نمايش نتايج 1 تا 8 از 8

تاپیک: تست تعیین میزان عشق شما به همسر

  1. #1
    عضو فعال آواتار ar ebrahimzadeh
    رشته
    غیر مهندسی
    تاريخ عضويت
    2007/11
    محل سكونت
    کرج
    امتیاز
    1492
    پست ها
    629

    پيش فرض تست تعیین میزان عشق شما به همسر

    يك تست عاشقانه كه اندازه علاقه شما به
    همسرتان را معلوم مي كند

    آی سلام و علیکوم .همین اولش بگما یه وقت(...)
    نشید برید زن بگیریدا.....
    ایناها... روزگار منه سیاه بختو بینید. هر روز
    جنگ و دعوا ....هر روز آه
    و زاری...مگه میتونم جُمب بخورم...دارم یانگوم
    رو نیگا میکنم، میگه چرا
    همش یانگوم رو نیگا میکنی ...مگه امپراطور دریا
    چشه؟ میگم چشم نیست گوشه
    ، ولی من دوس دارم یانگومو نیگا کنم(بله از پشت
    صحنه اشاره میکنند که
    یانگوم چند هفتس تموم شده) خودمم میدونم
    ...اصلا به شما چه تو نوشته هایه
    من دخالت میکنی.

    داشتم میگفتم....میخوام برم باشگاه پرورش
    اندام ، میگه تو که اندامت
    خوبه...چی شده که باز میخوای بری باشگاه؟

    میگم باباجان واسه سلامتی ، واسه
    شادابی....خودت رو نیگاه کن شبیه کوه
    آب و برق شدی! اینو که گفتم دیدم یهو یه چیزی
    مثل کابل دکلهای همون کوه
    آب و برق خورد تو صورتم و از حال رفتم... خلاصه
    وقتی اومدم تو حال تصمیم
    گرفتم که یه تست عاشقی واستون تهیه کنم ...اگه
    تونستید توش امتیاز بالای
    50 بدست بیارید اونوقت معلوم میشه که میتونید
    یه زندگی رو اداره کنید
    وگرنه عمرا از فکر عشق و قاشقی...ببخشید عشق و
    عاشقی بیاید بیرون و
    بچسبید به کار کار کار...پول پول پول ...ها ایه....

    این تست عشقولانه شناسی به این صورت است که
    گزینه الف ، 1 امتیاز دارد و
    گزینه ب ، 2 امتیاز ،گزینه ج، 3 امتیاز و گزینه
    د نیز ، 4 امتیاز رو شامل
    میشه .خلاصه از ما گفتن اگه امتیازی زیر 50
    بیارید هیچوقت عاشق نشید



    خب آماده اید…پس
    شروع میکنیم:

    1 ـ اگه روز خواستگاری قرار شد که 4 سال تو عقد
    باشید و بعد از گذشت
    اولین سال عقدتون ، پدر زن شما بهتون گفت که :
    دستوپاچلفتی پس کی میخوای
    این ترشیه ما رو ببری خونه بخت ؟ اونوقت شما چی
    کار میکنید:

    الف: مثل پدرزن ذلیلا(پ زذ ) سرتون رو خم میکنید
    و با ترس و لرز میگید:
    آقا جون همین یه ماه دیگه دستشو میگیرم و
    میبرم.

    ب: مثل آدمهای با اعتماد به نفس تو روی
    پدرزنتون وای میستید و میگید : تو
    چی میگی دیگه یره ...اونش به خودوم ربط دِرِه
    فهمیدی یره؟!

    ج: مثل آدمهایه طناز و با رویی گشاده به صورت
    پدر زنتون نیگاه میکنید و
    میگید هنوز ترشیش نرسیده ، وقتی خوب رسید و
    ترشی لیته شد ، اونوقت برای
    مصرف خانگی حتما میبریمش خونه بخت!

    د: با چهره ای غمگین و مظلومانه به پدر زنتون
    میگید: آقا جون خودتون که
    بهتر میدونید تخم مرغ چقدر گرون شده. شما جای
    من بودید چه کار
    میکردید.مگه مرض دارم یه نون خور اضافی دنبال
    خودم راه بندازم؟

    2 ـ بر فرض اگه تونستید اون خانم رو با بدبختی
    به خونه ی بخت ببرید و
    فهمیدید که به جای دسپختِ ایشون ، همش باید
    دستپخت سیبیل کلفتای رستوران
    ها رو بخورید ، بعد این موضوع را چگونه با
    همسرتان در میان میگذارید؟

    الف ـ به شوخی بهش میگید ببین عزیزم ، من که تو
    رو الکی نگرفتم ! من تو
    رو گرفتم که واسم غذاهایه خوشمزه بپزی تا
    بخورم و چمبه بشم! وگرنه به چه
    دردی میخوری پس تو ؟! هان ؟ اصلا پاشو برو خونه
    ی ننه ات دختره ی بی هنر!

    ب ـ به خاطر گزینه ی الف یه چکش به دهانتان
    اصابت میکند و دندوناتون
    میشکند و میریزد تو حلقتون و دیگه حرفی
    نمیتونید بزنید و میرید یه پرس
    کباب از اصغر اقا میگیرید و میاید میدید
    همسرتون میل کنه....چون خودتون
    که بی دندون شدید دیگه!

