ گوشه‌هاي‌ ميدان‌ راند تا روي‌ قوس‌ها، پاهاي‌ داخلش‌ را فعالتر كند. پس‌ از آن‌ چند گام‌ شلنگ‌ها كشيده‌تر مي‌شوند و با نيم‌ توقف‌ حركت‌ انتقالي‌ معكوس‌ انجام‌ داده‌، پاهايش‌ بيشتر به‌ زير كشيده‌ مي‌شوند تا او به‌ مرحله‌ خودتحركي‌ برسد.

اثرهاي‌ حركتي‌ يورتمه
- بالاتنه‌ راست‌، تقسيم‌ وزن‌ به‌ تساوي‌ روي‌ هر دو نشيمنگاه‌
- فشار هر دو ساِ به‌ تساوي‌
- حركت‌ بالاتنه‌ هماهنگ‌ با حركت‌ اسب‌
- دستجلوها در تماس‌ با آبخوري‌ حركت‌ را كنترل‌ مي‌كنند

يورتمه‌ كار
1) پاها فعال‌ و كاملاً زير اسب‌ 2) سوار كار كاملاً با گام‌هاي‌ جهنده‌ و رو به‌ جلوي‌ اسب‌ هماهنگ‌ است‌ 3) عقب‌ اسب‌ نوسان‌ دارد 4) پوزه‌ كمي‌ پشت‌ خط‌ عمود است‌، سوار مي‌توان‌ اسب‌ را متعادل‌ كند و پس‌ از اينكه‌ از تعادل‌ او اطمينان‌ حاصل‌ كرد كمي‌ دستجلو بدهد .



يورتمه‌ جمع‌
1) پاي‌ عقب‌ فعال‌ و به‌ خوبي‌ در زير قرار گرفته‌ 2) مفاصل‌ خرگوشي‌ به‌ خوبي‌ خم‌ شده‌، زاوية‌ مناسب‌ دارند، توانسته‌اند تحرك‌ مناسب‌ ايجاد كنند. 3) دست‌ و پا مرتفع‌ هستند و شلنگ‌ها كوتاه‌تر. 4) دستها سبكتر و قوس‌ گردن‌ بيشتر است‌ 5) پوزه‌ اسب‌ عمود و با آرامش‌ كامل‌ به‌ دهنه‌ است‌.



يورتمه‌ متوسط‌
1) تحرك‌ ايجاد شده‌ در قسمت‌ عقب‌ باعث‌ شده‌ تا شلنگ‌ها كشيده‌تر شوند. 2) آزاد شدن‌ دستها و پاهاي‌ باعث‌ شده‌ تا اسب‌ فعالانه‌ آنها را بيشتر به‌ جلو بكشد 3) بالاتنه‌ و نشست‌ متعادل‌ سوار باعث‌ شده‌ تا دستهاي‌ اسب‌ سبك‌ و متعادل‌ شوند 4) پوزه‌كمي‌ جلوتر از خط‌ عمود، چرا كه‌ بالاتنه‌ اسب‌ به‌ همراه‌ دست‌ و پاهاي‌ او به‌ جلو كشيده‌ شده‌ است‌.



يورتمه‌ كشيده‌
1) دستها و پاها به‌ تساوي‌ فعالند، ساقهاي‌ دست‌ و پاها كاملاً موازيند 2) بالاتنه‌ اسب‌ همراه‌ با دست‌ و پاهايش‌ بدون‌ اينكه‌ اسب‌ تعادلش‌ را از دست‌ داده‌ باشد كاملاً كشيده‌اند 3) پوزه‌ بيشتر جلوي‌ خط‌ عموم‌ است‌ تا اسب‌ بتواند هرچه‌ بيشتر خود را به‌ جلو بكشد.



يورتمه‌ كارغلط‌: اسب‌ عجولانه‌ حركت‌ مي‌كند، خود تحرك‌ نيست‌، روي‌ دستها افتاده‌ و پشت‌ دهنه‌ است‌.
دليل‌: فشار بيش‌ از حد دستجلوها روي‌ دهان‌ اسب‌.
چگونگي‌ رفع‌ مشكل‌: نيم‌ توقف‌ براي‌ برقراري‌ تعادل‌ مجدد و برگرداندن‌ اسب‌ به‌ حالت‌ صحيح‌.



يورتمه‌ كشيده‌ غلط‌: اسب‌ روي‌ دست‌ افتاده‌، پاهايش‌ خارج‌ از خط‌ دستهايش‌ قرار دارند، پشت‌ به‌ دهنه‌ است‌ و با سوار مي‌جنگد.
دليل‌: فشار بيش‌ از حد دستجلوها روي‌ دهان‌ اسب‌
چگونگي‌ رفع‌ مشكل‌:
سوار بايد كمي‌ دستجلو بدهد.



يورتمه‌ متوسط‌ غلط‌: اسب‌ بيش‌ از حد روي‌ دست‌ است‌، خودتحرك‌ نيست‌ دست‌ راست‌ اسب‌ بيش‌ از حدبالا آمده‌ و سر سم‌ اسب‌ رو به‌جلو است‌.
دليل‌: فشار بيش‌ از حد دستجلوها روي‌ دهان‌ اسب‌.
چگونگي‌ رفع‌ مشكل‌: دستجلوها كمي‌ آزادتر شوند.


حركت‌ انتقالي‌ از يورتمه‌ متوسط‌ به‌ جمع‌ با اجراي‌ نيم‌ توقف‌:

1) سوار كار بالاتنه‌ خود را كمي‌ راست‌ و نشست‌ را سبك‌ كرده‌ تا نيم‌ توقف‌ را اجرا كند، او اثر نشيمن‌، ساِ و دستها را به‌ كار گرفته‌ تا از اسب‌ بخواهد از يورتمه‌ متوسط‌ به‌ جمع‌، حركت‌ انتقالي‌ معكوس‌ انجام‌ دهد.




2) اسب‌ به‌ اثرها جواب‌ داده‌ و سرعت‌ و طول‌ شلنگ‌ را كم‌ كرده‌ است‌.




3)سوار كار مجدداً نيم‌ توقف‌ داده‌ تا تجمع‌ اسب‌ بيشتر شود، گامهاي‌ اسب‌ از كشيدگي‌ به‌ دوراني‌ تغيير كرده‌اند.




4) پس‌ از نيم‌ توقف‌ اسب‌ يورتمه‌ جمع‌ مي‌رود.، سوار كار اجراي‌ نيم‌ توقف‌ را متوقف‌ كرده‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اسب‌ مي‌خواهد با گام‌ يورتمه‌ جمع‌ حركت‌ كند. به‌ زاوية‌ مناسب‌ مفصل‌ خرگوشي‌، پاهاي‌ فعال‌... و قواره‌ به‌ درستي‌ حالت‌ گرفته‌ اسب‌ توجه‌ كنيد
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
حرکتهای پیشرفته اسب

اين حركتها مهيج و لذت بخش ترين مراحل آموزش و سواركاري هستند . اگر تمام مراحل اوليه ، مقدماتي و متوسط آموزش موفقيت آميز باشد . مي توان آموزش را در اين مرحله شروع كرد و همواره سوار بايد اول از خود و پس از آن اسبش را بي طرفانه مورد انتقاد قرار دهد
گام برداري اسب بايد منظم و آزادانه ، همواره با آنچنان تعادلي باشد كه به راحتي و سبك بارانه حركت ها را اجرا كند . قسمت عقب او بايد كاملا فعال بوده و حداكثر تحرك ممكن را توليد كند . او بايد در تمام قسمتها از عقب ، كمر ، آرواره هاي پائيني و …. نرم بوده ، اثرهاي تعادلي و تحركي ساق ، نشست و دستهاي سوار را قبول كند . اين اثرها بايد به قدري نرم و روان باشد كه بنظر برسد اين خود اسب است كه همه كارها را انجام مي دهد. تحرك ، فعاليت و نرمي مفاصل بايد عاري از هرگونه درگيري باشند ، وقتي اسب با آرامش و بدون عجله به اثرها جواب داد ، حركت را با دقت لازم كه ناشي از تعادل جسمي و رواني اوست انجام مي دهد .





تلاش اسب و سوار براي اجراي حركت هاي مشكل


اسبي كه به درستي آموزش ديده باشد ، تا حد ممكن تلاش مي كند حركتهاي مشكل را اجرا كند و از ارضاء سواركار خود لذت مي برد. اسبهاي درساژ هم مانند اسبهاي پرش ، ارابه ، و …. از اجراي حركت هاي صحيح لذت مي برند واضح است اسبي كه به درستي آموزش نديده و شاهد رفتار صحيحي با خود نبوده بهنگام پرش بطرف موانع حمله كرده ، و هيچ گاه در نمي بابد كه از او چه مي خواهند. اين گونه عكس العملها ممكن است ناشي از حركتهاي سواركاري زياده خواه و از خود راضي باشد كه نمي تواند قابليتهاي اسبش را درك كند. ممكن است اسب احساس كند ، آنچه از او خواسته شده ، انجام داده ، ولي بدون تشويق و بها دادن به تلاش او ، پريشان ، منقبض و ناخشنود مي شود .
انتقاد از خود و صرف زمان براي تربيت براي تربيت اسب از اهميت به سزائي برخوردار است .



