[آلات موسیقی] - ویولون

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
ویولون ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی آرشه‌ای است.

برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود.

کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).

اصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید
تاریخچه ویولون
تاریخچه ویلن در اروپا به قرن ۹ میلادی باز میگردد.بسیاری معتقدند که ویلن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده‌است و برخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود.
پیشینهٔ ساز
از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می‌توان گفت پختگی.

یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می‌باشد.

تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند.

بخش‌های ویولون
این ساز از ۵۸ قطعه مختلف ساخته می‌شود.وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می‌باشد.

ویلن از بخش‌های زیر تشکیل شده‌است :

آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است.
جعبه طنینی (جعبه ریزونانس): جعبه‌ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده‌است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.
دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌شوند.
خرک: پلیست بین سیم‌ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم‌ها، نگه داشتن سیم‌ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم‌ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم‌ها و خرک.
گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده‌است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد.
سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده‌است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌شود.
سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند. سیم‌های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می‌شد. امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌شود.

نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نخستین سازندگان معروف ویولن ازایتالیا هستند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواری، بهترین ویولن‌های دنیا را ساختند.
نوازندگی ویولون
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.


محل قرار گرفتن ویلن بر روی سطح شانه و در نزدیکی گردن نوازنده‌است.
نوازندگان ویلون

با ورود ویولن به ایران برخی از نوازندگان کمانچه مانند حسین خان اسماعیل زاده، علی اصغر بهاری، حسین یاحقی و... به آموختن آن پرداختند.

از جمله نوازندگان صاحب سبک این ساز در موسیقی ایرانی می توان به ابوالحسن صبا، حسین یاحقی،پرویز یاحقی،مهدی خالدی، علی تجویدی، اسدالله ملک، حبیب‌الله بدیعی، مجتبی میرزاده، رحمت‌الله بدیعی، علی محجوبی، رکن الدین مختاری ،همایون خرم ، شجاع الدین لشکرلو و بیژن مرتضوی اشاره کرد.


 

mani24

کاربر ممتاز
ویولن
رده‌بندی سازهای زهی (آرشه‌ای)​

محدودهٔ صوتی کوک سیم ها و محدوده صوتی
نوازندگان​
طریقه نواختن​
ویولون ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی
برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود.
کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب :
می‌ (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).​
بنابراین اصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید.​
تاریخچه ویولون​
تاريخچه ويلن در اروپا به قرن 9 ميلادي باز ميگردد.بسیاری معتقدند که ویلن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخي بر اين باورند كه ساز ويلن متعلق به يك امپراطوري هند در 5000 سال قبل از ميلاد بوده است و برخي ديگر ريشه ان را در افريقا و حتي كشورهاي عربي ميدانند. فرمهاي اوليه داراي سوراخي بودند كه بر روي ساز قرار داشت اما بعد ها اين سوراخ از بدنه ساز ها حذف شدند و اين ساز با چهار سيم سر اغاز ساز ويلن تكامل يافته در سالهاي اينده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ويلن به صورت تكامل يافته دیده می‌شود.​
پیشینهٔ ساز​
از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد ، که در برخی موارد وی را مختراع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواریایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می‌توان گفت پختگی.
یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می‌باشد.
تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند.​
بخش‌های ویولون آرشه‌ای است.​

خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه‌رنگ در عقب) و سیم‌های ویولون​
این ساز از ۵۸ قطعه مختلف ساخته می‌شود.وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می‌باشد.
ویلن از بخش های زیر تشکیل شده است :​
* آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است.​
* جعبه طنینی (جعبه ریزونانس): جعبه‌ای است که از سه بخش صفحه روئی ، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده است. گریف ،خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس ( به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.​
* دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌شوند.​
* خرک: پلیست بین سیم‌ها و جعبه طنینی . نقش خرک تقسیم راه سیم ها ، نگه داشتن سیم ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم‌ها به جعبه طنینی . در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم ها و خرک.​
* گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده‌است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد.​
* سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده‌است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌شود.​
* سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند. سیم‌های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می‌شد. امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌شود.​
نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نخستین سازندگان معروف ویولن ازایتالیا هستند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتینیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواری، بهترین ویولن‌های دنیا را تاکنون ساخته‌اند.​
​​
نوازندگی ویولون​
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.
و فرزندش
محل قرار گرفتن ویلن بر روی سطح شانه و در نزدیکی گردن نوازنده است.​
نوازندگان ویلون​

با ورود ویولن به ایران برخی از نوازندگان کمانچه مانند حسین خان اسماعیل زاده، علی اصغر بهاری، حسین یاحقی و... به آموختن آن پرداختند.
از جمله نوازندگان صاحب سبک این ساز(در سبک موسیقی ایرانی)، می‌توان به علی محجوبی، رکن الدین مختاری، ابوالحسن صبا، علی تجویدی، اسدالله ملک، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، ابراهیم لطفی، همایون خرم، مجتبی منصوری، رحمت‌الله بدیعی، امیرحسین وفائی و همایون خرم اشاره کرد​
 

mani24

کاربر ممتاز
در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است.

در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود.

الگوی شماره 1/1:


- نحوه دست گرفتن ساز


بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد.

1/1/1- شانه و گردن:

نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است.

زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.


بالشتک ویولون


به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد.

نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.

نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد.

در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)





بالشتک ویولون

2/1/1- میزان بالا بردن دست چپ:

در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد.
 

mani24

کاربر ممتاز
الگوی شماره1/2:

- نکات مربوط به دست چپ:


1/1/2- چرخش دست:

دست انسان به شکل طبیعی درحالت ایستاده، به فرمی قرار می گیرد که کف دست ها به موازات بدن می باشد.

حال از آنجا که برای نواختن این ساز، لازم است تا کف دست و انگشتان نوازنده به سمت تخته انگشت گذاری( گریف ) متمایل گردد، بنابراین بایستی نوازنده دستش را در حین بالا آوردن ، به سمت گریف بچرخاند.

2/1/2- محل قرارگیری دست بر روی گریف:

در حالت معمول موقعیت قرارگیری دست نوازنده بر روی دسته ساز ، منطبق با پوزیسیون اول دست چپ است که در این حالت لازم است تا شست در کناره دسته، روبروی نقطه تماس انگشت اول با گریف قرار گرفته و بهتر است تا با آن هم راستا بوده و جلوتر و یا عقب تر از آن نباشد.

تذکر-1:
نقطه تماس انگشت اول با گریف در مورد فوق، به فاصله یک پرده کامل از شیطانک فرض شده است و منظور قرار گیری انگشت اول در حالت به عقب کشیده شده با فاصله نیم پرده از شیطانک نیست.

برای آنکه دست چپ نوازنده در موقعیت پوزیسیون اول قرار گیرد، لازم است تا او علاوه بر آنکه دستش را در هنگام بالا آوردن از ناحیه آرنج خم می کند، بازوی چپش را نیز کمی نسبت به تنه جلو آورد که نشانه آن، همان جلوتر رفتن آرنج نسبت به بدن نوازنده است. ( در این حالت بازو به سمت بالا حرکت می کند.) انجام این امر باعث می شود که اولا کف دست نسبت به بدن نوازنده فاصله گرفته، جلوتر رفته و بتواند در پوزیسیون اول مستقر شود و ثانیا ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند.( رجوع به بند شماره 2/1/1)





شیوه اشتباه در شکستگی مچ به داخل




تذکر-2:
نکته مهمی که در اینجا باید دقت داشت آن است که نیازی نیست که نوازنده برای حرکت دادن بازوی چپ، شانه چپ خود را نیز به سمت جلو حرکت دهد و بازو را به همراه شانه، به اصطلاح" به راه " اندازد. بعضی نیز به اشتباه در هنگام دست گیری ساز برای متمایل ساختن ویولون به سمت داخل قفسه سینه، شانه چپ خود را به سمت راست چرخانده و در واقع شانه را به سمت داخل قفسه سینه متمایل می کنند که اتخاذ هر دو این حالات اشتباه بوده و درهر دو این حالات شانه چپ از امتداد گردن و شانه راست خارج می گردد.





شیوه اشتباه در پیچش مچ به سمت راست

در واقع برای فهم بهتر موضوع باید به "نقش مفصلی" شانه توجه نمود. مفصل شانه، انجام حرکات چرخشی و جابجایی بازو را بدون به حرکت در آوردن ناحیه کلی شانه و بخشی از ناحیه سمت چپ قفسه سینه امکان پذیر می سازد.

3/1/2- مچ:
همانطور که مچ دست در حالت افتاده طبیعی هم راستا با ساعد قرار دارد، نباید در زمان بالا آوردن دست و گرفتن ساز به منظور انگشت گذاری نیز، مچ به سمت داخل و یا خارج، بشکند و از راستای ساعد خارج گردد ( در حالت اول، به اصطلاح دست به شکل گدایی در آید و در حالت دوم، مچ به صورت بیرون زده شود.) و یا به طرفین متمایل گشته و به سمت چپ یا راست بشکند.







شیوه اشتباه در شکستگی مچ به خارج


تذکر-3:
هم راستایی مچ و ساعد در هنگام نواختن، تنها در پوزیسیون های پایین تر دست چپ، امکان پذیر بوده و لازم است تا نوازنده آنرا به بهترین شکل ممکن، رعایت نماید.

تذکر-4:
این هم راستایی در حالت عمومی نواختن مورد نظر است و مچ را گاه می توان برای اجرای با تسلط تر مواردی چون بعضی آکورد های چهارسیمه و یا تریل ها از حالت هم راستایی با ساعد خارج ساخت و به سمت داخل و یا خارج متمایل ساخت.







شیوه طبیعی و صحیح


تذکر-5:
در صورتی که مچ نوازنده به سمت داخل بشکند، جدای از آنکه در هنگام تغییر پوزیسیون دچار مشکل می گردد انگشتانش در هنگام نواختن نیز ممکن است تا با همدیگر درگیر شده و به اصطلاح به یکدیگر گیر کنند. از طرف دیگر نوازنده نمی تواند تا با تسلط بر روی گریف انگشت گذاری نماید.

تذکر-6:
در صورتی که مچ به سمت خارج بشکند، نوازنده لازم است تا برای رساندن انگشتان به پرده مورد نظر، آنها را از فرم و شکل عادی انگشت گذاری خود، خارج نماید. از طرف دیگر با توجه به دورتر شدن انگشت های نوازنده از پرده های ساز( به علت بوجود آمدن شکل عقب کشیده انگشتان به واسطه عقب رفتگی مچ )، امکان نرسیدن انگشت ها بر سر پرده ها وجود دارد که باعث می شود تا نوازنده انگشتانش را به اصطلاح " کم " گذاشته و خارج بنوازد. همچنین شکست دائمی مچ به سمت خارج، باعث دردناکی آن ناحیه در دراز مدت می گردد.
 

mani24

کاربر ممتاز
ادامه الگوی شماره1/2:

- نکات مربوط به دست چپ:

2/1/4- شست چپ:


توجه به چگونگی نگهداری شست چپ در حالت صحیح و نکاتی که مربوط به این انگشت و ناحیه ی متصل به آن در کف دست چپ است، همواره باید مورد توجه نوازندگان ویولون باشد.

همانطور که در حالت طبیعی دست، شست چپ به فرم کشیده قرار داشته و در بند اول و آخر آن ( که همان مفصل پیوند دهنده انگشت شست به دست می باشد ) شکستگی ندارد، نیازی نیست تا در هنگام دست گیری یا نواختن ساز نیز، شست چپ دچار شکستگی گردد.

تذکر-7: ناکل انگشتان ( knuckles )ردیف مفاصل پیوند دهنده آخرین بند انگشتان به دست است و ترتیب شمارش بند انگشتان در این سلسله مقالات به صورت اختیاری، از سوی سر انگشت به سمت ناکل انتخاب گردیده است.

تذکر-8: در بند اول امکان به وجود آمدن دو شکل شکستگی در شست وجود دارد. نخست شکستگی به سمت داخل که باعث می گردد تا سر انگشت به سمت گریف متمایل گردد و دوم شکستگی به سمت خارج که باعث منحرف شدن سر انگشت به سمت چپ نوازنده یا همان خارج گریف است.

در حالت نخست شکستگی ( با توجه به عدم استفاده از انگشت شست در حالت عمومی ویولون نوازی )، باید توجه داشت که انحراف سر انگشت شست به سمت گریف باعث می گردد تا در هنگام انگشت گذاری شست برای دیگر انگشتان ایجاد مزاحمت نماید که این مزاحمت، در هنگام انگشت گذاری نوازنده بر روی سیم سل به حداکثر میزان خود می رسد.





شکستگی اشتباه شست به سمت گریف



از دیگر سو، شکستگی شست به سمت داخل باعث بوجود آمدن نوعی گرفتگی یا انقباض در انگشت شست و هم ناحیه ای از کف دست چپ که با شست مرتبط است نیز می گردد که علاوه بر ایجاد خستگی زود هنگام دست در تمرین، سرعت نواختن را نیز کاهش می دهد.

در حالت دوم شکستگی، انحراف شست به سمت خارج باعث می گردد تا از میزان تسلط در نوازندگی کاسته شود. همواره شست و کناره اولین انگشت دست چپ، بیشترین میزان نقش را در دست گیری ساز ایفا می کنند و انحراف خارجی شست از میزان اتکای دست بر دسته ساز و توان نوازنده در دست گیری ساز می کاهد.

تذکر-9: در بند آخر شست، معمولا تنها شکست داخلی رخ می دهد. این نوع شکستگی اشتباه که باعث بوجود آمدن نوعی برآمدگی در ناحیه داخلی کف دست که با شست مرتبط است می گردد، از دامنه حرکتی دیگر انگشتان دست چپ می کاهد.







شکستگی اشتباه شست به سمت خارج



تذکر-10: پس از این مقدمه به شایع ترین نوع اشتباه نوازندگان، در رابطه با شکستگی شست چپ می پردازیم و آن حالتی است که از ترکیب حالات اشتباه بالا رخ می دهد. در این حالت اشتباه، شست از بند اول و آخر به صورت توامان به "سمت داخل" می شکند. بروز این حالت در دست باعث می گردد تا نوازنده از مجموعه ی ایرادات هر یک از شکست های اشاره شده در بالا رنج برده و دچار ضعف در نوازندگی گردد.







شکستگی اشتباه توامان شست



تذکر-11: در حالت کلی، بهتر است شست چپ نسبت به گریف تا نقطه ای که میان سر انگشت و اولین بند آن قرار دارد ( یا نقطه میانی اولین بند)، بالا آورده شود.

رعایت این نکته باعث می گردد تا "فاصله میانی" لازم بین دست چپ نوازنده و زیر دسته ساز به اندازه ای متعادل وجود داشته باشد.(البته مقدار این فاصله بر اساس شکل و اندازه ی دست نوازندگان متفاوت است.)*







حالت صحیح شست


2/1/5- آرنج چپ:

در حالت قرارگیری دست چپ در "پوزیسیون های پایین تر" گریف ویولون بهتر است تا آرنج چپ دقیقا در زیر وسط ویولون و یا در زیر امتداد گریف قرار گیرد و بهتر است سعی شود تا در این ناحیه، آرنج بیش از اندازه به سمت راست و یا چپ متمایل نگردد.