    ج ـ مثل مردای خوب و( زذ) میگید چشم نوکر همسر
    گلم هم هستم ...تو
    بادمجون بخواه ! و بعد شاهد نگاه عاقل اندر
    سفیه خانمتون به خودتون
    میباشید ولی نمیفهمید و میخندید…مثلا فکر
    میکنید چقدر مرد خوبی هستید..هی
    هی هی

    د ـ به نظر من مهم عشق است . عاشق همسرم هستم و
    حتی حاضریم یه نون و
    پنیر رو با عشق بخوریم ولی به همدیگه بد نکنیم
    ، ولی خب تحمل کردن هم
    اندازه ای داره...اگه پخت و پز بلد نباشه با سگک
    کمربندم کبودش
    میکنم.....قاط بزنم هیچی حالیم نمیره !



    3 ـ اگر خدا به شما یه بچه هدیه داد و یه روز که
    از حموم در اومدید
    ببینید یهو خانمتان بچه را در مقابل چشمانتان
    گرفته و در حالی که بوی
    خوشی از بچه تان ساطع میشد ، به شما گفت بیا
    بگیر این بچتو عوضش کن چون
    خونه را بوی گند برداشته، اونوقت شما چه کار
    میکنید؟

    الف ـ میخندید و میگید آی بابا قربون بوی گندش
    بره ... میبینی خانم چه
    بچه ایه .... به باباییش رفته ! بابا فداش شه و
    بچه را میبوسید!

    ب ـ بهش با مهربانی میگید ببین عزیزم من دستام
    به کهنه ی بچه آلزایمر
    داره !....اگه به کهنه اش دست بزنم پوست دستم
    تیره میشه ! اگه پوست
    دستم تیره بشه بعد دیگه نمیتونم پول دربیارم
    واسه بچه کهنه بگیرم و
    اینطوری تمام خونه تیره میشه !

    ج ـ یه نیگاه زیرکانه و با اخم به سگک
    کمربندتون که رویه شلوارتون
    خودنمایی میکنه ، میکنید و سپس یه نیگاه به
    خانمتون...بعد اونوقت اگه
    خانمتون ترسید ، که شما برنده شدید ولی اگه
    خانمتون نیز یه نیگاه زیرکانه
    به کفگیر و قابلمه انداخت اونوقت من توصیه
    میکنم سریع به حرفش گوش بدید و
    دریغ نکنید

    د ـ میگید کور خوندی نویسنده ! من اصلا بچه دار
    نمیتونم بشم که بخوام
    کهنه اش را عوض کنم ! من هم بهش میگم خوش به
    حالت کاش من جای تو بودم !

    4 ـ اگه تو اداره نشستید و دارید کاراتونو
    انجام میدید و بعدش تلفن زنگ
    بزنه و مادرتون شما رو برای آنشب به خونشون
    دعوت کنه و وقتی میایید خانه
    ببینید که همسرتون میگه که مامانم امروز زنگ
    زد و برا امشب ما رو دعوت
    کرد ، بعد اونوقت چکار میکنید؟

    الف ـ میشینید گوشه ی اتاقتون و میزنید زیر
    گریه و به یاد روزهایه خوش
    مجردیتان می اُفتید....( خیلی بی بنیه هستید
    بابا)

    ب ـ میرید تو حیاط و بلند داد میزنید و میگید
    خداااااااااااایا من چقدر
    بدبختم آی مردم آی همسایه ها...به دادم برسید
    ...بیاید منو از دست این زن
    نجات بدید بعد در این هنگام با برخورد یک
    ملاقه به فرق سرتون از حال
    میرید

    ج ـ در این موقع خونسردیه خود را حفظ کرده و
    میگید نخیر ....فقط میریم
    خونه ی مامانم ، فهمیدی یا باز با سگک کمربند
    بیافتم به جونت و کبودت کنم
    هان؟ در این لحظه احتمالا خانمتون جلوتون
    سوسک میشه و کم میاره ....فقط
    در این لحظه سرتون رو به هیچ وجه بر
    نگردونید....شَتَرَق....ای بابا گفتم
    که برنگردونید ...حَقِته ، باز سرت با قابلمه
    اهدایی از طرف همسرت اصابت
    کرد؟ حَقِته . تا تو باشی به حرفم گوش ندی !

    د ـ ما اصلا سر این موضوعات هیچ مسئله ای با هم
    نداریم و از عصر با خانمم
    اینا میریم خونه ی مادرشون تا شب و شب واسه ی
    شام و خوردن میریم خونه ی
    مادرم اینا....اینجوری هم همسرم راضیه و هم
    مادرزنم! ( اَه اَه زن ذلیل
    بدبخت )

    اوه اوه خاک به سرم شد...دیدید چی شده ؟! فکر کنم
    همسرم پشت سرم با یه
    قابلمه واستاده و داره مطالبمو میخونه و
    عنقریبه که اگه سرم رو بر گردونم
    ، با قابلمه بکوبونه تو ملاجم....به نظر شما چه
    کار کنم...یکی نیست بهم
    بگه تو که خودت هیچی از عاشقی بلد نیستی این
    تست طرح کردنت چیه
    دیگه....حالا باید بیخیال شم ..من شما رو به خدا
    میسپارم و امیدوارم
    هیچوقت عاشق نشید

    اِ سلام به همسر گلم ...حالت
    چطو........شَتَرَق......آخ مُردَم!