هيچ كسي كامل نيست و نمي توان سواركاري را پيدا كرد كه از حركتي عجولانه و يا ناتواني در تفهيم مطلبي در طول آموزش متاسف نشده باشد. اگر اشتباهي رخ داده باشد ابتدا اسب واكنش نشان مي دهد و سپس سواركار در پي رفع آن برآمده و جبران مافات خواهد كرد . بعنوان مثال ممكن است از اسب خواسته شود تعويض دست به هنگام چهار نعل روي هوا انجام دهد . او چندين بار اشتباه مي كند . ممكن است سوار بيش از حد روي اثرها پافشاري كرده به خشونت روي آورده، اسب را پريشان كند و نتيجه اي هم عايدش نشود . واضح است كه مشكلي پيش آمده و بايد بلافاصله حركت قطع شود و موقعيت مورد بررسي قرار گيرد .
بخصوص وضعيت سوار به عقب برگشته ، از نو تعادل و تجمع نرمش و حركت نوساني اسب را كامل كنيم . در اين مرحله تمرين تعويض دست روي هوا را چند روزي كنار گذارده ، تعويض ساده دست و كار روي دو محور را تمرين كنيم ، تا تجمع اسب بهبود پيدا كند .وقتي به تعادل حقيقي خود و اسب اطمينان پيدا كرديد ، دوباره تمرين تعويض دست روي هوا را از سر بگيريد ، دقت كنيد فقط چند بار حركت را تمرين كرده و در صورت جواب مساعد اسب ، او را كلافه نكنيم و حتي در صورت پيشرفتي جزئي راضي شده و هدف بهبود تدريجي باشد .
آگاهي از مشكلات بسيار مهمتر از خود مشكل است . موضوع حياتي شعور سواركار است و اينكه تا چه حد اسبش را احساس مي كند . اسب موجودي است زنده ، متحرك و حساس كه امكان دارد همانند طفلي از كار دل زده شود . به هنگام كار درساژ با اسب بايد سوار در حداكثر تمركز بوده و تمامي حواس اسب را به خود جلب كند . اسب فقط قادر است آنچه از او خواسته مي شود انجام دهد و تعادل ، توجه و نظم گامهاي او زماني به اوج مي رسند كه نشست ، ساقها ، دستها و بطور كلي تمامي اندام و نحوه حركت سوار در هماهنگي كامل با حركتهاي اسب باشند .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
طرز استفاده از میدان و تمرین و مسابقه

طرز استفاده‌ از ميدان‌ تمرين‌ و مسابقه‌: در شروع‌آموزش‌ سواره‌ اسب‌ درساژ، تعمق‌ در چگونگي‌ گام‌برداري‌ و حركهاي‌ انتقالي‌ او بسيار اهميت‌ دارد. بايد اطمينان‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ از ميدان‌ مسابقه‌ و تمرين‌، به‌ درستي‌ استفاده‌ مي‌شود.
ميدان‌ تمرين‌ و يا مسابقه‌ درساژ در اندازه‌ 40*20 و يا 60*20 طبق‌ استاندارد فدراسيون‌ بين‌المللي‌ سواركاري‌ ساخته‌ مي‌شود. اندازه‌ها آنقدر اهميت‌ ندارند كه‌ استفاده‌ صحيح‌ از گوشه‌هاي‌ ميدان‌، دوره‌هاي‌ صحيح‌، كنترل‌ قسمت‌ عقب‌ و شانه‌هاي‌ اسب‌ در حركت‌ و حفظ‌ تعادل‌ به‌ هنگام‌ سواري‌ و آموزش‌ او.



ميدان‌ 40*20 بااندازه‌ها و طرز قرار گرفتن‌ حروف‌

ميدان‌ درساژ: مسابقه‌هاي‌ از مقدماتي‌ به‌ بالا در ميادين‌ 60*20 برگزار مي‌شود. بهتر است‌ تمام‌ اسب‌ها از مبتدي‌ تا پيشرفته‌ در ميدان‌ 60*20 تمرين‌ كنند تا فضاي‌ بيشتري‌ براي‌ حركت‌ داشته‌ باشند. وقتي‌ اسب‌ متعادل‌ و قابل‌ كنترل‌ شد، در ميدان‌ 40*20 به‌ راحتي‌ حركت‌ مي‌كند
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
حفظ تعادل در سوارکاری

هر موجودي داراي مركز ثقلي است و تعادل هر موجودي با هماهنگي اين مركز ثقل با زمين حفظ مي شود و خط عمود فرضي رسم شده از مركز ثقل بر زمين خط ثقل ناميده مي شود . هر جسمي داراي فقط يك مركز ثقل است و از اين مركز به زمين هم فقط يك خط بنام خط ثقل عمود مي شود . هر موجودي با تكيه بر نقاط اتكاء مختلفي تعادل خود را حفظ مي كند . يك صندلي بر روي چهار پايه و يك اسب بر روي دو دست و دو پا و يك سواركار با نشستن بر روي اسب در حاليكه دو استخوان نشيمن و محل اتصال آنها در تماس با زين است حفظ تعادل مي كند و چنانچه اين تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغيير وضعيت مي دهد و هنگاميكه موجودي به حركت در ميآيد مركز ثقل او تغيير مي كند . در حالتهاي خاص از اجسام و يا وضعيت سوار بر روي اسب اين مركز ثقل مي تواند خارج از جسم قرار بگيرد . مانندگوي توخالي ، حلقه آهني و يا سواري به هنگام مسابقات اسب دواني و يا پرش .
سواركاري كه به درستي بر روي اسب مستقر مي شود مركز ثقل او تقريبا عمود بر مركز ثقل اسب مي شود و در هر حالتي كه اسب به خود مي گيرد حفظ ثقلي او منطبق است بر خط ثقل اسب و اين در حالتي است كه اسب ايستاده و يا روي سطحي صاف حركت مي كند و هر يك از حركتهاي اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و يا بردن به پائين و هر نوع انحناء بدن به راست يا چپ مركز ثقل او را تا اندازه اي تغيير مي دهد و مربي اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در اين صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتي تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداري را از قدرت اسب مي نمايد .
تجسم اين حالت موقعي امكان پذير است كه با كوله باري بر پشت حركت مي كنيد و يا انتهاي ميله اي را بر نوك انگشت قرارداده و سعي مي كنيد در حال حركت آنرا حمل كنيد . به هنگام حمل وسيله اي بايد به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتي حركت كنيد .
سواركار بايد به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمايل كند تا حدي كه مقداري جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگيرد و براي حفظ اين حالت بايد در حالت تعادل كامل در زين قرار گرفت ، يعني با اسب حركت كرده يا حركتهاي اسب را تعقيب كند .
اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل مي شود سواركار بايد ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روي سه نقطه اتكاء تنظيم نمايد و حفظ اين دو حالت هماهنگ با هم امكان پذير نيست .
پس بايد يكي را برگزيد كه حالت نيم نشست را بوجود مي آورد در اين حالت سوار خود را به جلوي زين كشيده با پائين دادن پاشنه ها بيشتر اتكاء را بر روي رانها و پهناي ساق مستقر مي كند . در حركتهاي آرام (قدم ، يورتمه و چهار نعل جمع ) اين تضاد چندان مشهود نيست ولي اين مشكل عدم هماهنگي ثقل را در سوارهاي مبتدي و يا بدرستي آموزش نديده به وضوح مي توان ديد .
هماهنگي سواركار با اسب به هنگام اسب دواني و يا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو مي كشد ، نمايش نيست ، بلكه كمكي است به اسب براي بهبود دويدن و يا بهتر پريدن .
بهر حال از گستردگي بحث تعادل تا به همين جا بسنده كرده و اضافه مي كنيم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك مي كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پيشرفته تر مي شود ، اين هماهنگي بيشتر شده و تا به جائي مي رسد كه سوار قادر مي شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.

روش انقلابي كاپريلي در سواری صحرا ئی و پرش با اسب
نگارنده :عباس قلی عربشيباني
برداشته شده از مجله اسب شماره 35 , شهريور 1356

فردريكو كا پريلي ( Frederico Caprilli) افسر جوان سوار نظام ارتش ايتاليا در سال 1868 متولد شد و در سال 1907 در گذشت . اين افسر موجد تحويل بزرگي در سوار كاري شد كه او را در رديف استادان بزرگ تاريخ اسب سواري قرارداد ودر مدت چهار سال آخر عمر , يعني پس از آزمايش كشف خود , طريقه جديد سواري را در مدرسه عالي سواري ايتاليا بنام( پين رولو (Pinerolo بشاگردان تعليم دا د و از آنجا كه طريقه اي مفيد و مناسب بود بتدريج در ممالك ديگر هم رايج شد ميتوان گفت اكنون در هر كشوري معمول و مجراست .

قبل از كاپريلي روش سوار كاري براين انديشه و عمل استوار بود كه طرز حركات اسب در موقع آزاد بودن هر چه باشد براي سواري دادن هر قد ر هم كه زمان بگيرد بايد طوري تعليم ببیند كه، در موقع لزوم بحالت جمع در آيد و توانائي پيداكند در حالت مختلف خود را با وزن سوار تطبيق دهد .

اين روش در عمل با اشكالاتي مواجه شد كه از جمله از نيروي واقعي اسب حداكثر استفاده نمی شد و گذشته براين خطراتي براي سوار و اسب بوجود ميآمد كه به آسيبهاي بدن ويا مرگ ميانجاميد . تكرار اين نوع ضايعات در ايتاليا به قدري زياد شد كه موجب نارضائي عامه شد و در محافل رسمي حتي در پارلمان با بحثهاي پر حرارت و انتقاد آميز بر آن شدند كه مسابقات خطر ناك را موقوف ويا محدود كنند .

بوجود آمدن چنين آثار و صحنه هائي كاپريلي را محرك شد كه به كشف علت وقوع حوادث بپردازد و چاره اي بينديشد . در نتيجه از بكار بردن نبوغ خود و آزمايشاتي كه شخصا” كرد موفق بيافتن روش سواري تازه اي شد و نتايج سودمند و مفيدي را چه از نظر پائين آوردن قابل توجه آمار ميزان ضايعات و چه از حيث وصول بمرز قدرت اسب بهنگام كار موجب شد .

در گذشته ها انتظار اين بود اسب خود را در موقع كار با سوار تطبيق دهد , كشف تازه كاپريلي بر اين پايه استوار شد كه در عمل سوار بايد خود را با اسب هم آهنگ كند , يعني در حالات مختلف چه در موقع پرش با جهش و يا سرعتها سوار مركز ثقل خود را با مركز ثقل اسب منطق و يا اقلاً خيلي به آ ن نزديك نگاهدارد . در اين حالت است كه اسب براي انجام دستورات سوار آزادي عمل دارد و ميتواند تا مرز قدرت خود پيش رود . اما آهنگ شدن سوار با اسب وايجاد آزادي كار براي ا و بدان معني نيست كه اسب بميل خود كار كند , بلكه بايد آنچه را كه سوار ميخواهد انجام دهد , و ظرافت كار در اين است كه سوار به اسب بفهماند چه بايد انجام دهد و سپس خود را با طريقه ا نجام كار اسب مطابقت دهد .

بدين طريق عملاً حاصل اين همكاري با صحت , سهولت و سرعت وصول بهدف همراه شد . در تجزيه و تحليل بيشتر اين حالت ذيلاً بشرح روش عملي اين همكاري مبادرت مي شود :

اگر ساده ترين حالت اسب د رحال توقف را ( بدون سوار ) در نظر بگيريم كه قائم روي چهار دست و پاباشد , گردن و سر هم د رامتداد ستون فقرات قرار داشته باشد , د راين وضع بدن بطور مساوي روي چهار دست و پا، مستقيم شده و مركز ثقل آن د رمنطقه پائين جدوگاه قراردا رد . د راين حال نمايانگر وزن عمودي بدن اسب خط مفروضي است كه ا ز اين نقطه بسطح زمين عمود شود . هنگاميكه سوار و زين روي گرده اسب باشد , محل نشست صحيح سوار درست كمي عقب نقطه مركز ثقل اسب و هرگاه بطور قائم و صحيح روي زين نشسته باشد نمايانگر وزن عموديش مفروضي است كه از مركز زين به سطح زمين عمود شود . با توجه به اين شرح و وضع معلوم شد كه در حال توقف بين مركز ثقل اسب و سوار فاصله ايست كه نتيجه آن ايجاد دو خط عمود مفروض و نمايانگر و وزن عمودي است . حال اگر اسب بجلو حركت كند به نسبت سرعت و حركتي كه انجام ميدهد مركز ثقلش بجلو و جلوتر ميرود و اگر سوار در وضع بدن خود تغييري ندهد و مانند وضع د رحال توقف اسب بماند مراكز ثقل از يكديگر دور و دورتر ميشوند و اين حال موجب ميشود كه جهش , پرش و حركت براي اسب مشكل شود .

در طول تاريخ سواركاري يعني از زمان گزنفون بعد روش اين بوده است كه در بكار بردن روشهاي مختلف و پرشها و عبور از موانع براي منطبق كردن وزن سوار و اسب , از طريق بالابردن سر و خم كردن گردن در ناحيه اتصال سرو گردن و يا با آوردن قسمت عقب اسب بزير بدن و يا با تركيبي ا ز دو نوع عمل مذكور فاصله بين دو خط عمود مفروض نمايانگر اوزان عمودي سوار واسب را كم كنند . نظريه انقلابي كاپريلي اين شد كه انطباق دو خط عمود مفروض و دو مركز ثقل بر يكديگر مركز ثقل سوار بجلو آيد . براي انجام اين كار بند ركابها را كوتاه كرد . قسمت پائين پا راعقب خط عمودي بدن خود جاي داد و مراقبت كرد درسرعت كم كمي و در سرعت زياد , زيادتر بدن را پيش و بيشتر بجلو قرار دهد تا آنجا كه درسرعت خيلي زياد و هنگام پرش اسب بدن سواركار ا ز زين جدا و بطرف گردن اسب خميده شود و روي ركابها در حال ايستاده قرار گرفت .

در سواري كلاسيك قديم جاي دو دست طوري قرار داشت كه از آرنج بجلو موازي با زمين بود و اثر دستها براي خم كردن گردن اسب با پيچاندن مچ ها و خم كردن آرنج ها بطرف بالا انجام مي گرفت كه در نتيجه مركز ثقل اسب بعقب برده ميشد و در تحرك , جهش و پرش اسب نه تنها اشكال پيش ميآمد , بلكه اسب نميتوانست قدرت ذاتي خود را آزادنه بكار برد . طريقه كاپريلي اين شد كه دستها نبايد بالا رود و چون لازمه تحرك اسب در سرعتها بطور طبيعي قرار گرفتن سرش به نسبت سرعت بجلو و پائين است , همكاري سوار بر اين مبناء قرار ميگيرد كه همراه با جلو بردن بدن دستها هم بجلو برود . معيار كار در سرعت متوسط باين شكل رسيد كه سر اسب طوري قرار گيرد كه با زمين يك زاويه 45 درجه تشكيل دهد . در چنين حالتي دستها و آرنج و مچ با دسته جلوها تا دهان اسب در امتداد خط مستقيم قرار ميگيرد . و موجد زاويه اي با زمين ميشود و سر اسب با دست نرم سوار آزادي خواهد داشت بمقدار لازم بطرف جلو پيش رود و در نتيجه ناخودآگاهانه به دهان اسب صدمه اي كه موجب تغيير وضع ميشود وارد نمايد .

براي زياد كردن سرعت اسب بطور ساده دستها به طرف دهان اسب بجلو ميرود . در چنين حالتي بايد بدن سوار هماهنگ كه با اثر عضلات پشت به جلو رود تا مركز ثقل او با مركز ثقل اسب منطبق شود . نتيجه اين حركت سوار اسب را به حركت در مي آورد . و اگر اسب تربيت شده و ذاتاً پر تحرك باشد براي راندنش بطرف جلو ديگر فشار ساق احتياج نيست . اين حالت يعني قرار دادن بدن بجلو و روي مركز ثقل اسب موجب مي شود تا اسب هنگام پرش به آساني گردن را به جلو بكشاند و موقعي كه آنطرف مانع بزمين ميرسد بدون احتياج به مكث براي متعادل كردن وزن خود با وزن سوار بچهار نعل ادامه دهد .

براي كم كردن سرعت كافيست بطريق عكس عمل شود . يعني بدن با دستهائي كه در امتداد آرنج , مچ , دسته جلوها و دهان اسب قرار دارد تا ميزان لازم كه نقطه بهائي نشستن روي زين است بعقب برگردد .

كاپريلي تماس مداوم با دهان اسب را لازم ميشمرد و سواري با دسته جلوهاي شل یا رها شده را مناسب نميدانست , كار آبخوري را بر كار با هويزه ترجيح مي دا د , توقف ناگهاني و حركت روي قوس و دايره بشعاع كم را مضر ميدانست , ا زد يا د و كم كردن سرعتها را بصورت آهسته و تدريجي انجام ميدا د . هنگام پرش اسب بطرف بالا بروي مانع و در سمت ديگر بطرف پائين مانع , حالت خمیدگی بطرف جلو را حفظ ميكرد , زيرا در صعود و نزول تقريبا” مراكز ثقل بايكديگر منطبق و لحظه روي مانع قرار گرفتن بسيار ا ندك است .

در اين باره طريقه كار طرفداران متد قديم اين بود كه موقع بالا رفتن بجلو خم شوند و هنگام سرازير شدن بدن را طوري بعقب ببرند كه پاها ا ز ران به پائين در حال فشار روي ركاب و بطرف جلو روي خط مستقيم قرار گيرد و متعصبانه معتقد بودند كه اگر اسب در موقع رسيدن به زمين رو برود به جلو پرتاب نميشوند و ممكن است از زمين خوردن اسب هم جلوگيري شود . اما استدلال كاپريلي اين بود كه اسب هنگام رسيدن به زمين، سوار را اعم از اينكه جلو يا عقب باشد خواه ناخواه بايد تحمل كند و تأثيري در زمين خوردن احتماليش ندارد . در حاليكه بعقب رفتن آني ممكن است سبب كشش در دهان اسب بشود و آزادي كار را از آو سلب كند .

گذشته بر اين او عقيده داشت اگر اسبي د راثر بهم خوردن تعادلش بايد بزمين بخورد بهيچوجه هيچ سواري قادر نيست با كشيدن دسته جلوها از سقوط او جلوگيري كند و اگر ممانعت از زمين خوردن با اين طريق امكان داشت براي پرش و عبور از موانع مشكل بسيار بزرگي حل شده بود .

استدلال ديگر قدما اين بود كه فرود اسب از حال پرش بزمين با ضربه اي همراه است و حالت ديگر رو رفتن جزئي اسب است كه لازمه تحمل آن براي سوار و جلوگيري از پرتاب شدن ملازمه با تمايل بدن بعقب دارد .

كاپريلي نظر داشت كه هردو مورد , ممانعت از سقوط سوار را در وضع صحيح سوار روي اسب بايد جستجو كرد و نه د رقرا ر دادن بدن بسمت عقب , زيرا اين حالت صحيح است كه يا مانع پرتاب شدن سوار مي شود ويا به ميزان بسيار خطر پرتاب شدن را نقصان ميدهد . صحيح نشستن روي اسب يعني , تماس ران و زانو به زين و رعايت آزادي در مفصل هاي ران , زانو و مچ پا , قراردادن پا در ركاب بصورتيكه پنجه ها بالا , پاشنه ها كمي پائين باشند .

روش سواري كاپريلي مانند بسياري كارهاي ديگر از بموقع اجرا در آوردن خاصه در پرشها و خدمات ديگر سواري صحرائي آسانتراست .

سواركاران تعليم ديده و مجرب در زمان كاپريلي براي پرش عقيده داشتند كه سوار بايد زمان شروع سرعت لازم براي پرش و لحظه پريدن را به اسب بفهماند , از فاصله دو رگامهاي اسب را طوري بلند و كوتاه كند كه با حساب دقيق آخرين گام درست روي نقطه اصلي پرش قرار گيرد , اقلا ” سه گام مانده به نقطه پرش با دو ساق به اسب فشار آورد و همين كه روي نقطه پرش قرار گيرد دوباره با دو ساق فشار آورد , زيرا بدون رعايت اين شرايط اسب در رسيدن بمانع و نقطه پرش ممكن است يك گام زود يا يك گام دير بردارد در اينصورت در لحظه پرش اشتباه روي ميدهد و بصورت صحيح عمل پرش انجام نمي گيرد و در اين حال است كه خطا يا خطر، بوجود ميآيد .

پيروان طريقه كاپريلي بر اين عقيده شدند كه هرگاه از ابتداي كار , سوار اسب خود را بتدريج و رعايت طول زمان لازم ا ز موانع كم ارتفاع و كم عرض بپراند و بعداً به پرش از موانع مرتفع و عريض در حد مسابقات مهم برساند اسب قادر خواهد شد فاصله تا مانع را شناسائي كرده شلنگها خود را بلند يا كوتاه كند . نقطه پرش را بيابد وپرش را حساب شده انجام دهد , مشروط بر اينكه سوار تعادل اسب را برهم نزند و او را بحال خود واگزا رد .

بنظر نگارنده وصول باين هدف يعني واگذاردن اختيار به اسب كار هركس نيست زيرا ملازمه با دانائي فراوان علمي وعملي سوار دا رد و فعلا” چنين سوار كار را بندرت ميتوان يافت تا اسب را تعليم و تربيت دهد . چنين سوار كاري بايد اسب خود را نه تنها شخصا” تربيت كند بلكه مواقع شركت د رمسابقات منحصراًخودش سوار شود و به شخص ديگري ندهد . زيرا در اين حال است كه راكب و مركوب يكديگر را خوب مي شناسند و از جهات روح و جسم با هم مربوط و مانوس ميباشند .

در وضع امروز جمع بين دو نظر توصيه ميشود زيرا هنوز , هم سواران و هم اسبان موجود ما , ا ز سواران و اسبان تعليم يافته و منتخب د ركشورهائي نظير انگلستان , امريكا , آلمان , سويس و فرانسه عقب هستند ولي با سير تكميلي بهبود در امر سواركاري و پيدايش مدرسه عالي سواركاري رجائ واثق است كه، بتدريج كمبود موجود رفع و خلاء پر شود .

در حال حاضربا يگانه اسبي كه ميتوان بطريقه ياد شده از پيروان كاپريلي كا ركرد اسب ات فيلد هيل Oat Fiald Hill

است كه از جهات قدرت , جمع بودن و تنظيم حركات و پرش تكاليف را ميدا ند و ا نجام ميدهد .

در خارج از كشور ايتاليا د رابتدا كسي نسبت به كشف كاپريلي توجه نداشت و منحصرا” عده معد ودي كه در مدرسه عالي( پين رولو)كيفيت سواري را مطالعه و مشاهده كردند تحت تأثير واقع شدند و مشهودات را در مطبوعات تشريح و درج كردند , ولي آنچه موجب شهرت و قبول قطعي طريقه سواري كاپريلي شد ، شركت سواركاران ايتاليا در سال 1907 در مسابقات بين المللي بود كه باتوفيق تحسین امیزو چشمگیرهمراه بوده و برمبناي صحيح و عميق علمي قرار داشت .

طريقه سواري كاپريلي فراتر از شركت در مسابقات پرش قرار گرفت و در محيط ارتش هم مورد قبول واستفاده قرا ر گرفت و نظامي سوار را قادر كرد، با اسب خود از هر نوع زمين و موانع قابل عبور موجود در آن به آساني و سهولت بگذرد . زيرا توجه كاپريلي منحصراً به پرش نبود بلكه علاقه داشت براي ارتش ايتاليا هم اسبهائي توانا , روان , آ رام و معتاد به چهار نعل طولاني رفتن و مقاوم در مسافرتها و در مقابل طبيعت بوجود آورد .

در اين زمينه توفيق شايان يافت , ارتش ايتاليا نظرات ا و را پذيرفت و عمل كرد و دكترين و سيستم او بعدها در بعضي ممالك ديگر هم مورد قبول واقع شد و بعمل در آمد
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
وجوه تشابه و تفاوت چهارنعل با پرش از روي مانع

اگر عده اي بر اين باورند که پرش اسب از روي مانع ، مرحله اي از مراحل چهار نعل يعني شلنگي قوي و بلند تر است ، اشتباه مي کننند .

اين دو حرکت وجوهي متقاوت و در عين حال مشابه دارند .

در مقوله وجوه متفاوت کافي است گفته شود که ، مرحله تعليق چهار نعل با بلند شدن دست داخل از روي زمين شروع و با قرار گرفتن پاي خارج روي زمين تمام مي شود . در پرش اين حرکت واژگون است . تعليق در پرش با جدا شدن پاها از روي زمين شروع و با تماس يکي از دو دست روي زمين تمام مي شود .

با نگاهي به مراحل چهار نعل ، پاي خارج ، اريب خارج و دست داخل و تعليق به اين نتيجه مي رسيم که چهار نعل با پا شروع شده و به دست ختم مي شود .

در پرش شروع حرکت براي جهيدن از روي نقطه جهش ، قرار گرفتن يک دست روي آن است ، يعني ابتدا يکي از دستها ( دست اريب خارج ، مرحله دوم چهار نعل ) روي نقطه جهش قرار گرفته ، سپس دست ديگر به کنار آن کشيده شده ، اسب با کشيدن سر و گردن به پائين و جلو پا ها را به زير مي کشد .

آن را به جاي دستها قرار داده ، همزمان دستها را از روي زمين بلند کرده ، با فشار هر دو پا جهش را آغاز مي کند.

با فشار پاها براي جهش دست ها به زير بدن جمع مي شودند ، اسب به پرواز در مي آيد ، از سر تا به دم ، قوسي کماني شکل به خود گرفته پس از آن پا ها را جمع مي کند .

سومين مرحله که مرحله فرود باشد ، دستها باز مي شوند ، يکي از دو دست روي زمين قرار مي گيرد و پس از آن دست ديگر و سپس پاها .

يکي از وجوه تشابه : بالا آوردن کپل همزمان با شناور بودن تمام وزن روي يکي از دستها در چهار نعل است که اسب اين حرکت را در پرش دو بار انجام مي دهد .
 

Eng.probe

کاربر ممتاز
چگونه مي توان به کودکان سواري آموخت ؟

در رشته ورزش سواری- به خصوص برای کودکانی که به این ورزش تمایل دارند- مسایل و معضلات پیچیده و بغرنجی وجود دارد که تا حل کامل این مسایل نمی توان ورزش سواری را به خوبی آموخت. به عقیده مربیان مجرب و کارکشته ، در دنیا هیچ دو کودکی وجود ندارند که از نظر یادگیری سواری با هم یکسان باشند. از این رو، آموزش سواری به صورت دستورالعمل های انفرادی درمی آید.

در این مطلب از گفت و شنود "بلیر" و "کیسی" که دو تن از مربیان باتجربه مکزیک هستند استفاده می کنیم و امیدواریم، راهنمایی این دو مربی برای یادگیری ورزش سواری کودکان مورد استفاده قرار گیرد.



کیسی- سواری را از سنین خیلی پایین شروع نکنید زیرا بچه ها از نظر جسمی قادر به مراقبت خود نیستند و اگر یکبار حقیقتاً بترسند آنوقت آمادگی خود را برای آموزش سواری از دست خواهند داد. بهتر است صبر کنید تا به قدر کافی از نظر جسمی قوی و محکم شوند تا بتوانند روی اسب خود را کنترل نمایند،در این صورت آنها خیلی سریع و آسانتر یاد خواهند گرفت. به نظر من، سن مناسب شروع یادگیری بین 5 تا 6 سال است.



بلیر- بچه ها با هم متفاوت هستند . بعضی از آنها در سن 6 سالگی مستقل ، قوی با انگیزه واقعی برای شروع یادگیری سواری می باشند. در عین حال ممکن است در بین بچه ها با بچه 9 ساله ای روبرو شوید که خیلی خجالتی و کمرو باشد. در این صورت سواری خود راه خوبی برای مبارزه با آن است. آنها از نظر جسمانی قادر خواهند بود که اسب را کنترل نمایند و از نظر روحی استقلال و اتکاء به نفس را روی اسب خواهند آموخت. عده ای از بچه ها در 6 سالگی آماده فراگیری سواری نیستند به همین جهت مشکل است که سنی را برای شروع سواری تعیین کرد و تازه این به عوامل زیر بستگی دارد:

1- چه اسبهایی در دسترس است؟

2- والدین بچه چه مقدار پول و چه مدت زمانبرای یادگیری سواری فرزند خود تخصیص خواهند داد؟

3- آیا اسب متعلق به خود بچه است؟

4- اسب در کجا پانسیون است؟

کیسی-سواری را برای بچه ها با اسبهای آرام شروع کنید. همه آنها زمانی که سواری را شروع می کنند می ترسند ، اگرچه ممکن است از ترسشان چیزی به شما نگویند ولی تا چند جلسه این حالت برای آنها ادامه خواهد داشت تا اینکه به قدر کافی به خودشان و اسب اطمینان پیدا کنند. از این رو ابتدا شما به اسب خوب، آرام و مطمئن احتیاج دارید . ابتدا در محوطه محدودی تعلیم آغاز می شود تا زمانی که بچه به خوبی بتواند سواری کند.

همه مبتدیان در این محوطه قدم، یورتمه و چهارنعل را آموزش می بینند و به محض اینکه هین درسها را یاد گرفتند، میتوانید به کارهای دیگر بپردازید.



بلیر-فکر می کنم تعلیم یک بچه درست شبیه آموزش یک اسب جوان است همانطور که برای تعلیم یک اسب جوان مجبورید چندین مایل راه را طی کنید و مدت زمانی را صرف کنید تا بتوانید اسب خوبی تربیت نمایید به همان اندازه احتیاج است تا بتوانید سوارکار خوبی آماده نمایید.



کیسی-به محض اینکه آنها به قدر کافی به قابلیت سواری خود و کنترل اسبشان اطمینان حاصل کردند بایستی آنها را به خارج از محوطه ببرید. اما فراموش نکنید که باید به طور حتم بدانید که آنها آمادگی چنین سواری را دارند. این درست شبیه اولین باری است که کسی به تنهایی ماشین می راند ، یا سوار هواپیما می شود . من گمان میکنم اگر بچه ها برای بار اول و دوم به تنهایی به خارج از محوطه نروند بهتر است. آنها را باید با سوارکاران بزرگتر از خودشان فرستاد تا ترس از آنها دور شود.



بلیر- برای بار اول و دوم معمولاً آنها تجربه کافی ندارند و فقط مجبورند قدم بروند . گاهی دستجلو از دستشان در می رود. یا بدنشان چسبندگی کافی ندارد و از اسب به زمین می افتند. اغلب آنها بچه هایی هستند که فکر میکنند هر کاری را که بخواهند میتوانند انجام دهند حتی قبل از اینکه آگاهي آن را داشته باشند. کافی است به آنها فرصت بدهید تا خوب یاد بگیرند و هیچ لزومی ندارد که زیاد از خطر صحبت کنید. اما بچه ها خود باید این را بدانند که مسعول خود و اسبشان هستند تا از حوادثی که به خطر منجر می شود اجتناب کنند . کافی است شما دلایل انجام و عدم انجام بعضی از کارها را برای آنها توضیح دهید . فکر می کنم روش کیسی در این حالت خیلی خوب است . او بچه ها را روی زین می گذارد و سواری را شروع میکند و از آن پس آنها خود به خود راه صحیح سواری را یاد می گیرند .



کیسی-وقتی من کار سواری را شروع می کنم به هیچ وجه به بچه ها نمی گویم که سواری کار خطرناکی است بلکه سعی من بر آن است که آنها را به اسبشان و قابلیت سواریشان مطمعن سازم. با این روش بعدها زیاد مسعله ای نخواهید داشت.

احتیاجی نیست به آنها توضیح دهید که چگونه صدمه می بینند چون هر بچه ای ممکن است در هر جایی صدمه ببیند حتی در دوچرخه سواری در خیابان ، دیر یا زود درباره اسب چیزهایی یاد میگیرد و به خطراتی که ممکن است پیش آید پی میبرد.



بلیر- حد س می زنم در آموزش سواری به کودکان آدم محافظه کاری هستم به خصوص وقتی که همکارم کیسی مرا در هنگام تعلیم کودکان تنها می گذارد بی آنکه به من بگوید که کدام بچه چقدر سواری می داند . فکر می کنم این خودش مسئله مهمی است و باید توجه بیشتری کرد. ناگفته نماند که بچه های کیسی هیچگاه هنگام سواری صدمه ندیده اند اما چون من صدمه بچه ها را دیده ام به همین دلیل فوق العاده محافظه کار شده ام .



کیسی- شما گاهی بچه ها را روی زین گذاشتید و آنها را با اسب به گردش بردید .



بلیر- فکر نمی کنم این کار را کرده باشم ، مگر اینکه مطمئن باشم که بچه ها از عهده اش بر می آیند و حتی در مواقع برگشت نیز آنها را همراهی کرده ام . اما چیزی که شما باید بدانید این است که صدمه احتمالی تقصیر بچه بوده یا اسب. شما مجبورید مطمعن شوید که چرا بچه افتاد. آیا اسب حالش خوب بود و فقط جفتک انداخت؟ آیا بچه تعادلش را روی اسب از دست داد؟ در هر صورت اگر بچه به دلیل عدم تعادل افتاده باشد بایستی زود او را سوار بر اسب کرد و اگر اسب مقصر بوده و مناسب سواری بچه نبوده و یا حتی بچه از زیاد سوار شدن خسته شده اشتباه بزرگی مرتکب خواهید شد اگر او را مجدداً سوار کنید.



کیسی-اگر بچه ها بتوانند این دور سواری را با موفقیت به پایان برسانند مأموریتشان را خوب انجام داده اند و شوقی در آنها ایجاد می شود که بتوانند سواری را برای شرکت در مسابقات ادامه دهند .در حقیقت دختران و پسران سوارکار از اینکه آنچه را که می خواهند روی اسب می توانند انجام دهند احساس رضایت می کنند .



بلیر-کلاس خوب و ایده آل سواری از6 تا 8 بچه تشکیل می شود و معمولاً دختران و پسران در یک کلاس جا داده می شوند .

مدت زمان سواری یکساعت یا کمی بیشتر است . اما وقتی سواری را بهتر فرا گرفتند یکساعت و نیم وقت زیادی نیست . معمولاً 15 دقیقه این زمان برای گرم کردن ، در همین حدود برای خشک کردن اسب (به خصوص بعد از پرش) صرف می شود. به طور معمول هر اسبی بین 10 تا 15 دقیقه می تواند به سختی کار کند و تمرین پرش داشته باشد. بعد سوارکار اسبش را کناری نگه می دارد و به پرش سایر بچه ها نگاه می کند ، و این تماشا کردن خودش قسمتی از آموزش است.

همانطور که کیسی می گوید به خصوص در شرایطی که شاگرد احتیاج به کار و توجه بیشتر دارد بسیار مؤثراست. این کودکان اکثر اوقات وقتی شاهد تمرین گروهی مبتدیان و باتجربه ها هستند بهتر یاد می گیرند و در صورتی که حقیقتاً مشتاق باشند، از تماشای نشست سوارکاران مجرب روی زین و کنترل دستجلو کمک می گیرند.



کیسی-همانطور که گفته شد قسمتی از آموزش سواری مربوط به نگهداری اسب و وسایل سواری است که بچه ها از روی کتاب و تصاویر و گفته های مربی یاد می گیرند که بسیار مهم است ولی از آن مهمتر آنکه بایستی سواری را به خوبی فرا گیرند. عده ای فکر می کنند بچه ها سواری را فقط به دلیل شرکت در مسابقات یاد می گیرند اما این برای گروهی از آنها است . گاهی اوقات آنها برای خرید اسب به ما نامه می نویسند و از ما کمک می خواهند در این صورت ما نوع کار آنها را می سنجیم اگر برای بچه مبتدی باشد فقط کافی است که اسب آرامی انتخاب کردکه بچه بتواند آنرا کنترل نماید. عده ای از بچه ها مایل هستند در پرشهای کوتاه و سواری آزاد شرکت نمایند در این صورت هیچ لزومی ندارد که آنها را وادار کرد که در مسابقات پرش شرکت کنند. اما عده ای از آنها سواری بهتری دارند و می خواهند در مسابقات پرش شرکت نمایند در این حالت به اسب بهتری احتیاج دارند. بعضی از آنها می خواهند در کورس شرکت کند به همین دلیل به آنها خرید اسب تندرو و تیزی توصیه می شود.



بلیر-اگر بچه ای مالک اسب است در این صورت باید کارهایی را که مربوط به اسب است خودش انجام دهد .اگرچه ابتدا کار سختی است ولی به تدریج عادت می کنند.

ترجمه پروانه نائینی

برداشته شده از مجله اسب شماره ،10سال1356
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
اسب کوارتر(Quarter)امریکایی

تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390





این نژاد آمریکایی بوده و از آمیزش نژادهای عرب، بارب و اسپانیایی به وجود آمده و با آمیزش با اسب های اصیل انگلیسی اصلاح یافته است.

قد متوسط آن حدود ۱٫۵۰ متر است. سر آن کوچک و مثلث شکل است و بدنی عضلانی دارد. سرعت این اسب در مسافت های کوتاه بالاست و در مسابقات وسترن و رودئو مورد استفاده بسیار قرار می گیرد.

تقریباً همهٔ رنگ ها در این نژاد دیده می شوند.

کوارتر آمریکایی یک تیره جداگانه می باشد. وجه تسمیه اسب کوارتر به خاطر توانایی این اسب در مسابقات یک چهارم مایل (quarter a mile) می باشد.

نژادی همه کاره می باشند که بدن محکم و عضلانی آنها توانایی مانورهای پیچیده و بغرنج را فراهم می کند.

این استعدادها باعث شده که از آنها در کارهای مزرعه و سوارکاری نمایشی و سواری آزاد به بهترین نحو استفاده شود.

لازم به ذکر است که اسب های کابوی های آمریکایی در زمان خودشان از این نژاد بوده.



منابع ازوبلاگ دانشجویان علوم دام دانشگاه رامین خوزستان.
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
پرورش اسب اصیل ترکمن ...

پرورش اسب اصیل ترکمن ...

کشور ایران به دلیل تنوع زیستی و گیاهی خواستگاه تولید و پرورش اسب با ژنتیک خاص است و بزرگترین فرصت سرمایه‌گذاری انسانی و فرهنگی با استفاده از این نعمت خدادادی را داشته و منجر به تولید نژادهای متنوع اسب بومی شده است. تنوع گیاهی در کشور ایران باعث شده کار پرورش اسب در مناطق مختلف کشور انجام شود و موقعیت استثنایی برای بهره‌برداری تحقیقات ژنتیک از اسب‌های ایرانی وجود داشته باشد.
در حال حاضر مهمترین نژادهای اسب بومی ایران کرد، ترکمن، دره شوری، کاسپین است که به دلیل اقبال عمومی فرصت سرمایه‌گذاری در پرورش اسب افزایش یافته است به همین منظور برای جلوگیری از اضمحلال و تخریب بهترین ذخایر ژنتیکی، تحقیقات شجره‌ای در ارتباط با اسب ایران در حال انجام است و پروژه شناسایی ژنتیک در بین ۲۱۵ رأس اسب ایران در مناطق گلستان و خراسان شمالی مراحل پایانی را طی می‌کند.
برای اطلاع از توسعه فعالیت پرورش اسب در ایران و چگونگی روند تحقیقات ژنتیکی گفت و گویی با عبدالجلیل غیادی مدیر عامل شرکت تعاونی پرورش و مشاوره اسب اصیل ترکمن در خراسان شمالی انجام دادیم.
▪ با توجه به اینکه اسب‌های ایران از تنوع ژنتیکی منحصر به فردی برخوردارند، پرورش دهندگان اسب در ایران از چه مزیت‌هایی برخوردارند؟
- با اینکه ایران دارای پیشینه قدیمی در پرورش اسب، است هنوز در شرایط ایده‌آل کاری نیستیم ولی مسوولین در این چند ساله اخیر دغدغه بیشتری نسبت به توسعه و همگانی‌شدن استفاده از اسب و فرهنگ اسب‌ و سوارکاری پیدا کرده و نیازهای آن طرف دنیا به دلیل قابلیت‌های ژنتیکی و ورزشی اسب ایران دوبرابر شده است و در عین حال فرصت بهره‌برداری و اقتصادی و بهره‌وری بهینه از این فرصت برای پرورش دهندگان به شکل کالای تجاری ایجاد شده تا اسب ایران با حفظ ذخایر ژنتیکی به کشورهای متقاضی صادر شود.
▪ تنوع ذخایر ژنتیک بیشتر در چه مناطقی از کشور مشاهده می‌شود؟
- نژادهای اسب در اکثر استانهای ایران دارای تنوع ذخایر ژنتیکی است اما بعضی استانها در ارتباط با برخی نژادها گوی سبقت را فراگرفته‌اند مثلاً اسب ترکمن در خراسان شمال و استان گلستان ولی با این حال بیشتر شهرهای ایران از جمله تهران، خوزستان، اصفهان،‌یزد، تبریز، جزیره کیش اصیل‌تر بوده و به صورت تک‌گیر منبع ذخایر ژنتیکی است.
▪ آیا شما از وضعیت کنونی پرورش اسب ترکمن رضایت دارید؟ ارزیابی شما چگونه است؟
- همه دنیا می‌دانند بهترین نژاد اسب سوارکاری متعلق به ترکمن اسب مخصوصاً نژاد معروف "تاروبرد" یا اسب نژاد انگلیسی از ترکیب دو نژاد ترکمن، نژاد نزدیک ترکمن و یک اسب عرب بوجود آمده که سریعترین و سواری‌ترین اسب در دنیا به شمار می‌آید و اسب ترکمن به عنوان اسب "آخال تکه" در بیشتر کشورها شناخته شده که در کشور ترکمنستان، روسیه، فرانسه، آمریکا، ترکیه، قبرس و دبی به شمار می‌رود.
▪ چه تفاوتی بین اسب آخال تکه ایران با ترکمنستان وجود دارد؟
- بیشتر تفاوت این دو اسب از نظر ظاهری است "آخال تکه" بلند تر و باریک‌تر و کشیده و ظریف است و اسب‌های ترکمن ایران عضلانی و قدرتمند‌تر و نسبت به "آخال تکه" ترکمنستان کوتاهترند ولی با انتخاب خوب و روش اصلاح نژادی که در حال حاضر تحقیقات ژنتیکی آن شروع شده با علم مدرن ورزش و سوارکاری تلفیق شده و اسب‌های ترکمن ایران به راحتی قابلیت کسب هر دو خاصیت دارند هم زیبا شوند و هم قدرتمند.
▪ در حال حاضر اسب ایران در بازارهای جهانی با چه قیمت‌هایی خرید و فروش می‌شود؟
- در بازارهای جهانی اسب خاص ترکمن بین ۲۵هزار دلار تا ۱۵۰ هزار دلار خرید و فروش می‌رسد، در ایران بالاترین رقمی که خرید و فروش شده ۱۵ میلیون تومان و رنج متوسط اسب ترکمن بین ۵ تا ۱۰ میلیون است.
▪ پرورش اسب ایران چه قدر در اشتغالزایی موثر بوده است؟
- به جرأت می‌توان گفت به ازای هر اسب ترکمن یک اشتغالزایی بوجود آمده است ولی در حال حاضر با توسعه صادرات و احداث میادین در خراسان شمالی و واگذاری میادین و ایجاد میدان در استان گلستان به اسب خالص ترکمن این اشتغال برای هر اسب به دو نفر افزایش می‌یابد و از آنجاییکه اسب ترکمن یک اسب ورزشی است و برای زیبایی نیز استفاده شده و به دلیل داشتن نژاد آمیخته قابلیت رقابت با اسب‌های خارجی را دارد می‌تواند در میزان افزایش اشتغالزایی موثر باشد.
▪ آیا سرمایه‌گذاری اسب در ایران وضعیت مطلوبی دارد؟
- سرمایه‌گذاری در اسب ترکمن در این چند ساله اخیراً افزایش پیدا کرده، سال ۱۳۷۵ زمانی که ما کاربردی اسب ترکمن را آغاز کردیم قیمت فوق‌العاده این اسب ۱۵۰ هزار تومان و متوسط رنج قیمت آن ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تومان است و الان بعد از یازده سال جهش فوق‌العاده پیدا کرده و تا ۱۵ میلیون تومان کره اسب‌ها به فروش می‌رسد.
جهاد کشاورزی و سازمان دامپزشکی برای حفظ ذخایر ژنتیکی چه اقداماتی انجام داده است؟
- اصلاح حرکاتی که در فدراسیون صورت می‌گیرد با اقدامات حمایتی دیگر وزارت جهاد تکمیل شده و وضعیت اسب ترکمن و کرد ایران را روز به روز بهتر می‌کند این نکته لازم به ذکر است که بیشترین حمایت برای شکوفایی از صنعت اسب در ایران را سازمان جهاد سازندگی گلستان و خراسان شمالی و تعاونی‌های پرورش دهنده اسب در این استانها را انجام دادند.
▪ اسب ایران چه سهمی از صادرات کالاهای غیرنفتی را به خود اختصاص می‌دهد؟
- آیین‌نامه صادرات ایران کاملاً مشخص است و براساس فرمول حفظ ذخایر ژنتیکی و موقعیت کشور ما نوشته شده است که در آن مالکیت معنوی اسب‌های صادراتی متعلق به ایران نیز لحاظ شده است و غیر از آن یکی از بندهای آیین‌نامه مربوط به حفظ اسب ترکمن است که هیچ وقت کل صادرات به یک کشور یا هر کشوری نباید از ۲/۱ اندازه موثر جمعیت ما بیشتر شود ولی تنوع زیستی کشور ما به گونه‌ای است که اگر تولید را متوقف کنیم باز هم از بقیه دنیا جلوتر هستیم و برای حفظ آن فعالیت آگاهانه پرورش‌دهندگان و فدراسیون سوارکاری و جهاد کشاورزی نشان می‌دهد که آنها ارزش این گوهر گرانبها را شناخته و دیگر از دست نمی‌دهند و این تحولی است که توسعه‌اش یک اشتغال پایدار و تولید منطقی را به دنبال داشته است.
▪ دولت برای توسعه پرورش اسب چه اقداماتی را تا به حال انجام داده است؟
- در حال حاضر دولت در سطح جهاد و سازمان تربیت بدنی کمک مقطعی انجام داده و در پروژه ژنوتاپینگ (شناسایی ژنتیک، کمک‌های اساسی انجام داده و در جشنواره‌ها نیز کمک‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است اما آنچه مسلم است این کمک‌ها باید مدون شود و برنامه‌ریزی شود تا حمایت‌های دولت در یک بستر مناسب جریان داشته باشد مثلاً در بحث واگذاری زمین به تعاونی‌های فراگیر فدراسیون با وزارت جهاد کشاورزی تعامل خوبی داشته باشد که بتوانند تشکیلات سوارکاری را در آنجا مستقر سازند و در بحث مهم طرح شناسایی ژنتیک و طرح محوری حمایت از اسب‌های بومی ایران منجر به ملی شدن طرح ژنو تاپینگ شود که نتیجه دو سال چانه‌زنی با دولت در زمینه توسعه پرورش اسب در ایران بوده است که نشان دهنده ارتقا کیفیت در نگاه به اسب ایرانی است باید این توجه به سایر بخش‌ها نیز تسری پیدا کند الگوی موفق اسب ترکمن هم در بحث ژنوتاپینگ، هم در بحث مسابقات و لوروکس به سایر نژاد‌ها مثل عرب، ترکمن، کرد و کاسپین تسری پیدا کند.
▪ برای اصیل نگه داشتن اسب ایرانی تا به حال چه اقداماتی انجام دادید؟
- برای خلوص نیاز به خالص‌سازی است و باید برای این کار پایه اسب را بشناسیم که این اقدام در حال انجام است و به زودی "تبارنامه" اسب ایران تدوین می‌شود و حداقل هر استان یک تبارنامه مشخص و صحیح برای خود داشته باشند، غیر از خلوص کارایی اسب هم است یک اسب خالص باید کارآیی هم داشته باشد بنابراین سعی می‌کنیم تمام استانداردهایی که فدراسیون جهانی و فدراسیون سوارکاری برای ورزش سوارکاری دارد از یک طرف و معیار‌هایی که برای اصلاح نژاد در سازمان جهاد کشاورزی وجود دارد به کار گرفته شود و با چشم باز کار شود تا محصولی که تولید شود خالص‌تر و کارآتر باشد مثلاً در گذشته ما می‌توانستیم بیماری‌های ژنتیک و قابل انتقال را در اسب‌ها مشخص کنیم از روی تجربه شاید ولی از روی ژن نهفته و ظاهر اسب نمی‌توانستیم تشخیص بدهیم و الان طوری است که در طرح شناسایی ژنتیک، شناخت بیماری‌های چندگانه ژنتیک قابل انتقال به سن بعدی در هر اسب مشخص کنیم و آن اسب را یا از گردونه خارج کرده یا حداقل در کار سوارکاری به کار ببریم تا نژاد‌ ما عاری و مبرا از هر گونه آلودگی ژنتیک باشد.
▪ پرورش اسب چه قدر در پیشبرد و بهبود اقتصاد کشور موثر بوده است؟
- اشتغالزایی، ارز‌آوری بحثی مهم در پرورش اسب به شمار می‌رود چون ما در مرحله صادرات هستیم توسعه پتانسیل‌های ژنتیکی یا غنی‌کردن بانک ژن هم از نظر تحقیقاتی و هم از نظر تنوع زیستی کمک بزرگ به دولت است، دولت به دنبال ابزارهای خاص است که بتواند در عرصه جهان رقابت کند چه نظر از اقتصادی، ورزشی، سیاسی، پرورش اسب ابزار خوبی به شمار می‌رود ایران با داشتن ۱۸۰ هزار رأس اسب در ایران موجودیتش ثابت شده است و بستر فرهنگی و انسانی کار آماده است و از نظر نیروی انسانی مشکلی وجود ندارد و از نظر فرهنگی پذیرش مردم برای این کار خوب ورزش اقتصادی آماده است و مناطق دیگر آماده هرگونه جهش در واحدهای اقتصادی است و پرورش اسب در ایران از یک طرف به عنوان بانک ژنی و از طرف دیگر در رشته‌های خاص مثل ماراتن، سوارکاری، استقامت، پرش و زیبایی و درساژ با استقبال عمومی روبرو شده است و اسب ترکمن چون قبل توانایی‌هایش را در این خصوص ثابت کرده هم در نژاد خالص، هم در نژاد آمیخته با اندکی توجه توانایی رقابت در عرصه بین‌المللی دارد.
▪ کشورهای دیگر چه قدر در زمینه پرورش اسب در ایران سرمایه‌گذاری کرده‌اند؟
- سرمایه‌گذاری در زمینه پرورش اسب در ایران به راحتی قابل انجام است و کانادا قصد انجام سرمایه‌گذاری در ایران را داشت ولی چون در آن زمان قانون صادرات مدون نبود این کار متوقف ماند ولی با این حال ایران با داشتن بستر جغرافیایی و مراتع غنی با یک سرمایه‌گذاری خوب این کار قابل انجام است مثلاً الان در کرمانشاه یک محموله برای سرمایه‌گذاری خارجی ایجاد شده که می‌خواهند روی اسب کار کنند که با اندکی توجه و بسترسازی ساده و برقراری قرارداد همکاری مشترک در قالب یک شرکت بین المللی این کار به راحتی قابل انجام است.
▪ اسب ایران چقدر در جشنواره‌های خارجی حضور دارد؟
- در حال حاضر غیر از بحث قطر که اخیراً اتفاق افتاده اسب‌های ایرانی در رشته پرش شرکت کردند و چون هنوز بحث قرنطینه کل اسب ایران تایید نشده و هم بخاطر استانداردهای ورزشی تازه شروع شده تا به سطح بین المللی برسیم این دو عامل منجر شده تا اسب‌های ایرانی در عرصه رقابت ورزشی نروند ولی با این حال اسب‌های ایرانی در رشته زیبایی قابل رقابت با اسب‌های دیگر هستند و در رشته پرش، درساژ، استقامت بسترها آماده است.
▪ در سال جدید چه اقدامات جدیدی برای بهبود پرورش اسب در ایران دارید؟
- در سال جدید بزرگترین پروژه‌ای که دنبال می‌کنیم فعال کردن تمام استانها از نظر شناسایی ژنتیک و صدور تبارنامه اسب نژاد مخصوص هر استان است که کتاب انسابش در بیاید و این کار شروع شده و در دو استان پایلوت استان خراسان شمالی و استان گلستان در حال اتمام است و استانهای دیگر نیز این کار را قطعاً در سال ۸۶ با کمک فدراسیون و بنابر برنامه‌ریزی با جهاد انجام می‌شود با همکاری تشکل‌های خصوصی و NGO و یک کار دیگر فعال کردن فعالیت‌های بازرگانی در داخل هیات‌ها و تعاونی‌هاست که با ایجاد و بورس و حراج‌های فصلی و سالیانه اسب هر استان یا استان‌های پایلوت بتوانند اسب خود را در یک بازار دائمی و نمایشگاه دائمی عرضه کنند و طراحی وب‌سایت‌ها مختلف برای اسب‌های مناطق مختلف کشور است و از همه مهمتر فعال کردن هیات‌های سوارکاری برای اجرای یکی از بندهای وظایف هیات‌هاست که می‌گوید فعالیت بازرگانی هیات‌هایی است که الان نمی‌توانند جایزه خوب بدهند و مسابقات را با کیفیت خوب انجام بدهند و این کار به راحتی از طریق توافقی بین فدراسیون و وزرات مسکن و شهرسازی استانها با وزارت جهاد کشاورزی بخصوص برای واگذاری زمین‌ها و منابع طبیعی بخشنامه صادر شده و بانک‌ها الان اسب را به عنوان کالای دارای توجیه اقتصادی دارند بپذیرند حتی در استان خراسان شمالی یک کار گروه ویژه اسب وجود دارد که بتوانند هماهنگی بین ادارات و سازمانها را برای بهره‌برداری هیات‌ها و تعاونی‌ها قرار بدهد و با مشارکت سازمان‌هایی نظیر سازمان میراث فرهنگی به یک جهش فوق‌العاده در داخل هیات‌ها و تعاونی‌ها از نظر فعالیت اقتصادی و زیر ساخت‌های علمی و تحقیقاتی ژنوتاپینگ رسید.
▪ برگزاری نمایشگاه و جشنواره در زمینه اسب در ایران چگونه است؟
- در داخل ایران برگزاری جشنواره‌ها زیاد است و در سطح ملی برای اسب‌های بومی بوده و اسب‌های ترکمن و عرب جشنواره ملی دارند و در خصوص اسب ایران جشنواره و کنگره و سمینار‌های ملی و بین المللی برگزار شده است.
▪ شرکت تعاونی‌ها چقدر در پرورش اسب در ایران مشارکت دارند؟
- در مناطق مثل استان خراسان شمالی و گلستان تعاونی‌ها نقش بسیار فعال دارند و حمایت‌های جهاد و فدراسیون سوارکاری منجر شده انگیزه تعاونی‌ها برای فعالیت در دیگر استانها نیز افزایش پیدا کند و با برنامه‌ریزی‌هایی که انجام شده با شناخت کامل از موقعیت‌ و امکاناتی که در استانها وجود دارد فعالیت بازرگانی هیات‌ها را فعال کنیم و آن را به تعاونی‌ها تسری دهیم.
● حرف آخر
اسب مثل جنگل یا آب‌های دنیا یک ثروت بین المللی است و حق بهره‌وری و مالکیت معنوی آن متعلق به کشور است که در آن پرورش می‌یابد و برای نشان دادن برتری این ثرورت در سطح بین المللی باید در بعد تحقیقات، ورزش و رقابتهای اقتصادی تلاش شود و لازمه‌اش کاهش تصدی‌گری دولت در امور و واگذاری کارها به بخش خصوصی و تعاونی است به عنوان مثال به جای آنکه تربیت بدنی خود اقدام به ساخت میدان کند، زمین در اختیار تعاونی‌ها قرار داده شود تا منافع تعاونی‌ها نیز تامین شود و دولت نیز پاسخگوی اصل ۱۴۴ باشد و انگیزه فعالیت برای کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم دست‌اندکار پرورش اسب هستند تقویت شود.
اسب یک ثروت ملی به شمار می‌رود و فعالیت‌اش توجیه اقتصادی دارد و در رقابت اقتصادی به دلیل داشتن پتانسیل‌های ژنتیکی پایان‌ناپذیر حضور پایدار و مستمر دارد.
ژن اسب تمام ناشدنی است و از یک نسل به نسل دیگر بیشتر می‌شود کشورهای اروپایی و امریکایی فواید این ثروت را درک کردند ولی به همان اندازه که پایان‌ناپذیر است آسیب‌پذیر و نابود شدنی هم است و ذخیره ژنتیکی‌اش به راحتی می‌تواند از دست برود.
برای استفاده از این معدن جواهر باید هنر خوب استخراج کردن هم وجود داشته باشد با شناسایی ژنتیک، استاندارد‌ کردن حرکتهای ورزشی، اصلاح نژاد و عرضه کردن آن در قالب ویترین و شوهای خوب و اطلاع رسانی مدون در بازارهای بین المللی به پایان‌ناپذیری این معدن منجر می‌شود.
دست‌اندرکاران بخش کشاورزی باید بدانند که یک بخش مهم توسعه کشاورزی پایدار به اسب ایران بستگی دارد موضوعی که مورد غفلت قرار گرفته و باید توجه بیشتر به آن شود.

منبع:کلوب
articles.ir
 

رامین قاسم نتاج

اخراجی موقت
نژاد اسب ها
منبع:وب سایت گذری بر پرورش اسب
اگر به نژادهای مختلف اسب در دنیا علاقه مندید و زبان انگلیسیتون هم بد نیست در ادامه چند لینک دانلود گذاشتم که هر کدام توضیحی مختصر در مورد نژادی خاص میده
همشون ebook هستند و راحت با adobe acrobat reader اجرا میشن. اما توضیحی مختصر در مورد هر کدام:

کوارتر (Quarter)
اسب های نژاد کوارتر چارشانه و خشن و قوی و عضلانی و محکم هستند. تقریبا به هر رنگی که تصور کنید وجود دارند و از اسب های کوارتر آمریکایی عضلانی تر و قوی تر هستند. این اسب ها بیشتر برای سواری شخصی استفاده می شوند. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/quarter_horses.pdf&mode=download

پینت (American Paints)
اسب های نژاد پینت به خاطر وجود لکه های مشخص و منحصر به فرد در روی پوستشان به این نام خوانده می شوند. گاهی Pintos یا Piebalds نیز خوانده می شوند اسب های پینت آمریکایی عضلانی و نیرومند و باهوش هستند و خیلی سریع تعلیم می بینند. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/american_paints.pdf&mode=download

آپالوساس (Appaloosas)
این اسب ها اسمشان را از رود خانه Palouse یعنی جایی که برای اولین بار پرورش یافتند به دست آورده اند. مشخصه آنها وجود نقاط خال خالی روی پوست و نیز تطبیق پذیری و همه کاره بودن می باشد. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/appaloosas.pdf&mode=download

کوارتر آمریکایی (American Quarters)
کوارتر آمریکایی یک تیره جداگانه می باشد. وجه تسمیه اسب کوارتر به خاطر توانایی این اسب در مسابقات یک چهارم مایل (quarter a mile) می باشد. نژادی همه کاره می باشند که بدن محکم و عضلانی آنها توانایی مانورهای پیچیده و بغرنج را فراهم می کند. این استعدادها باعث شده که از آنها در کارهای مزرعه و سوارکاری نمایشی و سواری آزاد به بهترین نحو استفاده شود. لازم به ذکر است که اسب های کابوی های آمریکایی در زمان خودشان از این نژاد بوده. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/american_quarters.pdf&mode=download

تروبرد (Thoroughbreds)
این نژاد هم که معرف حضور همه است و شما می توانید دور محوطه ای به اندازه یک استخر همانند میدان مسابقه با او بتازید. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/thoroughbreds.pdf&mode=download

عرب (Arabians)
این اسب زیبا هم که جد بسیاری از اسب های گونه های کنونی شناخته می شود احتیاج به معرفی نداره. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/arabians.pdf&mode=download
 

mehr.mehr1398

New member
ممنون بابت پست خوب شما میخواستم بدونم احیانا طرح توجیهی پرورش اسب ندارین ممنون میشم
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M طرح توجیهی پرورش اسب دامپروری 0
ni_rosa_ce منابع خوراک اسب دامپروری 0
"Pejman" چگونگی اصلاح سم اسب دامپروری 1

Similar threads

بالا