* بررسي وضعيت کشاورزي ارگانيک در ايران*
بر اساس گزارشهاي منتشرشده، کشاورزي ارگانيک در سطح جهان در سالهاي گذشته در اكثر مناطق جهان از جمله کشورهاي درحال توسعه به سرعت در حال گسترش بوده و روشهاي اجرايي توليد، نظارت و صدور گواهي بهطور دائم بهبود يافته و مردم در بسياري از جوامع بهويژه در کشورهاي توسعه يافته از مزاياي غذاي سالمتر و با کيفيت بالاتر برخوردار شدهاند، گفتنيست كشاورزان جوامع روستايي بهخصوص در کشورهاي درحال توسعه از سود مناسب و ارزش صادراتي اين محصولات بهرهمند شدهاند.
طي نتايج بررسيها و جستجوهاي صورت گرفته از منابع اينترنتي اطلاعات دقيقي از توليد محصولات ارگانيک ايران وجود ندارد اين درحاليست که کشور ما داراي پتانسيل بسيار بالايي در اينباره است.
*بررسي وضعيت توزيع سموم و کودهاي شيميايي*
عدم مصرف سموم و کودهاي شيميايي در توليد محصولات از بارزترين خصوصيات کشت ارگانيک است. بررسي ميزان سموم شيميايي توزيع شده طي دو دههي اخير در کشور نشان مي دهد که طي دورهي 80-1362 سالانه بهطور ميانگين 28038 تن از انواع سموم شيميايي توزيع شدهاست که بالاترين ميزان سموم توزيع شده در اين دوره در سال 1369 بوده است.
لازم به توضيح است توزيع سموم پس از اين سال سير نزولي داشته است و از سال 1373 تا پايان سال 1380 ميزان سموم توزيع شده همواره پايينتر از ميانگين سموم توزيع شده طي دوره مورد بررسي(80-1362) بوده است (نمودار 7 مقايسه ميزان سموم شيميايي توزيع شده طي سالهاي 1362تا 1380).
صرف نظر از ميزان کل سموم توزيع شده، ترکيب سموم مصرفي نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ ترکيب سموم مصرفي در کشورهاي توسعه يافته جهان شامل17 درصد حشرهکش، 35 درصد قارچکش و 48 درصد علفکش و از سوي ديگر در کشورهاي درحال توسعه شامل 50 درصد حشرهکش، 35 درصد قارچ کش و 15 درصد علفکش است. با توجه به آثار سوء سموم حشرهکش بر سلامت و محيط زيست ميزان مصرف سموم حشرهکش در کشورهاي توسعه يافته تفاوت بسيار چشمگيري با کشورهاي در حال توسعه دارد، اين کشورها با استفاده از ساير روشهاي مبارزه با آفات همانند مبارزهي بيولوژيک و کشاورزي ارگانيک همراه با حفظ محصول، مصرف سموم علفکش را کاهش دادهاند اما متاسفانه در کشورهاي درحال توسعه چنين تحولي انجام نشده است.
در كشورما با اجراي سياست مصرف بهينه کود و سم و جايگزيني آن با ساير روشهاي غيرشيميايي، مصرف سموم کاهش محسوسي داشته است اما اين موضوع بر ترکيب مصرف سموم تاثير محسوسي نداشته بهنحويکه در سالهاي 78-1376 ترکيب سموم شامل 9/48درصد حشرهکش ، 1/18 درصد قارچکش و 33 درصد علفکش بوده است (جدول10 مقايسه تركيب مصرف سموم شيميايي در ايران و جهان).
در طي سه سال اول برنامه سوم توسعه (81-1379 ) ترکيب مصرف سموم بصورت 7/43درصد حشرهکش ، 6/28درصد قارچکش و 7/27درصد علفکش پيش بيني شد اما عملکرد سالهاي 81-1379 نشان ميدهد اين نسبتها به 2/48درصد حشرهکش 7/16 درصد قارچکش و 1/35درصد علفکش تغيير يافته است و همچنان نسبت مصرف حشرهکش بالاست.
بررسي ميزان کودهاي شيميايي توزيع شده طي سالهاي 81-1368 نشان مي دهد که روند توزيع کودهاي شيميايي طي اين دوره در حال افزايش بوده و بهطور متوسط طي اين دوره ساليانه 2292 هزارتن انواع کودشيميايي در کشور توزيع شده است؛لازم به توضيح است درسال 1381 بالاترين ميزان کود شيميايي به ميزان 3114 هزارتن بوده است(نمودار 8 مقايسه ميزان كودهاي شيميايي).
بررسي ميزان کودهاي شيميايي توزيع شده طي سالهاي 81-1368 نشان مي دهد که روند توزيع کودهاي شيميايي طي اين دوره در حال افزايش بوده و بهطور متوسط طي اين دوره ساليانه 2292 هزارتن انواع کودشيميايي در کشور توزيع شده است؛لازم به توضيح است درسال 1381 بالاترين ميزان کود شيميايي به ميزان 3114 هزارتن بوده است(نمودار 8 مقايسه ميزان كودهاي شيميايي).
پرداخت يارانه به سموم و کودهاي شيميايي منجر به آن ميشود که کشاورزان رغبت چنداني به استفاده از ساير روشهاي مبارزه با آفات, امراض و علفهاي هرز نداشته باشند.
براساس آمار موجود پرداخت يارانه سموم و کودهاي شيميايي درسالهاي 80- 1368 بهطور متوسط ساليانه 378 ميلياردريال يارانه جهت کودهاي شيميايي، سموم و بذر به دستگاههاي مباشر پرداخت شده است.
با اين وجود عدم آگاهي و دانش توليدکنندگان در زمينهي چگونگي استفاده از سموم از نظر ميزان و زمان مصرف (در نظر گرفتن دورهي کارنس سموم) باعث شدهاست که مصرف کنندگان از طعم ناخوشايند برخي از ميوهها و سبزيجات که ناشي از مصرف بيش از حد سموم مي باشد اظهار نگراني كنند. باوجود آنکه نگراني بيشتر مصرف کنندگان بهدليل طعم نامطلوب محصولات کشاورزي است اما متاسفانه آگاهي عمومي از اثرات تجمعي سموم جذب شده در بدن و اثرات نامطلوب و زيانبار آن که منجر به بيماريهاي خطرناک ميشود در سطح پاييني است.
درحاليکه اشتياق به مصرف محصولات ارگانيک بهدليل نگرانيهاي روز افزون از آلودگيهاي محصولات رايج و محيط زيست رو به افزايش بوده و بازار صادراتي چنين محصولاتي در ميان جوامع با سطح رفاه بالا توسعهي فراواني يافته؛ اما در کشور ما حرکت ملموسي براي برنامه ريزي، هدايت و حمايت از اين روش توليد به چشم نميخورد و کشاورزان از اين مزيت مناسب و کل جامعه از موقعيت بهبود تغذيه، بهداشت و محيط زندگي خود محروم ماندهاند؛ اين درحاليست که در کشور ما بهدليل شرايط خشک محيطي و فراواني نيروي کار، توليد محصولات ارگانيک اقتصاديتر و آسانتر از بسياري از مناطق ديگر جهان بهنظر ميرسد.
ثبت اين صفحه