+ پاسخ به تاپیک
صفحه 1 از 2 12 آخرينآخرين
نمايش نتايج 1 تا 10 از 16

تاپیک: اثبات عشق

  
  1. #1
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار سروش7
    رشته
    مهندسی مکانیک
    تاريخ عضويت
    2011/1
    محل سكونت
    زیر ردای بلند آسمان...
    امتیاز
    2458
    پست ها
    1,709

    Heart اثبات عشق

    اثبات عشق
    پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود... اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.

    می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست. اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم.


    تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟

    فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم : من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم.

    علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد.

    گفتم: تو چی؟ گفت: من؟

    گفتم: آره... اگه مشکل از من باشه... تو چی کار می کنی؟

    برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم.

    با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره.

    گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه.

    گفت: موافقم، فردا می ریم.

    و رفتیم ... نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟!

    سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم...

    طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره...

    یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید... اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید.

    با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس.

    بالاخره اون روز رسید. علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم... دستام مثل بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم...

    علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو ... ازم پرسید جوابو گرفتی؟

    که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی ...

    روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد.

    تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟

    اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم. مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم.

    دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری...

    گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟

    گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم...

    نخواستم بحثو ادامه بدم... دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم...

    من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم!

    نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم ...

    دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده.

    دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم. برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود. درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم.

    احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون...

    توی نامه نوشته بودم:

    علی جان، سلام

    امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم.

    می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم...

    اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه...

    توی دادگاه منتظرتم...



    یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

    عطر باران پاییزی
    هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشانه قدرت من نیست ! مسئله، خستگی از اعتماد های شکسته است . . .

    .................................................. .....................خداحافظ


  2. #2
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار Aghrab Khatoon
    رشته
    مهندسی نساجی
    تاريخ عضويت
    2009/12
    محل سكونت
    تهران
    امتیاز
    1064
    پست ها
    9,031

    پيش فرض

    پسره ی نامرد...
    لیاقت نداشته دیگه.



    www.azinwebdesign.com






    اندیشیدن یعنی اینکه آدمی گاهی با شجاعت بگوید نه...

  3. تشكرها از اين پست


  4. #3
    عضو
    امتياز
    آواتار اروریتا
    رشته
    مهندسی کامپیوتر
    تاريخ عضويت
    2011/11
    محل سكونت
    کلبه مهربونی
    امتیاز
    66
    پست ها
    67

    پيش فرض

    خیلی تکون دهنده بود ،مردا همشون همینن........................................

  5. #4
    اخراجی موقت
    امتيازامتياز

    رشته
    مهندسی معدن
    تاريخ عضويت
    2011/12
    محل سكونت
    کرج
    امتیاز
    151
    پست ها
    142

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله اروریتا نمايش پست
    خیلی تکون دهنده بود ،مردا همشون همینن........................................

    حالا دیگه همه مردا شدن آدم بدههههههههههههههههههههههه ههههههه
    بعدش میگید محدودیت بده...................

  6. #5
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار genral36
    رشته
    مدیریت
    تاريخ عضويت
    2010/7
    محل سكونت
    خوزستان
    امتیاز
    526
    پست ها
    677

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله اروریتا نمايش پست
    خیلی تکون دهنده بود ،مردا همشون همینن........................................
    جمع نبنديد ....
    منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
    منمو این عکسه کهنه که از گریم دلخور نمیشه

  7. #6
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار ???zendegi
    رشته
    مهندسی شیمی
    تاريخ عضويت
    2011/8
    محل سكونت
    شیراز
    امتیاز
    388
    پست ها
    1,014

    پيش فرض

    واااااااااای این دیگه آخر پستی مرد بوده.حیف اینجور زن باگذشتی که با اینجور مرد بی لیاقتی زندگی کنه
    آموخته ام که وابسته نباید شد
    نه به هیچ کس،نه به هیچ رابطه ای
    واین لعنتی
    نشدنی ترین کاری بود که آموخته ام.....

  8. تشكرها از اين پست


  9. #7
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتياز

    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/12
    محل سكونت
    درهمين نزديكي
    امتیاز
    350
    پست ها
    576

    پيش فرض

    خیلی خیلی ناراحت کننده بود
    هر انساني در زمين گنجي دارد كه انتظارش را مي كشد.

  10. #8
    اخراجی موقت
    امتياز

    تاريخ عضويت
    2011/12
    امتیاز
    48
    پست ها
    67

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله Aghrab Khatoon نمايش پست
    پسره ی نامرد...
    لیاقت نداشته دیگه.
    سمیرا رو برای اولین بار تایید میکنم

  11. #9
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار gelayol joon
    تاريخ عضويت
    2011/8
    محل سكونت
    هرکجا هستم باشم آسمان مال من است
    امتیاز
    957
    پست ها
    2,847

    پيش فرض

    رفتاره دختره برای اثبات عشق اشتباه بود

  12. تشكر از اين پست


  13. #10
    عضو فعال
    امتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتيازامتياز
    آواتار سروش7
    رشته
    مهندسی مکانیک
    تاريخ عضويت
    2011/1
    محل سكونت
    زیر ردای بلند آسمان...
    امتیاز
    2458
    پست ها
    1,709

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله gelayol joon نمايش پست
    رفتاره دختره برای اثبات عشق اشتباه بود
    مرسی دقیقا میخواستم از یه خانم اینو بشنوم......دوستانی که پست زدن اصلا توجه نمیکنن که استارتر این تاپیک یه مرد هستش....من نمی دونم واقعا تا کی ما میخوایم دنبال مقصر دونستن آقا یا خانم باشیم..وهمیشه به جای ریشه یابی مشگل دنبال حرفای تکراری باشیم.....این متن به صورت ایمیل واسه من فرستاده شده و باعث تاثرم شد به همین دلیل تصمیم گرفتم اونو به شکل یه تاپیک در بیارم ونظرات شما دوستان رو در موردش بدونم....خب خیلی از کاربران این باشگاه تحصیلات عالیه ای رو دارن میتونن در پیدا کردن مشگل واینکه چه چیزی باعث میشه که فردی به تعهدات عشقی وعاطفی خودش اینقد زود پشت پا بزنه کمک کنن....بازم مرسی
    یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

    عطر باران پاییزی
    هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشانه قدرت من نیست ! مسئله، خستگی از اعتماد های شکسته است . . .

    .................................................. .....................خداحافظ

  14. تشكرها از اين پست


+ پاسخ به تاپیک
صفحه 1 از 2 12 آخرينآخرين

عبارت‌های جستجو شده

راه اثبات عشق

اموزش اثبات عشق

برچسب های اين تاپیک

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  • BB code فعال است
  • شکلکها فعال است
  • كد [IMG] فعال است
  • كدهاي HTML غير فعال است