تذکر-12: در صورتی که آرنج بیش از اندازه به سمت چپ متمایل گردد، نوازنده در انگشت گذاری بر روی سیم سل دچار مشکل می گردد و به سختی می تواند انگشتانش را به سیم آخر ویولن برساند.

این حالت بحرانی در انگشت چهارم دست چپ، حتی برای نوازندگانی که دارای انگشتان بلند و کشیده نیز هستند، مشکل آفرین است.






شیوه اشتباه در متمایل ساختن آرنج به سمت چپ



تذکر-13: در صورتی آرنج بیش از اندازه به سمت راست متمایل گردد، نوازنده در انگشت گذاری به شکل صحیح بر روی سیم می، دچار مشکل می گردد.**

*چنانچه دست چپ نسبت به دسته ساز زیادتر از حد، بالا رود و یا بیش از اندازه پایین تر نسبت به دسته ساز گرفته شود، در هر دو فوق حالت فاصله میانی اشاره شده در بالا از بین می رود و باعث پدیدار شدن اشکالاتی در نحوه و شکل انگشت گذاری بر گریف می گردد که در بحث انگشت گذاری به آن اشاره خواهد شد.

** در بحث انگشت گذاری این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 

mani24

کاربر ممتاز
الگوی شماره1/3:

-انگشت گذاری دست چپ:

3/1/1: اصل ماندگاری انگشتان بر یک سیم:


هنرجو در مراحل ابتدایی آموزش، همواره باید هنگام انگشت گذاری بر گریف به اصل ماندگاری انگشتان توجه داشته باشد. هر چند پس از طی مراحل اولیه نوازندگی، این امر کمتر توسط نوازندگان حرفه ای مورد توجه قرار می گیرد.

پایبندی هنرجو در مراحل ابتدایی آموزش به اجرای صحیح این اصل، باعث می گردد تا اولا ذهن هنرجو به درکی صحیح تر از نحوه چیدمان انگشتان در وضعیت های متفاوت انگشت گذاری با فواصل مختلف دست یابد و ثانیا توانایی فیزیکی هنرجو برای نگهداری همزمان انگشتان در وضعیت های نامتعارف انگشت گذاری افزایش یابد و ثالثا بر میزان توانایی هنرجو در گذاشتن یک انگشت بر گریف به شکل مستقل از دیگر انگشتان افزوده گردد.

اصل ماندگاری انگشتان بر یک سیم:

هرگاه انگشت گذاری در یک سیم به ترتیب از انگشت اول به بعد انجام پذیرفت نوازنده بایستی علاوه بر نگهداری انگشت آخر، انگشتان گذاشته شده قبلی را نیز، بر روی گریف نگاه دارد اما اگر انگشت گذاری به شکل نامنظم و بدون ترتیب انجام پذیرفت، دیگر نیازی بر گذاشتن همزمان انگشتان ماقبل بر روی گریف وجود ندارد.

برای مثال، اگر بر روی سیم -لا- اجرای پشت سر هم نت های لا تا می در پوزیسیون اول مطرح باشد، نبایستی پس از نواخته شدن هر یک از نت های این مجموعه انگشت متناظر با آن را از روی گریف برداشت. اما در صورتی که بلافاصله پس از اجرای سیم آزاد نواختن نت - ر- مطرح باشد، نیازی به گذاشتن همزمان انگشتان اول و دوم با انگشت سوم وجود ندارد و انگشت سوم می تواند به شکل مستقل بر روی گریف گذاشته شود.

البته باید توجه داشت اجرای این اصل در مجموعه های کوچکتر انگشت گذاری نیز به همین شکل صورت می پذیرد. برای مثال در اجرای پشت سر هم نت های دو، ر، می بر روی سیم لا نبایستی انگشتان دوم و سوم را پس از اجرای نت های - دو - و - ر - برداشت و برای نواختن نت- می - بلافاصله پس از نت - سی - نبایستی انگشتان دوم و سوم را بر روی گریف گذاشت و در این حالت انگشت چهارم به تنهایی بر روی گریف می نشیند.

تذکر-14:
اجرای این اصل در یک پوزیسیون، بستگی به شکل فواصل موسیقایی انگشتان آن نسبت به یکدیگر ندارد.



3/1/2: نحوه انگشت گذاری:






شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت دوم به صورت حلالی


همواره در هنگام انگشت گذاری موارد زیر بهتر است به شکل همزمان رعایت گردد تا به شکلی صحیح از انگشت گذاری دست یابیم:
3/1/2/1: در هنگام انگشت گذاری بر روی گریف ویولون لازم است تا انگشتان به صورت هلالی بر روی گریف گذاشته شوند.

اگر انگشت از بند اول خود به سمت داخل بشکند و به اصطلاح انگشت به جای شکل هلالی به صورت هشتی گذارده شود این امر به مرور زمان باعث ایجاد دردناکی انگشت در این ناحیه گشته و از دیگر سو از میزان احاطه نوازنده در انگشت گذاری می کاهد.





شیوه غلط قرار گرفتن انگشت اول​



3/1/2/2: همواره در نواختن، بایستی سیم از ناحیه نشیمنگاه سر انگشت گرفته شود و از دخالت ناخن در انگشت گذاری جلوگیری گردد و انگشت در هنگام نشستن بر روی گریف نبایستی به فرمی قرار گیرد که ناخن نوازنده با سیم درگیر شود و به عبارت دیگر نوازنده سیم را با ناخن بگیرد.*

در این حالت اشتباه، از میزان قوس داخلی انگشتان و شکل هلالی آنها کاسته می گردد و برای انگشت گذاری، به ناحیه سر انگشت فشاری بیشتر از حد لازم، وارد می گردد و همچنین از میزان تسلط در انگشت گذاری کاسته شده و در عین حال از میزان استقلال انگشتان نسبت به یکدیگر در هنگام نواختن کاسته می گردد.





شیوه غلط قرار گرفتن ناخن روی سیم​



3/1/2/3: هرگاه در امتداد درازای انگشت خطی فرض کنیم که این درازا را به دو نیمه سمت چپ و راست قسمت کند، لازم است تا نوازنده ویلون با نیمه سمت چپ نشیمنگاه سر انگشت، بر روی گریف انگشت گذارد.

زیرا اولا با توجه به فاصله اندک میان سیم ها در ویلون در صورتی که سیم با نیمه سمت راست انگشت گرفته شود، انگشت تا حدود زیادی بر روی سیم بم تر مجاور قرار می گیرد و در صورتی که نیاز به اجرای نتی با شماره انگشت پایین تر بر روی سیم بم تر به طور همزمان( اجرای دوبل ) و یا بلافاصله پس از آن باشد، اجرا با مشکل همراه خواهد شد.





شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت سوم به صورت حلالی​



ثانیا انگشت گذاری با نیمه راست نشیمنگاه سر انگشت، در بسیاری از هنرجویان منتهی به شکستگی مچ چپ به سمت راست می گردد که مطلوب نیست.( رجوع شود به بند 3/1/2- مچ )

3/1/2/4: به غیر از زمانی که اجرای کنت ها(به فتح کاف) یا همان فواصل پنجم مورد نظر نوازنده است، در سایر مواقع با رعایت موارد بالا بایستی به گونه ای انگشت گذاری انجام پذیرد که سیم زیرتر مجاور، آزاد باشد.






شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت چهارم به صورت حلالی
تذکر-15:

انگشت گذاری زمانی به بهترین شکل انجام می پذیرد که بند شماره: 1/1/2 مربوط به چرخش دست به درستی انجام پذیرفته باشد.

*به همین منظور لازم است تا نوازنده ناخن را تا حد ممکن کوتاه نگاه دارد.
 

mani24

کاربر ممتاز
3/1/2/5: در حالت قرارگیری انگشت اول در کنار شیطانک نبایستی امتداد بند اول این انگشت در پشت دست، از امتداد پشت ساعد و دست چپ خارج گشته و از امتداد آنها عقب تر رود و این انگشت به شکل شکسته در ناکل در آید. در غیر اینصورت کششی نامتعارف در ناحیه ناکل انگشت اول بوجود آمده و همچنین از آزادی عمل سایر انگشتان (به خصوص انگشت چهارم) در انگشت گذاری کاسته می گردد.

در حالتی که لازم است تا تنها انگشت اول به سمت عقب حرکت نموده و در کنار شیطانک قرار گیرد، باید از انتقال کل مجموعه دست چپ به سمت عقب خودداری نمود و باید تنها این انگشت را، به سمت عقب حرکت داد.

البته این مورد را نباید با حالتی که مجموعه دست چپ به سمت عقب حرکت می کند و در پوزیسیون نیم-قبل از پوزیسیون اول- قرار می گیرد، اشتباه گرفت (نظیر اجرای گام سل بمل ماژور در پوزیسیون اول عقب کشیده یا همان پوزیسیون نیم).

تذکر-15: همواره برای انتقال یک انگشت میان دو پرده مجاور، زمان منظور گشته در این جابجایی از ضرب آهنگ نتی صرف می گردد، که تغییر می یابد. برای مثال در نواختن سل دیز بلافاصله پس از سل بکار با انگشت دوم در پوزیسیون اول سیم "می"، زمان صرف شده برای جابجایی، از ضرب آهنگ نت سل دیز صرف می گردد.

3/1/2/6: از آنجا که در انگشت گذاری بر گریف مجبور به اعمال نیرو هستیم و این امر بطور دائمی در هنگام نواختن صورت می پذیرد، از این رو توجه به دو مورد میزان فشار انگشت و چگونگی وارد ساختن آن در زمان انگشت گذاری بر گریف لازم است.

الف-میزان فشار انگشت: صرف بیهوده نیرو و وارد ساختن فشار بیش از اندازه بر گریف، باعث وجود آمدن دردناکی در دست و خستگی زود هنگام نوازنده در زمان تمرین می گردد، از دیگر سو میزان این فشار با توجه به شکل طبیعی انگشتان و مشخصات فیزیکی شکل ویولون، در تمامی نقاط گریف یکسان نیست.








شکل غلط قرار گیری انگشت اول


(به فاصله نیم پرده از شیطانک)


بنابراین بهتر است تا انگشت گذاری با دقت به نکات زیر انجام گردد:
1-در حالت "معمول" نواختن بر روی یک سیم و به خصوص در "پوزیسیون های پایینتر"، بطورکلی نیازی نیست تا بی مورد فشار اضافه و بیش از اندازه بر انگشت وارد سازیم.

باید دقت داشت که گاه به اشتباه، هنرجو برای حصول صداگیری قوی تر از ویولون به جای وارد آوردن فشار قائم به آرشه انگشتان دست چپ خود را محکم تر بر روی گریف فشار می دهد و باعث صرف نیروی بیهوده در دست چپ می گردد.





شیوه صحیح قرار گیری انگشت اول

(به فاصله یک پرده از شیطانک)




2- طبیعی است این میزان فشار در انگشتان مختلف متفاوت بوده و با توجه به طول و ابعاد فیزیکی در انگشتان مختلف متفاوت می باشد.( برای مثال انگشت چهارم بطور طبیعی دارای طولی کوتاهتر و ابعاد فیزیکی کوچکتر نسبت به سایر انگشتان بوده و طبیعی است که بازوی کوچکتری برای انتقال نیرو محسوب می گردد ).

3-به طور طبیعی هرچه در "پوزیسیون های بالاتر" انگشت گذاری انجام می گردد، وضعیت انگشت گذاری بحرانی تر می گردد( به علت دخالت و وارد گشتن پارامتر شکل طبیعی ساز، در ارتباط دو سویه میان دست و گریف )، همچنین فاصله ارتفاعی سیم از گریف افزایش می یابد (و این فاصله در پوزیسیون های انتهایی ویلن به بیشترین میزان خود می رسد).

بنابراین فشار لازمه برای انگشت گذاری در پوزیسیون های بالاتر نسبت به پوزیسیون های پایین تر دچار تغییر می گردد.​
 

mani24

کاربر ممتاز
ب- چگونگی وارد آوردن نیرو: نیروی وارده برای انگشت گذاری، تنها بایستی از طریق سر انگشت بر روی گریف وارد گردد و نبایستی سایر قسمت های دست (به خصوص ناحیه مچ)، درگیر این مسئله شود. برای تمرین می توان بدون بکارگیری آرشه، ویلون را نگاه داشت و با پرتاب انگشتان از فاصله یک الی دو سانتی بر روی گریف و اعمال نیرو تنها از طریق سر انگشت، به تمرین انگشت گذاری پرداخت. در این تمرین لازم است تا نکات زیر رعایت گردد:
1- در هنگام تمرین با هر انگشت از حرکت اضافه و بی مورد سایر انگشتان(چه در نشستن و چه در برخواستن از روی گریف) جلوگیری شود و هر انگشت باید بتواند به شکلی مستقل از دیگر انگشتان این تمرین را انجام دهد.

2- برای برداشتن انگشت، آن را بیش از اندازه نسبت به گریف بالا نیاوریم و از آن فاصله ندهیم (همچنین میزان نشست و برخواست انگشت نسبت به گریف، یک اندازه باشد).

3- برداشتن انگشت همراه با پرتاب آن به سمت بالا نباشد و به عبارت دیگر در هنگام برداشتن انگشت نیروی اضافه صرف این عمل نگردد و از تاکید دادن بی مورد ذهنی و یا عملی بر روی برداشتن و نشستن انگشت، اجتناب نمود.

4- تک تک انگشتان توانایی لازم در انتقال نیرو، تنها از ناحیه سر انگشت بر روی گریف را به دست آورند.

3/1/3: انگشت گذاری در سیم های مجاور:
بهترین شکل انگشت گذاری در تغییر سیم، روندی است که در راحت ترین شکل ممکن و با جلوگیری نمودن از ایجاد هر حرکت اضافی در ناحیه دست، صورت می پذیرد و متاسفانه گاه شاهدیم تعداد حرکات اضافی و بی موردی که نوازنده در اجرای یک جمله موسیقایی به "مجموعه دست چپ" خود می دهد، از تعداد کل نت های آن جمله بیشتر است.

لازم به یادآوری است که برای یادگیری بهتر و کنترل انگشت گذاری صحیح در حالات مختلف نواختن روی یک سیم و مابین سیم های مجاور و مابین سیم های غیر مجاور که در این سلسله مقالات مورد بررسی قرار می گیرد از آینه می توان بهره جست.(رجوع شود به مقاله

3/1/3/1: انگشت گذاری در پوزیسیون های اول تا چهارم در حالی صورت می پذیرد که موارد مطرح شده در بند شماره 2/1/5مربوط به محل قرارگیری آرنج چپ برقرار است. بنابراین نبایستی در هنگام انگشت گذاری از سیم می به سمت سیم سل آرنج چپ بیش از اندازه به سمت راست انحراف یابد(و یا در حالت عکس حرکت آرنج در انگشت گذاری از سیم سل به سمت سیم می، اتفاق افتد).

3/1/3/2: در این حالت نوازنده لازم است تا از بروز هرگونه شکست جانبی مچ در انگشت گذاری بر سیم های مجاور که در بند شماره 3/1/2 آمده است خودداری کند. (به خصوص شکست به سمت راست مچ، در روند انگشت گذاری از سیم سل تا می).

تذکر-16: امتداد راستای مچ نسبت به ساعد و محل قرارگیری آرنج چپ در هنگام انگشت گذاری در پوزیسیون پنجم و به بعد، تغییر می یابد که در قسمت اجرای پوزیسیون های دست چپ مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

3/1/3/3: برای اجرای فواصل پنجم ( کنت، Quinte ) انگشت نباید از یک سیم به سیم مجاور انتقال یابد. بلکه نوازنده باید از ابتدا با در نظر داشتن این حالت، انگشت را همزمان بر روی دو سیم مجاور نگاه دارد تا در هنگام تعویض سریع سیم هیچگونه قطعی صدا به سبب انتقال انگشت بوجود نیاید (مانند اجرای لگاتوی نت های "سل" و "ر" با انگشت سوم در پوزیسیون اول سیم های دوم و سوم).

تذکر-17: برای اطلاع یافتن از چگونگی به کارگیری سیم آزاد در هنگام انتقال به سیم مجاور، می توان به بخش سیم آزاد در مقالات ادیت در ویولون مراجعه نمود.
 

mani24

کاربر ممتاز
3/1/3/4 : با توجه به بزرگی فاصله طولی و دور بودن نامتعارف انگشتان اول و چهارم، انگشت اول می تواند در هنگام اجرای دوبل های فاصله نهم و دهم ، به شکل شکسته در ناحیه ناکل در آید و نکته اشاره شده مربوط به شیوه نشستن انگشت اول در بند شماره 5/2/1/3 مبنی بر هم امتدادی بند اول این انگشت در پشت دست، با امتداد ساعد و دست چپ برقرار نیست.

3/1/4 : انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور:
همانند بند قبل، انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور نیز باید با جلوگیری نمودن از ایجاد هر حرکت اضافی در ناحیه دست، صورت پذیرد.

مچ نوازنده درهنگام تعویض سیم بم به سیم زیر غیر مجاور، نباید دچار شکستگی به سمت راست گردد و همچنین نیازی به خروج آرنج از زیر گریف به سمت راست در هنگام تعویض سیم زیر به سیم بم نمی باشد.

3/1/4/1: هنگامی که در یک پوزیسیون دست چپ نیاز باشد تا یک شماره انگشت بلافاصله پس از نواختن در یک سیم، در سیم مجاور و یا غیر مجاور خود گذاشته شود و از طرف دیگر فاصله طولی انگشت از شیطانک در سیم جدید تغییر نیافته باشد،دقت به محل دقیق نشستن انگشت ضروری است(مانند اجرای نت- دو بکار- در پوزیسیون اول سیم سل بلافاصله پس از نت- لا بکار- در همان پوزیسیون سیم می با انگشت سوم در گام دو ماژور).

زیرا با توجه به سه اصل اشاره شده قبلی یعنی چرخش دست به سمت گریف (بند شماره 2/1/1) ، لزوم پرهیز نوازنده از دادن حرکات اضافی به دست چپ برای انگشت گذاری و لزوم نشستن انگشتان از نیمه چپ نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف (بند شماره 3/2/1/3) ، هر شماره انگشت در زمان باز شدن (در انگشت گذاری از سیم زیر به سیم بم) یا بسته شدن خود(در انگشت گذاری به نحو عکس) مسیری مورب را نسبت به امتداد گریف طی می کند. البته بکار گیری یک شماره انگشت در سیم های مجاور راحت تر از حالتی است یک شماره انگشت بلافاصله در دو سیم غیر مجاور گذاشته می شود، زیرا در حالت اول انگشت مسیر مورب کمتری را بر روی گریف طی می کند.

در واقع لازم است تا نوازنده در این حالت اگر از سیم زیر به سمت سیم بم انگشت گذاری می کند، قبل از نشاندن انگشت کمی آن را جمع نماید تا صدای نت حاصله از انگشت گذاری به اصطلاح"زیاد" نباشد و در حالت عکس، قبل از گذاشتن انگشت بر سیم زیر کمی آن را باز نماید تا صدای نت حاصله یه اصطلاح "کم" نباشد.

هر چند میزان باز و جمع نمودن یک انگشت که به شکل ارادی توسط نوازنده انجام می پذیرد به اندازه بسیار ناچیزی است، اما دقت بر این نکته باعث می گردد تا صدای حاصله از انگشت گذاری دقیق گردد.

3/1/4/2: نکته دیگر که کمک شایانی به انگشت گذاری در سیم های غیر مجاور می نماید رعایت صحیح فاصله میانی بین دست چپ نوازنده و زیر دسته ساز است (مراجعه به تذکر- 11). در صورتی که نوازنده دست خود را بالاتر از میزان متعادل اشاره شده دست چپ نسبت به گریف نگاه دارد، روال انگشت گذاری در سیم های مجاور دچار مشکل گشته و انگشتان دیگر از نشیمنگاه سر انگشت بر روی گریف قرار نمی گیرند (مراجعه شود به بند شماره:2/2/1/3).

متاسفانه گاه برخی نوازندگان بر اساس این فرض اشتباه، که بالا بردن دست نسبت به گریف باعث تسلط بیشتر انگشت گذاری در تعویض سیم می گردد دست چپ خود را بیش از اندازه بالا می برند که این امر از میزان تسلط در انگشت گذاری می کاهد.



اجرای فاصله دوبل دهم با انگشتان اول و چهارم


 

mani24

کاربر ممتاز
3/1/5: نکاتی در اجرای گام کروماتیک

3/1/5/1: هر گاه بنا به دلایل مختلف نوازنده مصمم به اجرای متوالی دو نت با فاصله نیم پرده توسط یک شماره انگشت باشد، لازم است تا هلال داخلی انگشت به مانند فنری باز شود. طبیعی است در حالت برگشت، هلال انگشت دوباره بایستی جمع شده و انگشت به شکل هلالی اولیه خود باز گردد (مراجعه به بند:1/2/1/3).

طبیعی است انجام این تغییر در انگشت، بایستی بدون جابه جایی و حرکت دست رو به سمت جلو و یا عقب باشد.

همانند اجرای فا بکار بلافاصله پس از می بکار توسط انگشت چهارم، در گام دو ماژور و در پوزیسیون اول سیم دوم.

3/1/5/2: با توجه به نحوه نواختن این گام و استفاده متوالی نوازنده از یک شماره انگشت در اجرای فواصل، باید از آوردن فشار قائم اضافه توسط انگشتان بر روی گریف پرهیز نمود.

زیرا هر چه میزان فشار وارده از انگشت بر روی گریف بیشتر باشد به همان نسبت باز شدن هلال داخلی انگشت و یا جمع شدن آن با مشکل بیشتری انجام پذیرفته و از سرعت اجرا نیز کاسته می گردد.





انگشت چهارم در حالت طبیعی و به شکل هلالی


در این حالت، نوازنده به ناچار در تامین فواصل نیاز به تغییر محل دست به سمت جلو یا عقب پیدا کرده و از میزان عمل و نقش انگشت کاسته می گردد.

3/1/5/3: در هنگام تغییر مکان و یا حالت هر یک از انگشتان برای اجرای فواصل گام کروماتیک، بایستی از تغییر محل قرارگیری شست چپ جلوگیری نمود.

همچنین در اجرای گام کروماتیک، گاه به اشتباه ناحیه متصل به شست در کف دست توسط نوازنده منقبض می گردد که از این انقباض نا خواسته نیز بایستی جلوگیری نمود تا نوازنده دچار احساس گرفتگی در دست خود ننماید.






انگشت چهارم در حالت جلو کشیده و با هلال باز شده


3/1/5/4: از آنجا که در اجرای گام کروماتیک همواره با جابه جایی انگشتان مواجه هستیم، دقت به چگونگی اجرای صحیح ضرب آهنگ الزامی می نماید(مراجعه به تذکر-15).

الگوی شماره 1/4:

- نحوه نواختن دوبل ها:

در تمرین نواختن دوبل نت ها، باید به نکات مختلفی توجه نمود و با تمرین گام به گام این نکات به توانایی در نواختن دوبل ها دست یافت.

4/1/1: اولین نکته، بدست آوردن مهارت در آرشه کشی همزمان بر روی دو سیم آزاد و صداگیری یکنواخت و بی نقص نوازنده از ساز است. بنابراین تمرین صداگیری دوبل سیم آزاد می تواند برای آرشه های مستقل راست و چپ که به صورت کامل (از پاشنه تا نوک آرشه) نواخته می شوند، انجام پذیرد.

در اینجا بدست آوردن تسلط و مهارت در صداگیری کامل و یکنواخت از آرشه با انجام تمرین در تمپوهای پایین و پر تعداد ضربی انجام می پذیرد ( نظیر اجرای سه دوبل سیم آزاد گرد در تمپو 60 در یک طول آرشه کامل).


تذکر-18 : در رابطه با تکنیک آرشه کشی دوبل ها توسط دست راست و زوایای اعضای مختلف این دست نسبت به یکدیگر و همچنین تنه، در ادامه این سلسله مقالات و در مبحث تکنیک های دست راست، به تفضیل بحث خواهد شد و در اینجا از این به بعد تنها به نکات دست چپ توجه خواهد شد.



4/1/2: مورد بعد، بدست آوردن مهارت در اجرای یک دوبل مرکب از یک شماره انگشت و سیم آزاد مجاور آن است، در واقع در این حالت اولین تلاش دست چپ در اجرای دوبل، انجام می پذیرد.

برای این کار بایستی هر یک از انگشتان را به فواصل مختلف از شیطانک قرار داده و با سیم آزاد مجاور، تمرین انگشت گذاری دوبل را انجام داد. لازم به ذکر است که در اینجا نیزانجام تمرین در

تمپوهای پایین و پر تعداد ضربی و با آرشه های جدا برای هر دوبل، مورد نظر است.
 

mani24

کاربر ممتاز
3/1/4: نحوه تمرین مطلوب اجرای دوبل نت های مرکب از دو شماره انگشت متفاوت، اجرای هر یک از نت ها در آرشه های جداگانه و با تمپو پایین و دقت نوازنده در اجرای صحیح هر یک نت ها از لحاظ زیر و بمی و سپس اجرای دوبل مورد نظر در آرشه دیگر و با دقت در صدای حاصله از دوبل است.

برای افزایش یابی تدریجی قدرت انگشتان دست چپ در اجرای دوبل ها بهتر است در هنگام نواختن دومین نت، انگشت اول بر روی سیم باقی بماند.

4/1/4:-نحوه اجرای دوبل مرکب از یک شماره انگشت (کنت، Quinte) بر اساس روش مورد اشاره در بند شماره3/1/3/3 و بدون جابجایی جانبی انگشت بر روی گریف می باشد.

تذکر-19: بررسی اجرای دوبل های متوالی که نیازمند تغییر پوزیسیون هستند از قوانین کلی تغییر پوزیسیون دست چپ پیروی می نماید که در ادامه خواهد آمد.

تذکر-20: تنظیم صحیح فاصله عرضی سیم ها بر روی شیطانک و خرک ویولن برای تمرین و اجرای دوبل ها ضروری است.

الگوی شماره1/5:

-پوزیسیون های دست چپ


انگشت گذاری در پوزیسیون های مختلف دست چپ تابع رعایت نکات و قواعد اساسی زیر می باشد:





هم راستایی شست و انگشت اول در پوزسیون چهارم


از زاویه ای دیگر


1/1/5: در ابتدای شروع تمرینات مربوط به پوزیسیون ها، بهتر است نوازنده برای بدست آوردن درک و شناخت بیشتر از چگونگی انگشت گذاری در هر پوزیسیون و نواختن صحیح صدای نت ها، ابتدا میزان به میزان نت هایی که قابل اجرا در اولین پوزیسیون می باشند را در پوزیسیون اول نواخته و سپس در پوزیسیون مورد تمرین بنوازد (نت های واقع در خارج از محدوده پوزیسیون اول را نیز می توان در اکتاو پایین تر نواخت).







خروج انگشت اول نسبت به شست در


پوزسیون پنجم


2/1/5: در پوزیسیون های اول تا چهارم- همانطور که در مورد محل قرارگیری شست در اولین پوزیسیون در بند شماره 2/1/2 اشاره شد- شست در کناره دسته، روبروی نقطه تماس انگشت اول با گریف قرار گرفته و بهتر است تا با آن هم راستا بوده و جلوتر و یا عقب تر از آن نباشد.

3/1/5: در پوزیسیون های پنجم وششم با توجه به شکل خاص دسته ویولن، هم راستایی انگشت اول با شست برقرار نبوده و شست به تدریج به زیر دسته منتقل می گردد.








حرکت تدریجی شست به سمت زیر دسته


4/1/5: در پوزیسیون هفتم شست چپ بطور کامل در زیر دسته ویولن قرار گرفته و از این پوزیسیون به بعد به تدریج جابجایی و خروج جانبی آرنج از محل اصلی خود واقع در زیر گریف به سمت راست اتفاق می افتد و با حرکت دست به سمت پوزیسیون های بالاتر بر میزان خروج آرنج افزوده می گردد و شست به تدریج از زیر دسته به سمت خارج می چرخد.

5/1/5: نکته مورد اشاره در بند 3/1/2/3 در مورد انگشت گذاری از نیمه چپ در پوزیسیون اول در مورد سایر پوزیسیون ها هم صادق است، بدین معنا که هرگاه در امتداد درازای انگشت خطی فرض کنیم که این درازا را به دو نیمه سمت چپ و راست قسمت کند، لازم است تا نوازنده ویلون با نیمه سمت چپ نشیمنگاه سر انگشت، بر روی گریف انگشت گذارد.






چرخش کامل شست زیر دسته در پوزسیون هفتم


الگوی شماره1/6:

-تغییر پوزیسیون های دست چپ

تغییر پوزیسیون دست چپ بر روی یک سیم هنگامی که ناشی از جابجایی طولی "یک شماره انگشت" بر روی گریف از مکانی به مکان دیگر می باشد و باعث تغییر در طول تار مرتعش شونده و حصول اصوات مختلف می گردد، تابع اصول ذیل است.

1/1/6: درهنگام تغییر پوزیسیون-از پوزیسیون اول تا چهارم- مجموعه شست و دست چپ بایستی بصورت هماهنگ و همزمان با یکدیگر، از آرنج جابجا گردند و از جابجایی ناهماهنگ شست نسبت به انگشتان و دست جلوگیری نمود.





انگشت گذاری از نیمه چپ در پوزسیون هشتم



تذکر-21: گلیساندوی بالارونده سریع دست چپ که در "زمانی بسیار کوتاه" و با "گذر آنی دست" از چند پوزیسیون صورت می پذیرد، تابع این اصل نمی باشد و شست همواره با سرعت وجابجایی طولی کمتر نسبت به دست و سایر انگشتان جابجا می گردد.

در این نوع گلیساندو در صورتی که نت مبدا در اولین پوزیسیون واقع شده باشد، شست در فاصله پوزیسیون اول تا چهارم به شکل کامل به زیر دسته منتقل می گردد.

در گلیساندوی آنی بخشی از فاصله طولی مابین دو نت در پوزیسیون های مبدا و مقصد، با باز شدن هلال داخلی انگشت پیموده می گردد.




گلیساندوی آنی و باز شدن هلال داخلی انگشت سوم

2/1/6: زمان صرف شده برای تغییر پوزیسیون معمولی ما بین دو نت بر روی گریف، به ضرب آهنگ نت مطلوب در پوزیسیون مقصد مرتبط می گردد و زمان صرف گشته برای جابجایی، نباید از ضرب آهنگ نت واقع در پوزیسیون مبدا کسر گردد، خواه تغییر پوزیسیون به شکل حرکت بالارونده دست باشد و خواه به شکل پایین رونده دست.​
 

mani24

کاربر ممتاز
الگوی شماره1/7:
-پورتامنتوی دست چپ(Portamento)

ایجاد ارتباط و پیوستگی صوتی میان دو نت در پوزیسیون های مبدا و مقصد هنگامی که همراه با تغییر پوزیسیون دست چپ و ناشی از جابجایی طولی "دو شماره انگشت" متفاوت بر روی گریف می باشد را "پورتامنتو" می نامند. پورتامنتو می تواند بر روی یک و یا دو سیم مجاور صورت گیرد و دست نیز می تواند بصورت بالا رونده و یا پایین رونده بر روی گریف جابجا گردد.

1/1/7:هرگاه اجرای پورتامنتو با جابجایی بالا رونده دست چپ و همراه با تغییر انگشت شماره کمتر به سوی انگشت شماره بیشتر باشد(همانند اجرای نت سل با انگشت سوم در پوزیسیون چهارم پس از اجرای نت سی با انگشت اول در پوزیسون اول سیم لا)، این جابجایی بایستی با انتقال و لغزش انگشت شماره کمتر از پوزیسیون مبدا به پوزیسیون مقصد و سپس گذاشتن سریع انگشت شماره بیشتر بر روی گریف صورت پذیرد. (مثال فوق، با انتقال انگشت اول- سی به انگشت اول- می در پوزیسیون چهارم و سپس گذاشتن سریع انگشت سوم-سل در همین پوزیسیون انجام می گیرد.)

2/1/7: هرگاه اجرای پورتامنتو با جابجایی بالا رونده دست چپ و همراه با تغییر انگشت شماره بیشتر به سوی انگشت شماره کمتر باشد(همانند اجرای نت می انگشت دوم پوزیسیون سوم پس از اجرای نت ر انگشت سوم پوزیسیون اول سیم لا)، این جابجایی بایستی با انتقال و لغزش انگشت شماره بیشتر از پوزیسیون مبدا به پوزیسیون مقصد و سپس گذاشتن سریع انگشت شماره کمتر بر روی گریف صورت پذیرد.(مثال فوق، با انتقال انگشت سوم- ر به انگشت سوم- فا در پوزیسیون سوم و سپس گذاشتن سریع انگشت دوم- می در همین پوزیسیون انجام می گیرد.)

3/1/7: هرگاه اجرای پورتامنتو با جابجایی پایین رونده دست چپ و همراه با تغییر انگشت شماره بیشتر به سوی انگشت شماره کمتر باشد(همانند اجرای نت لا انگشت اول پوزیسیون اول پس از اجرای نت دو انگشت دوم پوزیسیون دوم سیم سل)، این جابجایی بایستی با انتقال و لغزش انگشت شماره بیشتر از پوزیسیون مبدا به پوزیسیون مقصد و سپس گذاشتن سریع انگشت شماره کمتر بر روی گریف صورت پذیرد.(مثال فوق، با انتقال انگشت دوم- دو به انگشت دوم- سی در پوزیسیون اول و سپس گذاشتن سریع انگشت اول- لا در همین پوزیسیون انجام می گیرد.)

4/1/7: هرگاه اجرای پورتامنتو با جابجایی پایین رونده دست چپ و همراه با تغییر انگشت شماره کمتر به سوی انگشت شماره بیشتر باشد(همانند اجرای نت دو انگشت دوم پوزیسیون اول پس از اجرای نت ر انگشت اول پوزیسیون سوم سیم لا)، این جابجایی بایستی با انتقال و لغزش انگشت شماره کمتر از پوزیسیون مبدا به پوزیسیون مقصد و سپس گذاشتن سریع انگشت شماره بیشتر بر روی گریف صورت پذیرد.(مثال فوق، با انتقال انگشت اول- ر به انگشت اول- سی در پوزیسیون اول و سپس گذاشتن سریع انگشت دوم- دو در همین پوزیسیون انجام می گیرد.)

5/1/7:قواعد کلی مربوط به پورتامنتو در حالتی که بین دو سیم مجاور انجام گیرد، تفاوتی با قواعدمربوط به پورتامنتو بر روی یک سیم ندارد.

تذکر-22: در تمرینات، پورتامنتو در ابتدا با ضرب آهنگ سنگین نواخته شود و نت مربوط انگشت جابه جا شونده همانند یک نت زینت نواخته شود.​
 

mani24

کاربر ممتاز
نگارنده در ادامه سلسله مقالات اصول نوازندگی ویولن؛ از میان الگوهای مختلف آرشه کشی یک راهکار مطلوب و مورد استفاده را پیشنهاد داده و اصول آن را مورد تشریح قرار می دهد. در صورت نیاز، علاقه مندان می توانند با تحقیق از چگونگی سایر روش های مختلف آرشه کشی آشنا گردند.

در اینجا باید دقت داشت که کلیه نکات تشریح شده در این سلسله مقالات در رابطه با «راهکار پیشنهادی» آرشه کشی و نکات مورد اشاره در آن، مربوط است به اصول کلی همین راهکار؛ هرچند ممکن است نوازندگان حرفه ای به شیوه ای بسیار شخصی بعضی از روش ها و اصول، این راهکار را دچار تغییراتی گردانند و به دلایل مختلف، بررسی اصول فارغ از بیان موارد استثنا خواهد بود.

برخی از اطلاعات پیش نیاز:

از پیش نیازهای آرشه کشی، آماده سازی آرشه است. در این رابطه لازم است تا نوازنده از آرشه ای استفاده نماید که از میزان موی کامل و مناسبی برخوردار باشد. در صورتی که قسمتی از موهای آرشه به علت کهنگی یا پوسیدگی ریخته باشد، استفاده از آرشه باعث تسریع در امر کج شدن آن در امتداد طولی (کمانش جانبی آرشه) و در نهایت خرابی و عدم کارایی خواهد شد.

پس از استفاده از آرشه، حتما بایستی پیچ تنظیم موی آرشه را شل نمود تا آرشه در حالت کشیدگی در زمان عدم استفاده و طولانی مدت باقی نماند و صدمه نبیند و نیز برای شروع تمرین نبایستی پیچ تنظیم را بیش از اندازه سفت نمود.

از تماس دست و انگشتان با موی آرشه باید جلوگیری نمود تا رطوبت و آلودگی دست به موی آرشه منتقل نگردد زیرا مناطقی از مو که آلوده می گردند، فاقد خاصیت جذب صمغ (کلیفون) و نیز صدادهی خواهند گردید.


از استفاده بیش از اندازه کلیفون بر روی مو باید پرهیز نمود، زیرا اول آنکه باعث می گردد قسمتی از کلیفون که بیش از اندازه بر آرشه مالیده شده به هوا برخاسته و توسط نوازنده تنفس گردد و دوم بر روی سطح ساز نشسته که این صمغ در تماس با رطوبت هوا و دست نوازنده ایجاد غشائی مزاحم بر روی رنگ ساز را خواهد نمود که تاثیرات نامطلوب بر رنگ و نیز صدای خروجی از ساز خواهد داشت و سوم ایجاد غشائی کلفت بر روی طولی از سیم که مورد آرشه کشی قرار می گیرد را خواهد نمود، این اتفاق باعث ایجاد صدایی گزنده در سیم می گردد و سیم در حالت انباشته از کلیفون کیفیت صدای واقعی خود را از دست خواهد داد، زیرا بخشی از قدرت ارتعاش وارده از آرشه بر سیم بر اثر کلفتی غشای کلیفون مستهلک خواهد گردید و سیم یک ارتعاش کامل را تجربه نخواهد نمود.

در این رابطه نیاز است تا نوازنده هر روز پس از تمرین سطح سیم ها را با مواد مخصوص نظافت سیم (string cleaner) تمیز نماید، در صورت عدم دسترسی به این مواد می توان از یک پارچه نرم استفاده نمود. بهتر است هر روز پس از تمرین، سطح سیم و ساز از کلیفون پاک شود.

هرگز برای تمیز کردن سیم از ناخن نباید استفاده نمود چنانکه برای مثال، انجام این عمل می تواند باعث صدمه دیدن سطح سیم و یا لایه های دورپیچ شده بر روی هسته سیم های نیم زه (synthetic string) گردد.

در تمیز کردن سیم، از بکار بردن مستقیم الکل با غلظت بالا که از جمله حلال های کلیفون به شمار می رود بایستی پرهیز نمود زیرا احتمال چکیدن آن بر روی رنگ ساز و صدمه دیدن رنگ ساز وجود خواهد داشت و نیز بسیاری از انواع سیم ها بر اثر استفاده از الکل به شدت مستهلک خواهند گردید.

استفاده از انواع گوناگون کلیفون ها بر یک آرشه در حالی که هنوز اثر کلیفون قبلی بر روی مو باقی است، باعث ایجاد ناهمگونی و ناهماهنگی در صدای ایجاد شده از آرشه می گردد زیرا بسته به ماهیت متفاوت خواسته سازندگان، از صمغ ها و مواد متفاوت با کیفیت های گوناگون و خواص مختلف و نیز روش های متفاوت ساخت در تولید کلیفون استفاده می گردد.

بعضی از سازندگان برای هریک از انواع سیم های مختلف تولیدی خود، کلیفون مناسب همان سیم را ساخته و جهت مصرف توصیه می نمایند که در این رابطه می توان از کلیفون مناسب هر سیم استفاده نمود.​
 

BISEI

کاربر ممتاز
ویولون ســل:



ویولنسل (Violoncello) که معمولا در زبان انگلیسی به اختصار چلو (Cello) و در حالت جمع چلی (Celli) نامیده می شود از خانواده سازهای زهی آرشه ای است. بکارگیری این ساز در تک نوازی، در گروه موسیقی مجلسی و همچنین در بخش زهی های یک ارکستر متداول است.

واژه cello، خلاصه شده ی واژه ی ایتالیایی violoncello، به معنی ویولن کوچک است. علت این نامگذاری را باید در دوران رنسانس و باروک جستجو کرد.

خانواده ی ویول، گروه سازهای آرشه ای بود که در آن دوران به جای خانواده ویولن امروزی رواج داشت. ششمین عضو این خانواده در محدوده صدایی کنترباس، violone نامیده می شد که سازی شبیه به کنترباس امروزی بود. منظور از ویولن چلو، سازی کوچکتر از ویولنِ خانواده ویول است.

ویولن چلو یا به تلفظ فرانسوی آن ویولنسل بسیار با موسیقی غربی آمیخته شده است و آنرا سازی با نزدیکترین صدادهی به صدای انسان توصیف کرده اند. این ساز عضو ثابت ارکستر استاندارد و بخش باس کوارتت زهی است و همچنین در بیشتر آنسامبل های دیگر نیز حضور دارد. کنسرتوها و سونات های فراوان برای ویولنسل نوشته شده است.
.

ویولن سل چنان بزرگتر از ویولن و ویولا است که نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین ما بین پاهای خود تکیه دهد. در حالیکه خود روی صندلی می نشیند. از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل میله ای آهنی نصب شده ( که در غیر هنگام اجرا آنرا باز می کنند یا می پیچند و به داخل جعبه سر می دهند.) و نوک آنرا روی زمین قرار دارد.
نت این ساز را در اصوات بم با کلید فا در اصوات وسط با کلید دو و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.
هرچند این ساز در موسیقی مردم پسند کم کاربرد تر است، اما در برخی از ضبط های موسیقی پاپ و راک وارد ترکیب قطعه می شود.

سوییت های سلوی باخ برای ویولنسل در زمره ی مشهورترین آثار دوره ی باروک هستند که برای این ساز نوشته شده است. دو کنسرتو در دو ماژور و ر ماژور اثر هایدن از آثار برجسته دوره ی کلاسیک برای این ساز به شمار می آیند.

همچنین می توان به پنج سونات برای ویولنسل و پیانو اثر بتهوون اشاره کرد که سه دوره مهم در تکامل آهنگ سازی او را پوشش می دهد. رپرتوار دوره رمانتیک، کنسرتو از روبرت شومان در لا مینور، کنسرتوی آنتونین دورژاک و دو سونات از برامس را شامل می شود. در دوره ی آغازین سده ی بیستم، کنسرتو در می مینور از الگار و سونات های سلو برای ویولنسل از زولتان کودای (اپوس 8) و پل هیندمیث (اپوس 25) برجسته هستند.

انعطاف پذیری این ساز در اجرا، آن را به ساز محبوب آهنگسازان نیمه دوم سده ی بیستم بدل کرد و این محبوبیت به سبب تمرکز سولیست هایی همچون زیگفرید پالم و مستیسلاو روستروپوویچ که با تمرکز بر روی موسیقی معاصر به یاری این آهنگسازان آمده بودند افزایش می یافت.


(بخشی از متن برگرفته از منبع هارمونیک میباشد.)
 

BISEI

کاربر ممتاز
ویولن:



ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.


هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.

در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.

اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.

نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.

وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.
اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند

هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.

براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب

ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.

از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.

تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.

يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.

تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.

اجداد ويولن: تير و کمان.

شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.
ویولن یک وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيباست.

قسمتهاي مختلف ويولن:
اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو

قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.

1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.

2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.

3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.

4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.



..نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.
 

farnaz*

کاربر ممتاز
دوستان ممنون از مطالبی که گذاشتید.
یه سوای دارم:
اینکه برای یادگیری ویولون شما هم از کتاب های هنرستان شروع کردید؟
استاد من از کتاب های هنرستان تدریس میکنه که 4 تا کتاب ه و 4 سال طول میکشه!
نظر شما راجع به این مدل آموزش چیه؟

دوستان نت برای ویولون تو تاپیک نت ویولون قرار بدید.
ممنون
 

Similar threads

بالا