    این قافله عمر عجب می گذرد
    دریاب دمی که با طرب می گذرد
    ساقی غم فردای حریفان چه خوری
    پیش آر پیاله را که شب می گذرد

    ائل دایاغی 22

  2. تشكر از اين پست


  3. #2
    عضو فعال
    رشته
    مهندسی کامپیوتر
    تاريخ عضويت
    2007/12
    امتیاز
    1359
    پست ها
    653

    پيش فرض

    نه حالا حسابي باورم شد كه راه افتادي...

  4. #3
    عضو فعال آواتار ar ebrahimzadeh
    رشته
    غیر مهندسی
    تاريخ عضويت
    2007/11
    محل سكونت
    کرج
    امتیاز
    1492
    پست ها
    629

    پيش فرض

    همشهری اون یک نفر کم بود شما هم به پر و پای ما می پیچید . وقتی ما داشتیم برای دوی قهرمانی جهان آماده می شدیم 50 درصد بچه های باشگاه هنوز بدنیا نیومده بودند. منتهی اینجا جای عرض اندام نیست.
    این قافله عمر عجب می گذرد
    دریاب دمی که با طرب می گذرد
    ساقی غم فردای حریفان چه خوری
    پیش آر پیاله را که شب می گذرد

    ائل دایاغی 22

  5. تشكر از اين پست


  6. #4
    عضو فعال
    رشته
    مهندسی کامپیوتر
    تاريخ عضويت
    2007/12
    امتیاز
    1359
    پست ها
    653

    پيش فرض

    اين حرفا چيه ميزني. آخه من انتظار داشتم شما تنور تاپيك عقايد مذهبي رو داغ نگه داري.
    راستي شما هم اهل تبريز هستي يادم نبود هواتو داشته باشم...

  7. #5
    عضو فعال آواتار ar ebrahimzadeh
    رشته
    غیر مهندسی
    تاريخ عضويت
    2007/11
    محل سكونت
    کرج
    امتیاز
    1492
    پست ها
    629

    پيش فرض

    من خانومم تبریزیه خودم مال قره ضیاالدین ( شهرستانی بین خوی و ماکو) هستم .
    در ضمن در اون موارد هر آن و هر کسی بخواد در خدمت هستم.
    این قافله عمر عجب می گذرد
    دریاب دمی که با طرب می گذرد
    ساقی غم فردای حریفان چه خوری
    پیش آر پیاله را که شب می گذرد

    ائل دایاغی 22

  8. #6
    عضو فعال آواتار آذرتاش
    رشته
    مدیریت
    تاريخ عضويت
    2010/3
    محل سكونت
    ایران
    امتیاز
    315
    پست ها
    334

    پيش فرض

    برو بالا

  9. #7
    عضو فعال آواتار *mana
    رشته
    مهندسی کامپیوتر
    تاريخ عضويت
    2010/3
    محل سكونت
    زیر آسمان آبی خدا
    امتیاز
    1218
    پست ها
    823

    Question

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله آذرتاش نمايش پست
    برو بالا
    و [ اهل كتاب به مردم مؤمن ] گفتند : يهودى يا نصرانى باشيد تا هدايت يابيد . بگو : بلكه از آيين ابراهيم يكتاپرست و حق گرا [ پيروى مي كنيم نه از آيين تحريف شده شما كه عين گمراهى است ] و او هرگز از مشركان نبود . « 135»

    قطره ی 105(به کوری چشم دشمنان ولایت)
    :

  10. #8

    پيش فرض

    رو این حساب باید قید عاشق شدن رو بزنم و 4 تا دختر بیگناه رو بی سرو سامون کنم
    دلم به حالشون میسوزه همشون میترشن

تاپیک های مشابه

  1. تست میزان شایستگی شما برای مدیریت
    توسط fahimeh_n در تالار مدیریت
    پاسخ ها: 11
    آخرین ارسال: 2014/5/23, 09:34 AM
  2. تست تعیین کننده میزان خوشبختی شما پس از ازدواج
    توسط mi.ab.kr.ir در تالار آزمون های روانشناسی
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2011/10/03, 08:51 AM
  3. آزموني براي تعيين تيپ شخصيت شما
    توسط Niima در تالار گفتگوی آزاد
    پاسخ ها: 71
    آخرین ارسال: 2011/6/30, 10:57 AM
  4. با تست استرس میزان استرس خود را بسنجید
    توسط sepide_86 در تالار تالار عکس
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2008/7/11, 11:36 PM

عبارت‌های مرتبط

عشق به همسر

عشق به شوهرتست علاقه به همسرتست عشق به همسرتست همسر تست عشق همسرتست میزان عشق نامزدهاتست میزان علاقه به همسر

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •